تبليغاتX
هفته نامه مشکان - هفته نامه نسل سوم ـ شماره 7 ـ 29 آذر 1384

هفته نامه مشکان

شنبه . سه شنبه و پنجشنبه هر هفته منتظر ما باشید

هفته نامه نسل سوم ـ شماره 7 ـ 29 آذر 1384

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(7)

 

شماره  هفتم ـ سه شنبه 29 آذر 1384

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

قبل از هر چيز سلام!

بابا رسول!

صادق مهدي غفراني

دوست داشتم بدانم توي اين حال و هوا، بروي سراغ دختر كوچك رسول كاظم نژاد و به او بگويي يك نامه بنويس به بابا، با چه كلماتي دل بابا را چنگ مي زند و دل سوخته اش را مي سوزاند.

شايد بنويسد سلام بابا رسول!

باباي بي معرفت، مگر صبح كه نگين قبل از رفتنت از خواب بيدار شده بود و پريده بود توي بغلت، نگفتي زود برمي گردي؟!

شايد بنويسد بابا، تو قرار بود سوغاتي برايم بياوري اما كجا بودي وقتي زنگ زدند و گفتند بياييد سوغاتي هايتان را شناسايي كنيد!

شايد بنويسد بابا، اين شب ها مادر خواب ندارد! فقط شانه هايش مي لرزد و تو را صدا مي كند.

شايد بنويسد بابا!

روز تشييع شهدا يكي از مردم اسپند دود مي كرد. من به او خنديدم. توي دلم گفتم اسپند دود مي كني به چشم نخوردن كه؟!

غصه نخور بابا،

مدرسه بردن نگين با من، كمك به مامان با من، پذيرايي مهمان ها هم با من، فقط تو را به خدا،

آرامش مامان و آمدن به خوابش با تو!

بابا رسول خوب من...

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

تيتر يك

واقعه نگاري نسل سوم از پرواز شهادت

مرگ گاهي ريحان مي چيند

 

صبح سه شنبه، 15 آذر، ساعت 10

رسول زنگ زد تحريريه.

كاظم نژاد به خاطر دخترهاي كوچولويش معمولا اين اواخر مأموريت هاي خارج از شهر را نمي رفت. اما اين بار بنا به نبود وقت كافي براي هماهنگي با عكاس ديگري، اسم خودش را رد كرده بود.

رسول مي گفت قرار بوده پرواز ساعات اول صبح برگزار شود، اما هنوز پرواز نكرده اند. مي گفت هواپيما نقص فني دارد و توضيح بيشتري هم به ما نمي دهند. مي خواست كسب تكليف كند كه برود يا بماند؟!

بودن يا نبودن، مسئله اين بود!

قرار براين شد كه اگر پرواز لغو شد و سايرين هم نرفتند، رسول هم برگردد و اگر رفتند او هم همراهشان برود. قرار شد خودش تصميم آخر را بگيرد.

سه شنبه، ساعت 12

رسول مجدداً با تحريريه تماس گرفت و خبر داد كه هواپيما امروز پرواز مي كند. به خبرنگاران گفته شده بود كه هواپيما از تهران به بندرعباس مي رود.

ساعت 30/13 همان روز

خبرگزاري ها خبر از سقوط يك هواپيماي نظامي در تهران را دادند. مديرعامل شركت فرودگاه هاي كشور از سقوط اين هواپيما در يافت آباد تهران خبر داد.

خبر، از يك حادثه در تهران حكايت مي كرد .در دقايق اول همه مي گفتند بيچاره ساكنين خانه هايي كه زير اين هواپيما خراب شده و يا خداكند بدجايي سقوط نكرده باشد و يا لابد ادوات نظامي براي مانور مي برده و...

دقايقي بعد، همان روز

اولين زمزمه ها در تحريريه پيچيد. رسول كاظم نژاد هم سوار همين هواپيما بوده!
دقايق اول، خبر به يك شوخي شباهت داشت اما بعد ...

ايلنا: مديركل روابط عمومي نيروهاي مسلح اعلام كرد كه هيچ خبرنگاري دراين هواپيما نبوده است.

ايسنا: مديرعامل سازمان آتش نشاني اعلام كرد كه تاكنون هيچ گزارش مؤثقي مبني بر كشته شدن سرنشينان و يا ساكنان محل سقوط هواپيما اعلام نشده است.

ساعت 15، سه شنبه

اما اين جو چندان عمر نكرد و لحظاتي بعد لبخندها خشكيد و تمام نگاه ها آغشته به نوعي نگراني و اضطراب شد.

فارس:يك منبع آگاه در نيروي زميني اعلام كرد هواپيماي C031حامل خبرنگاران و عكاسان بود.

مهر: .مسئول اطلاع رساني ناجا حضور تعدادي از خبرنگاران در هواپيماي C031 تاييد شد.

ايلنا: مسئول روابط عمومي نيروي هوايي ارتش اعلام كرد نزديك به 30 نفر از خبرنگاران دراين حادثه به شهادت رسيده اند.

ايسنا: هيچ خبري زنده ماندن سرنشينان هواپيماي حادثه ديده را تأييد نكرد.

تماس ها با موبايل رسول آغاز شد. اما هر بار به جاي صداي رسول، اين صدا شنيده مي شد: «تماس با مشترك موردنظر مقدور نمي باشد»!

تمام تلفن هاي مستقيم روزنامه روي تكرار شماره موبايل كاظم نژاد قفل بودند و هربار بي نتيجه تر از قبل. بچه هاي عكاسي مي گفتند حتماً رسول سوار نشده و از همان طرف رفته خانه و نيامده روزنامه.

هركسي به شكلي ماجرا را براي خودش توجيه مي كرد اما...

سه شنبه ساعت 16

دقايقي بعد اسامي كشته شدگان و سرنشينان هواپيما بر روي سايت ها منتشر شد. واي كه چقدر اسم آشنا! عليرضا افشار، مسعود جان نثاري، خيرخواه، يحيي، برادران، نيلي...، رسول كاظم نژاد!

بازهم بچه ها مي گفتند ممكن است اين اسامي، ليست پيش از پرواز باشد و بعد از تأخير 6 ساعته هواپيما خيلي ها نرفته باشند.

اما اين قصه تلخ تخيلي، واقعيت داشت. وزارت كشور دقايقي بعد حضور 68 خبرنگار را در هواپيماي حادثه ديده تأييد كرد و اسامي منتشر شده نشان دهنده اين بود كه رسانه هاي ايران، با فاجعه اي عظيم روبه رو شده اند.

آمارهاي لحظه به لحظه

ساعتي بعد، خبرهاي ضد و نقيض فراواني منعكس شد كه برخي از آنان حكايت از نقص فني هواپيما درهنگام پرواز و عدم مجوز فرود به هواپيما از سوي فرودگاه قلعه مرغي و اجبار هواپيما به بازگشت به مهرآباد داشت.

ايلنا: هواپيماي باري- نظامي سی 130 نيروي هوايي ارتش بلافاصله پس از پرواز اعلام وضعيت اضطراري كرد.

 مهر: دبير ستاد بحران ارتش شايعه اطلاع كادرپروازي از نقص فني هواپيما را تكذيب كرد.

فارس: وضعيت بلوك 52شهرك توحيد بحراني اعلام شد.

ايلنا: فقط سرنشينان هواپيماي ارتش جان باخته اند و هيچ يك از ساكنان شهرك فوت نكرده است.

مهر: سقوط هواپيما منجر به كشته شدن 10نفر از اهالي شهرك شد. پزشكي قانوني تلفات حادثه سقوط هواپيما را حدود 90نفر اعلام كرد. استانداري تهران آمار كشته شدگان را 100تن اعلام كرد. رئيس مركز اورژانس كشور آمار جانباختگان را 109نفر دانست. ساعاتي بعد اين آمار به 116نفر هم رسيد و اخبار همين طور ادامه داشت.

شهرك توحيد تهران

به محض ورودمان به آنجا، با جمعيت 200هزارنفري مردم روبه رو شديم. با تلاش فراوان خودمان را به صحنه حادثه رسانديم، هنوز بعضي ازطبقات ساختمان شعله ور بودند.
پر بودن باك هواپيما و برخورد بال هواپيما با ايستگاه تقويت فشار گاز، علت اصلي حجم وسيع آتش و سوختن تمام 30واحد ساختمان بود. امدادگران مشغول انتقال اجساد و خاموش كردن آتش بودند.

سردار طلايي و قاليباف از چهره هاي آشنايي بودند كه آنجا به چشم مي خوردند.

همه بودند، از هر خبرگزاري كسي آمده بود شايد به دنبال تكه هاي پاره و سوخته همكارانش، همه بودند، نيروي ويژه، آتش نشاني، اورژانس، ارتش، مسئولين، مردم، همه بودند جز رسول و عليرضا و حسين و مسعود و مهدي و مجتبي و...

نيروي انتظامي از تهيه عكس و يا فيلم به شدت جلوگيري مي كرد و اقدام به ضبط وسايل عكاسي و يا تصويربرداري مي كرد. اين در حالي بود كه فرمانده يگان ويژه نيروي انتظامي اعلام كرده بود هيچ محدوديتي براي خبرنگاران ايجاد نكرده است.

چرا؟!

اين تيتري بود كه يكي از بچه ها مي گفت بايد بزنيم صفحه اول: «چرا»؟! چرا خبرنگارها را با هواپيماي باري منتقل كردند؟ چرا هواپيما پس از شش ساعت تأخير و به گفته مسئولان رفع نقص فني، درست پس از بلندشدن از زمين اعلام بروز نقص فني مي كند؟ چرا ايمن ترين هواپيماي دنيا كه با دو موتورهم مي تواند به مسير خود ادامه دهد، نمي تواند خودش را تا فرودگاهي چندمتر آن طرفتر برساند؟ و چرا همه چيز در همان روز اول و بدون هر تحقيق و تفحصي تكذيب مي شود؟!

خبرهاي روزهاي بعد از پيگيري اين ماجرا خبر داشت، البته نه آن طور كه بايد و شايد!

روابط عمومي ارتش خبر داد: تشكيل گروه 29نفره كارشناسان براي بررسي علل سقوط هواپيما C.130

سخنگوي شوراي نگهبان: مسئول رسيدگي به پرونده سقوط هواپيما سازمان قضايي نيروهاي مسلح است.

معاون اول قوه قضائيه: در صورت اثبات قصور،دستگاه قضائي سقوط هواپيما را پيگيري مي كند.

معاون دادستان كل كشور: اگر ضرورت داشته باشد در موضوع پرونده وارد مي شويم.

رئيس مجلس شوراي اسلامي: مجلس در پيگيري علت حادثه نهايت تلاش خود را خواهد داشت. نمايندگان در اينگونه موارد نهايت حساسيت را خواهند داشت.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: تحقيقات اوليه نشان داده كه اين حادثه محصول يك اتفاق كاملاً ناگهاني بوده اما جهت اطمينان و آرامش خاطر داغ ديده ها اين موضوع از سوي نيروهاي مسلح مورد بررسي قرارخواهد گرفت.

پرواز

دسته گل هاي رسانه رفتند كه رفتند.

بچه هايي كه هر كدام شان ساليان نه چندان كوتاه را صرف كسب تجربه هاي سخت و دشوار كرده بودند و هر كدام شان خبره اي بودند درحيطه كاري خود.

نمي دانستي بايد به ياد كدام شان گريه كني. رسول كه دو دختر كوچكش هر روز منتظر صداي بوق ماشين بابا براي رفتن به مدرسه بودند يا آن يكي كه قرار بود از همان چابهار كت و شلوار دامادي اش را براي اين جمعه بخرد يا آن يكي كه بعد از 10 سال راز و نياز و نذر خدا به او يك دختر داده بود و حالا آن دختر در هفت ماهگي اش يتيم شده و يا غيره و غيره.

به قول سهراب:

مرگ گاهي ريحان مي چيند.

گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد، و همه مي دانيم.

ريه هاي لذت پراكسيژن مرگ است.

در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپرهاي صدا مي شنويم، مرگ گاهي ريحان مي چيند...

 

 

یادداشت

رسولي ديگر

جگر سوخت و چشم گريست

و يك درياي شور تسلاي دل غمگين ات شد.

غصه پاياني نداشت.

سياه ترين لحظه ها را تجسم كردن و آب شدن!

¤¤¤

اما تو خوب مي داني

 كه تنها پروازي كه مسافرانش را پراند 130 Cبود و

خوب تر مي داني كه

«پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است»

مصداق دارد، حقيقت است!

حقيقت رسول است كه آسوده خيال رفت كه تكليفي بر دوش اش نماند.

حقيقت آنهايند كه شهادت را اين چنين پذيرا شدند.

و شايد من و تو...

بيا با هم حقيقت را در تابوت انديشه مان جا دهيم تا رسولي ديگر شويم!

سميه شكري پور

 

یادداشت

براي خوردن يك سيب

 

ببين!

ببين كه آفتاب هم خسته مي تابد

و هوا، هواي كسالت است.

و زمين و زمان هم مانند ما كم آورده اند و آنها هم اين شعر سهراب را با خود زمزمه مي كنند كه:

«بزرگ بود و

از اهالي امروز بود

و با تمام افق هاي باز نسبت داشت.

و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد...

و دست هايش هواي صاف سخاوت را

ورق زد و

مهرباني را

به سمت ما كوچاند.

ولي نشد كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند

و رفت تا لب هيچ

و پشت حوصله نورها دراز كشيد

و هيچ فكر نكرد

كه ما ميان پريشاني تلفظ درها

براي خوردن يك سيب

چقدر تنها مانديم.»

حالا نمي دانم كدامين لحظه ها در پس دوربين ها، عكسي خواهند شد و كدامين لحظه ها خبري داغ!

حالا عكس ها هم درون قاب ها بي قرارند وخبرها بي تابي مي كنند و داغ دارند. حالا خبرها، واقعاً طور ديگري هستند.

حالا محال و باور نكردني را بايد باور كرد.

حالا اما بايد باور كرد كه رفته اند از ميان ما

حالا صندلي خالي و جاي خالي شان، سنگيني غم نبودنشان را بيشتر از بودنشان حس خواهد كرد.

حالا مي شود فهميد كه ستاره شدن و در دل سرد آسمان سوختن، يعني چه...

حالا بايد طور ديگري به خدا توكل كرد.

باز هم شهيد و

باز هم چيزي نماند از او جز راهي ناتمام...

فريا رئيسي نژاد

 

سه شنبه بازار

تنديس «بابا اي ول» بلورين

 

18 تير 78 و برخوردهاي خشن آن براي اين بود كه دانشجو جرات نكند در قبال نقض حقوق شهروندي اعتراض كند.

مصطفي تاج زاده، معاون سياسي وزير كشور در زمان واقعه كوي دانشگاه، با اعلام اين مطلب در مراسم بزرگداشت روز 16 آذر! گفته: امكان ندارد مسببان حادثه 81 تير و قاتل ابراهيم نژاد كشف شوند.

وي كه خود يكي از عوامل مسبب اين ماجرا در سال 78 است و ظاهرا در مراسم روز دانشجو، تاريخ 16 آذر را با 18 تير اشتباه گرفته، افزود: افشاي جناياتي كه در جامعه صورت مي گيرد موجب عدم تكرار آن مي شود.

اين شخصيت كاملا علمي و برجسته! در اظهارنظر ديگري در مورد رئيس جديد دانشگاه تهران گفته: امروز انتخاب مديران دانشگاه ها بدون توجه به آراي اعضاي هيات علمي توهين به جامعه دانشگاهي كشور است. وي بدون اشاره به اين نكته كه چرا در دوره اصلاحات نيز رئيس دانشگاه تهران با انتصاب وزير صورت گرفته، گفت: نمي توان به دانشگاه تهران توهين كرد و راي اساتيد آن را ناديد گرفت و از بالا كسي را منصوب كرد.

 

لقب «من و اين همه خوشبختي محاله» بلورين

 

كارمندان دولت آموزش رايگان گلف مي بينند.

رئيس فدراسيون گلف ايران اعلام كرد به منظور فراگير و همگاني كردن گلف كارمندان دولت آموزش رايگان گلف مي بينند.

به گزارش ايسنا، عيسي اسحاقي گفته: ورزش گلف تاثير بسزايي در تمركز اعصاب، آرامش، افزايش ديد و قدرت تصميم گيري دارد و مي تواند در افزايش بهره وري كارمندان نيز مفيد باشد.

وي اولويت مهم اين فدراسيون را همگاني كردن اين ورزش و گسترش آن در بين خانواده ها دانست و گفت: در نامه هاي جداگانه به مديران كل روابط عمومي تمامي وزارتخانه ها و سازمان ها آمادگي خود را براي برگزاري كلاس هاي آموزش رايگان گلف اعلام كرديم.

البته آقاي رئيس مشخص نكرده اند كه براي حقوق كارمندان كه كفاف خريد راكت و توپ گلف هم نمي دهد هم فكري كرده اند يا نه؟!

 

مدال «پتروس فداكار» بلورين

 

توصيه مي كنم كه كاسه صبر ما اعضاي دولت سابق را لبريز نكنند.

عبدالله رمضان زاده، سخنگوي دولت سابق در گفت وگو با ايسنا ضمن بيان اين مطلب، بعد از كلي تعريف و تمجيد از بحث انتقاد و ضرورت نقد، گفته: نقدهايي كه به دولت اصلاحات شده، به دليل كم تجربگي منتقدان و عدم شناخت شان از مسايل و مشكلات گذشته صورت مي گيرد. وقتي جلوتر بروند خواهند ديد كه به دولت قبلي جفا كرده اند.

عضو حزب مشاركت گفته: مقداري صبر لازم است تا مشخص شود چه كسي سالم تر، تواناتر و كارآمدتر بوده و چه كسي كمتر فساد داشته است.

وي بدون اشاره به نتيجه انتخابات و روي آوردن مردم به دولت اصولگرا گفته: دولت فعلي علي رغم همه ابزارها، توانايي جذب توده ها را ندارد، چون برنامه اي ندارد!

وي در عين حال در پاسخ به مطالبي كه در مورد دولت سابق مطرح مي شود، گفته: توصيه مي كنيم كه كاسه صبر ما (اعضاي دولت سابق) را لبريز نكنند.

 

عنوان «داروغه» بلورين

 

توزيع قرص هاي روان گردان در برخي از داروخانه ها!

آسيب شناس اجتماعي از فروش قرص هاي روان گردان بدون نسخه پزشك با 01 برابر قيمت بازار در برخي داروخانه هاي كشور خبر داد.

دكتر حسين فرجاد در گفت وگو با مهر گفت: قرص هايي كه در مجموعه قرص هاي روان گردان قرار دارد و معتادان مصرف مي كنند، در برخي داروخانه ها با قيمت معادل 01 برابر قيمت بازار خريد و فروش مي شود و اين در حالي است كه مسئولان نسبت به كنترل و نظارت اين داروخانه ها كم توجهي مي كنند.

وي گروه سني 41 تا 53 سال را بيشترين مصرف كنندگان قرص هاي روان گردان عنوان كرد و گفت: بررسي ها نشان مي دهد نسل جوان كشور بيشترين مصرف كنندگان قرص هاي روان گردان هستند كه تعداد آنان روز به روز در حال افزايش است.

فرجاد خاطرنشان كرد: بايد از طريق پژوهش هاي علمي راه حل اساسي براي درمان اين بيماران و جلوگيري از ورود اين داروها به كشور پيش بيني كرد تا بتوان از وقوع فاجعه اي كه در انتظار قشر جوان كشور است، جلوگيري كرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 16:5  توسط حمید رضا الوندی  |