نسل سوم 16
هفته نامه
(16)
شماره شانزدهم ـ سه شنبه 2 اسفند 1384
عضویت در گروه مشکان
http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join
قبل از هر چیز سلام!
بزرگراه عاشورا
صالح مهدي غفراني
عزاداري براي امام حسين، چيزي بيش از سينه زني، زنجيرزني و راه انداختن هيئت و دسته جات است، يا لااقل براي ما ايراني ها در هيچ زماني و در هيچ برگي از تاريخ گذشته مان محرم به سياه پوشي و اشك و ماتم ختم نشده است.
حسين (ع) و زينب، يزيد و شمر ، علي اكبر و ابوالفضل و ديگرحاضران اين صحنه ماندگار هر كدامشان براي ما تعبيرها دارند فرقي هم نمي كند كدام خودخواه و خودكامه، كدام شاه و كدام ظالم، در كدام جنگ و كدام مجاهد! و در هر برهه اي و شرايطي اين آدم خوب ها و شايد هم آدم بدهاي قصه عاشورا بوده اند كه راهي، روزنه اي و يا گريزي براي گذشتن از سد خودها و خودخواهي ها بوده اند.
ميرزا كوچك خان ها و نواب صفوي ها و همت ها و ...
شايد بشود گفت حكايت حسين براي ملت ما در حكم يك «بزرگراه» است.
بزرگراهي كه هر وقت واردش شدي يا بايد آنقدر بروي و بروي تا به انتها برسي و يا اينكه اگر در ميانه راه كم آوردي و بريدي، راه را خلوت كني تا ديگراني كه تازه نفس اند ادامه بدهند، تا به آخر.
و اگر حافظه تاريخي ات خوب ياري كند، مي بيني هر كجا كه مسيرمان به اين بزرگراه ختم شده، هر كجا كه آدم هاي قصه عاشورا وارد داستان ما شده اند و هر كجا كه پشت شعارهايمان شعور حسيني شكل گرفته همان جا شده ايم تعبير «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا»!
عاشورا تمام نشده و اين داستان سر درازي دارد، اما يك چيز يادمان نرود، يادمان نرود كه اگر امروز يزيدي هست كه بايد با خون حسيني رسوا شود، اگر دشمني داريم كه تشنه خون ماست، چه بسا زاييده غفلت هاي گذشته خودمان باشد و شايد مثل شمر روزي از بين خودمان بوده و يا مثل حر از ياران فرداي ما باشد و درس يزيد شناسي هم درس ديگري از درس هاي عاشوراست.
¤¤¤
راستي، شنبه 22 بهمن بود و تمام خيابان هاي شهر در قرق راهپيمايان...
الحق كه ايراني ها، اين درس را هم خوب پس دادند!
تیتر یک
اين همه راه تا تهران!
سه شنبه هفته پيش، درست اولين روز تعطيلات سه چهار روزه ما بود. حول و حوش ساعت 9صبح، وسط خواب ناز صبح بودم كه موبايل شروع كرد به نوحه خواني!
يكي از بچه هاي دانشكده بود. گفت پاشو بيا جلوي سفارت دانمارك.گفتم تجمع مجمع است؟ گفت آره، گفتم تو اين چند روز زياد رفتم براي تهيه خبر از اين برنامه ها، ضمن اينكه تا يكشنبه روزنامه در نمي آيد و اين خبر به درد صدا و سيما مي خورد نه ما!
گفت پاشو بيا، يكجورهايي با بقيه فرق دارد. خلاصه با اصرار مزاحم تلفني، پا شدم كه راه بيفتم. تو دلم هم گفتم خدا كند ارزش رفتن تا آنجا را داشته باشد، آن هم در صبح اولين روز تعطيلات وگرنه...
¤ ¤ ¤
روبروي سفارت دانمارك وول مي زد از جمعيت، نمي شد گفت كه تجمع دانشجويان است، چون از همه سن و همه تيپ آمده بودند. دختر و پسر و زن و مرد و دانشجو و طلبه و...
لابه لاي جمعيت چند تا از بچه هاي دانشكده خودمان را هم پيدا كردم. پرسيدم تجمع كنندگان چه كساني هستند؟ گفتند مردم لرستان!
اولش فكر كردم شوخي مي كنند، اما بعد كه از دو سه نفر از تجمع كننده ها پرسيدم، متوجه شدم كه 500-600نفر از مردم بروجرد به طور خودجوش شب قبلش با اتوبوس آمدند تهران براي تجمع در برابر سفارت دانمارك و اعتراض به توهين روزنامه نگاران دانماركي.
برايم جالب بود اين همه آدم، اين همه راه را بلند شوند و بيايند به خاطر تجمع در برابر سفارت يك كشور خارجي.
اين روزها تظاهرات ها و اعتراض هاي فراواني در بسياري از شهرهاي كشور نسبت به اين مسئله شده، اما اينكه اين تعداد از مردم يك شهرستان بلند شوند بيايند تهران و تجمع خودشان را در اينجا برگزار كنند، حرف ديگري است!
از يكي از دانشجوهايي كه از دانشگاه آزاد بروجرد آمده بود، چند تا سئوال پرسيدم. مي گفت به اين خاطر آمده ايم اينجا كه نمايندگان دانماركي ها ببينند تمام مردم ايران نسبت به اين كار احمقانه گله مندند، نه فقط پايتخت نشين ها . رسانه ها هم ضبط كنند و پخش كنند تا همه بفهمند كه اگر بحث اسلام و نظام پيش بيايد، تو اين مملكت كسي آرام نمي نشيند، حالا مي خواهد دانشجو باشد يا مغازه دار يا طلبه و يا هر كس ديگري.
يكي ازطلبه هاي جواني كه آنجا ايستاده بود و تقريبا هدايت جمعيت ها در دست او بود هم مي گفت يك خرده اين قضيه جاي گله دارد كه چرا دولت ما آخرين كشوري بود كه نسبت به اين مسئله واكنش نشان داد، مي گفت آمدن ما به تهران واقعا يك حركت خودجوش بود و در عرض يكي دو روز همه كارهايش انجام شد و واقعا نمي دانستيم چند نفر حاضرند همسفر ما شوند، اما روز حركت ديديم سيل جمعيت در مكان مقرر جمع شدند و ما هم چند دستگاه اتوبوس اضافي گرفتيم و تازه آخرش باز هم نتوانستيم همه را با خودمان بياوريم.
عكاس ها و خبرنگاران مدام دور جمعيت وول مي خوردند و سوژه شكار مي كردند. آرامش تجمع كننده ها هم مصنوعي به نظر مي رسيد و معلوم بود كه در سر فكري دارند كه منتظر زمان موردنظر براي اجراي آن اند!
ابتدا پرچم دانمارك را آتش زدند و بعد هم جلوي سفارتخانه مشغول نمازظهر شدند و همان جا به سخنراني و سردادن شعار و تكبير پرداختند. بعد از نماز يك خرده شعارها تندتر شد. بعضي از جوان ها كفن به تن مي كردند و روي آن هم شعارهاي حسيني مي نوشتند.
شعارها بعضي جاها تبديل به نوحه و سينه زني مي شد و بعضي جاها تبديل به شعارهاي ضداروپايي و ضدامريكايي، كم كم جمعيت به سمت درب سفارتخانه نزديك شد و بعد از آتش زدن قسمتي از ديوار سفارتخانه، به سمت درب سفارتخانه حمله ور شد.
از دست نيروي انتظامي هم كاري برنيامد و چند تا از بچه ها از زيردست مامورها جيم شدند و از ديوار سفارتخانه بالا رفتند و خودشان را به داخل سفارتخانه رساندند.
با هدايت طلبه هاي جواني كه قاطي دانشجوها بودند، بچه ها جلوتر نرفتند و همان جا به سردادن شعارهاي ضددانماركي و آتش زدن پرچم ها اكتفا كردند و...
يكي- دو ساعت بعد هم به درخواست نيروي انتظامي، بچه ها از سفارت بيرون آمدند و تجمع به آرامي پايان گرفت و صدالبته آشوب توي دل دانماركي هاي وحشت زده داخل ساختمان را شعله ورتر كرد.
وقتي خيابان را ترك كردم، بروجردي ها هنوز همان جا بودند. لابد مي خواستند براي كامل شدن برنامه شان نماز مغرب و عشا را هم همان جا بخوانند و نام محمد رسول الله را بلند تكرار كنند تا گوش هاي سنگين بشنوند.
خلاصه اولين روز تعطيلات را با دود و آتش و سنگ و تصاويري كه آدم را ياد تسخير لانه جاسوسي مي انداخت، گذراندم اما هرچه كه بود، ارزش رفتن را داشت!
یادداشت
طفلك هاي اسرائيلي را خدا از قلم انداخته!
«صهيون» نام تپه اي در اورشليم است كه در گذشته بر فراز آن قلعه اي به همين نام وجود داشته است. به گفته كتاب مقدس اين قلعه را حضرت داوود در حدود قرن دهم قبل از ميلاد فتح كرد و نام آن شهر را داوود گذاشت. بعدها اين تپه به صورت نمادي براي اورشليم و تمامي سرزمين اسرائيل درآمد و به صورت عنواني براي آن سرزمين به كار رفت. و صهيونيسم جنبشي است كه طرفدار بازگشت يهوديان به سرزمين فلسطين و ايجاد كشوري يهوديست.
خلاصه اينكه در چند جاي كتاب مقدس تورات كه تحريف شده ، خداوند به يهوديان، اين سرزمين را وعده داده ولي به شرط آنكه يهوديان هم به عهد با خدا عمل كنند و اطاعت او را بكنند.
«من اين سرزمين را به تو خواهم بخشيد» (سفر پيدايش 5:7)
«من عهد خود را تا ابد با تو با فرزندانت نسل اندر نسل برقرار مي كنم. من خداي تو هستم و خداي فرزندانت هم خواهم بود. تمامي سرزمين كنعان را كه اكنون در آن غريب هستي تا ابد به تو و نسل تو خواهم بخشيد و خداي ايشان خواهم بود. خدا به ابراهيم فرمود وظيفه تو و فرزندانت و نسل بعد اين است كه عهد مرا نگاه داريد.» (سفر پيدايش 17:7-11)
خب با اين بشارت خوبي كه خدا به يهوديها داده مي توانند به جاي اين همه جنگ و خون ريزي و بدنام كردن خودشان بنشينند عبادت كنند و به عهد خدا عمل كنند. آخه يكي نيست به اين بندگان خدا بگويد زوركي كه نميشود وعده خدا را ازش گرفت.
طبق قرآن عهد خدا با بني اسرائيل به شرح زير است:
1- غير خدا نپرستيد.
2- به والدين و خويشان و يتيمان و مسكينان احسان كنيد.
3- نماز اقامه داريد و زكات بپردازيد.
4- خون يكديگر را نريزيد.
5- يكديگر را از ديارتان بيرون نكنيد. (بقره83-84)
حالا جنبه هاي خصوصيش اصلاً به ما ربط ندارد ولي باتوجه به اينكه اسرائيلي ها اصلاً خون و خونريزي نمي كنند و به علاوه هيچ كسي را هم از خانه و سرزمينش بيرون نمي كنند! عجيبه كه هنوز وعده الهي بر اونها محقق نشده! به احتمال زياد اين بندگان متدين خدا يا نمازشون رو اول وقت و با حضور قلب نمي خونند يا زكاتشون به دست اهلش نمي رسه وگرنه چرا تا الآن بايد ويلون و سرگردون تو بيابونهاي بي سرزميني باشند؟!!
مريم آزموده فر
دست نوشته هاي دل ...
براي تو مي نويسم... براي تو... براي تو نسل سومي...
براي تو نسل سومي كه به خودت و هم نسلانت افتخار مي كني. براي تو عزيزي كه عاملي مي شوي براي اينكه نسل دوم و اولي ها به تو و هم نسلانت افتخار كنند.
براي تو نسل سومي كه در ميان سكوت عذاب آور ديگران فرياد مي زني و به غفلت و سكوت سنگين شان اعتراض مي كني. براي تويي كه خود را سد محكمي در مقابل دشمنان كشورت مي داني...
براي تو مي نويسم....
براي تو نسل سومي كه خودت را باور داري. خود را متعلق به وطنت و آينده را از آن هموطنان وهمنسلانت مي داني.
براي تو مي نويسم...
براي تو نسل سومي كه قرار است افتخار نسل هاي آينده باشي نه عبرت آنان...
ياريم كن. دستت را به دستانم بسپار و همراهيم كن تا نسل سه ايراني را در عمق زمان و تاريخ جهانيان ماندگار كنيم.
نجمه السادات مولايي از تهران
سهشنبه بازار
تنديس «دنده عقب بزن سوار شيم» بلورين
اينقدر هواپيما سوار مي شويم كه از وضع جاده ها بي خبريم.
اين جمله بخشي از سخنان محمدكاظم معمارزاده، استاندار آذربايجان شرقي در جمع خبرنگاران است. معمارزاده با اشاره به وضع اسف بار رستوران هاي بين جاده اي اين استان گفته: وضع رستوران ها و ايستگاه هاي بين راهي از بد هم گذشته است و در حد افتضاح است. وي همچنين به نگه نداشتن برخي از اتوبوس هاي بين شهري براي نماز اشاره كرده و گفته اين تخلف رانندگان اتوبوس هاست كه بايد به آن رسيدگي شود.
استاندار آذربايجان شرقي گفته مشكل از اينجاست كه ما مسئولان اينقدر سوار هواپيما مي شويم و با هواپيما تردد مي كنيم كه اصلا از وضع جاده ها و مسائل آنها بي خبريم!
ما ضمن تقدير از سخنان استاندار محترم اين استان و آرزوي تغيير در وضع اتوبوس ها و رستوران ها و ايستگاه هاي بين شهري اين استان، به اين بنده خدا و سايرين سفارش مي كنيم اينقدر با هواپيما تردد نكنند و براي يك بار هم كه شده از جاده براي مسافرت استفاده كنند تا زودتر به عمق فاجعه پي ببرند و بالاخره روزي برسد كه رستوران هاي بين راهي مملكت ما از شكل چاپارخانه اي عهدبوقي دربيايند!
مدال «عمرا اگه لنگه مو پيدا كني» بلورين (حتما بخونین)
فرماندار يكي از شهرستان هاي مازندران به طرز جالبي تغيير كرد.
به گزارش خبرنگار نسل سوم، چند هفته پيش مردي وارد فرمانداري بابلسر مي شود و از منشي فرماندار درخواست ديدار با فرماندار را مي كند. منشي در پاسخ به اين فرد مي گويد كه فرماندار نيست و فردا بياييد.
شخص موردنظر سه روز متوالي به فرمانداري مراجعه مي كند و هر بار همين پاسخ را مي شنود. دست آخر در روز چهارم، فرد مزبور پس از شنيدن پاسخ «فرماندار نيست» به منشي مي گويد كه من اين قدر اينجا مي نشينم تا فرماندار بيايد! در همين لحظات فرد ديگري كه از مديران شهرستان بوده وارد مي شود و درخواست ملاقات با فرماندار را مي كند و بلافاصله هم به ديدار آقاي فرماندار نائل مي شود. در پي اين ماجرا فرد موردنظر شروع به سر و صدا مي كند و فرماندار با شنيدن سر و صدا از دفتر خود بيرون مي آيد و بعد از شنيدن قصه به اين ارباب رجوع مي گويد اصلا من نمي خواهم شما را ببينم و بعد هم با 110 تماس مي گيرد كه بياييد اين مزاحم! را ببريد. بعد از آمدن ماموران نيروي انتظامي، مشخص مي شود كه ارباب رجوع مزاحم، بازرسي بوده كه از طرف دكتر احمدي نژاد (رئيس جمهور) به آنجا آمده و... بنابراين گزارش همين روزها فرماندار جديد اين شهرستان منصوب خواهد شد!
تكليف نوروزي دانش آموزان حذف شد.
رئيس گروه راهنمايي آموزش و پرورش شهر تهران با اعلام اين كه امسال، «فعاليت» جايگزين تكاليف نوروزي شده است، گفته 600 هزار نسخه پيك نوروزي اسفندماه سال جاري در مدارس تهران توزيع مي شود.
به گزارش ايسنا، علمداري با بيان اين كه امسال، تكليف نوروزي حذف و فعاليت در قالب پژوهش، تحقيق و...، جايگزين آن شده است، تصريح كرد: معلمان مي توانند تنها در راستاي همان فعاليتهاي مطرح شده در پيكهاي نوروزي فعاليتهايي را طراحي و به دانش آموزان ارائه دهند.
وي افزود: در مدارس راهنمايي نيز اختيارات به طور كلي به مناطق واگذار شده و آنها نيز اختيار را به مدارس محول كرده اند تا معلمان خود درخصوص تكاليف تصميم بگيرند؛ اما از آنجايي كه احساس نياز در مقطع راهنمايي وجود نداشت، پيك حذف شد.
هر چند با توضيحات اين مسئول مشخص نشده كه بالاخره چه چيزي قرار است حذف شود اما اگر واقعا تكاليف نوروزي از سبد كادوهاي عيد دانش آموزان حذف گردد، حقيقتا سال نو آخر عشق و حال مي شود براي بچه ها!
برخي از تشكل هاي دانشجويي با صدور اطلاعيه هايي از مردم ايران خواستند مصرف كالاهاي دانماركي را تحريم كنند.
در اطلاعيه جامعه اسلامي به منظور آشنايي مصرف كنندگان با كالاهاي دانماركي آمده است: كالاهايي كه باركد آنها با عدد 57 آغاز مي شود، توليد كشور دانمارك هستند.
نام برخي از اين شركت ها و كمپاني ها نيز به صورت تصاويري توسط ايميل دست به دست مي شود.
همچنين اين روزها دعوت اينترنتي و SMSاي از مردم براي امضاي طومار عليه كاريكاتورهاي دانماركي كه در آن با استناد به قانون كنوانسيون حقوق مدني و سياسي سازمان ملل، اقدام نشريات اروپايي جرم بين المللي محسوب مي شود نيز رواج فراواني گرفته است. آدرس اين طومار به اين شرح است:
petitiononlinecom/islamic/petitionhtml
گفتني است دانماركي ها هم يك سايت راه انداخته اند و از طرفداران كاريكاتورها خواسته اند تا پاي آن را امضا كنند. لذا براي رو كم كني هم كه شده، زودتر برويد سراغ آدرس بالا و پاي طومار را امضا كنيد.
حامد كرزاي براي آريل شارون آرزوي طول عمر كرد.
به گزارش ايلنا، حامد كرزاي، رئيس جمهوري افغانستان اعلام كرد كه بلافاصله پس از اعلام برپايي دولت مستقل فلسطيني با اسرائيل روابط ديپلماتيك برقرار خواهد كرد.
كرزاي كه با آسوشيتدپرس گفت وگو مي كرد، همچنين براي «آريل شارون» نخست وزير اسرائيل كه هم اكنون پس از دو سكته مغزي در بستر بيماري است، آرزوي طول عمر كرد.
آرزوي طول عمر اين افغاني براي شارون در حالي صورت مي گيرد كه پزشكان اسرائيلي اعلام كرده اند كه شارون عملا مرده است!
اما نكته جالب اينجاست كه در حالي كه پوتين، رئيس جمهور روسيه با دعوت از رهبران حماس به برقراري ارتباط با دولت اسلامي فلسطين ابراز علاقه نشان داده و حرص خيلي ها را درآورده، كرزاي رئيس جمهور كشور اسلامي افغانستان، چنين آرزويي از خودش در كرده است!
آب در كوزه و تو تشنه لبان بدو تا بميري.
هفته نامه مشکان شنبه ها . هفته نامه نسل سوم سه شنبه ها و هفته نامه مکث پنجشنبه ها منتشر می شود. جهت همکاری با ما و یا تبادل لینک به آدرس ایمیل hra62302@yahoo.com تماس بگیرید و یا در قسمت نظرات عنوان کنید.