هفته نامه مشکان ـ شماره 27 ـ شنبه 1 بهمن ماه 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

27

سال اول ـ شماره 27 ـ شنبه 1 بهمن 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

اى غم، سلام آتشين من به تو، درود قلبى من به تو، جان من فداى تو.تو اى غم بيا و هم‏دم هميشگى من باش. بيا كه مصاحبت تو براى من كافى است.

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

كريستين امانپور، عكس و سرفه ده‌نمكي!

 

كريستين امانپور، خبرنگار آمريكايي، گفت‌وگويي هم با مسعود ده‌نمكي، مديرمسئول روزنامه «صبح دوكوهه» داشته كه محور اصلي اين گفت‌وگو هم «فقر و فحشا»ست!

در بخشي از اين گفت‌وگو آمده است:

كريستين امانپور: اين عكس شما در جبهه است؟

ده نمكي: بله.

كريستين امانپور: آن موقع چند سال داشتيد؟

ده نمكي: 16 سال.

كريستين امانپور: آخر چطور شماها را با اين سن مي‌فرستادند جبهه؟!

ده نمكي: ما را نمي‌فرستادند امثال من داوطلب مي‌شدند و كوچكتر از من هم درجبهه بودند.

كريستين امانپور: پس چرا اين قدر سرفه مي‌كنيد؟

ده نمكي:: اين هم سوغات آن موقع است.

كريستين امانپور: اوه شما هم شيميايي شديد؟

ده نمكي: در جنگ كمتر كسي بي‌نصيب از اين سوغات اهدايي شماها به صدام مانده!

كريستين امانپور: من متأسفم!

ده نمكي: قابلي ندارد.

كريستين امانپور: حتماً خوشحال هستيد كه الان آمريكايي‌ها دشمن اصلي شما، صدام را از بين برده‌اند؟

ده نمكي: البته خوشحال‌تر بودم به جاي عراقي‌ها از همان اول آمريكايي‌ها در خاكريز مقابل ما بودند، الان هم آمده‌اند تا كار نيمه‌تمام صدام را تمام كنند البته اگر بتوانند!

كريستين امانپور: من شنيده‌ام ولي باور نمي‌كنم آيا راست است كه بچه‌هاي بسيجي داوطلبانه روي مين مي‌رفتند؟ چرا؟!

ده نمكي: البته ما اين چرا وچگونه را هنوز به خوبي براي نسل بعد از خود هم نتوانستيم به خوبي بيان كنيم چه برسد به شما و كلاً دنيا. راستي شما مي‌دانيد. مدينه فاضله چيست؟

كريستين امانپور: بله. اتوپيا!

ده نمكي: بله همان او اتوپيا. ما در جبهه مدينه‌ فاضله خودمان را پيدا كرده بوديم. آنها رفتند تا ديگران بمانند. آمريكايي‌ها اگر همين يك نكته را بفهمند، اينطور با ايران برخورد نمي‌كنند.

 

 

خــبـــر

 

 

از اعليحضرت پادشاه اردن ياد بگيريد! (خبر ويژه)

 

«تعجب مي كنم كه اين مردم ايران انرژي هسته اي را براي چه مي خواهند؟ اگر عقل داشته باشند بايد دست از اصرار بر فن آوري هسته اي بردارند تا مورد تهديد آمريكا و اروپا قرار نگيرند و با خيال راحت و بدون دغدغه زندگي كنند.»

عليرضا نوري زاده، كه بارها به جاسوسي براي اسرائيل تحت عنوان «همكاري مفيد اطلاعاتي»! اعتراف كرده است با بيان مطلب فوق در مصاحبه با يك شبكه تلويزيوني فارسي زبان آمريكايي به مردم ايران توصيه كرد كه راه و رسم زندگي را از دولت پادشاهي اردن ياد بگيرند و افزود:اخيراً ملك عبدالله پادشاه اردن با مصونيت قضايي آمريكايي ها- كاپيتولاسيون- موافقت كرده و در عوض از مواهب دوستي با يك كشور قدرتمند و متمدن برخوردار شده است!

او در ادامه گفت: «محمدرضا پهلوي با همين انگيزه قصد داشت به آمريكايي ها در ايران مصونيت قضايي بدهد ولي [ امام] خميني، آن را اهانت به مردم دانست و عليه شاه الم شنگه به پا كرد كه نتيجه آن حكومت كنوني ايران است»!

گفتني است عليرضا نوري زاده در ميان ضدانقلابيون فراري مقيم آمريكا، به نوچه «منوشه امير»، مدير بخش فارسي راديو اسرائيل معروف است. نام اصلي «منوشه امير»- صهيونيست ايراني تبار- منوچهر ساچمه چي است و هم اكنون مديريت پشت صحنه چند شبكه تلويزيون فارسي زبان در آمريكا، از جمله NITV و تلويزيون آزادي را بر عهده دارد.

 

سرانجام گله باني گربه ها (خبر ويژه)

 

«امروزه بايد هركس خود را تعريف كند و آرمان و هدفش را به شكلي بدون ابهام بيان كند تا ديگران ببينند امكان همكاري با او را دارند يا نه...»

به نوشته روزنامه شرق، عليرضا علوي تبار از افراطيون جبهه دوم خرداد در نشست موسوم به «چه بايد كرد» با بيان مطلب فوق به نقد جبهه دوم خرداد پرداخته و گفت:

«تجربه مجلس ششم را بايد بازخواني كرد. تجربه اي كه در آن ديديم وقتي افرادي را كه با هم تمايز دارند، تحت يك عنوان كلي مانند اصلاح طلب به مجلس مي فرستيم، در مراحل حساس و بزنگاهي براي عمل واحد به مشكل برمي خورند.»

گفتني است علوي تبار، پيش از اين گفته بود هدايت تشكيلات روشنفكري شبيه گله باني گربه هاست و نيز از افاضات ايشان است كه، همفكران خود را به اسب هاي درشكه تشبيه كرده و گفته بود تعجبي ندارد كه اين اسب ها وقتي به سر بالايي مي رسند و توان حركت را از دست مي دهند، يكديگر را گاز بگيرند.

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت بیستم

 

ادامه ی داستان

سرانجام برادران یوسف پدر را قانع کردند که یوسف را با خود ببرند (البته شاید به ذهن این خطور کند که پدر بایست در نفرستادن یوسف پافشاری می کرد .این به خودی خود درست است اما شاید شرایط به گونه ای بوده که مخالفت بیشتر پدر آثار سوء بیشتری می داشت که ما از آن بی خبریم .)به هر حال یوسف را برای بازی با خود بردند و آمده است که برادر بزرگتر یوسف را روی دوش خود نشاند و به این ترتیب از پدر خداحافظی کردند شاید از آن جهت که به پدر بفهماند ما مراقب یوسفیم و به او علاقه مندیم و او روی سر و دوش ما جا دارد

اما همین که از چشم پدر دور شدند برادر بزرگتر یوسف را به زمین گذاشت و او را از خود راند . یوسف بسوی برادر دیگر رفت اما او هم به سینه ی او کوبید واو را به طرف دیگر راند .یوسف که از بر خورد ایندو تعجب کرده بود بسوی برادر دیگر رفت اما او هم برادر خردسالش را تنبیه و تحقیر کرد و از خود راند

و به این ترتیب این کودک ده ساله و بی خبر سراغ هر برادری رفت با سردی و تنبیه تحقیر او مواجه شد  و در یافت که همه ی اینها نقشه ی شومی بوده تا او را از پدر جدا کنند ودر غیاب پدر بلایی بر سرش آورند

اما اینجا اتفاقی بسیار زیبا افتاد

وقتی یوسف با این صحنه مواجه شد شروع به خندیدن کرد!  برادران تعجب کردند .گفتند ما تو را کتک می زنیم و بزودی تو را در چاهی در بیابان رها می کنیم آنوقت تو می خندی؟ دلیل خندیدنت چیست؟

یوسف گفت:من تا همین چند وقت پیش همیشه در دل می گفتم اگر مشکل وسختی و نا راحتی برای من پیش آید  با توجه به اینکه ده برادر قوی و نیرومند دارم چه غم دارم؟و همیشه دلم به زور و قوت و توانمندی و حمایت احتمالی شما گرم بود اما امروز که از شما  به شما پناه آورده ام   به من پناه نمی دهید و مرا از خود می رانید  و در چنگال شما گرفتار گشته ام .از آنجا که دلم به شما گرم بود و به بازوان شما تکیه داشتم خداوند مرا به شما وا گذاشت تا به من بیاموزاند که همیشه باید دل به خدا داشته باشم و به قدرت بی انتهای او تکیه کنم  و به غیر از او به هیچ جیز و هیچ  کس پشت گرم نباشم

خداوند سنتی عجیب بر این عالم حاکم نموده است . وقتی به او تکیه دهیم و به کسی جز خودش امید نداشته باشیم به یاریمان می آید  اما همین که دلمان گرم دیگری و امیدمان به چیز و کس دیگری شد ما را به همان وا می گذارد

مراقب باشیم که از امکانات و توانائی هایمان استفاده کنیم و وظیفه ی مان را انجام دهیم

اما دلمان گرم خدا باشد   و همه چیز را بدست توانای او ممکن بدانیم.

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

... چه زود گذشت

 

گذشت عهد وبه من گفت هر چه بود گذشت

به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید

 بهار رفت و تو رفتی وهر چه بود گذشت

شبی به عمر گرم خوش گذشت آن شب بود

 که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت

شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت

گشود بس گره آن شب ز کار بسته ما

صبا چو از بر آن زلف مشکسود گذشت

غمین مباش و میندیش از این سفر که تو را

 اگر چه بر دل نازک نمی فزود گذشت

 

 

طــنــز

 

مزه ي شوهر

 

دختري كرد سوال از مادر

كه چه طعم و مزه دارد شوهر

اين سخن تا بشنيد از دختر

اندكي كرد تامل مادر

گفت با خود كه بدين لعبت مست

گر بگويم مزه اش شيرين است

يا غم شوي روانش كاهد

يا بلافاصله شوهر خواهد

ور بگويم مزه اش تلخ است

تا ابد مي كشد از شوهر دست

لاجرم گفت به او اي زيبا

ترش باشد مزه شوهر

دخترك در تب و تاب افتاد

گفت: مادر دهنم آب افتاد

 

master_boy4444@yahoo.com

 

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(2)

بعد از پرداختن بـه مسئلـه مهدويت از ديدگاه اهل سنت ، که بـا توجه به فراواني احاديـث آنان در اين زمينه بــه همــان چنـــــد حديــث بســنده کردم . و در آخــر گفتــم که اختــلاف شيــــعه بـا اهــل سنــت در ايــن زميـــنه چيــســت . در ايـــنجا بــه سخــنانـي از ابــن ابــي الــحديــد کــه از علمــاي اهــل سنـــت اســت راجــع به هميــن اختــلاف اشــاره مي کــنـم .

ابــن ابــي الــحديــد در شــرح ايــن سخــن امام عــلـی (علــيه الســلام ) کـه فـرمودنـد : « پـدرم بـفداى پسر بهترين كنيزان» مي نويسد :  اما اماميه( شيعيان) ، پس به گمـان آنـها وى امـام دوازدهــم ايشـــان اسـت ؛ و  وى فرزنـــد كنيــزى بـه نـام نــرجـــس(ســلام الله عليــها) مى باشـد. اما اصحـاب ما ( اهـل تســنن )، پـس گمـان كرده اند ، او فـاطمى(سـلام الله عليــها) ، اســت كه در آينـــده از كنيزى متولد خواهد شد، و در حال حاضر ( عصر ابن ابى الحديد) موجود نيست .

 

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (6)

 

ـ  لینک‌دونی چیست و چگونه می‌توانم یک لینک‌دونی در وبلاگم داشته باشم؟

 

لینک‌دونی در واقع یک وبلاگ کوچک می‌باشد که در آن فقط لینک قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر نویسنده وبلاگ لینک‌های جالبی را که در طول روز پیدا می‌کند، در وبلاگ دیگری با نام لینک‌دونی (یا نام‌های مشابه) قرار می‌دهد، به‌طوری که این وبلاگ، در داخل وبلاگ اصلی به نمایش درخواهد آمد و جزئی از آن محسوب خواهد شد. اگر شما در وبلاگ‌تان یک لینک‌دونی داشته باشید، دیگر لازم نیست تا برای ارسال یک لینک به وبلاگ، یک پست در وبلاگ اصلی بزنید، کافی است به‌راحتی آن لینک را، به لینک‌دونی خود اضافه کنید تا در صفحه اصلی وبلاگ به نمایش در بیاید.

طریقه ساخت لینک‌دونی بسته به نوع سیستم مورد استفاده شما، متفاوت است. اگر شما از سیستم مدیریت محتوای موویبل‌تایپ استفاده می‌کنید، به‌راحتی و با ساختن یک وبلاگ جدید در ام‌تی و استفاده از یک پلاگین، می‌توانید این بخش را به وبلاگ خود اضافه کنید. همچنین اگر از سرویس‌های رایگان مانند پرشین‌بلاگ یا بلاگر استفاده می‌کنید، روش‌هایی برای ساخت لینک‌دونی وجود دارد. به عنوان مثال می‌توانید یک وبلاگ جدید در بلاگر بسازید و توسط جاوا اسکریپت، آن‌را در داخل وبلاگ اصلی نمایش دهید. با یک جستجوی ساده در گوگل، می‌توانید به راهنماهای کامل و دقیق برای ساخت لینک‌دونی دست یابید.

منبع: http://weblog.azemat.com

 

 

حرف آخر:

 

اكنون بيا كه مى‏خواهم تو را براى هميشه بر قلب خود بفشرم و در آغوشت فرو روم، بيا كه دوستى بهتر از تو سراغ ندارم، بيا كه تو مرا مى‏خواهى و من تو را مى‏طلبم،

 بيا كه كشتى مواج تو در درياى دل من جا دارد، بيا كه دل من همچون آسمان به ابديت و بى‏نهايت اتصال دارد و تو مى‏توانى به آزادى در آن پرواز كنى. 

 

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

 

هفته نامه نسل سوم ـ شماره 11 ـ سه شنبه 27 دی 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(11)

عید غدیر مبارک باد

 

شماره  یازدهم ـ سه شنبه 27 دی 1384

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چيز سلام!

دوربين مخفي

 

صادق مهدي غفراني

 

يكي بود و يكي نبود.

در زمان هاي گذشته و توي سرزمين خيلي دور از اينجا كه افراد و شخصيت هايش اصلا هيچ ارتباطي با اشخاص حقيقي و حقوقي سرزمين ما نداشتند، يك دهكده زيبا بود.

يك روز كشاورزهاي آن دهكده در زمينه محصولاتشان به مشكلي برخورد كردند. بلافاصله كميته اي ويژه، مسئول پيگيري و رفع اين ماجرا شد. چند روز بعد معلم هاي آن دهكده سر حقوق و مزايايشان اعتراض كردند، كميته ديگري مسئوليت پيگيري اين موضوع را به عهده گرفت.

و روزهاي بعد و بعدتر همين طور هر مشكلي كه براي هر صنف پيش مي آمد، يك كميته چندنفره ويژه براي بررسي ابعاد و ارائه راه حل تشكيل مي شد.

كميته ها هم با توجه به اينكه نمي خواستند شتاب زده عمل كنند و خداي ناكرده تصميم اشتباهي بگيرند، هر كدام چندين جلسه با فاصله هاي زماني طولاني مدت برگزار مي كردند و ابعاد و عمق ماجرا را با وسواس، مورد حلاجي قرار مي دادند.

اما نكته اي كه اين وسط نبايد فراموش مي شد، جمعيت دهكده بود!

جمعيت دهكده آن قدر كم بود كه بعد از چند هفته و تشكيل كميته هاي ويژه، تقريبا تمام ساكنان دهكده عضو يكي از كميته ها شده بودند! يك روز مشكل جديدي در دهكده رخ داد و دانشجوهاي آنجا اعتراض كردند كه رئيس دانشگاه شان شهريه زيادي گرفته است. مسئولين تصميم گرفتند اين بار هم با تشكيل يك هيئت كاملا ويژه مسئله را حل و فصل كنند. اما آدمي نمانده بود كه عضو هيچ كدام از كميته ها نبوده باشد. پس مسئولين تصميم گرفتند بعضي ها اجازه داشته باشند به طور مشترك در چند كميته فعاليت كنند.

كميته تشكيل شد و اعضاي كميته كه از مسئولين سازمان حمل و نقل دهكده بودند، يقه رئيس دانشگاه را گرفتند. اما از قضا اين رئيس دانشگاه عضو كميته رسيدگي به سقوط يك ميني بوس فرسوده به ته دره بود كه متهمانش مسئولين سازمان حمل و نقل دهكده بودند و...

¤ ¤ ¤

اينكه بعدها چه بلايي سر اهالي اين دهكده آمد و سيستم رفع معضلات به چه صورتي درآمد و اينكه آيا اصلا مشكلي حل نشده باقي ماند ياخير، اطلاعات خاص و دقيقي موجود نيست و متأسفانه اسناد آن در اثر گذشت زمان پودر شده و رفته اند هوا!

به هر حال پيام اين قصه حاوي اين نكته است كه تشكيل «كميته هاي ويژه» هميشه يكي از راه حل هاي كاربردي در رفع مسائل بوده و سابقه اي تاريخي دارد و قدرت حل و فصل ريشه اي و عمقي مشكلات را دراختيار مسئولان قرار مي دهد.

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

تيتر يك

با تو حكايتي ديگر ؛

بر سازمان ملي جوانان چه گذشت !

 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تأكيد مسئولان نظام بر توجه به مسائل جوانان، شوراي عالي انقلاب فرهنگي درسال 1371 اساسنامه شورايي را تحت عنوان «شوراي عالي جوانان» تصويب كرد كه 16 عضو رسمي داشت. 5 سال بعد به دليل ناكارآمدبودن اين شورا، شوراي عالي انقلاب فرهنگي آن را به «مركز ملي جوانان» تبديل كرد تا بلكه در ابعاد وسيع تر و مستقل تر كارايي لازم را از خود نشان بدهد. سرانجام مسئولين وقت كه به جاي حل مسئله به تغيير صورت مسئله اعتقاد شديدي داشتند، براساس قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اين مركز ملي را به «سازمان ملي جوانان» تبديل كردند و سه هدف اصلي نيز براي آن تبيين نمودند:

1ـ حل مسائل جوانان 2- رشد نسل جوان و 3- استفاده از استعداد نسل جوان!

اما كارنامه عملي اين سازمان درطي اين چند سال حكايت از برآورده نشدن هيچ يك از اين سه هدف توسط اين سازمان دولتي و اساسا فاصله گرفتن و فاصله داشتن برنامه هاي كوتاه مدت و بلندمدت مديران آن با اين اهداف آرماني دارد.

 

به نام جوان، به كام...

سال 77 وقتي ازطرف روزنامه سراغ دكتر ميرباقري (رئيس اسبق سازمان) رفتيم، او با گله و شكايت از دولت، سازمان ملي جوانان را يك سازمان فلج و دست و پا بسته معرفي كرد و با انتقاد از نام بزرگ آن، سازمان را تنها يك مؤسسه تحقيقاتي و آماري برشمرد كه بر آن ظلم هاي بسيار رفته و كسي نيست به دادش برسد. ميرباقري ترجيح داد در مورد بودجه كلان سازمان و ساختمان هاي گران قيمت اين سازمان حرفي نزند و تا آخرين ثانيه هاي مصاحبه براين نكته اشاره كند كه سازمان به لحاظ قانوني اختياري ندارد و دولت ترجيح مي دهد اين فرزند دردسرساز خود را به فراموشي بسپرد.

اما بعد از دكتر ميرباقري و انتصاب رحيم عبادي به رياست سازمان ملي جوانان، اوضاع به گونه اي ديگر رقم خورد.

اولين اقدام عبادي برگزاري همايش تشكل هاي غيردولتي در دانشگاه ايران با بودجه اي نزديك به 800 ميليون تومان بود كه بعدها مشخص شد بودجه اين همايش به حساب NGO اي واريز شده كه يكي از نزديكان وي از اعضاي اصلي آن است، كه همين امر باعث انتقاد رسانه هاي مختلف از مسئولان اين سازمان شد.

سپس با قرارگرفتن فريدون عموزاده خليلي (عضو مركزي حزب مشاركت و مديرمسئول چلچراغ) درميان مديران عالي رتبه اين سازمان، سازمان ملي جوانان عملا به پاتوقي سياسي براي سران و اعضاي قديم و جديد حزب مشاركت تبديل شد و تمام حمايت هاي اين سازمان دولتي در جهت انتشار چند هفته نامه و تقويتNGO هاي سياسي خاص قرار گرفت .

مهرماه امسال نيز رئيس هيئت تحقيق و تفحص از سازمان ملي جوانان تخلفات صورت گرفته دراين سازمان ملي را تعجب برانگيز و بهت آور خواند و از پول هاي كلاني خبر داد كه دراين سازمان حيف و ميل شده است.

محمد هادي رباني شيرازي گفته بود: اين سازمان بيشتر سازمان سياسي بوده تا اينكه كاري فرهنگي انجام دهد و يا از فعاليتهاي نسل جوان حمايت كند.

 

دولت جديد

اما با روي كارآمدن دولت نهم و تأكيدات ويژه دكتر احمدي نژاد بر روي مسائل جوانان و ارتقاء برنامه هايي كه تحت عنوان «ارتقاي سطح نسل جوان» هرساله در كشور به اجرا درمي آيد، اين اميد و نگاه ايجاد شد كه تغيير و تحولات گسترده اي دراين خصوص و به ويژه در سازمان ملي جوانان كشور ايجاد شود به گونه اي كه اولا خاطرات ناخوش گذشته مردم از اين سازمان كم خاصيت ولي پرحاشيه، پاك شود وثانيا از پتانسيل عظيم نيروي بكر جامعه كه طبق آمار، درصد بالايي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند، بهره اي شايسته برده شود.

با انتصاب حجت الاسلام محمدجواد حاج علي اكبري به سمت رياست سازمان ملي جوانان بخشي از اين اميدها محقق شد چرا كه حاج علي اكبري شخصيتي بود كه سال ها در نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها، نمايندگي رهبري در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان و... فعاليت كرده بود و به عنوان يك روحاني دوست داشتني و تأثيرگذار دربين جوانان مطرح بود.

لذا اين تحليل به وجود آمد كه وي خواهد توانست اين فرزند فراموش شده دولت (سازمان ملي جوانان) را احيا كند و جان تازه اي به آن ببخشد و كاري كند كه نام سنگين «سازمان ملي» برازنده اين تشكيلات پرهزينه و كم بخار كشور شود.

 

تلويزيون بهتر است!

يكي از انتقاداتي كه توسط رسانه ها از رئيس جديد سازمان ملي جوانان مطرح شد، عدم گفت وگوي وي با خبرنگاران پس از 5 ماه از قبول اين مسئوليت بود.

حاج علي اكبري دراين مدت در باره برنامه هاي خود، وضعيت آينده سازمان، معضلات و گرفتاري فعلي، اصلاح ساختارهاي اين بخش دولتي و يا هر سوژه ديگري با رسانه ها صحبت كند.

هرچند اخلاق خوش و گرم و نرم وي در رد درخواست مصاحبه ها مانع از اين شده كه اين مسئله جايي منعكس شود اما اين وضعيت با توجه به عدم اعلام هرگونه برنامه اي از سوي اين سازمان براي جوانان، موجب نگراني هايي مي شود!

در عوض حاج علي اكبري، يكي از چهره هايي است كه تقريباً هر شب مي توان او را در يكي از برنامه هاي تلويزيوني و در حال صحبت در خصوص يك موضوع ديني و مذهبي يافت. صحبت هايي كه انصافاً تودل برو و دلنشين است،اما هر چه كه هست ارتباط كمتري باحوزه مديريت وي در اين سازمان دارد.

موبايل رئيس سازمان ملي جوانان تقريباً در تمام ساعات روز خاموش است و گهگاهي هم اگر روشن مي شود، در وضع number busy به سر مي برد و مجدداً خاموش مي شود.

حاج آقا سلام!

بالاخره تلاش خبرنگار نسل سوم براي تماس با حاج آقا حاج علي اكبري به نتيجه مي رسد و در يك فرصت خيلي كوتاه، وي را شكار مي كند.

حاج علي اكبري با همان لحن هميشگي اش به ابراز محبت مي پردازد . از او در مورد سازمان ملي جوانان مي پرسيم، مي گويد حالا وقتش نيست، بعداً مصاحبه خواهم كرد!

مي پرسيم 5 ماه از مسئوليت تان گذشته، 4 ماه پيش هم گفتيد بعداً، اين بعداً كي مي رسد؟ مي خندد و مي گويد خبرتان مي كنم.

از او در مورد گفت وگوهاي تلويزيوني اش مي پرسيم و مي گويم ظاهراً اكثر وقت تان را تلويزيون هستيد!، مي گويد نه بابا همه اين ها قديمي هستند و مال الان نيستند و... تلفن قطع مي شود و در تماس بعدي مان مي شنويم كه «دستگاه مشترك موردنظر خاموش است».

 

استعفا بي استعفا

در طي روزهايي كه از تشكيل دولت نهم گذشته، تنها اخباري كه از سازمان ملي جوانان به بيرون منتشر شده خبر برخي انتصاب هاي جديد در اين سازمان بوده و البته آخرين خبر هم خبر استعفاي حاج علي اكبري از سمت رياست اين سازمان بود!

و البته متعاقب آن مخالفت دكتر احمدي نژاد با اين درخواست و ارسال اين پيام از سوي رئيس جمهور كه استعفا بي استعفا!

شكي نيست كه با توجه به روند جديد و تحول گرايانه اي كه در سطح كشور توسط اصولگرايان اصلاح طلب ايجاد شده، سازمان ملي جوانان مي تواند نقش كليدي مقتدرانه اي را ايفا كند. شكي نيست كه با وجود نخبگان و مغزهاي منحصر به فرد در بين جوانان ايراني، سازمان ملي مي تواند به عنوان نخستين مرجع شناسايي، ساماندهي و به جريان در آوردن اين بخش خلاق مطرح شود. شكي نيست كه با توجه به نياز بخش هاي مختلف دولت و صنعت به ايده ها و نگاه هاي به روز و مدرن، سازمان ملي مي تواند به قوي ترين بال دولت و تزريق كننده استعدادهاي نوين تبديل شود...

 

یادداشت

 

از اين هيجده گذشتم

 

با توجه به اين كه اين روزها اخبار فوتبال حسابي داغ شده و قرعه كشي تيم هاي شركت كننده در جام جهاني 2006 آلمان و بازي هاي آسيايي و غيره و غيره مطرح شده و صد البته مسابقات دوستانه اي كه در روزهاي آينده قرار است تيم هاي پرسپوليس و استقلال با دو تيم معروف آلماني انجام دهند، ستون اين هفته را اختصاص داديم به يك شعر فسقلي در وصف فوتبال!

با تشكر از شاعر گمنام و «كوچه» خوان نسل سومي آن:

بي تو فينال شبي باز از اين هيجده گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

تو كمي باد هوا

ريختي در گردي جانت

من پا خسته دوانت

و چو من

بيست و دو كس دل نگرانت

نيمي از تو كه سفيده

مثل رنگه گچه ديوار

مثل رنگه صورت مربي هاي تيم باخته...

نيمه ديگرت سياهه

مثله بخت ما كه هيچ وقت

با دل سبزم نساخته...

بي تو فينال شبي باز از اين هيجده گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

جا عوض كردم و هي حركت ايذايي و اونوقت

خودم رو باز به فراسوي دفاع هاي خشن

-قلدراي تيم مقابل- كه رسوندم

بي تو اما به چه حالي من از آن هيجده گذشتم...

 

دست نوشته هاي دل ...

 

اسيرستان دريغ

 

غرور جاودان شطح

گام بر پلكان لبخندهاي دروغين

نگذاشت

و از سازمان رخوت

فاصله دوزخ التماس

تا برزخ رؤيا را

جواز عبور نخواست

و بوي درد را در كهكشان صدا

با ادكلن هاي معطر

نياميخت

در لحظه هاي خاكسترين

چهره تكيده بي پناه ترين واژه ها را

به استهزاء ننشست

و در وزارت التماس

شقيقه گلها را

خنجر نزد

و آنگاه شعر زلال استغناء

باغستانها را

بشارت رويش داد

و نيستان

نبضگاه انحطاط را

به اختلاس اموال اداره هوا

متهم كرد.

در اسيرستاني كه حرجي بر شانه هاي صبور زخمي نيست

چشم سپارانه

بر درگاه كدامين پوچي رنگين

از گناه ناكرده

استغفار بايد جست؟

تا عشق نيز

اندك مجالي بيابد

تا سخن آغازد

ازهزارها قرن دريغ...

 

سه‌شنبه بازار

 

لقب «از كجا بايدشروع كرد» بلورين

 

به خبري كه هم اكنون به دستم رسيد، توجه كنيد. در آخرين لحظات بستن صفحه بوديم كه خبر رسيد سايت يكي از رفقاي باحال و با مرام نسل سوم كه چندي پيش معلوم نيست به دليل همكاري وي با چه گروه و ... فيلتر شده بود و ما نيز در سه شنبه بازار به افتخار اين خبر، هورا كشيديم، از فيلتر بيرون آمده است .

حالا معلوم نيست او بعد از طي كردن چه مراحلي از پاچه خواري و عشقولانه دركردن براي بعضي ها، سايتش را از فيلتر بيرون آورده و دوباره مي تواند به سايت بازي خودش ادامه دهد، البته اگر دوباره فيلترش نكنند!

ما ضمن ابراز تأسف براي دوستداران سايت و اينترنت و مخابرات و كامپيوتر به سبب اين ضايعه عميق، يك پيام «از كجا بايد شروع كرد» را به ايشان تقديم مي كنيم.

 

عنوان «زندگي بهتر از اين نمي شه» بلورين

 

به سگ ها حسودي ام مي شود.

اين جمله مفتخرانه بخشي از سخنان كوريزومي نخست وزير ژاپن در گفت وگو با خبرنگاران است. نخست وزير ژاپن گفته وقتي مي بينم كه زاد و ولد سگ هاي ژاپني بيشتراز زاد و ولد خود مردم ژاپن است، به سگ ها حسودي ام مي شود و با خودم مي گويم كاش نخست وزير آنها بودم!

اظهارات سگي آقاي كوريزومي در حالي مطرح مي شود كه براساس آمار، زاد و ولد خانواده هاي ژاپني در 5 سال اخير به شدت كاهش يافته است.در همين زمينه يك شركت چيني هم اعلام كرده كه تنها از متولدين «سال سگ» استخدام به عمل خواهد آورد. اين شركت بزرگ چيني علت اين اقدام خود را پر كار بودن انسان هايي كه در سال سگ به دنيا آمده اند اعلام كرده و گفته كه متولدين اين سال مثل سگ كار مي كنند!

شعار اين مؤسسه كه بر سر در آن حك شده، اين است : بياييد مثل سگ كار كنيم و نتيجه بگيريم.

 

تنديس «بيگ بنگ» بلورين

 

بالاخره شكم قصاب، مغزش را از كار انداخت.

با كمال تاسف و تاثر در خبرها شنيديم كه آريل شارون، نخست وزير رژيم صهيونيستي كه به دليل سكته مجدد مغزي در بيمارستان بستري بود، هنوز نفس مي كشد و به طور صد در صد و complete وارد جهنم نشده است!

به گزارش خبرگزاري جهنم نيوز، كارمندان جهنم ضمن ابراز نگراني از احتمال نيامدن گوريل - نه ببخشيد- آريل شارون به اين مكان خواستار قطع لوله تنفسي اين بابا شدند. آنها اعلام كردند كه در مراسم ويژه اي از اين شخصيت برجسته! تاريخ استقبال خواهند كرد. آنها همچنين با در دست داشتن پلاكاردهايي كه روي آن نوشته شده بود «به خانه برگرد جيگر» و يا «آهن تفتيده حق مسلم توست» ، خواستار تسريع در ارسال اين شخصيت معروف جهنمي شدند.

 

مدال «خرناس» بلورين

 

داريوش كاردان بازيگر و كارگردان مجموعه طنز «سه و نيم» در سخنان شديداللحني «شب هاي برره» را به باد انتقاد گرفت.

كارگردان مجموعه طنز «سه و نيم» تصريح كرد: اولاً مردم و زمان بهترين غربال اند. همين آقاي مهران مديري، سال هاست كه برنامه دارند. با لطايف الحيل مردم را خنداندند. آدم، دور خودشان جمع كردند. ولي بالاخره توليد اين همه برنامه 90 قسمتي ، يك جايي كفگير را به ته ديگ مي رساند .

كاردان ضمن بيان اين مطلب كه «اين سريال را اصلا يك برنامه تلويزيوني به حساب نمي آورم» گفت: «شب هاي برره» مثل يك برنامه روحوضي براي عروسي است. داريوش كاردان افزود: آقا اگر اين حرف ها آزاد است، بگوييد تا ما هم بزنيم. اقلا اين حرف ها را مودبانه تر بگوييد. نكته هاي منفي زيادي در اين سريال وجود دارد. در سريال هاي ديگر، اجازه نمي دهند يكي به يكي ديگر بگويد دوستت دارم. در اين سريال، دختره به پسره زور مي كند كه بيا من را بگير.

 

نشان «آبجي كماندو» بلورين

 

25 محافظ دختر از رئيس جمهور حفاظت مي كنند.

البته اين خبر مربوط به كشور دوست و همسايه و برادر، افغانستان و جناب كرزاي خان مي باشد. به گزارش روزنامه «آرمان ملي»- چاپ افغانستان- محافظان حامد كرزاي كه توسط متخصصان شركت «دايناكور» آمريكا آموزش ديده اند، از تمام اقوام افغان تشكيل شده اند.

پس از آنكه اجراي طرح ترور كرزاي در هنگام سفر به شهر قندهار در سنبله سال 1381 ناكام ماند حدود 50 نيروي نظامي و امنيتي آمريكايي محافظت از رئيس جمهور افغانستان را برعهده گرفتند. در شهريور ماه سال جاري با پايان يافتن دوره آموزش محافظان افغان، رئيس جمهور اين كشور محافظان آمريكايي خود را بركنار كرد و ترجيح داد كه اين پست را به 25 دختر خانم بسپارد تا احتمالاً تروريست ها قبل از اينكه دست به ترور جناب رئيس جمهور بزنند، خودشان به طريق ديگري جان بدهند!

 

هفته نامه مشکان ـ شماره 26 ـ شنبه 24 دیماه 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

26

سال اول ـ شماره 26 ـ شنبه 24 دی 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

اى غم، سلام آتشين من به تو، درود قلبى من به تو، جان من فداى تو.تو اى غم بيا و هم‏دم هميشگى من باش. بيا كه مصاحبت تو براى من كافى است.

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

روايتي ناگفته و به‌يادماندني از سردار جاودانه ايران

 

پس از تحركات گسترده گروه‌‌هاي تروريستي مورد حمايت صدام در سال 1374، احمد كاظمي به همراه دو هزار نفر از نيروهاي زبده‌اش، مسئوليت انجام عملياتي پيچيده و خطرناك را در عمق 160 كيلومتري خاك عراق بر عهده گرفت. او و نيروهايش، با گذشتن از مناطق صعب‌العبور كوه‌هاي شمال عراق، به شكل غيرمنتظره‌اي، مقر گروه‌هاي تروريستي متجاوز به خاك ايران را كه از سوي صدام حمايت مي‌شدند، محاصره كرد. وي در حالي كه مي‌توانست، اعضاي اين گروه‌ها را نابود كند، به آنان فرصت داد تا بين فعاليت سياسي عليه جمهوري اسلامي و اقدامات تروريستي، يك راه را انتخاب كنند.

درايت كم‌نظير شهيد كاظمي، باعث شد تا بدون شليك حتي يك گلوله، اين گروه‌هاي تروريستي متزلزل شدند؛ رسانه‌هاي بزرگ دنيا، از اين اقدام كاظمي به عنوان «عمليات شگفت‌آور سپاه پاسداران در عمق خاك عراق» ياد كردند.

اين اقدام، نظامي ـ سياسي احمد كاظمي در مرزهاي غربي كشور، در مورد نحوه برخورد با نيروهاي ضدانقلاب بود كه در كشور عراق رفته و از آنجا با كمين عليه نيروها و مردم ايران در مناطق مرزي، باعث كشتار آنان مي‌شدند.

بعدازظهر روز 26 جولاي سال 1996، دويست وسيله نقليه ايراني به همراه دو هزار نيروي مسلح به سلاح‌هاي سبك و سنگين، از مرز ايران و عراق در منطقه پنجوين گذشته و به سوي كوي سنجق در منطقه اربيل در شمال كردستان عراق ـ منطقه‌اي كه در كنترل نيروهاي اتحاديه ميهني كردستان عراق بود ـ حركت كردند. در سحرگاه روز 28 جولاي، آنان بر منطقه و كمپ‌هاي حزب دمكرات كردستان ايران و همچنين مراكز اداري و مركز كوي سنجق، مسلط شدند و آنجا را محاصره كردند و به اين ترتيب، بيش از سه هزار نفر از پناهندگان و پيشمرگ‌هاي كرد در محاصره نيروهاي احمد كاظمي، از قرارگاه حمزه سيدالشهدا، قرار گرفتند.

در اين زمان، احمد كاظمي با ارسال پيامي به اين قرارگاه ضدانقلاب، به آنان اعلام كرد: ما اينجا آمده‌ايم تا شما، اسلحه و مهمات خود را كنار گذاريد و اگر به مبارزه سياسي اعتقاد داريد، تنها در اين مسير گام برداريد و به مبارزه سياسي اقدام كنيد. اگر هم قصد جنگيدن داريد، ما اكنون آماده‌ايم كه با شما مردانه مبارزه كنيم.

گزارشگر بخش جهاني «بي.بي.سي» در 31 جولاي اعلام كرد: نيروهاي ايران، اردوگاه مخالفان دولت ايران در كوي سنجق را محاصره و پس از دو روز، بدون هيچ‌گونه درگيري، آنجا را ترك كردند و هيچ‌كس آسيب‌ نديد.

در 29 و 30 جولاي، خبرگزاري‌هاي فرانسه و «رويترز» نيز از اين واقعه نظامي گزارش‌هايي انعكاس داده و اعلام كردند، به رغم پيشروي 160 كيلومتري ايران در خاك عراق تا منطقه كوي سنجق و رويارويي مستقيم نيروهاي ايراني و پيشمرگ‌هاي كرد، هيچ‌گونه درگيري رخ نداده است.

در آن مقطع، احمد كاظمي، يك توافقنامه سياسي ـ نظامي با رهبران كردهاي اردوگاه كوي سنجق امضا كرد كه بنا بر آن، قرار شد كه آنان از آن پس، اسلحه را كنار گذاشته و ديگر عمليات نظامي انجام ندهند و تنها به فعاليت سياسي روي آورند. در مقابل، ايران نيز از اقدام مسلحانه عليه آنان خودداري كند.

هنگام بازگشت نيروهاي ايراني به داخل مرزهاي كشور، هواپيماهاي جنگنده آمريكايي تنها بر فراز منطقه مانور مي‌دادند و شاهد قدرت‌نمايي نيروهاي ايراني در شمال عراق بودند. نظاميان آمريكايي كه نمي‌توانستند در اين مقطع، حمله نظامي و اقدامي در خور انجام دهند، صرفا به مانورهاي نظامي بي‌ثمر بسنده كردند.

 

 

خــبـــر

 

 

صحن امامزاده را فروختند! ( خبر ويژه )

 

بخش هايي از صحن مباركه امام زاده زيد بازار تهران بطور غيرقانوني و براي ايجاد بازار تجاري فروخته شد.

به گزارش خبرنگار كيهان، بخش هايي از حرم متبرك امام زاده زيد به علاوه صحن اصلي حرم كه همگي موقوفه بوده است توسط وزارت آموزش و پرورش در سال 83 فروخته شده است.
گفته مي شود زمين هاي اطراف حرم به مبلغ 7 ميليارد تومان فروخته شده كه به نظر برخي از صاحبنظران اين رقم زير قيمت كارشناسي بوده است.فروش زمين هاي موقوفه توسط وزارت آموزش و پرورش وقت در حالي صورت گرفته است كه فرزندان و وارثان چندم وقف كنندگان نسبت به اين موضوع شكايت دارند.به گزارش خبرنگار ما اراضي امام زاده زيد بازار تهران و محل مدرسه حافظ كه در رژيم گذشته برخلاف اصول و موازين شرعي از وقف خارج شده بود به موجب قانوني در سال 1374 به اوقاف بازگشت داده شده بود. اما آموزش و پرورش با استناد به حكم قبلي اين اراضي را به يك تاجر مي فروشد. يك منبع آگاه به خبرنگار كيهان گفت كه اين فرد از سوي يك نماينده صاحب نفوذ حمايت مي شود.لازم به ذكر است بقعه متبرك امام زاده زيد ابن علي ابن حسين زين العابدين (ع) واقع در بازار تهران از زمانهاي گذشته مأمني براي عاشقان اهل بيت بوده است كه پس از حرم حضرت عبدالعظيم(ع)، اولين محلي بوده كه مؤمنين تهران خصوصاً كسبه متعهد در آن جمع مي شوند.

همچنين در صحن آستان مقدس امام زاده زيد كه فروخته شده مدرسه علميه ناصريه داير بوده كه در آن طلاب و روحانيون بزرگي پرورش يافتند.

 

حياط خلوت درس نخوان ها! ( خبر ويژه )

 

اعطاي غيرقانوني تسهيلات دولتي در اداره كل بورس وزارت علوم در روزهاي اخير و پس از انتشار گزارش هاي افشاگرانه كيهان و شنيده شدن زمزمه هايي مبني بر تغيير برخي از مديران ، سرعت بيشتري يافته است.

يك منبع آگاه در اداره بورس در گفت وگو با كيهان با اشاره به يكي از اين تخلفات، ازاعطاي غيرقانوني بورس دولتي به اقوام نزديك سرپرست وزارت علوم در يكي از كشورهاي اروپايي خبر داد.

فرد مزبور كه در دولت سابق يكي از مديران كل وزارت علوم بود در دوره مديريت خود تلاش فراواني براي بورس كردن افراد متعلق به يك گرايش خاص سياسي و جناحي انجام داده و از آن پس به عنوان سرپرست وزارت علوم در يكي از كشورهاي اروپايي مشغول به كار شده است.

فعاليت اين فرد به گونه اي بوده كه درحال حاضر اين كشور اروپايي به «حياط خلوت تندروهاي درس نخوان» ايراني شهرت يافته و فقط دريكي از موارد دانشجويي كه پس از 10سال موفق به كسب ليسانس خود در دانشگاه مشهد شده بلافاصله از طريق مساعدت اين فرد، بورس دولتي تحصيل در مقاطع بالاتر را دريافت كرده است.

گفتني است دانشجويان بورسيه علاوه بر تحصيل رايگان، پس از اتمام تحصيل قانوناً به عنوان استاد به عضويت هيئت علمي يك دانشگاه داخلي درمي آيند.

معاون سابق دانشجويي وزارت علوم در واكنش به گزارش هاي اخير كيهان در زمينه تخلفات مديران سابق اين وزارتخانه، طرح اين مسائل را باعث لطمه خوردن به نظام عنوان كرد!

وي بدون اشاره به اسناد و آمار منتشر شده در كيهان، گفته بود: عملكرد حوزه بورس در دولت هشتم كاري ملي، متكي بر قواعد، چارچوب هاي علمي و با توجه به منافع ملي! بوده و يكي از افتخارات اين دولت در عرصه آموزش عالي است.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت نوزدهم

 

والدین و مربیان محترم:   در تفویض مسئولیت به جوان، اعتمادتان به اندازه ی لیاقت و شایستگی او باشد

اعتماد و مسئولیت دهی تان تدریجی باشد و ابتدا امور خرد تر و سپس کار های بزرگ تر را به او بسپارید.واگر به هر دلیل فعلا به او اعتماد ندارید مستقیما نگویید:تو بچه ای! تو نمی فهمی! تو عقلت به کارت نمی رسد! تو بی عرضه ای! کلاه سرت می گذارند! تو گول می خوری، از تو بر نمی آید و من به تو اعتماد ندارم.

این ها همه تخریبی اند و همین بر خوردهای نا صحیح است که گاهی به این منجر می شود که جوان برای اثبات بزرگی و توانایی خود دست به کار های اشتباه بزند

تحقیقات نشان داده که بخش قابل توجهی از جوانان که به سیگار آلوده اند می خواهند به خود   دوستان   و اطرافیان بفهمانند که بزرگ شده اند و قابل اعتمادند.حتی یکی از دلایل مشورت نکردن بچه ها و راهنمایی نخواستن از والدین می تواند دلیلش همین باشد که:من بزرگ شده ام و خودم می توانم تصمیم بگیرم   انتخاب کنم و انجام دهم

 نکته ی دیگر این که متاسفانه اینجا یعقوب (با توجه به گرگ خیز بودن بیابان های اطراف) به پسرانش گفت:می ترسم یوسف را گرگ بخورد   و همین اشاره یک تلقین منفی بود

در حقیقت پسران تا چند لحظه پیش نمی دانستند بعد از اینکه یوسف را در چاه انداختند  در بازگشت به پدر چه بگویند  هما یعقوب نا خود اگاه بهانه ای به دست آنان داد  و در حقیقت آنان از پدر آموختند که به هنگام باز گشت    به پدر چه بگویند

این نشان می دهد تربیت چه موضوع ظریف و حساسی است و تا چه حد  به تفکر و توجه و مطالعه و مشاوره نیاز دارد

باید مراقب باشیم  امر و نهی  و توصیه و نصیحت ما به گونه ای باشدکه خود تلقین منفی   کنجکاوی منفی   و آموزش غلط در پی نداشته باشد

مثلا پدری به بچه اش بگوید :سراغ کامپیوتر نرو چرا که در اینترنت سایت هایی هست که پر تز عکس ها  تصاویر    و نوشته های مستهجن   و غیر اخلاقی است 

گاهی چنین بیانی حساسیت ایجاد می کند 

یا امروز متاسفانه مشاهده می گنیم مطالب کتاب هایی که ظاهرا در باره ی پاسخ به مسائل جنسی و زناشویی نوشته می شود به گونه ای است که موجب انحراف می شود

در ادامه ی همین داستان خواهید دید که خداوند برخورد یوسف و زلیخا را به چنان شیوه ای باز گو می کند که هم اصل مطلب به انسان منتقل می شود  وهم مطلقا هیچ تحریک و تهییج منفی به دنبال ندارد  واین همان شیوه ی تربیتی است که خداوند رب العالمین به ما آموزش می دهد

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

شمع طرب

 

بس که جفا زخار و گل دید دل رمیده ام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده ام

شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام

حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو زمن بریده ای من زجهان بریده ام

تا به کنار من بودی ، بود به جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام

چون به بهار سرکند ، ناله زخاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده ام

تا تو مراد من دهی ، کشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسی ، من به خدا رسیده ام

 

 

طــنــز

 

اکران رباعیات سینمایی

با اضافات و سئانس اضافه(!)...

 ***

 هجر تو جفا سوی دلم send کند!

 چشمان مرا ز اشک چون "سند" کند!

 این فیلم عشق را سکانس وصلت

  ای کاش که ختم بر   Happy end کند!

 ***

 تو غرّه مشو که چهره ات Top  آمد!

 برجلد مجلّه لايق چاپ آمد!

 هر جلوه که داشتي ز Make up  آمد!

 یک خرده هم از لطف  Photoshop  آمد!!

 ***

 چشمت Hot و نگاه Hot  و لب Hot

 ای من به فدای هاتی ِ آن لبهات(!)

 وقتی به"نمای بسته" لب وا کردی

 گفتم:"که بده به من دوتا..." گفتی:"کات!"

 ***

 باچهر "فوتوژنیک" و هالیوودی!

 عمری "سوپراستار" دل من بودی!

 تو عامل فتنه بوده ای چون "جودی"!

 من باعث خنده بوده ام چون "وودی"! (۱)

 ***

  در صحنه ی دل ز عشق ماکت زده ام!

 حرف دل خــود صامت و ساکت زده ام!

 آغاز "پلان "بوسه را بی صحبت

 با این دو لب خویش "کلاکت" زده ام!!

 ***

 هرچندکه در حسرت یک "توشات" م!

 مفتون "کلوزآپ" رخ زیباتم!

 عمریست که با "ویزور" چشمم از دور

 در قامت تو محو "لوکیشن" هاتم!!

 ................................................................

 (۱): ذکرخیری از "جودی فاستر" و "وودی آلن"!

 

برگرفته از وبلاگ : بوالفضول الشعرا

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(1)

 

1- امام مهدی ( عجل الله تعالی فرجه ا لشريف ) در روايات اهل سنت

حذيفته از رسول خدا ( صل الله علیه و آله و سلم ) نقل می کند :

مهدى ( عليه السلام ) ، مى بيند كه حضرت عيسى بن مريم ازآسمان نازل مى شود ، گويى آب از موهاى سر او مى چكد . پس مهدى ( عليه السلام ) به او[ به حضرت عيسی ] مى فرمايد :  جلو بيا و با مردم نماز جماعت بخوان

 ( يعنى امام جماعت باش) .  پس حضرت عيسى  به او می گويد :آيا نماز براى تو برپا نشده است؟ پس اوبه امامت فرزندم مهدى نماز مى خوا ند . [ يعنی حضرت عيسی پشت سر امام به نماز خواهند ايستاد] .

عبدالله بن عباس از پيامبر ( صلوات الله عليه و آله ) نقل می کند :

جانشينان من و اوصياء من و حجت هاى خدا بر مخلوقات خدا بعد از من دوازده نفر مى باشند، اولين آنها برادرم و آخرين آنها فرزنـدم مى باشد . پرسيدنـد :  اى رسول خـدا برادرت كيـست؟ حضـرت فرمودند :  علـى بن ابى طالب ( سلام الله عليه) سئـوال شد فرزندت کيست ؟  فرمودند: مهــدى ( روحي و ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) اسـت . كه زميـن را از قسـط و عــدل پـر مى كند بعـد از آنكه از جور و ظلم پر شده باشد . قسم به خدايى كه مرا از روى حق و براى مژده دادن مردم برانگيخـت اگـر از عمر دنيا به جز يک روز نمانده باشـد ، خداوند آن يک روز را آنقدر طولا نـى مى كند تا اينكـه در آن فرزندم مهــدى ظهـور كنـد و سپس روح الله عيسى بن مريم پائين مى آيد و پس پشت سر او نماز مى خواند . و زمين به نور پروردگارش روشــن مى شــود و سلطنــت او مشرق و مغرب دنيا را فرا مى گيــرد .

در « سنن ابو داوود» از قول عبدالله بن عمر نقل می کند :

رسول الله ( صل الله عليه و آله ) فرمود ند :  قیام می کند در آخر الزمان مردی از فرزندانم او هم نام من است و کنيه ا ش  کنيه ی من است . و پر می کند زمين را از عدل وقتیکه پر شده است از ظلم و جور .

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (5)

 

ـ وبلاگ من خواننده ندارد، چه کنم؟

 

درباره جذب خواننده برای وبلاگ هم بحث مفصل است. یک عده از وبلاگ‌نویسانی که تازه، کار را شروع کرده‌اند، انتظار دارند که در همان ابتدای کار با سیل عظیم خوانندگان روبرو شوند! این طرز تفکر اشتباه است. شما ابتدا باید مدتی بنویسید تا شناخته شوید و پس از آن کم‌کم معروف بشوید! نه اینکه بخواهید همه‌ی راه‌ها را، یک‌شبه طی کنید. به هر حال چند مورد برای جذب خواننده خدمت‌تان عرض می‌شود:

ـ اکثر سرویس‌دهنده‌های وبلاگ، بخشی با عنوان لیست اعضا دارند و وبلاگ‌های اعضای خود را در شاخه‌ی مناسب، در آن ثبت می‌کنند. سعی کنید اگر سرویس‌دهنده وبلاگ‌تان دارای لیست اعضا می‌باشد، حتما در آن لیست، حضور داشته باشید.

ـ  یک سری از خوانندگان، شما را از طریق موتورهای جستجو پیدا خواهند کرد، سعی کنید این دسته از بازدیدکنندگان را از دست ندهید! هر کدام از این بازدیدکنندگان می‌توانند یک مشتری دائمی برای شما باشند.

ـ  سعی کنید از وبلاگ‌های معروف و پرخواننده لینک بگیرید، مثلا یک مطلب مفید و جالب بنویسید و از آن‌ها بخواهید که به این مطلب شما لینک بدهند.

در کل نگران نباشید، اگر پیوسته و مفید بنویسید، کم‌کم شناخته خواهید شد و بازدیدکنندگان به سمت شما خواهند آمد.

منبع: http://weblog.azemat.com

 

 

حرف آخر:

 

بيا كه مى‏سوزم، بيا كه بغض حلقومم را مى‏فشرد، بيا كه اشك تقديمت كنم، بيا كه قلب خود را در پايت مى‏افكنم.اى غم، بيا كه دلم گرفته، روحم پژمرده، قلبم شكسته و كاسه صبرم لبريز شده، بيا و گره‏هاى مرا بگشا، بيا و از جهان آزادم كن، بيا كه به وجودت سخت محتاجم.

 

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

هفته نامه نسل سوم ـ شماره 10 ـ سه شنبه 20 دی 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(۱۰)

 

عید قربان مبارک باد

 

 

شماره  دهم ـ سه شنبه 20 دی 1384

 

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

قبل از هر چيز سلام!

 

سوغاتي بابا

 

صادق مهدي غفراني

 

تب و تاب دارند!

اين روزها كه گذشت و مي گذرد، خيلي خانه ها پر است از دغدغه و جنب و جوش و تب و تاب. يكي به رنگ ساك كاروانش حساس است و دنبال ساكي مي گردد كه همرنگ با بقيه باشد. آن يكي اما دغدغه فراموش كردن اعمال را دارد و مي گويد نكند آنجا كه رسيديم فراموش كنم همه را! يكي هم براي بقيه تعريف مي كند كه تا به حال شنيده بوديد كه اگر يكي از زن و شوهر، طواف نساء را درست انجام ندهد، تا ابد به همديگر نامحرم مي شوند؟!

يكي را هم همين چند روز پيش ديدم كه توي بازار دنبال دلار مي گشت و از ناجنسي دلال ها گله مي كرد و خلاصه خيلي از خانه هاي توي ايران اين روزها مسافري دارند كه قرار است برود تا آن طرف ابرها ، در خانه خدا را بزند و بگويد با لباس سفيد آمده ام تا تو باز در روحم نفسي بدمي و با نظر كيميايم كني!

هر سال و هر سال تكرار مي شود، اما تكراري نمي شود.

راستي، بازار التماس دعاها هم اين روزها خيلي داغ بود. قبول كن كه خيلي وسوسه انگيز است وقتي به تو بگويند هر حاجتي كه در نماز حاجي در «حجر اسماعيل كنار كعبه» گفته بشود، خدا برآورده مي كند. آن وقت تو حق داري كه آويزان بابا و مامان بشوي و بگويي: چو از اين كوير وحشت، به سلامتي گذشتي، به شكوفه ها به باران، برسان سلام ما را!

فرودگاه مهرآباد اين روزها وول جمعيت است، مسافر و بدرقه كننده!

بدرقه و صدالبته سفارش سوغاتي.

بگذريم از اينكه بعضي حاجي ها قبل از حج رفتن شان يك روز وقت مي گذاشتند و مي رفتند بازار و سوغاتي را پيش از سفر مي خريدند.

بالاخره حاجي دست خالي كه حاجي نيست!

توي فرودگاه يكي براي بابا بزرگش توضيح مي داد كه دلش از كدام موتورپليس ها مي خواهد، يكي هم مي گفت پارچه يادت نرود، حتماً از جده بخر. ديگري پيشاني مادر را مي بوسيد و مي گفت فقط سالم برگرد و دعا هم يادت نرود و... و يكي ديگر هم در جايي صدايش را شنيدم كه مي گفت:

... و تو اي كه در نقش ابراهيم ظاهرشده اي، در مقام ابراهيم ايستاده اي و برپاي ابراهيم بپا خواسته اي و به دست خداي ابراهيم دست بيعت داده اي!

ابراهيم وار زندگي كن ودر عصر خويش، معمار كعبه ايمان باش.

اي هم پيمان با خدا، اي كه از طواف مي آيي و كار حجت را با طواف نساء به پايان آورده اي و از فنا خويش در خلق طائف، در هيئت ابراهيم برون آمده اي و در جاي معمار كعبه، باني مدينه حرم، مسجدالحرام ايستاده اي و روي در روي هم پيمان خويش- خدا- داري،

سرزمين خويش را منطقه حرم كن

كه در منطقه حرمي،

عصر خويش را زمان حرام كن

كه در زمان حرامي،

و زمين را مسجدالحرام كن

كه در مسجدالحرامي،

كه: «زمين مسجد خداوند است»

و مي بيني كه: «نيست»!

 

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

تيتر يك

 

گزارش نسل سوم از بازار داغ خواننده هاي وطني قلابي

 

مكان: ميدان تجريش.

زمان: ساعت 7 صبح روز پنجشنبه .

 

اصل ماجرا: با بچه ها قرار گذاشتيم كه برويم توچال. چند تا از بچه ها دير كرده اند و هنوز نيامده اند. هوا كمي تا قسمتي بس ناجوانمردانه سرد است ولي اين تغييري در عشق و حال ما براي غلت خوردن بر روي برف هاي توچال ايجاد نمي كند. چند قدم آن طرف تر از جايي كه ما ايستاده ايم، يك مغازه فروش محصولات فرهنگي است! از همين ساعات صبح كارش را شروع كرده و يك كاست هم گذاشته پشت بلندگو و صدايش را هم بلند كرده است.

«... دنيا مثل تو ديگه نداره... نه داره، نه مي تونه بياره... دل ها ديگه بي قرار عشقن... اما عشقي كه ديگه فايده نداره...»

چند دقيقه بعد آهنگ تغيير مي كند؛

«ساعت، ديوار، آينه، نيمكت، گيتار، پائيز، دستام اما دستات هرگز... چشمات، آلبوم، نامه، گريه، عاشق، شونه، اما قلبت هرگز... نمي خواي؟ نمي ياي؟...»

توي اين فرصتي كه داريم، مي رويم پيش فروشنده مغازه و در مورد خواننده اين اشعار وزين! از او سؤال مي كنيم. مي گويد اين آهنگ را «بنيامين» خوانده است. مي گويد مجوز ارشاد ندارد اما لس آنجلسي هم نيست!

بعد بيشتر برايمان توضيح مي دهد و مي گويد اين روزها بازار پرشده از سي دي و آلبوم هاي خواننده هاي جوان و جديدي كه هركدام شان تو يك استوديوي خصوصي تهران براي خودشان يك كاست مي دهند بيرون.

بعد مي گويد روزبه روز هم دارند بيشتر مي شوند و معمولا هم كارهايشان را از طريق كلوپ ها و سايت هاي اينترنتي و يا سيستم هاي پخش زيرزميني توزيع مي كنند.

از او در مورد گيردادن مسئولين به اين جور آلبوم ها مي پرسيم، مي خندد و مي گويد اين روزها شما به راحتي آب خوردن مي توانيد مبتذل ترين فيلم ها و نوارهاي خارجي را از توي خيابان و دستفروشي ها و حتي بعضي از مغازه ها بخريد.

بعد مي گويد البته در مورد اين جوركاست ها كه در داخل توليد مي شوند اوايل ما آنها را نمي فروختيم، اما بعد كه ديديم بقيه فروشندگان اين كار را كردند و كسي هم به آنها گير نداد ما هم شروع به تكثير و توزيع آنها كرديم و در حال حاضر هم كه فروش خوبي دارند و جوان ترها اين ها را بيشتر از آلبوم هاي شركتي (مجوز دار) مي خرند.

سراغ حسن وارسته، يكي از آهنگ سازان جوان كشورمان مي رويم و در مورد آلبوم هاي موسيقي جديدي كه اين روزها در داخل كشور توليد مي شوند از او مي پرسيم.

وارسته مي گويد خيلي از اين آلبوم ها در استوديوهاي كوچك پراكنده در تهران و يا استان هايي مانند كردستان و كرمانشاه توليد مي شود و بعضي از آنها هم در استوديوهاي مجهز كشورهايي مثل امارات متحده و كشورهاي ارزان قيمت اطراف ايران كه در زمينه آلات و تجهيزات موسيقي سرمايه گذاري خوبي كرده اند، توليد مي شود.

حسن مي گويد اين روزها به لطف كامپيوتر و افكت ها صوتي ديجيتالي ديگر هيچ بد صدايي در دنيا وجود ندارد و هركسي مي تواند با چهار تا دوبس دوبس و وررفتن نرم افزاري يك آلبوم از خودش توليد كند. وارسته با انتقاد از ضعف عملكرد مسئولين فرهنگي در گذشته مي گويد:

متأسفانه عدم نظارت و حتي گاهي سياست گذاري هاي غلط و مغرضانه، باعث شد كه تعداد فراواني از استوديوهاي موسيقي مانند قارچ در شهرها به طور پراكنده ايجاد شوند و متأسفانه خروجي هاي غيرمجاز و مبتذل فراواني از آنها در سطح جامعه منتشر شد.

وي مي افزايد: اشتباه دوم مسئولين، بي تفاوتي و عدم برخورد با توليدكنندگان و توزيع كنندگان اين گونه محصولات در سطح كشور و آن هم به طور كاملا گسترده بود. مسئله اي كه تا همين امروز هم وجود دارد و ما شاهد هيچ گونه برخوردي از سوي مسئولين نبوده ايم.

وارسته با اشاره به وجود يك شبكه پرنفوذ در سطح كشور مي گويد: همه كساني كه دستي در موسيقي و هنر و بازار اينگونه محصولات دارند به خوبي مي دانند كه هر اثري با نداشتن يك شبكه گسترده نمي تواند به طور سراسري توزيع مناسب پيدا مي كند و لذا اين سطح از توزيع و فروش علامت وجود يك باند مافيايي كاملا سرمايه دار و پرنفوذ در سيستم معيوب فرهنگي كشور ماست.

¤ ¤ ¤

توليد آثار موسيقي غيرمجاز در داخل كشور به سال 78 و توليد كاستي با نام «فريبا» توسط شادمهر عقيلي بازمي گردد. اگرچه شادمهر همان روزها با تكذيب اين خبر، مدعي شد كه يك نفر صدايش را كپي كرده اما دو سال پيش و بعد از پناهنده شدن شادمهر به كانادا و فرار ناموفق وي به خارج از كشور، شادمهر عقيلي اعلام كرد كه اين آلبوم را خودش خوانده بوده!

اگرچه اين آلبوم به لحاظ موسيقي و آوازي، كار بسيار ضعيف و پيش پا افتاده اي بود اما سرآغازي شد براي بدعتي در سطح كشور. تابستان سال گذشته بازار موسيقي پر شد از كاست يك خواننده زن كاباره اي و مجلسي خوان كه با نام مستعار دي جي مريم اقدام به انتشار آن كرده بود.

همان روزها شايعه اي پخش شد كه اين خواننده در تهران زندگي مي كند و درحال حاضر هم توسط نيروي انتظامي دستگير شده و در زندان به سر مي برد.

اما چندي بعد، بخش فارسي سايتBBC با انتشار مصاحبه اي با اين خواننده، در تهران ضمن تكذيب خبر دستگيري وي، به تبليغ براي وي پرداخت. در روزهاي بعد هم نه تنها هيچ برخوردي با اين فرد صورت نگرفت بلكه نشريات زرد اقدام به مصاحبه هاي عجيب و غريب و فراوان با اين خواننده كردند و بارها وي را تيتريك نشريه خود كردند.

چندماه پس از آن بازار موسيقي پر شد از آلبوم هاي خواننده هاي جواني كه همگي با نام هاي مستعاري از قبيل چاووشي، حاكان، بنيامين، يگانه، حسين زاده، يگانه، الهه و... به تقليد از صداي خوانندگان لس آنجلسي آلبوم هاي فله اي منتشر مي كردند.

همگي اين افراد نيز خود را «دي جي» معرفي مي كنند، به اين معنا كه تمام كارهاي آهنگ ازقبيل شعر، آهنگسازي، تنظيم و... را خود به تنهايي انجام داده اند.

¤ ¤ ¤

خشايار اعتمادي، از خوانندگان پاپ كشور، يكي از كساني است كه معتقد است فعاليت اين شبكه مافيايي لطمات فراواني را به موسيقي كشور وارد خواهد كرد. اعتمادي مي گويد جدا از بحث تخريبي اين ماجرا، حق بسياري از فعالان اين عرصه ضايع شده است.

وي توضيح مي دهد: ما براي توليد يك كاست و گرفتن مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گاهي چند سال منتظر مي مانيم و مدام اصلاحي هاي مسئولان اين وزارت خانه را روي آهنگ ها پياده مي كنيم و كلي هزينه و زمان صرف مي كنيم تا يك كار به مرحله نهايي برسد و منتشر شود. اما اين دي جي هاي قلابي، به راحتي از استوديو كه بيرون آمدند كارشان را در بازار توزيع مي كنند.

خشايار با تأكيد بر اينكه مسئولان فرهنگي و قضايي كشور بايستي با اين مسئله برخورد مناسب انجام بدهند، مي افزايد: ما شاهد اين قضيه بوديم كه در ماه هاي اخير حتي برخي از خوانندگان مطرح كشور هم آلبوم هاي خود را بدون كسب مجوز وزارت فرهنگ منتشر كرده اند و اين يك زنگ خطر است براي جامعه ما!

وي مي افزايد: مسلماً هيچ خواننده اي از دردسر خوشش نمي آيد و وقتي ببيند كه از اين طريق دربسياري از هزينه ها و اتلاف وقت ها صرفه جويي مي شود و مخالفتي هم ازطرف دستگاه هاي قانوني نيست، خب به همين سمت رو مي آورد.

¤ ¤ ¤

اما نكته جالب توجه در اين معضل اجتماعي- گذشته از همه عواقب احتمالي آن و ضرورت رسيدگي سيستم دولتي به اين ماجرا- موضوع محتواي اشعار اين آلبوم هاي جديد و آپ توديت است.

هرچند محتواي ترانه هاي مجوز دار در سال هاي گذشته و موسيقي هاي آنها هم چندان خالي از اشكال و بي مورد نيستند اما اين ترانه ها عموماً ترانه هايي خشن، وحشيانه و تحريك آميزاند و دي جي هاي جديد به طور مشترك همگي اشعاري را از خود مي سرايند كه حتماً مضاميني از قبيل انتقام، فرجام، سزاي بي وفايي و مسائلي از اين قبيل در آن گنجانده شود. مضاميني كه اگر كمي به آنها توجه كنيم، متوجه مي شويم كه سوژه اكثر حوادث اجتماعي اين روزهاي كشور نيز همين مسائل است. حوادثي مانند قتل يك دختر دانشجو به دليل جواب رد دادن به يك خواستگار سمج، اسيد پاشي و ...

نام چند تا از اين ترانه ها را بد نيست با هم بخوانيم: نفرين، تف به مرامت عوضي، نامرد زمونه، خودت خواستي، خودكشي، هوس باز، قاتل، به درك كه رفتي، هنوز زاييده نشده، بي گناه، حقته و ...!

¤¤¤

مكان: ميدان تجريش

زمان: ساعت 7 و نيم صبح پنجشنبه

اصل ماجرا: مجبور شديم بدون چند تا از بچه ها برويم سمت توچال. ضبط ماشين مان هم براي خودش مي خواند: دنيا مثل تو ديگه نداره، نه داره نه مي تونه بياره...

 

اگه خدا قبول کنه

 

سال نو وسط زمستان فاز نمي دهد

 

فريا رئيسي نژاد

 

اولين ژانويه اي بود كه ارمنستان بودم. اگر امتحان بختكي فيزيك نبود عمراً در آن سرماي 40 درجه زير صفر و يخبندان، آن جا مي ماندم. هرچند بيشتر بچه ها امتحان را بي خيال شده بودند و برگشته بودند ايران. من هم نه به خاطر اينكه فكر كني عشق درس و شاگرد اول و... باشم ها، نه! به خاطر اينكه تعطيلات بيشتري داشته باشم ماندم ارمنستان. چون اينطوري بعد از دادن امتحان برمي گشتم و تعطيلاتم بيشتر بود.

خلاصه براي شب عيد از طرف چند تا از دوستان و خانواده هاي ايراني ارمني كه مقيم آن جا بودند، دعوت شدم . دوربين را برداشتم و تاكسي گرفتم و رفتم. بماند كه با چه مكافاتي ليزليز خوران خودم را به تاكسي رساندم و چند بار مهمان ناخوانده زمين يخ زده شدم. وقتي رسيدم خانه خانم سونيك، نمي دانستم اين جا خانه است يا آشپزخانه و بماند كه تعارف آمد و نيامد دارد.

پنج جور سالاد الويه، سوپ و آتش و رولت گوشت و چند جور دلمه و هفت جور شيريني و كيك درست كرديم آن شب. مي گفت ما رسم نداريم غذاي سال نو را قبل از تحويل سال، بخوريم، واي، روح خبيث كيوون بهم مي گفت آخه اين سال نوي ما كه نيست، با يك ناخنك كه چيزي نمي شه!

وجدان شيرفرهاد هم مي گفت: جلوي اين وسوسه و شكم را بگير! مگر چند ساعت ديگه به سال نو مانده است؟! بعد از تحويل سال و خوردن غذا، به ميدان اصلي شهر رفتيم. ميدان جالب و عجيب شهر ايروان! ميداني كه همه خيابان هاي اصلي شهر به آن ختم مي شود.بزرگترين درخت كريسمس را در آن ميدان گذاشته و تزيين كرده بودند، خيابان پر از كالسكه بود و بابانوئل! بابانوئل ها، نان هاي تپل و بامزه اي به مردم هديه مي دادند.

اما از همه اينها گذشته، عيد وسط سرما عيد نيست. اصلا مي گويند زمستان و سرما و خواب زمستاني و... هيچ چيز بهار و فصل بيداري و عيدنوروز و سفره هفت سين و ماهي كوچولوي توي تنگ و عيدي لاي قرآن و آينه و شمع و غيره خودمان نمي شود! هيچ چيز.

 

سه‌شنبه بازار

تنديس «آليس در سرزمين عجايب» بلورين

 

رسيدگي به برخي پرونده هاي قضايي جوري است كه آدم مي خواهد سرش را به ديوار بكوبد.

سخنان انتقادآميز يكي از مسئولان ارشد قوه قضائيه پيرامون برخي احكام قضائي، بازتاب گسترده اي در محافل سياسي و قضائي داشته است.

به نوشته روزنامه ايران اين مسئول ارشد اخيراً با اشاره به يك پرونده قضائي گفته بود، نحوه رسيدگي به برخي پرونده هاي قضائي به گونه اي است كه آدم مي خواهد سرش را به ديوار بكوبد.

وي گفته بود: در پرونده قاچاق دختران ايراني به كشورهاي عربي، رئيس اين باند به اتهام قاچاق ده ها دختر ايراني، در دادگاه بدوي به سه تا پنج ماه حبس محكوم مي شود و سپس در دادگاه تجديدنظر اين آدمي كه از فروش هر دختر حداقل 15 ميليون درآمد داشته به 300 هزار تومان جزاي نقدي محكوم مي شود. و فرد مزبور بلافاصله با پرداخت اين مبلغ از زندان آزاد مي شود.

 

عنوان «عصريخبندان» بلورين

 

نخست وزير ايتاليا بازهم گاف داد.

سيلويو برلوسكني نخست وزير ايتاليا روز جمعه 23 دسامبر بار ديگر مرتكب يكي از آن اشتباهات لپي مشهورش شد ! برلوسكني در كنفرانس مطبوعاتي آخر سال خود پوتين را يك «ضدكمونيست 2 آتشه» كه از «محاصره استالينگراد» جان سالم به دربرده است، توصيف كرد!

به گزارش خبرگزاري فرانسه، سيلويوبرلوسكني در مورد دوستي اش با ولاديمير پوتين گفت: «پوتين يك ضدكمونيست پرافتخار است».او افزود: «پوتين از محاصره استالينگراد جان سالم به در برد اما تمام اعضاي خانواده اش جان باختند!».اين درحالي است كه پوتين درسال 1952 سال ها پس از خاتمه جنگ جهاني دوم متولد شده است. البته پدر و مادرش در دفاع از يك شهر محاصره شده شوروي سابق توسط نيروهاي آلماني شركت داشتند اما اين شهر لنينگراد (سنت پترزبورگ امروزي) و نه استالينگراد بوده است.

جالب تر اينكه هر دو آنها از اين محاصره جان سالم به در بردند. وجود ولاديمير پوتين مدرك انكارناپذير زنده ماندن آنها است!

 

نشان «عاشق مشويد اگر توانيد» بلورين

 

دختري كه از دست نامزدش عصباني شد، تلفن همراه را بلعيد.

يك روش مناسب براي خاتمه دادن به مشاجره! يك دختر آمريكايي 24 ساله ساكن بلواسپرينگز ايالت ميسوري پس از مشاجره با نامزدش از شدت عصبانيت تلفن همراه خود را بلعيد!

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، ماموران بلواسپرينگز روز جمعه 23 دسامبر حوالي ساعت 5 بامداد به وقت محلي يك تماس تلفني را دريافت كردند كه در آن مردي توضيح مي داد نامزدش قادر به نفس كشيدن نيست. ماموران پليس به محل اقامت آنها رفتند و متوجه شدند يك گوشي تلفن همراه در گلوي دختر جوان گير كرده است!گروهبان استيو دكر مامور پليس بلواسپرينگز گفت: نامزد دختر تلفن همراهش را مي خواست اما دختر مايل نبود تلفن را به او بدهد.

گروهبان دكر گفته است، اولين بار است كه با بلعيدن گوشي تلفن همراه مواجه مي شوم! نمي دانم اين گوشي چه مدلي است آيا زنگ مي زند يا ويبره است!!

 

مدال «هم جنس باز» بلورين

 

ازدواج يك زن يهودي با يك دلفين!

يك زن ميليونر يهودي انگليسي به نام شرون تندلر Sharon Tendler به اسرائيل رفت و با محبوب خود كه يك ماهي دلفين است، ازدواج كرد.

عروس 41 ساله با تور صورتي و لباس سفيد در حضور ميهمانان در ساحل منتظر ورود شاه داماد 35 ساله شد.  داماد درون حوضچه اي بزرگ به محل آورده شد و در طول مراسم عروسي در كنار اسكله دائم از آب بيرون مي پريد و هنگامي كه عروس صورتش را به او نزديك كرد، صورت خود را به او مي ماليد.

خانم شرون كه تهيه كننده كنسرتهاي موسيقي راك است، گفت: 15 سال است در ديدارهاي خود از اسرائيل با اين دلفين خو گرفته است!

ما ضمن محكوم كردن هرگونه هم جنس بازي در هر جاي دنيا، براي اين زوج آرزوي پير شدن به پاي هم و محشور شدن با هم در هر دو دنيا مي نماييم و دعا مي كنيم كه خداوند هرگونه غده سرطاني را هرچه زودتر ريشه كن فرمايد .

 

لقب «اي پيراشكي من» بلورين

 

پاچه خواري بگوري و اهالي برره از رئيس صدا و سيما.

عزت الله ضرغامي از پشت صحنه و لوكيشن هاي مختلف «برره» ديدن كرد. ضرغامي در اين گفت و گوها مورد عنايت «جان نثار» و «بگوري» قرار گرفت و آنان از خود «پاچه خواري و شعر درووكردند».

جان نثار گفت:«ضرغامي به شهر برره خوش آمدي... ما همه از خود پاچه خواري درو كنيم.»بگوري هم ادامه داد:

«شب يلدا بشد عزت ويومد/ براي مفلسان رحمت ويومد

چنان پيچيده عطر پاچه خواري/ توگويي هيئت دولت ويومد

برم قربون جيب پرزپولش/ اگر هم پول هم وده لذت ويومد»

و در آخر خطاب به ضرغامي گفت: خوب بيد؟!

رئيس سازمان صدا و سيما اين سريال را حاوي پيام هاي اخلاقي، اجتماعي و سياسي دانست و به آسيب شناسي اين مجموعه از سوي كارشناسان اشاره كرد و گفت: در مجموع 100 نكته از اين سريال تهيه شده كه 50 نكته آن نقاط مثبت و 50 نكته ديگر آن نقاط منفي بوده است.

 

 

هفته نامه مشکان ـ شماره 25 ـ شنبه 17 دی 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

 

۲۵

 

سال اول ـ شماره 25 ـ شنبه 17 دی 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

بعضي وقت ها انسان به جايي مي رسد که هيچ راهي ندارد و در آن وقت است که فقط مي گويد خدايا کمکم کن ولي چه زيبا تر است که در اول هر کاري اول و آخر از خدا کمک بخواهيم.                                            maysam_benapart@yahoo.com

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

 

گزارش ویژه هفته

 

آمريكا: اين احمدي‌نژاد مثلا لباس اسلام صلح‌طلب را به تن دارد؟!

 

آمريكا در ادامه حمايت‌هاي خود از رژيم صهيونيستي به اظهارات محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران درباره آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي و جلاد صبرا و شتيلا واكنش نشان داد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن، شون مك كورمك سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا، شب گذشته در كنفرانس مطبوعاتي گفت: «من فقط مي‌توان بگويم كه اين اظهارات نفرت انگيز و زشت است و به نظر من اين اظهارات يك بار ديگر ماهيت واقعي حكومت ايران را ثابت كرد.»

وي با گوشه و كنايه افزود: «اين مرد (احمدي نژاد) كسي است كه لباس اسلام صلح طلب را به تن دارد، حال ببينيد چه چيز‌هايي از زبان او مي شنويم.»

رئيس جمهوري ايران شب گذشته در مركز جهاني علوم اسلامي امام خميني "ره" قم در جمع طلاب و روحانيون اين شهر با اشاره به خبر احتمالي مرگ آريل شارون، نخست وزير رژيم صهيونيستي گفته بود: «ما خبري شنيده ايم كه ان شاءالله قطعي شود تا آن جنايتكار صبرا و شتيلا به اجدادش بپيوندد و انشاءالله بقيه همراهانش نيز به زودي به او خواهند پيوست.»

خبرگزاري فرانسه افزود:‌ «احمدي نژاد تاكنون چند بار با اظهارات خود مبني بر محو شدن اسرائيل از صفحه روزگار گروه‌هاي بين المللي را به خشم آورده است.»

شارون كه به دليل جناياتش عليه فلسطينيان به "قصاب"، "بولدوزر" و "جلاد صبرا و شتيلا" معروف است، در پي انتقال به بيمارستان در شب چهارشنبه و دو عمل پس از خون ريزي مغزي، وضعيت نااميد كننده‌اي دارد.

 

 

 

خــبـــر

 

 

روزنامه پاكستاني اكسپرس:

 شهامت رئيس جمهور ايران موجب سربلندي امت اسلامي است

 

يك روزنامه پاكستاني طي مقاله اي نوشت: آمريكا دشمن هميشگي اسلام و مسلمانان است و بشريت از شنيدن داستان زورگويي هاي آمريكا خجالت مي كشد.

در اين مقاله كه در روزنامه اكسپرس به چاپ رسيد، آمده است: آمريكا مي خواهد تمامي كشورهاي اسلامي كه از قدرتي بهره مند هستند، تضعيف شوند و اجراي اين سياست از افغانستان آغاز شد.

«اكسپرس» افزود: آمريكا تحت لواي يافتن ردپاي «بن لادن» و ريشه كن كردن القاعده، داستان ستمگري و زورگويي خود را به ثبت رساند كه ذكر اين وقايع روح انسان را مي آزارد.
دراين مقاله آمده است: آزمايش سلاح و موشكهاي مدرن و فناوري جديد صدها هزار انسان بي گناه را از صفحه روزگار محو كرد، به طوري كه بشريت از شنيدن داستان آن خجالت مي كشد.

«چودري» نويسنده مقاله در ادامه افزود: «بن لادن» و افغاني ها زماني كه با حمايت آمريكا عليه روسيه فعاليت مي كردند، مجاهد به شمار مي آمدند، ولي زماني كه شروع به مقابله با آمريكا كردند، تروريست قلمداد شدند. روزنامه اكسپرس در ادامه نوشت: همين امر در عراق نيز تكرار شد و آمريكا تحت پوشش جستجو براي يافتن سلاح شيميايي، ستمگري ها در آنجا به راه انداخت كه تمام جهانيان از آن آگاه هستند.

«در عراق نيز خون صدها هزار انسان بي گناه ريخته شد و آمريكا دست خود را به خون مردم رنگين كرد و داستان ستمگري و اقدامات بي رحمانه اين كشور هنوز ادامه دارد.» نويسنده اين يادداشت افزود: هدف اساسي آمريكا تصرف نفت عراق بود كه اكنون آن را به تصرف درآورده است.

وي اين پرسش را در مقاله خود مطرح كرد كه آيا ما نمي توانيم از آمريكا بپرسيم «آنچه از سوي اين كشور در افغانستان و عراق انجام شد، تروريسم نيست؟»

روزنامه اكسپرس در ادامه نوشت: آمريكا از مدتها پيش به بهانه هاي مختلف در تلاش بود تا حكام ايران را زير فشار قرار دهد. اين كشور علاقه مند است كه موفقيتي مشابه افغانستان و عراق را در ايران كسب كند و در همين جا است كه آمريكا مرتكب اشتباه بزرگي مي شود.

وي نوشت: به اعتقاد ايران، آمريكا تلاش مي كند با استثمار مسلمانان براي هميشه آنها را تحت سيطره خود قرار دهد و براي رسيدن به اين هدف، ستمگري بي سابقه اي عليه مسلمانان به راه انداخته است.

«محمود احمدي نژاد» رئيس جمهوري ايران گفت اين كشور در مخالفت با آمريكا تنها نيست و سراسر جهان عرب پس از اشغالگري در عراق، مخالف آمريكاشده اند. رئيس جمهور ايران خاطرنشان كرد كشورهايي كه مملكت صهيونيستي اسراييل را به رسميت مي شناسند، با اين عمل خود با كشورهاي اسلامي دشمني مي كنند.

نويسنده اين يادداشت نوشت: سلام ما به جسارت و شهامت عظيم رئيس جمهوري ايران و اميدواريم كه ايشان كماكان در موضع خود مقاومت نشان دهد و امت اسلامي را با افتخار سربلند نگه دارند.

 

آن 400 هزار دلاري كه پريد ( خبر ويژه )

 

محتواي يك سند مكتوب كه اخيراً در اختيار كيهان قرار گرفته حكايت از آن دارد كه اگرچه هزينه سنگين راه اندازي تلويزيون «صبا» از سوي آقاي كروبي تأمين مي شود ولي اين شبكه در اختيار كساني است كه چند سال قبل قرار بود در خارج از كشور يك شبكه تلويزيون ماهواره اي تأسيس كنند.

پروژه قبلي اين جريان با درخواست وام 400 هزار دلاري آقاي افخمي از آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت كليد خورد كه كيهان با دسترسي به اين سند و افشاي موافقت آقاي خاتمي با اين وام غيرقانوني، مانع از بر باد رفتن اين مبلغ كلان از بيت المال شد.

بعد از افشاي آن ماجراي پنهان، جريان ياد شده براي راه اندازي شبكه مورد نظر خود به سراغ آقاي كروبي رفت و متأسفانه آقاي كروبي علي رغم هوشياري كه از ايشان انتظار مي رفت، با اين پروژه كه به نام ايشان و به كام جريان مورد اشاره بود موافقت كرد!

گفتني است در پي يادداشت هفته گذشته كيهان با عنوان «آقاي كروبي، نام شما در اين ليست است» آقاي بهروز افخمي كه به دلايل متعدد دل پرخوني از كيهان دارد نامه اي سراسر ناسزا به روزنامه ارسال كرده است كه قبل از هر چيز نشان دهنده هدف گيري دقيق كيهان در افشاي ماجراي پشت صحنه شبكه «صبا» است.

آقاي افخمي در ابتداي اين نامه به غيرآمريكايي بودن شبكه «هات برد» اشاره كرده است كه كيهان قبلا اين اشتباه را اصلاح كرده بود و در ادامه چنانكه گويي سخنگوي آقاي كروبي است، از جانب ايشان به فحاشي عليه كيهان روي آورده است و البته به آقاي افخمي حق مي دهيم! زيرا ضربه افشاگرانه كيهان به اندازه اي براي ايشان و دوستانشان سنگين و شكننده بوده است كه نثار يك سلسله فحش و ناسزا، كمترين انتظاري است كه از جريان مزبور براي خنك كردن دل پرآشوب خويش انتظار مي رود و بايد گفت؛ در حالي كه كيهان از 15 سال گذشته تاكنون بيشترين ناسزاها را از جريانات ضدانقلاب و راديوهاي بيگانه دريافت كرده و مي كند، فحاشي افرادي نظير آقاي افخمي و دوستانش تنها افتخار ديگري است كه در پرونده عملكرد كيهان ثبت مي شود و اگر غير از اين بود بايد در صحت كار خود ترديد مي كرديم. در اين باره گفتني هاي مستند ديگري نيز هست كه در آينده به آگاهي خوانندگان گرامي خواهيم رساند.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت هجدهم

 

این بخش داستان نکته ها و درس های مهمی دارد که هرکدام می تواند برای ما بسیار ارزنده و مفید باشد

نکته اول: برادران یوسف با اینکه قصد و نیتشان این بود که یوسف را به بهانه ی بازی به بیابان ببرند  و در چاه رها کنند به پدر گفتند  : پدر جان ما خیر خواه یوسف هستیم

 همیشه شیطان و انسان هایی که شیطان در قالبشان رفته خود را خیر خواه و دوستدار معرفی می کنند و نشان می دهند  چرا که اگر از اول نیت شوم و قصد بد خود را نشان دهند قطعا هیچ کس فریب آنان را نمی خورد

دوست بد برای این که ما را به انجام یک کار نا درست تشویق کند معمولا چنین وانمود می کند که سود و منفعت و لذت و پاداش ما را در نظر دارد :

بیا با ما حشیش بکش! آروم میشی  تمرکزت بیشتر میشه

بیا این معامله رو انجام بده !یک ساله بارتو می بندی وضعیتت توپ می شه

بیا بریم پارتی ! تا صبح میگیم  میخندیم و صفا می کنیم

باید توجه داشت : خیر و سود و منفعت آن است که مورد تایید عقل و رضای خدا وند باشد و اگر اینطور نباشد آنچه در ظاهر سود و لذت دارد در باطن در بر دارنده ی زیان و رنج است

نکته دوم:  شیوه ی بیان حضرت یعقوب جای تامل دارد .او نگفت من به شما اطمینان ندارم و شما بلایی سر یوسف می آورید  چرا که این شیوه ی بیان که حاکی از بی اعتمادی است ممکن است آثار سویی داشته باشد.

او اگر چه در خواب دیده بود که گرگ های گرسنه به یوسف عزیزش حمله کرده اند و تعبیر گرگ ها هم همین برادران بودند که به یوسف ظلم می کردند از خواب و تعبیر آن حرفی نمی زند و نمی گوید من به شما اعتماد ندارم .بلکه می گوید   : اگر یوسف را ببرید من دلتنگ می شوم و( گرگ او را می خورد  نه شما!) طبع جوان چنان است که میل دارد بیشتر به او اعتماد کنند و از این که دیگران او را بی کفایت  و نالایق  و بی عرضه بدانند به شدت آزرده می  شود . از طرفی حقیقت امر آن است که جوان به دلیل آگاهی اندک و بی تجربگی و غلبه ی هیجانات بر عقل و اندیشه اش نمی تواند صد در صد قابل اعتماد باشد .بنا بر این اگر صلاح نمی دانید کاری را به کسی واگذار کنید مستقیما نگویید که من به شما اعتماد ندارم بلکه دلائل واقعی دیگری را بیان کنید

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

 

... کیست؟!

 

هرگز شده زین خاک بجوئی که تن کیست

وین گرد غم الود غبار بدن کیست

از زیر قدومت شدی اگاه که ایا

ماوای که خواهد شد و یا که وطن کیست

بر خاطر تو هیچ گذشته است به بستان

کاین پنبه ی نو خاسته ایا کفن کیست

ان غنچه ی خندان که نمودست دهن باز

لبهای پر از خنده و شکر شکن کیست

ان خشت که سر بر سر هم هشته بهر کاخ

اعضای که می باشد و یا خاک تن کیست

ان رخنه ی دیوار که بر دیده هویداست

چاک دل سوزان که؟خندان دهن کیست

امروز که خاک دگران شد چمن ما

تا روز دگر خاک من و تو چمن کیست

dost_asman@yahoo.com

 

 

طــنــز

 

دلـپـیـچـه !!!

 

قبل کارهای فعلی مهران

که مدیریست نام دیگر ِ آن !

هرکه طنزی نودشبی می ساخت

این نود شب به دیگری پرداخت(!)

منتها بعدِ پخش ِ پاورچین

شد « مدیری » به جام جم همچین

شهرتش تا ورای تهران رفت

شد جهانی ، ز مرز مهران رفت !

سیم و زر جمع کرد صد پشته

این « مدیریتش » مرا کشته !

رفت و مجموعه ی جدیدی ساخت

عده ای را به جان هم انداخت !

طبق معمول ِ بحثهای قدیم

به دو قسمت نبرد شد تقسیم...

عده ای بر مخالفت اصرار

عده ای پافشاری و تکرار

عده ای لب گزیده با دندان

عده ای شاد و راضی و خندان

عده ای شاکی از چنین تهدید

عده ای ویگولنزج عالی بید !

گله ی شاکیان : که این سریال

می کند در زبانمان اخلال

با چنین طنز ِ سست و بی مایه

زده فرهنگ بومی از پایه

برده تاریخمان به زیر سوال

کرده ما را به دست خود پامال

از تهاجم به لحن و لهجه پر است

ظلم بارز به ترک و کرد و لر است

کرده توهین ِ واقعا شومی

به هنرهای ملی و بومی

کرده توهین به قشر دهقانان

ظلم کرده به حرفه ی آنان

نیست اینها حقایق ِ دهقان

مثلا این شقایق دهقان !

نیست اینها نمادی از رشوه

کیست لیلون که می کند عشوه ؟!

گرچه گاهی لطیف و شیرین است

طنز ِ ( دیمی...! ) که گفته اند این است

بعدِ تقریر ِ ! نقدِ منتقدان

نوبتِ سوی دیگر ِ میدان :

این طرف یار و یاور برره

دوستداران ِ کشور برره !

صحبتِ حامیان : که این سریال

هست خیلی تمیز و توپ و باحال

شده مطرح در آن نخستین بار

حکم تبعید روزنامه نگار

می دهند از شعارها خبری

شعرهای بگوری ِ برری

با نگاهی ظریف ، مجموعه

شده نزدیکِ فیلم ممنوعه

هست کافی فقط همین ثمره :

نام ِ نابِ نظام دوبرره

در لباسی نظامی و جنگی

آدمی بی سواد و مافنگی

گرچه قدری به آبشان بستند

دیگران نیز واقعی هستند

دیده هر کس هزارتا لیلون

در خیابان و کوچه و میدون !

دخترانی که بعدِ دانشگاه

آآآه از ناز عشوه هاشان... آه !

جان نثاران به چشم خود دیدیم

بلکه خود پاچه خارتر بیدیم !

یک به یک سمبلند این خُلها

همگان دیده اند طغرلها

طنز محبوبِ مردم ِ برره

شاهکاری بزرگ و بی ضرره !

انتقادش اگرچه بیش و کم است

با همین حال نیز مغتنم است

هست مجموعه ای از این دو کلام :

انتقاد از خواص و نقد عوام .

این هم از گفته ی هواداران

نقل قولی نمودم از یاران

الغرض هر طرف از این پیکار!

همچنان روی حرف خود اصرار

آنچنان شد دمای بحث زیاد

سايت هفت سنگ داد حکم جهاد !

بنده هم طبع خود روان کردم!

نظرم را چنین بیان کردم :

هیچ گربه برای رَبَِّ کریم

نکند هیچ موش را تکریم !

جام جم نیز در پی چیزیست

که در این ماجرا مشخص نیست

پای این طنز گرچه می خندیم

نیش خود را به وقت می بندیم...

***

منتقد گفت بعدِ دلپیچه

اینکه گفتید « نقد » یعنی چه ؟!

 

برگرفته از وبلاگ به هیچ عنوان

 

 

دیــنــی

 

بشارت كُتب آسمانی ادیان ديگر از دولت الهی آخرالزمان (4)

4-  بشارت منجی در ا نجیل

در انجيل در « لوقا» فصل 12 آمده است :

كمرهای خود را بسته و چراغهای خود را افروخته داريد و شما مانند كسانی باشيد كه انتظار آقای خود رامی شكند ..... تا هر وقت بيايد و در بكوبد بيدرنگ برای او باز كنيد ..... زيرا در ساعتی كه گمان نمی بريد ،  پسر انسان می آيد .

مكاشفات يوحنای لاهوتی فصل 12 می خوانيم :

و آن مولود به منظور حفاظت قطعی از دستبرد اهريمنان، برای زمان وزمانين و نصف زمان از نظر آن پنهان شد.

در انجيل « مرقس» فصل 13 آمده است :

پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد زيرا كه نمی دانيد كه آن وقت كی می شود ..... زيرا نمی دانيد كه صاحبخانه كی می آيد در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح .

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (4)

 

ـ چگونه می‌توانم رنگ‌های استفاده شده در قالب وبلاگم را تغییر دهم؟

 

در بخش مدیریتی وبلاگ‌تان بخشی با نام Template یا قالب وجود دارد. فرقی هم نمی‌کند که آیا با یک سرویس‌دهنده رایگان، وبلاگ‌تان را منتشر می‌کنید و یا اینکه یک برنامه مدیریت محتوی مانند موویبل‌تایپ، بر روی فضای شخصی خود نصب کرده‌اید و وبلاگ‌تان را از آن طریق منتشر می‌کنید. در هر حال وارد این بخش شده و کدهای موجود را Copy کرده و به عنوان مثال در برنامه مایکروسافت فرانت‌پیج، Paste کنید. حال شما با یک صفحه‌ی معمولی HTML سروکار دارید. هر تغییری که می‌خواهید، می‌توانید در رنگ و یا دیگر اجزای قالب خود بدهید. البته شما باید تا حد کمی با برنامه مایکروسافت فرانت‌پیج و یا زبان HTML آشنایی داشته باشید. پس از اینکه تغییرات دلخواه را انجام دادید، کدهای جدید را جایگزین کدهای قبلی کرده و تغییرات را ذخیره کنید. در اکثر موارد نیاز هست که یک‌بار وبلاگ را بازسازی کرده تا تغییرات اعمال شود.

منبع: http://weblog.azemat.com

 

 

حرف آخر:

 

اي خدا بي کمک تو من در قعر اين گرداب جان خواهم داد. مرا از اين گودال تيره و وحشتناک به روشنايي روز برسان. از روزي که پاي به هستي نهاده ام درست نميدانم تا کنون چند بار مرده ام. اي خدا اگربه دادم نرسي ديگر از من رمقي نخواهد ماند. خدايا مگر در مزرع دل من نبايد هرگز گلي برويد؟ مگر براي من حتي يک بهار نيز نبايد اميدي همراه بياورد؟من غرق نواميدي و غم رو به سوي تو اورده ام؟ روز و شب رنج ميبرم و گستاخانه فرياد ميزنم:اي خدا قطره اي از درياي رحمت خود را به روح تشنه ي من بفرست شايد دوباره روزنه ي اميدي بر ظلمتکده ي روح من گشوده شود

maysam_benapart@yahoo.com

 

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

 

هفته نامه نسل سوم ـ شماره نهم ـ سه شنبه 13 دی 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(۹)

 

شماره  نهم ـ سه شنبه 13 دی 1384

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

قبل از هر چيز سلام!

قصه يك پول خرد

 

صادق مهدي غفراني

 

يكي بود و يكي هم نبود و يك سكه 50 ريالي (از نوع زرد و قديمي) بود كه ...

نه نه، بهتر است از اينجا بنويسم كه سكه 50 ريالي ازتوي جيب يك پيرمرد مغازه دار افتاد توي پياده رو و شروع كرد به چرخيدن وغلتيدن روي زمين.

يك خرده كه غلتيد وجلوتر رفت، سكه نگاهي به خودش كرد و با خودش گفت عجب چرخي مي زنم!

سكه همين طورجلوتر كه مي رفت، بيشتر از خودش خوشش مي آمد و به توانايي هايش پي مي برد. توي مسيرش از روي يك صفحه فلزي جلوي يك مغازه عبور كرد و چنان صدايي از خودش توليد كرد، كه همه نگاهش كردند و گفتند چه صداي جالبي!

سكه با خودش مي گفت من از همه گردالي ترم، خوش صدا ترم، قشنگ ترم!

چند قدم آن طرف تر دختر جواني دم يك كيوسك تلفن ايستاده بود و لابه لاي اسكناس هاي توي جيبش دنبال يك سكه مي گشت، اما پيدا نمي كرد. همين كه چشمش به سكه غلتان افتاد، با لبخند جستي زد و سكه را برداشت و انداخت توي تلفن و... «الو، بابا زودتر بيا، من از اين خيابان مي ترسم.»

سكه همانجا با خودش گفت: پس من بيشتر ازهمه اسكناس ها مي ارزم!

خلاصه، وقتي دخترجوان گوشي را گذاشت، سكه ازدريچه پائين تلفن خودش را به بيرون پرت كرد وبه غلتيدن روي زمين ادامه داد.

سكه مي گفت من ازهمه گردالي ترم، خوش صداترم، قشنگ ترم، سنگين ترم، به درد بخورترم!

سركوچه چند تا پسرجوان ايستاده بودند و سرموضوعي با هم بحث مي كردند.
يكي مي گفت دارد ادا درمي آورد و تلفن نمي كند كه! ديگري مي گفت نه بابا مي رويم جلو ضايع مي شويم، بي خيال شويم بهتر است! سومي مي گفت من هرروز اينجا مي بينم اش، كارش همينه!

خلاصه بحث بين بچه فنچ ها بالا گرفت و داشت به دعوا تبديل مي شد كه اولي چشمش به سكه افتاد وگفت آها، شيريا خط مي اندازيم.

با موافقت دونفر ديگر، سكه را برداشتند و به هوا انداختند، سكه 50 ريالي روي پشت دست يكي ازجوانها فرود آمد و... «بزن بريم، ما آس و پاسيم بي خيال!»

سكه روي زمين رهاشد وپسرها هم رفتند. سكه با خودش گفت من ازهمه گردالي ترم، خوش صداترم، قشنگ ترم، سنگين ترم، به درد بخورم ترم، خوش شانس ترم!

سكه قصه ما خيلي جاها چرخيد و رفت و سرزد كه به دليل ضيق جا نمي شد همه آنها را نوشت، اما ته قصه اين پول خرد مربوط مي شود به جايي كه سكه ما جلوي پاي يك بچه فسقلي 5-6 ساله سبز شد.

بچه فسقلي سكه را برداشت و رفت توي بقالي وگفت آقا يك بسته پفك به من بدهيد!
پيرمرد مغازه دار سكه را گرفت و نگاهي به آن كرد و بعد هم زد زير خنده و پرتش كرد گوشه مغازه و گفت: اين روزها با 5 تومان شكلات هم نمي دهند كوچولو، تا چه برسد به پفك! اين سكه ها به درد شير يا خط و تلفن سكه اي مي خورند بچه جان، برو ازمامانت «پول» بگير.

به فكر رنگ سبز پس فردا ...

 

تیتر یک

 

بازاراشباع مي شود

 

منظور از اشباع بازار اين است كه مدت لازم براي پيدا كردن دو مشتري جديد آن قدر زياد شود كه ديگر فعاليت در شبكه كم و بيش متوقف شود و اعضاء از ادامه فعاليت منصرف شوند. دراين يادداشت ثابت مي شود كه هر سيستم بازاريابي شبكه اي، مانند گلدكوئيست نيز، اشباع خواهد شد.

در جواب استدلال، شبهه اي به اين شكل مطرح مي شود «هميشه افرادي به دلايل مختلف موفق به رشد زيرمجموعه خود نمي شوند، پس اشباع رخ نمي دهد!» در ادامه به اين شبهه نيز پاسخ داده خواهد شد.

چرا بازار بازاريابي شبكه اي اشباع مي شود؟

منظور از اشباع بازار اين است كه مدت لازم براي پيدا كردن دو مشتري جديد آن قدر زياد شود كه ديگر فعاليت در شبكه كم و بيش متوقف شود و اعضاء از ادامه فعاليت منصرف شوند. به عنوان مثال بازاريابان گلدكوئيست طعمه هاي خود را اميدوار مي كنند كه در صورت فعاليت در مدت يك ماه مي توانند دو نفر زير شاخه خود را پيدا كنند. فرض مي كنيم اين وعده راست باشد و با گذشت زمان نيز راست بماند. اگر شبكه تنها با يك نفر شروع شده باشد، پس از يك مرحله دو نفر جديد به شبكه اضافه مي شوند و پس از يك مرحله ديگر شبكه بايد چهارنفر عضو جديد داشته باشد. به همين ترتيب، هر مرحله دو برابر مرحله قبل عضو دارد. در مرحله دهم، 2 به توان 10 عضو يعني 1024 عضو، در مرحله بيستم، 2 به توان 20 عضو يعني بيش از يك ميليون عضو، و در مرحله سي وچهارم 2 به توان 34 عضو يعني بيش از 17 ميليارد عضو بايد واردشبكه شوند!

اگر هر مرحله يك ماه طول بكشد پس از سه سال شبكه بايد چندين برابر جمعيت كره زمين ورودي داشته باشد! پس در واقع چه رخ مي دهد؟ استدلال بالا نمي گويد كه پس از سه سال همه انسان هاي كره زمين عضو گلدكوئيستند، بلكه نشان مي دهد وعده پيدا كردن دو عضو جديد در مدت يك ماه حقيقت ندارد.

واقعيت اين است كه يافتن دو زيرشاخه در آغاز ممكن است ساده باشد ولي با گذشت زمان و گسترش شبكه اين كار سخت تر و سخت تر مي شود تا آن جا كه ممكن است افراد ده ها ماه تلاش كنند و موفق نشوند. آمارها نشان مي دهد كه جمعيت كره زمين پس از هر 48 سال تقريباً دو برابر مي شود و اين نشان مي دهد كه سرعت رشد شبكه دودويي تنها زماني از سرعت رشد جمعيت كم تر است كه مدت زمان يافتن دو عضو جديد به طور متوسط از 48 سال بيش تر باشد!

در جواب بايد گفت آيا تشويق كردن كسي به عضويت در شبكه درحالي كه توانايي پيدا كردن دو نفر زيرمجموعه را ندارد، فريب آن شخص نيست؟! و آيا اين شبهه به اين معني نيست كه راز بقاي اين شبكه ها اين است كه انسان هاي ناتوان را هم وارد شبكه كنند؟ با اين حال مي توانيم فرض كنيم برخي اعضاء ناخواسته كساني را كه توانايي نداشته اند تشويق به عضويت كرده اند. مثلا 25 درصد افرادي كه عضو شده اند، ذاتاً ناتوان از توسعه زيرمجموعه خود باشند. 25 درصد خطاي بسيار بالايي محسوب مي شود. تعداد ورودي هاي شبكه دودويي با 25 درصد تلفات درهر مرحله، 2 ضرب در 75/0 يعني 5/1 برابر مرحله قبل است. پس از 12 مرحله تعداد ورودي ها 5/1 به توان 12 برابر يعني بيش از 129 برابر مي شود و پس از 60 مرحله، 36 ميليارد برابر! اگر فرض كنيم هر مرحله يك ماه طول مي كشد پس از 5 سال تعداد ورودي گلدكوئيست چندين برابر جمعيت كره زمين خواهد بود! و اگر هر مرحله را دو ماه فرض كنيم اين اتفاق بعد از 10 سال رخ خواهد داد. استدلال اخير نشان مي دهد بازار گلدكوئيست دير يا زود اشباع خواهد شد.

اميد نقشينه ارجمند

 

يادداشت

شما هم مدار داريد؟!

 

اولين جلسه كلاس بود. مدارهاي الكترونيكي.

وارد كلاس شدم. چند تا كيف و كلاسور روي صندلي هاي خالي بود و يك دانشجوي دختر كه رديف اول نشسته بود.

كنارش نشستم و گفتم: شما هم مدار داريد؟ گفت: بله، با استاد فلاني! چند تا از پسرهاي دانشجو دم در ايستاده بودند و داشتند از مزخرف بودن اين درس و... حرف مي زدند و بلند بلند مي خنديدند.

چند دقيقه بعد پسر جواني وارد كلاس شد و گفت: مدار داريد؟ گفتيم بله و رفت روي يكي از صندلي هاي رديف آخر نشست.

دختر آرام به من گفت: استاد است. گفتم جداً؟!

پسر جوان (استاد) چند دقيقه بعد آمد نزديك ما و گفت: چرا بقيه نمي آيند سركلاس؟

بعد رفت دم در كلاس و از آن چند نفر پرسيد: مي بخشيد، شما مدار داريد؟

يكي از پسرها گفت: هرچي عشقت بكشه داريم داداش!

يكي ديگر هم روي شانه اش زد و گفت: آره، همين مزخرفي كه مي گي، داريم. درست آمدي!

او هم گفت: «صحيح» و وارد كلاس شد. چند تا دانشجو وارد كلاس شدند و به طرف او رفتند و كتابهايي كه دستشان بود را به او نشان دادند و گفتند: ببخشيد استاد، اين كتاب ها... و بعد رفتند.

بعد از آن، استاد جلو آمد و گفت: مثل اينكه هواي بيرون بهتره!

بهتره شما هم تشريف ببريد. اين جلسه تشكيل نمي شود. و رفت. پسرها به او گفتند: صبر كن، شايد استاد بيادها!

ما هم از كلاس بيرون آمديم. يكي از پسرها گفت: شما هم تشريف مي بريد؟

گفتيم: استاد گفتند اين جلسه تشكيل نمي شود!

يكي شان گفت: استاد؟! كدوم استاد؟!

يكي از بچه هاي توي كلاس گفت: همان داداشي كه زديد روي شانه اش...

و بيرون آمديم.

از دانشگاه كه بيرون آمدم، گفتم: واقعاً هواي اين بيرون بهتر است.

فريا رئيسي نژاد

 

اگه خدا قبول كنه!

 

اي ي ي كه گفتي يعني چه!

بعداز هفته ها دوري و فراق، سلام به همه بروبچ باحال و فول آف فاز صفحه. اين هفته يك شعر برايتان مي چاپم از يك شاعر كه به دلايل امنيتي نخواست نامش فاش شود.

و البته قبلش عذرخواهي فجيع و شديدي مي كنم از جناب حافظ كه اين شعر استاد: «ناگهان پرده برانداخته اي يعني چه؟، مست از خانه برون تاخته اي يعني چه؟» دستمايه شعر مطلب بنده شده است.

نكته پاستوريزه: هرگونه تشابه اسمي در اين شعر با شخصيت هاي يكي از سريال هاي برره يكي از شبكه هاي سوم يكي از صداوسيماهاي جمهوري اسلامي ايران، كاملا تعمدي مي باشد.

ناگهان پرده برانداخته ... «اي، يعني چه؟»

مست از خانه برون تاخته ... «اي، يعني چه؟!»

عشق شون پت، وزده چنبره بر زندگيم

سهم دل، خشكه نپرداخته! ... «اي، يعني چه؟!»

اي كيانوش كه با ما وزده شطرنجي

شده چلمنگ و فقط باخته!... «اي، يعني چه؟!»

نوديدي كه «سحرناز» به روي «ليلون»

باز هم خنجر خود آخته؟!...« اي، يعني چه؟!»

واوكن چشم و وبين گرد نخود چي فوكوله

كار اي «دوبرره» ساخته!...« اي، يعني چه؟!»

«بوالفضول الشعرا» حافظ طنز است و «بگور»

پيش او لنگ وينداخته! ...«اي، يعني چه؟!»

هركه پنداشت تو تعريف ز طنزت فوكولي

فعل معكوس تو نشناخته! ... «اي، يعني چه؟!»

زنخدون تو چال اسكندرون بيد

دل مو كله پا گشته در اون بيد

دومن گرد نخود مصرف وكردم

فراق شون پتت نئشه پرون بيد!

¤¤¤

زعشقولي منو ويلون وكردي

ز غم عين ني قليون وكردي

همه وزن دوبيتي هامو، چلمنگ!

مفا ليلون مفا ليلون وكردي!

 

دست نوشته هاي دل ....

 

آرزو

 

پروردگارا! در نهانگاه وجود به يگانه آرزوي خود مي انديشم و آن را پاس مي دارم. در ميان صوت گاه و بي گاه پرندگان مهاجر به نوايي از يك هيجان بي منتها مي رسم كه هيچش كرانه نيست. سالهاست كه دلم نجواي غريبي مي دهد شايد بتواند چيزي از غيب را نياز من سازد. تو مي داني كه در اعماق من چه مي گذرد. تو مي داني كه روح سركش من تنها تو را مي خواند و دلم تنها تو را گواهي مي دهد. مي داني كه سكوت من لحظه هاي با تو از خويش گفتن است سكوت لحظه رسيدن به توست. پس اي مهربان، به يكتا و مفرد بودنت از ما روي برنتابان چرا كه دلهاي از خلق شكسته مان نهان و آشكار تو را مي خواند.

مونا روزخون از شيراز

 

سه شنبه بازار

 

تنديس «ننه» بلورين

 

ننه جان من هم مي توانست حزب بزند.

دبيركل حزب اعتماد ملي در كنگره حزب مردم سالاري با انتقاد از احزاب دوم خردادي گفته: مطمئنا حزبي كه تمام امكانات دولت را در اختيار داشته باشد مي تواند رشد و نيرو جذب كند و حزبي كه از چنين امكاناتي برخوردار نيست نمي تواند رشد كرده و اوج بگيرد. حتي اگر اين امكانات را به ننه جان من نيز مي دادند مي توانست پيشرفت كند و حزب بزند.

مهدي كروبي گفته: مي خواهم صحبت هايي را بگويم كه مي دانم اين صحبت ها باعث ايجاد دردسر مي شود اما در عين حال معتقدم كه بايد دردسر ايجاد كرد تا امور به پيش برود. رئيس سابق مجلس گفته: ما بايد بررسي كنيم كه چرا اصلاحات با آن راي عظيم كه مردم در خرداد 76 دادند، دچار اين اتفاق شد و مردم به رقباي ما گرايش پيدا كردند. چطور ما مي توانستيم مثلا قتل زهرا كاظمي را پيگيري كنيم ولي اين مسئله را نمي توانيم پيگيري كنيم كه سر خودمان چه آمد؟!

 

لقب «كاش كه اونو مي بستم» بلورين

 

69 دليل قاطع مبني بر دخالت ايران در امور داخلي عراق در دست دارم كه آنها را جا گذاشته ام!

حازم الشعلان، وزير دفاع سابق عراق گفت :69 دليل در اختيار دارم اما بايد بگويم هيچ كدام از آنها، همراه من نيست تا براي همه بخوانم.

وي مدعي شد: فردي سوداني كه توسط نيروهاي آمريكايي در عراق دستگير شده، اعتراف كرد كه از افغانستان و از راه ايران وارد عراق شده است و با در دست داشتن مقدار زيادي سم كشنده قصد داشت منابع آب استان ديوانيه را مسموم كند.وزير دفاع پيشين عراق ادعا كرد: اين اولين حقيقتي است كه من در دست دارم و دخالت ايران را ثابت مي كند! وي درادامه ادعاهاي بي پايه خود افزود: اين دليل در جايي قوت گرفت كه نيروهاي آمريكايي و نيروهاي بيگانه در عراق درون كاميون هايي كه مواد غذايي به نجف حمل مي كردند، نمونه اين سم را يافتند.

 

مدال «مرحوم سيكلت» بلورين

 

يك موتورسيكلت در صنعا تشييع شد.

تظاهرات موتورسواران يمني در صنعا، پس از فرمان شهردار اين شهر بر ممانعت از تردد آن ها در خيابان ها، به مراسم عزاداري كشيده شد.

به گزارش پايگاه اينترنتي الجزيره، تظاهركنندگان با بلند كردن موتوري روي شانه هاي خود، اين مراسم را به مراسم تشييع جنازه موتور تبديل كردند و از ميدان آزادي، مقر دولت و پارلمان به طرف يكي از گورستان هاي شهر حركت كردند.موتورسواران با در دست داشتن پلاكاردهايي در اعتراض به تصميم اخير شهردار صنعاء، از علي عبدالله صالح، رئيس جمهور يمن خواستند به اعتراضات آن ها رسيدگي شود.فاجعه در نگاه چند هزار موتورسوار معترض به خوبي نمايان بود و در شرايط نامساعد معيشت و گراني، فعاليت با موتور يكي از اصلي ترين منابع كسب درآمد مردم به شمار مي رود.

 

عنوان «وقتي رفتي باز هوا بد شد» بلورين

 

زنگ بزنيد و همسردار شويد.

در عربستان سيستم همسريابي با تلفن همراه راه افتاد.

به گزارش واحد مركزي خبر، به گفته مقامات عربستان با برقراري تماس با اپراتور شماره هفتصد در اين كشور و بيان مشخصات همسر مورد دلخواه، اين امكان فراهم مي شود كه در كوتاه ترين زمان ممكن شريك زندگي تماس گيرنده پيدا شود.

تعدادي از كارشناسان مذهبي و امور اجتماعي اعلام كردند كه چنين روش هاي به اصطلاح جديد مي تواند براي افراد مشكل ساز و باعث نابودي خانواده ها شود.بنا به اين گزارش عرب ها با تماس با اين شماره مشخصات فردي ادعايي خود را ارائه مي كنند و به طور خلاصه مشخصات فرد مورد علاقه خود را نيز اعلام مي كنند تا جناب اپراتور يك شتر ناقابل بخواباند پشت در خانه متقاضيان!

 

نشان «دكتر جگول» بلورين

 

بوش به شارون پيشنهاد كرد كمتر بخور!

جرج دبليو بوش، رييس جمهور ايالات متحده، روز سه شنبه 20 دسامبر به آريل شارون، نخست وزير اسراييل، كه در پي يك سكته مغزي در بيمارستان بستري شده و روز سه شنبه مرخص شد، تلفن زد تا به او نصيحت كند دست از پرخوري و شكمبارگي برداشته و لاغر شود!

روزنامه «معاريو» نوشته است شارون اندكي قبل از اين كه در يكشنبه شب دچار سكته شود و به بيمارستان انتقال يابد براي شام چند كباب مختلف، چند استيك با سس، كتلت هاي گوسفند، چند سيخ گوشت سرخ شده، انواع سالاد، كيك شكلاتي و انواع كيك و شيريني بلعيده بود! «معاريو» افزوده است، اين يك شام عادي شارون است!

به گزارش خبرگزاري فرانسه، جرج بوش در اين تماس تلفني به رفيقش شارون گفت: «ورزش كن، غذاي سالم بخور و كمتر بخور».

 

هفته نامه مشکان ـ شماره 24 ـ شنبه 10 دی 1384

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

hra62302.blogfa.com

24

سال اول ـ شماره 24 ـ شنبه 10 دی 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

خدای من!

می دانم که می دانی !اما دوست دارم برایت بگویم .دلم می خواهد با تو سخن بگویم .می دانم که می دانی چه می خواهم بگویم هر چند خود نمی دانم.

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

 

گزارش ویژه هفته

لینک این بخش هر هفته در این آدرس :

www.moshkan2.blogfa.com

 

 

چهل و يك سال بعد در همين روز

تجليل از مفسدين اقتصادي در همايش چهره هاي ماندگار!

 

¤ اعلام اسامي مفسدين اقتصادي؛

 

سخنگوي قوه قضاييه در جلسه اي با حضور خبرنگاران گفت: اسامي مفسدين اقتصادي به زودي اعلام مي شود. وي در پاسخ به پرسش خبرنگاران كه جملگي پرسيده بودند؛ آيا اين اسامي، به صورت كامل اعلام مي شود؟ بيان داشت: از آنجا كه هيچ چيز مثل آبروي مؤمن ارزش ندارد، بنا داريم حروف اول نام پدر مفسدين اقتصادي را همراه با حرف پنجم نام جد ايشان بيان نماييم! اوشان خطاب به خبرنگاران گفت: با اين گونه فشارها قوه قضاييه در اعلام اسامي مفسدين اقتصادي، عجله نخواهد كرد، چرا كه عجله كار شيطان است! سخنگوي قوه قضاييه ابراز اميدواري كرد كه مطبوعات از اين پس به جاي نوشتن كامل نام شيطان، اسم او را به صورت مخفف و به شكل «شل» چاپ نمايند!!

 

¤ آغاز دور جديد مذاكرات هسته اي؛

 

جلسه اول از دور جديد مذاكرات هسته اي ايران و سه كشور اروپايي ديروز در محل سفارت فرانسه در وين پايان يافت. سخنگوي شوراي عالي امنيت ملي مذاكرات جلسه اول را مفيد ارزيابي كرد و درباره توافقات حاصله گفت: مذاكرات اين جلسه درباره چگونگي آغاز مذاكرات در جلسات بعدي بود، لذا توافقي حاصل نشد! وي ادامه داد: بن بست پرونده هسته اي شكسته شده و ان شاءالله ظرف همين يكي دو قرن آينده، توافقات مقدماتي حاصل خواهد شد! اوشان، علت سفر ايوانف به تهران را «هواخوري» خواند و بيان كرد: ايران آمادگي دارد كه در خاك خود، اورانيوم روسيه، آمريكا و سه كشور اروپايي را غني سازي كند! سخنگوي شوراي عالي امنيت ملي در نهايت گفت: برخلاف برخي شايعات، ما هيچ پيش شرطي را براي ششصد و هشتمين دور مذاكرات قبول نكرده ايم!

 

¤ تجليل از مفسدين اقتصادي؛

 

رئيس روابط عمومي سازمان صداوسيما با اعلام اينكه ديگر هيچ سوژه به درد بخوري براي معرفي به عنوان «چهره ماندگار» نداريم، بنا داريم در مراسمي از مفسدين اقتصادي به عنوان چهره هاي ماندگار تجليل كنيم. وي از دستگاه قضايي خواست ظرف هفته آينده، اسامي مفسدين اقتصادي را در اختيار صداوسيما قرار دهند! اوشان ادامه داد، بعد از اين همه آبروريزي عليه مفسدين اقتصادي و اعلام حرف پنجم نام جد آنها، براي دلجويي از آنها، بايد به عنوان چهره هاي ماندگار معرفي شوند وگرنه با روح عدالت، عداوت شده است!!

 

¤ ميخ طويله بر تابوت اصلاحات؛

 

محمد خاتمي گفت: علي رغم گذشت چهار دهه از مرگ اصلاحات، هر چي زور مي زنيم نمي توانيم ميخ هاي اين تابوت را باز كنيم! وي تصريح كرد: سعيد حجاريان گفت كه ما بر تابوت اصلاحات ميخ زديم اما نگفت آن ميخ، چه ميخي بوده!! خاتمي كه پنج شنبه شب به مناسبت چهارشنبه سوري در مراسم فرهنگسراي چيزنا صحبت مي كرد، افزود: با گذشت چهل سال، هنوز خستگي دوران اصلاحات از تن مان درنيامده! از بس كه ما در آن سال ها به فكر حل مشكلات مردم بوديم! اوشان در پاسخ به سؤال يكي از جوانان گفت: مهم نيست مربي تيم ملي، داخلي باشد يا خارجي، بلكه مهم اين است كه مربي تيم ملي، ايراني باشد!!

«آقاي چيز» (روزنامه کیهان)

 

 

خــبـــر

 

لینک این بخش هر هفته در این آدرس :

www.moshkan2.blogfa.com

 

مخالفت اصلاح طلبان با كاهش شهريه دانشگاه ها ( خبر ويژه )

 

در واكنش به تصميم دولت براي كاهش شهريه دانشگاه هاي غيردولتي و لزوم كاهش شهريه دانشگاه آزاد در كنار ديگر دانشگاه ها، روزنامه شرق ديروز در سرمقاله اي به قلم احمد شيرزاد اين اقدام را سياسي، غيركاربردي و غيرمفيد دانست.

احمد شيرزاد- رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ششم- در سرمقاله شرق، حضور رقباي دكتر احمدي نژاد در هيئت امناي اين دانشگاه را علت اصلي فشار دولت بر دانشگاه آزاد براي كاهش شهريه هاي سنگين آن معرفي كرده است.

اين درحالي است كه همزمان با دانشگاه آزاد، شهريه دانشگاه هاي دولتي (شبانه) و غيردولتي تحت پوشش وزارت علوم نيز كاهش يافته و اساساً بحث كاهش هزينه هاي دانشگاه ها يكي از مطالبات هميشگي خانواده ها و دانشجويان بوده است.

گفتني است اين نماينده سابق مجلس ، در خرداد ماه سال 80 طي سخنان بحث برانگيزي دانشگاه آزاد را فاجعه آموزشي كشور خوانده بود!

 

زير سايه اعليحضرت شارون! ( خبر ويژه )

 

ابراهيم نبوي با اين شرط كه عمليات شهادت طلبانه مبارزان فلسطيني عليه صهيونيست ها را محكوم كند، يكي از دهها جايزه بنياد سلطنتي «پرنس كلاوس» هلند را دريافت كرد.

شرط اوليه بنياد سلطنتي هلند اين بود كه ابراهيم نبوي از رزمندگان فلسطيني با صراحت اعلام انزجار كرده و سپاه پاسداران را هم عامل جنايت معرفي كند ولي با وساطت مسعود بهنود كه اين اندازه از صراحت را براي جان ابراهيم نبوي خطرناك دانسته بود، قرار شد نامبرده به شكل ديگري اين ماموريت را انجام دهد.

سرانجام ابراهيم نبوي با رايزني مسعود بهنود در بخشي از سخنان خود در مراسم اهداي جايزه گفت: «در دنيايي كه شلوغ شده و مصيبت از سر و كله اش مي بارد و در وسط اين آدم هاي اخمو كه تازه بمب هم به خودشان مي بندند، ما طنزنويسان مي خواهيم با مهر و شادماني اشك هاي چشم رنج ديدگان را پاك كنيم و آنها را بخندانيم».
ابراهيم نبوي در بخش ديگري از اظهارات خود ضمن تجليل از خاندان سلطنتي هلند، با يهوديان ساكن فلسطين اشغالي ابراز همدردي كرده و ملت هاي مسلمان مخصوصاً ايرانيان را به خاطر تلاش براي مقابله با رژيم صهيونيستي به زعم خود مسخره كرد!
گفتني است، ابراهيم نبوي براي همكاري با تلويزيون «صبا» دعوت شده و قرار بود اجراي يك برنامه طنز در اين شبكه را برعهده بگيرد.

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

لینک این بخش هر هفته در این آدرس :

www.moshkan2.blogfa.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت هفدهم

 

انسان اگر نمی تواند جلوی جرم و خطا و گناهی را بگیرد،دست کم باید تلاش کند تا شدت آن کم شود و در آن تخفیفی ایجاد شود .در داستان یوسف ، شاید اگر روبین سکوت می کرد یوسف به قتل می رسید اما پیشنهاد او از شدت خطا بسیار کاست.

شاید ما نتوانیم کسی راکه به انواع گناهان آلوده و مبتلاست نماز خوان کنیم  ، اما شاید بتوانیم او را به زبان و بیانی از شرب خمر و کسب کار حرام و رابطه ی نا صواب باز داریم

ما شاید توان انجام کار های بزرک را نداشته باشیم اما این دلیل نمی شود که قدم های کوچک را هم بر نداریم

صفات غیر  اخلاقی را قبل از این که در ما ریشه بدواند و در مانش سخت ودشوار شود در خود ریشه کن کنیم  ، چرا که سهل انگاری ما در درمان خود خیلی زود تمام وجود ما را آلوده و مریض می کند.

اگر گمان می کنیم کمی حسودیم  ، کمی تکبر داریم یا زبانمان کمی آلوده است ، قضیه را جدی بگیریم  و در صدد اصلاح عیوبمان بر آییم 

ادامه داستان:

برادران یوسف  ، وقتی با هم متفق شدند و نقشه ی شوم به چاه انداختن یوسف را کشیدند ، در صدد بر آمدند این نقشه را عملی سازند. )) اینجا ممکن است سوالی برای شما مطرح شده باشد که در این زمان (( بنیامین )) کجا بود؟

و اگر برادران معتقد بودند یوسف و بنیامین هر دو مورد توجه پدر هستند پس چرا هر دو را مورد هدف خود قرار ندادند؟

و سوال دیگر این که موضع بنیامین در برابر تصمیم برادران بزرک تر چه بود؟

در پاسخ باید بگوییم درست است که برادران به یوسف و بنیامین(هردو)حسادت می کردند ، اما شدت حسادت به یوسف بیشتر بودو پدر ، یوسف را هم بیشتر دوست داشت.از طرفی این پسر ها شایدجرات آنرا هم نداشتند که دو برادر را با هم در بیابان رها کنند (تا همین جا هم احساس گناه می کردند) اما بنیامین آنقدر کوچک بود که شاید او را حتی در جمع خود راه نمی دادند .تا از طرح و نقشه ی آنان آگاه شود و احتمالا به پدر بگوید  )

ده پسر بزرگ یعقوب هر روز گوسفندان را به چرا می بردند و عصرگاهان به خانه باز می گشتند (یوسف و بنیامین که حدودا ده و هشت ساله بودند به علت خرد سالی فعلا از کار معاف بودند) ) و در این زمان  نزد پدر می ماندند

تا این که پسران روزی نزد پدر آمدند و گفتند: پدر جان ، اجازه بدهید یوسف را فرذا صبح با خود به صحرا ببریم و وقتی ما داریم گوسفندان را غذا می دهیم یوسف هم بازی و تفریح کند .و برای این که خیال پدر را راحت کرده باشند گفتند: ما همه مراقب او هستیم

اما پدر مخالفت کرد و گفت: نه!اجازه نمی دهم

اما پسر ها که هر طور بود می خواستند یوسف را با خود ببرند و نقشه ی خود را عملی سازند اصرار فراوان کردند و گفتند : چرا به ما اطمینان نمی کنی؟ما همه خیر خواه او هستیم .

پدر باز هم مخالفت کرد و اینبار گفت:

اگر یوسفم را از من جدا سازید ، من بسیار دلتنگ می شوم و از دوری او مرا غم فرا می گیرد .ضمن اینکه می ترسم شما از او غافل شوید و حواستان گرم کارتان شود و گرگ او را بخورد!!

پسران که اصرارشان تمامی نداشت گفتند:پدر جان ، ما پسران قوی، نیرومند و پر توان تو هستیم  و اگر با حضور ما ، گرگ برادر ما را بخورد ما زیانکار و بدبخت خواهیم بود

مگر ما مرده ایم که بنشینیم و تماشا کنیم گرگ برادرمان را بخورد؟

گذشته از علائق برادری که ما را به حفظ برادر وا می دارد ،ما در میان مردم آبرو داریم .مردم در باره ی ما چه می گویند جز اینکه می گویند عده ای توانمند و گردن کلفت نشستند و حمله ی گرگ به برادرشان را تماشا کردند 

اگر چنین شود ما اصلا نمی توانیم میان مردم زندگی کنیم.

این بخش داستان نکته ها و درس های مهمی دارد که هر کدام می تواند برای ما بسیار ارزنده و مفید باشد.

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

لینک این بخش هر هفته در این آدرس :

www.hra1.blogfa.com

 

 

کاش کسی بيايد...

 

کاش کسی بيايد

که از هجرت هياهو بگويد

از سکوت...

دانه هاي کبود و خشک خاک را رنگ سبز بزند

اي کاش کسي بيايد

که آبي باشد

مثل دريا

آشنا مثل رويا

کسي که نديده باشم

نه به چشم، نه به خواب، نه به رويا

کسي که مثل تو باشد

ساده، باران خورده و خيس

و من سالهاست به انتظار آمدن او

لحظه هاي سرد و ساکت روزگارم را

حتي با باران هم قسمت نمي کنم....

 

 

 

 

 

طــنــز

 

لینک این بخش هر هفته در این آدرس :

www.hra3.blogfa.com

 

نام:نت فاميلی : چت

يه شعر از يه چتيست عاشق:

 

قصه ما قصه يک کاشی و يک حوض بود

فاصله مابين ما گويی فقط ويندوز بود

هر چه pm بود از حوری وشان رد کرده ام

از ميان اين همه id تو را add کرده ام

سالها می مانی و قلب مرا هک ميکنی

بعد خصمانه به عشق پاک من شک ميکنی؟

بوسه ای email کردی ،شد دلم محبوس تو

وای بر من وای بر آن بوس و آن ويروس تو

HARD مغزم را هزاران Meg ز خود پر کرده ای

بارها در روم خود بی وقفه غر غر کرده ای

وقتی از انواع dataهات مخ تيليت شد

رفتی و هر داده ای از مغز من ديليت شد

ديگر از سوی تو يک پيغام و يک اين وايت(invate) نيست

هيچ لينکی از تو در سرتاسر اين سايت نيست

تا به کی دنبال تو با اين و آن من چت کنم؟

با کدامين نام در گوگل ترا سرچت کنم؟

دکتر هوهولوهو

http://dr-huhuluhu.persianblog.com/

 

 

 

دیــنــی

 

لینک این بخش هر هفته در این آدرس :

www.moshkan2.blogfa.com

 

لطفا اين مطلب را تا آخرش با دقت مطالعه کنيد

ختم قرآن هفتگی

 

با عرض سلام خدمت تمامي برادران و خواهران گرامي

به شکر خدا دوره هفتم و هشتم ختمهاي هفتگي قرآني به پايان رسيد .از عزيزان که در اين دوره ها  ما را همراهي کردند  کمال تشکر را داريم (اجرکم عند الله) تمامي عزيزان در صورت تمايل براي شرکت در دوره جديد ، خواهشمنديم هر چه زودتر اقدام نمايند.

براي ثبت نام به آدرس زير مراجعه نماييد.

 

http://n.1asphost.com/khatm/

با نام "ختم قران هفتگی"

 

توضيحات کامل طرح جديد ختم قرآن:

1-اين ختم قرآن  هفتگي به صورت گروهي 30 نفره، به مدت 30 هفته و به نيت سلامتي و تعجيل در ظهور آقا امام زمان(عج) مي باشد.

2-شخص داوطلب موظف است ،در مسکن يا محل کار خودش(در نت نيست) روزي 3 صفحه از قرآن را با ترجه فارسي و کمي تفکر در مورد آن آيات را تلاوت کند (يعني ميشود روزي 1 صفحه بعد از هر نماز 5گانه) و در هفته ميشود روزي 21 صفحه اما براي سهولت کار هفته اي يک جز (يعني ميتوانيد يک روز در هفته 2 صفحه قرآن بخوانيد)

ختم قرآن هفتگي در مدت 30 هفته پشت سر هم و اتوماتيکي است يعني اگر شخصي داوطلب پس از ثبت نام ، ايميلي به ايشان زده ميشود که از چه روزي و چه جزءي آغاز به تلاوت کند،به عنوان مثال اگر شخصي شماره 5 در ليست بود يعني در روز(هفته) مقرر (طبق ميل بنده) ،ايشان در آ ن هفته بايد جز 5 را تا آخر هفته تلاوت کنند و هفته بعدي جز 6 و هفته بعدش جزء و...به همين ترتيب تا بعد از 30 هفته ديگر تا مجدد سر جز 5 برسيد(پايان جز 4) ...که کل ختم قرآني اين ليست ما به پايان مي رسد....

3- زمان آغاز تلاوت و جزء هر شخص را بعد از اتمام ثبت نام 30 نفريک هفته قبل از شروع کار به همگي اطلاع دقيق خواهيم داد (که هر کس از چه جزءي و از چه روزي آغاز به تلاوت کنند)

4- داوطلبين گرامي چون اين کار يک کار گروهي نيز مي باشد در صورت کوتاهي حق الناس بر گردن شما خواهد بود پس در اجراي کار دقت فرماييد که نه از ليست و گروه عقب بمانيد و نه جلو بزنيد.

5- دليل آنکه ختم گروهي به صورت گروهي آن هم 30 نفره است زيرا در هر هفته 30 نفر 30 جزء متفاوت قرآن را تلاوت ميکنند وبدين ترتيب هر هفته يک ختم قرآن گروهي صورت ميپذيرد و هر شخص خود در 30 هفته به تنهايي يک ختم قرآن ميکند.

6- دليل آنکه ابتدا گفته شد روزي 3 صفحه اين است که شخص بر خواندن قرآن روزانه مداومت داشته باشد که قطعا به اين ترتيب اثرات نور قرآن بيشتر خواهد بود.

7-اگر به هر دليلي در هر روزمشکلي برايتان پيش آمد که نتوانستيد قرآن را خود بخواند قبل از انکه هفته به اتمام برسد (جمعه12شب) و قضا شود و حق الناس بر گردنتان بماند به يکي از دوستان، آشنايان خبر دهيد تا جزء شما را تلاوت کنند.

8- اگر باز هم برايتان مشکل بود که روزي 3صفحه بخوانيد فقط هفته اي يک جز بخوانيد (يعني اگر يکي دو  روز نتوانستيد صفحات مشخص آن روز را تلاوت کنيد درطول همان هفته  هر روز ي که اوقات فراغت بيشتري داشتيد ميتوانيد آن سفحات را تلاوت کنيد).

 (براي کسب اطلاع بيشتریا برخورد با هر مشکلی یه آیدی زیر ميل بزنيد )

 

khatme_QorAn@yahoo.com

 

 

  ...خوب ببخشيد اگر خيلي توضيح دادم...باز هم اگر سوالي،انتقاد يا پيشنهادي  هست بنده در خدمتم...

لطفا بعد از خواندن اين ايميل اين را براي ديگر دوستانتان در نت پست (فروارد) کنيد و وبلاگ نويسان هم براي رضاي خدا اين ميل را در وبلاگتان قرار دهيد...

در صورت امکان به جاي در مسنجر پي ام دادن (چون برايم مهم هستند) ايميل بزنيد چون ممکن است بنده هميشه به ياهو مسنجر دسترسي نداشته باشم يا اتفاقي تمام پي ام ها پاک شوند بعد شرمنده و مديون شما ميشوم و ....

حرف آخر:بالاخره يک گروه مختص فعاليتهاي قرآني به آدرس زير تشکيل شد،داوطلبين محتر( ختم هاي) قرآني از اين پس ميتوانيد تمامي اطلاعات ختمهاي قرآني را در گروه ذيل دنبال کنيد.

www.groups.yahoo.com/group/menhAj/join

 

 

با تشکر و احترام فراوان

التماس دعا ـ يا علي

براي خشنودي آقا امام زمان(عج) صلوات

 

 

ترفند رایانه ای:

 

لینک این بخش هر هفته در این آدرس :

www.moshkan2.blogfa.com

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (3)

 

می‌خواهم وبلاگ بنویسم اما نمی‌دانم با چه موضوعی!

 

دست شما برای انتخاب موضوع برای وبلاگ‌تان بسیار بسیار باز است. به عبارتی در خصوص هر چیزی که بخواهید می‌توانید بنویسد. مثلا وبلاگ‌تان می‌تواند دفتر خاطرات شما باشد و شما از روزمرگی‌ها و مطالب مختلف دیگر در آن بنویسید. اما باید توجه داشته باشید درصورتی که می‌خواهید وبلاگ‌تان خواننده داشته باشد و به عبارتی برای افراد دیگر مفید باشد، سعی کنید روی موضوع تخصصی که به آن مهارت دارید، کار کنید.

مثلا اگر به مکانیکی و مسائل مربوط به آن وارد هستید، یک وبلاگ در خصوص خودرو و مسائل جانبی آن بسازید و اطلاعات خود را با دیگران تقسیم کنید. یا اگر شما در رشته‌ی کتاب‌داری تحصیل می‌کنید، می‌توانید یک وبلاگ مرتبط با رشته‌ی تحصیلی‌تان بسازید و مردم را با این رشته بیشتر آشنا کنید. جای این دسته از وبلاگ‌های تخصصی در وبلاگستان فارسی، بسیار خالی است.

منبع: http://weblog.azemat.com

 

 

حرف آخر:

 

خدایا!

به خودت قسم همیشه تو را شکر می کنم که تو را دارم که ایمانی هرچند سست وضعیف و کم دارم.

آری تو را شکر می گویم فقط وفقط به خاطر خودت می دانم که می دانی!

 

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

هفته نامه نسل سوم ـ شماره 8 ـ سه شنبه 6 آذر 1384

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(8)

 

شماره  هشتم ـ سه شنبه 6 دی 1384

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

قبل از هر چيز سلام!

با ترانه...

 

صادق مهدي غفراني

چشم مان كور شد از اين همه رنگ و لعاب جنس هاي بازار مشترك و خيره كننده دنيا،

گوش مان خسته شد از اين حجم آواز مكرر در مكرر ناهمگون و ناهماهنگ،

دل مان گرفت از بس در بازار مكاره زمانه، بي مشتري شد و از ياد رفت،

قلب مان شكست وقتي قدرها را در قبرها آرميده ديديم و برايشان تأسف خورديم كه اي كاش در عاقبت كار مي نگريستيم و در عاقبت كار نمي گريستيم!

زبا ن مان بند آمد بس كه آمدنت را خوانديم و خوانديم و نيامدي.

اميدمان را خط هاي قرمز هشدار هوا بريدند،

خون مان پاتوق CO2هاي بي بندوبار معلق در هوا شد؛

اي جنس اورژينال خدا،

حال و هواي ما هم مثل حال و هواي آسمان اين روزها زار مي زند،

بام خانه مان هوس تق و تق گوهرهاي فراوان كرده،

خاطرمان لك زده براي باز باران با ترانه!

اي جنس اورژينال خدا،

مرديم از نيامدنت،

بيا و ببار...

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

 

تيتر يك

 

همه چيز در مورد شهريه دانشگاه هاي دولتي و غيردولتي

شهريه دانشگاه ها حذف شد!

شهريه دانشگاه ها و ميزان وجهي كه داوطلبان آموزش عالي به دانشگاه ها مي پردازند، هميشه و هميشه يكي از دغدغه هاي مردم و از موارد هميشه مورد انتقاد خانواده ها و دانشجويان بوده و هست.

در حال حاضر در دانشگاه هاي غيردولتي، پيام نور، علمي - كاربردي، دانشگاه آزاد اسلامي و رشته هاي شبانه دانشگاه هاي دولتي در قبال كليه امكانات آموزشي، رفاهي و تحصيلي از دانشجويان وجوه مختلفي اخذ مي شود.

متفاوت بودن رقم شهريه دانشجويان به حدي است كه گاه بين مينيمم و ماكزيمم اين وجوه اختلافات ميليوني و شديد به چشم مي خورد و در برخي موارد اين ارقام آنقدر سنگين و بالاست كه داوطلبان را از ادامه تحصيل باز مي دارد.

براساس قوانين مصوب سال 1367 وزارت علوم مجاز به جذب دانشجوي شبانه در مقطع ليسانس دانشگاه هاي دولتي شد و در مجلس ششم اين قانون كه علي الظاهر سود قابل توجهي را نصيب دولت كرده بود، به دوره هاي فوق ليسانس نيز تعميم داده شد و دانشگاه ها در اين مقاطع نيز دانشجو جذب كردند.

آمار

براساس آمار اعلام شده از سوي معاون آموزشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري شهريه دانشجويان شبانه بين يك ميليون و 700 هزارتومان تا هفت ميليون تومان است. اين رقم در مقطع كارشناسي از يك ميليون و 700 هزار تومان (علوم انساني دانشگاه علامه) تا دو ميليون و 850 هزارتومان (مهندسي دانشگاه تبريز) و در مقطع كارشناسي ارشد بين دو ميليون و 750 هزار تومان (دانشگاه رازي) تا هفت ميليون تومان (دانشگاه صنعتي شريف) متغير است!

دليل اختلاف اين ارقام مربوط به نوع رشته ها و امكانات آموزشي و آزمايشگاهي و سطح دانشگاه موردنظر است.

معاون آموزشي وزير علوم تعميم شبانه ها به مقطع كارشناسي ارشد را يك اتفاق مثبت در سه سال گذشته مي داند و معتقد است ظرف اين سه سال تعداد دانشجويان فوق ليسانس از 11 هزار نفر به 20 هزار نفر يعني حدوداً دو برابر افزايش يافته است.

ابراز خرسندي مسئولان آموزش عالي از گسترش دوره هاي شبانه اگر چه دليل واضحي دارد و آن هم فتح باب كسب درآمد آموزش عالي از طريق بودجه خانواده ها است اما اين خرسندي همواره با ناخرسندي خانواده ها و تحميل فشارهاي سنگين بردوش آنان همراه بوده است.

علاوه بر اين كه اين آمار صرفاً در مورد رشته هاي شبانه دانشگاه هاي دولتي است و مربوط به شهريه دانشگاه آزاد اسلامي كه چندين برابر بيشتر و بالاتر از اين عدم و ارقام هستند، نمي شود چرا كه اين دانشگاه هنوز آناليز مشخص خود را رسماً اعلام نكرده است.

از سوي ديگر، به گفته رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس افزايش ظرفيت دوره هاي شبانه در طي سال هاي اخير در حالي شكل گرفته كه ظرفيت دوره هاي روزانه در كليه رشته ها اعم از پزشكي و غيرپزشكي با كاهش همراه بوده است.

كاهش ظرفيت دوره هاي رايگان دانشگاه هاي دولتي پيامي جز حركت آموزش عالي به سمت پولي شدن و درآمدزاشدن دانشگاه ها از طريق اعمال فشار بر داوطلبان كسب علم و فناوري ندارد كه لااقل اين بخش از پيامد اين روند با خواسته ها و آرمان هاي نظام كشور ما مغايرت آشكار دارد.

تلاش هاي بي حاصل

حركت دانشگاه ها به سمت پولي شدن خصوصاً در 5-6 سال اخير با انتقادات فراواني از سوي صاحبنظران روبرو بوده است. اين انتقادات در ماه هاي اخير بسيار جدي تر و از سوي مقامات رسمي تري بيان شده است.

به طور مثال رئيس مجلس شوراي اسلامي در ديدار با دانشجويان دانشگاه تهران اين روند را خطر بزرگ براي دانشگاه هاي كشور برشمرد و بر ضرورت جلوگيري از آن تأكيد كرد.

بسياري از مسئولان ديگر كشور نيز در سخنان خود بارها از اين اتفاق به عنوان زنگ خطر نام برده اند اما تصميمات و عملكردهاي صورت گرفته نشان دهنده آن است كه عزم جدي در اين زمينه وجود ندارد و نه تنها از گسترش اين شبكه قارچي و وسوسه انگيز جلوگيري نشده بلكه هر روز اين مسئله با طرح هاي جديدتري از قبيل دوره هاي مشترك همراه بوده است.

كاهش مي دهيد

يا افزايش نمي دهيد؟!

اما سنگين بودن شهريه دانشگاه ها يكي از موارد و دغدغه هايي است كه نهمين رئيس جمهور ايران پيش و پس از پيروزي اش در انتخابات همواره به عنوان يك معضل مورد توجه از آن نام برده و بارها به دانشجويان وعده داده كه اين شهريه ها را «كاهش» خواهد داد.

دكتر احمدي نژاد از نخستين روزهاي رياست جمهوري اش و سخنراني در دانشگاه الزهرا(س) تهران و پس از آن دانشگاه بيرجند و ايلام و زاهدان و گفتگوهاي خبري خود از واژه «كاهش شهريه» نام برد.

اگرچه احمدي نژاد در دانشگاه الزهرا(س) وعده داد كه نتيجه كاهش شهريه ها تا دو هفته ديگر اعلام مي شود اما وزير علوم يك روز بعد از آن به خبرنگاران پيشنهاد كرد به جاي «كاهش شهريه» از «منطقي كردن شهريه» نام ببرند و ضمناً نتيجه اين منطقي شدن شهريه ها هم شايد زمان بيشتري به طول بكشد.

ماجراي مطرح شدن كاهش شهريه توسط رئيس جمهور و موضع متفاوت وزير علوم مكرر و مكرر تكرار شد و حتي در روزهاي اول هفته جاري نيز دكتر زاهدي وزير علوم مجدداً اعلام كرد كه به تعديل شهريه ها مي انديشد و نه كاهش آن!

رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نيز موضعي مشابه وزير علوم اتخاذ كرد و بحث كاهش شهريه ها را بحثي انحرافي دانست!

اما واژه ها و اصطلاحات براي مردم اهميتي نداشت، مهم نتيجه عملكرد و تقليل شهريه ها در عمل و كمك به خانواده ها بود اما...

اما هفته ها بعد از به طول كشيدن اعلام كار كميته ساماندهي شهريه ها كه به دليل عدم ارائه گزارش دانشگاه آزاد به تأخير افتاد و درست يك روز پس از سخنان رئيس جمهور در زاهدان و تكرار وعده كاهش شهريه ها، وزير علوم در نشست رؤساي دانشگاه ها اعلام كرد كه بحث افزايش شهريه ها منتفي است!

اگرچه هر ساله شهريه دوره هاي شبانه افزايش سنتي داشتند اماسخن و حرفي كه مردم در انتظار آن بودند خبري دال بر كاهش شهريه هاي موجود بود و نه عدم افزايش آن.

وزير علوم اعلام كرد كه در برخي رشته هاي فوق ليسانس كاهش صورت خواهد گرفت و در برخي رشته ها هم افزايش كه البته اين افزايش را دولت پرداخت مي كند.

حقوق هاي كلان

در يكي دو سال اخير براساس مصوبه اي، ناگهان حقوق و دستمزد اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها به سه برابر افزايش يافت!

اين افزايش با توجه به اينكه حقوق پيشين اساتيد نيز رقم قابل توجهي بود، انتقادات بسياري را برانگيخت و در همان زمان عده اي از منتقدان اين افزايش بي رويه را موجب خالي شدن بودجه دانشگاه ها و تحميل فشار بر جامعه و دانشگاهيان دانستند.

در همان زمان يكي از معاونان وزير علوم وقت اعلام كرد كه براي اين افزايش رديف خاصي در نظر گرفته شده است و از محل ديگري پرداخت مي شود و لذا درآمد اساتيد و مسئولان دانشگاه ضرري به بودجه دانشگاه وارد نمي سازد.

اين افزايش به حدي است كه برخي از اساتيد درآمد ماهيانه شان نزديك به دو ميليون تومان مي رسد. اگرچه اجر و قرب خدمت اين قشر مؤثر در جامعه بر كسي پوشيده نيست و تلاش آنان قابل قدرداني و جبران مالي نخواهد بود اما حقوق و مزاياي تمام افراد در يك جامعه نبايد به گونه اي باشد كه براي تحقق آن به بخش ديگري صدمه وارد شود.

همانطور كه اين اتفاق رخ داد و در چند هفته اخير اعلام شد كه دانشگاه ها تنها رقمي در حدود 300 ميليارد تومان بدهي دارند و رؤساي دانشگاه ها هم اعلام كردند كه اكثر بودجه دانشگاه را تنها صرف پرداخت حقوق كاركنانشان مي كنند.

معاون پشتيباني وزير علوم هم هفته گذشته اعلام كرد كه برخي از رؤسا، براي پرداخت حقوق اساتيد از صندوق دانشگاه يا بانك وام دريافت مي كنند!

زلزله در دانشگاه

اما شايد اصلي ترين راهكار موجود براي آموزش عالي كشور ما، همان چيزي باشد كه در اين جمله وزير ارتباطات و فناوري كه خطاب به رؤساي دانشگاه ها گفت، نهفته است: ردپاي توسعه فناوري در دانشگاه ها ديده نمي شود!

هم اكنون در بسياري از كشورهاي دنيا، دانشگاه ها نه به عنوان يك بخش مصرفي و پرزحمت بلكه به عنوان كانون تحول و نوآوري هاي صنعتي و صددرصد درآمدزا مطرح اند. به همين خاطر است كه پذيرش در دانشگاه هاي خارجي بسيار ساده و آسان و با استقبال صورت مي گيرد، چرا كه دولت ها دانشگاه ها را معادني مي دانند كه هرچه تعداد استخراج كنندگان سرمايه و درآمد و تكنولوژي در آن بيشتر باشد، خزانه دولت پربارتر خواهد شد.

اما متأسفانه دانشگاه هاي كشور ما به دليل نامناسب بودن سيستم آموزش حاكم عملا به يك بخش دردسرساز و فرصت سوز تبديل شده اند و سهمي در بازار صنعت و تكنولوژي ايفا نمي كنند. در حالي كه به سبب پتانسيل هاي فراوان موجود در زمينه علوم انساني، علوم ارتباطي و ساير علوم، مراكز متعدد آموزش عالي ما مي توانند هر كدام براي تحول كشور و حتي منطقه يك زلزله چند ريشتري به حساب بيايند.

شايد وزير ارتباطات و فناوري را بتوان اولين مقام رسمي دانست كه از همين موضع به دانشگاه هاي ما انتقاد وارد كرد. دكتر سليماني به رؤساي دانشگاه ها گفت: چيزي را كه شما در دانشگاه به عنوان IT درس مي دهيد ما اصلا قبول نداريم، اينها دروس ابتدايي و پايه اند. فارغ التحصيلان شما در هيچ كدام از مشاغل ما به درد نمي خورند!

وزير ارتباطات گفت: اگر دانشگاه هاي ما به روز بودند، مي توانستند سال ديگر در مناقصه 100 ميليارد توماني بيلينگ اپراتور دوم حضور يابند اما دانشگاه ها از اين مسئله فاصله بسياري دارند.

امروز سرمايه گذاري در دانشگاه ها يكي از مطمئن ترين راه هاي كسب درآمدهاي نجومي در بسياري از كشورهاي دنياست. دانشگاه هايي كه در كنار آموزش، تحقيقات و فناوري را نيز به همراه دارند و به جاي هماهنگ شدن با امواج، خود توليد موج مي كنند.

آن وقت چنين دانشگاهي نه تنها به عنوان يار قدرتمند اجتماع و دولت مطرح خواهد شد و خود درآمدساز و اشتغال زا مي شود بلكه ديگر مشكلاتي از قبيل هزينه و بودجه را هم نخواهد داشت و آن روز روزنامه ها به جاي خبر افزايش يا كاهش شهريه ها، تيتر خواهند زد: شهريه دانشگاه ها حذف شد!

 

Zoom

 

¤ براساس آمار اعلام شده شهريه دانشجويان شبانه رقمي بين يك ميليون و 700 هزارتومان تا هفت ميليون تومان است كه اين رقم در رشته هاي مشابه در دانشگاه آزاد چندبرابر مي شود.

¤ معاون آموزشي وزير علوم در حالي افزايش تعداد دانشجويان شبانه در مقطع ليسانس و فوق ليسانس را موفقيت آميز مي داند كه رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ازكاهش دوره هاي روزانه و رايگان خبر مي دهد.

¤ درحاليكه رئيس جمهور بارها در جمع دانشجويان از كاهش شهريه ها خبر داد، وزير علوم پس از هفته ها اعلام كرد افزايش شهريه ها منتفي است!

¤ پس از سه برابرشدن حقوق اعضاي هيئت علمي دانشگاه ها، اكثر بودجه دانشگاه ها صرف پرداخت حقوق اساتيد مي شود.

¤ وزير ارتباطات و فناوري: ردپاي توسعه فناوري در دانشگاه ها ديده نمي شود.

 

 

یادداشت

مهلت 14روزه حاجي!

 

&پرستو قادري

 

حاج رسول كاظم نژاد!

از دستت عصباني هستم. حسودي ام مي شود و تك تك سلول هايم دارند از اين حسادت عميق جان مي كنند. درست 13روز است كه سر هر نماز، هر جا كه حرفي از سقوط هركولس و يادي از شماها مي شود كه در باغ شهادت را گشوديد، به ياد شما مي افتم و بعد از غصه غم باد مي گيرم.

هنوز صدايت تو گوشم زنگ مي زند كه درست 14روز قبل از شهادتت و در مسير طولاني آخرين مأموريتي كه به موسسه حمايت از كودكان سرطاني (محك) رفتيم، قصه زندگي و شهادت سردار صيادشيرازي را گفتي و چند بار تأكيد كردي كه مرگ هر آدمي، به شايستگي نوع زندگي است كه انتخاب مي كند.

خوب يادم هست كه آن روز در جمع اعضاي محك از آن چه شنيديم و ديديم، آن قدر منقلب شده بوديم كه اشك، مجال آبروداري نمي داد. بغض خيال سبك شدن نداشت و حرف، واژه اي براي سرهم شدن نمي يافت. با اين همه، وقتي تو با محجوبيت و وقار هميشگي ات، تقدير خدا را همواره شايسته سپاسگزاري دانستي، من به خود آمدم و قصه مرگ عزيزي را براي تو و حاجي شمسه، راننده پرحوصله روزنامه حكايت كردم كه در عمر كوتاهش پاك زيست و مظلومانه و آرام مرد.

حاجي! خوب يادم هست كه گفتي چه قدر مثل شهدا بوده است.

شهيد بزرگوار! جزييات چهره ات در ذهنم نقش بسته است، وقتي رخ به آسمان كشيدي و گفتي: «من هم خيلي دلم مي خواهد كه شهيد بشوم.»

چه ساده لوح بودم كه به طعنه گفتم: «اخوي! يادت رفته كه سال ها است در باغ شهادت را بسته اند؟»

حالا اشك صورتم را خيس مي كند وقتي يادم مي آيد كه ديگر حرفي نزدي. سكوت كردي و با يك لبخند، حرف را عوض كردي.

حالا حسودي ام مي شود كه چرا آرزوهاي كوچك زميني براي من هزار سال تا برآورده شدن فاصله دارند و آن وقت آرزوي بزرگي مثل شهادت، براي تو فقط 14روز مهلت مي خواهد.

 

سه شنبه بازار

 

مدال «دوئل» بلورين

 

نوار كنسرت گوسفندها در انگلستان به بازار آمد.

در آستانه كريسمس نوار كنسرت گوسفندها با استقبال مردم انگليس رو به رو شده است. گوسفندها در اين كنسرت ترانه هاي ويژه كريسمس را به زبان خود اجرا مي كنند.

به گزارش خبرگزاري فرانسه انگليسي ها اين كنسرت را در پاسخ به كنسرت سگ ها و گربه ها كه اخيراً نوار آن در آمريكا منتشر شده اجرا كرده اند تا توانايي هاي گوسفندان كشورشان را در مقابل سگ ها و گربه هاي آمريكايي به نمايش بگذارند.

البته ما كه بعيد مي دانيم كسي در خبره بودن و توانايي گوسفندان انگليسي و سگ هاي آمريكايي شكي داشته باشد و خصوصيت چريدن اين گوسفندها در هر جايي كه بوي علف بدهد يا ويژگي پاچه گيري و واق واق كردن اين سگ ها را قبول نداشته باشد.

 

نشان «داماد فراري» بلورين

 

پايان يك ازدواج 14 روزه با ارسال يك ايميل!

مردي 14 روز پس از ازدواج، مهريه همسرش را كه 3 شاخه گل بود برايش پست كرد و دادخواست طلاق خود را نيز به دادگاه خانواده ارسال كرد و...به گزارش واحد مركزي خبر همسر اين مرد خوش اشتها، گفته: آشنايي مان خيلي به سرعت انجام شد و خيلي سريع با مهريه 3 شاخه گل رز در عرض كلاً 7-8 روز با هم ازدواج كرديم.عروس خانم ساده لوح گفته 2 هفته نگذشته بود كه همسرم ناپديد شد.

مدتي دنبالش همه جا را گشتم، بعد برايم ايميلي فرستاد و با ايميل به من خبر داد كه ديگر نمي خواهد با من زندگي كند و دوباره به خارج از كشور بازگشته و دادخواست طلاق داده است.وي افزوده: سه روز پس از اين ماجرا هم پاكتي به دستم رسيد كه در آن 3 شاخه گل رز بود و در واقع كل مهريه ام در آن بود! ظاهراً اين مرد و زن شنگول آبادي منظور از اين جمله كه در عصر ارتباطات زمان براي برقراري هر رابطه كوتاه مي شود را چپكي دريافت نموده اند.

 

لقب «شيري شيرينا» بلورين

 

وجود موش در شير رايگان مدارس لرستان.

هفته گذشته در حين توزيع شير رايگان پگاه لرستان در مدارس پلدختر، يك دانش آموز دبستان شهيد اندرزگو روستا باغ حيدر با خوردن شير مسموم شد. به گزارش فارس، دانش آموز مزبور با پاكت شير به مدير دبستان مراجعه و اظهار ناراحتي كرد. مدير هنگامي كه پاكت شير را باز و آن را بررسي كرد متوجه بچه موش در داخل پاكت شير شد.

كارشناس بهداشت مدارس آموزش و پرورش پلدختر از عدم توجه مناسب مسئولان كارخانه شير پگاه نسبت به سلامت دانش آموزان و همچنين عدم نظارت كافي مسئولان انتقاد كرد.

ما هم همراه با آگهي بازرگاني تلويزيون كه اخيراً خوراندن شير مادر با فنجان! را به بچه ها پيشنهاد مي كند، مي خوانيم: بخوريم شير تا بشيم شير!

 

تنديس «فيدل كاسترو» بلورين

 

توبيخ يك مدير دولتي توسط وزير در برابر دوربين خبرنگاران و رسانه ها.

هفته گذشته وزير جهاد كشاورزي به هنگام گفت وگوي مطبوعاتي خود با خبرنگاران، در پاسخ به سؤال خبرنگاري كه در مورد سخنان يكي از مديران شيلات از او پرسيده بود، گفت اين مدير واقعاً همچين حرفي زده؟! و وقتي خبرنگار سؤال كننده پاسخ مثبت داد، در مقابل دوربين صدا و سيما و همه خبرنگاران موبايل خود را درآورده و با مدير مربوطه تماس تلفني گرفته است.

بنابراين گزارش دكتر اسكندري پس از تماس با مديرمربوطه، صحت و سقم خبر ذكر شده را از او جويا شده و وقتي مدير خبر را تأييد كرده، با انتقاد تند از او گفته شما اشتباه كرديد كه همچين حرفي را زديد! اين برخورد كه شايد اولين بار در طول تاريخ دولت هاي ايران باشد، نشان دهنده اين است كه وزراي جديد عزم شان براي شفاف سازي حسابي جزم است.

 

عنوان «ژول ورن» بلورين

 

مسئولان سقوط هواپيما بركنار شدند.

البته نه اسم هواپيما سی 130 و  نه محل سقوطش وسط تهران. بلكه اين هواپيما در نيجريه سقوط كرده است.

بنابراين گزارش رئيس جمهور نيجريه به دنبال سقوط هواپيماي مسافربري در روز شنبه كه جان بيش از 100 نفر را گرفت، دو مقام عالي رتبه اين كشور را از كار بركنار كرد.

به گزارش BBC در بين قربانيان اين حاثه 70 دانش آموز دوره متوسطه وجود داشت، چهار نفر از هفت بازمانده اين حادثه نيز جان خود را از دست داده اند.

اين هواپيما پس از انحراف از باند هواپيما منفجر شد!

كاش يك بار هم كه شده ما هم در كشورمان شاهد اين جور واكنش ها مي بوديم و دل مان براي شفاف سازي يك پرونده اينقدر لك نمي زد.

 

نظر بدهید

 

 

هفته نامه مشکان ـ شماره 23 ـ شنبه 3 دی 1384

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

hra62302.blogfa.com

۲۳

سال اول ـ شماره 23 ـ شنبه 3 دی 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

بارالها، ای قدرتمندا، باشکوها، ای که از عشقت به انسان کم نمي شود، ای که آفريدی آسمان و زمين را برای انسان، ای آنکه قدرت را در دل انسان نهادی و او را به تمام مخلوقاتت و آفريدگانت مسلط ساختی، ای بزرگا که مرا بزرگ خواندی و قادر نمودی به انجام هر چه در پندارم تو را به تمام توصيفت قسم، تو را به لحظه لحظه مهربانيت که به بندگان نيازمندت بدون ريا روا داشتی قسم، دمی از من رو مگردان و مرا به حال خود رها نکن!                         آمین یا رب العالمین

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش از طریق ایمیل و تنها برای اعضای گروه مشکان ارسال خواهد شد.

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

 

گزارش ویژه هفته

لینک مستقل :

http://moshkan2.blogfa.com/post-85.aspx

دو دستور احمدي‌نژاد و باقي قضايا

 

مصطفي بدرالسادات ـ بازتاب

 

در آخرين روزهاي پاييز 84، محمود احمدي‌نژاد در جلسه هيأت، دولت دو دستور ويژه صادر كرد كه بيش از ديگر مذاكرات انجام شده در آن جلسه، مورد توجه رسانه‌ها و افكار عمومي قرار گرفت:

1ـ رئيس‌جمهور تشرف مسئولان دولتي به حج تمتع غيرواجب را ممنوع اعلام كرد و به اعضاي هيأت وزيران دستور داد، اين امر را در همه زيرمجموعه‌هاي خود، تا سطح مديران كل و بخشداران اجرا كنند.

2ـ رئيس‌جمهور تأكيد كرد وزارتخانه‌ها، شركت‌ها، بانك‌ها و ديگر دستگاه‌هاي دولتي از چاپ سررسيد، تقويم و كارت تبريك (به جز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در موارد خاص) خودداري كنند.

اين دستورها از آن جهت حايز اهميت و قابل تحسين است كه ناظر به دو مشكل عمده موجود در دستگاه‌هاي دولتي است؛ نخستين مشكل، به عدم دسترسي مردم به مديران دولتي در بيشتر رده‌هاي مديريتي مربوط مي‌شود. امروزه، «آقاي رئيس تشريف ندارند»، جمله آشنايي براي ارباب رجوع است و از آنجا كه ساختارهاي مديريتي ما استاندارد نيست، غيبت يك مدير در مجموعه، عمدتا به توقف امور آنجا منجر مي‌شود.

ايام حج نيز از روزهايي است كه در آن، آمار مديران غايب افزايش مي‌يابد. البته، اين حق هر مديري است كه به عنوان يك مسلمان، فريضه حج واجب خويش را به جا آورد، ولي وقتي مديري كه قبلا حج واجبش را به جا آورده، نبايد به بهانه مستحب بودن سفر حج، وظايف مديريتي خود را بر زمين گذارد و بي‌اعتنا به مشكلاتي كه در غيابش پيش مي‌آيد، راهي سفر حج شود.

با توجه به اين نكته، اي كاش آقاي احمدي‌نژاد، غيبت‌هاي طولاني بيش از چند روز را به طور كلي براي مديران ارشد ممنوع مي‌كرد تا چه به نام حج و چه غير از آن، شاهد غيبت‌هاي طولاني مديران نمي‌شديم كه از جمله مي‌توان به حج عمره مديراني اشاره كرد كه به مدت پانزده روز، آنان را از محل كارشان دور مي‌كند.

همچنين برخي از مديران دولتي، در همان حالي كه عهده‌دار مديريت در دستگاه‌هاي حكومتي‌اند، مسئوليت‌هايي نيز در ارتباط با سفر حج دارند كه امكان دارد به بهانه اين مسئوليت‌ها، از زير دستور رئيس‌جمهور، شانه خالي كنند. لذا تأكيد مي‌شود در راستاي اجراي صحيح دستور جديد، ممنوعيت تصدي مسئوليت‌هاي مرتبط با سفر حج نيز تصويب شود تا هم براي ديگران، فرصت‌آفريني شود و هم مشكلات مربوط به غيبت‌هاي مديران پيش نيايد.

معضل دوم نيز كه ابعاد آزاردهنده‌تري دارد، مربوط به حيف و ميل اموال دولتي است. اگر دستور احمدي‌نژاد مبني بر ممنوعيت چاپ سررسيد، تقويم و كارت تبريك واقعا اجرا شود، قطعا صرفه‌جويي چشمگيري انجام خواهد شد، ولي آنچه مسلم است اين‌كه اسرافكاري‌هاي صورت‌گرفته در چاپ سررسيد و تقويم و كارت تبريك، در مقابل بريزوبپاش‌هاي ديگري كه بي‌هيچ منطقي بر بيت‌المال تحميل مي‌شود، قطره‌اي است در مقابل دريا.

لذا بسيار شايسته خواهد بود رئيس‌جمهور تمهيدي براي شناسايي نقاط اسرافگري در دولت بينديشد تا بتواند، دستورالعملي جامع و داراي ضمانت اجرايي قدرتمند براي حذف اين نقاط، ابلاغ و اجرا كند. از جمله اين نقاط عيان، مي‌توان به وجود نشريه داخلي در مجموعه‌هاي دولتي اشاره كرد كه هيچ سودي ندارند و اغلب پس از چاپ و توزيع، بي‌آن‌كه حتي ورق بخورند، راهي زباله‌داني‌ها مي‌شوند.

همچنين مي‌توان به همايش‌ها، سمينارها و جشنواره‌هايي اشاره كرد كه به رغم گوناگون موضوعات، در دو نكته به هم شبيه هستند؛ نخست آن‌كه اساسا بيشتر آنها فايده‌اي حتي به اندازه سر سوزن براي كشور ندارند و دوم آن‌كه به مدد پول بيت‌المال شكل مي‌گيرند. مخلص كلام آن‌كه، اگر دستور رئيس‌جمهور به همين اندازه محصور بماند ـ هرچند تا همين حد نيز قابل تقدير است ـ ولي نمي‌تواند تحول‌زا باشد، مگر آن‌كه اين دستور، مقدمه‌‌اي باشد براي حل ريشه‌اي مشكلات پيش‌گفته، كه اميدواريم چنين شود.

 

 

 

 

خــبـــر

 

لینک مستقل :

http://moshkan2.blogfa.com/post-86.aspx

مذاكره مخفيانه «صنفي ها» با ديپلمات هاي انگليسي! ( خبر ويژه )

 

برخي جزئيات مربوط به ماجراي مذاكره پنهاني ديپلمات هاي انگليسي با گردانندگان انجمن به اصطلاح صنفي روزنامه نگاران منتشر شد.

سايت بازتاب در خبري با عنوان «ناهار انگليسي آقاي ش از هزينه روزنامه نگاران» به اين ماجرا پرداخت و نوشت: آقاي «ش» كه هفته گذشته به دليل استفاده سياسي از مجلس بزرگداشت قربانيان حادثه سقوط هواپيماي «سی 130» از سوي تعدادي از خانواده هاي آنان مورد اعتراض قرار گرفته بود، اين هفته نيز به دعوت مخفيانه از ديپلمات هاي انگليسي براي حضور در مجمع صنفي روزنامه نگاران اقدام كرده است. اين دعوت بدون هماهنگي با وزارت خارجه و به صورت مخفيانه و در حالي صورت گرفت كه حتي اعضاي انجمن نيز از مذاكرات آقاي «ش» با ديپلمات هاي انگليسي بي خبرند.

اين خبر مي افزايد: آقاي «ش» به خانم «م»، يكي از عوامل خود در روزنامه مستقل، دستور جمع آوري مدارك و اطلاعات براي ارائه به ديپلمات هاي انگليسي را داده بود و اين روزنامه نگار مستقل و وطن پرست! نيز به بهترين نحو، به وظيفه خود عمل و هم زمان با ورود هيئت انگليسي، مدارك را تقديم كرد. بنابر شنيده ها، در جلسه مذكور، طرفين انگليسي و... به برنامه ريزي براي همكاري هاي آينده خود پرداخته اند.

بازتاب درباره «ش» اظهار كرد وي صرفاً از بابت اجاره تنها يكي از ساختمان هايش (واقع در خيابان وليعصر، خيابان طاهري) ماهيانه مبلغي بالغ بر بر چهار ميليون تومان دريافتي دارد و اين درآمد، جداي از درآمد ايشان از بابت باغ پسته و... است.

 

باد «صبا» در شب يلدا ( خبر ويژه )

 

« علاوه بر عدم حمايت مجمع روحانيون از نامزدي آقاي كروبي، اعتراض برخي از شخصيت هاي مجمع روحانيون مبارز نيز كه با راه اندازي تلويزيون ماهواره اي ايشان مخالف بودند، در تصميم وي براي خروج از اين گروه بي تأثير نبوده است.» به گفته يكي از اعضاي مجمع روحانيون مبارز بسياري از شخصيت هاي مجمع، اين اقدام آقاي كروبي را، ناديده گرفتن خط امام و وصيت هاي آن بزرگوار دانسته و ايشان را به دست كشيدن از اين تصميم كه نتيجه اي جز خشنودي دشمنان بيروني نظام و اسلام در پي ندارد ترغيب مي كردند.

تلويزيون صبا، متعلق به آقاي كروبي قرار است پخش برنامه هاي خود را از شب يلدا آغاز كند ( که البته این امر محقق نشد). يك منبع نزديك به آقاي كروبي به خبرنگار كيهان گفت: براي اولين روز، يك برنامه حدود سه ساعته تدارك ديده شده، در ابتدا آقاي كروبي در باره اين شبكه و اهداف حزب «اعتماد ملي» سخن مي گويد، و پس از يك ميان برنامه مصاحبه بهروز افخمي پخش مي شود. مصاحبه با بهروز افخمي را محمد قوچاني، عضو شوراي سردبيري روزنامه شرق انجام داده است.

چند روز قبل، يكي از ياران قديمي آقاي كروبي در تماسي با وي پرسيده بود؛ از راه اندازي اين شبكه كه آشكارا با خط اسلام و انقلاب و نظر حضرت امام در تضاد است چه مقصودي را دنبال مي كنيد؟ و افزوده بود: شما كه اهل پخش برنامه هاي مستهجن نيستيد و گردانندگان تلويزيون شما از نظر هنري هم در سطح بسيار پائين و نازلي قرار دارند، بنابراين در پي چه هستيد؟ اين يار نزديك آقاي كروبي در ادامه گفته بود، اگر منظور شما، برنامه هاي سياسي است كه امروزه دهها روزنامه و شبكه اينترنتي در داخل كشور، هر چه دلشان بخواهند مي گويند، و شما حرف جديد و قابل توجهي نداريد.

 

12 به 12 ( خبر ويژه )

 

در مذاكرات ایران و سه کشور اروپایی براي اولين بار در طول مذاكرات تعداد اعضاي تيم مذاكره كننده ايران با مجموع تعداد تيم حريف مساوي است.

در گذشته هريك از سه كشور اروپايي 3 يا 4 عضو مذاكره كننده داشتند كه مجموع آنها به 9 يا 12نفر مي رسيد و در مقابل تيم مذاكره كننده ايران از 3 يا 4 نفر تشكيل شده بود. در گذشته مسئولان پرونده هسته اي كشورمان، بارها به اين تركيب نامتوازن اعتراض كرده و استدلال مي كردند كه مذاكرات هسته اي بين ايران و سه كشور اروپايي، دوجانبه است در يك سو ايران و در سوي ديگر سه كشور اروپايي قرار دارند، بنابراين تعداد اعضاي تيم مذاكره كننده سه كشور اروپايي به عنوان يك طرف مذاكره بايستي با تعداد اعضاي تيم ايران برابر باشد. اين پيگيري در مذاكرات به نتيجه رسيد و تيم ايران با 12عضو در مقابل تيم مشترك 3كشور اروپايي كه در مجموع 12عضو دارد، بر سر ميز مذاكره نشستند.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

لینک مستقل :

http://moshkan2.blogfa.com/post-87.aspx

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت شانزدهم

 

مرتبه ای از نفس در ما هست که خوب بودن ما را به تاخیر می اندازد.برای همین است که به ما سفارش شده است :توبه واجب فوری است.اگر خطایی در خود سراغ دارید که خود می دانید   نه عقل می پسندد  نه خداوند    معطل نکنید! و همین الان، همین لحظه اقدام کنید و تصمیم عملی و جدی در مورد ترک ؟آن بگیرید((از فردا))((از شنبه))((از اول ماه)) این ها همه از دام های شیطانند

ادامه داستان

وقتی یکی از برادران پیشنهاد کرد یوسف را بکشید یا در سرزمینی دور رهایش کنید   برادری که گفته می شود از بقیه با وجدان تر بود  و احتمالا نامش   روبین   بود گفت: نه او را نکشید  بلکه او را در نهانگاه چاهی بیندازید  تا بعضی کاروان ها که از آنجا عبور می کنند و برای خوردن آب کنار چاه می روند  یوسف را پیدا کنند وبه عنوان غلام یا برده  با خود ببرند

توضیح این که در چاه های آب قدیم  نهانگاه یا سکویی بود که می توانستند در جاه بروند آنجا بایستند

نکته اینجاست که در قسمت قبلی داستان  یکی از برادران گفت: او را بکشید یا در سرزمینی دور رهایش کنید

حالا روبین می گوید او را نکشید  بلکه او را در نهانگاه چاهی بیندازید

با این که همه ی برادران یوسف توطئه ای کردند   هر کس دیگران را مخاطب قرار می دهد  کهچنین کنید   و هیچ کس نمی گوید (چنین کنیم)واین باز نشان دهنده ی این است که همه به ظلم بزرگی که قرار است مرتکب شوند واقفند  و هیچ کس جرات آن را ندارد که خودش را به تنهایی داخل ماجرا قرار دهد

خداوند به ما روشنی عقل(وجدان)داده که خودمان تصمیم بگیریم و می فهمیم  که: این کار بد است و آن کار خوب

و سعادتمند کسی است که که به ندای درون خود گوش دهد  و آنچه را باطنا می داند بد است ترک کند و به ؟آنچه می داند خوب است عمل کند .اگر به این ندا بی اعتنا باشیم به ورطه ی هلاکت در می غلتیم.

اینجا برادران یوسف  اعتنایی به ندای درونی و وجدان خود ندارند و همچنان در آتش حسادت می سوزند

 

نکته ی دیگر اینکه در اینجا ما نمی دانیم  که آیا روبین  با برادران دیگر موافق نبوده اما نمی توانسته آنان را از این کار زشت باز دارد یا شرایط  به گونه ای دیگر بوده    اما همین که روبین با پیشهادش جرمی را تخفیف داد  و از شدت گناه و خطا کم کرد جای تحسین دارد

دو پیشنهاد قبلی  یعنی  قتل و رها کردن در سرزمینی دور (که آن هم به احتمال فراوان به مرگ یوسف می انجامید) جرمی بسیار سنگین بود

شاید کمی عجیب به نظر برسد که چرا یکی از برادران پیشنهاد کشتن یوسف را داد . آخر چطور می شود برادری حاضر شود برادر ده ساله ی خود را که کودکی بیش نبود

و کوچکترین بدی در حق برادران مرتکب نشده بود    به قتل برساند؟

 

قطعا این ها افسانه و خیال نیست و نص صریح قرآن است

 

همین ماجرا در داستان های قرآن تا مرحله ی عمل هم پیش رفته و قابیل هم که به هابیل حسادت می کرد  برادرش را می کشد

 همه ی اینها برای ما در بر دارنده ی این پیام است که اگر صفات اخلاقی مذموم و ناپسند خود را ریشه کن نکنیم آرام آرام به موجودی بی رحم تبدیل می شویم

اگر بخل و حرص و حسد و کبر و غرور خود را درمان نکنیم  و با صفات زشت خود مسامحه کنیم  اینها در ما ریشه می دواند  و آرام آرام از ما موجودی می سازد که حاضر است  دست به هر کار پلیدی بزند .

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

لینک مستقل :

http://hra1.blogfa.com/post-16.aspx

چه زیباست!

 

چه زيباست

عشق را در آيينه ديدن چه زيباست

عشق را در چهره معشوق ديدن چه زيباست

درون هر تبسم

يك معماجستجو كردن

به دنبال هر حرفي

كتابي از عشق نوشتن

چه زيباست

باهرنجوائي

زخواب غفلت برخاستن

به تيمار دل بيمار رفتن

چه زيباست

خدايا

هرگز نرويد

شقايقي زعشق عاشقان

كه در آينه

به دنبال معشوق گشتن

چه زيباست

درون كومه اي

سرد وخاموش

آتشي از عشق افروختن

چه زيباست

برديوار دلي

بشكسته ازغم

آينه اي ازعشق آويزان كردن

جه زيباست.

shafigh_1340@yahoo.com

 

 

 

 

طــنــز

 

لینک مستقل :

http://hra3.blogfa.com/post-19.aspx

 

...؛ ای يعنی چه؟

با تشکر از دوستان خوبم حافظ شيرازی(لسان الغيب)؛مهران مديری(شير فرهاد)وسعيدارومی(بوالفضول الشعرا):

ناگهان پرده برانداخته؛ ای يعنی چه؟

                                مست از خانه برون تاخته؛ ای يعنی چه؟

«کاندوليزا»که علی القاعده يک زن باشد

                             از چه با بوش چنين ساخته؛ ای يعنی چه؟

«بوش»از«رايس»بپرسيد:برم من به مبال؟

                                  با يکی صورت بگداخته؛ ای يعنی چه؟

«رايس»از کاخ سفيد آمده بيرون؛ داغون

                                   کاملاْ رنگ ز رو باخته؛ ای يعنی چه؟

يک نفر منبع آگاه به ما گفت که بوش

                                     ظاهراْپول نپرداخته؛ ای يعنی چه؟

بوش در منطقه پيچيده صدای نعره اش

                               تيغ قلدرگری اش آخته؛ ای يعنی چه؟

می کند اشتلم او بر سر هر گردنه ای

                      اين همه کشته پس انداخته؛ ای يعنی چه؟

«رايس» که پرده برانداخته و مستانه است

                «بوش» هم که علم افراخته؛ ای يعنی چه؟!...

 

کلمات و ترکيبات تازه مصرف:

افراخته:افراشته؛بلند کرده.(گردن افراخته ، گردن افراشته).

برگرفته از وبلاگ:

http://www.raffie.persianblog.com/

 

 

دیــنــی

 

لینک مستقل :

http://moshkan2.blogfa.com/post-88.aspx

 

بشارت كُتب آسمانی ادیان ديگر از دولت الهی آخرالزمان (3)

 

3-  بـشارت منجی در کُتب يهود

يهوديان معتقدند كه در آخر الزمان منجی و رهاننده ای به نام "ماشيح" ظهور خواهد كرد كه او را از نسل حضرت داوود( علي نبينا و آله و عليه السلام ) می شمارند .  لازم به تذكر است كه موعود مسلمانان، حضرت مهدی ( عليه‌السلام )  نيز از طرف مادرشان به حضرت داوود ( علی نبينا و آله و عليه السلام)  می رسند .

زبور حضرت داوود ( عليه السلام )

زيرا شريران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، ‌وارث زمين خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شرير نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهی كرد و نخواهد بود. و اما صابران وارث زمين خواهند شد زيرا كه بازوان شرير شكسته خواهد شد و اما صالحان را خداوند تأييد می كند،‌ خداوند روزهای كاملان را می داند و ميراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد‌.

تورات ؛ در سفر پيدايش چنين مي خوانيم :

نام تو ابراهيم خواهد بود اما در خصوص اسماعـيل تو را اجابت فرمودم ، اينک او را بركت داده بارور گردانم،‌ و او را بسيار كثير گردانم، دوازده رئيس از وی پديد آيند و امتی عظيـم از وی بوجود آورم از ابراهيـم امتی بزرگ و زورآور پديد خواهد آمد و جمع امتهای جهان از او بركت خواهنـد يافت. 

نکتــه: از نسل حضرت اسماعـيل( علی نبينا وآله وعليه السلام ) تنها يک پيامبـر يعنی وجـود مقـدس پيامبــر اکـرم( صلی الله عليه و آله) به رسالت برگزيده شدند . به علاوه تمامی جانشينـان آن حضــرت نيز از نسل حضرت اسماعـيـل   ( علی نبينا و آله و عليه ا لسلام ) می باشنـد .

تورات ؛ در ادامه ی سفر پيدایش می خوانيم :

اگرچه تأخير نمايد، برايش منتظر باش، زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد  بلكه جميع امتها را در نزد خود جمع می كند و تمامی قومها را برای خويشتن فراهم می آورد‌ .

كتاب « سرود سليمان» فصل 5  نوشته شـده :

دهانش شيرين است ونامش  محمد  است ، اين محبوب من است و اين يار من است

 

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

http://entezar-e-yar.persianblog.com

 

ترفند رایانه ای:

 

لینک مستقل :

http://moshkan2.blogfa.com/post-89.aspx

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (2)

 

چه کار کنم که وبلاگم در موتورهای جستجو ثبت شود؟

لازم نیست شما کار خاصی انجام دهید. اکثر موتورهای جستجوی معروف و بالاخص گوگل (که به عبارتی معروف‌ترین و مهم‌ترین موتور جستجو به‌حساب می‌آید) شما را خود به خود پیدا می‌کنند و صفحات وبلاگ شما را ایندکس می‌کنند. البته در برخی از این موتورهای جستجو قسمتی برای معرفی کردن و شناساندن سایت‌های جدید وجود دارد، که از آن طریق هم می‌توانید وبلاگ‌تان را به موتور جستجو معرفی کنید. اگر این کار را هم نکردید، نگران نباشید. گوگل شما را پیدا خواهد کرد و همین کافی است.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

 

حرف آخر:

 

معبود من!

بر زبان ناتوانم قدرت ده تا در مقابل اینهمه احسانت ذره ای شکرگزار باشم.

بگذار ازعشقت بگویم از اینکه چقدر دوستت دارم از اینکه چقدر خرسندم که تو را دارم که بنده توام اما گفتن از عشق تو آسان نیست ادعای عاشقی در برابر تو وعشق سرشارت برمخلوقاتت دور از ادب است ومن شرمسارم از اینکه تو اینقدر عاشقی و من ...

 

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

با شرکت در این نظر سنجی ما را یاری نمائید