شماره چهارم ویژه نامه بی قرار
بنام خدای منتظران

ویژه نامه ای به مناسبت میلاد با سعادت حضرت ولی عضر ـ ارواحنا فداه ـ
شماره چهارم ـ پنجشنبه 16 شهریور 85
===> *** :::: ناز قدم یوسف زهرا صلوات :::: *** < ===

بسم رب المهدی
این روزها در شهر حال و هوای دیگری است ... همه در جنب و جوشند و همه در تکاپوی برگزاری جشم های نیمه شعبان ... نکند که جا بمانید؟!
بی قرار هر روز در وبسایت مشکان
===> *** :::: ناز قدم یوسف زهرا صلوات :::: *** < ===

امام جعفر صادق (ع) فرمودند : در دولت امام قائم (عج) راه میان مکه و مدینه با درخت خرما اتصال می یابد. منبع : کتاب حکیم
امام جعفر صادق (ع) فرمودند : در قیام آن سرور اولیاء جمله مفسدین و بد خواهان و غاصبین حقوق اهل بیت نابود خواهند شد. منبع : کتاب حکیم
امام جعفرصادق (ع) در تفسیر آیه62 سوره نمل می فرماید: « امّن یجیب المضطرّ اذا دعاه و یکشف السّوء و ..... » (آیا کسی هست که به فریاد بیچاره در وقت ناله اش جواب دهد و رفع نگرانیها را نماید) فرمود: این کلام در مورد قائم وارد شده و اوست که هر لحظه خدا را می خواند برای دفع دشواری و به زودی پروردگار، وی را بر کرسی اقتدار جهانی می نشاند. منبع : الزام النواصب ص 172
امام جعفر صادق (ع) فرمودند: مردم در انتهای غیبت از دین خارج خواهند شد گروه گروه، آنچنانکه در صدر اسلام دسته دسته وارد می شدند. منبع : الملاحم و الفتن ص 144
===> *** :::: ناز قدم یوسف زهرا صلوات :::: *** < ===

هاليوود و مهدويت ـ قسمت چهارم
فيلمسازان آمريكايي مهدويت را نشانه گرفتهاند!
چرا عليرغم ريشهدار بودن بحث مهدويت و آيندهگرايي در اعتقادات ما، اين بحث چندان اثر عملي در زندگي فردي و اجتماعي ما ندارد، ولي بهخلاف ما در غرب قضيه كاملاً برعكس است. چكار كنيم كه اين جلوههاي عملي ديده شود؟
اگر من، شيعه را بخواهم بهصورت ا صيل بررسي كنم، تنها تمدني است كه اين منجي و موعودش يك موجود زندة عيني است، برخلاف تمدنهاي ديگر. من اين را مفصل در بحثهاي دانشگاهي و يكي از كتابها باز كردهام. شما ميدانيد كه بودائيها و هنديها «گوتمه» يا بوداي پنجم را و زرتشتيها «سوشيانت» را دارند و مسيحيها معتقدند عيسي مجدداً برميگردد، يهوديها ميگويند عيساي واقعي هنوز نيامده است و ما هم كه داريم. حتي بحث فيوچريسم اينقدر جدّي است كه مدينة فاضلهاي كه ماركسيستها دارند جامعة بيطبقة كمون ثانويه بهنحوي همان انتظار آيندة سبز است. اين مسأله در همة تمدنها هست امّا در تمدن شيعه خيلي عيني است، يعني تمدن هويتش با آن نفس ميكشد، امّا اين استثناست و قاعده نيست، من اين را يك مقداري بازش بكنم. تمدنهاي ديگرمنجيشان را قاب كردهاند و زدهاند سينة آسمان، يعني يك موجود ذهني است، اعتقاد هست، امّا عيني نيست؛ يعني در زندگي تجلّي ندارد، برخلاف موعود و منجي شيعه كه كاملاً عيني است. منتهي ما نياز به مترجماني داريم كه اين تجلّي باطني مذهب شيعه را بياورد و وارد جامعه كند.
مشكل ما در اين قلمرو و اين فضاست. شما ميدانيد دليل حجيت اجماع در شيعه برخلاف اهل سنت حضور معصوم، (ع)، است. اين را اگر از لحاظ روانشناسي مذهب با ديدگاه «ميرچاالياده» و اصول دينشناسي معاصر نگاه كنيم ميشود حضور زنده، يعني معتقد است كه اين موجود زنده در اين قلمرو كمكش ميكند. خيلي مهم است از لحاظ روانشناسي.
درمورد فقهش ما چقدر حديث داريم كه حضرت وارد شدند دست گرفتند، منجمله آن جريان شيخ مفيد و آن شخصي كه زن باردارش فوت كرده بود.
در مسأله سياست هم همينطور. شما ببينيد حضور امام زمان، عليهالسلام، در پيروزي انقلاب اسلامي ايران. بحثهايي كه مثلاً ميشل فوكو و كلر برير و ديگران دارند، امام حسين، عليهالسلام، و بعد امام زمان، عليهالسلام، را مطرح ميكنند، بعد در كنفرانس تلآويو افرادي مثل برنارد لوئيس، مايكل ام. جي. جنشر، برونبرگ، مارتين كرامر روي اين بحث خيلي تكيه ميكنند، اصلاً هويت سياسي شيعه بهدليل اعتقاد به منجي است. جملة بسيار مشهوري دارند كه «اينها به اسم امام حسين، عليهالسلام، قيام ميكنند و بهاسم امام زمان، عليهالسلام، قيامشان را حفظ ميكنند». ـ به اين مثال توجه كنيد ـ در 19 بهمن سال 57 كه رژيم شاه حكومت نظامي را از ساعت 4 بعد از ظهر اعلام كرده بود، مرحوم طالقاني با مدرسه رفاه تماس ميگيرد كه بهامام بگوييد: «چه بايد كرد؟» امام ميفرمايند: «به ايشان بگوييد كه به مردم بگويند به خيابانها بيايند.» مرحوم طالقاني شروع ميكند به گريه كردن كه آيا اين سيد ميداند چه ميكند؟ رژيم مردم را قتلعام ميكند و... امام ميگويد بهايشان بگوئيد: «اين حكم مال من نيست». من در مسأله سياسي، بهعنوان كسي كه سعي ميكند با مباني دينياش برخورد استدلالي بكند، وقتي به اين قضيه نگاه ميكنم ميتوانم بپذيرم كه امام، با يك بُعد ديگر مسأله را حل ميكند و آن جمله مهم كه «بگوئيد حكم من نيست»، يعني حضور امام زمان، عليهالسلام، براي ما در بطن سياست، فقه و اصول ما يك حضور واقعاً زنده و عيني است. امّا اين را فقط اهل فن ميدانند. شيعه در ترجمه معاني خودش به زبان روز مشكل دارد.
من يك بحثي داشتم در جمع حوزويان و مبلغاني كه ميرفتند براي كشور. گفتم شما بيان را عَرَض بر معنا نگيريد، جزء ذات بگيريد. يعني بيان معنا جزئي از ذات معناست. فلذا روي چگونگي معنا هم ما بايد كار كنيم، ما به يك سيستمي نياز داريم، همين كاري كه شما به دنبالش هستيد. يعني من واقعاً وقتي شنيدم كه يك مجله تخصصي دارد اينكار را ميكند كه جايش واقعاً خالي بود خيلي خوشحال شدم، ميدانيد هويت شيعه به امام زمان، عليهالسلام، است، تنها معصوم زنده كه اميد و هويت ماست. اين مسأله خيلي احتياج به كار كردن دارد. حوزه و دانشگاه و سيستم اجرايي كشور كه امكانات دارند بايد اينكار را بكنند و اين را مبدّل به قاعده بكنند يعني آنچه كه در بطن شيعه جريان دارد اين را يكجوري دربياوريم كه شخص عامي هم بداند حضور امام زمان، عليهالسلام، در سياست چقدر است. غرب اين را فهميد. كنفرانس تلآويو را براي چه گذاشت؟
رسماً مارتين كرامر ميگويد: ما اين را گذاشتيم كه ريشهها و مباني انقلاب ايران را و آثار و نتايج آن را در جهان بررسي كنيم، به نگاه سرخ شيعيان يعني عاشورا و نگاه سبزشان يعني انتظار ميرسند. ما برخلاف غربيها اين معنا و مفهوم را به زبان عامه و برهان عامه ترجمه نكردهايم. ما نياز به حكيم داريم، فعل حكيم ترجمه و تنزيل و تمثيل معناست. ما الان بزرگاني را داريم كه خيلي عالي ميفهمند، ولي نميتوانند با عوام رابطه ايجاد كنند، ما به يك واسطه نياز داريم كه هم حامل و جامع معنا باشد و هم قدرت تبيين معنا را براي بيسوادان داشته باشند. يعني شيعه بايد روي مسأله عرضه معاني و مباني خودش بايد خيلي كار كند. غرب قدرتش به بيانش است نه محتوايش. باور كنيد بزرگترين متفكران غرب را بياوريد يكساعت بهطور جدّي با متفكران مابنشينند و بحث كنند شكست خواهند خورد. چرا گفتگوي تمدنها پذيرفته شد، چون نگاه آنها به تمدنهاي شرقي بويژه اسلامي يكجور ديگر است، بهدليل اينكه ميدانند اينجا محتوا هست.
«موريس بوكاي» كتابي دارد بررسي تطبيقي ميان انجيل و عهدين و قرآن. شما آن كتاب را بخوانيد، ذكر ميكند كه در اين فضا چه خبر است. مثلاً پروفسور حسابي در يكي از مصاحبههايش ميگفت من در يكي از آزمايشگاههاي پيشرفته غرب، قرآن ديدم. پرسيدم مسلمانيد؟ گفتند نه، ما داريم از اين كتاب يك چيزهايي درميآوريم كه شما حالاها بايد دراين مسير بدويد. ببينيد محتوا ندارد ولي قدرت بيانش بسيار عالي است. تفاوت ما با غرب اين است كه او فاقدِ محتوايي است كه بيان بسيار قوي دارد وگاهي بيان بسيار قوي محتواي خالي را جبران ميكند و ما محتواي بسيار بلندي داريم، امّا قدرت ترجمه و بيانش را نداريم. شما روي اين فضا اگر بشود كار بكنيد خيلي خوب است. يك كساني بايد تربيت بشوند كه در نگاه به شيعه عمقنگري داشته باشند، بيايند از ديدگاه «ميرچاالياده» استفاده بكنند.
ما خيلي چيزها را هميشه ميبينيم امّا چون بهاين ديدن عادت كردهايم ديگر به رمز و رازش پي نميبريم. گاهي شما براي ادراك كامل بايد جايت را عوض كني. من اين را ديروز در سميناري در ايلام بحث كردم كه درمورد حضرت علي، عليهالسلام، بود. گاهي براي ادراك علي، عليهالسلام، بايد فاصله بگيري تا بتواني از بيرون او را ببيني كه تو چي داري؟ ما چون عاشقي ميكنيم نميدانيم حامل چي هستيم. در بعد اعتقادي اين ميشود ديگر. ما ادراكِ ادراك بايد داشته باشيم. نيمكرة راست مغزمان بايد بگويد چه داريم. من وقتي بدانم چه دارم حافظش هم هستم، مسلمين اگر نميفهمند كه سرمايهشان دارد به تاراج ميرود مال بيعرضگيشان نيست، نميدانند چه دارند. مدرك ادراك ادراكات در اين قلمرو ندارند. ما اگر در اين فضا بيائيم واقعاً كار بكنيم فاصله بگيريم از اين زاويه و از زواياي متعدد نگاه كنيم. صرفاً بررسي احاديث نباشد. امام زمان، عليهالسلام، در «فيوچريسم» غربي بررسي تطبيقي بشود با گوتمه با مسيح هم همينطور.
من در محرم و عاشورا يك بحث دارم كه عنوانش اين است: «از جرجرو تا كربلا». در دانشگاههاي هنر كشور كه دنبال بحث نو هستند از اين زاويه به مسأله نگاه كنيم. همان بحث روحاني بالاي منبر است. من زاوية ديد را عوض كردهام، تصور ميشود كه بحث جديدي است وقتي ما از اين زاوية ديد به آن نگاه ميكنيم. من تصور ميكنم اگر نسبت به بحث مهدويت و موعود چنين جايگاهي را پيداكنيم روي آن كار كنيم و نيرو تربيت كنيم، قطعاً ميتوان از ابزار و تكنيك غرب هم استفاده كرد. شما اگر حامل معنا باشيد مرعوب ابزار نميشويد. اين خيلي مهم است آنكه حامل معنا باشد از ابزار استفاده ميكند، حامل ابزار ميشود نه محمول ابزار.
ما ميتوانيم از ابزار آنها هم استفاده كنيم بعد امام زمان، عليهالسلام، را جا بيندازيم. بيان مهم است. غرب اگر ميبينيد روي اين مسائل دغدغه دارد و دارد كار ميكند اولاً، اهداف خاص خودش را دارد، ثانياً، جلوههاي افكار عمومي را دارد متجلّي ميكند و ثالثاً، ميداند كه خيلي از معاني را ميتواند اينجا بهدست بياورد.
===> *** :::: ناز قدم یوسف زهرا صلوات :::: *** < ===

===> *** :::: ناز قدم یوسف زهرا صلوات :::: *** < ===

تشرف حاج محمد علي فشندي ::
مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني تشرفاتي به طور مكرر به محضر مقدس حضرت ولي عصر ( ارواحنا فداه) داشته اند و اين تشرف در مسجد مقدس جمكران اتفاق افتاده است :
در حياط مسجد مقدس جمكران مشغول دعا و مناجات و توسل به محضر حضرت بقيه الله (روحي فداه) بودم كه ناگهان سيدي با عظمت را ديدم با خود گفتم اين سيد از راه رسيده و شايد تشنه باشد به طرف او رفتم و ليوان آبي كه در دستم بود به ايشان دادم . وقتي ليوان را به ايشان دادم از او خواستم براي فرج امام زمان (ع) دعا بفرمانيد.
ايشان پس از نوشيدن آب ليوان را به من پس داده و فرمودند: شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند اگر بخواهند دعا ميكنند و فرج ما مي رسد.
تا اين را فرمودند من نگاه كردم ديدم آن حضرت در كنار ما نيستند و هر چه به اطراف نگاه كردم اثري از ايشان نديدم كه ناگاه متوجه شدم امام زمان (ارواحنا فداه) را ملاقات نموده ام.
اي شيعياناي دوستداران امام زمان (ع) اي علما و اي منتظران ظهور و اي كساني كه خود را به حضرت نزديكتر مي دانيد آيا اين نداي مظلوميت امام زمان شما نيست كه اين طور مظلومانه قدرومنزلت و نياز به وجود مقدس خودشان را به نيازمندي يك ليوان آب تشبيه نموده اندو بار ديگر به تمام دوستان خود پيغام داده اند كه كليد فرج ما به حركت شما و به دعاي شماست پس اگر واقعا چنين است و به راستي اگر ما خودمان مي توانيم از همه رنجها وعقب افتادگيهاي زمان تاريك غيبت خود را نجات دهيم پس چرا كاري نمي كنيم و چرا براي ظهور آن حضرت قدمي بر نمي داريم؟!!!
===> *** :::: ناز قدم یوسف زهرا صلوات :::: *** < ===

با چه رویی بیام ...
آيا كسي هست دست مرا در دست امام زمان بگذارد؟ مانند مرحوم آيت اله سيد ابوالحسن اصفهاني در جريان آن مرد يمني... هر كه مرد ميدان است بسم اله
عبدالزهرا دوشنبه 6 شهريور 1385از تهران
السلام عليك يا اباصالح المهدي ، من بنده حقير خدا و نوكر غرق گناه ائمه اطهارم آقاجان به جان عمويت ابالفضل مشكل از كارم بگشا التماس دعا
بدري السادات دوشنبه 6 شهريور 1385از كرمان
سلام آقاجون منم همون كيميا ي شرمنده و گنه كار تو نمي دونم با چه رويي بيام به درگاهتون آره من از شما دور شدم اونقدر كه يادم مي ره حتي صبحها يه سلام بهتون بكنم اون قدر تنگه كه نگوكاش نظري و عنايتي به من داشته باشي كاش منو به ياد بياري هر چند كه ميدونم شما اون قدر باوفا و خوبين كه منو با همه بديهام بازم فراموش نمي كني آقا جون ترا به مادرت قسم مي دم منو تنها نذارحتي اگه من بي وفايي كنم
كيميا شنبه 4 شهريور 1385از تهران
بسم رب الشهدا و صديقين
آي آقاي مهربون ، من خيلي دوست دارم كه تو بيايي و پرده از رخ خود بگشايي ، به قول آقاي صفايي : اي گوزوم ييولارا باخ داريخما گون هميشه بولوت آتدا قالماز
آقا خودت ميدوني كه هر روز و به خصوص هر جمعه كه روز توست به يادت گريه مي كنم تا كه تو بيايي ، اما مثل اينكه ما را دوس نداري ، پس اي مولا گوش كن
مولا به جان مادرت، آن مادر غم پرورت، مارا مراني از درت (يابن الحسن)
جمعه 3 شهريور 1385از آذربايجان شرقي
دوستان خوب مشکانی:
shirazi_mary@yahoo.com (پنجشنبه 16 شهریور)
Gele
avval az hame az khodam , baad ham az baghie: be nazar injaneb : Age ye roozi toonestim az naebe an hazrat khob defaa konim va vaghean be harf ishon bashim ,baad mitoonim dam az yari Emam Zaman (s) bezanim . Chon zamane gheibate an hazrat baraye ma yek emtehane . Dige khodetoon midoonid manzooram chie!!! Be omid An roozi ke yare vaghei bashim , ensha ALLAH ( toozihe bishtar khastid dar khedmatam)
===> *** :::: ناز قدم یوسف زهرا صلوات :::: *** < ===
شما نمی خواهید سهمی داشته باشید؟!
مطالبتان را بفرستید به آدرس
« بی قرار » هر روز در وبسایت مشکان
برای مشاهده هر شماره بر روی آن کلیک کنید
هفته نامه مشکان شنبه ها . هفته نامه نسل سوم سه شنبه ها و هفته نامه مکث پنجشنبه ها منتشر می شود. جهت همکاری با ما و یا تبادل لینک به آدرس ایمیل hra62302@yahoo.com تماس بگیرید و یا در قسمت نظرات عنوان کنید.