بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

۳۵

 

سال اول ـ شماره 35 ـ شنبه 27 اسفند 1384

 

(تنها) اعضای محترم گروه مشکان منتظر ویژه نامه نوروزی مشکان روز دوم فروردین ماه 85 باشند

 

 

حرف اول:

 

دلم هميشه مي‏خواسته كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه‏اي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ مي‏خواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و مي‏خواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم،

ولی افسوس........

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

لحظه‌شماري براي حمله آمريکا!

 

فرشاد مهدي‌پور

آمريکا مي‌خواهد به ايران حمله کند؛ اين شايعه را سال‌هاست که شنيده‌ايد و اين روزها بيشتر از پيش. شايعه‌اي که ممكن است رنگ و بوي حقيقت هم بيابد، به ويژه وقتي وزير خارجه آنان مي‌گويد: «ما از سوي هيج کشوري به‌اندازه ايران به چالش کشيده نشده‌ايم. ايران با سياست‌هايش خاورميانه‌اي را توسعه مي‌دهد که 180 درجه با آنچه ما مي‌خواهيم تفاوت دارد...» احتمال حمله نظامي آن‌ها و متحدانشان را بايد جدي گرفت؛ جديتي بيش از شايعاتي که اين روزها در افواه عمومي شنيده مي‌شود.

 

راه طي شده

آمريکا در گذشته نيز به ايران حمله کرده است؛ آنچنان که تاريخ و اعترافات رسمي گواهي مي‌دهد حداقل در دو مورد، سربازان ايالات متحده به رويارويي مستقيم با سربازان پارسي آمده‌اند: اول حمله به طبس و دوم حمله به سکوهاي نفتي، کشتي‌ها و هواپيماهاي ايران در خليج فارس.

اين دو مورد بدون درنظر گرفتن طراحي ده‌ها شبکه جاسوسي، حمايت از کودتاهاي نظامي، پشتيباني از گروه‌هاي برانداز و... است، که مي‌توان به آن فهرست بلند فشارهاي سياسي و اقتصادي سالهاي گذشته را افزود.

اين همه در حالي است که جز ماجراي گروگانگيري، که صدمه‌اي به آمريکاييان در بند نزد، هيچ استناد محکمه پسندي درباره حمله متقابل ايران به آمريکا وجود ندارد و در ‌اندک مواردي هم که آنها کوشيده‌اند رد ايراني‌ها در حملات به برج‌ها و پادگان‌هايشان بجويند، چندان کاري نتوانسته‌اند از پيش ببرند.

 

شعله‌اي قديمي

جنگي که اين روزها صجبت از وقوعش مي‌رود، اگر نگوييم آتش زير خاکستري است که ردش به روزهاي کودتاي 28 مرداد مي‌رسد، لااقل واضح است که روايت جدالي بيست و هفت ـ هشت ساله است. گلوله‌اي که در بهمن 57 شليک شد، بارها کمانه کرده است و به نظر مي‌رسد چون بهمني بزرگ در حال بزرگ و بزرگتر شدن است تا از اوج کوه، فرود آيد.

ايرانيان دژ ژاندارم آمريکا را ويران کرده و برخلاف نظر وزير خارجه خوشبين کارتر (سايرونس ونس)، برژينسکي زيرک (مشاور امنيت ملي کارتر) درست مي‌ديد که اين انقلاب نه تنها شاه، بلکه موجوديت آمريکا را نشانه رفته بود.

 

سيرت و صورت

جوهره انقلاب اسلامي، ستيزي آشکار با صورت نظام سلطه را آغاز کرده و همه نظرسنجي‌ها در ممالک مختلف شرقي نشان مي‌دهد که صدها ميليون نفر از مردم جهان، آمريكا را شيطان بزرگ مي‌دانند.

شايد برخي بگويند: اما در خود ايران چنين نيست، آمريکايي‌ها که بيايند، همه برايشان کف خواهند زد و ميدان محسني را گلباران خواهند کرد و... ميدان محسني همه ايران نيست، ايرانيان هم مي‌دانند که دواي دردشان را کاخ سفيدي‌ها نمي دانند و همان‌ها که مي‌دانند، مي‌پذيرند که انقلاب چنين سيرتي داشت و دارد؛ و فرق است ميان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي؛ که اگر چنين نبود، همه در شعارهايشان بازگشت به ارزشهاي آن انقلاب را فرياد نمي کردند.

 

روز نبرد

آنچه را رايس عيان گفته، بازتابي است از سه دهه ستيزه جويي انقلاب اسلامي با نظم نوين. ستيزه‌اي که به ما آموخته که اگر به‌اندازه کافي در برابر آمريکا بايستيم، آن کشور از موضعش کوتاه خواهد آمد و ديگر آنکه به معاهده‌هاي بين‌المللي چندان نبايد دل بست، چرا که «آمريکا در تعامل با کشورهايي که برايش مهم هستند، تعهدات خود را ناديده مي‌گيرد» (اين حرف‌ها را جوزف سيريسيونه از اعضاي مؤسسه صلح بين‌المللي کارنگي در واشنگتن بر زبان آورده است).

 

جنگ حقيقي؟

آن پير چيزهايي را مي‌ديد شفاف و باز مي‌گفت: «آنچه كه من مي‌فهم و احتمال زياد مي‌دهم اين است كه آمريكا نه دخالت نظامي در ايران مي‌خواهد بكند و نه حصر اقتصادي ... لكن از راه اساسي‌تر پيش آمدند و آن راه اين است كه ما را از باطن خودمان آسيب‌پذير كند و ما را بگنداند از باطن خودمان؛ از اول هم بنايشان بر همين معناست ... شايد اين صحبت‌هايي كه در خارج مي‌كنند به اين كه ما دخالت نظامي مي‌كنيم يا حصر اقتصادي مي‌كنيم شايد براي اين معنا باشد كه اذهان ما را منحرف كنند آن طرف و از آن چيزي كه در كشور خودمان دارد مي‌گذرد غافل كنند. شما غافل از اين شياطين نباشيد كه اينها مطالعه كرده هستند... اينها مطالعه كردند نه ده سال و نه نه سال، در طول تاريخي كه راه پيدا كردند، مطالعه كردند... اين (حرف‌ها)مال حالا نيست، اين‌ها از سابق كه راه باز كردند دنبال اين قضيه هستند».

او (حدود بيست سال پيش) معتقد بود: از خارج هيچ ترسي نداشته باشيد، از داخل خودمان بترسيد از اين كه با توطئه‌ها شما‌ها را از هم جدا كنند. حواسمان باشد، چه بسيار دام‌ها نهاده و دانه‌ها پاشيده شده؛ بايد سخت مراقب تنگه احد بود.

 

خــبـــر

 

حمله تروریستی به خودروهای عبوری در محور «زابل ـ زاهدان»

 

تلاش پلیس برای دستگیری عاملان حمله تروریستی به 6 خودرو عبوری در محور «زابل ـ زاهدان» و به شهادت رساندن 21 تن از هموطنان و مجروحیت 7 تن دیگر ادامه دارد.

سردار مومنی، معاون عملیات نیروی انتظامی در خصوص این حادثه به ایسنا گفت: ساعت 22 و 30 دقیقه شب گذشته در محور «زابل - زاهدان»، اشرار در حمله بیرحمانه به خودروهای عبوری 21 تن از هموطنانمان را به شهادت رساندند.

وی افزود: این اشرار با استفاده از تاریكی شب با عبور از مرز افغانستان به ایران رخنه كرده و به طور شبانه با كمین كردن در یكی از نقاط محور «زابل - زاهدان» با مسدود كردن جاده، مسافرین بی دفاع را مورد حمله قرار داده و 21 تن را كشته و تعداد 7 تن را به شدت مجروح كردند.

به گفته سردار مومنی، به دنبال این حادثه نیروهای پلیس به منطقه رفته و در این میان عوامل گروهك تروریستی متواری شدند. همچنین مجروحان این حادثه نیز توسط مرزبانان به بیمارستان منتقل شده و جست‌وجوی نیروهای پلیس با محاصره كردن منطقه جهت دستگیری این جنایتكاران آغاز شده است.

معاون عملیات ناجا اضافه كرد: همچنین بنا بر اخبار اولیه، فرماندار زاهدان نیز جزء مجروحان این حادثه بوده است.

گفته می‌شود، اعضای مرتبط با گروهك تروریستی در یك كمین كور، به گروهی از مهمانان كنگره شهدا كه در منطقه برگزار شده بود و در حال مراجعت بودند، حمله كردند.
 

فرمانده ناجا: اكیپهای زمینی و هوایی برای شناسایی عاملان حادثه تروریستی اعزام شدند

از سوی دیگر در پی این حادثه، سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی نیز با اشاره به اقدامات تروریستی اخیر در محور «زابل ـ زاهدان» گفت: با بكارگیری تلاش ماموران‌ انتظامی با اعزام اكیپهای زمینی و هوایی، عملیات شناسایی عوامل حادثه تروریستی آغاز شده است.

سردار احمدی‌مقدم اظهار كرد: با توجه به این كه حادثه تروریستی سامرا، كه علاوه بر هتك حرمت به عتبات عالیات در پی ایجاد اختلاف و به راه‌انداختن منازعات قومی و مذهبی در عراق رخ داد، هدف این حمله تروریستی نیز با توجه به نوع عملیات كه به طور عمده هموطنان فارسی زبان و شیعه را مورد هدف قرار داد، به منظور ایجاد اختلاف و منازعات قومی و مذهبی در منطقه به وقوع پیوست.

وی از هموطنان ساكن در منطقه اعم از شیعه و سنی خواست تا با هوشیاری از رسیدن بیگانگان به اهداف سوء جلوگیری كنند.

 

قائم‌مقام وزیر كشور: شهدا و مجروحان از شهروندان و مسافران بودند

 

همچنین در همین رابطه محمدباقر ذوالقدر، قائم‌مقام وزیر كشور نیز با تأیید خبر شهادت و مجروح شدن تعدادی از اهالی استان سیستان و بلوچستان در پی راهزنی مسلحانه‌ اشرار اظهار كرد: پنج‌شنبه‌شب تعدادی از اشرار مسلح، محور مواصلاتی «زابل – زاهدان» را مسدود، چند دستگاه خودروی عبوری را متوقف و مسافران را از خودروها خارج كرده و آنها را به گلوله بستند كه در نتیجه تعداد 22 تن از آنها شهید و 6 تن نیز مجروح شدند اما از سرنوشت 12 تن دیگر از مسافران اطلاعی در دست نیست.

وی محل وقوع این حادثه را در 90 كیلومتری زابل اعلام كرد و افزود: شهدا و مجروحان این واقعه، شهروندان منطقه و مسافران بودند.

به گفته‌ ذوالقدر، هدف اشرار از این جنایت، سلب آرامش و امنیت این نقطه از استان كه تا كنون هیچ‌گونه ناامنی در آن مشاهده نشده، بوده است.

قائم‌مقام وزیر كشور همچنین یكی دیگر از اهداف مسببان این جنایت را فتنه‌انگیزی و تحریك اختلافات قومی و مذهبی در استان خواند و از مردم منطقه خواست آرامش و هوشیاری خود را حفظ و از دست زدن به هر اقدام تلافی‌جویانه خودداری كنند.

وی همچنین با بیان این‌كه طبق تحقیقات به عمل آمده، اشرار بعد از ارتكاب این جنایت به افغانستان و از آنجا به درون پاكستان گریخته‌اند، اعلام كرد: از مسوولان این دو كشور درخواست كرده‌ایم تا با برخورد با عاملان این جنایت، در تامین بهتر امنیت منطقه مشاركت كنند.

ذوالقدر تصریح كرد: مجازات سنگینی در انتظار عاملان این جنایت است.

 

نماینده‌ زاهدان: اشرار شبانه به افغانستان گریخته‌اند

 

دكتر حسینعلی شهریاری، نماینده‌ مردم زاهدان در خانه ملت در گفت‌وگو با ایسنا،افزود: متاسفانه تعدادی از اشرار شب گذشته جاده‌ی زابل – زاهدان را با لباس مبدل نیروی انتظامی و خودرو و امكاناتی شبیه نیروی انتظامی به بهانه‌ كنترل كارت شناسایی و كنترل خودروها بسته‌اند.

وی ادامه داد: اشرار جلو چشم زنان و كودكان، مردان را از خودرو پیاده می‌كنند و دست‌ها و چشم‌های آنها را می‌بندند و در فاصله‌ بیست متری از محل، آنها را ناجوانمردانه به رگبار می‌بندند و بیست و یک تن را به شهادت می‌رساند.

شهریاری در خصوص دستگیری اشرار، گفت: متاسفانه مانند گذشته خاك افغانستان و پاكستان حیات خلوتی برای اشرار و ضد انقلاب شده كه آنها شب گذشته بعد از انجام عملیات ناجوانمردانه خود، شبانه به افغانستان گریخته‌اند.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت بیست و هشتم

 

ادامه داستان

یوسف همچنان به دعا و مناجات با خدا در چاه مشغول بود و در آن تاریکی وحشتناک چاه از خدا یاری می طلبید .برادران که از کرده ی خود احساس گناه می کردند (یا بر این اساس که معمولا آنکس که مرتکب جنایتی شده پس از ان به صحنه ی جنایت باز می گردد )هر روز به کنار چاه می آمدند و از ان بالا یوسف را می دیدند که زنده است یا مرده؟و آیا کسی او را برده یا خیر. پس از سه روز که یوسف در چاه بود برادران دیدند کاروانی از دور می آید و به چاه نزدیک می شود .آنان در گوشه ای خود را به کاری مشغول کردند اما دورا دور نظر داشتند ببینند چه می شود

آن قافله ایستاد و رئیس آن کاروان شخصی را مامور کرد تا برای کاروانیان از چاه آب بیاورد .آن مامور هم از همه جا بی خبر سطل آب را در چاه انداخت و ناگهان یوسف که در عمق چاه (درنهانگاه آن )ایستاده بود دید طنابی مقابلش است .چنین بود که این کودک قهرمان جستی زد و طناب را گرفت .مامور آب به خیال این که سطلش از آب پر شده طناب را بالا کشید و ناگهان دید سطل اب خالی است و کودکی از آن آویزان. با خوشحالی فریاد زد : این یک غلام است و من برده ای یافته ام

( همه ی این ها خواست و لطف خدا بود و اجابت دعای این کودک معصوم که کاروانی از آنجا بگذرد و تشنه شود و آب طلب کنند و طناب در چاه اندازند و یوسف نجات یابد.)

کم کم گروهی از کاروانیان از این امر آگاه شدند  ولی آن فرد برای آنکه دیگران با خبر نشوند و خودش بتواند این کودک  زیبارا بعنوان غلام در مصر بفروشد  و او را در پشتش مخفی کرد

برادران یوسف سریع پیش آمدند و گفتند این غلام ماست که فرار کرده و به چاه پناه برده (برادری خود را کتمان کردند )و حاضریم او را به بهای اندک بفروشیم .و چنین هم کردند و آن شخص او را خرید . (این که چرا آنان غلامی را ((یوسف را ))به بهای بسیار کم فروختند شاید به این بر گردد که معمولا دزدان و کسانی که سرمایه ی هنگفتی را بی زحمت بدست آورده اند از ترس این که دیگران بفهمند آن را بی معطلی و ارزان می فروشند .)نوشته اند که یوسف را بیست درهم فروختند .وقرآن می فرماید :(آنان این معامله را با بی اعتنایی انجام دادند .)و قطعا مقصودشان کسب درآمد نبوده بلکه می خواستند مطمئن شوند کاروانیان او را با خود به مصر می برند و قضیه شکل طبیعی تر به خود بگیرد  و البته برای همیشه !!از دستش راحت شوند

 

کسی که با خداست غریب نیست

 

در اینجا اتفاقی شایان توجه می افتد که بازحکایت از معرفت بالای یوسف در آن سن وسال دارد .وقتی کاروانیان قصد حرکت کردند یوسف را در پشت بار های خود قرار دادند و راه افتادند .یکی از برادران که شاید عاطفه ی برادریش کمی تحریک شده بود یا از کرده و عمل خویش احساس گناه می کرد جلو رفت و به خریدار یوسف یا قافله سالار گفت:این کودک غریب است لطفا با او مدارا کنید

قبل از آن که قافله سالار پاسخی دهد یوسف که شاهد توصیه ی برادرش بود رو به او کرد و گفت :لیس مع الله غربه   کسی که با خداست غریب نیست (برای کسی که با خداست غربتی وجود ندارد .)این در شرایطی است که یک کودک ده ساله در چنگال کاروانیانی است که از کنعان (فلسطین کنونی )عازم مصرند .یوسف هیچکس را نمی شناسد  و با ظلم برادران مجبور شده  خانواده و پدر و شهر و دیارش را ترک گوید. قطعا در چنین سن و سالی باید به شدت احساس غریبی کند اما او که با ظرفیت فراوان خویش تعالیم پدر را آموخته ودرک کرده با این بیان زیبا با دیگر معرفت بسیارش را نشان می دهد

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

وبلاگ: پرچین راز

 

بهار

 

وقتی میان پرچین های شب

اولین گل شب بو به خنده نشست

تمام راز های شب به سپیده سوگند خوردند

و صبح

که اقاقی با دستان نوازشگر نسیم شکفت

و بهار نارنج به سپیدی نشست

و تمام قاصدکها دسته دسته برای تبریک پریدند

نگاهی به پرستو ها کردم

که سبزترین ترانه ها را

نثار چشم های خسته زمستان میکردند

بهمین سادگی و زیبایی ...  آمد

 

بهار مبارک

بهترین سبزترین و زیباترین آرزوها رو براتون دارم

 سوگند

 

 

 

طــنــز

 

شايعات نوروزي

 

شنیده میشود- البته ما با جفت گوش هاي خودمان نشنیده ایم. اما برخی ها گفته اند که شنیده اند – برخی از نهاد ها، سازمانها و ارگانهای دولتی برنامه های خود را در سال 85 به شرح زیر اعلام کرده اند:

 

شهرداری تهران:

1-طرح زوج و فرد کردن ساکنان تهران برای کاهش هرچه بیشتر آلودگی هوا!

2-حل مشکل ازدیاد موشهای تهران از طریق غیر گربه ای ( احتمالا از طریق عقیم سازی موشهای به همت و کمک سازمان دام پزشکی کشور)

3-تصمیم جدی برای اتمام مترو تهران ظرف چند سال آینده

سازمان هواپیمایی کشوری:

1-خرید 40 فروند هواپیمای خوب از کشور هایی مثل سوریه و کوبا و ونزوئلا و با حتی بولیوی

2-برخورد قاطع با هرگونه عامل جوی که موجب سقوط هواپیماها بشود

3-و بالاخره آرزوی شبانه روزی برای سلامتی و بهروزی و شادکامی کلیه مسافران.

وزارت نفت:

1-صادرات نفت

2-واردات بنزین

3-شعار علیه مافیای نفتی با صدای بلندتر

4-احداث خط لوله انتقال گاز به تمام مناطق جهان در صورتی که هند بی معرفت بازی در نیاورد.

سازمان میراث فرهنگی

1-حمایت از کسانی که میگویند جلو تخریب هفت – هشت – ده – دوازده درصد الی بیشتر تخت جمشید را بگیرید.

2-بازرسی از تمام الاغهای مناطق مرزی برای جلوگیری از خروج قاچاق زیر خاکی ها

3-کمک به ساخت هزاران طرح عمرانی در کنار آثار باستانی به منظور توسعه همه جانبه کشور ( طبق سند چشم انداز بیست ساله )

4-چاپ صدها هزار پوستر تمام گلاسه و رنگی با مضامین ملی و میهنی با زبان انگلیسی برای حفظ هرچه بیشتر آثار باستانی

وزارت کشور:

1-فکر کردن به اینکه کشور نیاز با امنیت دارد

2-برنامه ریزی برای پیروزی در انتخابات سال 85 ( هر چه تلاش کردیم نفهمیدیم منظور پیروزی چه کسانی و در کدام انتخابات است)

3-مهرورزی به مردم

سازمان مبارزه با مواد مخدر

1-پرداخت... پول ( ما نتوانستیم صفر هایش را بشماریم) به دو باشگاه استقلال و پیروزی برای مبارزه هرچه بیشتر با مواد مخدر

۲-تعقیب و انهدام گروههايي که سرنگ در اختیار معتادان قرار میدهند

۳-پیگیری و نظارت همه جانبه بر پارکها، میادین، چهاراه ها، پلهای سر گذر تا مبادا کسی در ملاء عام مواد مصرف کند.    

منبع = گل آقا

 

 

 

 

دیــنــی

 

چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را غریب می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

 

با وجود همه تأکیدات عقلی و نقلی بر وجوب شکر نعمت های الهی، متأسفانه بسیاری از آنها مورد بی توجهی قرار می گیرد و در این میان، نعمت های بزرگ تر، بیشتر کفران می شود. در میان مخلوقات خدا از ابتدای خلقت تا انتهای آن هیچ کس به اندازه پیامبر اکرم و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین بر گردن مردم حق ندارد. ایشان مالک و واسطه همه نعمت های مادی و معنوی هستند و اگر انسان از نعمت وجودی ایشان محروم ماند تفاوتی با حیوان و گیاه ندارد. با این همه حق این سرچشمه فیض الهی هیچ گاه ادا نشده است و بدین علت «مکفر» نامیده شده اند. انسان ها از کسانی که بیشترین حق را بر گردنشان دارند کمترین قدردانی را کرده اند و آنها را مورد بی توجهی قرار داده اند.

بیشتر مردم، حتی شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام با حقوق ایشان بطور کامل آشنا نیستند و معمولا عنایتی به ضرورت شکرگزاری از این نعمت بی مانند الهی ندارند. و در دنیای ما پیامبر و ائمه علیهم السلام خصوصا مولای عزیزمان حضرت مهدی ارواحنا فداه مکفر و غریب هستند. برای این منظور معانی مختلفی از غربت ایشان را مورد توجه قرار می دهیم.

1ـ امام ناشناخته

قدر ناشناخته بودن» یکی از معانی رایج غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایسته شخصی است وجود نداشته باشد او را می توان غریب دانست.

به همین ترتیب اگر یک واسطه خیر شناخته نشود و مردم ندانند که نعمت ها و برکات از جانب چه کسی به آنها رسیده است به سبب این نادانی، شکر نعمت او را چنانکه شایسته است ادا نمی کنند و لذا او غریب می ماند.

از طرف دیگر اگرولی نعمت شناخته شود ولی به خاطر بی توجهی یا به عمد از او قدرشناسی لازم نشود، کفران نعمات صورت می گیرد و این کفران نعمت به نوعی دیگر به غربت او می انجامد. نعمت حضرت ولی عصر سلام الله علیه یک نعمت عام و فراگیر است و همه خلایق را در برمی‌گیرد. چون همه موجودات از نعمت وجود ایشان بهره‌مند می شوند، بنابراین شکر نعمت وجود اما باید به گستردگی خود این نهمت فراگیر باشد.

چونانکه در حال حاضر بر روی کره زمین، اکثر مردم اصلا اما زمان را نمی شناسند، یعنی نمی دانند میزبان و ولی نعمت آنها کیست؟ بر سر سفره او نشسته و نان و نمک او را می خورند اما هیچ گونه شکرگزاری نسبت به ایشان انجام نمی دهند. چون اصلا ایشان را نمی شناسند نا ضرورت شکر آن را بدانند.

غربت امام زمان عجل الله تعالی له الفرج در بین عده دیگر مشهودتر و ناگوارتر است. این عده اقلیتی هستند که خدای منان امام زمان ارواحنا فداه را به آنها شناسانده است و آنها می دانند که آن حضرت حجت خداست و به آن اذعان دارند؛ لذا در زمره شیعیان قرار می گیرند، ولی قلبا قدرشناس حضرتش نیستند. این معنا از غربت امام دقیقا به مشکور نبودن آنان برمی گردد.

از طرف دیگر اکثر افراد عادی که معلومات چندانی درباره دین ندارند و مطالعات و شنیده های دقیق و صحیحی درباره امامت و اوصاف امام ندارند و هیچ ضرورتی هم برای مطالعه در این باب احساس نمی کنند؛ در حالی که همین افراد برای انجام امور دنیوی نهایت دقت را به خرج می دهند، از افراد خبره و آگاه در انجام امور کمک می گیرند، ولی نسبت به امور معنوی بی تفاوت هستند و برایشان ارزشی ندارند و حال آنکه در انجام این امور باید کوشید و برای انجام آن باید راهنما داشت. امام باقر علیه السلام در باب ضرورت رجوع به خبره و راهنما در مسایل دینی در مقایسه با امور دنیوی می فرمایند

ای ابوحمزه! یکی از شما که می خواهید چند فرسخ دور شوید راهنما می گیرید، در حالی که تو نسبت به راه های آسمان در مقایسه با راه های زمینی ناآگاه تر هستی پس برای خود دلیل و راهنما بجوی.

ادامه دارد....!!!

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (14)

 

ـ فتوبلاگ چیست و چگونه می‌توان یک فتوبلاگ ساخت؟

 

فتوبلاگ همان‌طور که از نامش پیداست، وبلاگی است که در آن عکس قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر فتوبلاگ، یه وبلاگی گفته می‌شود که در آن، حرف اول را عکس می‌زند، هر چند که در این وبلاگ توضیحات متنی نیز وجود داشته باشد. در فتوبلاگ‌ها اکثرا افراد، عکس‌هایی را که با دوربین خود گرفته‌اند، قرار می‌دهند و توضیح کوتاهی هم در مورد آن، در زیر عکس می‌نویسند. از آن‌جا که در فتوبلاگ‌ها عکس، حرف نخست را می‌زند و معمولا هم افراد، عکس‌های جالب خود را برای قرار دادن در فتوبلاگ انتخاب می‌کنند، فتوبلاگ‌ها از محبوبیت خاصی در میان خوانندگان وبلاگ‌ها برخوردار هستند. طرز ساخت فتوبلاگ نیز ساده می‌باشد و شما بسادگی می‌توانید یک فتوبلاگ شخصی برای خود داشته باشید. اگر شما دارای هاست و دامین شخصی می‌باشید، می‌توانید از سیستم‌های مدیریت محتوای برای این‌کار استفاده کنید. به عنوان مثال می‌توانید از برنامه Movable Type استفاده کنید. به این صورت که یک وبلاگ جدید در آن بسازید و با کمی دستکاری در قالب و کدها، یک فتوبلاگ تر و تمیز برای خودتان ایجاد کنید. (اگر از این روش برای ساخت فتوبلاگ استفاده کردید، در نظر داشته باشید که صفحه اول فتوبلاگ خود را زیاد سنگین نکنید و تعداد محدودی عکس در صفحه نخست آن قرار دهید. به طور مثال قرار دادن آخرین عکس با سایز معمولی و سایز کوچک چندین عکس ماقبل، در صفحه اول، می‌توانید انتخاب مناسبی برای شما باشد) و در حالت دیگر، چنانچه دارای هاست و دامین شخصی نمی‌باشید، می‌توانید از سایت‌هایی که برای این منظور ایجاد شده‌اند، استفاده کنید. به عنوان مثال شما با ثبت‌نام در سایت http://www.flickr.com می‌توانید به طور رایگان یک فتوبلاگ تر و تمیز برای خودتان دست و پا کنید. فقط کافی است در آن عکس آپلود کنید! علاوه بر این سایت، سایت‌های مختلف دیگری هم هستند که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. کافیست یک جستجوی کوچک در گوگل انجام دهید، تا به لیستی از این‌گونه سایت‌ها دست یابید.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل

saheledoosti@yahoo.com

 

 

 

حرف آخر:

 

خدايا!  روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، توبه من آرامش بده

خسته ‏ام، دل‏شكسته‏ام، احساس می کنم آن بنده ای نبودم که توانسته باشم رسالت بندگی خودرا انجام دهم

احساس خوبی ندارم زمان گذشته ومن هنوز دروادی اولم

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان