بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

 

نـسـل سـوم

(۱۹)

 

 

شماره  نوزدهم ـ سه شنبه 23 اسفند 1384

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چیز سلام!

 

سلام كن بابايي!

 

صادق مهدي غفراني

 

هفته پيش، درست وقتي كه دانشجوهاي سراسر كشور به كوچه و خيابان ها ريخته بودند و در اعتراض به توهين به مقدسات و مواضع كشورهاي غربي در خصوص انرژي هسته اي ايران تجمع و تحصن برگزار مي كردند، درست در همان ثانيه ها طيف اقليت تحكيم وحدت همايشي را در دانشگاه تهران برگزار مي كرد كه موضوع اصلي آن پيدا كردن علل و ريشه هاي «به خواب رفتن جنبش دانشجويي» بود!

تحكيم وحدتي ها مثل هميشه رفته بودند سراغ بابانوئل هاي مهرباني كه هميشه كادوهاي شنگول و منگولي توي كفش هايشان مي گذاشتند و از افرادي مثل عبدالكريم سروش و كديور براي سخنراني دعوت كرده بودند.

آن روز سخنرانان در حالي از غم و غصه پنچر شدن جنبش دانشجويي سر و صورت خودشان را ناخن مي كشيدند كه صداي شعارهاي تجمع كنندگان از حياط غربي دانشگاه به وضوح در سالن به گوش مي رسيد و كسي نبود كه سرجايش بلند شود و بپرسد اين مرده به خواب رفته چرا اينقدر سر و صدا دارد؟!

خبرنگار يكي از سايت هاي خبري در گوش من مي گفت ياد جوك آن بابايي افتادم كه از او پرسيدند چرا سياه پوشيدي؟ گفت پدر زنم مرده، پرسيدند چرا سر و لباست خاكي اند؟ گفت چون وقتي مي خواستيم دفنش كنيم مقاومت مي كرد!

¤ ¤ ¤

چند روز پيش در خبرها آمده بود دو نفر از اعضاي تحكيم وحدت (طيف علامه) كه سال گذشته به انگلستان پناهنده شدند، اين هفته در سناي امريكا و در همايش «افق هاي دموكراسي در ايران» سخنراني كرده اند!

يكي از آنها به نمايندگان سنا گفته بود: حمله نظامي به ايران نمي تواند پاسخگوي نگراني جامعه جهاني از برنامه هاي اتمي ايران باشد زيرا حكومت ايران از جنگ استقبال مي كند و قرباني اصلي چنين حمله اي مردم و جنبش دموكراسي خواهي آنان خواهد بود.

مي داني، اين خبر من را ياد يك صحنه از سريال ميرزا كوچك خان جنگلي انداخت. جايي كه نيروهاي سردار سپه مقر مخفي جنگلي ها را پيدا كردند و دخل شان را آوردند و آخر ماجرا معلوم شد كه يكي از خود جنگلي ها به نام «دكتر حشمت» با گرفتن وعده تحصيل در دانشگاه هاي انگلستان، به همه خيانت كرده و چرخ هايش را فرستاده هوا!

به قول شاعر:

فسانه گشت و كهن شد حديث اسكندر

سخن نوآور كه نو را حلاوتي ديگر است

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

 

تیتر یک

يكي گفته بود جنبش دانشجويي در كماست؛

خونه ها هشيارن، كوچه ها بيدار

 

روزهايي كه گذشت به خصوص هفته گذشته براي دانشجوها و دانشگاه ها هفته داغ و اكتيو و پر جنب و جوشي بود.

بعد از ماجراي انفجار در سامرا و كاريكاتورهاي نشريات دانماركي و اروپايي و موضع گرفتن برخي از اروپايي ها در حمايت از اين اقدامات، بروبچ دانشگاهي اولين گروهي بودند كه نسبت به اين حوادث واكنش نشان دادند و با برگزاري راهپيمايي در قم و تهران اين حركات را غيرانساني و غيرمنطقي اعلام كردند.

اما يكي دو روز بعد اين مسئله شكل ديگري پيدا كرد و به طور كاملاً خودجوش و با حمايت نهاد رهبري، روز يكشنبه همان هفته كلاس هاي درس دانشگاه هاي سراسر كشور تعطيل شد و در عوض تمامي دانشگاه ها تبديل به پاتوقي براي به راه افتادن دسته هاي عزاداري و تجمعات اعتراض آميز و تحصن ها و... شد. در تهران بسياري از اين گروه هاي دانشجويي از دانشگاه هايي مانند صنعتي اميركبير، تهران، صنعتي شريف، آزاد، مذاهب اسلامي، خواجه نصير و علامه طباطبايي به طور كاملاً خودجوش و از پيش تعيين نشده از دانشگاه هاي خود خارج شدند و به شكل و قيافه دسته هاي عزاداري شب هاي محرم به سمت سفارت انگلستان- نماد كشورهاي صهيونيستي و رفيق فابريك گاگول هاي دنيا- حركت كردند.

براي ما كه از صبح جلوي سفارت مستقر شده بوديم، جالب بود. نزديك نمازظهر و عصر كه شد، هر لحظه از يكي از سوراخ سمبه هاي خيابان فردوسي يك گروه از دختر و پسرهاي دانشجو وارد خيابان مي شدند و خودشان را به جلوي سفارت مي رساندند و قطره قطره...

آخر سر هم جمعيت چند هزارنفري دانشجوها شيعه و سني روي همان زمين ايستادند و نماز وحدت خواندند. عكاس ها و فيلمبردارهاي داخلي و خارجي هم مثل مور و ملخ دور و بر دانشجوها مي گشتند و از آنها تصويربرداري مي كردند.

ناگفته نماند كه آن روزها بازار باران بيانيه ها و اطلاعيه هاي تشكل هاي سياسي و غيرسياسي و مستقل و غيرمستقل و روابط عمومي ها و نهادهاي رهبري دانشگاه ها و اساتيد و سازمان ها هم داغ داغ بود.

آنقدر داغ كه روزنامه ها و رسانه ها براي انتشار تمام آن ها جا كم آورده بودند.

در روزهاي بعد از آن هم تجمعات و راهپيمايي هاي فراوان ديگري در برابر سفارتخانه هاي اروپايي و محوطه دانشگاه ها و صحن حرم ها و امامزاده ها برگزارشد كه آنتيك ترين نكته تمام آن ها خودجوش بودن و دانشجويي بودن آنها بود.

و همه و همه اين ها در حالي اتفاق افتاد كه در روزهاي قبل تر از آن بارها از برخي در مورد مرگ جنبش دانشجويي و يخ زدگي جنبش دانشجويي و به كما رفتن آن شنيده بوديم و شنيده بوديم كه بعضي ها براي اين جنبش بدبخت، فاتحه هم خوانده اند و...

شايد و شايد جنبش دانشجويي به معني نردبان شدن دانشجو و تاتي تاتي كردن يقه سفيدها بر روي شانه و گردن دانشجوها و گول مالي كردن سر و كله آنها، ور افتاده باشد و در كما رفته باشد و سكته دو آتيشه كرده باشد و حتي مرده باشد اما لااقل روزهايي كه گذشت خيال همه را راحت كرد كه جنبش تيتر يك دانشجويي هم چنان و حتي انرژيك تر از قبل، مي جنبد و مي جنباند تمام دنيا را!

دست نوشته هاي دل ...

 

خفته در خاك

 

مي خواهم با تو سخن بگويم

از اهرام

راويان سي قرن انتظار

از جغرافياي زخم

و از زمين كه گاهواره دردهاي نيلي ست

از (دون خوان)

و از سرخپوستان

اين نسل مظلوم

كه تعداد كشتگانشان از زنده ها بيشتر است

از قتل عام ساكنان شهر مهتاب

و هجوم نئون

از سازمان فريب

(اين زيست گاه گرگهاي گرسنه)

و تراش مجسمه عدالت

با ضمانت هميشگي مؤسسه (وتو)

مي خواهم با تو سخن بگويم

زان پيشتر كه قامت وجدانم را بردار كنند

از استوا كه چونان خنجريست كه از گلوگاه مي گذرد

و از نصف النهار كه قلب را به دو نيم كرده است

و از عشق

كه جوانمرگي خفته در خاك است...

احمد پاشايي از تهران

 

یادادشت

 

كلاه هسته اي بر سر آمريكا

 

اين همه لطف، محبت، ارادت و... خب ديگه اين آمريكاي بدبخت چي كار كنه تا عشقش رو به ما اثبات كنه و ما آنقدر مرگ بر آمريكا نگيم؟

بده آنقدر نگرانمونه كه نميخواد مبادا، خداي نكرده، زبون دشمنم لال ما مرضهاي هسته اي بگيريم! ما كه نمي دونيم انرژي هسته اي چقدر خطرناكه حالا ميخواد بمب بشه يا نشه اصلاً هركسي كه در مورد انرژي هسته اي بدونه خودش براي خودش يه پا بمبه و صد البته بمب بودن خيلي واسه سلامتي ضرر داره بعد هم از اونجايي كه اين مرض واگيرداره ممكنه كشورهاي ديگه هم دچار بشن و بعد همه آدمهاي دنيا مرض هسته بگيرند اونوقت آمريكاي حيوونكي چه جوري يه تنه با اين همه تروريست مبارزه كنه و مرضشون رو ريشه كن كنه؟

بده داره پيشگيري ميكنه كه اپيدمي نشه؟ حالا كه يكي پيدا شده كه آنقدر فداكاره كه حاضره جون خودش رو به خطر بندازه و انرژي هسته اي توليد كنه و بعد در اختيار ضعيفترها قرار بده كه اونها ديگه دستوشون آلوده نشه ما قدر نمي دونيم و هي عين بچه جيغ و داد مي كنيم كه ما خودمون ميخوايم درست كنيم!

آخه چرا لجبازي ميكنيم؟ بچه (آمريكا) رو دق داديم آخر از دست ما ميره يكي از كلاهك هاي هسته اي اسرائيل و برمي داره ميزنه تو سر خودش ها!

هان؟ ميپرسي پس چرا موظب سلامتي عزيز دردونه اش اسرائيل نيست؟ اولاً كه به ما چه مگه قرار ما همه چي رو بدونيم؟ دوم اينكه اين نشون دهنده اوج فداكاري آمريكاست كه براي نجات دنيا فقط از خودش و بچه اش مايه ميذاره! ديدي هيچي نميفهميم؟

بيچاره!! تازه خبر نداري كه اگه قبول كنيم كه انرژي هسته اي نداشته باشيم چقدر به نفعمون ميشه كه چون اين يه قدم بزرگ ميشه براي اينكه حذف هرگونه «هسته» مثلاً 4واحد درسي فيزيك هسته اي و آزمايشگاه يا كلاً از واحدهاي درسي فيزيكيها حذف ميشه يا به همشون مفتكي بيست ميدن.

كتابهاي هسته دار از كتابخونه ها جمع ميشه و كلي فضا باز ميشه براي كتابهاي ديگه.
دست آخر تو يه عمليات ضربتي تمام ميوه هاي هسته دار بدون هسته به بازار ارائه ميشه اونوقت ميدوني چقدر راحت ميشيم! هلو بدون هسته! زردآلو بدون هسته! موز بدون هسته! هندوانه بدون هسته، هرچند هندونه تخمه داره، به هر حال خداكنه اون رو هم حذف كنن!

ها! ديدي چقدر هسته نداشتن چيز خوبيه؟ حالا هي برو داد بزن بگو: «انرژي هسته اي حق مسلم ماست!»

مريم آزموده فر

 

سه‌شنبه بازار

 

لقب «ژوپيتر» بلورين

 

در برخورد با شركت هاي هرمي، قوه قضائيه كوتاهي مي كند.

يكي از نمايندگان مجلس، كه تاكنون بيشترين اظهارنظرها در رسانه ها را درباره شركت هاي هرمي نظير «گلدكوئيست» داشته، با اشاره به تصويب قانون برخورد با اين گونه شركت ها در مجلس و تأييد آن توسط شوراي نگهبان اظهار داشت: قوه قضائيه در برخورد با شركت هاي هرمي، كوتاهي مي كند.حميدرضا كاتوزيان كه چندي پيش، برخي رسانه ها از دست داشتن خود وي در يكي از نمونه هاي ايراني گلدكوئيست، خبر داده بودند، اين شايعه را تكذيب و اظهار كرده: مسئول شركت مذكور را تنها يك بار در حاشيه يكي از نشست هاي شوراي شهر ديده بودم و هيچ گونه مراوده اي با وي نداشتم.عضو فراكسيون اصولگرايان در مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به وظيفه قوه قضائيه در اجراي مصوبه مجلس در زمينه جلوگيري از فعاليت چنين شركت هايي، با نام بر دن برخي از آنها گفت: فعاليت اين گونه شركت ها مورد سؤال جدي است و به احتمال قوي، مشمول قانون مصوب مجلس هستند؛ بنابراين، از قوه قضائيه انتظار مي رود در قبال چنين فعاليت هايي، تصميم گيري عاجل و جدي كرده و اجازه سوءاستفاده از ثروت مالي و معنوي اين مملكت را به آنان ندهد.

 

مدال «در اين مكان جن وجود دارد» بلورين

 

بوش در به در دنبال داماد مي گردد.

بوش براي نخستين بار درباره آينده دختران خود زبان به سخن گشود و گفت: «هر كه مي خواهد دخترانم را از من خواستگاري كند بايد به دفتر كارم در كاخ سفيد مراجعه كند و علت خواستگاري خود را توضيح دهد.»

به نوشته «جمهوري اسلامي»، رئيس جمهورآ مريكا با بازارگرمي براي دختران خود و با استفاده از شهرتش، قصد دارد تا در اين مدت باقي مانده از دوران رياست جمهوري اش، هر طور شده داماددار شود، اما او با اين سخنان، جوانان عزب آمريكايي را به دردسر انداخته زيرا مشخصات دامادهاي آينده خود را هنوز مشخص نكرده است. با اين حال گفته مي شود سربازان آمريكايي حاضر در عراق كه كينه عميقي نسبت به بوش دارند، تمايل شديدي را از خود براي اين كار نشان داده اند.

البته در ليست نامزدهاي تصدي اين پست، اسامي چند ايراني مانند هخا و بهروز دلقك هم به چشم مي خورند!

فقط بيچاره نوه هاي جرج خان كه هميشه بايد با پيف پيف كردن به استقبال پدربزرگ با سواتشان بروند.

 

تنديس «فراري گوله مي ره» بلورين

 

علي افشاري و اكبر عطري، دو تن از اعضاي سابق دفتر تحكيم وحدت، در سناي آمريكا سخنراني كردند.

به گزارش بي بي سي در اين نشست، علي افشاري عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت كه چند ماه پيش از ايران گريخت در صحبت هاي خود گفت: حمله نظامي حتي به طور محدود آن نمي تواند پاسخگوي نگراني جامعه جهاني از برنامه هاي اتمي ايران باشد، زيرا به گفته او حكومت ايران از جنگ استقبال مي كند و قرباني اصلي چنين حمله اي مردم ايران و جنبش دمكراسي خواهي آنها خواهد بود.

سخنران بعدي اكبر عطري، ديگر عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت بود كه حدود سه سال پيش از ايران فرار كرد.

وي با مروري بر شكل گيري جنبش اصلاحات در ايران گفت كه در ابتدا چنين تصور مي شد كه امكان اصلاح نظام ايران در چهارچوب محدوديت هاي موجود وجود داشته باشد و به اين ترتيب محمد خاتمي از آستانه دانشگاه با شعار جامعه مدني و حكومت قانون قدم به كاخ رياست جمهوري گذاشت.

 

عنوان «هزار راه نرفته» بلورين

 

پسراني كه با دختران معلول ازدواج كنند از نظام وظيفه معاف مي شوند!

معاون امور توانبخشي سازمان بهزيستي با اعلام اين مطلب گفته: براساس قانون جامعه حمايت از معلولان در صورت ازدواج پسر سالم با دختر دچار يكي از انواع معلوليت ها، زوج از خدمت سربازي معاف مي شود.كاظم نظم ده گفته: براساس قانون مستمري خانواده معلولان بايد حداقل معادل يك سوم حداقل حقوق پرداخت شود. در صورتي كه هم اكنون مستمري پرداختي به بيماران رواني مزمن ماهيانه 20 تا 25 هزار تومان و معلولان از 10 هزار تومان است.

هرچند كه هرچقدر سازمان بهزيستي امكانات و تسهيلات در اختيار معلولان قرار دهد بازهم جا براي خدمت بيشتر وجود دارد و شكي در آن نيست اما اين طرح آخري يعني همان معافيت از سربازي، با توجه به عطشي كه در بين بسياري از مشمولان خدمت براي معاف شد ن از آن وجود دارد و فراواني شيادهاي فرصت طلبي كه در حول و حوش اين سوژه دائماً دم تكان مي دهند، به نظر مي رسد كه نوعي بي احترامي و آنتي خدمت به دختران معلول باشد!

 

نشان «گورباباش» بلورين

 

افراد ناشناس قبر «حسين المجيد» پدر صدام، رئيس جمهوري مخلوع عراق را در تكريت منهدم كردند.

يك منبع پليس عراق به خبرگزاري رسمي اين كشور «نينا» گفت: صداي انفجارهاي متعددي در ساعت 20:6 بامداد سه شنبه در اطراف گورستان تكريت شنيده شد و به دنبال آن پليس در محل انفجار حاضر شد و مطلع شدند كه قبر «حسين المجيد» پدر رئيس جمهوري سابق عراق را به طور كامل منهدم كرده اند.

اين منبع افزود: پليس بمب هاي دست سازي را يافته است كه در اطراف قبر كار گذاشته شده بود و منجر به فروريختن ساختمان بنا شده روي قبر گرديد.

صدام حسين در اوايل سال 2002 مسجدي را بر قبر پدرش در تكريت بنا كرد و در آن زمان نيروهايي از دستگاه امنيتي را براي حفاظت از آن اختصاص داد.خلاصه هيچي ديگه، گور باباي صدام رفت هوا! به اميد روزي كه خود اين گوريل خان هم با پدر گور به گورشده اش محشور شود و ما هم در عزاي رفتنش بشكن بزنيم و بزن و بكوب بتركانيم.