بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

 

شماره  سی و پنجم ـ سه شنبه 24 مرداد 1385

 

نسخه pdf  این شماره

 

تیتر یک

 

از اردوگاه موصل تا كتابت قرآن


گفت وگو با مبتكر نرم افزار كلك
علي شيري، سيزده ساله بوده كه درجريان روزهاي ابتدايي جنگ، درمحاصره هويزه اسير مي شود و تا سال 69 يعني 10 سال بعد در اسارت گذر عمر را به نظاره مي نشيند. با اين همه عشق به خطاطي و خوشنوسي، آن هم خوشنويسي آيات قرآن او را آنچنان مشغول مي كند كه اسارت ده ساله را با تمام مشقت ها فراموش مي كند و پس ازبازگشت به ميهن با پشتكار بسيار، كتابت قرآن كريم با خط ثلث را براي اولين بار درجهان انجام مي دهد، افتخاري كه خود بخش اعظم آن را به حمايت هاي مرحوم حجت الاسلام ابوترابي و فداكاري هاي همسرش نسبت مي دهد. استاد شيري درسال 82 موفق شد قرآن را به خط ثلث منتشر كند كتابت مفاتيح الجنان و نهج البلاغه نيز از جمله برنامه هاي آينده اوست كه اميدوار است به زودي و با توجه مسئولان به زيورطبع آراسته شود. آنچه مي خوانيد بخش هاي برگزيده اي از گفت وگوي 2ساعته نسل سوم با اوست كه با توجه به روز 26 مردادماه و سالروز ورود آزادگان در صفحه گنجانده شده است.

 

ايرج نظافتي

 

ـ چطورشد كه به سمت خوشنويسي رفتيد؟
از زماني كه دبستان مي رفتم و تازه خواندن و نوشتن را آموخته بودم خيلي دوست داشتم كه نوشته هايم را با خط زيبا بنويسم و همين موضوع سبب شد تا اطرافيان مرا تشويق كنند، اما اين تشويق ها تا بدانجا پيش رفت كه ديگر كمتر به دروس مدرسه توجه داشتم و كم كم تشويق ها به تنبيه مبدل شد! هنوز به ياد دارم وسايل خطاطي را كه براي خود تهيه كرده بودم ازطريق والدينم به دليل عدم توجه به دروس مدرسه مصادره مي شد.
نغمه روحاني هنر خوشنويسي شيفتگان را در خود ذوب مي كند، چون اين هنر نوعي بازتاب تأثيرات دروني انسان است، ازطرف ديگر معاني و ارزش هاي اخلاقي دين مبين اسلام، مباني و اساس اين هنر اسلامي را محكم تر ساخته است. به نظر من گرايش به هنر خوشنويسي نوعي گرايش به اصول ارزش هاي اخلاقي و اسلامي است و قبل از اينكه ابزاري براي نشان دادن حروف و كلمات باشد، وسيله اي است عرفاني براي تعمق در معاني و مفاهيم ارزشمند اسلامي، چرا كه به عقيده من اصولا هنر خوشنويسي، هنري كاملا مذهبي و عرفاني است.

 

- از دوران اسارت بگوييد.
مهرماه سال 1359 درمنطقه سوسنگرد به عنوان نيروي مردمي كه بعدها به «بسيج» تغيير نام داد فعاليت داشتم. 13 ساله بودم كه در حمله نيروهاي بعثي به منطقه هويزه و تصرف سوسنگرد اسير شدم و دقيقا ده سال در اسارت بودم و سال 1369 به همراه ديگر آزادگان به كشور بازگشتم.


- آن لحظه اي كه پس از ده سال دوري از وطن وارد كشور شديد چه حس و حالي داشتيد؟
- آن لحظه ورود به كشور چند حس و حال كاملا متضاد در وجود من جمع شده بود. اول شور و اشتياق ديدار با پدر، مادر و اعضاء خانواده را داشتم، دركنار اين شور و شوق، نكته اي كه مرا بسيار آزرده مي كرد فقدان حضرت امام خميني(ره) بود، چون به عشق امام و انقلاب به جبهه رفتم و بزرگترين آرزوي من ديدار با امام خميني(ره) بود ودر روياي نوجواني خود و حتي در زمان اسارت فقط به اين مي انديشيدم كه روزي پس از اسارت به ديدار امام بروم و آن جمله امام كه فرمودند: «اگر روزي اسرا برگشتند و من نبودم سلام مرا به آنها برسانيد و بگوييد خميني درفكرتان بود.» بسيار بسيار مرا متأثر مي كرد.


- دركدام اردوگاه عراق بوديد؟
اردوگاه هاي موصل، الانبار، بصره و بغداد.


-چه امكاناتي در اردوگاه هاي عراق در اختيار داشتيد؟
-در سال هاي اول اسارت حتي استفاده از كاغذ و قلم به شدت ممنوع بود. و داشتن اين ابزار براساس قوانين عراقي ها جرم سنگين محسوب مي شد ولي براي تمرين خطاطي از كاغذ سيمان و «مركوركرم قرمز» استفاده مي كردم. ساير اسرا هم از اين فرصت استفاده مي كردند.


- برخورد عراقي ها چگونه بود؟
چندين بار مرا در انفرادي نگه مي داشتند و بارها به خاطر نوشتن آيه هاي قرآني تنبيه مي شدم.
در سلول انفرادي هم دستور دادند دست هاي مرا از پشت دست بند بزنند. من هم چون نوجوان و لاغراندام بودم به راحتي دست هايم را از زيرپاها به جلو مي آوردم و با گچ هايي كه در سلول انفرادي از ديوار كنده شده بود، شروع به نوشتن آيه هاي قرآني بر ديوار مي كردم، تا اينكه يك روز رئيس سلول هاي انفرادي به بازديد آمد و آيه ها را بر ديوار سلول مشاهده كرد و پس از اينكه شديداً مرا تنبيه كرد دستور داد دستهايم را از پشت به ميله ها ببندند تا راه تكان خوردن نداشته باشم و خلاصه چندماهي را به اين شكل سپري كردم.


-گويا مرحوم حاج آقا ابوترابي هم در اردوگاه موصل عراق همراه شما بود.
بله، يكي از توفيقات بنده در دوران اسارت اين بود كه مدتي را در اردوگاه موصل عراق در خدمت حاج آقاي ابوترابي بودم و بايد بگويم كه ايشان واقعا يك مأمور امام زمان(عج) ميان اسراي ايراني در اردوگاه هاي عراق بود، چون حقيقتاً قطب استقرار و آرامش اردوگاه و مايه دلگرمي اسراي ايراني بودند و هميشه در جمع اسرا به صورت محرمانه سخنراني مي كردند. سخنان ايشان توسط بچه ها نوشته مي شد و «بولتن وار» در ميان اسراي كل اردوگاه پخش مي شد.


-چه خاطره اي از مرحوم ابوترابي در دوران اسارت به ياد داريد.
خاطره فراوان است وحكايت هاي حاج آقا ابوترابي و نقش تأثير گذار ايشان در ميان اسراي ايراني هم وصف ناپذير است. در اردوگاه موصل عراق يك كتابخانه كوچكي در اختيار داشتيم كه در آن اغلب قرآن كريم و كتاب هاي ديگري به زبان عربي بود. يك روز صليب سرخ به بازديد اردوگاه آمد و به بچه ها گفتند يك كتاب سفارش دهيد تا برايتان بياوريم.
بچه ها به حاج آقا ابوترابي مراجعه كردند تا با مشورت ايشان يك كتاب خوب و ارزشمندي را به صليب سرخ سفارش دهند تا در اختيارمان قرار دهند. كتاب مفاتيح الجنان كاملا ممنوع بود اما به پيشنهاد حاج آقا ابوترابي، كتاب نهج البلاغه از حضرت علي(ع) را سفارش داديم و آنها هم 6 جلد از اين كتاب را به ما دادند تا در اختيار كل اسراي اردوگاه موصل عراق قرار بگيرد. عراقي ها هميشه به دنبال اين موضوع بودند كه ببينند اسراي ايراني به چه چيزي زياد علاقه نشان مي د هند بعد آن را از دسترس ما دور مي كردند. پس از اينكه صليب سرخ 6 جلد نهج البلاغه در اختيارمان قرارداد حاج آقا ابوترابي گفتند كه بايد 4 جلد از اين كتاب هميشه در قفسه هاي كتابخانه باقي بماند و كل اردوگاه بايد فقط از 2 جلد آن استفاده كند تا عراقي ها هر وقت كتابخانه را مي بينند با ديدن اين 4 جلد نهج البلاغه فكر كنند كه اين كتاب براي ما ارزش و اهميتي ندارد و از آن استفاده نمي كنيم.
پس از مدتي حاج آقا ابوترابي بچه ها را به چند گروه تقسيم كرد و هركس موظف شد تا 10 صفحه از نهج البلاغه را بنويسد و مثلا بنده از صفحه 60 تا 70، ديگري از 70 تا80 و به همين ترتيب كل كتاب را به صورت دستنويس نوشته و در يك مكاني مخفي كرديم. اين كار كه به دستور حاج آقا ابوترابي صورت گرفت فقط به اين دليل بود كه اگر يك وقت عراقي ها به فكر جمع آوري اين كتاب افتادند حداقل دستنويس آن را داشته باشيم.


- مرحوم ابوترابي درباره هنر خوشنويسي شما چه نظري داشتند.
حاج آقا ابوترابي در اردوگاه عراق هميشه در زمينه خط مشوقم بود و اين روزها را در ايران برايم پيش بيني مي كرد و مي گفت: در آينده در ايران قرآن مي نويسي. بعد از اسارت كه به كشور بازگشتيم، ايشان نماينده ولي فقيه در امور آزادگان بودند و هميشه پيگير كارهايم، رابطه خوبي داشتيم و تشويق هاي ايشان در روحيه ام چه در زمان اسارت و چه پس از آن بسيار تأثير داشت. درگذشت اين شخصيت بزرگ و ارزشمند حقيقتاً براي بنده و تمامي آزادگان مصيبت بزرگي بود.


- حاصل تجارب شما در خوشنويسي پس از ايام اسارت در چه كارهايي ارائه شد.
در زمان اسارت كه اكثر اوقات خود را عميقاً با خط مأنوس بودم و آرزوهايي براي دوران پس از اسارت داشتم كه به لطف الهي تحقق يافت. در همان سال هاي اوليه پس از اسارت به نگارش آثاري بر روي ديوارهاي بزرگ در اندازه هاي غيرمتعارف در سطح شهر تهران و كرمانشاه پرداختم كه برخي از اين آثار در مساحت هاي حدود 200 متري بود. براي نمونه مي توانيد ديوار ساختمان شهرداري منطقه يك تهران در ميدان قدس را مشاهده كنيد. پس از آن كتابت كل قرآن كريم به خط ثلث براي اولين بار در جهان اسلام بود و الان نيز كتابت نهج البلاغه و مفاتيح الجنان را در دست دارم.


- از قرآن كتابت شده شما به خط ثلث تا چه اندازه استقبال شد.
معمولا با خط ثلث فقط آيات كوتاه را مي نويسند و كتابت كل قرآن با اين خط مرسوم نبود كه به ياري خدا چاپ و انتشار اين كتاب با خط ثلث با استقبال فراواني در داخل و خارج از كشور روبروشد.


- در زمان كتابت قرآن كريم از راهنمايي هاي چه افرادي بهره مند بوديد؟
يكي از بزرگترين توفيقات زندگي من پس از دوران اسارت آشنايي با عالم و عارف بزرگ هنر خطاطي جهان اسلام حضرت آيت الله سيدمرتضي نجومي بود كه از محضر ايشان كمال استفاده را برده ام و تذهيب زيباي اين قرآن توسط فرزند ايشان -عبدالحسين- صورت گرفته كه در قالب سبك هاي سنتي هنر تذهيب مي باشد.


- طراحي خط ثلث كامپيوتري را چگونه انجام داديد.
همزمان با نفوذ گسترده رايانه در زندگي روزمره وطي ساليان اخير نگراني هايي از شيوع و نشر نامحدود خطوط فاقد اصالت توسط اين ابزار از جانب دوستداران خوشنويسي مطرح گرديد و اين تحول شتابان تهديدي در مسير ارتقاي هنر خطاطي كه نوشته هاي رايانه اي جايگزين آن شده بود احساس مي شد، با همكاري يكي از شركت هاي كامپيوتري به لطف و عنايت خاص خداوندي موفق شدم كه خط ثلث را در قالب هزاران تركيب پيچيده اي كه دارد و در واقع به «ام الخطوط اسلامي» شهرت دارد را در برنامه اي به نام «كلك» وارد سازم كه امكان نگارش اين خط به صورت اصولي فراهم باشد كه اين برنامه با استقبال كم نظير طيف وسيعي از عاشقان هنر خوشنويسي علي الخصوص در ممالك عربي و اسلامي روبه رو شد.


- كتاب نهج البلاغه و مفاتيح الجنان كه توسط شما كتابت شده كي به چاپ مي رسد.
متأسفانه به هنر خوشنويسي بهايي داده نمي شود و مسئولان مربوطه در امور هنري نيز كاملا نسبت به خوشنويسي بي توجه اند و بسياري از معيارها به هم خورده مثلا مي بينيم كساني كه مسئوليت امور هنري را برعهده دارند خود كمترين اطلاعي از هنر ندارند بعد همه كاره و صاحب نظر نيز محسوب مي شوند و تا امضاء آنها نباشد هيچ كار هنري صورت نمي گيرد، برهمين اساس در زمينه انتشار كتاب هاي مورد اشاره تاريخ مشخصي را نمي توان درنظر گرفت.


- براي آينده چه برنامه اي داريد؟
يك برنامه نرم افزاري رايانه تهيه كرده ام كه شامل ساير خطوط اسلامي است و اين امكان را براي هنرجويان فراهم مي سازد تا بر مكنونات و رازهاي تركيب خوشنويسي واقف شوند. اين برنامه بي شك پرونده جامع هنر خوشنويسي را در محتواي خود ثبت كرده و يكي ا ز مراجع مهم دراين زمينه خواهد بود.


- به عنوان يك خوشنويس آزاده چه آرزويي داريد.
- مهمترين آرزوي بنده فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتي ايشان است. بعد بسيار دوست دارم كه خدمت مقام معظم رهبري برسم و متأسفانه تاكنون موفق به ديدار حضوري آقا نشده ام، و يك آرزوي ديگر من اين است كه دوست دارم الان لبنان باشم و در كنار برادران حزب الله با رژيم غاصب بجنگم.


- در چه سالي ازدواج كرده و چند فرزند داريد؟
درسال 1370يعني يك سال پس از اسارت ازدواج كردم و حاصل اين ازدواج دوپسر و يك دختر است. در سايه توجهات خداوند متعال زندگي خوبي دارم و حقيقتاً لازم است كه از زحمات همسر فداكارم كه در تمام مراحل هنري و زندگي يار و ياورم بوده صميمانه تشكر كنم.


- درباره صفحه نسل سوم چه نظري داريد؟
گير دادن هاي نسل سوم و تيكه پراني ها به برخي مسائل و برخي افراد برايم جالب است، مثلا مصاحبه باططري را چند بار خواندم.


- از شما به خاطر وقتي كه در اختيارمان قرار داديد تشكر مي كنم.

 

دست نوشته های دل

 

روسياهي براي بشكه هاي نفت خواهد ماند


بمب هاي هدايت شونده
اشتباه نمي كنند
تانك هاي مركاوا
اشتباه نمي كنند
و آقاي حقوق بشر
روسفيد خواهد ماند
در لبنان
هيچ يك از اهداف غيرنظامي آسيب نديده است
اينجا نوزادان
كفن پوش به دنيا مي آيند
و جهاد
بر زنان و كودكان واجب است
اينجا
نخل ها و خيابان ها
عضو حزب الله اند
اينجا
روشنايي شهرها
عضو حزب الله است
در سرزمين سيب هاي سرخ
و پرتقال هاي خونين
شاخه هاي زيتون
متنفرند از صلح
اين تابستان خواهد گذشت
و بلافصل
بهاري درخواهد رسيد
اين تابستان خواهد گذشت
و روسياهي
براي بشكه هاي چاق نفت خواهد ماند.
& محمد مهدي سيار

 

سه شنبه بازار

 

ناظركيفي يعني آب بهداشتي بگير توش


اصلا قصد نداريم به صدا و سيما گير بدهيم، چون يك خانمي تماس گرفتند و كلي مورد لطف قرارمان دادند! ولي باور كنيد تلويزيون- و البته سراغ راديو هم مي رويم- متلك خيزه! ؟ پر از سوتي و گافه! احسان خان جان در سريال «نرگس» صبح به ديدار آقاي شوكت مي رود و ظهر در شركت خود حضور پيدا مي كند آما! آما! آما حضرت داماد صبح با ته ريش بود و ظهر با ريش پر!!! در همين راستا-گاف گيري از تلويزيون- توجه شما را به اين آگهي جلب مي كنيم: «دعاي ندبه در ارتفاعات كلكچال با سخنراني حجت الاسلام پناهيان... ميعادگاه شهدا... صبح جمعه همزمان با طلوع آفتاب...! گذشته از صداي گوينده اين آگهي و حركت زيبا، فكر مي كنيد موسيقي متن اين آگهي چيست؟ زياد فكر نكنيد، كريستوف كلمپ! از اين همه رنگ و طعم آمريكايي براي دعاي ندبه سپاسگزاريم! در هر صورت ناظر پخش و كيفي و كلا ناظراينا يعني...

 

2008، سال پشندي هاي زميني


اين مجمع عمومي سازمان ملل متحد از آن مجموعه هاي حرفه اي تيرتوپره! زرتي اومده سال 2008 رو در اين گرماگرم جنگ و وحشي گري برخي اقوام صلح طلب! به اسم «سيب زميني» نامگذاري كرده. يكي نيست بگه آخه گلابي!- با عرض پوزش از تمامي مجامع بين المللي بويژه شوراي امنيت و اينا- همين جوري هرچي سازمان و سردمدار و سياست مدار در جهان هست، رگ مگ نداره، اونوقت شما ها هم مي آين نامگذاري مي كنين سال سيب زميني! حالا درسته كه سيب زميني چهارمين غذاي كشاورزي در جهانه ولي دليل نمي شه كه... حساب كنيد «همايش بين المللي سال سيب زميني!»

يا كارشناسان در گفتگو با تايم: سال سيب زميني سال خوراك بدون مرض است!! شعار سال 2008 بهتره بشه ما همه خوابيم، اسلحه هم فشنگ نداره!

 

پولارو كي مي خوره؟!


دو ميليارد و 34 ميليون تومان پول بي زبان در راه كسب افتخار و البته فرهنگ سازي در آلمان، از سوي فدراسيون فوتبال براي جام جهاني خرج شده بعد براي شفاف سازي اعلام شد اين پولا چگونه دور ريخته شده! اعزام 80 نفر بوق چي، فوق تخصص موج مكزيكي، 197 ميليون تومان، 60 نفر عكاس و خبرنگار، 40 مربي، 160 ميليون تومان، ايستگاه ميعادگاه ايرانيان- اسم رو حال كردي؟- 100 ميليون تومان ناقابل، 30 تماشاگر ويژه
VIP!! 90ميليون تومان، انجام كارهاي فرهنگي، هويجوري- 40 ميليون تومان، ما كه مرديم از اين همه توضيحات ريز و قانع كننده. مديريت فرهنگي يعني اين ديگه! به قول شاعر پولاروكي مي خوره؟ اصغر و اكبر و كبري و صغري و فري و زري و عمه پري...