هفته نامه مشکان 35

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

۳۵

 

سال اول ـ شماره 35 ـ شنبه 27 اسفند 1384

 

(تنها) اعضای محترم گروه مشکان منتظر ویژه نامه نوروزی مشکان روز دوم فروردین ماه 85 باشند

 

 

حرف اول:

 

دلم هميشه مي‏خواسته كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه‏اي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ مي‏خواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و مي‏خواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم،

ولی افسوس........

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

لحظه‌شماري براي حمله آمريکا!

 

فرشاد مهدي‌پور

آمريکا مي‌خواهد به ايران حمله کند؛ اين شايعه را سال‌هاست که شنيده‌ايد و اين روزها بيشتر از پيش. شايعه‌اي که ممكن است رنگ و بوي حقيقت هم بيابد، به ويژه وقتي وزير خارجه آنان مي‌گويد: «ما از سوي هيج کشوري به‌اندازه ايران به چالش کشيده نشده‌ايم. ايران با سياست‌هايش خاورميانه‌اي را توسعه مي‌دهد که 180 درجه با آنچه ما مي‌خواهيم تفاوت دارد...» احتمال حمله نظامي آن‌ها و متحدانشان را بايد جدي گرفت؛ جديتي بيش از شايعاتي که اين روزها در افواه عمومي شنيده مي‌شود.

 

راه طي شده

آمريکا در گذشته نيز به ايران حمله کرده است؛ آنچنان که تاريخ و اعترافات رسمي گواهي مي‌دهد حداقل در دو مورد، سربازان ايالات متحده به رويارويي مستقيم با سربازان پارسي آمده‌اند: اول حمله به طبس و دوم حمله به سکوهاي نفتي، کشتي‌ها و هواپيماهاي ايران در خليج فارس.

اين دو مورد بدون درنظر گرفتن طراحي ده‌ها شبکه جاسوسي، حمايت از کودتاهاي نظامي، پشتيباني از گروه‌هاي برانداز و... است، که مي‌توان به آن فهرست بلند فشارهاي سياسي و اقتصادي سالهاي گذشته را افزود.

اين همه در حالي است که جز ماجراي گروگانگيري، که صدمه‌اي به آمريکاييان در بند نزد، هيچ استناد محکمه پسندي درباره حمله متقابل ايران به آمريکا وجود ندارد و در ‌اندک مواردي هم که آنها کوشيده‌اند رد ايراني‌ها در حملات به برج‌ها و پادگان‌هايشان بجويند، چندان کاري نتوانسته‌اند از پيش ببرند.

 

شعله‌اي قديمي

جنگي که اين روزها صجبت از وقوعش مي‌رود، اگر نگوييم آتش زير خاکستري است که ردش به روزهاي کودتاي 28 مرداد مي‌رسد، لااقل واضح است که روايت جدالي بيست و هفت ـ هشت ساله است. گلوله‌اي که در بهمن 57 شليک شد، بارها کمانه کرده است و به نظر مي‌رسد چون بهمني بزرگ در حال بزرگ و بزرگتر شدن است تا از اوج کوه، فرود آيد.

ايرانيان دژ ژاندارم آمريکا را ويران کرده و برخلاف نظر وزير خارجه خوشبين کارتر (سايرونس ونس)، برژينسکي زيرک (مشاور امنيت ملي کارتر) درست مي‌ديد که اين انقلاب نه تنها شاه، بلکه موجوديت آمريکا را نشانه رفته بود.

 

سيرت و صورت

جوهره انقلاب اسلامي، ستيزي آشکار با صورت نظام سلطه را آغاز کرده و همه نظرسنجي‌ها در ممالک مختلف شرقي نشان مي‌دهد که صدها ميليون نفر از مردم جهان، آمريكا را شيطان بزرگ مي‌دانند.

شايد برخي بگويند: اما در خود ايران چنين نيست، آمريکايي‌ها که بيايند، همه برايشان کف خواهند زد و ميدان محسني را گلباران خواهند کرد و... ميدان محسني همه ايران نيست، ايرانيان هم مي‌دانند که دواي دردشان را کاخ سفيدي‌ها نمي دانند و همان‌ها که مي‌دانند، مي‌پذيرند که انقلاب چنين سيرتي داشت و دارد؛ و فرق است ميان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي؛ که اگر چنين نبود، همه در شعارهايشان بازگشت به ارزشهاي آن انقلاب را فرياد نمي کردند.

 

روز نبرد

آنچه را رايس عيان گفته، بازتابي است از سه دهه ستيزه جويي انقلاب اسلامي با نظم نوين. ستيزه‌اي که به ما آموخته که اگر به‌اندازه کافي در برابر آمريکا بايستيم، آن کشور از موضعش کوتاه خواهد آمد و ديگر آنکه به معاهده‌هاي بين‌المللي چندان نبايد دل بست، چرا که «آمريکا در تعامل با کشورهايي که برايش مهم هستند، تعهدات خود را ناديده مي‌گيرد» (اين حرف‌ها را جوزف سيريسيونه از اعضاي مؤسسه صلح بين‌المللي کارنگي در واشنگتن بر زبان آورده است).

 

جنگ حقيقي؟

آن پير چيزهايي را مي‌ديد شفاف و باز مي‌گفت: «آنچه كه من مي‌فهم و احتمال زياد مي‌دهم اين است كه آمريكا نه دخالت نظامي در ايران مي‌خواهد بكند و نه حصر اقتصادي ... لكن از راه اساسي‌تر پيش آمدند و آن راه اين است كه ما را از باطن خودمان آسيب‌پذير كند و ما را بگنداند از باطن خودمان؛ از اول هم بنايشان بر همين معناست ... شايد اين صحبت‌هايي كه در خارج مي‌كنند به اين كه ما دخالت نظامي مي‌كنيم يا حصر اقتصادي مي‌كنيم شايد براي اين معنا باشد كه اذهان ما را منحرف كنند آن طرف و از آن چيزي كه در كشور خودمان دارد مي‌گذرد غافل كنند. شما غافل از اين شياطين نباشيد كه اينها مطالعه كرده هستند... اينها مطالعه كردند نه ده سال و نه نه سال، در طول تاريخي كه راه پيدا كردند، مطالعه كردند... اين (حرف‌ها)مال حالا نيست، اين‌ها از سابق كه راه باز كردند دنبال اين قضيه هستند».

او (حدود بيست سال پيش) معتقد بود: از خارج هيچ ترسي نداشته باشيد، از داخل خودمان بترسيد از اين كه با توطئه‌ها شما‌ها را از هم جدا كنند. حواسمان باشد، چه بسيار دام‌ها نهاده و دانه‌ها پاشيده شده؛ بايد سخت مراقب تنگه احد بود.

 

خــبـــر

 

حمله تروریستی به خودروهای عبوری در محور «زابل ـ زاهدان»

 

تلاش پلیس برای دستگیری عاملان حمله تروریستی به 6 خودرو عبوری در محور «زابل ـ زاهدان» و به شهادت رساندن 21 تن از هموطنان و مجروحیت 7 تن دیگر ادامه دارد.

سردار مومنی، معاون عملیات نیروی انتظامی در خصوص این حادثه به ایسنا گفت: ساعت 22 و 30 دقیقه شب گذشته در محور «زابل - زاهدان»، اشرار در حمله بیرحمانه به خودروهای عبوری 21 تن از هموطنانمان را به شهادت رساندند.

وی افزود: این اشرار با استفاده از تاریكی شب با عبور از مرز افغانستان به ایران رخنه كرده و به طور شبانه با كمین كردن در یكی از نقاط محور «زابل - زاهدان» با مسدود كردن جاده، مسافرین بی دفاع را مورد حمله قرار داده و 21 تن را كشته و تعداد 7 تن را به شدت مجروح كردند.

به گفته سردار مومنی، به دنبال این حادثه نیروهای پلیس به منطقه رفته و در این میان عوامل گروهك تروریستی متواری شدند. همچنین مجروحان این حادثه نیز توسط مرزبانان به بیمارستان منتقل شده و جست‌وجوی نیروهای پلیس با محاصره كردن منطقه جهت دستگیری این جنایتكاران آغاز شده است.

معاون عملیات ناجا اضافه كرد: همچنین بنا بر اخبار اولیه، فرماندار زاهدان نیز جزء مجروحان این حادثه بوده است.

گفته می‌شود، اعضای مرتبط با گروهك تروریستی در یك كمین كور، به گروهی از مهمانان كنگره شهدا كه در منطقه برگزار شده بود و در حال مراجعت بودند، حمله كردند.
 

فرمانده ناجا: اكیپهای زمینی و هوایی برای شناسایی عاملان حادثه تروریستی اعزام شدند

از سوی دیگر در پی این حادثه، سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی نیز با اشاره به اقدامات تروریستی اخیر در محور «زابل ـ زاهدان» گفت: با بكارگیری تلاش ماموران‌ انتظامی با اعزام اكیپهای زمینی و هوایی، عملیات شناسایی عوامل حادثه تروریستی آغاز شده است.

سردار احمدی‌مقدم اظهار كرد: با توجه به این كه حادثه تروریستی سامرا، كه علاوه بر هتك حرمت به عتبات عالیات در پی ایجاد اختلاف و به راه‌انداختن منازعات قومی و مذهبی در عراق رخ داد، هدف این حمله تروریستی نیز با توجه به نوع عملیات كه به طور عمده هموطنان فارسی زبان و شیعه را مورد هدف قرار داد، به منظور ایجاد اختلاف و منازعات قومی و مذهبی در منطقه به وقوع پیوست.

وی از هموطنان ساكن در منطقه اعم از شیعه و سنی خواست تا با هوشیاری از رسیدن بیگانگان به اهداف سوء جلوگیری كنند.

 

قائم‌مقام وزیر كشور: شهدا و مجروحان از شهروندان و مسافران بودند

 

همچنین در همین رابطه محمدباقر ذوالقدر، قائم‌مقام وزیر كشور نیز با تأیید خبر شهادت و مجروح شدن تعدادی از اهالی استان سیستان و بلوچستان در پی راهزنی مسلحانه‌ اشرار اظهار كرد: پنج‌شنبه‌شب تعدادی از اشرار مسلح، محور مواصلاتی «زابل – زاهدان» را مسدود، چند دستگاه خودروی عبوری را متوقف و مسافران را از خودروها خارج كرده و آنها را به گلوله بستند كه در نتیجه تعداد 22 تن از آنها شهید و 6 تن نیز مجروح شدند اما از سرنوشت 12 تن دیگر از مسافران اطلاعی در دست نیست.

وی محل وقوع این حادثه را در 90 كیلومتری زابل اعلام كرد و افزود: شهدا و مجروحان این واقعه، شهروندان منطقه و مسافران بودند.

به گفته‌ ذوالقدر، هدف اشرار از این جنایت، سلب آرامش و امنیت این نقطه از استان كه تا كنون هیچ‌گونه ناامنی در آن مشاهده نشده، بوده است.

قائم‌مقام وزیر كشور همچنین یكی دیگر از اهداف مسببان این جنایت را فتنه‌انگیزی و تحریك اختلافات قومی و مذهبی در استان خواند و از مردم منطقه خواست آرامش و هوشیاری خود را حفظ و از دست زدن به هر اقدام تلافی‌جویانه خودداری كنند.

وی همچنین با بیان این‌كه طبق تحقیقات به عمل آمده، اشرار بعد از ارتكاب این جنایت به افغانستان و از آنجا به درون پاكستان گریخته‌اند، اعلام كرد: از مسوولان این دو كشور درخواست كرده‌ایم تا با برخورد با عاملان این جنایت، در تامین بهتر امنیت منطقه مشاركت كنند.

ذوالقدر تصریح كرد: مجازات سنگینی در انتظار عاملان این جنایت است.

 

نماینده‌ زاهدان: اشرار شبانه به افغانستان گریخته‌اند

 

دكتر حسینعلی شهریاری، نماینده‌ مردم زاهدان در خانه ملت در گفت‌وگو با ایسنا،افزود: متاسفانه تعدادی از اشرار شب گذشته جاده‌ی زابل – زاهدان را با لباس مبدل نیروی انتظامی و خودرو و امكاناتی شبیه نیروی انتظامی به بهانه‌ كنترل كارت شناسایی و كنترل خودروها بسته‌اند.

وی ادامه داد: اشرار جلو چشم زنان و كودكان، مردان را از خودرو پیاده می‌كنند و دست‌ها و چشم‌های آنها را می‌بندند و در فاصله‌ بیست متری از محل، آنها را ناجوانمردانه به رگبار می‌بندند و بیست و یک تن را به شهادت می‌رساند.

شهریاری در خصوص دستگیری اشرار، گفت: متاسفانه مانند گذشته خاك افغانستان و پاكستان حیات خلوتی برای اشرار و ضد انقلاب شده كه آنها شب گذشته بعد از انجام عملیات ناجوانمردانه خود، شبانه به افغانستان گریخته‌اند.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت بیست و هشتم

 

ادامه داستان

یوسف همچنان به دعا و مناجات با خدا در چاه مشغول بود و در آن تاریکی وحشتناک چاه از خدا یاری می طلبید .برادران که از کرده ی خود احساس گناه می کردند (یا بر این اساس که معمولا آنکس که مرتکب جنایتی شده پس از ان به صحنه ی جنایت باز می گردد )هر روز به کنار چاه می آمدند و از ان بالا یوسف را می دیدند که زنده است یا مرده؟و آیا کسی او را برده یا خیر. پس از سه روز که یوسف در چاه بود برادران دیدند کاروانی از دور می آید و به چاه نزدیک می شود .آنان در گوشه ای خود را به کاری مشغول کردند اما دورا دور نظر داشتند ببینند چه می شود

آن قافله ایستاد و رئیس آن کاروان شخصی را مامور کرد تا برای کاروانیان از چاه آب بیاورد .آن مامور هم از همه جا بی خبر سطل آب را در چاه انداخت و ناگهان یوسف که در عمق چاه (درنهانگاه آن )ایستاده بود دید طنابی مقابلش است .چنین بود که این کودک قهرمان جستی زد و طناب را گرفت .مامور آب به خیال این که سطلش از آب پر شده طناب را بالا کشید و ناگهان دید سطل اب خالی است و کودکی از آن آویزان. با خوشحالی فریاد زد : این یک غلام است و من برده ای یافته ام

( همه ی این ها خواست و لطف خدا بود و اجابت دعای این کودک معصوم که کاروانی از آنجا بگذرد و تشنه شود و آب طلب کنند و طناب در چاه اندازند و یوسف نجات یابد.)

کم کم گروهی از کاروانیان از این امر آگاه شدند  ولی آن فرد برای آنکه دیگران با خبر نشوند و خودش بتواند این کودک  زیبارا بعنوان غلام در مصر بفروشد  و او را در پشتش مخفی کرد

برادران یوسف سریع پیش آمدند و گفتند این غلام ماست که فرار کرده و به چاه پناه برده (برادری خود را کتمان کردند )و حاضریم او را به بهای اندک بفروشیم .و چنین هم کردند و آن شخص او را خرید . (این که چرا آنان غلامی را ((یوسف را ))به بهای بسیار کم فروختند شاید به این بر گردد که معمولا دزدان و کسانی که سرمایه ی هنگفتی را بی زحمت بدست آورده اند از ترس این که دیگران بفهمند آن را بی معطلی و ارزان می فروشند .)نوشته اند که یوسف را بیست درهم فروختند .وقرآن می فرماید :(آنان این معامله را با بی اعتنایی انجام دادند .)و قطعا مقصودشان کسب درآمد نبوده بلکه می خواستند مطمئن شوند کاروانیان او را با خود به مصر می برند و قضیه شکل طبیعی تر به خود بگیرد  و البته برای همیشه !!از دستش راحت شوند

 

کسی که با خداست غریب نیست

 

در اینجا اتفاقی شایان توجه می افتد که بازحکایت از معرفت بالای یوسف در آن سن وسال دارد .وقتی کاروانیان قصد حرکت کردند یوسف را در پشت بار های خود قرار دادند و راه افتادند .یکی از برادران که شاید عاطفه ی برادریش کمی تحریک شده بود یا از کرده و عمل خویش احساس گناه می کرد جلو رفت و به خریدار یوسف یا قافله سالار گفت:این کودک غریب است لطفا با او مدارا کنید

قبل از آن که قافله سالار پاسخی دهد یوسف که شاهد توصیه ی برادرش بود رو به او کرد و گفت :لیس مع الله غربه   کسی که با خداست غریب نیست (برای کسی که با خداست غربتی وجود ندارد .)این در شرایطی است که یک کودک ده ساله در چنگال کاروانیانی است که از کنعان (فلسطین کنونی )عازم مصرند .یوسف هیچکس را نمی شناسد  و با ظلم برادران مجبور شده  خانواده و پدر و شهر و دیارش را ترک گوید. قطعا در چنین سن و سالی باید به شدت احساس غریبی کند اما او که با ظرفیت فراوان خویش تعالیم پدر را آموخته ودرک کرده با این بیان زیبا با دیگر معرفت بسیارش را نشان می دهد

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

وبلاگ: پرچین راز

 

بهار

 

وقتی میان پرچین های شب

اولین گل شب بو به خنده نشست

تمام راز های شب به سپیده سوگند خوردند

و صبح

که اقاقی با دستان نوازشگر نسیم شکفت

و بهار نارنج به سپیدی نشست

و تمام قاصدکها دسته دسته برای تبریک پریدند

نگاهی به پرستو ها کردم

که سبزترین ترانه ها را

نثار چشم های خسته زمستان میکردند

بهمین سادگی و زیبایی ...  آمد

 

بهار مبارک

بهترین سبزترین و زیباترین آرزوها رو براتون دارم

 سوگند

 

 

 

طــنــز

 

شايعات نوروزي

 

شنیده میشود- البته ما با جفت گوش هاي خودمان نشنیده ایم. اما برخی ها گفته اند که شنیده اند – برخی از نهاد ها، سازمانها و ارگانهای دولتی برنامه های خود را در سال 85 به شرح زیر اعلام کرده اند:

 

شهرداری تهران:

1-طرح زوج و فرد کردن ساکنان تهران برای کاهش هرچه بیشتر آلودگی هوا!

2-حل مشکل ازدیاد موشهای تهران از طریق غیر گربه ای ( احتمالا از طریق عقیم سازی موشهای به همت و کمک سازمان دام پزشکی کشور)

3-تصمیم جدی برای اتمام مترو تهران ظرف چند سال آینده

سازمان هواپیمایی کشوری:

1-خرید 40 فروند هواپیمای خوب از کشور هایی مثل سوریه و کوبا و ونزوئلا و با حتی بولیوی

2-برخورد قاطع با هرگونه عامل جوی که موجب سقوط هواپیماها بشود

3-و بالاخره آرزوی شبانه روزی برای سلامتی و بهروزی و شادکامی کلیه مسافران.

وزارت نفت:

1-صادرات نفت

2-واردات بنزین

3-شعار علیه مافیای نفتی با صدای بلندتر

4-احداث خط لوله انتقال گاز به تمام مناطق جهان در صورتی که هند بی معرفت بازی در نیاورد.

سازمان میراث فرهنگی

1-حمایت از کسانی که میگویند جلو تخریب هفت – هشت – ده – دوازده درصد الی بیشتر تخت جمشید را بگیرید.

2-بازرسی از تمام الاغهای مناطق مرزی برای جلوگیری از خروج قاچاق زیر خاکی ها

3-کمک به ساخت هزاران طرح عمرانی در کنار آثار باستانی به منظور توسعه همه جانبه کشور ( طبق سند چشم انداز بیست ساله )

4-چاپ صدها هزار پوستر تمام گلاسه و رنگی با مضامین ملی و میهنی با زبان انگلیسی برای حفظ هرچه بیشتر آثار باستانی

وزارت کشور:

1-فکر کردن به اینکه کشور نیاز با امنیت دارد

2-برنامه ریزی برای پیروزی در انتخابات سال 85 ( هر چه تلاش کردیم نفهمیدیم منظور پیروزی چه کسانی و در کدام انتخابات است)

3-مهرورزی به مردم

سازمان مبارزه با مواد مخدر

1-پرداخت... پول ( ما نتوانستیم صفر هایش را بشماریم) به دو باشگاه استقلال و پیروزی برای مبارزه هرچه بیشتر با مواد مخدر

۲-تعقیب و انهدام گروههايي که سرنگ در اختیار معتادان قرار میدهند

۳-پیگیری و نظارت همه جانبه بر پارکها، میادین، چهاراه ها، پلهای سر گذر تا مبادا کسی در ملاء عام مواد مصرف کند.    

منبع = گل آقا

 

 

 

 

دیــنــی

 

چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را غریب می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

 

با وجود همه تأکیدات عقلی و نقلی بر وجوب شکر نعمت های الهی، متأسفانه بسیاری از آنها مورد بی توجهی قرار می گیرد و در این میان، نعمت های بزرگ تر، بیشتر کفران می شود. در میان مخلوقات خدا از ابتدای خلقت تا انتهای آن هیچ کس به اندازه پیامبر اکرم و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین بر گردن مردم حق ندارد. ایشان مالک و واسطه همه نعمت های مادی و معنوی هستند و اگر انسان از نعمت وجودی ایشان محروم ماند تفاوتی با حیوان و گیاه ندارد. با این همه حق این سرچشمه فیض الهی هیچ گاه ادا نشده است و بدین علت «مکفر» نامیده شده اند. انسان ها از کسانی که بیشترین حق را بر گردنشان دارند کمترین قدردانی را کرده اند و آنها را مورد بی توجهی قرار داده اند.

بیشتر مردم، حتی شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام با حقوق ایشان بطور کامل آشنا نیستند و معمولا عنایتی به ضرورت شکرگزاری از این نعمت بی مانند الهی ندارند. و در دنیای ما پیامبر و ائمه علیهم السلام خصوصا مولای عزیزمان حضرت مهدی ارواحنا فداه مکفر و غریب هستند. برای این منظور معانی مختلفی از غربت ایشان را مورد توجه قرار می دهیم.

1ـ امام ناشناخته

قدر ناشناخته بودن» یکی از معانی رایج غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایسته شخصی است وجود نداشته باشد او را می توان غریب دانست.

به همین ترتیب اگر یک واسطه خیر شناخته نشود و مردم ندانند که نعمت ها و برکات از جانب چه کسی به آنها رسیده است به سبب این نادانی، شکر نعمت او را چنانکه شایسته است ادا نمی کنند و لذا او غریب می ماند.

از طرف دیگر اگرولی نعمت شناخته شود ولی به خاطر بی توجهی یا به عمد از او قدرشناسی لازم نشود، کفران نعمات صورت می گیرد و این کفران نعمت به نوعی دیگر به غربت او می انجامد. نعمت حضرت ولی عصر سلام الله علیه یک نعمت عام و فراگیر است و همه خلایق را در برمی‌گیرد. چون همه موجودات از نعمت وجود ایشان بهره‌مند می شوند، بنابراین شکر نعمت وجود اما باید به گستردگی خود این نهمت فراگیر باشد.

چونانکه در حال حاضر بر روی کره زمین، اکثر مردم اصلا اما زمان را نمی شناسند، یعنی نمی دانند میزبان و ولی نعمت آنها کیست؟ بر سر سفره او نشسته و نان و نمک او را می خورند اما هیچ گونه شکرگزاری نسبت به ایشان انجام نمی دهند. چون اصلا ایشان را نمی شناسند نا ضرورت شکر آن را بدانند.

غربت امام زمان عجل الله تعالی له الفرج در بین عده دیگر مشهودتر و ناگوارتر است. این عده اقلیتی هستند که خدای منان امام زمان ارواحنا فداه را به آنها شناسانده است و آنها می دانند که آن حضرت حجت خداست و به آن اذعان دارند؛ لذا در زمره شیعیان قرار می گیرند، ولی قلبا قدرشناس حضرتش نیستند. این معنا از غربت امام دقیقا به مشکور نبودن آنان برمی گردد.

از طرف دیگر اکثر افراد عادی که معلومات چندانی درباره دین ندارند و مطالعات و شنیده های دقیق و صحیحی درباره امامت و اوصاف امام ندارند و هیچ ضرورتی هم برای مطالعه در این باب احساس نمی کنند؛ در حالی که همین افراد برای انجام امور دنیوی نهایت دقت را به خرج می دهند، از افراد خبره و آگاه در انجام امور کمک می گیرند، ولی نسبت به امور معنوی بی تفاوت هستند و برایشان ارزشی ندارند و حال آنکه در انجام این امور باید کوشید و برای انجام آن باید راهنما داشت. امام باقر علیه السلام در باب ضرورت رجوع به خبره و راهنما در مسایل دینی در مقایسه با امور دنیوی می فرمایند

ای ابوحمزه! یکی از شما که می خواهید چند فرسخ دور شوید راهنما می گیرید، در حالی که تو نسبت به راه های آسمان در مقایسه با راه های زمینی ناآگاه تر هستی پس برای خود دلیل و راهنما بجوی.

ادامه دارد....!!!

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (14)

 

ـ فتوبلاگ چیست و چگونه می‌توان یک فتوبلاگ ساخت؟

 

فتوبلاگ همان‌طور که از نامش پیداست، وبلاگی است که در آن عکس قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر فتوبلاگ، یه وبلاگی گفته می‌شود که در آن، حرف اول را عکس می‌زند، هر چند که در این وبلاگ توضیحات متنی نیز وجود داشته باشد. در فتوبلاگ‌ها اکثرا افراد، عکس‌هایی را که با دوربین خود گرفته‌اند، قرار می‌دهند و توضیح کوتاهی هم در مورد آن، در زیر عکس می‌نویسند. از آن‌جا که در فتوبلاگ‌ها عکس، حرف نخست را می‌زند و معمولا هم افراد، عکس‌های جالب خود را برای قرار دادن در فتوبلاگ انتخاب می‌کنند، فتوبلاگ‌ها از محبوبیت خاصی در میان خوانندگان وبلاگ‌ها برخوردار هستند. طرز ساخت فتوبلاگ نیز ساده می‌باشد و شما بسادگی می‌توانید یک فتوبلاگ شخصی برای خود داشته باشید. اگر شما دارای هاست و دامین شخصی می‌باشید، می‌توانید از سیستم‌های مدیریت محتوای برای این‌کار استفاده کنید. به عنوان مثال می‌توانید از برنامه Movable Type استفاده کنید. به این صورت که یک وبلاگ جدید در آن بسازید و با کمی دستکاری در قالب و کدها، یک فتوبلاگ تر و تمیز برای خودتان ایجاد کنید. (اگر از این روش برای ساخت فتوبلاگ استفاده کردید، در نظر داشته باشید که صفحه اول فتوبلاگ خود را زیاد سنگین نکنید و تعداد محدودی عکس در صفحه نخست آن قرار دهید. به طور مثال قرار دادن آخرین عکس با سایز معمولی و سایز کوچک چندین عکس ماقبل، در صفحه اول، می‌توانید انتخاب مناسبی برای شما باشد) و در حالت دیگر، چنانچه دارای هاست و دامین شخصی نمی‌باشید، می‌توانید از سایت‌هایی که برای این منظور ایجاد شده‌اند، استفاده کنید. به عنوان مثال شما با ثبت‌نام در سایت http://www.flickr.com می‌توانید به طور رایگان یک فتوبلاگ تر و تمیز برای خودتان دست و پا کنید. فقط کافی است در آن عکس آپلود کنید! علاوه بر این سایت، سایت‌های مختلف دیگری هم هستند که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. کافیست یک جستجوی کوچک در گوگل انجام دهید، تا به لیستی از این‌گونه سایت‌ها دست یابید.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل

saheledoosti@yahoo.com

 

 

 

حرف آخر:

 

خدايا!  روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، توبه من آرامش بده

خسته ‏ام، دل‏شكسته‏ام، احساس می کنم آن بنده ای نبودم که توانسته باشم رسالت بندگی خودرا انجام دهم

احساس خوبی ندارم زمان گذشته ومن هنوز دروادی اولم

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

نسل سوم 19

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

 

نـسـل سـوم

(۱۹)

 

 

شماره  نوزدهم ـ سه شنبه 23 اسفند 1384

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چیز سلام!

 

سلام كن بابايي!

 

صادق مهدي غفراني

 

هفته پيش، درست وقتي كه دانشجوهاي سراسر كشور به كوچه و خيابان ها ريخته بودند و در اعتراض به توهين به مقدسات و مواضع كشورهاي غربي در خصوص انرژي هسته اي ايران تجمع و تحصن برگزار مي كردند، درست در همان ثانيه ها طيف اقليت تحكيم وحدت همايشي را در دانشگاه تهران برگزار مي كرد كه موضوع اصلي آن پيدا كردن علل و ريشه هاي «به خواب رفتن جنبش دانشجويي» بود!

تحكيم وحدتي ها مثل هميشه رفته بودند سراغ بابانوئل هاي مهرباني كه هميشه كادوهاي شنگول و منگولي توي كفش هايشان مي گذاشتند و از افرادي مثل عبدالكريم سروش و كديور براي سخنراني دعوت كرده بودند.

آن روز سخنرانان در حالي از غم و غصه پنچر شدن جنبش دانشجويي سر و صورت خودشان را ناخن مي كشيدند كه صداي شعارهاي تجمع كنندگان از حياط غربي دانشگاه به وضوح در سالن به گوش مي رسيد و كسي نبود كه سرجايش بلند شود و بپرسد اين مرده به خواب رفته چرا اينقدر سر و صدا دارد؟!

خبرنگار يكي از سايت هاي خبري در گوش من مي گفت ياد جوك آن بابايي افتادم كه از او پرسيدند چرا سياه پوشيدي؟ گفت پدر زنم مرده، پرسيدند چرا سر و لباست خاكي اند؟ گفت چون وقتي مي خواستيم دفنش كنيم مقاومت مي كرد!

¤ ¤ ¤

چند روز پيش در خبرها آمده بود دو نفر از اعضاي تحكيم وحدت (طيف علامه) كه سال گذشته به انگلستان پناهنده شدند، اين هفته در سناي امريكا و در همايش «افق هاي دموكراسي در ايران» سخنراني كرده اند!

يكي از آنها به نمايندگان سنا گفته بود: حمله نظامي به ايران نمي تواند پاسخگوي نگراني جامعه جهاني از برنامه هاي اتمي ايران باشد زيرا حكومت ايران از جنگ استقبال مي كند و قرباني اصلي چنين حمله اي مردم و جنبش دموكراسي خواهي آنان خواهد بود.

مي داني، اين خبر من را ياد يك صحنه از سريال ميرزا كوچك خان جنگلي انداخت. جايي كه نيروهاي سردار سپه مقر مخفي جنگلي ها را پيدا كردند و دخل شان را آوردند و آخر ماجرا معلوم شد كه يكي از خود جنگلي ها به نام «دكتر حشمت» با گرفتن وعده تحصيل در دانشگاه هاي انگلستان، به همه خيانت كرده و چرخ هايش را فرستاده هوا!

به قول شاعر:

فسانه گشت و كهن شد حديث اسكندر

سخن نوآور كه نو را حلاوتي ديگر است

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

 

تیتر یک

يكي گفته بود جنبش دانشجويي در كماست؛

خونه ها هشيارن، كوچه ها بيدار

 

روزهايي كه گذشت به خصوص هفته گذشته براي دانشجوها و دانشگاه ها هفته داغ و اكتيو و پر جنب و جوشي بود.

بعد از ماجراي انفجار در سامرا و كاريكاتورهاي نشريات دانماركي و اروپايي و موضع گرفتن برخي از اروپايي ها در حمايت از اين اقدامات، بروبچ دانشگاهي اولين گروهي بودند كه نسبت به اين حوادث واكنش نشان دادند و با برگزاري راهپيمايي در قم و تهران اين حركات را غيرانساني و غيرمنطقي اعلام كردند.

اما يكي دو روز بعد اين مسئله شكل ديگري پيدا كرد و به طور كاملاً خودجوش و با حمايت نهاد رهبري، روز يكشنبه همان هفته كلاس هاي درس دانشگاه هاي سراسر كشور تعطيل شد و در عوض تمامي دانشگاه ها تبديل به پاتوقي براي به راه افتادن دسته هاي عزاداري و تجمعات اعتراض آميز و تحصن ها و... شد. در تهران بسياري از اين گروه هاي دانشجويي از دانشگاه هايي مانند صنعتي اميركبير، تهران، صنعتي شريف، آزاد، مذاهب اسلامي، خواجه نصير و علامه طباطبايي به طور كاملاً خودجوش و از پيش تعيين نشده از دانشگاه هاي خود خارج شدند و به شكل و قيافه دسته هاي عزاداري شب هاي محرم به سمت سفارت انگلستان- نماد كشورهاي صهيونيستي و رفيق فابريك گاگول هاي دنيا- حركت كردند.

براي ما كه از صبح جلوي سفارت مستقر شده بوديم، جالب بود. نزديك نمازظهر و عصر كه شد، هر لحظه از يكي از سوراخ سمبه هاي خيابان فردوسي يك گروه از دختر و پسرهاي دانشجو وارد خيابان مي شدند و خودشان را به جلوي سفارت مي رساندند و قطره قطره...

آخر سر هم جمعيت چند هزارنفري دانشجوها شيعه و سني روي همان زمين ايستادند و نماز وحدت خواندند. عكاس ها و فيلمبردارهاي داخلي و خارجي هم مثل مور و ملخ دور و بر دانشجوها مي گشتند و از آنها تصويربرداري مي كردند.

ناگفته نماند كه آن روزها بازار باران بيانيه ها و اطلاعيه هاي تشكل هاي سياسي و غيرسياسي و مستقل و غيرمستقل و روابط عمومي ها و نهادهاي رهبري دانشگاه ها و اساتيد و سازمان ها هم داغ داغ بود.

آنقدر داغ كه روزنامه ها و رسانه ها براي انتشار تمام آن ها جا كم آورده بودند.

در روزهاي بعد از آن هم تجمعات و راهپيمايي هاي فراوان ديگري در برابر سفارتخانه هاي اروپايي و محوطه دانشگاه ها و صحن حرم ها و امامزاده ها برگزارشد كه آنتيك ترين نكته تمام آن ها خودجوش بودن و دانشجويي بودن آنها بود.

و همه و همه اين ها در حالي اتفاق افتاد كه در روزهاي قبل تر از آن بارها از برخي در مورد مرگ جنبش دانشجويي و يخ زدگي جنبش دانشجويي و به كما رفتن آن شنيده بوديم و شنيده بوديم كه بعضي ها براي اين جنبش بدبخت، فاتحه هم خوانده اند و...

شايد و شايد جنبش دانشجويي به معني نردبان شدن دانشجو و تاتي تاتي كردن يقه سفيدها بر روي شانه و گردن دانشجوها و گول مالي كردن سر و كله آنها، ور افتاده باشد و در كما رفته باشد و سكته دو آتيشه كرده باشد و حتي مرده باشد اما لااقل روزهايي كه گذشت خيال همه را راحت كرد كه جنبش تيتر يك دانشجويي هم چنان و حتي انرژيك تر از قبل، مي جنبد و مي جنباند تمام دنيا را!

دست نوشته هاي دل ...

 

خفته در خاك

 

مي خواهم با تو سخن بگويم

از اهرام

راويان سي قرن انتظار

از جغرافياي زخم

و از زمين كه گاهواره دردهاي نيلي ست

از (دون خوان)

و از سرخپوستان

اين نسل مظلوم

كه تعداد كشتگانشان از زنده ها بيشتر است

از قتل عام ساكنان شهر مهتاب

و هجوم نئون

از سازمان فريب

(اين زيست گاه گرگهاي گرسنه)

و تراش مجسمه عدالت

با ضمانت هميشگي مؤسسه (وتو)

مي خواهم با تو سخن بگويم

زان پيشتر كه قامت وجدانم را بردار كنند

از استوا كه چونان خنجريست كه از گلوگاه مي گذرد

و از نصف النهار كه قلب را به دو نيم كرده است

و از عشق

كه جوانمرگي خفته در خاك است...

احمد پاشايي از تهران

 

یادادشت

 

كلاه هسته اي بر سر آمريكا

 

اين همه لطف، محبت، ارادت و... خب ديگه اين آمريكاي بدبخت چي كار كنه تا عشقش رو به ما اثبات كنه و ما آنقدر مرگ بر آمريكا نگيم؟

بده آنقدر نگرانمونه كه نميخواد مبادا، خداي نكرده، زبون دشمنم لال ما مرضهاي هسته اي بگيريم! ما كه نمي دونيم انرژي هسته اي چقدر خطرناكه حالا ميخواد بمب بشه يا نشه اصلاً هركسي كه در مورد انرژي هسته اي بدونه خودش براي خودش يه پا بمبه و صد البته بمب بودن خيلي واسه سلامتي ضرر داره بعد هم از اونجايي كه اين مرض واگيرداره ممكنه كشورهاي ديگه هم دچار بشن و بعد همه آدمهاي دنيا مرض هسته بگيرند اونوقت آمريكاي حيوونكي چه جوري يه تنه با اين همه تروريست مبارزه كنه و مرضشون رو ريشه كن كنه؟

بده داره پيشگيري ميكنه كه اپيدمي نشه؟ حالا كه يكي پيدا شده كه آنقدر فداكاره كه حاضره جون خودش رو به خطر بندازه و انرژي هسته اي توليد كنه و بعد در اختيار ضعيفترها قرار بده كه اونها ديگه دستوشون آلوده نشه ما قدر نمي دونيم و هي عين بچه جيغ و داد مي كنيم كه ما خودمون ميخوايم درست كنيم!

آخه چرا لجبازي ميكنيم؟ بچه (آمريكا) رو دق داديم آخر از دست ما ميره يكي از كلاهك هاي هسته اي اسرائيل و برمي داره ميزنه تو سر خودش ها!

هان؟ ميپرسي پس چرا موظب سلامتي عزيز دردونه اش اسرائيل نيست؟ اولاً كه به ما چه مگه قرار ما همه چي رو بدونيم؟ دوم اينكه اين نشون دهنده اوج فداكاري آمريكاست كه براي نجات دنيا فقط از خودش و بچه اش مايه ميذاره! ديدي هيچي نميفهميم؟

بيچاره!! تازه خبر نداري كه اگه قبول كنيم كه انرژي هسته اي نداشته باشيم چقدر به نفعمون ميشه كه چون اين يه قدم بزرگ ميشه براي اينكه حذف هرگونه «هسته» مثلاً 4واحد درسي فيزيك هسته اي و آزمايشگاه يا كلاً از واحدهاي درسي فيزيكيها حذف ميشه يا به همشون مفتكي بيست ميدن.

كتابهاي هسته دار از كتابخونه ها جمع ميشه و كلي فضا باز ميشه براي كتابهاي ديگه.
دست آخر تو يه عمليات ضربتي تمام ميوه هاي هسته دار بدون هسته به بازار ارائه ميشه اونوقت ميدوني چقدر راحت ميشيم! هلو بدون هسته! زردآلو بدون هسته! موز بدون هسته! هندوانه بدون هسته، هرچند هندونه تخمه داره، به هر حال خداكنه اون رو هم حذف كنن!

ها! ديدي چقدر هسته نداشتن چيز خوبيه؟ حالا هي برو داد بزن بگو: «انرژي هسته اي حق مسلم ماست!»

مريم آزموده فر

 

سه‌شنبه بازار

 

لقب «ژوپيتر» بلورين

 

در برخورد با شركت هاي هرمي، قوه قضائيه كوتاهي مي كند.

يكي از نمايندگان مجلس، كه تاكنون بيشترين اظهارنظرها در رسانه ها را درباره شركت هاي هرمي نظير «گلدكوئيست» داشته، با اشاره به تصويب قانون برخورد با اين گونه شركت ها در مجلس و تأييد آن توسط شوراي نگهبان اظهار داشت: قوه قضائيه در برخورد با شركت هاي هرمي، كوتاهي مي كند.حميدرضا كاتوزيان كه چندي پيش، برخي رسانه ها از دست داشتن خود وي در يكي از نمونه هاي ايراني گلدكوئيست، خبر داده بودند، اين شايعه را تكذيب و اظهار كرده: مسئول شركت مذكور را تنها يك بار در حاشيه يكي از نشست هاي شوراي شهر ديده بودم و هيچ گونه مراوده اي با وي نداشتم.عضو فراكسيون اصولگرايان در مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به وظيفه قوه قضائيه در اجراي مصوبه مجلس در زمينه جلوگيري از فعاليت چنين شركت هايي، با نام بر دن برخي از آنها گفت: فعاليت اين گونه شركت ها مورد سؤال جدي است و به احتمال قوي، مشمول قانون مصوب مجلس هستند؛ بنابراين، از قوه قضائيه انتظار مي رود در قبال چنين فعاليت هايي، تصميم گيري عاجل و جدي كرده و اجازه سوءاستفاده از ثروت مالي و معنوي اين مملكت را به آنان ندهد.

 

مدال «در اين مكان جن وجود دارد» بلورين

 

بوش در به در دنبال داماد مي گردد.

بوش براي نخستين بار درباره آينده دختران خود زبان به سخن گشود و گفت: «هر كه مي خواهد دخترانم را از من خواستگاري كند بايد به دفتر كارم در كاخ سفيد مراجعه كند و علت خواستگاري خود را توضيح دهد.»

به نوشته «جمهوري اسلامي»، رئيس جمهورآ مريكا با بازارگرمي براي دختران خود و با استفاده از شهرتش، قصد دارد تا در اين مدت باقي مانده از دوران رياست جمهوري اش، هر طور شده داماددار شود، اما او با اين سخنان، جوانان عزب آمريكايي را به دردسر انداخته زيرا مشخصات دامادهاي آينده خود را هنوز مشخص نكرده است. با اين حال گفته مي شود سربازان آمريكايي حاضر در عراق كه كينه عميقي نسبت به بوش دارند، تمايل شديدي را از خود براي اين كار نشان داده اند.

البته در ليست نامزدهاي تصدي اين پست، اسامي چند ايراني مانند هخا و بهروز دلقك هم به چشم مي خورند!

فقط بيچاره نوه هاي جرج خان كه هميشه بايد با پيف پيف كردن به استقبال پدربزرگ با سواتشان بروند.

 

تنديس «فراري گوله مي ره» بلورين

 

علي افشاري و اكبر عطري، دو تن از اعضاي سابق دفتر تحكيم وحدت، در سناي آمريكا سخنراني كردند.

به گزارش بي بي سي در اين نشست، علي افشاري عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت كه چند ماه پيش از ايران گريخت در صحبت هاي خود گفت: حمله نظامي حتي به طور محدود آن نمي تواند پاسخگوي نگراني جامعه جهاني از برنامه هاي اتمي ايران باشد، زيرا به گفته او حكومت ايران از جنگ استقبال مي كند و قرباني اصلي چنين حمله اي مردم ايران و جنبش دمكراسي خواهي آنها خواهد بود.

سخنران بعدي اكبر عطري، ديگر عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت بود كه حدود سه سال پيش از ايران فرار كرد.

وي با مروري بر شكل گيري جنبش اصلاحات در ايران گفت كه در ابتدا چنين تصور مي شد كه امكان اصلاح نظام ايران در چهارچوب محدوديت هاي موجود وجود داشته باشد و به اين ترتيب محمد خاتمي از آستانه دانشگاه با شعار جامعه مدني و حكومت قانون قدم به كاخ رياست جمهوري گذاشت.

 

عنوان «هزار راه نرفته» بلورين

 

پسراني كه با دختران معلول ازدواج كنند از نظام وظيفه معاف مي شوند!

معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي با اعلام اين مطلب گفته: براساس قانون جامعه حمايت از معلولان در صورت ازدواج پسر سالم با دختر دچار يكي از انواع معلوليت ها، زوج از خدمت سربازي معاف مي شود.كاظم نظم ده گفته: براساس قانون مستمري خانواده معلولان بايد حداقل معادل يك سوم حداقل حقوق پرداخت شود. در صورتي كه هم اكنون مستمري پرداختي به بيماران رواني مزمن ماهيانه 20 تا 25 هزار تومان و معلولان از 10 هزار تومان است.

هرچند كه هرچقدر سازمان بهزيستي امكانات و تسهيلات در اختيار معلولان قرار دهد بازهم جا براي خدمت بيشتر وجود دارد و شكي در آن نيست اما اين طرح آخري يعني همان معافيت از سربازي، با توجه به عطشي كه در بين بسياري از مشمولان خدمت براي معاف شد ن از آن وجود دارد و فراواني شيادهاي فرصت طلبي كه در حول و حوش اين سوژه دائماً دم تكان مي دهند، به نظر مي رسد كه نوعي بي احترامي و آنتي خدمت به دختران معلول باشد!

 

نشان «گورباباش» بلورين

 

افراد ناشناس قبر «حسين المجيد» پدر صدام، رئيس جمهوري مخلوع عراق را در تكريت منهدم كردند.

يك منبع پليس عراق به خبرگزاري رسمي اين كشور «نينا» گفت: صداي انفجارهاي متعددي در ساعت 20:6 بامداد سه شنبه در اطراف گورستان تكريت شنيده شد و به دنبال آن پليس در محل انفجار حاضر شد و مطلع شدند كه قبر «حسين المجيد» پدر رئيس جمهوري سابق عراق را به طور كامل منهدم كرده اند.

اين منبع افزود: پليس بمب هاي دست سازي را يافته است كه در اطراف قبر كار گذاشته شده بود و منجر به فروريختن ساختمان بنا شده روي قبر گرديد.

صدام حسين در اوايل سال 2002 مسجدي را بر قبر پدرش در تكريت بنا كرد و در آن زمان نيروهايي از دستگاه امنيتي را براي حفاظت از آن اختصاص داد.خلاصه هيچي ديگه، گور باباي صدام رفت هوا! به اميد روزي كه خود اين گوريل خان هم با پدر گور به گورشده اش محشور شود و ما هم در عزاي رفتنش بشكن بزنيم و بزن و بكوب بتركانيم.

 

هفته نامه مشکان 34

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

 

۳۴

 

 

سال اول ـ شماره 34 ـ شنبه 20 اسفند 1384

 

 

حرف اول:

 

خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها 

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

 

 تصـویـر روز

 برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

 

گزارش ویژه هفته

 

گرايش روزافزون دختران آمريكايي به حجاب

 

علاقه رو به افزايش دختران جوان نيويوركي به پوشيدن لباس‌هايي كه بخش‌هاي بيشتري از بدن را بپوشاند و كمتر آنها را در معرض ديد ديگران قرار دهد، توجه محققان را به خود جلب كرد.

به نقل از پايگاه اينترنتي گروه تحقيقاتي IG كه يك گروه تحليل آماري در مركز نيويورك است، يافته‌هاي محققان اين گروه نشان مي‌دهد كه نسل جديد جوانان دختر نيويوركي برخلاف نسل‌هاي قبلي علاقه‌ چنداني به خودنمايي و پوشيدن لباس‌هاي بدن‌نما ندارند.

«ملسيا لاويجن» از محققان اين گروه در توضيح اين تحليل‌هاي آماري گروه خود مي‌افزايد: از نظر ما آمارهاي دريافتي از نسل جوان ما دختران نيويورك حاكي از آن است كه مردم به پوشيدگي بيشتر روي آورده‌اند.

او مي‌افزايد: علت اصلي اين امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بي‌بند و باري است كه در چند سال اخير با شعار همه چيز مي‌گذرد رايج شده بود و اكنون در عكس‌العمل به آن موج بي‌بند و باري گرايش به پوشيدگي بيشتر در ميان دختران جوان و نوجوان اوج مي‌گيريد.

لاويجن معتقد است كه پس از چندين سال از اوج فرهنگ خودنمايي و لباس‌هاي كوتاه و بدن نمايي كه افراد را در كمترين ميزان پوشش قرار مي‌داد، اكنون مردم به دنبال چيز متفاوتي هستند؛ چيزي كه ديگر آن قدر بدن نمايانه نباشد.

محققان اين گروه دليل ديگر اين روي آوردن دختران جوان را تمايل آن‌ها به داشتن كنترل خويش و راحت بودن از آزار ديگران مي‌دانند و اضافه مي‌كنند: به طور كلي گرايش به مذهب، رفتن به كليسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومي بي‌بندوباري علامت آن است كه نسل جوان قصد دارد كه خودش بر خود كنترل بهتري داشته باشد

 

 

خــبـــر

 

توزيع علني پازل تصاوير عريان براي كودكان ايران!

 

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در غفلت مسئولان فرهنگي، به تازگي، پازل‌هاي حاوي تصاوير عريان نيز به صورت رسمي وارد كشور شده و به فروش مي‌رسد.

اين پازل‌ها توسط يك شركت ايراني وارد شده كه نمايندگي يك شركت آلماني و يك شركت دانماركي را در ايران در اختيار دارد و حاوي تصاوير عرياني است كه در دسترس كودكان ايراني قرار گرفته است.

توليد بازي‌هاي رايانه‌اي و نيز اسباب‌بازي‌‌ها و سرگرمي‌هاي وطني، از جمله مسئوليت‌هاي مهمي است كه بايد مورد توجه مسئولان فرهنگي قرار گيرد.

پروژه عروسك‌هاي «دارا و سارا» هم كه توسط كانون پرورش فكري با تبليغات وسيعي با اين هدف انجام شد، به دليل برجسته‌تر شدن اهداف اقتصادي در مقايسه با اهداف فرهنگي، مورد انتقاد خانواده‌هاي ايراني قرار گرفته است.

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت بیست و هفتم

 

و اما راه حل عملی دروغ

 

      همان است که انسان مشارطه    مراقبه     و محاسبه کند. با توجه به آنچه گفته شد   هر روز تصمیم بگیرد (با خود شرط کند)تا اخر شب دروغ نگوید  و مدام در طول روز به خود توجه دهد که چه عهدی با خود بسته است  و از زبان خود مراقبت کند و شب هنگام   محاسبه کند که عملکردش چگونه بوده؟ و تا چه اندازه موفق بوده است.

فردا باز هم شرط کند و با خود عهد کند که تا شب دروغ نگوید و این بار سعی کند نمره ی بهتری بیاورد و جدی تر باشد .مداومت در این کار عادت زشت دروغ را به کلی در انسان از بین می برد

شخصی نزد پیامبر عزیزمان آمد و عرض کرد من به چهار گناه بزرگ آلوده ام  که یکی از آنها دروغ است  و سه گناه دیگر را نیز بر شمرد سپس گفت من حاضرم بطور جدی و مردانه یکی از این چهار گناه را برای خاطر شخص شما کنار بگذارم اما بقیه اش را خیر. کدام را ترک کنم؟  حضرت فرمودند :دروغ نگو

او هم پذیرفت  . پس از آن  هرگاه خواست گناهی از سه گناه دیگر را مرتکب شود  در دل گفت اگر کسی بفهمد من چنین گناهی می کنم  در صورت اقرار به گناه  و اعتراف به آن که رسوا و بد نام می شوم  و اگر هم کتمان کنم  که دروغ گفته ام  و عهدم را با پیامبر شکسته ام . چنین بود که بواسطه ی ترک دروغ خطا های دیگر را نیز ترک کرد

چنان که گفته شده است:اگر همه ی بدی های عالم و خطا ها را در اطاقی جمع کنند و درب آن را ببندند کلید آن دروغ است 

دروغ هیچ دستاوردی ندارد و اگر هم به حسب ظاهر با دروغ به یکی از خواسته هایمان برسیم  بیشتر در جهت نابودی چیزی عمل کرده ایم  که با دستیابی به آن خواسته در جستجویش بوده ایم .تنها دستاورد دروغ این است که مورد غضب خدا و اولیا خدا قرار می گیریم   خفت و خواری و بی اعتباری را  به جان می خریم   دوزخ را برای خود تدارک می بینیم و خود را از نعمت های بی پایان بهشت موعود خدا محروم می کنیم .

تصمیم بگیریم که اگر  به دروغ آلوده ایم آن را ترک کنیم . که کلید هر شر و بدی است

 

ادامه ی داستان

 

وقتی برادران یوسف به پدر گفتند که یوسف را گرگ خورده و پیراهن خون آلود را به او نشان دادند   یعقوب پیامبر که البته همه چیز را با چشم باطن می نگریست  یقین پیدا کرد که آنان دروغ می گویند . پدر پیراهن را با چشمان اشک آلود در بغل گرفت و از ظلمی که به این کودک ده ساله شده بود  سخت متاثر گشت . سپس رو به پسران کرد و فرمود : نفس شما این کار را برای شما تزئین و آراسته کرده   من صبر جمیل می کنم  و ناسپاسی خدا نمی کنم  و از خداوند در برابرآنچه شما می گوئید یاری می طلبم

*************************

نکته ی زیبا در این جا این است که اساسا یکی از خدعه ها و نیرنگ های نفس آدمی این است که کار زشت را در نظر انسان زیبا جلوه می دهد  تا انسان را به انجام آن ترغیب کند .

این جا خوب است که به بعضی از فریب های نفس در آراستن زشتی ها اشاره کنیم

کودکی نوبت کسی را در صف نانوایی می گیرد  و خود را با هزار حیله در جلوی صف قرار می دهد و سریع نان می خرد .نفس می گوید:( آفرین بچه ی تیز و زرنگ)

یکی سیگار می کشد و نفس می گوید:ای بابا سیگار که مهم نیست  به من آرامش می دهد

دیگری حشیش می کشد   نفس می گوید::ای بابا حشیش که اعتیاد ندارد  تفننی و تفریحی می کشیم 

یکی شراب می خورد نفس می گوید:جایی شنیده ام برای معده خوب است   اصلا زیادش بد است  من که مست نمی کنم 

یکی در مجلس عروسی گناه می کند  نفس می گوید : یک شب که هزار شب نمی شود

جوانی با جنس مخالف طرح دوستی می ریزد و نفس می گوید : من که قصد بدی ندارم  یک ارتباط پاک است   نباید تعصب به خرج داد 

کسی را مسخره می کنیم و دلش را می شکنیم . نفس می گوید : می خواهیم یک کم بخندیم . شوخی است

 مراقب باشیم که نفس مدام به دنبال توجیه اعمال زشت  و تزئین و آراستن آن است

گناه   گناه است و  هیچ توجیهی نمی پذیرد

 این ها همه خدعه های نفس است .

اکنون دقایقی به خود و رفتارمان توجه کنیم!آیا به کار نا شایستی آلوده هستیم که نفسمان آن را برایمان آراسته است؟

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

وبلاگ: پرچین راز

 

چند ورق کاغذ سیاه

 

چند ورق کاغذ سیاه

و باز شکست بغض بی صدای من

شروع قصه چشمهای بارانی من

و دستهای همیشه خسته من

چند ورق کاغذ سیاه

و رقص خاطرات رویایی من

در اوج آسمان تنهایی من

و در فراز آن هر شب سیاه

پراست ازسکوت سرد و بی ستاره من

چند ورق کاغذ سیاه

و رقص پوچ و خیالی قاصدک خیال

و شکفتن همه آرزوهای محال

چند ورق کاغذ سیاه

تمام دلخوشی سرد و بی صدای یک خیال

 

سوگند

 

 

طــنــز

 

حافظ جان!!!

 

« در همه ديرِ مغان نيست چو من شيدايي

خرقه جايي ، گروِ باده و دفتر ، جايي »

حافظا! بود تو را خرقه و دفتر به گرو

كارمندان كه ندارند چنين دارايي!

پيرهن پاره و شلوار به پا بدتر از آن

ثروت و مكنتِ ما هست دو تا دمپايي!

گر شوي زنده و دعوت بپذيري از ما

چند روزي تو ز شيراز به مشهد آيي،

بايد اوّل بدهي قول كه مانندِ حقير

مرد و مردانه روي توي صفِ نانوايي!

تا نيفتي عقب از صف بنهي جايِ خودت

يك سبد جايي و پيتِ حلبي در جايي!

گر كه عمرِ تو تلف مي گشت اندر صفِ شير

كي سرودي غزلِ نغزِ بدان زيبايي؟!

چشم و گوش تو چه آسوده و راحت بودند!

در زمانت ، نه صدا بوده و نه سيمايي!

فكرِ بيرون شدن از خاك مكن، حافظ جان!

خوش بياساي كه آسوده در آن دنيايي!

گر بياييّ و بيايند به مهماني تو

عمّه و خاله و دختر عمو و زن دايي،

با حقوقِ كم و اجناسِ گران، بي ترديد

نتواني بخري جز كدوي حلوايي!

زان كه بر مرغ و پنير و كره و گوشت و برنج

بر سرِ چوب بود قيمتِ وحشت زايي!

مرغ در لاي چلو گرچه لذيذ است؛ ولي

ما كه اين هردو نداريم چه مي فرمايي؟!

 

از وبلاگ: نازک بین

 

 

دیــنــی

 

پیامی از امام علی (ع) به عصر ها و نسل ها

 

خطبه 38 نهج البلاغه در معنای شبهه:

« شبهه را از آن روی شبهه گفته اند که به حق شباهت دارد، هر چند باطل است. ولی دوستان خدا بدان گرفتار نشوند که چرا یقین در دست دارند و رهبرشان هدایت و رستگاری است. اما دشمنان خدا را ضلالت و گمراهی، بدان فرا می خوانند و راهنمایشان کوری است. نه آن کس که از مرگ بترسد از مرگ رهایی خواهد یافت و نه آنکس که دوستدار زیستن جاوید است از عمر ابدی بهره مند گردد.»

علامه جعفری گوید:

دو نوع عمده در پدیده ها و سخنان شبهه ناک وجود دارد که توجه به آن دو ضرورت دارد:

1ـ شبهه های طبیعی: همه ما می دانیم که حق و باطل در حیات بشری همواره و در همه ی موقعیت ها با آن وضوح و صراحت نمودار نمی شوند که برای هیچ کس جای تردید و شک و شبهه نماند. دخالت نیت ها و هدف گیری های درونی که نمود عینی در گفتارها و کردارها و سایر شؤون بشری ندارند از عوامل بسیار رایج و متداول بروز شبهه هاست. نارسائی الفاظ در بیان مقاصد واقعی و کاملاً مشخص فیزیکی دیگر از عوامل فراوانی شبهه می باشد. در این نوع از شبهات مادامی که تقصیری در تشخیص حق صورت نگیرد، تنها ضرری که خواهیم دید، ضرر محرومیت از حق است، که به جهت نادانی برای ما وارد خواهد گشت.

2ـ القاء شبهه و مشتبه ساختن عمدی حقایق است که یکی از دلایل خبث و پلیدی تبه کاران محسوب می شود و به اضافه ی ضرر محرومیت از حق که به انسان های ناآگاه وارد می شود، عامل سقوط بوجود آورنده ی شبهه را نیز فراهم خواهد ساخت. اما اولیاء خدا در موقعیت های شبهه ناک با روشنایی یقین حرکت می کنند و راهنمای آنان طریقه ی هدایت است و اما دشمنان خدا، در این موقعیت ها دعوت به گمراهی می کنند و راهنمای آنان نابینایی است.

نور یقین بزرگترین عامل روشنایی انسانی در تاریکی های شبهات برای اولیاء ا... است. مقصود از یقین در اینجا آن انکشاف صد در صد معلوم نیست که ذهن آدمی مانند آئینه ای صاف آن را در خود منعکس می نماید و بس، بلکه مقصون آن حالت نورانی روح است که از به کار بستن عقل سلیم و عمل به نداهای سازنده ی وجدان و تعهد برین است که با خداوند سبحان بسته شده است، این نورانیت با زیادی علم و کوشش های بی اساس بوجود نمی آید. آیات و روایات مربوط به نورانیت یقین فراوان است و همه آنها بر این حقیقت دلالت می کند که این نورانیت ، معلول خلوص و صفای قلبی انسان است که واقعیات و حقایق را به طور ناب می بیند. این بینش نورانی بزرگترین الطاف خداوندی است که به یک بنده عطا می شود و در موقع تاریکی و شبهات حیرت زده و ناتوان نمی ماند زیرا برای رسیدن به مقام والای اخلاص حتماً مجاهدت های خالصانه ضرورت دارد.

قرآن گوید: کسانی که در راه ما مجاهدت می ورزند ما حتما آنان را به راه های خود هدایت می کنیم. این است موقعیت انسان های رشد یافته در برابر تاریکی ها و شبهات. و اما آنانکه به خصومت با خدا برخاسته اند از این تاریکی ها و شبهات سوء استفاده نموده، از آنها برای گمراه کردن مردم بهره برداری می کنند و راهنمایی جز نابینایی ندارند. چه در آن تاریکی ها و شبهاتی که بطور طبیعی نمودار گشته و مردم در برابر آنها قرار گرفته باشند با ترس از مرگ هیچ کس از مرگ نجات پیدا نمی کند و با دوست داشتن بقاء هیچ کس پایدار نمی ماند.

آری! آنچه که با قوانین طبیعت که جلوه گاه مشیت خداوندی است آمده است، با قوانین طبیعت هم خواهد رفت؛ جز روح انسانی که طبق مشیت الهی گام به مافوق طبیعت گذاشته و آماده ی زندگی ابدی خواهد گشت (خلقتم للبقاء لا للفناء) شما برای بقاء آفریده شده اید، نه برای نابودی و فناء.

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (13)

 

ـ چگونه می‌توان از مطالب وبلاگ، نسخه پشتیبان تهیه کرد؟

 

پاسخ به این سوال نیز بر اساس نوع برنامه مدیریت وبلاگ شما، متفاوت است. چنانچه از برنامه‌های مدیریت محتوی استفاده می‌کنید، اکثر این برنامه‌ها، بخشی برای Backup گرفتن از مطالب وبلاگ دارند. به‌طور مثال در برنامه موویبل‌تایپ، در بخش Import / Export شما براحتی می‌توانید یک نسخه پشتیبان از مطالب وبلاگ تهیه کنید و بعدا در صورت بروز مشکل، از طریق همین بخش آن‌را، وارد ام‌تی نمایید. از این بخش همچنین می‌توانید برای وارد کردن مطالب وبلاگ قبلی‌تان که توسط سرویس‌دهنده‌های رایگان وبلاگ یا برنامه‌های دیگر مدیریت محتوی اداره می‌شده است، استفاده کنید. فرض کنید شما مدت یک سال در بلاگر نوشته‌اید و اکنون قصد دارید که دات‌کام شوید و روی پای خود بایستید، چنانچه بخواهید از مطالب گذشته‌تان در وبلاگ جدید نیز استفاده کنید، باید از مطالب وبلاگ‌تان در بلاگر، یک نسخه پشتیبان تهیه کنید و از طریق همین بخش، وارد ام‌تی کنید. در بخش نخست توضیحاتی در خصوص تهیه نسخه Backup در حالتی که وبلاگ‌تان توسط یک برنامه مدیریت محتوی اداره می‌شد، عرض کردیم. حال فرض کنید وبلاگ‌تان توسط بلاگر، پرشین‌بلاگ، بلاگ‌اسکای و یا هر سرویس‌دهنده دیگری اداره می‌شود. اکثر این سرویس‌دهنده‌ها، در بخش مدیریتی وبلاگ، گزینه‌ی خاصی برای تهیه پشتیبان از مطالب وبلاگ ندارند. بنابراین باید ابتکار به خرج داد و از راه‌های دیگر استفاده کرد. به‌طور نمونه می‌توان به صورت زیر عمل کرد؛ کدهای قالب فعلی وبلاگ خود را در جایی ذخیره کنید، آنگاه یک قالب بسیار ساده که هیچ‌گونه عکسی در آن موجود نیست، جایگزین قالب فعلی کنید. (منظور از قالب ساده، قالبی است که فقط شامل پارامترهای نمایش عنوان پست، متن پست، تاریخ، نام نویسنده و ... باشد و هیچ بخش اضافه‌ایی در آن نباشد) حال از بخش تنظیمات یا در داخل خود قالب، معین کنید که تمام پست‌های شما، در صفحه اول به نمایش درآید. حال وبلاگ خود را باز کنید، می‌بینید که صفحه اول وبلاگ‌تان، شامل تمامی پست‌های شما به همراه اجزای مهم آن می‌باشد. محتویات این صفحه را کپی و در یک فایل متنی ذخیره کنید. به این ترتیب توانسته‌اید یک نسخه پشتیبان از تمامی مطالب وبلاگ‌تان داشته باشید. همچنین اگر بخواهید به سمت سیستم‌های مدیریت محتوی مانند ام‌تی کوچ کنید، می‌توانید مطالب خود را به همین طریق، وارد سیستم جدید کنید. (البته باید توجه داشته باشید که اگر بخواهید مطالب‌تان را به ام‌تی یا هر سیستم دیگری وارد کنید، خروجی مطالب از وبلاگ قبلی‌تان باید طوری باشد که ام‌تی یا آن سیستم دیگر بتواند آن‌را دریافت کند. نگران نباشید، در فایل راهنمای همراه برنامه، این موارد به خوبی توضیح داده شده است) نکته آخر که باید بدان اشاره کنیم، این است که اکثر سرویس‌دهنده‌های رایگان، به شما اجازه‌ی استفاده از نسخه پشتیبانی که خود تهیه کرده‌اید، برای وارد کردن مطالب به وبلاگ را، نمی‌دهند! چون گزینه‌ای برای این کار در اکثر سرویس‌دهنده‌های رایگان ارائه‌دهنده وبلاگ، وجود ندارد. پس در واقع این نسخه پشتیبان را برای خودتان تهیه می‌کنید و در مواقع بروز مشکل برای این سرویس‌دهنده‌ها، باید امید به نسخه بک آپ خود آن‌ها داشته باشید!

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل

saheledoosti@yahoo.com

 

 

 برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

 

 

حرف آخر:

 

خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

 

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(18)

 

شماره  هجدهم ـ سه شنبه 16 اسفند 1384

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چیز سلام!

 

دلم برايت تنگ مي شود، گاهي!

 

صادق مهدي غفراني

معلم يكي از مدارس ابتدايي كرج (باغچه بان18) كار جالبي كرده بود.

اين خانم معلم به دانش آموزان خودش شماره تلفن خدا را داده بود و گفته بود هر وقت به مشكلي برخورديد و چرخ هايتان پنجر شد و زندگي كج و كنجل بازي درآورد برايتان، با اين شماره تماس بگيريد و به خدا گزارش بدهيد تا سه سوته مشكل تان حل شود!
شماره هم اين بود: 24434

بچه ها اينقدر تيز بودند كه بدون توضيح معلم، دوزاري شان افتاده بود كه براي گرفتن اين شماره بايد چه كار كنند و چند ركعت در روز بايد كانكت شوند و با خدا چت كنند!

چند هفته بعد كه اين معلم به خاطر بيماري، بستري شده بود وسركلاس نرفته بود، بچه ها دست به كار شده بودند و رفته بودند سراغ همان شماره تلفن پنج رقمي؛

2 ركعت صبح، 4 ركعت ظهر، 4 ركعت عصر و...

¤¤¤

خود ما هم زماني كه فسقلي بوديم، از اين چيزها زياد بهمان ياد مي دادند. آدرس خدا و صندوق پستي خدا و...

ما هم در نهايت هلو بودن و سادگي، همه اين حرف ها را قورت مي داديم و چه نامه هايي كه براي خدا مي نوشتيم و چه دعاهايي كه مي كرديم و گپ هاي خودماني كه مي زديم با يك رفيق فابريك جون جوني به نام خدا! و چقدر هم برآورده مي شد تماس ها و نذرهايمان. بس كه باور داشتيم اش و زود زود دلمان تنگ مي شد برايش.

نامه هايمان بد خط بود و پر از غلط و غلوط، تلفظ هايمان عصر حجري بود و خنده دار و آخر آخر يك آدم بي سوات اما در عوض تپل و پرملات!

يادم نمي رود روزي كه دسته جمعي براي خدا نامه نوشتيم كه امام زمان(عج) را با پول بليطي كه ما با همان نامه برايش مي فرستيم، بفرستد دنيا و به او بگويد اين اسراييلي ها رحم ندارند، تا همه فلسطيني ها را نكشتند، زودتر بيا!

و حالا امروز...

دلم لك زده براي يكي از آن نامه ها، يكي از آن تماس ها، شماره تلفن ها، يكي از آن دلم برايت تنگ مي شود گاهي ها!

بد خط، پرغلط، كج و كنجل، پرتقالي و بچه گانه اما پوست كنده وخودماني به او بگوئيم اين آرسن لوپن ها نمي دانند كه ما «قدرها را قبر نكرديم» كه حالا با خردشدنش، دست و پا بلرزانيم اما تو ببين كه حتي به قبر هم رحم نمي كنند اين گشنه ها!... بگوئيم اهالي شرم همچنان سيب را به جاي سيم سرمي برند خدا... بگوئيم آقاجان ، جان مادرت بگو كي مي آيي...

بنويسيم در انتظار آن روز باراني هستيم كه آن مرد خواهد آمد در آن!
به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

تیتر یک

 

نگاه بروبچ نسل سوم به يك شيوه درماني

و پيامبر گفت ؛ حجامت واجب است؟

 

چند هفته پيش، روزنامه ايران در مطلبي به قلم دكتر شيخ الاسلامي مقوله حجامت را با نگاهي سطحي و يك سويه مورد بررسي و نقد و بعضي جاها هم تهاجم قرار داده بود و اين روش درماني را با مقوله هاي ديگري مانند جراحي و اهداي خون مقايسه كرده بود كه براي اينكه بيشتر دوزاري همه مان بيفتد كه چه هست هايي نيست و چه نيست هايي هست، سوژه اين هفته را برديم در خانه حجامت!

حجامت نام يك روش درماني است كه بر اساس قديمي ترين سند موجود از 3300 سال قبل ازميلاد مسيح در مقدونيه انجام مي شده است و بعدها از مقدونيه به يونان باستان رخنه كرده و در آن زمان شاخص پزشك بودن، حجامت كردن و داشتن ابزار آن بوده است.

با ظهور اسلام، حجامت مورد تأييد و تأكيد فراوان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام قرار گرفت. (بيش از 600 روايت در مورد حجامت جمع آوري شده است).

پيامبر اكرم در روايتي كه در نهج الفصاحه آمده پنج چيز را از سنت هاي پيامبران الهي معرفي كرده اند كه عبارتند از: حياء، حلم، حجامت، مسواك و عطرزدن.
و يا در جاي ديگري مي فرمايد: آنقدر جبرئيل درمورد حجامت به من سفارش كرد كه فكر كردم مبادا واجب است. (بحارالانوار ج62)

در روايت ديگري امام علي عليه السلام مي فرمايد: بدرستيكه حجامت بدن را سالم و عقل را نيرومند مي گرداند.

در قرن 16ميلادي، حجامت امري رايج در كشورهاي اروپايي بود. پزشكان معروفي در اين قرن ازجمله Dallacroce Fallopioو Vidiusهركدام ابزار خاصي براي آن ابداع كرده بودند. از اوايل قرن بيستم تاكنون نيز حجامت عمدتاً از سوي مراكز درمان طبيعي(Heilpractiker) در آلمان انجام مي شود و بعضي از پزشكان طب جديد هم به اين امر مبادرت مي ورزند.

ابوعلي سينا در كتاب قانون، حجامت را از اركان درمان محسوب كرده و تقريباً براي درمان تمام بيماريها حجامت و بادكش(Cupping) را تجويز كرده است.

و اما حادثه مهم در مورد حجامت در ايران، مربوط به سال 1344 هجري شمسي است. در اين سال و همزمان با وضع قانون نظارت بر درمان، به شكل گسترده اي با حجامت مبارزه شد و ژاندارم ها، حجام را در سراسر كشور دستگير كردند و بدين ترتيب اين سنت درماني پرسابقه بدون هيچ بررسي و تحقيق علمي، از روند رفتارهاي سنتي جامعه خارج شد و تنها در مناطقي از كشور كه تحت تسلط كامل دولت نبود، اجرا مي شد و بالاخره به تناسب فراگير شدن طب شيميايي در سراسر جهان و نفوذ فرهنگ استعماري در جوامع مختلف كه همراه با زدودن باورهاي ديني و فرهنگي جوامع بود، حجامت منسوخ و روش هاي درمان ديني و سنتي از رفتارهاي اجتماعي حذف شد و نسل هاي جديد نيز به تدريج آن را فراموش كردند.

تا اينكه در سال 1364 در ميان جمعي كه به انگيزه كشف يك روش درماني ساده و ارزان تشكيل شده بود تا از طريق آن بتوان بخش عمده اي از مشكلات درماني مردم جهان را درمان كرد سنت درماني حجامت پيشنهاد و مورد توجه قرار گرفت و عليرغم جو فرهنگي و اجرايي نامناسب، اطلاعات مربوط به آن ساماندهي و ابزارهاي اجرايي آن متناسب با شرايط روز طراحي شد و پس از طي مراحل مقدماتي و پژوهشي در سال 1369 در قالب موسسه تحقيقات حجامت ايران به ثبت رسيد و به تدريج پزشكان عضو اين موسسه شده و با مباني و آثار درماني حجامت آشنا شدند.

به دنبال رواج حجامت در مطب پزشكان و نبودن ديدگاه شفاف و واقع بينانه پيرامون آن در دستگاه اجرايي وزارت بهداشت، بخشنامه هايي مبني بر ممنوعيت حجامت صادر و موجب برخوردها و ايجاد مشكلاتي از قبيل تشكيل 7 پرونده قضايي عليه مجريان حجامت و محققين آن شد و تعداد زيادي از پزشكان نيز به دادگاه فراخوانده و محاكمه ولي اكثرا تبرئه شدند.

سرانجام بدنبال خلاف شرع شناخته شدن بخشنامه هاي وزارت بهداشت و ابطال آنها توسط ديوان عدالت اداري، انجام حجامت در كشور رسميت كامل يافت و وزارت بهداشت نيز اعلام آمادگي كرد تا براي پزشكان، پروانه انجام حجامت صادر كند كه اين كار شروع شده است.

و اما از بعد علمي طي سال هاي اخير و بدنبال تجديد حيات حجامت به عنوان يك شيوه درماني، پزشكان و متخصصان متعددي در مورد آن تحقيق واظهار نظر كرده اند كه در اينجا تنها دو مورد به عنوان نمونه ذكر مي شود:

 

جانبازان شيميايي و حجامت

 

آقاي دكتر كديور فوق تخصص در جراحي قلب و عروق مي گويد:«خود من در موقع جنگ ايران و عراق در سال 1363 در مجروحين عزيز شيميايي شده با گاز خردل و ادم حاد ريوي و تورم شديد نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اعضاء مبتلا، در چند بيمار آلوده به سم خردل و كلر به كار بردم و نتيجه موفقيت آميز بود. در جنگ ويتنام نيز در مجروحين و مبتلايان به ادم حاد ريوي حاصل از مصرف ORANGE=Dioxins AGENTعمل حجامت نجات بخش بوده و شخصاً در چند بيمار مبتلا به ادم حاد ريوي به كار بردم.»

 

تحقيقات جديد حجامت در آلمان

 

يوهان آبل ( johann Abele) پزشك آلماني در كتاب خود با عنوان «حجامت شيوه درمان آزمون شده» كه در سال 1997 چاپ شده است در مورد حجامت مي گويد: «من اعتقاد راسخ دارم كه نه تنها امروز بلكه براي هميشه، امر حجامت را در درمان بيماري ها نبايد ناديده گرفت. حجامت پديده اي است كه دخالت در خود تنظيم كردن كار و عملكرد بدن انسان دارد. امري كه هرگز با روش هاي ديگر نمي توان آن را جايگزين كرد... مطالعات ما نشان مي دهد كه در آلمان مي توان 75 درصد بيماري ها را با شيوه هاي درمان طبيعي از جمله حجامت مداوا كرد.»

 

و اما سؤال:

 

حال اين سؤال مطرح است كه اگر واقعا طب سنتي روش موثري براي درمان بسياري از بيماريهاست چرا به يكباره ترك شده است؟ آيا مردم نسبت به گنجينه علمي خود دچار فراموشكاري شده اند يا برنامه خاصي براي نابودي آن اجرا شده است؟ مطالعه كتاب «تاريخ طب در ايران» كه نوشته دكتر سيريل الگود پزشك سفارت انگليس در دربار قاجار است، حقايق تلخي را بر ما روشن مي كند.

با خواندن اين كتاب متوجه مي شويم كه استعمار اولين بار به وسيله طب خود وارد اين مملكت شد و حذف طب سنتي بنا به اعتراف سيريل الگود و ساير مورخين و اطباي غربي حركتي خزنده بوده كه طي دهها سال تلاش وبرنامه ريزي بي وقفه حاصل شده و جهت اين حركت نيز از بالا به پايين بوده يعني ابتدا شاهان و شاهزادگان را متقاعد كردند، بعد راه آموزش طب سنتي را مسدود و درنهايت مردم را مجبور به روي آوردن به طب شيميايي كردند. سيريل الگود در كتاب خود مي گويد:

«ويژگي مهم دوران قاجار انتقال طب ابن سينا به طب هاروي و پاستور بود. هيئت هاي نمايندگي كه در اين زمان به ايران مي آمدند، اغلب پزشك بودند و به اين ترتيب طب غربي به ملايمت و آهستگي در سنگرهاي طب سنتي نفوذ كرد.»

سيريل الگود آنگاه وضع قانون منع طبابت سنتي را به عنوان آخرين ميخ تابوت ابن سينا معرفي كرده مي گويد:

«درسال 1911 وضع قانون طبابت براساس ديپلم و مدرك صورت گرفت كه مي گفت: هيچ كس در هيچ نقطه از ايران حق اشتغال به هيچ يك از فنون طبابت را ندارد مگر اينكه از وزارت معارف اجازه نامه گرفته يا تصديق نامه از ممالك خارجه داشته باشد.

بدين ترتيب آخرين ميخ تابوتي كه حاوي جسد مرده طب سنتي بود كوبيده شد. سمت معلمي طب ابن سينا نيز منسوخ شد. تمام اين اصلاحات نشان مي داد كه با سپري شدن دوره مجريان طب رازي و ابن سينا، روشهاي طبي منسوب به آنان نيز محكوم به فنا گرديده است. رسم ديرينه خدمت شاگردي نيز از بين رفت و حكيم هاي ديگر نمي توانستند شاگرداني به سوي خود جلب و معلومات و تجربيات عملي خود را به آنها منتقل كنند. تمامي اين پيشرفتها به وسيله سياست اروپا به شدت كنترل مي شد.»

آري اين بود مختصري از حادثه ناميموني كه بر سر طب سنتي ما و مخصوصا حجامت رفته است و حجامت از آنجايي كه درماني بدون داروست و هيچ وابستگي به خارج ندارد، بيش از ساير روشهاي درمان درطب سنتي مورد عناد وستيزه جويي قرار گرفته و مي گيرد.

به قول سعدي:

كهن جامه خويش پيراستن

به از جامه عاريت خواستن

 

دكتر رضا منتظر

عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات ايران

 

پيكچر ماندگار

 

هيئت بروبچ

 

سلام،

راستش آقا، نمي دانستيم ما بچه هاي مدرسه راهنمايي هم جزو نسل سومي ها حساب مي شويم يا نه. ولي اين نامه و اين عكس ها را براي كيهان مي فرستيم تا اگر شد، چاپ كنيد. جاي شما خالي، تو ايام محرم يك هيئت باحال حضرت علي اكبر (ع) تو مدرسه مان داشتيم و براي امام حسين(ع) هركاري بگوييد كرديم.

از عزاداري و راه انداختن دسته گرفته تا پختن نذري و پخش كردن غذا بين مردم و الم كردن خيمه و...

باور كنيد اينقدر چسبيد كه اصلا نفهميديم اين چند روز چه طور گذشت!

آها، راستي اين را هم مي نويسيم كه كمك مسئولين با معرفت مدرسه مان (به خصوص آقامدير) خيلي در اين كار به ما كمك كرد.

جمعي از بچه هاي مدرسه راهنمايي شهيد آخوندي هاي كرج

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دست نوشته هاي دل ...

 

گاه و بي گاه

 

شب و شبگرد و شباويز و شميم گل زار

گل و گلدان گلايل گاه وبيگاه گلايه زسر گردش دهر

دار قالي درد و درمان و دل و دل دار و داروگ بر لب نهر

نيمه شب ناله و نيستي و نداري جز تكه نان خشك و جان

جست وخيز جوجه اردك جنب جوي آب و جان جاناني كه جاري مي شود از شور و شر

اين بار هم شب بي شبگرد بي گلايل بي دل و دلدار اما اين بار با نفرين

آري گمانم اين بار هم شب...

سپيده جهانگيري از همدان

 

سه‌شنبه بازار

 

نشان «بي بي گل» بلورين

 

زنگ بزنيد و مجاني قصه خاله ستاره را بشنويد.

نخستين خط تلفن قصه گوي دنيا با نام خاله ستاره به صورت رايگان دراختيار كودكان قرار گرفت.

نخستين خط تلفن قصه گوي دنيا با نام خاله ستاره يكي از خدماتي است كه براي كودكان به صورت رايگان در تهران و شهرهاي اطراف مانند كرج و... قرار داده شده است.

لازم به ذكر است كه خاله ستاره عنوان مجموعه انيميشن كودكانه اي است و كودكان مي توانند همزمان با تماس به شماره 44219931 به جز روزهاي تعطيل ازساعت 9 صبح الي 17 بعدازظهر به صورت مستقيم با خاله ستاره ها صحبت كنند و از زبان وي قصه مورد نظر خود را بشنوند.

البته پيشاپيش براي خاله ستاره صبر مسئلت مي كنيم و اميدواريم طاقتش در برابر تماس هاي كودكان 18 تا 30 سال! به طاق نچسبد و به اندازه كافي شنگول و منگول براي تعريف كردن داشته باشد وگرنه زير باران و بوق بايد رفت حافظا!

 

لقب «خانواده دكتر ارنست» بلورين

 

راهنمايي و رانندگي يك عامل ناشناخته ترافيك را كشف كرد.

معاون راهنمايي و رانندگي فرماندهي استان تهران، بيمه ها را يكي ازعوامل ايجاد ترافيك در داخل شهرها دانست.

سرهنگ محمد كريم خسروي در گفت و گو با مهر گفت: عدم ارائه خدمات مطلوب بيمه ها در خصوص خودروها در بسياري از موارد باعث ايجاد و گسترش ترافيك مي شود. وي افزود: در گذشته در اكثر شركت هاي بيمه تا سقف معيني خسارت را بدون حضور در محل حادثه مي پرداختند؛ ولي هم اكنون اكثر بيمه گرها براي پرداخت خسارت مراحل وقت گيرو طولاني مدت را طي مي كنند. خسروي خاطر نشان كرد: بيمه ها بايد در قبال وجوهي كه از مردم مي گيرند، مسئوليت پذير باشند و به دليل مسائل مالي، ترافيك شهرها را به چالش نكشند. معاون رئيس پليس استان تهران ادامه داد: بسيار ديده شده كه خودرويي پس از تصادف منتظر رسم كروكي و حضور مامور بيمه بوده است و منجر به ايجاد ترافيكي كيلومتري شده در حاليكه اگر شركت هاي بيمه گر مانند گذشته عمل كنند، اين مسئله به معضلات ترافيك شهري افزوده نمي شود.

 

مدال «بالاتر از خطر» بلورين

 

هر روز يك دانماركي مسلمان مي شود.

هر روز يك شهروند دانماركي به دين اسلام مشرف مي شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران يك روزنامه دانماركي گزارش داد كه هر روز بر تعداد شهروندان دانماركي كه به دين اسلام مشرف مي شوند، كه بيشتر آنها جوانان مي باشند، افزوده مي شود.

اين روزنامه نوشت: جوانان دانماركي كه تازه به دين اسلام مشرف شده اند، يك سوم تازه مسلمانان اين كشور را تشكيل مي دهند. در اين ميان تعداد دختران تازه مسلمان به خصوص دختراني كه با جوانان مسلمان ازدواج كرده اند، در صدر قرار دارد. به نوشته اين روزنامه 5 هزار دانماركي تاكنون به اسلام گرويده اند.

حالا بايد به كاريكاتوريست روزنامه يولندس پوستن گفت برو يك كاريكاتور بكش از حال و وضع خودتان. كارستن جاست سردبير اين روزنامه دانماركي هم ضمن عذرخواهي از همه مسلمانان گفته: تصور نمي كنم حداقل تا يك نسل آينده كسي در دانمارك جرات تكرار چنين اشتباهي را داشته باشد.

 

تنديس «از اون بالا كفتر ميايه» بلورين

 

دانش آموزان به دنبال زنان خياباني و معتادان و سارقان.

به گزارش خبرنگار نسل سوم يك دبيرستان دخترانه در منطقه 17 تهران، به دانش آموزان خود موضوعاتي چون اعتياد، دختران و زنان خياباني، دزدي و روابط ناسالم! را براي تحقيق ميداني درس آنها تكليف كرده و نمايشگاهي هم براي نمايش دستاوردهاي آنان ترتيب داده است!

سوال اينجا است كه ارائه چنين تكاليفي به دانش آموزان كم سن و سال، دختر باشد يا پسر، با چه هدفي صورت مي گيرد؟! سوالي كه از مسئولان برخي مدارس و وزارت آموزش و پرورش بايد پرسيد اين است كه با چه منطق و توجيهي، نوجوانان كم سن و سال را به كام خطر و بدآموزي مي فرستند و سرمشق هاي خطرناك را به عنوان تكليف درسي در نظر مي گيرند؟! و به طور كلي اين گونه مدارس براي اتخاذ تصميم هاي محيرالعقولشان از چه منبعي كسب تكليف مي كنند؟

جالب تر اينكه اخيراً در برخي مدارس راهنمايي تهران نيز كلاس هايي تحت عنوان «آموزش پيشگيري از ايدز» برگزار شده كه مسائل و مباحث جالب انگيزناكي! در آنها آموزش داده مي شود!

 

عنوان «دنيا مثل تو ديگه نداره» بلورين

 

زوج آلماني فرزند گرسنه خود را فريز كردند.

يك زوج آلماني با گرسنگي دادن به پسر 6 ساله شان موجب مرگ او شده و جسدش را دو سال و نيم در فريزر خانه شان نگهداري كردند.

به گزارش ايسنا، «آنجليكا» و همسر 38 ساله اش به جرم گرسنگي دادن به فرزندشان كه منجر به مرگ وي شده بود، در دادگاه آلمان به حبس ابد محكوم شدند. آنجليكا و همسرش صاحب 11 فرزند هستند، اين زوج آلماني به هر نحوي بود، خوراك 10 كودك ديگرشان را تامين مي كردند اما «دنيس» پسر 6 ساله شان را دوست نداشتند. حتي روزهاي متوالي او را به تخت مي بستند تا از خانه خارج نشود و مبادا همسايه ها از لاغري و رنجوري او مطلع شوند. دنيس روز به روز لاغرتر مي شد، به طوري كه در سن پنج سالگي فقط 7 كيلو وزن داشت.به گزارش ايسنا، پليس در بازرسي از منزل آنها جسد دنيس را در حالي كه دو سال و نيم در فريز نگهداري شده بود، يافت و به اين ترتيب جرم اين زوج ثابت شد.

بعد آن وقت ما از اين اروپايي ها انتظار داريم انرژي هسته اي را حق مسلم ما بدانند. اين طفلك ها به خودشان هم رحم نمي كنند!

یادداشت

اينجا تهران است، صداي ما را از برره مي شنويد

 

سوار تاكسي مي شوم. به راننده مي گويم فلان جا؟ مي گويد: ها !!! بعد مي بينم كه دارد با بغل دستي اش، برره اي صحبت مي كند. «هوا آلوده شده بيد جيگر!» نفر دوم: «ها، مدرسه ها را تعطيل وكردند. نبفهمند كه اين بچه ها باز هم ويايند توي خيابان ها و از خودش بيرون دروكونند.»

راننده: اينا هيچي نبفهمند! حالا اي ي ي مدرسه كه گفتي يعني چه؟!

خلاصه تا رسيدن به مقصد بايد اين ديالوگ ها را از زبان اين دو نفر تحمل مي كرديم. موقع گرفتن پول هم، راننده خوب پول ها را نگاه مي كند و مي گويد: «خوب، بيد! همه شان گوشه داشته بيدن!»

مكان بعدي، مترو، پيرزن به همراه نوه و عروسش وارد واگن مي شوند. دخترك فقط برره اي حرف مي زند عين سحرناز حركات ماوراي انساني در مي آورد.

با مادربزرگش شوخي دارد. جا نيست، مادر بزرگ روي زمين مي نشيند و به در تكيه مي دهد. نوه مي گويد: «ها، اگر نوديدمت، خداحافظ!»

سلام مرا به خدا ورسون، وگو كه من ويومدم تا اين ها را خاك و چوك كنم...» مادر بزرگ مي خندد. مادر اما نگران است، هي اخم مي كند و مي گويد بس است، بس است ديگر...

مكان بعدي، اتوبوس است. دختر گوشي موبايل را برمي دارد. «الو الو... آنتن نوده، كجا بيدي؟!... سلام... الو...، نه من كه سلام دروكردم از خودم تو نوشنيدي.. وا چت بيد؟! چرا چلمنگ بازي درمي ياري!

برو يه خورده گرد نخود وزن خوب وشي!

يا نكنه گرد نخود، وزدي، اينطوري شده بيدي!؟

هان هان هان هان هان...»

مكان بعدي باز هم خيابان است، پسر جواني ايستاده و مقدار قابل توجهي كاغذ، شبيه به پول هاي قديمي دستش گرفته است و داد مي زند: «آهاي، بدو بدو... و ياييد، وياييد پول برره، پول برره، ودوييد، ودوييد پول برره وبريد...»

نمي دانم اين پول ها به چه درد مي خورد؟! شايد بعد از اين كه كسي ويزا و اقامت برره را گرفت و يا خواست يك سفر توريستي به برره برود، بايد پول برره داشته باشد!

مكان بعدي، بوفه سينماست، روي يك كاغذ بزرگ نوشته شده است: «نخود فرد اعلاي برره «نچفسخو» موجود مي باشد.»

فروشنده بعد از فروختن هر جنس به مشتري مي گويد: «نچفسخو هم داشته بيديم!»

نگاه مي كنم درون يك پاكت پلاستيكي 8*8 سانتي متري چند تا نخودچي پر از نمك كه بيشتر شبيه به گلوله نمك است، ريخته شده و خدا مي داند كه بهانه خوردن اين نچفسخو، چه قدر جيب پدرها و مادرها را خالي كرده و حرص آنها را درآورده است...

و يك عالمه جا و مكان ديگر كه شما هم باخبريد.

بله، اين جا برره نيست اما انگار پخش زنده و مستقيم برره در ميان مردم است.

بله، اين جا برره نيست. اما اين حرف ها و حركات نه در كوچه و پس كوچه و خيابان و خانه و مدرسه و... بلكه در كوچه و پس كوچه فرهنگ و زبان ما شنيده و ديده مي شود.

يك نفر مي گويد: «ها، معلوم نيست اين برره اي ها چه از جان ما مي خواهند كه عين بختك افتاده اند روي فرهنگ و زندگي ما؟! ها...؟!»

فريا رئيسي‌نژاد

 

 

هفته نامه مشکان 33

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

 

۳۳

 

 

سال اول ـ شماره 33 ـ شنبه 13 اسفند 1384

 

وبسایت مشکان

 

 

حرف اول:

 

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است

 

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

 

تصـویـر روز

 

 برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

 

 

گزارش ویژه هفته

 

 

صهیونیسم؛ مساله این است!

 

علی فرازمند

 

روزنامه شرق در شماره ۱۰اسفند ۸۴، یادداشتی با عنوان «مساله یهود، مساله ما نیست» به قلم سردبیرش منتشر ساخته است.
محمد قوچانی در این یادداشت با بیان سیر تاریخی ناقصی از وقایع سیاسی غرب، تاریخ صدر اسلام و همچنین تاریخ ایران باستان و وقایع تاریخ معاصر ایران اینگونه نتیجه گرفته است كه «هولوكاست» یك بازی «یهودی ـ مسیحی» است و اصلا ربطی به اسلام و مسلمانان ندارد و به همین دلیل جمهوری اسلامی نباید وارد آن شود.

فاز اول واقعه همان گونه است كه آقای قوچانی فرموده‌اند. یعنی هولوكاست چه در صورت صحت و چه در صورت افسانه بودن، یك بازی یهودی ـ مسیحی است، اما این مساله در فاز بعدی به یك بازی صهیونیست ـ مسلمان تبدیل می‌شود كه در آن اتحاد یهودیان و مسیحیان در یك طرف و مسلمانان در طرف دیگر قرار دارند؛ آن‌گاه كه به بهانه ظلم تاریخی مسیحیان به قوم یهود، سرزمینی در قلب ممالك اسلامی به یهودیان برای تشكیل حكومت اهدا می‌شود!

و آنچه كه رئیس‌جمهور نیز بیان داشت این بود كه اگر در اروپا به یهودیان ظلم شده است، چرا مسلمانان تاوان آن را باید بپردازند؟ البته این سئوال بدون پاسخ مانده است.

آری «مساله یهود، مساله ما نیست»، اما ناخواسته مساله صهیونیسم مساله ما شده است. مسلمانان همانگونه كه برای تعامل مشترك با مسیحیان مشكلی ندارند، 1400 سال سابقه تاریخی هم موید این مطلب است كه برای تعامل با یهودیان نیز در چهارچوب آموزه‌های اسلام هیچ‌گونه چالش دینی ندارند و تا زمانی كه از ناحیه دیگران مورد هجوم قرار نگیرند، هیچ‌گاه به آنان صدمه‌ای وارد نكرده‌اند. اما چالش صهیونیسم با جهان اسلام به گونه‌ای دیگر است. این چالش هنگامی كه به جهان اسلام تحمیل شد، هدفی جز حذف نام اسلام نداشت و به همین دلیل هم بود كه مسلمانان و جنبش‌های اسلامی در مقابل آن صف‌آرایی كردند.

شعار «از نیل تا فرات» به عنوان سرزمین موعود در اندیشه صهیونیست‌ها از مفاهیم اساسی به شمار می‌رود كه نشان از ذات ناپاك و توسعه‌طلب آنان دارد. جدای از این شعار بعضی وقایع نیز رخ داده‌اند كه برای آنان نمی‌توان توجیه و تفسیری جز حمله به جهان اسلام و مسلمانان داشت. اشغال فلسطین، تجاوز به لبنان و سوریه، كشتار مردم فلسطین، ترور رهبران جنبش‌های اسلامی، تهدید حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران و... هر كدام نشان‌دهنده این هجوم هستند.

آیا هنوز مساله صهیونیسم مساله ما نیست!

آقای قوچانی احتمالا به دلیل مشغله زیاد و مطالعه بسیار، دچار فراموشی تاریخی شده‌اند. ایشان در جایی از یاداشت‌شان اینگونه آورده‌اند: «می‌دانیم كه مساله یهود هرگز مساله اسلام یا ایران نبوده است.» لازم است برای یادآوری ایشان دو نكته را توضیح دهیم.

اول اینكه فتنه‌آفرینی یهود در صدر اسلام و تقابل سیاسی ـ نظامی پیامبر اكرم با آنان بر هیچكس پوشیده نیست. جنگ خیبر و غائله‌های مختلف دیگر، نمونه‌هایی از تقابل با یهودیان در تاریخ اسلام است. حوادثی كه نشان از تقابل یهودیان با مسلمانان در صدر اسلام دارد.

مساله بعدی اینكه قرآن كریم در نص صریح خود و همچنین ائمه معصومین در احادیث‌شان یهود را سرزنش كرده و آنان را عامل اصلی فتنه نامیده‌اند، به راستی اگر یهودیان برای اسلام و مسلمین به عنوان یك مساله مهم قلمداد نمی‌شدند، آیا این توصیه‌ها ضروری بود؟!

همچنین مشخص نیست كه جناب آقای قوچانی در این نوشته چرا سعی داشته‌اند از واژه‌ی ناآشنای «اسرائیل باستان» در این نوشته استفاده كنند. واژه‌ای كه نه اصالت تاریخی دارد و نه حتی واژه‌ای رایج در میان محققان و پژوهش‌گران است. شاید ایشان هم به مانند بعضی از سران احزاب جدیدالتاسیس به تازگی با سفرای كشورهای اروپایی دیدارهایی داشته‌اند و این واژه محصول آن دیدارهاست.

درمورد تاریخ اروپا هم ذكر این نكته ضروری به نظر می‌‌رسد كه بر خلاف ادعای آقای قوچانی نه تنها مسیحیت مبدع سكولاریزم نیست، بلكه حتی پروتستانیزم هم به عنوان مادی‌ترین قرائت از مسیحیت ادعای سكولاریزم را ندارد. سكولاریزم در غرب، محصول رنسانس است. پدیده‌ای كه به طور كلی جدای از مسیحیت با شیفت مفاهیمی چون خدامحوری، حاكمیت الهی و فئودالیسم به مفاهیمی مثل انسان‌محوری، حاكمیت مردم و بورژوازی باعث ایجاد این تغییر در جوامع غربی شد و اصلا فرایند سكولاریزاسیون در جوامع غربی ربطی به مسیحیت ندارد.

در پایان، ذكر این نكته ضروری است كه اسلام و ایران هیچ تقابل ذاتی با یهودیان ندارند و این تقابل با صهیونیست‌ها به خاطر تهاجم آنان به مسلمانان و باورهای اسلامی است.

آیا پیشنهاد می‌دهید، همچون كبك سر خود را در برف فروكنیم؟!

 

خــبـــر

 

احمدي‌نژاد و تعريف يك لطيفه تاريخی در مالزی

 

دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران عصر پنجشنبه در يك كنفرانس مشترك خبري با نخست وزير مالزي در پوتراجايا پايتخت ستادي - سياسي اين كشور تاكيد كرد كه تنها كشورهاي فاقد پيشينه تمدني و فرهنگي مي‌توانند بدنبال سلاح كشتار جمعي باشند.

رييس جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران در خصوص مسايل هسته‌اي ايران گفت: فعاليت‌هاي ما در چارچوب مقررات آژانس و "ان. پي. تي" ادامه دارد.

" ما فكر مي‌كنيم برخورداري از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي حق همه ملت‌هاي عضو است." احمدي نژاد با رد آپارتايد علمي اظهار داشت: ما فعاليت‌هايمان را زير نظر آژانس و بر اساس مقررات ادامه خواهيم داد.

وي گفت : اين به عنوان يك لطيفه در تاريخ ثبت خواهد شد كه كشورهايي كه خود بدترين استفاده را از سلاح هسته‌اي كرده‌اند، امروز بدنبال جلوگيري از دست‌يابي ايران به دانش صلح‌آميز هسته‌اي هستند.

* خواهان خلع سلاح جهاني هستيم

رييس جمهوري اسلامي ايران در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سياست‌هاي جمهوري اسلامي ايران تاكيد كرد ما خواهان خلع سلاح‌هاي كشتار جمعي در سراسر جهان هستيم،

" بدترين كار را هزينه كردن ملت‌ها و دولت‌ها در باب سلاح‌هاي كشتار جمعي مي‌دانيم و فكر مي‌كنيم كساني به دنبال سلاح‌هاي كشتار جمعي هستند فاقد گذشته تمدني و فرهنگي مي‌باشند."

* براي مذاكره آماده‌ايم

دكتر احمدي نژاد با اشاره به اينكه درها براي مذاكره بر روي همه باز است تاكيد كرد كه گفت‌وگو از موضع برتر را برنمي‌تابيم.

" اما اگر عده‌اي بخواهند از موضع برتر با ما صحبت كنند، خودشان را به زحمت خواهند انداخت چرا كه ما مسير خود را با آرامش، استحكام و قانونمندي ادامه خواهيم داد."

وي گفت : اگر كساني پيشنهادهايي داشته باشند كه لطمه‌اي به مسير ملت نزند آن پيشنهادها را مورد بررسي قرار خواهيم داد.

احمدي‌نژاد با ترسيم مذاكرات متعادل، عادلانه و طرفيني تاكيد كرد كه دوران برخورد از موضع قدرت با ملت‌ها به سر آمده است .

احمدي نژاد با اشاره به اينكه ملت ما مسير خود را انتخاب كرده است گفت: اهل دعوا با هيچ كشوري نيستيم اما در تامين منافع ملي خود و دفاع از كشور از توانمنديهاي لازم برخوردار هستيم.

* روابط با مالزي توسعه مي‌يابد

رييس جمهوري اسلامي ايران با ابراز خرسندي از سفر به مالزي تاكيد كرد كه گسترش همكاريهاي گذشته ميان دو كشور در همه‌ي زمينه‌هاي ممكن است.

وي با اشاره به نشست هيات‌هاي اقتصادي و سياسي دو كشور گفت: طيف وسيعي از همكاري‌هاي مشترك براي بررسي و اجرايي شدن پيش روي مديران دو كشور است.

احمدي نژاد از حوزه‌هاي اقتصادي و صنعت از جمله نفت، گاز و حمل و نقل به عنوان پروژه‌هاي مشترك دو كشور نام برد.

وي اظهار داشت: در حوزه‌هاي علمي و فرهنگي هم بحث‌هاي خوبي داشتيم كه همكاري‌هاي علمي و پژوهشي و گسترش مبادلات فرهنگي مورد توافق دو طرف قرار گرفت.

" در عرصه‌هاي سياسي نيز ديدگاه‌ها بسيار نزديك و مشترك است و هر دو كشور خواهان صلح و آرامش براي همه‌ي ملت‌ها و بشريت بر پايه‌ي عدالت و خداپرستي هستند."

رييس جمهوري اسلامي ايران گفت : ما خواهان تحقق كرامت براي همه انسان‌ها هستيم.

وي افزود: ما بر اين باوريم كه اقتدار دو كشور ايران و مالزي به ضرر هيچ كشوري نيست و در خدمت صلح و آرامش جهاني خواهد بود.  احمدي نژاد در اين كنفرانس خبري اعلام كرد كه از " عبدالله احمد بداوي" نخست وزير مالزي براي سفر به ايران دعوت كرده است.

" قرار شد كميسيون‌هاي مشترك سندهاي همكاري را آماده كنند تا با حضور نخست وزير مالزي در تهران اسناد را نهايي كنيم." بداوي نيز با مهم خواندن سفر رييس‌جمهوري اسلامي ايران به مالزي، ابراز اميدواري كرد كه روابط دو كشور در همه زمينه‌ها گسترش يابد.

وي، همچنين درباره ي اين طرح رييس‌جمهوري ايران كه همه كشورهاي مسلمان در صورتي كه كشور مسلمان ديگري تهديد شود، با يكديگر متحد شوند، گفت: هر طرحي كه مطرح مي‌شود در سازمان كنفرانس اسلامي مورد بررسي قرار گرفته و تصميم جمعي براي آن اتخاذ مي‌شود.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت بیست و ششم

 

 

علت دروغ گفتن بزرگ تر ها

اما برادران یوسف چرا دروغ گفتند؟  خدای نا کرده ما چرا دروغ می گوییم؟

علت دروغ گفتن بزرگ تر ها عمدتا در این خلاصه می شود که :

می خواهند بواسطه ی دروغ یا جلب منفعت و سودی کنند یا دفع خطر و ضرر

از آنجا که برادران یوسف می خواستند محبوب شوند و نزد پدر عزیز باشند دروغ گفتند . پدر می خواهد مغازه اش فروش بیشتری داشته باشد دروغ می گوید . مادر می خواهد اسم بچه اش را در فلان مدرسه ی محل بنویسد به دروغ می گوید :ما در همین کوچه ی پشتی زندگی  می کنیم . برادر بزرگ می خواهد وام بگیرد و چون شرایط گرفتن وام را ندارد خود را واجد شرایط معرفی می کند و مدرک جعلی می سازد . خواهر بزرگ می خواهد پیش دوستان مهم و عزیز جلوه کند  به انواع دروغ ها متوسل می شود  . عمو جان هم برای رهایی از فشار طلبکاران دروغ می گوید .

 

چه کنیم تا دروغ نگوییم؟

 

گفتیم که برای درمان هر صفت اخلاقی منفی یک راه حل فکری و نظری داریم  و یک راه حل عملی

اما راه حل فکری و نظری دروغ  که اهمیت بسیار دارد  آن است که  انسان بنشیند و هر روز در این باره فکر کند

آن که به راستی می تواند خیری برساند و شری را دفع کند فقط خداست نه من و شما و دیگران  و هیچ کس به خودی خود  نه می تواند منفعتی برساند  و  نه ضرری را مانع شود

آنچه از رسیدن و دستیابی به یک خواسته مهم تر است مبارکی آن است یعنی آن که خواسته یی که به آن می رسیم موجب شادمانی و ارامشی گوارا و رشد و فایده شود  نه زحمت و دردسر و بی ثمری

مطمئن باشید اگر کسی برای گرفتن وام دروغ بگوید  شاید به حسب ظاهر با این دروغ به خیری برسد  اما هرگز این وام    مبارک   نمی شود  و خدا برکت را از آن بر می دارد . اگر کسی برای رسیدن به موقعیتی به دروغ متوسل شود دستیابیش به آن موقعیت هر گز خیری در پی ندارد

 

سخنی از امام حسین علیه السلام نقل شده است  که بسیا ر بسیار زیباست  و برای هر کس که می خواهد از راه دروغ و فعل حرام به خواسته ای برسد مفید است و توجه به آن انسان را از بدی ها و خطا ها باز می دارد 

امام حسین علیه السلام می فرماید:

من حاول امرا به معصیته الله کان افوت لما یرجو و اسرع لما یخاف

هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نا فرمانی خدا بجوید بیشتر آنچه را به ان امید دارد از دست میدهد و سریع تر در انچه از آن می ترسید واقع می شود

یعنی هر کسی با گناه بخواهد به هدفش برسد بیشتر در جهت نرسیدن به آن عمل کرده و نتیجه ی عکس می گیرد

 

چند مثال

 

برادران یوسف می خواستند محبوب و عزیز پدر شوند و از این که یوسف عزیز تر شود و از محبوبیت خودشان کاسته شود هراس داشتندبرای اینکه به هدف  محبوبیت  دست یابند طریق ظلم و خطا و دروغ را در پیش گرفتند . اما در عمل خواهیم دید که روز به روز از چشم پدر بیشتر افتادند  و اتفاقا محبت یوسف در دل یعقوب بیشتر شد 

اگر کسی بخواهد پولدار شود و از طریق این پول به آسایش و آرامش روانی و لذت های بزرگی برسد  دقت کنید  که:پول هدف نیست بلکه آن آرامش روانی و لذت هدف است  ولی برای رسیدن به آن گناه کند در کسب و کارش دروغ بگوید    سر کسی را کلاه بگذارد   بی انصافی کند  یا معامله ای حرام انجام دهد شاید به آن پول دست یابد اما هر گز به آن آرامش و لذتی که در پی اش بوده  نخواهد رسید  و اتفاقا روز به روز  استرس و اضطراب و نگرانی هایش بیشتر می شود

** جوانی که برای رسیدن به آ رامش و لذت و خوشبختی با جنس مخالف خود طرح دوستی می ریزد و ارتباطی را تدارک می بیند که خدا نمی پسندد ظاهرا در ابتدا شاد و مسرور به نظر می رسد اما هر چه بیشتر و بیشتر جلو می رود به نابودی آن اهداف بیشتر دامن می زند  و شرایط به گونه ای پیش می رود که حزن و افسردگیش بیشتر می شود . امام حسین علیه السلام که مقام عصمت دارد و پرده ها را برایش کنار زده اند و به رمز و رموز این عالم واقف است  این حقیقت را می فرماید . روشن است که همچون اصل جاذبه  که اصل علمی و مسلم است  این هم قطعی است

انسان برای پرهیز ازدروغ باید راجع به آثار سوءدروغ بیندیشد   راجع به این که همین دروغ ها چگونه او را به خطاهای بزرگ تر و دروغ گویی های بیشتر وا می دارد   این که چقدر بر ملا شدن بعضی از آنها موجب خفت و خواری  و سر گشتگی خواهد بود . دروغ اعتبار انسان را کم می گند  و از ارزش معنوی و بهای انسان می کاهد و آرامش انسان را به هم میریزد .چنان که پیامبر عزیزمان فرمودند :راستی آرامش است و دروغ اضطراب

باز هم از ایشان نقل شده است:

دروغ روزی انسان را کم و ناقص می کند

البته مصادیق معنوی روزی همچون آرامش   شادمانی  دوست خوب  آگاهی سودمند  توفیق عمل به اگاهی ها  گوارایی زندگی بسیار مهم تر است

آنچه گفتیم آثار سوء دروغ در همین دنیاست  و صد البته مجازات های الهی عمدتا پس از مرگ در قیامت است

اگر خداوند روزی رسان است و همه چیز به خواست اوست و هم او از من خواسته که دروغ نگویم  دروغ گویی برای کسب دیناری بیشتر چه معنایی دارد؟آیا جز این نیست که من خدا را به عنوان روزی رسان باور ندارم؟

شایسته است در این باره بیندیشیم که اگر صداقت پیشه کنیم و دروغ را ترک نماییم به چه دست می یابیم .حدیثی از پیامبر عزیزمان نقل شده است که می فرماید:هر کس تضمین کند (قول بدهد)که سه کار کند من کاخی در اول بهشت و کاخی در وسط بهشت و کاخی در آخر بهشت برایش تضمین می کنم :

الف)دروغ نگویدحتی به شوخی

ب)جدل نکند هر چند حق با او باشد

ج)اخلاقش را نیکو کند

دقت کنید که یکی از سه کاری که کاخ بهشتی را تضمین می کند ترک دروغ حتی به شوخی است .و روشن است که اگر زبان به شوخی هم به دروغ عادت کند کم کم قبح و زشتی آن از بین می رود و دروغ جدی هم می گوید

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

وبلاگ: پرچین راز

 

 

خواب

 

تو شبای خسته قلب شکستم

توی تنهایی هر لحظه که رفتم

توی رویای صدای قاصدک خواب شدم

همه رویاهامو پرواز دادم

توی خواب رویاهام خواب شدم

توی آسمون تنهای خیال

فکر هر پرنده رو خواب دیدم

صدای اشک و صدای زمزمه

صدای شادی قلب خستمو خواب دیدم

توی رویای صدای مهربونت

همیشه شاد بودم

تو خیالم با تو پروانه شدم

دور هر شمع که گشتی واسه تو آب شدم

اومدم صدات کنم

که از خواب بیدار شدم

 

سوگند

 

 

طــنــز

 

شاعر فراموشكار

 

بس كه ماندم به غريبي وطن از يادم رفت!

بس كه خاموش نشستم سخن از يادم رفت!

بس نخوردم شكمي سير در اين قحط غذا

پاك سوراخ گشاد دهن از يادم رفت!

بس كه گشتم به جهان لخت به جدم سوگند

شكل تنبان و كت و پيرهن از يادم رفت!

بس که از دست تو در خانه نشستم ای دوست

گردش گلشن و سیر چمن از یادم رفت!

بس كه از يار جفا پيشه كتك ها خوردم

عشق بازي و شراب كهن از يادم رفت!

خواستم تا كه بميرم شوم آسوده ز رنج

سدر و كافور خريدم كفن از يادم رفت!!!

 

از وبلاگ: نازک بین

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(6)

 

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشريف) در روايات شيعه :

 

امام جواد ( سلام الله عليه ) : حضرت عبدالعظيم حسنى نقل مى كند به محضر امام جواد (عليه السلام) شرفياب شدم و تصميم گرفتم كه از او بپرسم آيا او قائم آل محمد ( صلى اللّه عليه وآله) است يا ديگرى ; اما پيش از آنكه سخن آغاز كنم فرمودند : اى اباالقاسم! همانا قائم از ما، مهدى (عليه السلام )  مى باشد . آن كسى كه واجب است در زمان غيبتش، انتظارش را برند و پس از ظهورش فرمانش را اطاعت كنند و او سومين فرزند از نسل من است. قسم به خدايى كه محمد ( صل الله عليه و آله ) را به نبوت

مبعوث نمود و ما را به امامت برگزيد اگر از عمر اين جهان تنها يک روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى خواهد ساخت تا او ظهور نموده ، جهان را پر از عدل و داد سازد، همانگونه كه به هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است .

خداوند كار قيام او را در يک شب اصلاح مى كند همانگونه كه كار رسالت و نبوت كليم خود، موسى بن عمران را به هنگامى كه بسوى آتش رفت تا براى خانواده ى خود از آن برگيرد، اصلاح فرمود و او در حالى بازگشت كه به رسالت برانگيخته شده بود .

امام هادی ( سلام الله عليه) : امام پس از من فرزندم حسن است و پس از او پسرش « قائم» مى باشد، همو كه زمين را از عدل و داد پر مى كند همانگونه كه از ستم و بيداد لبريز شده باشد .

امام هادی ( عليه ا لسلام ) : جانشين بعد از من فرزندم حسن است اما چگونه است وضع شما در هنگام جانشين فرزندم حسن ( يعنى مهدى موعـود « عجل الله تعالی فرجه الشريف» ) . عرض كردم براى چه فدايت شوم؟! فرمود: براى آنكه شما او را نمى بينيد

و جايز نيست اسمش را ببـريد، عرض كردم پس چگونه او را نام ببريـم؟ فرمـود : بگوئيد حجت آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم).

امام عسکری ( سلام الله عليه ) : خداى را سپاس كه مرا از اين جهان بيرون نبرد تا جانشين و امام پس از مرا به من نشان داد.

پسرم در چهره، خلق و خوى، شبيه ترين مردم به پيامبر خداست. خداوند او را در دوران غيبتش حفظ خواهد كرد و آنگاه او را فرمان ظهور خواهد داد و آن حضرت، زمين را از عدل و داد لبريـز خواهد ساخت همانگونه كه از ستم و بيداد پر شده باشد .

امام عسکری ( عليه ا لسلام ) : شيخ طوسى (ره) مى نويسد: روزى حدود چهل تن از شيعيان حضور امام حسن عسكرى (عليه السلام) شرفياب شدند و از حضرتش تقاضا كردند كه حجت پس از خويش را به آنان معرفى كند. ناگاه پسرى ديدند همچون پاره ماه، كه شبيه ترين مردمان به ابومحمد (عليه السلام) بود، آن گاه حضرتش فرمودند: اين، پس از من امام شماست و جانشين من است بر شما، او را اطاعت كنيد و پس از من پراكنده نشويد، كه دينتان تباه مى شود و به هلاكت مى افتيد، بدانيد كه پس از امروز او را نخواهيد ديد تا اينكه عمرى از او سپرى گردد. به خدا سوگند كه او غيبتى خواهد نمود كه در آن از هلاكت رهايى نيابد مگر كسى كه خداى عزوجل او را بر اعتقاد به امامت او پايدار و ثابت قدم بدارد و توفيق دهد كه دعا براى تعجيل فرجش كند .

 

حمید: از دوست و برادر خوبم هادی که اجازه دادند از مطالب وبلاگشان استفاده کنیم تشکر می کنیم. ضمن اینکه وبلاگ ایشان مطلبی ندارد که ما استفاده نکرده باشیم!!!

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

 

ترفند رایانه ای:

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (12)

 

چگونه می‌توانم یک موتور جستجو برای وبلاگم قرار دهم؟

 

اگر وبلاگ شما توسط یک برنامه مدیریت محتوی مانند موویبل‌تایپ یا وردپرس یا برنامه‌های مشابه اداره می‌شود، می‌توانید از امکانات خود برنامه استفاده کنید. اکثر این برنامه‌ها خود دارای یک موتور جستجو می‌باشند که با اضافه کردن کدهای مربوطه به قالب وبلاگ‌تان، می‌توانید از آن استفاده نمایید. این کدها را نیز از فایل راهنمای برنامه، می‌توانید بدست آورید. حال چنانچه شما از سرویس‌های رایگان همانند بلاگر یا پرشین‌بلاگ برای مدیریت وبلاگ خود استفاده می‌کنید نیز، خواهید توانست از امکان جستجو در میان مطالب وبلاگ‌تان بهره‌مند شوید. در این حالت دو راهکار پیش روی دارید؛ یا اینکه خود سرویس رایگانی که وبلاگ شما توسط آن اداره می‌شود، امکان جستجو در میان مطالب وبلاگ را هم بدهد. که در این صورت یک سری کد مخصوص را در قالب وبلاگ‌تان قرار می‌دهید و باکس جستجو به وبلاگ شما اضافه می‌شود. و یا اینکه سرویس‌دهنده شما امکان جستجو را ارائه نکند. در این حالت مجبورید از سایت‌های کمکی، استفاده کنید. نحوه‌ی کار این سایت‌ها به این‌گونه است که، پس از ثبت‌نام در سایت، کدهای خاصی به شما داده می‌شود که در قالب وبلاگ خود قرار دهید، از این پس جستجو در میان مطالب وبلاگ شما، از طریق آن سایت کمکی انجام می‌شود. یکی از این سایت‌ها، سایت Alexa می‌باشد که در آدرس http://www.alexa.com قابل دسترسی است. البته لازم به ذکر است که شما از امکانات موتور جستجوی قدرتمند گوگل نیز می‌توانید به همین صورت، بهره ببرید. به این ترتیب که، کدهایی را که گوگل در اختیار شما می‌گذارد، در قالب وبلاگ‌تان قرار دهید. از این پس جستجو در میان مطالب وبلاگ‌تان، توسط موتور جستجوی قدرتمند گوگل انجام می‌شود. لازم به ذکر است که دقت جستجو در این حالت (یعنی استفاده از سایت‌های کمکی) هیچ‌گاه به میزان دقت جستجو از طریق برنامه‌های مدیریت محتوا یا سایت‌های سرویس‌دهنده، که خود این امکان را فراهم کرده‌اند، نمی‌رسد.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل

saheledoosti@yahoo.com

 

 

برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

 

حرف آخر:

 

خدايا! اكنون احساس مي‏كنم كه در دريايي از درد غوطه مي‏خورم، در دنيايي از غم و حسرت غرق شده‏ام، به حدي كه اگر آسمان‏ها و زمين را و همه ثروت وجود را به من ارزاني داري به سهولت رد مي‏كنم، و اگر همه عالم را عليه من آتش كني، و آسماني از عذاب بر سرم بريزي و زير كوه‏هاي غم و درد مرا شكنجه كني، حتي آخ نگويم، كوچكترين گله‏اي نكنم،

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

نسل سوم 17

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(17)

 

شماره  پانزدهم ـ سه شنبه 9 اسفند 1384

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چیز سلام!

 

پس گردني

 

امتحانا و سؤالاي سنگين، امتحانا و نمره هاي ننگين، امتحانا و تقلباي رنگين، امتحانا و دانشجوهاي غمگين، امتحانا و... تموم شد، بالاخره تموم شد. با همه سختياش بالاخره تموم شد و با آغاز ترم جديد همه نمره ها رو شد.

اما اين امتحاناي نفس گير به مثال يه پس گردني محكم براي اونايي بود كه در طول ترم درس نخونده بودن و يه تنبيه مفصل براي همه اونايي كه لاي جزوه هاي مبارك رو باز نكرده بودن و درس ها رو گذاشته بودن براي شب امتحان.

البته يه چيزي رو مي دوني كمتر كسي پيدا مي شه كه با اين جور پس گردنيا به راحتي ادب بشه!

¤¤¤

چند هفته پيش توي مسابقه سيمرغ كه از شبكه 3 سيما با مجريگري «حسيني» پخش ميشه، مسئول ... دانشگاهمون رو ديدم!!! كسي كه توي دانشگاه همه ازش مي ترسن و حساب مي برن. امضا و تاييد گرفتن ازش بلا و مصيبت بزرگيه. حنجره طلايي و فريادهاي گوش نوازش هم براي خيليا آشناست. حالا توي مسابقه سيمرغ يكي از اعضاي اكتيو گروه سبز شده بود. باورم نمي شد، نمي دوني چه بالا و پاييني مي پريد! قدر قدرت دانشگاه براي چند هزار تومن جايزه ناقابل مثل بچه هاي 13، 14 ساله از در و ديوار بالا مي رفت. هر باري كه ليز مي خورد و با مخ مي خورد زمين، به ياد همه اون داد و فريادايي كه تو دانشگاه سرمون مي كشيد دلمون خنك مي شد و مي تركيديم از خنده. فكر كن، با اون همه اقتدارش، توي مسابقه رفته بود شترمرغ كيش مي كرد. كسي كه تو دانشگاه همه رو سركار مي ذاره و مي فرسته دنبال نخود سياه اون روز خودش رفته بود سركار. شده بوديه فيلم طنز واسه همه. آخر سرهم گروهشون امتياز كم آورد و از مسابقه حذف شد. تا مدتي هم توي دانشگاه اين موضوع واسه همه سوژه خنده شده بود.

مي دوني! وقتي خوب فكر مي كنم مي بينم دورو برما از اين آدم ها زياد پيدا مي شه. در پست هاي مختلف، چه در دانشگاه ها، و چه در مديريت هاي سياسي و اقتصادي و ...

براي خيليا مديريت تبديل به يك «ژست رياست» شده كساني كه بيشتر از آنكه به وظايفشون برسن به دنبال كسب اقتدار در حيطه مسئوليتشون هستن. غافل از اينكه ژست و دك و پز مانند يك ستون پوك و پوسيده، سست و ناپايداره و با هرتلنگر و ضربه كوچكي (مثل اين مسابقه سيمرغ) مي تونه فروبريزه و از بين بره و چيزي كه ماندنيست خدمتيست كه يه مقام مسئول درمقام خودش به ديگران مي كنه. سياست «مديريت مردمي» يا اصطلاحا مديريت بر قلب ها هم از اين موضوع نشأت مي گيره، كه يه مدير خدمت كردن رو جايگزين اينجور رياست كردن بكنه.

پيوست: دي رفت و باز نيايد، فردا را اعتماد نشايد، حال را غنيمت دان كه دير نپايد!

 

نجمه السادات مولايي

 

تیتر یک

 

چند مگابايت رئيس جمهور شويد لطفاً!

 

اگرچه سايت هاي اينترنتي با محتواهاي گوناگوني مثل خبري، تفريحي، علمي و غيره و غيره سالها پيش از پيدايش وبلاگ ها به راه افتاده بودند، اما وبلاگ ها 2-3سال پس از متولدشدن شان به حدي اثرگذار و پرنفوذ عمل كردند كه امروز به عنوان يكي از رسانه هاي مجازي مطرح در دنياي غيرمجازي شناخته مي شوند و كار را به جايي مي رسانند كه امروز وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كشورمان از آنها به عنوان رسانه هاي برتر از مطبوعات ياد مي كند.

و همان طور كه در خبرها نيز آمده بود به زودي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونت رسانه اي جايگزين معاونت مطبوعاتي خواهد شد كه در اين معاونت وبلاگ هاي خبري نسبت به ساير رسانه ها در اولويت قرار خواهند داشت.

 

هلو بپر تو گلو

 

شايد ويژگي اصلي وبلاگ ها نسبت به سايت هاي اينترنتي، رايگان بودن و سهل و آسان بودن راه اندازي آنان باشد. هم اكنون بسياري از سايت ها فضاي جمع وجوري را به طور رايگان دراختيار بلاگرها قرار مي دهند و با استفاده از نرم افزارهاي آماده، فضايي را دراختيار كاربر قرار مي دهند كه وي حتي بدون داشتن كمترين اطلاعات از وب نويسي و طراحي صفحه مي تواند با كمك از زمينه هاي آماده و قالب هاو فونت هاي ازپيش ساخته شده درعرض چند دقيقه يك وبلاگ به نام خود كند و آن را به طور عمومي وبراي ميليون ها كاربر اينترنتي منتشر نمايد.

اما ويژگي اصلي تر وبلاگ در اينست كه اين انتشار بدون نياز به هرگونه مجوز رسمي صورت مي گيرد و هرفرد مي تواند چندين وبلاگ با عناوين و موضوعات دلخواه خود داشته باشد و با انتشار مطلب و اخبار (با متن و عكس و موزيك و گرافيك دلخواه) درعرض چندسوت به يك رسانه از توليد به مصرف تبديل شود و به اندازه چند مگابايت براي خودش رئيس جمهور شود و خطابه بدهد و انتقاد كند و گير بدهد و خاطره تعريف كند و محكوم كند و غيره و غيره و...

البته تمام سرويس دهنده هاي وبلاگ در دنيا قوانين و خط قرمزهاي كلي را براي خود قائلند و در ابتداي كار نيز شما را متعهد به رعايت آنها مي كنند و در مواردي ديده شده كه متخطيان از اين قواعد، محكوم به تعطيلي وبلاگ شده اند. به طور مثال در سرويس دهنده هاي ايراني عدم انتشار مطالب مستهجن و خلاف عفت عمومي يكي از اين خطوط قرمز است، اما به طوركلي و باتوجه به اينكه سرويس دهنده ها در دنيا بسيار بسيار فراوانند محدوديت در وبلاگ ها بسيار بسيار كمتر از ساير رسانه هاست.

امكان راه اندازي وبلاگ هاي مشترك، گروهي و يا صنفي و همچنين قراردادن قسمتي براي اظهارنظر ديگران در پاي هر مطلب نيز يكي ديگر از نكات پرطرفدار اين پديده اينترنتي دربين كاربران است.

 

پوز زني صهيونيست ها

 

اگرچه وبلاگ ها هم مانند اينترنت محصول امريكاست اما در بهره برداري از اين قابليت مجازي در سال هاي اخير، جوان هاي ايراني حرف اول را زده اند. به دليل متعدد بودن سرويس دهنده ها، آمار مشخصي ازوبلاگ هاي ايراني وجود ندارد اما درصد بسيار بالايي از چندصد ميليون وبلاگ موجود در اينترنت به ايراني ها اختصاص دارد و اين برتري نه فقط در كميت بلكه در غلبه محتوايي سايت ها و وبلاگ ها هم به چشم مي خورد.

به طور مثال در ماجراي اهانت نشريات دانماركي و اروپايي به پيامبر اسلام(ص)، تعدادي از جوانان ايراني دست به انتشار طومار سه زبانه اي عليه اين كاريكاتورها زدند و از سايرين نيز خواستند تا با امضاي آن، مخالفت خود را با اين اقدام مزخرف نشان دهند. ازطرف ديگر يك سايت دانماركي نيز در واكنش به حركت ايراني ها، طوماري را در حمايت از اين اهانت منتشر كرد و از اروپايي ها خواست تا آن را امضا كنند.

اما بعد از گذشت چندهفته از اين ماجرا، موتورهاي شمارنده اينترنتي تعداد امضاهاي طومار ايرانيان را هم سطح با امضاي غربي ها و البته كمي بيشتر از آنها نشان مي دهد و اين يعني در جنگ الكترونيكي و مجازي ايران و غرب، نسل سوم ايران پيروز ميدان بوده است!

 

ايستاده در برابر باد

 

تاكنون جشنواره هاي متعددي در كشورمان براي انتخاب برگزيدگان وبلاگ ها برگزار شده است. توسط سايت هاي اينترنتي، تشكل هاي دانشجويي وزارت علوم، سازمان فرهنگي و هنري شهرداري، وزارت فرهنگ و ا رشاد اسلامي، سازمان ملي جوانان و... تنوع و تعدد همين برگزاركننده ها نشان دهنده نبود متولي اصلي براي سايت ها و وبلاگ هاست.

اين مسئله نه تنها نكته منفي و نقطه ضعف براي رسانه هاي مجازي نيست بلكه ويژگي منحصربه فرد آنها به حساب مي آيد و برخاسته از خصوصيت مستقل بودن و شخصي بودن آنهاست اما اين مسئله ارتباطي به ضرورت وجود يك دستگاه حامي و هماهنگ كننده ندارد و متأسفانه نبود اين دستگاه مشخص يكي از نكاتي است كه هم چنان حل نشده باقي مانده است.

حسين صفار هرندي، وزير فرهنگ وارشاد اسلامي در جشنواره وبلاگ نويسان انقلاب با اشاره به بودجه هايي كه در سال هاي گذشته به نام وبلاگ ها و سايت ها اختصاص مي يافت، گفته بود: اما اين بودجه ها در عمل هيچ گاه در اين قضيه مصرف نمي شد و درميانه راه گم مي شد!

به هرحال وجود يك پشتيبان دولتي، نه به منظور ايجاد تمركز محتوايي و ياخطي در سايت ها و وبلاگ ها، بلكه به عنوان يك سيستم هماهنگ كننده براي اين رسانه ها بسيار كارگشا به نظر مي رسد و مي تواند درجهت معرفي نخبگان اينگونه ابزارها به ساير رسانه هاي غيرمجازي و جامعه مفيد واقع شود.

 

سه‌شنبه بازار

 

نشان «مارادونا» بلورين

 

همايش بزرگ معتادان گمنام برگزار شد!

همايش بزرگ معتادان بهبود يافته گمنام (NA) با حضور بيش از 20هزار نفر و با همكاري دفتر مشاركت هاي مردمي ستاد مبارزه با موادمخدر در مجموعه ورزشي آزادي برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي ستاد مبارزه با موادمخدر اين همايش با پيام دكتر مالكي، جانشين رئيس و دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر و با رويكرد جديد ستاد در توسعه مشاركت هاي مردمي و ايجاد جنبش فراگير مردمي در پيشگيري و مبارزه با اعتياد آغاز شد.

مالكي تاكيد كرد: انجمن هاي خوديار همانند (NA) با استفاده از تجربيات گرانقيمت خود و ياري جستن از روش هاي علمي و پيشرفته در جهت تقويت نقاط مثبت و برطرف كردن نقاط ضعف، مي توانند گام هاي مؤثري را در اين راه بردارند و ضمن توسعه ارتباطات مؤثر با مردم و با دولت، كمك موثري در گسترش و ارتقاي جايگاه تشكل هاي غيردولتي باشند.

خلاصه همه چيز گمنام ديده بوديم، معتاد گمنام نديده بوديم كه ديديم!!

 

لقب «تو هيچ مداد رنگي نيست» بلورين

 

سهم شيعه در دايره المعارف سي جلدي آمريكانا فقط 4سطر است.

به گزارش رسا، پروفسور محمد هاوزن در همايش شيعه شناسي كه روز پنجشنبه در قم برگزار شد با اشاره به شيوه تبليغ در جامعه آمريكايي تصريح كرد: تبليغ وظيفه ماست و بايد هدايت خدا را به ديگران برسانيم، اما بايد بررسي كرد كه اين كار چگونه ممكن است.

عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) قم كه خود از مسيحيت به اسلام گرويده است گفت: اعمال عبادي كاتوليك ها بسيار دشوار است و توسط كشيش صورت مي گيرد اما ورود به اسلام آسان است و هركس خودش مي تواند به عبادت بپردازد و همين باعث شگفتي مسيحيان در آشنايي با اسلام است. در ادامه همايش، رئيس مجمع شيعه شناسي نيز طي سخناني كوتاه، مظلوميت شيعه را در عصر حاضر كمتر از گذشته ندانست و گفت: در دايره المعارف «آمريكانا» كه در سي جلد و چهارهزار و پانصد مدخل تدوين شده تنها 44 صفحه به اسلام پرداخته شده كه سهم شيعه در آن تنها چهارسطر است! و نوشته كه شيعه در برابر اهل سنت معتقد است جبرائيل وحي را به جاي علي(ع) بر محمد(ص) نازل كرده است!!

 

عنوان «قورباغه ها هفت تير مي كشند» بلورين

 

پيراهن موهن، وزير ايتاليايي را مجبور به استعفا كرد.

يكي از وزيران كابينه ايتاليا كه با پوشيدن پيراهني منقوش به كاريكاتورهاي پيامبر اسلام خشم مسلمانان را برانگيخته بود، استعفا كرده است.

به گزارش بي بي سي، روبرتو كالدرولي يك روز پس از اقدامش عقب نشيني كرده است. همچنين در حمله به سفارت ايتاليا در ليبي، بخشي از ساختمان كنسولگري به آتش كشيده شد.

پيشتر سيلويو برلوسكوني، نخست وزير ايتاليا خواستار استعفاي كالدرولي شده بود. وي در مصاحبه با راديويي در ايتاليا گفته بود سياست دولتش احترام به دين اسلام است!

حمله به كنسولگري ايتاليا در شهر بنغازي ليبي، تازه ترين اعتراض از رشته اعتراض هاي جهان اسلام به انتشار اين كاريكاتورها در روزنامه هاي اروپايي است كه منجر به كشته شدن 10تن از معترضان توسط پليس شد.

اين تظاهرات توسط كميته عمل مسلمين كه مساجد و گروه هاي محلي را نمايندگي مي كند ترتيب داده شده است.

 

مدال «دختري با كشف هاي كتوني» بلورين

 

مردم معيارهاي انتخاب دختر نمونه را مشخص كردند.

رئيس شوراي فرهنگي، اجتماعي زنان با بيان اينكه نظرسنجي از مردم براي نحوه انتخاب دختر نمونه ايراني به پايان رسيده، گفته: بيش از 67 درصد از پاسخ دهندگان اعم از زن و مرد با اجراي طرح انتخاب دختر نمونه ايراني موافقت كردند!

وي گفت: هم زمان با مطرح شدن طرح انتخاب دختر نمونه برخي ها در ارتباط با اجراي اين طرح انتقادات، نگراني ها و پيشنهاداتي داشتند كه سؤالات اين نظرسنجي براي شفاف شدن نظرات افراد و نيز اصلاح و رفع موانع نگران كننده درهمين رابطه تهيه شده است.

وي اضافه كرد:ضرورت اجراي اين طرح از ديدگاه پاسخ دهندگان توجه به دختران و تشويق آنان براي پيشرفت بيشتر عنوان شد كه حدود 12 درصد هم پرهزينه و كم نتيجه بودن طرح را به عنوان علت مخالفت خود ذكركردند كه نگراني مخالفان با تدابير درنظر گرفته شده قابل رفع است.

فقط بايد آخر اين خبر گفت خدا رحم كند!

 

تنديس «بيني نه بيني» بلورين

 

مردي بيني نامزدش را كند.

يك مرد در شهر نيويورك آمريكا بيني نامزد خود را گاز گرفت و قسمتي از آنرا كند.

به نوشته روزنامه «همشهري»، پس از اينكه جر و بحث ميان اين زوج بالا گرفت مرد با دندانهايش بخشي از بيني نامزد خود را كند، به همين دليل اين خانم به خيابان دويد و درخواست كمك كرد. درهمين حال همسايه مجاور به كمك اين خانم شتافت و پس از خبر كردن پليس، وي را به بيمارستان رساند.

ابتدا پليس براي يافتن تكه بيني جدا شده به جستجوي خانه اين مرد پرداخت اما پس از اينكه نتوانست آنرا بيابد مرد را به بيمارستان انتقال داد تا از شكم وي عكسبرداري به عمل بيايد. پليس احتمال مي داد كه اين مرد قسمت جدا شده بيني را بلعيده باشد. البته پزشكان به اين نتيجه رسيدند كه اسيد معده اين تكه گوشت را بلافاصله تجزيه كرده است.

به هرحال هم اكنون اين خانم بي دماغ! در بيمارستان بستري است.

هزار ماشاء الله به اين آمريكايي ها كه در همه چيز تك اند!

 

هفته نامه مشکان 32  ـ شنبه 6 اسفند

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

 

۳۲

 

سال اول ـ شماره 32 ـ شنبه 6 اسفند 1384

 

وبسایت مشکان

 

 

حرف اول:

 

درد، دل آدمي را بيدار مي‏كند، روح را صفا مي‏دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‏كند، نخوت و فراموشي را از بين مي‏برد، انسان را متوجه وجود خود مي‏كند

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

سخنی با شما

سلام

یکی دو تا نکته است که بگم و تمام

1ـ مشکان یک گروه تبلیغاتی نیست اما تبلیغات را می پذیرد بنابراین اگر کسی خواست که در گروه مشکان تبلیغات کند با من تماس بگیرد.

2ـ تصمیم گرفته ام که بعضی از میل های زیبا را در وبسایت مشکان قرار دهم و عمل به این تصمیم با قرار دادن میل بیائید با حملات زندگیمان را زیباتر کنیم آغاز شده است

برادر کوچکتان ـ حمید

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

اينديپندنت : غرب بايد در ديپلماسي با ايران مصالحه كند

 

ایندیپندنت: یک حمله اسرائیل به ایران می تواند سرنگوني چندين حكومت دوست غرب در منطقه خاورميانه را به همراه داشته باشد.

 =01/12/1384

روزنامه "اينديپندنت " چاپ لندن روز دوشنبه نوشت : غرب بايد چالش هسته اي خود با ايران را از راه ديپلماتيك حل كند.

"بروس اندرسون " يكي از نويسندگان روزنامه اينديپندنت در سرمقاله روز دوشنبه اين نشريه چپگرا نوشت : در حال حاضر تنها راه جلوگيري ايران از دستيابي به جنگ افزار هسته اي مذاكرات ديپلماتيك با آن كشور است . در اين مقاله اضافه شده است : دستيابي چالش ناپذير ايران به جنگ افزار هسته اي همانند كابوسي است كه اين كشور را به حكومتي انتحاري تبديل خواهد كرد.

اندرسون نوشت : اگر غرب در شرايط كنوني نمي تواند همچون عراق به حمله نظامي گسترده به ايران دست بزند و يا همچون حمله اسراييل در سال 1981 به تاسيسات نظامي "اوسيراك " عراق عمل كند، چاره اي جز برخورد ديپلماتيك و مسالمت جويانه با تهران ندارد.

روزنامه نگار انگليسي اضافه كرد: يك حمله موشكي اسراييل به ايران مي تواند بشدت خطرناك و پيامدهاي جبران ناپذيري از قبيل انتقامجويي تهران ، شعله ور شدن خشم جهان اسلام نسبت به غرب و سرنگوني چندين حكومت دوست غرب در منطقه خاورميانه را به همراه داشته باشد.

اينديپندنت نوشت : با توجه به وسعت ، قدرت ، پرخاشگري و ثروت ايران ، اعمال تحريمهاي اقتصادي عليه آن كشور اگرچه سختيهايي را براي زندگي و رشد اقتصادي آن به همراه خواهد داشت ، ولي احتمالا كارساز نخواهد بود، بويژه آنكه فرهنگ مذهب شيعه آماده از خودگذشتگي و شهادت طلبي است .

اندرسون افزود: هم اكنون در واشنگتن اشتياقي براي حمله به ايران وجود ندارد و سياستمداران كهنه كار و با تجربه آن كشور معتقد به تهاجم نظامي عليه تهران نيستند.

وي ادامه داد: شايد در دراز مدت تنها راه حل برخورد با مساله هسته اي ايران حمله يا تهديد به حمله نظامي باشد، ولي بايد دانست كه راه حل ديپلماتيك هنوز به پايان نرسيده است .

اندرسون نوشت : ايرانيها احساس مي كنند كه آمريكا برخوردي كه در شان اين كشور داراي تمدني ديرينه است ، با آنها نداشته است .

اين روزنامه نگار انگليسي اضافه كرد: ايرانيها خواستار اذعان غرب به ابرقدرت بودن ايران در منطقه هستند. اين اعتراف چه اشكالي دارد، چرا نبايد به امري چنين آشكاري معترف بود.

 

به نقل از سایت دکتر حسن قدیری ابیانه

 

 

خــبـــر

 

بازخواني يك پرونده امنيتي:

چرا ايران عضو «محور شرارت» شد؟

 

در حالي كه منابع اطلاعاتي در واشنگتن، ماجراي كشف يك كشتي حامل سلاح به فلسطين را يكي از علل اصلي قرار دادن «جمهوري اسلامي ايران» در «محور شرارت» مي‌دانند، «بازتاب» به بازخواني اين پرونده امنيتي مي‌پردازد.

در ژانويه سال 2002 ميلادي، جورج بوش رئيس‌جمهوري ايالات متحده آمريکا در گزارش ساليانه خود به مجلسين و ملت آمريکا براي اولين بار از اصطلاح «محور شرارت» استفاده کرد و سه کشور عراق، ايران و کره شمالي را اجزاي اصلي اين محور ناميد.

اما در سال 2004، نويسنده‌اي به نام «باب وود وارد» در كتاب خود، درباره اين سخنراني نوشت: هدلي در مورد ايران دو دل بود. رايس در ابتدا با او موافق بود و بيم آن داشت که با نام بردن از ايران از رئيس‌جمهور آمريكا انتقاد شود که درک نمي‌کند ايران با عراق تفاوت دارد.

رايس و هدلي پيشنهاد کردند که نام ايران حذف شود، چون به گفته هدلي نام بردن از ايران تحريک‌آميز ‌بود. اما جورج بوش مخالفت کرد و اصرار ورزيد که ايران در فهرست باقي بماند.

وظيفه تعيين لحن رئيس‌جمهوري آمريکا در مورد ايران، به عهده گرسون و هدلي گذاشته شد. در نهايت آنها نوشتند: ايران با جديت در پي تسليحات کشتار جمعي است و تروريسم صادر مي‌کند.

اما بر اساس گزارش‌هاي منابع اطلاعاتي، آنچه مسئولان آمريكايي را درباره گنجاندن نام ايران در اين ليست مصمم كرد، ماجراي كشتي‌اي بود كه به فلسطين سلاح صادر مي‌كرد.

كشتي «كارين اي» كه براي حمل‌ونقل به كار مي‌رود و 4000 تن ظرفيت داشت، سوم ژانويه 2002 به وسيله نيروهاي نظامي اسرائيل توقيف شد. اگرچه ارزش كشتي تنها چهارصد هزار دلار بود و تجهيزات عادي كشتي حدود سه ميليون دلار ارزش داشتند، اما بعدا گزارش شد كه اين محموله به ميزان پانزده ميليون دلار خريداري شده است. اسرائيل ادعا كرد كه كشتي متعلق به مقامات فلسطيني بوده و اسلحه‌ها براي استفاده آنان ارسال شده است.

«شائول موفاز» رئيس ارتش اسرائيل در يك كنفرانس مطبوعاتي در 4 ژانويه اين موضوع را اعلام كرد، درست زماني كه ژنرال «آنتوني زني» نماينده تام‌الاختيار آمريكا در يك جلسه با «ياسر عرفات» شركت داشتند، پيشرفت مذاكرات صلح را بين مقامات اسرائيلي و فلسطيني پيگيري كند.

«عمر عكاوي»، كاپيتان كشتي بود كه از سال 1976 عضو جنبش فتح بوده است.. همچنين كسي كه اسلحه‌ها را خريده بود، شخصي با پاسپورت مراكشي به نام «عادل سلامه» يا «عكا عادل مغربي» بود كه عضو پيشين تشكيلات عرفات تا سال 1980 بوده است.

وزارت خارجه اسرائيل، اعلام كرد كه كشتي از لبنان خريداري شده و در نيمه‌هاي شب در جزيره كيش ايران بارگيري شده است و سپس از طريق درياي عمان به خليج عدن رفته و از آنجا به درياي سرخ رسيده است. اين موضوع البته بعدا اصلاح شد و در آخرين گزارش، آنان اعلام كردند كه كشتي در بلغارستان خريداري و در يك جزيره كوچك‌تر يعني قشم بارگيري شده است؛ در حالي كه اين دو بندر ايراني مشكل آبخور دارند و تنها كشتي‌هايي تا ظرفيت نهايي 400 تن مي‌توانند در آنجا پهلو بگيرند.

«نيويورك‌تايمز» هم در گزارش روز 5 ژانويه 2002 اعلام نمود، مقامات آمريكايي هم اعتقاد دارند اين كشتي در ايران آماده شده است، اما بعدا اعتراف كردند كه آنان تنها توانستند كشتي را در دريا رديابي كنند.

همچنين روزنامه «نيويورك‌تايمز» ادعا كرد كه يك كاغذ خريد كه مقامات فلسطيني در اختيار داشته‌اند، نشان مي‌دهد كه اين تجهيزات را يك سال پيش از ايران خريداري كرده‌اند، اما بنا بر مدارك مؤسسه معتبر انگليسي «لويدز» كه وضعيت همه كشتي‌هاي فعال را رديابي مي‌كند و مدارك آن موجود است، اين كشتي متعلق به يك فرد عراقي به نام «علي محمد عباس» است كه آن را در 31 آگوست سال 2001، از يك كمپاني لبناني خريد و آن را به «كارين اي» تغيير نام داد.

پرسش‌هاي زيادي درخصوص ادعاي مقامات اسرائيلي و استفاده مقامات آمريكايي از اين كشتي مطرح است، از جمله نحوه چگونگي گذر اين كشتي از كانال سوئز و همچنين عبور كشتي از كانال سوئز و رسيدن آن به نوار غزه سؤالاتي را ايجاد مي‌كند. نوار غزه جايي است كه حتي ماهيگيران فلسطيني حق ماهيگيري ندارند و اين‌كه چگونه اين كشتي توانسته در چنين مكاني، بارهاي 50 تني اسلحه را در آب شناور كند تا نيروهاي فلسطيني آنها را از آب بگيرند.

از همين رو با توجه به اين‌كه صاحب كشتي مذكور، فردي عراقي بوده كه تنها با رقم پايين چهارصدهزار دلاري آن را خريده است، احتمال مي‌رود اين جريان توسط عوامل صدام حسين، جهت شريك كردن ايران با خود در «محور شرارت» انجام شده باشد.

به ويژه كه در اين كشتي اسلحه‌هايي با آرم «ساخت جمهوري اسلامي ايران» ديده مي‌شود و به نظر مي‌رسد توسط ارتش عراق و با استفاده از سلاح‌هاي به دست آمده در جنگ ايران و عراق، در كشتي «كارين اي» جاسازي شده بودند.

خبرنگار «بازتاب» در پايان مي‌افزايد: اكنون مقامات آمريكا بايد پاسخ دهند كه آيا پا فشاري كاخ سفيد بر سخنراني پنج سال پيش جورج دبليو بوش، امكان‌پذير است؟

 

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت بیست و پنجم

 

روان شناسی دروغ

 

از آنجا که در داستان یوسف به دروغ های متعدد برادران یوسف بر خورد می کنیم جا دارد در اینجا به روان شناسی دروغ    انگیزه های دروغ  و راه های درمان آن بپردازیم   این که اساسا چرا ما دروغ می گوییم ؟و چه کنیم اگر زبانمان خدای نا کرده به این رفتار بسیار زشت عادت کرده دیگر هرگز دروغ نگوییم ؟

شاید بهتر باشد علت دروغ گفتن بچه ها را از بزرگترها جدا کنیم و به بررسی تفکیکی هر کدام بپردازیم

 

چرا بچه ها دروغ می گویند؟

بچه ها به چهار دلیل عمده دروغ می گویند:

الف-دروغ گفتن بزرگ تر ها

    بزرگ تر ها و بخصوص پدر ومادر مهمترین الگو های رفتاری در دسترس بچه ها هستند .وقتی بچه ای ببیند پدر یا مادرش برای جلب یک منفعت ظاهری یا فرار از موقعیتی که دلخواهش نیست به دروغ متوسل می شود بچه می آموزد در چنین مواقعی دروغ بگوید

تلفن زنگ می زند .بچه گوشی را بر می دارد 

   بفرمایید

با با خونه هستند؟

پدر آهسته می پرسد:کیه؟

 آهسته می گوید:علی آقا

پدر آهسته می گوید: بگو نیست

ببخشید هنوز نیومدن

به همین سادگی آموزشی عمیق و پایدار انجام می گیرد :پسرم برای رفع خطر دروغ بگو!و معمولا آموزش غیر مستقیم موثر تر است

همسایه زنگ در خانه را به صدا در میآورد .  مادر می پرسد:کیه؟

همسایه می گوید:منم مادر می گوید :وای باز این خروس بی محل آمد

اما بعد در را که باز می کند  در حین تعارفات می گوید:خیلی از دیدنتون خوشحال شدم  و بچه می آموزد که دروغ بگوید

 

ب   -ترس از تنبیه و مجازات

صحنه ی اول:بچه شیشه را می شکند .پدر از راه می رسد و می پرسد :چه کسی شیشه را شکسته؟ کودک می گوید:من

و پدر به صورتش سیلی می زند  و ناسزا می گوید

صحنه ی دوم:بچه دو باره شیشه را می شکند .پدر از راه می رسد و می پرسد چه کسی شیشه را شکسته؟ بچه می گوید :نمی دونم!شاید داداشم ...........اصلا خودش شکست!

 

ج-  واگذاری تکلیف بیش از حد توان به بچه ها دادن

   بچه اسباب بازی هایش را حسابی ریخت و پاش کرده مادر می گوید:اگه تا ده دقیقه ی دیگه اطاقت مرتب نباشه خودت میدونی. بچه که برایش جمع وجور کردن این همه ریخت وپاش سخت است اسباب بازی ها را زیر تخت می ریزد و وقتی مادر می پرسد :اطاقت را جمع کردی: بچه به سادگی می گوید: بله مامان

نمره ی دیکته ی کودک 14 شده.   پدر جریمه اش می کند که:از روی همین دیکته 40 بار بنویس

بچه با تکلیفی بسیار سنگین مواجه شده ووقتی فردا صبح پدر می پرسد :نوشتی؟بچه به دروغ می گوید: بله

 

د- تحقیر و تمسخر

 

بچه هایی که در خانه مورد تحقیر و تمسخر قرار می گیرند و به شخصیتشان بی احترامی میشود   برای شخصیت سازی  بخصوص نزد دوستان مدرسه و محله  دروغ های عجیبی به هم می بافند

پدرم می خواهد ما را برای اسکی به سوئیس ببرد

مادرم دیشب از دبی  برایم یک کامپیوتر آورده  که حرف هم می زند!

برای خواهرم هم یک خواستگار آمده که 4 تا دکترا دارد  و 5 تا فوق لیسانس !تازه خواهرم هم گفته  : نه!

 

سخنی با والدین:

 

پدر و مادر محترم  اگر دقت کنید خواهید دید هر چهار دلیل دروغ گویی بچه ها به والدین باز می گردد . پس باید قبل از آنکه آنان را تنبیه کنید  خود را مفصل کتک بزنید !! ودر صدد اصلاح خود برآیید

·        هرگز دروغ نگویید  از تنبیه های بدنی شدید اجتناب کنید  واساس کارتان تشویق باشد   و تنبیه را عمدتا به صورت محروم کردن به کار گیرید

·        تکلیف های سنگین به بچه ندهید

·        او را در انجام کار ها کمک کنید و به شخصیتش احترام بگذارید 

·        مسخره کردن را اسباب خنده و تفریح ندانید و یقین داشته باشید ناسزا و فحش و تحقیر مطلقا اثر تربیتی مثبت ندارد  بلکه آثار سوء فراوانی بر جای می گذارد   

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

وبلاگ: پرچین راز

 

جای خالیت

 

من مث یه صبح روشن تو نگاه تو نشستم

تو رو مثل یه اقاقی که بدست باد نسپردم

تو رو راه دادم توی قلبم که بهار بی خزونه

اما تو واسه نگاهم به چه ارزشی چه اجری؟

چشاتو بستی و رفتی زدی این قلبو شکستی

توی حیرونی چشمام پلکاتو بستی و رفتی

رفتی و نگاه نکردی

که تو قلبم جای تو هنوز بهاره

واسه خزون قلبم یه امید و انتظاره

اگه حالا این دل من یه خزون بی بهاره

ولی با یاد نگاهت نازنینم

جای خالیتم بهاره

 

سوگند

 

 

طــنــز

 

خر در جردن

 

 

بوده است خـــری که دم نبودش"

"روزی غــــــم بی دمی فزودش

گفتا که برای چـــــــاره ی کار

آن به که روم به ســــوی بازار

زانجا بخـــــــرم برای خود دم

آســــوده شوم ز طعـــن مردم

از نقـــد ورا به کف چکی بود!

زان بیش به خانـــه قلکی بود!

بـــــــرداشت شکست قلّکــــش را

هـــم خــــرد نمــــود آن چکش را

زان بعـــــد برفت پیش سمسار

نقــدا بفروخت  جُـــــــلّ وافسار

چــون صاحب پــــــــول نقد گردید

با آن لب همچــو لعــــــــل خندید!

خرکیف شـــد و سپس به تعجیل

خرّاطی خــــود نمـــود تعطیل(!)

با پــــول ز بهـــــــر دم خریدن

فی الفور برفت ســـــــوی "جردن"

شد داخـــــــل یک مغــازه ی شیک

آکنـــــده ز جنسهــــــــای آنتیک

شد صاحب آن به پیشــــوازش

پرسیـــد ز مطلب و نیــــازش

آن کـــاسب دون ز حیلـه پر بود

کوتــــاه کلام، گـــوش بر بود !

! یک مــــــــــرد خلاف آبدیده

چـــون طعمــه ی خویش دم بریده!

آری که ز کاسبــــــــــان تهران

عمریست که دپرس است شیطـــان!

البته نه آن که اهــل تقـــــواست

با پول حلال گــــــرم ســوداست

این دستــه به یمن دین وایمان

پاکند و همه "حبیب رحمـــان"

ای درد وبلای ایــــن حبیبـــان

توی ســـــــر خیل نانجیبان...!)

خـــرگفت چنین به مــرد کاسب

هستـــــــم ز پی دمی مناسب

آورد برای او دمی چنــــــــد

کای آهوی ماهــروی(!) بپسند!

برداشت؛ گذاشت ؛دست چین کرد!

یک دم ز میانشــــان گزین کرد!

خــــــرگفت که :  این دمم پسند است

از قیمت آن بگـــــــو که چند است؟

گفتش که: اگـــر چــه نیست قابل

صد چـــــــوق بده تو در مقابل!

خر گفت که: من خرم نه خرپول!

کن لطف وبگــــو بهای معقول

هست ارچه مـــرا ز بی دمی غم

بی فکــر نباشم آن قـــدر هم

صد" راتو برای ما "چهل" کن!"

از بابت باقیش بحــــــل کن!

کاسب چـــــــو شنید حرف او را

سر داد تکــــــــان وگفت : رو را!

خواهی که دهی مرا چهـــل چوق؟

شرمنده!....برو جلــــــو بزن بوق!

زین نرخ اگـــــــر تو دَم برآری

آن به کــــــه روی و دُم درآری

این شیک تر است از دم اسب!

این چانه زنی است مانع کسب!

کاین دم که پسند خاطــر توست

از خارجــه آمده است با پست!

جنسش همـــــــه خارجی واعلا

تولید سفــــارشی است مــــارا!

هرچنـــــد که ورژن جدید است!

این بیـــــع به قیمت خرید است!

این قسمت آن محل وصل است!

این، جان داداش(!)اصل اصل است

این را نخــــــــری اگر؛ بوَد حیف

عمـراً نشـــــــوی دوباره خرکیف!

صد در صد این عتیقه چــرم است!

بردار وببین چقـــدر نـــرم است

دَم زد ز دُم و نمـــــــــود تعریف

خــــر شیفته شد بـــرآن اراجیف

القصّه ز بعــــــــــد این مطالب

دم را به خــرک نمـــــــود قالب

آنقدر بگفت تــــــــا خرش کرد

البت خـــــر بود خرترش کرد -

زینگونه برید گــــــــوش خر را

مغبـــــون بنمود "جنس خر" را

خـــــــــر دم بگرفت وبست برخود

گفتــــــا که :شدیم "دنب  سرخود"!

درآینـــــــــــــه دیــــد هیا تش را

از یـــــــــــــاد ببـــــرد قیمتش را

هر نقــــــد که داشت توی خورجین

رو کـــــــرد و بریخت روی  ویترین

از شادی خویش یک دهن خواند!

گویی  آواز درچمــــــن خواند!!

تحــریر حـــریر وار عرعر...!

عالــم شده مات" سولفژ" خر!)

با شوق ز لُپّ آن دغــــــــل باز

یک مـــــــاچ گرفت با بسی ناز!

خــــــر با دم آکبنــــــــــد و تازه

زد بیــــــــرون از در مغـــــــــازه

گه یورتمـــه رفت و داد ویراژ

گه رفت به زعم خود دِرِساژ(!)

آمـــــد چـو سمنـــد ازپی تک

انداخت ز فــرط شــــوق جفتک

با جفتک اولی کـــــــــه انداخت

کــــار دم آکبند خـــود  ساخت!

در رفت همـــــــــه سجـــافش از هم

وا شد همــــــــــه کوکهـــاش از دَم!

شد کنده دمش به کل ز ُدمگاه!

جمعی به نظــاره گرم قاه_ قاه

بیچــاره خرک میان "جردن"

می خواست زفـرط  شرم مردن

هــم دنب نیافت آخــــرکــار

هم" گوش بریده" شــد به بازار

مسکیـــن خرک آرزوی دم کرد

نایافته دم دو گــوش گـم کرد"

 

دیماه  ۸۴ ـ بوالفضول الشعرا

 

 

 

 

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(5)

 

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه ا لشريف) در روايات شيعه :

 

بشـارت دولت الهـی آخرالزمـان از ديگاه منابـع اسلامـی (قـرآن ، حـديث)

امام کاظم ( سلام الله عليه) :  يونس بن عبدالرحمن آورده است كه بر امام هفتم (عليه السلام)  وارد شدم و گفتم: سرورم آيا شما قائم به حق هستيد .  فرمودند : آرى من قائم به حق هستم اما آن قائمى كه زمين را از دشمنان خدا پاک مى سازد و آن را همانگونه كه هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است از عدل و داد سرشار و مالامال مى سازد، او پنجمين امام از نسل من است.  او به فرمان خدا و براى حفظ جان خويش، غيبتى طولانى خواهد داشت به گونه اى كه گروههايى راه ارتداد در پيش مى گيرند و گروهى در ديـن خدا و اعتقاد به امامت ثابت قدم مى مانند . آنگاه فرمود:  خوشا به حال شيعيان ما آنانكه در عصر غيبت قائم ما به ريسمان ولايت و محبت اهل بيت چنگ زده و بر دوستى ما پايدار بوده و به بيزارى از دشمنان ما استوارند .

آنان از ما هستند ،  و ما از آنان، آنان به امامت ما خشنودند .  و ما به پيروى آنان از اهل بيت پيامبر خويش .  راستى كه خوشا به حال آنان!  بخداى سوگند كه آنان در روز رستاخيز با ما و در درجه ى ما خواهند بود .

امام کاظم ( عليه ا لسلام) :  فرزندم! چون پنجمين امام از فرزندان هفتمين امام ناپديد شود، از خداى درباره دينتان بترسيد، زيرا كه صاحب اين امر را گريزى از غيبت نيست، غيبتى كه روى گردان شود از اين آئين، بسيارى از كسانى كه به آن معتقد باشند ، فرزندم! آن غيبت آزمونى ا لهى است كه خداى ، مردمان را به آن بيازمايــد .

امام رضا ( سلام ا لله عليه ) : هنگامى كه دعبل خزاعى آن شـاعر انديشمند اهل بيت ( عليهم السلام ) بر حضرت رضا ( عليه السلام) وارد شد و قصيده ى معروف خويش را خواند تا به اين شعر رسيد كه : « قيام شكوهمند امام راستين از خاندان رسالت كه بى ترديد ظهور خواهد نمود در پرتو نام بلند خدا و بركات او»... « در بين ما حق و باطل را از هم جدا مى كند و بر نعمت ها و كردارهاى شايسته و نيز بيدادها و ناهنجاريها كيفر درخور خود را خواهد داد.» .... امام رضا ( عليه السلام) به شدت گريست و فرمود : اى دعبل خزاعى! روح القدس بر زبان تو اين دو بيت را گذارد. آيا مى دانى اين امام كيست و كى قيام مى كند؟ پس عرض كرد نه مولاى من! مگر اينكه من شنيده ام امامى از شما خروج مى كند كه زمين را از فساد پاک مى كند و آنرا پر از عدل مى سازد همچنانكه از جور پر شده باشد. پس امام( عليه السلام) فرمود: اى دعبل! امام بعد از من محمد پسرم و بعد از محمد، على پسرش و بعد از على پسرش حسن و بعد از حسن پسرش حجت قائم است كه در غيبت انتظار او كشيده مى شود و زمان ظهور او از او اطاعت مى شود اگـر از دنيا نمانده باشد مگر يک روز خداوند آن روز را آنقدر طولانى مى كند تا او خروج كند و زمين را پر از عدل كند چنانكه از جور پر شده است. بعد در ادامه ى فرمايشاتشان فرمودند :  كه كسى از وقت ظهور او خبر ندارد و ناگهان به شما ظاهر خواهد شد .

امام رضا ( عليه ا لسلام ) : پس هنگامى كه مهدى ( عليه ا لسلام ) خروج كند زمين به نور او روشن شود و او ترازوى عدالت در ميان مردم نهد و كسى بر كسى ديگر ظلم نكند .

 

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (11)

 

چگونه می‌توانم در وبلاگم عکس قرار دهم؟

 

در ابتدا بایست عکسی را که می‌خواهید بر روی وبلاگ خود قرار دهید، به فضایی در اینترنت منتقل کنید. اگر خود دارای دامین و فضای شخصی هستید که براحتی می‌توانید، عکس موردنظر را در فضای شخصی خود آپلود کنید. در غیر این‌صورت باید از هاست‌های رایگان، استفاده کنید. با جستجوی عبارت Free image hosting در گوگل، به لیستی از این سایت‌ها، دست پیدا خواهید کرد. پس از اینکه کار آپلود به پایان رسید، آدرس عکس را در قطعه کد روبرو قرار دهید و کل کد را در وبلاگ خود؛ چه در قالب و چه در متن اصلی، قرار دهید. <"img src="Picture's URL> عکس مربوطه در همان‌جایی که کد را قرار داده‌اید، نشان داده خواهد شد.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل دوستی

saheledoosti@yahoo.com

 

 

 

حرف آخر:

 

 سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي‏خبر از حقيقت تلخ و واقعيت‏هاي عيني وجود، به پيش مي‏تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي‏شود. اما درد آدمي را به خود مي‏آورد، حقيقت وجود او را به آدمي مي‏فهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درك مي‏كند، و دست از غرور كبريايي برمي‏دارد، و معني خودخواهي و مصلحت‏طلبي و غرور را مي‏‏فهمد و آن را توجيه مي‏كند

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

 

نسل سوم 16

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(16)

 

شماره  شانزدهم ـ سه شنبه 2 اسفند 1384

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چیز سلام!

 

بزرگراه عاشورا

 

صالح مهدي غفراني

 

عزاداري براي امام حسين، چيزي بيش از سينه زني، زنجيرزني و راه انداختن هيئت و دسته جات است، يا لااقل براي ما ايراني ها در هيچ زماني و در هيچ برگي از تاريخ گذشته مان محرم به سياه پوشي و اشك و ماتم ختم نشده است.

حسين (ع) و زينب، يزيد و شمر ، علي اكبر و ابوالفضل و ديگرحاضران اين صحنه ماندگار هر كدامشان براي ما تعبيرها دارند فرقي هم نمي كند كدام خودخواه و خودكامه، كدام شاه و كدام ظالم، در كدام جنگ و كدام مجاهد! و در هر برهه اي و شرايطي اين آدم خوب ها و شايد هم آدم بدهاي قصه عاشورا بوده اند كه راهي، روزنه اي و يا گريزي براي گذشتن از سد خودها و خودخواهي ها بوده اند.

ميرزا كوچك خان ها و نواب صفوي ها و همت ها و ...

شايد بشود گفت حكايت حسين براي ملت ما در حكم يك «بزرگراه» است.

بزرگراهي كه هر وقت واردش شدي يا بايد آنقدر بروي و بروي تا به انتها برسي و يا اينكه اگر در ميانه راه كم آوردي و بريدي، راه را خلوت كني تا ديگراني كه تازه نفس اند ادامه بدهند، تا به آخر.

و اگر حافظه تاريخي ات خوب ياري كند، مي بيني هر كجا كه مسيرمان به اين بزرگراه ختم شده، هر كجا كه آدم هاي قصه عاشورا وارد داستان ما شده اند و هر كجا كه پشت شعارهايمان شعور حسيني شكل گرفته همان جا شده ايم تعبير «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا»!

عاشورا تمام نشده و اين داستان سر درازي دارد، اما يك چيز يادمان نرود، يادمان نرود كه اگر امروز يزيدي هست كه بايد با خون حسيني رسوا شود، اگر دشمني داريم كه تشنه خون ماست، چه بسا زاييده غفلت هاي گذشته خودمان باشد و شايد مثل شمر روزي از بين خودمان بوده و يا مثل حر از ياران فرداي ما باشد و درس يزيد شناسي هم درس ديگري از درس هاي عاشوراست.

¤¤¤

راستي، شنبه 22 بهمن بود و تمام خيابان هاي شهر در قرق راهپيمايان...

الحق كه ايراني ها، اين درس را هم خوب پس دادند!

 

تیتر یک

 

اين همه راه تا تهران!

 

سه شنبه هفته پيش، درست اولين روز تعطيلات سه چهار روزه ما بود. حول و حوش ساعت 9صبح، وسط خواب ناز صبح بودم كه موبايل شروع كرد به نوحه خواني!

يكي از بچه هاي دانشكده بود. گفت پاشو بيا جلوي سفارت دانمارك.گفتم تجمع مجمع است؟ گفت آره، گفتم تو اين چند روز زياد رفتم براي تهيه خبر از اين برنامه ها، ضمن اينكه تا يكشنبه روزنامه در نمي آيد و اين خبر به درد صدا و سيما مي خورد نه ما!
گفت پاشو بيا، يكجورهايي با بقيه فرق دارد. خلاصه با اصرار مزاحم تلفني، پا شدم كه راه بيفتم. تو دلم هم گفتم خدا كند ارزش رفتن تا آنجا را داشته باشد، آن هم در صبح اولين روز تعطيلات وگرنه...

¤ ¤ ¤

روبروي سفارت دانمارك وول مي زد از جمعيت، نمي شد گفت كه تجمع دانشجويان است، چون از همه سن و همه تيپ آمده بودند. دختر و پسر و زن و مرد و دانشجو و طلبه و...
لابه لاي جمعيت چند تا از بچه هاي دانشكده خودمان را هم پيدا كردم. پرسيدم تجمع كنندگان چه كساني هستند؟ گفتند مردم لرستان!

اولش فكر كردم شوخي مي كنند، اما بعد كه از دو سه نفر از تجمع كننده ها پرسيدم، متوجه شدم كه 500-600نفر از مردم بروجرد به طور خودجوش شب قبلش با اتوبوس آمدند تهران براي تجمع در برابر سفارت دانمارك و اعتراض به توهين روزنامه نگاران دانماركي.

برايم جالب بود اين همه آدم، اين همه راه را بلند شوند و بيايند به خاطر تجمع در برابر سفارت يك كشور خارجي.

اين روزها تظاهرات ها و اعتراض هاي فراواني در بسياري از شهرهاي كشور نسبت به اين مسئله شده، اما اينكه اين تعداد از مردم يك شهرستان بلند شوند بيايند تهران و تجمع خودشان را در اينجا برگزار كنند، حرف ديگري است!

از يكي از دانشجوهايي كه از دانشگاه آزاد بروجرد آمده بود، چند تا سئوال پرسيدم. مي گفت به اين خاطر آمده ايم اينجا كه نمايندگان دانماركي ها ببينند تمام مردم ايران نسبت به اين كار احمقانه گله مندند، نه فقط پايتخت نشين ها . رسانه ها هم ضبط كنند و پخش كنند تا همه بفهمند كه اگر بحث اسلام و نظام پيش بيايد، تو اين مملكت كسي آرام نمي نشيند، حالا مي خواهد دانشجو باشد يا مغازه دار يا طلبه و يا هر كس ديگري.

يكي ازطلبه هاي جواني كه آنجا ايستاده بود و تقريبا هدايت جمعيت ها در دست او بود هم مي گفت يك خرده اين قضيه جاي گله دارد كه چرا دولت ما آخرين كشوري بود كه نسبت به اين مسئله واكنش نشان داد، مي گفت آمدن ما به تهران واقعا يك حركت خودجوش بود و در عرض يكي دو روز همه كارهايش انجام شد و واقعا نمي دانستيم چند نفر حاضرند همسفر ما شوند، اما روز حركت ديديم سيل جمعيت در مكان مقرر جمع شدند و ما هم چند دستگاه اتوبوس اضافي گرفتيم و تازه آخرش باز هم نتوانستيم همه را با خودمان بياوريم.

عكاس ها و خبرنگاران مدام دور جمعيت وول مي خوردند و سوژه شكار مي كردند. آرامش تجمع كننده ها هم مصنوعي به نظر مي رسيد و معلوم بود كه در سر فكري دارند كه منتظر زمان موردنظر براي اجراي آن اند!

ابتدا پرچم دانمارك را آتش زدند و بعد هم جلوي سفارتخانه مشغول نمازظهر شدند و همان جا به سخنراني و سردادن شعار و تكبير پرداختند. بعد از نماز يك خرده شعارها تندتر شد. بعضي از جوان ها كفن به تن مي كردند و روي آن هم شعارهاي حسيني مي نوشتند.

شعارها بعضي جاها تبديل به نوحه و سينه زني مي شد و بعضي جاها تبديل به شعارهاي ضداروپايي و ضدامريكايي، كم كم جمعيت به سمت درب سفارتخانه نزديك شد و بعد از آتش زدن قسمتي از ديوار سفارتخانه، به سمت درب سفارتخانه حمله ور شد.

از دست نيروي انتظامي هم كاري برنيامد و چند تا از بچه ها از زيردست مامورها جيم شدند و از ديوار سفارتخانه بالا رفتند و خودشان را به داخل سفارتخانه رساندند.

با هدايت طلبه هاي جواني كه قاطي دانشجوها بودند، بچه ها جلوتر نرفتند و همان جا به سردادن شعارهاي ضددانماركي و آتش زدن پرچم ها اكتفا كردند و...

يكي- دو ساعت بعد هم به درخواست نيروي انتظامي، بچه ها از سفارت بيرون آمدند و تجمع به آرامي پايان گرفت و صدالبته آشوب توي دل دانماركي هاي وحشت زده داخل ساختمان را شعله ورتر كرد.

وقتي خيابان را ترك كردم، بروجردي ها هنوز همان جا بودند. لابد مي خواستند براي كامل شدن برنامه شان نماز مغرب و عشا را هم همان جا بخوانند و نام محمد رسول الله را بلند تكرار كنند تا گوش هاي سنگين بشنوند.

خلاصه اولين روز تعطيلات را با دود و آتش و سنگ و تصاويري كه آدم را ياد تسخير لانه جاسوسي مي انداخت، گذراندم اما هرچه كه بود، ارزش رفتن را داشت!

 

یادداشت

 

طفلك هاي اسرائيلي را خدا از قلم انداخته!

 

«صهيون» نام تپه اي در اورشليم است كه در گذشته بر فراز آن قلعه اي به همين نام وجود داشته است. به گفته كتاب مقدس اين قلعه را حضرت داوود در حدود قرن دهم قبل از ميلاد فتح كرد و نام آن شهر را داوود گذاشت. بعدها اين تپه به صورت نمادي براي اورشليم و تمامي سرزمين اسرائيل درآمد و به صورت عنواني براي آن سرزمين به كار رفت. و صهيونيسم جنبشي است كه طرفدار بازگشت يهوديان به سرزمين فلسطين و ايجاد كشوري يهوديست.

خلاصه اينكه در چند جاي كتاب مقدس تورات كه تحريف شده ، خداوند به يهوديان، اين سرزمين را وعده داده ولي به شرط آنكه يهوديان هم به عهد با خدا عمل كنند و اطاعت او را بكنند.

«من اين سرزمين را به تو خواهم بخشيد» (سفر پيدايش 5:7)

«من عهد خود را تا ابد با تو با فرزندانت نسل اندر نسل برقرار مي كنم. من خداي تو هستم و خداي فرزندانت هم خواهم بود. تمامي سرزمين كنعان را كه اكنون در آن غريب هستي تا ابد به تو و نسل تو خواهم بخشيد و خداي ايشان خواهم بود. خدا به ابراهيم فرمود وظيفه تو و فرزندانت و نسل بعد اين است كه عهد مرا نگاه داريد.» (سفر پيدايش 17:7-11)

خب با اين بشارت خوبي كه خدا به يهوديها داده مي توانند به جاي اين همه جنگ و خون ريزي و بدنام كردن خودشان بنشينند عبادت كنند و به عهد خدا عمل كنند. آخه يكي نيست به اين بندگان خدا بگويد زوركي كه نميشود وعده خدا را ازش گرفت.

طبق قرآن عهد خدا با بني اسرائيل به شرح زير است:

1- غير خدا نپرستيد.

2- به والدين و خويشان و يتيمان و مسكينان احسان كنيد.

3- نماز اقامه داريد و زكات بپردازيد.

4- خون يكديگر را نريزيد.

5- يكديگر را از ديارتان بيرون نكنيد. (بقره83-84)

حالا جنبه هاي خصوصيش اصلاً به ما ربط ندارد ولي باتوجه به اينكه اسرائيلي ها اصلاً خون و خونريزي نمي كنند و به علاوه هيچ كسي را هم از خانه و سرزمينش بيرون نمي كنند! عجيبه كه هنوز وعده الهي بر اونها محقق نشده! به احتمال زياد اين بندگان متدين خدا يا نمازشون رو اول وقت و با حضور قلب نمي خونند يا زكاتشون به دست اهلش نمي رسه وگرنه چرا تا الآن بايد ويلون و سرگردون تو بيابونهاي بي سرزميني باشند؟!!

 

مريم آزموده فر

 

دست نوشته هاي دل ...

 

براي تو نسل سومي

براي تو مي نويسم... براي تو... براي تو نسل سومي...

براي تو نسل سومي كه به خودت و هم نسلانت افتخار مي كني. براي تو عزيزي كه عاملي مي شوي براي اينكه نسل دوم و اولي ها به تو و هم نسلانت افتخار كنند.

براي تو نسل سومي كه در ميان سكوت عذاب آور ديگران فرياد مي زني و به غفلت و سكوت سنگين شان اعتراض مي كني. براي تويي كه خود را سد محكمي در مقابل دشمنان كشورت مي داني...

براي تو مي نويسم....

براي تو نسل سومي كه خودت را باور داري. خود را متعلق به وطنت و آينده را از آن هموطنان وهمنسلانت مي داني.

براي تو مي نويسم...

براي تو نسل سومي كه قرار است افتخار نسل هاي آينده باشي نه عبرت آنان...

ياريم كن. دستت را به دستانم بسپار و همراهيم كن تا نسل سه ايراني را در عمق زمان و تاريخ جهانيان ماندگار كنيم.

نجمه السادات مولايي از تهران

 

سه‌شنبه بازار

 

تنديس «دنده عقب بزن سوار شيم» بلورين

 

اينقدر هواپيما سوار مي شويم كه از وضع جاده ها بي خبريم.

اين جمله بخشي از سخنان محمدكاظم معمارزاده، استاندار آذربايجان شرقي در جمع خبرنگاران است. معمارزاده با اشاره به وضع اسف بار رستوران هاي بين جاده اي اين استان گفته: وضع رستوران ها و ايستگاه هاي بين راهي از بد هم گذشته است و در حد افتضاح است. وي همچنين به نگه نداشتن برخي از اتوبوس هاي بين شهري براي نماز اشاره كرده و گفته اين تخلف رانندگان اتوبوس هاست كه بايد به آن رسيدگي شود.

استاندار آذربايجان شرقي گفته مشكل از اينجاست كه ما مسئولان اينقدر سوار هواپيما مي شويم و با هواپيما تردد مي كنيم كه اصلا از وضع جاده ها و مسائل آنها بي خبريم!
ما ضمن تقدير از سخنان استاندار محترم اين استان و آرزوي تغيير در وضع اتوبوس ها و رستوران ها و ايستگاه هاي بين شهري اين استان، به اين بنده خدا و سايرين سفارش مي كنيم اينقدر با هواپيما تردد نكنند و براي يك بار هم كه شده از جاده براي مسافرت استفاده كنند تا زودتر به عمق فاجعه پي ببرند و بالاخره روزي برسد كه رستوران هاي بين راهي مملكت ما از شكل چاپارخانه اي عهدبوقي دربيايند!

 

مدال «عمرا اگه لنگه مو پيدا كني» بلورين (حتما بخونین)

 

فرماندار يكي از شهرستان هاي مازندران به طرز جالبي تغيير كرد.

به گزارش خبرنگار نسل سوم، چند هفته پيش مردي وارد فرمانداري بابلسر مي شود و از منشي فرماندار درخواست ديدار با فرماندار را مي كند. منشي در پاسخ به اين فرد مي گويد كه فرماندار نيست و فردا بياييد.

شخص موردنظر سه روز متوالي به فرمانداري مراجعه مي كند و هر بار همين پاسخ را مي شنود. دست آخر در روز چهارم، فرد مزبور پس از شنيدن پاسخ «فرماندار نيست» به منشي مي گويد كه من اين قدر اينجا مي نشينم تا فرماندار بيايد! در همين لحظات فرد ديگري كه از مديران شهرستان بوده وارد مي شود و درخواست ملاقات با فرماندار را مي كند و بلافاصله هم به ديدار آقاي فرماندار نائل مي شود. در پي اين ماجرا فرد موردنظر شروع به سر و صدا مي كند و فرماندار با شنيدن سر و صدا از دفتر خود بيرون مي آيد و بعد از شنيدن قصه به اين ارباب رجوع مي گويد اصلا من نمي خواهم شما را ببينم و بعد هم با 110 تماس مي گيرد كه بياييد اين مزاحم! را ببريد. بعد از آمدن ماموران نيروي انتظامي، مشخص مي شود كه ارباب رجوع مزاحم، بازرسي بوده كه از طرف دكتر احمدي نژاد (رئيس جمهور) به آنجا آمده و... بنابراين گزارش همين روزها فرماندار جديد اين شهرستان منصوب خواهد شد!

 

عنوان «حق مسلم ماست» بلورين

 

تكليف نوروزي دانش آموزان حذف شد.

رئيس گروه راهنمايي آموزش و پرورش شهر تهران با اعلام اين كه امسال، «فعاليت» جايگزين تكاليف نوروزي شده است، گفته 600 هزار نسخه پيك نوروزي اسفندماه سال جاري در مدارس تهران توزيع مي شود.

به گزارش ايسنا، علمداري با بيان اين كه امسال، تكليف نوروزي حذف و فعاليت در قالب پژوهش، تحقيق و...، جايگزين آن شده است، تصريح كرد: معلمان مي توانند تنها در راستاي همان فعاليتهاي مطرح شده در پيكهاي نوروزي فعاليتهايي را طراحي و به دانش آموزان ارائه دهند.

وي افزود: در مدارس راهنمايي نيز اختيارات به طور كلي به مناطق واگذار شده و آنها نيز اختيار را به مدارس محول كرده اند تا معلمان خود درخصوص تكاليف تصميم بگيرند؛ اما از آنجايي كه احساس نياز در مقطع راهنمايي وجود نداشت، پيك حذف شد.

هر چند با توضيحات اين مسئول مشخص نشده كه بالاخره چه چيزي قرار است حذف شود اما اگر واقعا تكاليف نوروزي از سبد كادوهاي عيد دانش آموزان حذف گردد، حقيقتا سال نو آخر عشق و حال مي شود براي بچه ها!

 

نشان «حلوا دانماركي» بلورين

 

برخي از تشكل هاي دانشجويي با صدور اطلاعيه هايي از مردم ايران خواستند مصرف كالاهاي دانماركي را تحريم كنند.

در اطلاعيه جامعه اسلامي به منظور آشنايي مصرف كنندگان با كالاهاي دانماركي آمده است: كالاهايي كه باركد آنها با عدد 57 آغاز مي شود، توليد كشور دانمارك هستند.
نام برخي از اين شركت ها و كمپاني ها نيز به صورت تصاويري توسط ايميل دست به دست مي شود.

همچنين اين روزها دعوت اينترنتي و SMSاي از مردم براي امضاي طومار عليه كاريكاتورهاي دانماركي كه در آن با استناد به قانون كنوانسيون حقوق مدني و سياسي سازمان ملل، اقدام نشريات اروپايي جرم بين المللي محسوب مي شود نيز رواج فراواني گرفته است. آدرس اين طومار به اين شرح است:

petitiononlinecom/islamic/petitionhtml

گفتني است دانماركي ها هم يك سايت راه انداخته اند و از طرفداران كاريكاتورها خواسته اند تا پاي آن را امضا كنند. لذا براي رو كم كني هم كه شده، زودتر برويد سراغ آدرس بالا و پاي طومار را امضا كنيد.

 

لقب «پشمك» بلورين

 

حامد كرزاي براي آريل شارون آرزوي طول عمر كرد.

به گزارش ايلنا، حامد كرزاي، رئيس جمهوري افغانستان اعلام كرد كه بلافاصله پس از اعلام برپايي دولت مستقل فلسطيني با اسرائيل روابط ديپلماتيك برقرار خواهد كرد.

كرزاي كه با آسوشيتدپرس گفت وگو مي كرد، همچنين براي «آريل شارون» نخست وزير اسرائيل كه هم اكنون پس از دو سكته مغزي در بستر بيماري است، آرزوي طول عمر كرد.
آرزوي طول عمر اين افغاني براي شارون در حالي صورت مي گيرد كه پزشكان اسرائيلي اعلام كرده اند كه شارون عملا مرده است!

اما نكته جالب اينجاست كه در حالي كه پوتين، رئيس جمهور روسيه با دعوت از رهبران حماس به برقراري ارتباط با دولت اسلامي فلسطين ابراز علاقه نشان داده و حرص خيلي ها را درآورده، كرزاي رئيس جمهور كشور اسلامي افغانستان، چنين آرزويي از خودش در كرده است!

آب در كوزه و تو تشنه لبان بدو تا بميري.