نسل سوم 29
هفته نامه
(29)
شماره بیست و نه ـ سه شنبه 6 تیر 1385
قبل از هر چیز سلام!
برونكا حقوق زنان و حذف جمهوري اسلامي
ساعت حدود 32/7 دقيقه عصر است، من در خيابان انقلاب و برخلاف تصور همه خيابان ها هنوز خالي نشده و اتفاقا پرنده هم پر مي زند، فقط براي رسيدن به بازي كمي تند پر مي زند، في الواقع براي عبور از خيابان بايد تنها بي خيال شوي، پل هوايي هم در تسخير خلبانان موتورسوار است! عجله از سر و ته همه آدم ها دارد مي ريزد كه چه؟ فوتبال شروع شده...
وقتي هنوز نسل سه نشده بوديم، يك كارتوني پخش مي شد به نام «چوبين» بر وزن ژوبين همون خوش تيپ و خوش صداي وفا كه اصلا شبيه محمدرضا فروتن حرف نمي زد! توي چوبين، يكي بود هويجوري دشمن زمين و زمان بود و تنها از هيبت وحشتناكش يك دماغ پيدا بود و يك شنل سياه؛ درسته جناب برونكا.
بازي تمام شده بروبچ سر سه راه عزا گرفتند كه برنامه ها شون رفت دست آقاي گائيني! زاقارت بازي جناب برونكا در تيم ملي اينقدر تابلو بود كه تيتر يك نسل 3 رو حرومش كنيم! ما كه رفتيم توي وليعصر يك كم بوق بوق كرديم به هواي اينكه برديم ولي خيلي ضايع شديم و برگشتيم. به قول بچه همسايه مون: ما چرا تو نيمه مربي ها سوراخ سوراخ شديم؟!!
فرداي بازي ايران- مكزيك يك عده خواهر از جنس تضعيف شدگان و مظلوم ماندگان رفتند ميدان هفت تير كه «يالا يالا» حقوق عقب افتاده مارو بديد ولي حواسشون نبود كه ملكه روز روزش براي ملت عددي نبود جز اينكه بره حصارك كرج حالشو ببره، حالا كه ديگه كلاهي نداره كه به اش پشم هم باشه. خلاصه اين بود كه هوسانيان هاي نيروي انتظامي وارد معركه شدند، پليس هاي زن در ايكي ثانيه اين اجتماع سي چهل نفري را كردند توي قوطي و حقوق عقب افتاده شان را نقدا پرداخت كردند. اصلاح طلبان هم كه تا ديروزش مي گفتند بريد تجمع و امروز گفته بودند تجمع در شرايط فعلي كار امل هاي بي خاصيت و انگل است، اعتراض پشت اعتراض كه چرا پليس زن روانه هفت تير كرديد؟!؟
عصر يك روز دل انگيز بهاري، نزديك به صد كارگردان سينماي ايران به ديدار رهبر فرزانه انقلاب رفتند، كلي حرف زدند، گله كردند، درددل كردند و خنديدند، آقا هم برايشان حرف هايي زد كه خيلي هاشان فرداي ديدار گفتند: ما كم آورديم! «آقا » مسئوليت فيلم هاي ضعيف را نه فقط برعهده كارگردان كه برعهده حوزه هاي فرهنگي و علمي به ويژه حوزه هاي علميه دانستند كه بايد خوراك فكري و عقبه تئوريك كارگردانان را بدهند كه محصول خوب هم طلب كنند. 3 ساعت و نيم گپ و گفتگوي كارگردانان با رهبر و بالعكس لحظات شيريني داشت كه شايد حاشيه هايش را در نسل 3 بعدي منتشر كنيم.
دوباره قرار است پرنده در خيابان پر نزند و ايران با پرتغال بازي كند. باز هم نام ايران بر صفحه تلويزيون آلمان نقش مي بندد و نه جمهوري اسلامي ايران، ماجراي فوتبال و سياست كه يادتان هست بازي هاي ايران را به دقت نگاه كنيد به ويژه بازي اول صحنه هاي حساس بازي به طور عادلانه در بين تلويزيون هاي سوئيچنگ كارگردان آلمان پخش مي شود، 4 به نيم يعني پخش آب خوردن دروازه بان مكزيك از 4 زاويه و اصابت توپ به تير دروازه مكزيك يك لحظه! بعد وقتي بازي چك را پخش مي كند، مي بيني نوشته: جمهوري چك
Zschech Republic
منتظر تشكيل كميته هاي بررسي علل شكست هاي تيم ملي، كركري بازيكنان براي مربيان، اخراج هاي در محل!، شعارهاي آبدوغ خياري براي دوره هاي بعد و بي توجهي نسبت به شطينت عمدي آلمان در حذف جمهوري اسلامي از نام كشورمان باشيد... 4 سال ديگه وقت داريم مگه نه؟
تیتر یک
گزارش اختصاصي خبرنگار اعزامي نسل 3 به آلمان؛ حامد فرطوسي شور
چه مي كنه با تيم ملي اين برانكو
اصلا منتظر تماس كسي نبوديم كه يكدفعه تلفن ورپريد كه «شما يك نفر سهميه براي آلمان داريد» در يك دموكراسي روزنامه اي بين بچه ها، بالاخره حامد با مشت آخر ببخشيد قرعه آخر، روانه آلمان شد تا به طور زنده و مستقيم- يك هفته بعد از بازي- گزارش مفصل بازي، حواشي و حرف و حديث هاي اطراف و اكناف را برايمان ارسال كند. هرگونه شباهت اسمي ميان اسامي منتشر شده و برخي آدم ها به شدت تكذيب مي شود و نسل 3 در قبال جنگ هاي خياباني پس از اين گزارش هيچ مسئوليتي نمي پذيرد.
¤¤¤
به نام خدا، صداي منو مستقيم از آلمان مي شنويد، بازيكنان دو تيم آماده شروع بازي هستن. حلقه بچه هاي تيم ملي هم زده شده كه دارن مي گن، يا علي دايي! ... ده دقيقه اي از بازي مي گذره و تمام صندلي هاي ورزشگاه رو مكزيكي ها گرفتن، انگار فدراسيون تيم تشويق كننده شو برده براي بازي بعد آماده كنه! اينم مشاور رئيس جمهور كه تك و تنها بين كلي مكزيكي نشسته و جرأت نداره هورا بكشه...
يه توپ روي دروازه و توي دروازه. ما گل خورديم، اين حق ما نبود، ما خوب داشتيم بازي مي كرديم... نتيجه بازي 3 بر يك به نفع مكزيكه و خدا كنه زودتر بازي تموم شه و الا كه با اين اوضاع بايد يازده نفري بريم توي دروازه وايسيم.
بله بله همين الان آماري كه فيفا از اين بازي منتشر كرده به دستم رسيد، توپ طلاي بهترين تماشاگر بازي به علي دايي تقديم شد و بند كفش طلا هم به برانكو هويچ كوويچ به خاطر افتتاح چهار بزرگراه آزاد و بدون سرعت گير در يك بازي براي عبور و مرور آزاد و بدون گمركي تيم حريف، توپ حريف، فحش حريف و...
¤¤¤
اگر صداي منو دارين، با يكي از برجسته ترين كارشناسان فوتبال مقيم آلمان دقايقي صحبت كنيم... شاطر اصغر اكبرنيا، از مفسران و محللان بزرگ فوتبال ماست كه در خدمتشون هستيم، بفرماييد...
به نظر من، ما گند زديم! البته اين بر مي گرده به عرق مربي. آقاي هويچ كويچ به محض ورود به آلمان با اشاره به اينكه «آه جام جهاني چقدر با حاله!» گفت: من چه به مرحله بعد صعود كنيم و چه نكنيم از تيم ايران خداحافظي مي كنم، به نظر من بايد سيخ تو آستين اين مربي كرد كه اينجوري زارت مي كوبه تو حال بروبچ و يه ملت اميدوار، يكي نيست بگه بابا روحيه، تعصب آخه]...[ توي ]...[.
- خب حالا بايد چه كار كرد؟ من كه ديگه واقعاً نمي دونم چي بگم؟
ببينيد ما كلي بازيكن روي نيمكت داشتيم كه مي شه از اونها در يك بازي باخته استفاده كرد، ما چيزي براي از دست دادن نداشتيم، بايد حمله مي كرديم. ولي شما اگر چهره مربي رو ببينيد، انگار عزرائيل ديده، آب دهنشو نمي تونه قورت بده. چه توقعي دارين، فدراسيونم كه زرت و زرت حمايت مي كنه و مي گه همين خوبه! آخه اين مربي با اون جاسوس 8 جانبه اش زده ]... [ تيم ملي رو]...[ پيونده داده ...
- چرا ما به مكزيك باختيم؟
خب دلايل زيادي هست، البته من بايد برم، نونوايي ولي اينو مي گم و مي رم، ببينيد مربي دروازه بان هاي ما كيه؟ چه كاره است؟ چقدر براي ايران افتخاريده؟ يا ارنج تيم ملي 60 ساله همينه، خب رضا عنايتي، سهراب بختياري زاده، طالب لو و... آوردي براي چي؟
آ وردي برن بازار خريد كنن؟ آخه من چي بگم، طرف پا شده
رفته ]...[ تيم ملي داده و كلي پول گرفته و حالشو برده، حالا اومده مي گه ]...[ ، كي اصلا اين
آدمو، ]...[ حساب مي كرد كه يك دفعه تقي به توقي شد مربي ايران، آخه من چي بگم به اين فدراسيون، بابا ]...[ مردم ]...[
- بله بله خيلي متشكرم ديگه شما قابل پخش نيستيد و من خداحافظي مي كنم.
¤¤¤
بازيكنان ايران امروز بعد از 7-8 سال علي دايي رو روي نيمكت مي بينن كه خب بايد در كتاب گينس ثبت بشه 8 ساله كه اين اتفاق نيافتاده گرچه برانكو گفته مي آريمش تو تا آخر بازي! راستي آقاي كاپيتان بعد از اون بازي گفته بود: اگر ما مرتكب اشتباه نمي شديم مكزيك عمراً تا صبح هم نمي توانست به ما گل بزنه، البته اين رو هم گفته كه وظيفه ما گل سازي و ايجاد موقعيت براي ديگران بود و نه گل زني!
من تشكر مي كنم از كاپيتان كه اينقدر صريح وظايف خودشو براي ما تشريح كرد ولي اين بازي يه چيز ديگه اس و حالا مي بينيد... كعبي پا به توپ شده، مي ده به مهدوي كيا، مي اندازه روي دروازه، اوه اوه چه هدي زد اين هاشميان! ...حالا رحمان، مي ندازه براي تيموريان، تيموريان براي معدنچي، معدنچي به كريمي و كريمي نمي تونه خوب مانور بده و توپ به اوت مي ره... حالا ميرزاپور، شوت مي زنه، رفت تو باقالي ها و حالا خر بيار و باقالي بار كن... يه پاس به دكو و توي دروازه... چي زد ... ما بايد حمله كنيم، ما مي تونيم بايد بتونيم درسته كه برنامه اي براي دفاع و حمله نداريم ولي بايد خوب بازي كنيم، علي كريمي روهم نمي دونم چرا تعويض كرد ]...[ اگر ببازيم من خودم ]...[ برانكو ]...[ مي دم.
حالا فيگو و پنالتي ... يحيي چه كرد با اين تيم ملي ... اين هم سوت پايان بازي، خداحافظ جام جهاني، خداحافظ برانكو، خداحافظ دادكان، خداحافظ علي دايي...
¤¤¤
- شاطر اصغر من ضمن تسليت به مناسبت اين باخت مي خوام كه خودتون درباره بازي حرف بزنين...
والا من كه حرفي ندارم براي گفتن غيراز اينكه تشكر كنم از 160 گروه بيكار كه براي تيم ملي آهنگ ساختن و هوا كردن و تشكر كنم از كسانيكه توي سايت فيفا هي اسم علي كريمي رو كليك كردند كه الان 40 درصد از رونالدينو بالاتره كه كفش طلا بگيره!
يه سري آمار هم بدست من رسيده كه خدمتتون مي خونم، شما هم گريه تو بكن، هويج طلايي به سر مربي تيم ملي ايران كه درهر بازي به چيزهاي جديدي پي مي بره و توي اين بازي فهميد كه مي تونه بيش تر از يك تعويض داشته باشه كه اون روهم به راحتي به ]...[ بده.
جايزه كلنگ طلايي به هافبك هاي كناري تيم به خاطر گشايش بزرگ راه هاي فراخ براي عبور و مرور هر نوع بازيكن. آبكش طلا هم براي دفاع ايران اعلام شده كه البته به خاطر اين همه خطا و كارت زرد، كاپ اخلاق هم به هر تيمي مي رسه غيراز ما. ضمناً فيفا بهترين تماشاگران جام جهاني رو، تماشاگران ايراني معرفي كرد كه در اوج وقار و شخصيت، از تيم شون حمايت كردند و به سر مربي اين تيم گفتن كه چمدونتو ببند كه نبندي خودمون واست مي بنديم.جايزه موبايل طلا هم به ايراني ها رسيد به خاطر سرعت در خلق مرتبط ترين sms هاي جهان در لحظه به لحظه بازي قبل و بعد از آن و ارسال به شونصد ميليون ايراني داخلي و خارجي.
- بله بله همين الان مصاحبه مطبوعاتي برانكو هويچ كويچ به پايان رسيد، آقاي دستيار مربي بلاژوويچ كه سابقه مربي گري هيچ تيم بدرد بخوري رو تا قبل از تيم ملي ايران تو خواب هم نداشت، برگشته و گفته: بازيكنان كم تجربه و مصدوم ما را بازاندند، آخه من چي بگم به اين ]...[، آقاي ]...[ تو اصلا ...] موسيقي پخش مي شود [
«ورزشكاران، فوتباليستان، لژيونرها دهن ما رو آسفالت كردين، برگردين، برگردين، زود برگردين...»
زردم، زردم، زرديم
سروش حسني
مي دانيد اينقدر كه مي گويند روزنامه هاي زرد و مجلات در پيت، دليلش حسودي است، ما يك خبر- يادداشت از يكي از هفته نامه هاي پربار فرهنگي كشورمان انتخاب كرديم كه ثابت كنيم همه اين حرف ها، يك مشت خزعبل نپخته و از روي حسادت است! اين هفته نامه پرطرفدار كه سه شنبه ها منتشر مي شود در مطلبي با عنوان «آقاي فردوسي پور حد خود را رعايت كنيد» آورده است:
«عادل فردوسي پور مفسر(!) باتجربه و تحصيلكرده كشورمان كه اين روزها در آلمان به سر مي برد با گزارش احساسي خود ثابت كرد چندان در كارش استاد نيست و با خصومت خواهي(!) درصدد حذف برخي از نام هاست. عادل خان كه با بودجه بيت المال به يك سفر رويايي رفته بايد بداند كار اصلي او گزارش بازي است و نظر دادن در چنين برحه هايي(!) آنهم به صورت احساسي احتمال بروز هر حادثه اي را به دنبال خواهد داشت.
جناب آقاي فردوسي پور شما در مقابل احساس 70 ميليون ايراني تفسير مي كنيد كه هر كدام اخلاق قومي و قبيله اي خاص خود را دارند شما بايد بدانيد تفسير كارشناسي بازي مهمي مثل ايران و مكزيك جايش در برنامه اي زنده آن هم در كشور بيگانه(!) نيست اگر شما از برانكو باتجربه تر هستيد بفرماييد سكان رهبري تيم ملي را به دست بگيريد. كنار زمين ايستادن و گفتن لنگش كن(!)، شعار پيش پا افتاده اي(!) است كه به زبان آوردن آن(!) براي فرد باسوادي همچون جنابعالي بسيار عجيب است... اجازه دهيد مصداق «هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد» در قضيه(!) گزارش مستقيم جنابعالي اعمال شود(!) تا گزارش هاي كارشناسي بعد از بازي طبق اصول بين المللي(!) به اجرا درآيند.»
خدا را شكر كه اين جريده- مفرد جرايد- هفتگي منتشر مي شود و الا اگر روزنامه بود، اين همه غلط ويرايشي و نگارشي و املايي! و البته خواب بودن ويراستار- شايد هم اصلا نيازي به وجودش نبوده است- را چه كسي مي خواست تحمل كند!
اصلا كاري نداريم هفته نامه شان از زردي به سرخي رسيده و مطالبش را اين هفته 3 صفحه عكس از آلمان، يك صفحه آگهي، يك صفحه داستان عشقي آبكي! يك صفحه اي ميل بازي! يك صفحه الو ...! سه صفحه تيم هاي جام جهاني و رانشي هايشان! و كلي خبر گل باقالي براي پر كردن همراه با آب و باد اوقات خوانندگان تشكيل داده است.
براي خالي نبودن عريضه تيترهاي روي جلد را هم مروري مي كنيم: مقايسه مهناز افشار با استاد اسدي! يك بازيگر تلويزيون از احتمال سكته خود در صورت پيروزي ايران خبر داد/ حادثه تأسف بار براي دو بازيگر سريال اولين شب آرامش/ تاريخ بازي هنرمندان و ستارگان فوتبال مشخص شد/ علي دايي در برابر پرتقال]!؟ [ غايب است/ و حالا خبر حادثه تأسف بار: امير آقايي و مهدي پاكدل بازيگران جوان و جوياي نام سريال... چندي پيش ]چندي![ در يكي از اتوبان هاي تهران ]يكي![ تصادف شديدي كردند ] شديدي![ كه خوشبختانه در اين تصادف اين دو بازيگر جوان آسيب جسمي نديدند ولي شيشه عينك مهدي پاكدل شكست و به ماشين امير آقايي هم خساراتي وارد شد ]![ اصلا فكر نكنيد خبر تمام شده، توجه كنيد: «جالب است بدانيد؛ مردم با ديدن اين دو بازيگر جوان وسط اتوبان ماشين ها را نگه مي داشتند ]