بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

 

۳۷

 

 

سال اول ـ شماره 37 ـ شنبه 12 فروردین 1385

 

حرف اول:

 

الهی روزم را چون شبم روحانی گردان و شبم را چون روز نورانی

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

تصـویـر روز

برعکس آرم کوکا کولا یعنی

لا محمد ، لا مکه !!!

 

برای دیدن این بخش اینجا را کلیک کنید

 

 

گزارش ویژه هفته

 

روز بزرگ جمهور یا هزار راه نرفته ...

 

به مناسبت 12 بهمن ـ نوشته: فرشاد مهدی‌پور

 

بهار سال55، شاه هنوز خود را ژاندارم خاورمیانه می‌دانست و سرمست از نوش دلارهای نفتی، قهقهه مستانه می‌زد و در زیر سایه سرسپردگی و سرسپردگانش می‌خواست تا خواب‌های رویایی‌اش را تعبیر کند. سه سالی که زین پس بر آن دستگاه گذشت، نسیمی بود که توفان شد و دودمان پهلوی را بر باد داد و نه از تاک نشان ماند و نه از تاک‌نشان. فروردین سه سال بعد، شاه آواره نه می توانست پیام نوروزی بدهد و نه کسی پیامش را گوش می‌داد. مردم گرم و با عزم جزم، در این اندیشه بودند که به چه چیز در دهمین روز سال نو، باید «آری» بگویند.

 

می‌دانستند ...

می‌گویند ایرانی‌ها در بهمن 57 می‌دانستند که چه نمی‌خواهند، اما نمی‌دانستند چه می‌خواهند! ضرب المثل رایج اهل سیاست و مدن برای به سنگ کوبیدن سر انقلابی که نه سوسیالیستی بود و نه کاپیتالیستی، درست مانند آن فهم رایج عوامانه است که ایرانیان اهل کار دسته جمعی نیستند (و تا دلتان بخواهد برایتان از ورزش، شاهد و مثال دارد!).
این فرضیه از زاویه تنگ و تار منورالفکری بی تردید ثابت شده بوده و هست؛ درست مانند همین روزگار که همه‌شان شب پای سطحی‌ترین برنامه‌های تلویزیونی می‌نشینند و شادمانی‌شان به راه است و صبح تا آنجا که بتوانند در مذمت تلویزیون و برنامه‌هایش داد سخن می‌دهند ... آن روزها هم چنین بود. یک اکثریت بزرگ، نزدیک به 96 درصد، آمده بود تا رای بدهد و در آن میان، یا به تلقی نقلی و یا عقلی، 99 درصدشان از جمهوری اسلامی حمایت می‌کردند و روشنفکران از جمهوری دمکراتیک.

 

یک عمر

قرار نیست کسی را محاکمه کرد، اما انصاف هم نیست تازیانه تاریخ را فرونهیم و نسکافه بنوشیم و خود را «الیت» بخوانیم و کسی را هم آدم حساب نکنیم. مردمان فروردین 58، خوب می‌دانستند که به چه باید رای داد تا تمام خواسته‌هاشان را متجلی کند؛ راهی کوتاه میان مدرنیته و سنت، تا از درون آزمون یک نظریه نوین حکومتی، نظامی بدر آید، برخاسته از زاد و بوم ایرانی.

این اتفاق افتاد و آن نظام به «آری» نشست، اما از آنجا که در عالم آن روز (و همچنان امروز) راهی راهورتر از مقیاس‌های پوزیتیوستی و اثبات‌گرایانه نبود، روشنفکران دست به دامان ساخته و پرداخته های دکارت و کانت و هگل و... شدند تا دریابند نظام نو آمده را در کدامین چارچوب باید جا داد و تحلیل‌اش کرد؛ اینچنین نقاط قوت‌اش را سریع‌تر می‌توان شناخت و راه فترت‌اش را آسان‌تر می‌شود پیمود.

 

شب دراز

نه آنکه همه روشنفکران را به یک تیغ بتوان نواخت؛ روشن است که کج فهمی و کج اندیشی را از آدمی جدایی نیست و اینچنین نابخردانه و نامردمانه برخی ترسانده شده و برخی رمانده؛ و خود این دانه‌ای شد برای دام‌های بعدی. ولی از همان وقت که برخی «جمعه»ها «کتاب» می‌نوشتند(!) معلوم بود که بیرق سه رنگ را پرچم سیاهی می‌بینند که در پس گور یزدگرد در سرزمین پارس به اهتزاز درآمده است. روشن است که با چنین وصفی، یار که نبودند هیچ، بیشتر زخمی بودند بر دل بیمار.

با این وصف کمتر درس خوانده و فرنگ رفته و درد داشته‌ای در میان بود تا به تئوری‌پردازی نظام نو، که آرایشی دیگرگونه را می‌خواست دراندازد یاری رساند؛ «شریعتی» که در فوتی مشکوک سالی پیشتر رفته بود و ماهی دیرتر، گلوله های سربی «مطهری» را از انقلاب گرفته بود. دیگران نیز درگیر و دار رتق و فتق امور اجرایی بودند و یا تیرهای پی در پی بداندیشان، آنها را به کاروان رفتگان می‌رساند.

 

نزدیک هدف

مردم می‌دانستند چه می‌خواهند چرا که جمهوری اسلامی را نزدیکترین ساز و کار برای رسیدن به اهداف انقلاب می‌دیدند. این سخن گزاف نیست که اگر بگوییم با تصویری که از چنین حکومتی عرضه می‌شد، رسیدن به این باور دشوار نبود. عکس این نظر هم صادق است که اگر جمهوری اسلامی وزانتی یافت، از برای آن بود که برای تحقق شعارهای انقلاب ساخته شده بود؛ مشروعیت‌اش را از حضور فره‌مندانه خمینی کبیر می‌گرفت و مقبولیتی کم نظیر در میان ایرانیان داشت و حالا می‌توانست واضع قوانین باشد تازه برای به‌سازی آرمان‌های انقلاب.

این سخن از آن رو اصل است که هر چه حکومت جدید، خود را وفادار به آن شعارها می‌دانست و برایشان سینه چاک می‌داد، مردمی‌تر بود و نزدیکی‌اش را همه خوب می‌فهمیدند و هر چه هم دورتر، دستیابی به آن اهداف دیرتر محقق شده و همگان دلگیرتر. و به‌راستی که اگر نارضایی هم در میان مردمان است که هست، همه از فاصله‌ای است میان آنچه در ذهن بوده و در عمل پدیده آمده.

 

کدامین انقلاب؟

در طول این همه سال، همگان آمده‌اند و رفته‌اند؛ سی سالی است که شعار همه انقلاب بوده و هست. اما به‌راستی گوهر انقلاب در کدامین صدف پنهان است؟ حضرت روح الله که نیست تا یک تنه ایدئولوگ انقلاب باشد و آن همیت و ممارست نشردهندگان و یاوران دهه شصت جمهوری نیز که رخت بر بسته است.

مردم می‌دانسته‌اند که انقلاب کرده‌اند تا اسلام جاری شود، آزادی به ارمغان بیاید، عدالت حکم فرما گردد و... ولی شکاف میان این آرزوها، به هر دلیل پر نشده و از آن سو «دنیا» نیز (چه به معنای معنوی اش و چه در جایگاه واقعی اش) راه را بر بسیاری مبهم ساخته و به بی‌راه کشانده شان. اما در بود اندک تئوری و فقر مرد عمل، قطار جمهوری اسلامی نمی‌توانست از حرکت بایستد و یک بیراهه مهم، دست یازیدن به بافته‌های ذهنی دوره نوزایی اروپا بود (که گر چه احترازی از نبود اما برای سازماندهی، نقد و ترویج دستآوردهای انقلابی شرقی، چندان کارساز نیست) و نتیجه از پیش روشن؛ نظام نو، هر چه بیشتر خود را در چارچوب ادبیات رایج تعریف می‌کرد، با ضریبی از زادگاه اصلی‌اش فاصله می‌گرفت. اینجا بود که مهمترین تعارض خود را نشان داد که آن دوگانگی میان جمهوری و انقلاب بود؛ آنچنان‌که منافع ملی بعضا به ذبح ارزش‌ها همت می‌گمارد.

 

فروپاشی از درون

چند سال پیش، پروژه فروپاشی از درون، شبیه آنچه بر سر حکومت شوراها آمده بود، به همتی بلندنظرانه، آشکارا توصیف شد. این صدا را می‌شد (و می‌شود؟) شنید، چرا که انقلاب در عقبه تئوریک‌اش، دچار غفلت شده بود و هر چه هم برای یاری و فرآوری دوباره، ندا و صدا بلند می‌شد، کمتر به هدف اجابت می‌رسید. گویی برخی در حاشیه امن خودساخته، مجال فهم اتفاقات را نداشته و برخی دیگر هم خود را به نشنیدن می‌زدند و دیگرانی هم عمدا تیشه را بر ریشه.

تداوم انقلاب در گرو بازتولید هر روزه مفاهیم آن بوده و هست. انقلاب به پایان نرسیده و مفاهیم عرضه شده در آن، زمینه‌سازی برای حرکت‌های فراملی. چنین امکانی خودبه خود فراهم کننده زمینه‌های انقلاب دائمی است و چه باک که روشنفکران دوست نمی‌دارند پا پیش بگذارند، مردمان که خوب می‌فهمند چه می‌خواسته‌اند و اگر اکنون ناراضی‌اند، دوری از آن محور آزارشان می‌دهد.

 

زمانه رویش

سی سال از آن تاج‌نشینی گذشته و اگر در فروردین 58، اسلام به آرایه جمهوری آری گرفت، در فروردین 85 هم هنوز بر صدر است و برخی را نهیب باید زد که «گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان... هزار باده ناخورده در رگ تاك است».

 

خــبـــر

 

هزار و سيصد كشته و مجروح در زمين‌لرزه صبح دیروز لرستان

آخرين آمارها از زلزله‌ دیروز لرستان از كشته شدن 66 نفر و مجروحيت 1246 نفر از هموطنان خبر مي‌دهد.

به گزارش ايسنا، استاندار لرستان بيشترين خسارت ناشي از زلزله استان را در شهرستان بروجرد خواند و گفت: در حال حاضر وضعيت اسكان زلزله‌زدگان مناسب است.

محسنی ثاني با بيان اينكه در اسكان شبانه آسيب‌ديدگان مشكل داريم، تصريح كرد: سعي بر اين است كه تا قبل از غروب آفتاب عمليات نجات خاتمه يافته و قبل از سرد شدن هوا عمليات اسكان موقت انجام شود.

به گفته وي تاكنون 90 درصد عمليات امداد و نجات پايان يافته است.

او با بيان اينكه به علت پیش‌لرزه‌های شب گذشته اطلاع‌رساني به موقع و اقامت مردم در خارج از منزل، زلزله تلفات جاني بالايي نداشته است، افزود: مشكل قطعي آب، برق و گاز برطرف شده است و تنها در چند روستا اين مشكل وجود دارد كه در حال برطرف شدن است.

معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اعلام كرد: بيمارستان صحرايي در منطقه زلزله‌زده دورود تا پايان امروز راه‌اندازي مي‌شود.

دبير ستاد حوادث غيرمترقبه‌ استان لرستان گفت: در اين حادثه به 330 روستا به ميزان 30 تا 100 درصد خسارات وارد شده است.

باراني بيشترين خسارات را مربوط به روستاهاي ما بين دورود وبروجرد دانست و گفت: ستاد حوادث غير مترقبه با تجهيزات كامل تمام مناطق خسارت‌زده را تحت كنترل كامل دارد و از مردم استان و ساير استان‌ها خواست با آرامش ستاد را در خدمات رساني ياري دهند.

باراني با تاكيد بر اينكه آمار تلفات و خسارات همچنان در حال تغيير است، ادامه داد: امدادرساني ادامه دارد و هنوز بسياري از حادثه ديدگان زير آوار هستند.

وي گفت: زلزله در استان‌هاي همدان، بهار، تويسركان و نهاوند احساس شده‌ است، ولي هيچ خسارتي به اين استان وارد نشده است.

رييس سازمان امداد و نجات جمعيت هلال احمر كشور گفت: تاكنون 50 دستگاه آمبولانس، هشت قلاده سگ زنده ياب و دو فروند بالگرد به همراه نيروهاي امدادي به مناطق زلزله‌زده استان لرستان اعزام شدند.

سردار آقانصير گفت: آواربرداري به علت پراكندگي روستاها همچنان ادامه دارد و تا اطمينان كامل نسبت به پاكسازي مناطق زلزله زده حاصل نشود عمليات نجات متوقف نخواهد شد.

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی ام

 

ادامه داستان

 

یوسف در این خانه بزرگ و بزرگتر شد . او در دستگاه خیره کننده و کاخ های رویایی و ثروت های بیکران فرعون مصر که یکی از کانون های مهم سیاسی بود هم در ذهنش بازار برده فروشان را مجسم می کرد و هم ثروت اندوزی و ظلم طاغوتیان را

و البته از این مقایسه رنج فراوان می برد و در ذهنش این فکر سنگینی می کرد که چگونه می تواند به این وضع خاتمه دهد . اما در آن شرایط کاری از دستش ساخته نبود.

یوسف در این دوران به شدت به تهذیب نفس و خود سازی مشغول بود چنان که قرآن می فرماید :( و هنگامی که او به مرحله ای از بلوغ جسم وجان رسید و آمادگی پذیرش انوار الهی (وحی)را پیدا کرد ما به او حکم و علم دادیم .)حکم همان عقل و فهمی است که به دور از هوی و هوس است  و علم همان دانش و آگاهی است که جهلی به آن راه ندارد.

عده ای نوشته اند یوسف این زمان که جوانی بالغ و خود ساخته بود به مقام نبوت رسید و عده ای نبوت او را به دوران زندانی بودنش مرتبط دانسته اند

اما به هر حال در این زمان خداوند بواسطه ی صبر و شکیبایی و تقوا و پاکی و نیکوکاری و توکل او عنایات فراوانی نمود و از جمله دانش تعبیر خواب را به او آموخت .قطعا برای جوانی زیبا و دارای شأن والا همچون یوسف در دربار مصر با توجه به رفت و آمد ها و میهمانی ها  و بزم ها  زمینه های گناه فراوان بود اما او هرگز از اطاعت خدا دست نکشید و به شدت از هر گناه و آلودگی دوری میجست . او هرگز طنابی را که همچون عطیه ای الهی در چاه رها شده و لطفی را که خداوند در حق او کرده بود از یاد نبرد.  و اگر چه شاید حدود ده سال از ماجرای چاه می گذشت  با یادآوری لطف و مهربانی خدا حتی اندیشه ی خطا و گناه نیز به سر راه نمی داد.به تعبیر ما او که نمک خورده بود هرگز نمکدان نشکست بلکه هرچه زمان می گذشت بر طاعت و بندگی و تقوایش اضافه می شد و چنین بود که خداوند این وجود پاک را ظرفی بسیار شایسته برای رحمت های خاص خود دید و بر وجود مبارکش سرازیر نمود.

خداوند بلافاصله پس از آنکه عنایات خاص خود به یوسف را بر می شمارد اعلام می دارد که ما چنین جزای نیکو کاران را می دهیم.

یعنی مواهب الهی حتی به پیامبران بی حساب نیست و هر کس به اندازه ی نیکو کاری و احسانش از این دریای بی کران فیض الهی بهره می گیرد .همانگونه که صبر و استقامت یوسف در مقابل آنهمه مشکلات پاداشی به سزا نصیبش کرد

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

وبلاگ: پرچین راز

 

قـصـه

 

یک نفس یک شعر یک قصه شروع

یک صدا از پشت ابرای کبود

یک نگاه مهربان از آسمان

برق صد افسانه ی لیلی شروع

یک نگاه مهربان از سوی او

جویبار لحظه های بی شروع

هفت رنگ آسمان هفت رنگ عشق

یک صدا از اوج هفت دریای عشق

یک نگاه از آفتاب سوز عشق

یک خیال ساده اما پر ز عشق

 

سوگند

 

 

طــنــز

 

كابوسنامه

 

من تأليفات: امير عنصر المبايلى معلوم‏الحال، كابوس بن مزد بگير بن زياد ازخاندان زيادى

 

جلد دوم (!!!)

 

IN THE NAME OF GOD

 

× حكايت: يكى از حكما را شنيدستم كه هر وعده دو مَن مرغ و مسمابخوردى و تا لنگه ظهر بخسبيدى. چونان كه از وى در سبب زيادت آن بپرسيدند،گفت: ما را ازين دست كرامات بسيار است. همه چيز حكما را با عوام تفاوتهاست. وبزرگان گفته‏اند: «شورت الحكماء اَطول من تُنبان الجهال». و آنگاه چنين انشاء بفرمود:

خواب اصحاب كهف چرت من است

آب درياى نيل قورت من است

زنهار اى پسر از رفيق ناباب! با كسى باب مرافقت باز كن كه با تو از در موافقت‏داخل شود. با ابناء ضعيف زمانه مجالست مكن كه چون در ورطه اضمحلال و زوال‏اوفتد، به حكم «الغريق يَتَچسب بكل حشيش»، لنگ يا غيره تو را آن‏چنان چسبد كه‏گفتى ول كن معامله نخواهد بود. پس چندان كه تانى گليم خويش از موچ خيرحادثات بيرون بر و كلاه خويش را به شدت چسب. مشكلات خلق را به خداى‏خلق حوالت ده تا چنان به رودربايستى بيفتد كه به اضطرار گره از كار ايشان بگشايد.

اگر بينى كه نابينا و چاه است

بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش

و اما اى پسر! تجرد بددردى است اما از تأهل بدتر نيست. پس ميان بد وبدتر، بد را انتخاب كن كه خاتميون گفتند: »انتخاب حق همه است«. و بدان عاقل آن‏نيست كه از ميان بد و خوب، خوب را برگزيند، بل عاقل آن است كه از ما بين خير وشر، »خيرالشرين« را بگزيند. پس اى پسر، تا توانى زن مستان كه خود كرده را تدبيرنيست. و اگر هم خواهى زن بستانى، پس عجله مكن كه از هول هليم در چاه ويل‏نيفتى و آنگاه كه از تك و تا افتى، با دو چشم سر بينى كه كلاهى سرت رفته تا بينى. بيت:

به جاى زن خوب فرمانبرِ پارسا

زنى گيرت آمد كذا و كذا

 

جلد سوم (!) در شماره آینده 

 

از وبلاگ: کمی تا قسمتی جدی

 

دیــنــی

 

انتظار واقعي

 

انسان از چيزي يا كسي پاسداري مي كند يا انتظار آن را مي كشد كه او را بشناسد و نسبت به او معرفت داشته باشد . اگر شناخت و معرفت صحيح و شايسته باشد انتظار نيز واقعي خواهد بود . از اين جهت انسان در عصر غيبت يا منتظر واقعي است يا گرفتار جاهليت و عدم شناخت و معرفت صحيح . زيرا در بسياري از روايات آمده است زمين از حجت خدا خالي نخواهد ماند « إنّ الله جلّ و عزّ أجلّ وأعظم من أن يترك الأرض بغير إمام عادل» . حتي در برخي روايات آمده است : اگر زمين از حجت الهي خالي گردد زمين اهلش را فرو خواهد برد « لو بقيت الأرض بغير إمام لساخَت» . از صادق آل محمد(ص) نيز رسيده است : از زماني كه خداوند سبحان زمين را خلق كرده تا هنگام برپايي قيامت زمين از حجت خدا خالي نخواهد بود . چون اگر او نباشد عبوديت خدا تعطيل خواهد شد ليكن اين حجت گاهي ظاهر و شناخته شده و گاهي غايب و مستور است .

از خود امام عصر (عج) نيز رسيده است كه من مايه امنيت براي اهل آسمان هستم و بنابراين در تمام اعصار از جمله اين عصر حجت الهي در ميان بندگان او حضور دارد . از اين رو شيعه معتقد است كه مهدي موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است . اين كه گاهي تعبير به - مهدي موعود موجود  مي كنيم سرّش همين است وگرنه اصل موعود بودن مهدي مورد قبول بسياري از فِرق است . آنچه كه شيعه اثناعشري را از ديگران ممتاز مي كند اعتقاد به موجود بودن مهدي موعود است .

شيعه و سني از رسول خدا نقل مي كند : هر كس كه بدون شناخت امام زمان و حجت عصر خودش بميرد به مرگ جاهليت مرده است . سفارش همه انبياي الهي اين است كه سعي كنيد مسلمان بميريد . منظور از شناخت امام زمان(عج) تنها شناخت شناسنامه اي و تاريخي آن حضرت نيست كه انسان بداند نامش چيست و فرزند كيست ، در چه عصري زندگي مي كرده و... بلكه مراد شناخت امامت ، اعتقاد به ولايت و معرفت به شخصيت امام است و افزون بر آن اطاعت نيز لازم است وگرنه حاكمان برخاسته از سقيفه ، طاغوت شام ، فاجعه آفرينان انسانيت كُش كربلا ، هارون الرشيد و... بيش از هر كس ديگري امامان عصر خويش را مي شناختند .

منبع

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (16)

 

ـ آیا از قالب‌های بلاگر می‌توان برای یک سرویس‌دهنده دیگر استفاده کرد؟

 

در پاسخ به این سوال باید بگوییم که خیر، نمی‌توان. به این علت که هر کدام از این سرویس‌دهندگان، برای خود یک سری کد خاص دارند و درون قالب‌های آن‌ها، مجموعه‌ای از این کدها که فقط مربوط به همان سرویس‌دهنده می‌باشد، وجود دارد. به عنوان مثال در یک قالب مربوط به سیستم بلاگر، یک سری کدها و پارامترهای خاص وجود دارد که فقط مربوط به خود بلاگر می‌باشد و در سرویس‌دهندگان دیگری مانند پرشین‌بلاگ یا بلاگ‌فا کار نخواهد کرد. البته شما می‌توانید کدهای خاص داخل قالب‌های یک سرویس‌دهنده را برداشته و به جای آن‌ها، کدهای مربوط به سرویس‌دهنده مقصد را قرار دهید. در این صورت است که می‌توانید از قالب یک سرویس‌دهنده، در جای دیگری استفاده کنید. درخصوص قالب‌های مربوط به سیستم‌های مدیریت محتوی نیز دقیقا به همین شکل است. اگر بخواهید از یک قالب تحت سیستم موویبل‌تایپ، در سیستم وردپرس یا مثلا سرویس‌دهنده بلاگر استفاده کنید، باید پارامترهای موجود در قالب را با توجه به سرویس‌دهنده مقصد، تغییر دهید.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل

saheledoosti@yahoo.com

 

برای دیدن این بخش اینجا را کلیک کنید

 

 

حرف آخر:

 

الهی! فرزانه تر از دیوانه تو کیست؟!

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان