بنام خدای منتظران

 

 

هفته نامه مشکان

 

سال اول ـ شماره اول ـ شنبه یکم مرداد ماه 1384

زیر نظر هیئت تحریریه

 

عضویت در گروه مشکان 

دهمین شماره مشکان (تیرماه 84) به زودی منتشر خواهد شد

 

سخنی با شما

 

دوستان گرامی سلام!

بالاخره توانستیم به وعده خود عمل کنیم و اولین شماره از هفته نامه مشکان را برای ارسال آماده نمائیم. در این شماره مطالبی که به نظر هیئت تحریریه مشکان جالب می آمد انتخاب شد و ادامه این مطالب بستگی به نظر و سلیقه شما عزیزان دارد. برای ادامه انتشار این هفته نامه دست یاری به سوی همه شما گرامیان همراه دراز می کنیم و امیدواریم که شما مطالب زیبا ، دست نوشته های تنهایی خودتان و هر مطلبی را که به نظرتان جالب می آید را برای ما بفرستید تا با نام خودتان هم در هفته نامه و هم در وبلاگ مشکان درج گردد. در این قسمت بخش مطالب ارسالی اعضا خالی است اما امیدواریم که از هفته های بعدی این گونه نباشد ضمن اینکه مطالب شما تنها در آن بخش قرار نخواهد گرفت بلکه با ذکر نام در بخش مختلف و جدیدی که ان شاء ا... در آینده خواهیم داشت خواهد آمد.

منتظر شما هستیم ـ ما را تنها نگذارید!

امیدواریم که همیشه موفق و موید باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

مطالب و نظرات خود را به آدرس زیر بفرستید:

hra62302@yahoo.com

 

 

 

خبر جالب

 

5000 بار خواستگارى ناموفق!

 

یك وكیل ثروتمند اهل «كرواسی»، براى پنج هزارمین بار، در ارائه پیشنهاد خواستگارى ناكام ماند.
وكیل ثروتمند «كروات»، به خاطر تعدد شكست در ازدواج، خود را زشت ترین مرد دنیا خواند. «امیل كاكیك» كه تمامى خاطرات تلخ خواستگارى خود را در كتاب كوچك سیاه رنگى جمع آورى كرده است بر این باور است كه پول هرگز نمى تواند باعث شود كه دیگران به شما عشق بورزند. بر اساس این گزارش، با وجود ارائه آگهى‌هاى متعددى در مطبوعات مبنى بر این كه «وكیل ثروتمندى درصدد یافتن زوجى زیبا براى خود است»، «امیل» هنوز موفق نشده است تا زوجى را براى خود اختیار كند.

 

 

 

ادبی

 

خلسه

شب سکوت کرده بود

و باغ هنگام لحظه روئیدن بود

و جای پای ساکت رؤیا به روی دوش زمین آب را صدا می زد

و دستهایم پر از نجابت باران بود

چه خوب بود ...

چه خوب بود که باغ کنار کوچه دلتنگ روز را فرا می خواند

و شهد خاطره تا ابد در مذاق دل می ماند

شازده کوچولو

 

 

طنز

 

عشق فيلسوف

 

خيلي تو خودش بود، آخرش دلم را زدم به دريا و گفتم: تو هيچ عاشق شدي؟

گفت: آره.

گفتم: چند بار؟

گفت: خيلي. گفتم: مگر سر مي بري؟

گفت: يكبار.

گفتم: چه حسي داشتي؟

گفت: عشق حس نيست، باوره، مكتبه، بودنه.

گفتم: اينا را كه گفتي يعني چي؟

گفت: تا حالا سوار قطار شدي؟ 

_ آره.

_ ديدي يكي ترمز قطار را بكشد؟

_ آره.

_ به اون ميگن عشق!

گفتم: يعني عشق ترمز قطاره؟ گفت: نه بابا! تو چقدر پرتي، يه جور گير كردنه.

گفتم: يعني آدم به هر چيزي گير بكند عاشق شده؟

گفت: ببين! اصلاً قطار و گير كردنو ول كن، ببين عشق يه لحظه واقعاً نابه، كه تو زندگي هر كسي در يك لحظه ي خاص پيش مي آيد مثلاً همين ازدواج، ديدي بعضي ها مي گويند: طرف را ديدم يك دل نه صد دل عاشقش شدم.

_ خب منظور؟

_ ببين وقتي آدم عاشق مي شه قلبش يا كند يا مي ايسته، صداش در نمياد، چشماش مي خواد از حدقه بيرون بزند و ...

گفتم: يعني وقتي آدم اينطوري بشه، عاشق شده؟

با بي حوصلگي گفت: آره.

آن شب سر ميز غذا وقتي غذا تو گلويم گير كرد و بسوي دستشويي دويدم، وقتي خودم را در آينه ديدم فهميدم عاشق شدم. به خودم گفتم: بعضي ها عجب بد سليقه اند، به چي ميگن عشق؟

محمد مهدی مومیوند

 

دینی

 

مصاحبه با امام علي (ع)

 

قسمت اول

 

آنچه در پي مي آيد مقاله اي مصاحبه گونه از رياض نجيب الرئيس روزنامه نگار معروف عرب است كه در نقش مصاحبه گر با حضرت علي (ع) مصاحبه فرضي انجام داده است.

سوال: سرور گرامي، اميرمومنان! در عصري به سر مي بريم كه  سركشي و طغيان انسانهاي متمدن  عليه پروردگارشان روز به روز افزايش يافته  و كبر و غرور و تفاخر و برتري جويي بر ساير همنوعان آنان را به كلي از ارزش هاي معنوي دور ساخته است. شما چه صحبتي با اين گونه افراد داريد؟

جواب: اين گونه انسانها مگر پيام قرآن را نشنيده اند كه مي گويد: " اي انسان چه باعث شد كه به خداي كريم بزرگوار مغرور گشتي؟" فرزند آدم را با تفاخر چكار؟ به آغازش نطفه اي بي ارزش بوده و پايانش مرداري گنديده، نه خود را روزي مي دهد و نه مي تواند مرگش را بازگرداند. بينوا فرزند آدم! مرگش پوشيده است و بيماريش پنهان و كردارش نگاشته شده است. پشه اي او را آزار مي دهد و جرعه اي گلوگير او را بكشد و بوي عرق، بدبويش سازد.

سوال: آيا حاكم مي تواند با زيردستان و مردم مشورت كند؟

جواب: هر كه خودراي باشد به هلاكت رسد  و هر كه با مردمان مشورت كند خود را در خرد آنان شريك سازد، كسي كه نظرات مختلف را بشنود درست از خطا بازشناسد.

سوال: امام عزيز! وطن واقعي كجاست؟ در حالي كه همه ي ما در غربتي سخت بسر مي بريم؟

جواب: براي تو هيچ شهري بهتر از شهر ديگر نيست، بهترين شهرها آن است كه در آن ، آسايش زندگيت فراهم باشد. توانگري در غربت ، چون در وطن ماندن است و درويش در وطن چون در غربت زيستن است.

سوال: چه رابطه اي ميان علم و ثروت وجود دارد و تفاوت آنها چيست؟

جواب: دانش بهتر از مال و ثروت است كه دانش تو را نگهبان باشد و ثروت را پاسبان، ثروت با هزينه ركدن كاهش مي يابد و دانش با نشر آن افزون شود. دانش فرمانگذار است و مال فرمانبردار.

سوال: تفاوت ميان عاقل و احمق چيست؟

جواب: زبان خردمند در پس دل اوست و دل نادان پس زبان او.

سوال: شخص احمق و نادان معمولا دنبال چيست؟

جواب: او خواهد كه تو را سود رساند ليكن دچار زيانت گرداند.

سوال: شخص خسيس و بخيل چگونه است؟

جواب: او آنچه را كه سخت بدان نيازمندي از تو دريغ دارد.

سوال: جناب اميرالمومنين: از نظر شما ويژگي هاي حاكمان و فرمانروايان  چيست؟

جواب: سزاوار نيست كه افراد خسيس، نادان، ستمكار، بي عدالت و رشوه ستان، رهبري و امامت مردم را عهده دار شوند كه خسيس در اموال آنان حريص گردد و نادان به ناداني خويش مسلمانان را به گمراهي برد و ستمكار با ستمگري، عطاي آنان را قطع مي كند و بي عدالت، در تقسيم اموال به عده اي ببخشد و عده اي را محروم سازد و آن كه در حكم كردن رشوه ستاند حقوق مردم را پايمال كند و آن را چنانچه بايد به حق داري نرساند.

ادامه دارد...

 

دعا

خدايا!

تو مرا اشك كردي كه همچون باران بر نمك‏زار انسان ببارم، تو مرا فرياد كردي كه همچون رعد، در ميان طوفان حوادث بغرم.

تو مرا درد و غم كردي، تا هم‏نشين محرومين و دل‏شكسته‏گان باشم، تو مرا عشق كردي تا در قلب‏هاي عشاق بسوزم.

تو مرا برق كردي تا در آسمان ظلمت‏زده بتازم، و سياهي اين شب ظلماني را بدرم.

تو مرا زهد كردي، كه هنگام درد و غم و شكست و فشار و ناراحتي، وجود داشته باشم، و هنگام پيروزي و جشن و تقسيم غنائم، دامن خود برگيرم و در كوير تنهايي با خداي خود تنها بمانم.

دکتر مصطفی چمران

 

مطالب ارسالی اعضاء

؟؟؟؟

برای دیدن وبلاگ مشکان اینجا را کلیک کنید 

برای عضویت در گروه مشکان اینجا را کلیک کنید 

نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید

hra62302@yahoo.com

 

دست حق به همراهتان