هفته نامه نسل 3 ـ شماره 6 ـ 22 آذر 1384
هفته نامه
نـسـل سـوم
(6)
شماره ششم ـ سه شنبه 22 آذر 1384
میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) را تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.
منبع :
عضویت در گروه مشکان
http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join
قبل از هر چيز سلام!
اسكناس طلايي
يكي دوهفته پيش براي ديدار با بنده خدايي رفتم دفتر راديو تهران(ميدان ارك) توي يكي از استوديوهاي آنجا نشسته بودم و مغزم ازفرط صداهاي بلند موسيقي كه وسط پلاتوي مجري پخش مي شد به حد انفجار رسيده بود. پا شدم و از توي استوديو آمدم بيرون.
يك چند دقيقه بعد توي راهروي سازمان چشمم افتاد به مردي كه لنگ لنگان به سمت استوديوي روبرويي ام مي آمد. جلوتر كه آمد ديدم خودش است؛«داريوش جم»!
هنرمندي كه ترانه «ياردبستاني» اش هنوز كه هنوزه پر از طراوت و تازگي و انرژي است وانگار كه كهنه بشو نيست كه نيست. حالا مجري شبكه راديويي تهران است و ترجيح مي دهد كه درهمين به قول خودش «پاتوق گلوبندكي» بماند و سمت تلويزيون نرود. حالا ديگر حتي علاقه به خوانندگي هم ندارد. يا شايد هم دارد و...
يادش به خير، 7-8سال پيش به دعوت تهيه كننده برنامه راديويي «سرودها و نامه ها» چند بار آمدم توي استوديوي اين برنامه واز همانجا با داريوش جم (مجري برنامه) آشنا شدم. خلاصه آن روزچند دقيقه اي فرصت كردم كه بنشينم كنارش ويك گپ 5-6 دقيقه اي با او بزنم. اول از همه به او پيشنهاد يك مصاحبه درست و حسابي دادم كه قبول نكرد و دليل قبول نكردنش را هم بي معرفتي برخي صدا و سيمايي ها در دست كاري مصاحبه هاي قبلي اش دانست.
بعد رفتيم سراغ «ياردبستاني من...»، مي گفت خودم هروقت اين آهنگ را گوش مي دهم تمام موهاي بدنم سيخ مي شوند، مي گفت حس مي كنم اين آهنگ را يكي آمده گذاشته درحنجره من ورفته، وگرنه من كجا و همچين آهنگي كجا!
از جم درمورد دفترتحكيم وحدت و اينكه اين آهنگ شده سرود ملي آنها پرسيدم و پرسيدم كه آيا خودش از اين ماجرا راضي هست يا نه؟
آه كشيد وگفت خيلي با اين ماجرا درگير بودم كه به اينها ثابت كنم اين آهنگ ملي است نه متعلق به يك تشكل يا گروه، ضمن اينكه قانوناً هم اشكال دارد. هرچند اين آهنگ اينقدر اصيل است كه به هر كسي پا نمي دهد!
تازه گپ وگفت خودماني مان دورگرفته بود كه چراغ استوديو سبز شد و تهيه كننده برنامه آمد سراغ مجري برنامه اش و جمع ما را به هم زد.
موقع خداحافظي وقتي داشت شماره تلفنم را يادداشت مي كرد، از او پرسيدم قشنگ ترين يادگاري كه تا حالا گرفتي چه بوده؟! شماره را كه نوشت، دست كرد توي جيبش و يك اسكناس 100توماني كه داخل يك كيف پلاستيكي بود را درآورد و گفت اين!
گفتم ماجرا دارد؟ گفت آره، 3-4 سال پيش وقتي مقام معظم رهبري آمدند صدا و سيما و به ما هم سرزدند، از ايشان پرسيدم اگر از شما يك يادگاري بخواهم چه چيزي به من مي دهيد؟! آقاي خامنه اي هم دست كردند درجيب شان و اين اسكناس را درآوردند و گفتند اين! مي گفت اين اسكناس را هميشه همراه خودم دارم.حسابي برايم بركت آورده!
آقا روي اسكناس برايش نوشته بودند:
«كي مي تونه جز من و تو درد ما رو چاره كنه»
به فكر رنگ سبز پس فردا...
تيتر يك
يار دبستاني من...
جمعه 27 آبان 1384
ده ها هزار نفر از دانشجويان سراسر كشور با تشكيل حلقه انساني پيرامون تأسيسات هسته اي نطنز اصفهان، فرياد اقتدار سردادند.
دانشجويان كه به دعوت بسيج دانشجويي دانشگاه هاي استان اصفهان در اين تجمع شركت كرده بودند، با حمل پلاكاردهايي كه بر روي آنها نوشته شده بود: «آژانس بين المللي بازيچه آمريكاست»، «انرژي هسته اي حق مسلم ماست» و در حالي كه شعار مي دادند «واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد، ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد»، ضمن محكوم كردن دخالت هاي امريكا و انگلستان در امور داخلي ايران، خواستار قطع مذاكرات و راه اندازي سايت هسته اي نطنز و آغاز فرآيند غني سازي در كشور شدند.
دانشجويان آن روز در ادامه جنبش نوين دانشجويي كه شايد بتوان سرآغاز آن را از تجمع اخيرشان در برابر سفارت انگلستان دانست، قاطعانه به عنوان يك اهرم مؤثر در جامعه از دولت مردان كشور خواستند تا به ديپلماسي عزت مدارانه خود ادامه دهند و ذره اي در برابر شانتاژهاي تبليغاتي و رسانه اي بيگانه كوتاه نيايند و...
در اين برنامه كه با استقبال چشمگير خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي برگزار شد- كه البته برخورد مناسبي هم از سوي مسئولان منطقه با اين خبرنگاران صورت نگرفت- دانشجوياني از دانشگاه هاي اصفهان، كاشان، بوعلي سيناي همدان، تبريز و تهران حضور داشتند و عليرغم نارفاقتي هايي كه مسئولان سايت با تجمع كنندگان انجام دادند، دانشجويان اردوي سياسي- فرهنگي خود را با ابهت هرچه تمام به پايان رساندند.
يكشنبه 6 آذر 84
مراسم توديع و معارفه رؤساي سابق و جديد دانشگاه تهران با حضور وزير علوم، تحقيقات و فناوري برگزار شد.
رئيس پيشين دانشگاه تهران- دكتر فرجي دانا برگزاري اين مراسم سه ماه پس از آغاز سال تحصيلي را «تعجيل بي دليل و مفهوم» خواند و عدم ارائه گزارش از عملكرد گذشته خود را به دليل همين «تعجيل بي سابقه» دانست.
پس از سخنان رئيس پيشين و اتمام مراسم درحالي كه رئيس نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه ها، سخنگوي شوراي نگهبان، اعضاي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، وزير علوم، وزير اسبق علوم و برخي رؤساي جديد و قديم دانشگاه هاي تهران حضور داشتند، تعدادي از دانشجويان عضو تشكل هاي افراطي، به خصوص طيف روبه انحلال علامه دفتر تحكيم وحدت، در حضور رئيس اسبق دانشگاه علامه طباطبايي در اقدامي از پيش هماهنگ شده به توهين و تعرض به رئيس جديد دانشگاه تهران پرداختند و شعارهاي ناروا و اهانت آميزسر دادند .
پس از اين ماجرا نيز تعدادي از اعضاي همين تشكل ها، كه بسياري از آنها درحال حاضر دانشجوي هيچ دانشگاهي نيز نمي باشند، با برگزاري تجمع غيرقانوني در خيابان هاي دانشگاه تهران و ايجاد سروصدا و سردادن شعارهاي توهين آميز نسبت به اين انتصاب وزارت علوم اعتراض كردند و به اين دليل كه اين انتخاب بدون مشورت با اين دانشجويان صورت گرفته! خواستار استعفاي عميد زنجاني از رياست دانشگاه شدند.
نكته جالب اينجا بود كه روزنامه شرق در تحليل اين ماجرا، يكي از دلايل تعرض به رئيس جديد را مخالفت احتمالي رئيس نهاد رهبري دانشگاه تهران (حجت الاسلام ابوترابي) كه در زمان برگزاري اين مراسم در خارج از كشور به سر مي برد، دانست. اين درحالي بود كه حجت الاسلام قمي، رئيس كل نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه ها به عنوان يكي از مهمانان نزديك به عميد زنجاني از ابتداي مراسم در آن حضور داشت.
در روزهاي بعد مشخص شد كه حادثه دانشگاه تهران با برنامه ريزي دقيق برخي اعضاي تشكل هاي افراطي دانشجويي برخي دانشگاه هاي تهران و اعضاي برخي احزاب شكست خورده در انتخابات رياست جمهوري كه برخي از آنان از عوامل غائله كوي دانشگاه در سال 78 نيز بوده اند شكل گرفته و قرار بر اين بوده كه از اين ماجرا نيز غائله تازه اي با ابعاد گسترده تري شكل بگيرد تا بتواند با شكل گيري جنبشي دانشجويي ازاين دست، حيات برخي تشكل هاي روبه زوال بازگردد و از خطر انحلال دروني و اجتماعي نجات يابند!
از جنبش تا جنبش
فردا روز دانشجوست.
روز ملي جنبش دانشجويي!
تاريخ اين انقلاب را كه ورق بزنيم از قرمزترين ثانيه ها تا سبزترين حادثه هايش ردپاي دانشجو و دانشگاهي را پيدا مي كنيم، از بالاي ديوار سفارت ايالات متحده بگير تا سد انساني در برابر رئيس جمهور امريكا در خيابان هاي تهران و غيره و غيره.
اين روزها هم فردا مي شوند پر از ورق هاي سبز و قرمز و... تاريخ ! آن روزي ها كساني را تحسين خواهند كرد كه ماحصل جنبش شان چيزي هم خط و از جنس دغدغه مردم باشد و در فرهنگ لغت اذهان «جنبشي» باشد از ميان نخبگان كشور و نه صرفاً «سرجنباندني» براي ناكام مانده هاي تاريخ!
دست نوشتههاي دل
مصدر های دیر
شايد كمي دير باشد
شايد هميشه اين زمان دير باشد
دير به افق زيباي كاغذ رسيدن
اما رسيدن...
تا اوج قلم رفتن ولي سكوي پرتاب را دريادداشتن
درجور كردن واژه ها انديشيدن.
به كودكي سفر كردن و دراتاق به دنبال قطار بچگي دويدن
با عروسك ها خنديدن و درخيال به بلوغ رسيدن
رشد كردن و درمعناي واژگان نه چندان سخت، گير كردن
چشم ها را باز كردن ولي نتوان ديدن و به اجبار چشم به نبايدها بستن!
تجربه كردن و بهاي گران دادن
همرنگ جماعت شدن و رنگ را به روح سپيدت پاشيدن
هر روز تكرارررررر شدن
و
احمقانه مصدربيكار به كار بردن و به هيچ جا نرسيدن مثل عاشق شدن و يا به زندگي پاياني دلخواه دادن و...
راحت شدن!
مي داني،
من وشايد تو، ناخواسته مثل مصدري هستيم كه مفهوم بودن و شدن را مي رسانيم،
و زمان برايمان گم شده است.
آري،
من خالي ام از آغاز بودن، و انتهاي شدن ...
سميه شكري پور
يادداشت
نيم نمره هاي خطري!
فريا رئيسي نژاد
كوچكتر كه بوديم، سر بعضي بي دقتي ها و نگذاشتن تشديد بعضي كلمات، چقدر نيم نمره از دست مي داديم و نمره بيست ديكته مان مي شد 5/19! معلم دفتر ديكته را كه به دستمان مي داد، مي گفت اشكالي ندارد عزيزم، بي دقتي كردي. حواست باشد دفعه بعد دقت كني! بعدترها، چقدر منفي و مثبت را در فرمول هاي رياضي و فيزيك جابجا گذاشتيم و خدا مي داند كه چند تا تست كنكور را همين طور زديم تو اوت.
هرچند الآن در كتاب ها و روزنامه ها ديگر هيچ خبري از آن همه تشديد نيم نمره اي نيست و در زندگي روزمره هم كاري به آن منفي و مثبت هاي كوچولو نداريم.
يك كم دقت كه كني، مي بيني در طول روز چند بار از جمله هايي مثل حواسم نبود، بي دقتي كردم، كاش بيشتر دقت كرده بودم و... استفاده مي كنيم. بگذار چند تا از دسته گل هاي خودم را تعريف كنم برايت: مثلا همين چند وقت پيش بليط داشتم براي جايي. روي بليط نوشته بود همه روز به غير از جمعه و شنبه، اما من درست روز شنبه رفتم و وقتي بعد از كلي سربالايي رفتن رسيدم و از مسئول آن جا شنيدم كه تعطيل است و خسته و كوفته برگشتم، كلي بد و بيراه بار خودم كردم.
يا اينكه چند وقت پيش دنبال يكي از مسئولان دانشگاهمان مي گشتم و به جاي اينكه دنبال آقاي «رياضي» بگردم، از همه سراغ آقاي «رضايي» را مي گرفتم و همه هم تعجب تحويلم مي دادند و مي گفتند نداريم اصلا همچنين كسي رو!
مي گويم، شايد بد نباشد گاهي براي هر بي دقتي مان نيم نمره از زندگي كم كنيم و هرازگاهي بشويم خانم معلم خودمان و يك نمره مشتي نثار خودمان كنيم تا يك وقت تشديدي را جايي جا نيندازيم!
سهشنبه بازار
عنوان «عشقولانه» بلورين
در يكي از شهرستان هاي استان همدان، الاغي به 5 بزغاله شير مي دهد.
صاحب اين الاغ گفته، بعد از مرگ بز ماده به فكر فروش و يا ذبح اين بزغاله ها افتاديم و درست در روزي كه مي خواستيم اين بزغاله ها را از طويله به بازار ببريم، مشاهده كرديم كه آنها مشغول شير نوشيدن هستند.
اين كشاورز ملايري به خبرنگار واحد مركزي خبر گفته تعجب مي كنم كه چطور الاغ ها و بزها مي توانند با هم كنار بيايند و آرام زندگي كنند اما بعضي از ما انسان ها كه آخر ادعاي عقل و شعور هستيم، دائماً به فكر حمله و تجاوز به حقوق ديگرانيم!
افشاي مسئله تجاوز دسته جمعي پنج نظامي آمريكايي به يك دختر 22 ساله فيليپيني در ساحل «سوبيك» واقع در شهر «اولونگاپو»، مانيل را با يك بحران اجتماعي روبرو كرد.
براساس اين گزارش، نظاميان آمريكايي از جمله نيروهاي شركت كننده در رزمايش مشترك دريايي فيليپين-آمريكا در ساحل سوبيك بودند.
پليس فيليپين پيش تر اعلام كرده بود كه نظاميان خاطي آمريكايي دستگير و هم اكنون در زندان سفارت آمريكا در فيليپين به سر مي برند.
مدال «از عشق تو ليلي، خوردم به تريلي» بلورين
پيرمرد 72 ساله اي در مراسم خواستگاري خود سكته كرد و مرد. اين پيرمرد اهل عجب شير، پس از 2 سال تلاش براي خواستگاري از حاج خانم موردنظرش و نهايتا موافقت وي براي انجام مراسم خواستگاري به همراه خانواده خود به مهماني مي رود، اما دقايقي پس از ورود عروس خانم بدبخت، از خوشحالي و ذوق زدگي دچار ايست قلبي مي شود و جان مي سپرد.آدم 72 سال مجرد زندگي كند و 2 سال هم صداي مرغ عشق دلش به آسمان برود و درست در روز خوشه چيني، از عشق طرف جان بدهد.هر چند شاعر در چنين مواردي اصولا شعري از خودش در نكرده اما اگر افعال اين بيت را معكوس در نظر بگيريد، مي شود آن را مربوط دانست: بوسه اي از لب لعلش نگرفتيم و برفت.
تنديس «با تو حكايتي ديگر» بلورين
كنسرت يكي از خوانندگان سنتي، با استقبال عجيب و غريب بخش هاي خبري صداوسيما روبه رو شد!
بخش هاي خبري شبكه هاي مختلف صداوسيما در روزهاي اخير بارها و بارها خبر برگزاري كنسرت محمدرضا شجريان در تهران را به عنوان خبر ويژه اعلام كردند. اين در حالي است كه قبل تر از اين صداوسيما در مورد برگزاري كنسرت ها حساسيت فراواني به خرج مي داد اما به ظاهر در اين مورد اتفاقي رخ داده كه بخش هاي خبري اقدام به پخش تصاوير و صحنه هايي از آن مي كردند.گفتني است بليط اين كنسرت 20هزار تومان بود و نحوه برگزاري آن هم آنقدر عشقولانه بود كه حتي صداوسيما هم به سختي توانست صحنه هايي از آن را پخش كند!
فينگليش
GAV
Soal: miduni tu barare chand nafar lazeme case dushidane gav?
Javab: 20 nafar!
1 nafar baraye negah dashtane gav va 19 nafar varaye bala pain kardane khode gav!
