هفته نامه نسل سوم ـ شماره چهارم ـ 8 آذر 84
بنام خدای منتظران
هفته نامه
نـسـل سـوم
(4)
شماره چهارم ـ سه شنبه 8 آذر 1384
منبع :
عضویت در گروه مشکان
http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join
قبل از هر چيز سلام!
(توجه: مطلبی که می خوانید در روزنامه چاپ نشده بود و تنها در سایت نسل سوم قرار گرفته است)
شهر يزد كتابخانه معروفي دارد. نزديك ورودي اين كتابخانه دفترچه يادبودي است كه بازديد كنندگان، در آن چند خط به يادگار مي گذارند و مي گذرند.
يكي از اين يادداشت ها مربوط به سفر امام خميني(ره) به يزد و ديدارشان از اين مكان است. امام در آن صفحه فقط و فقط يك جمله نوشته: «قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله...»
هر «يك» نفرتان براي خدا قيام كنيد! همان يك جمله اي كه مشق اصلي خود امام در مبارزاتش بود و با آن به من و تو فهماند: با يك گل« بهار» آمدني است! يا به قول مرحوم محمدرضا آقاسي: «چه كسي گفته يك دست صدا ندارد؟ دست عباس در كربلا غوغا كرد، دست اگر دست عباس باشد بي صدا نمي ماند»!
¤¤¤
دفترچه يادگاري اين مملكت پر است از روايت بهارهايي كه با «يك به يك» گل هاي مردمش به بار نشسته و در مختصات n بعدي روزگار، ماندگار شده و امروز اگر دستي بخواهد بيرون بيايد...
نه، بگذار آخرش را با آن تعبير معروف رهبر انقلاب كامل كنم كه: اگر شرايط حركت امام حسن و امام حسين را مقايسه كنيد و بخواهيد بدانيد شرايط امروز كشور چگونه است، مطمئن باشيد «سياست نظام»، سياست امام حسن نيست، سياست ما «حسيني» است!
¤¤¤
در باورم هست، «يك يك» ايرانيان در ميدانهاي فردا، باز هم نتيجه ديروز را تكرار خواهند كرد: يك- هيچ به نفع ايران!
صادق مهدي غفراني
تـیـتـر یــک
عشق است اباالفضل !
گپ و گفت خودماني نسل سوم با پهلوان پهلوانان
صادق مهدي غفراني
پيدا كردنش خيلي سخت بود؛
اينقدر سخت كه به خودكشي بيشتر شباهت داشت، اما تلاش براي گپ و گفت با قوي ترين مرد جهان اگر آخرش تماس برقرار شود و مشترك موردنظر به هزار و شيشصد تا كار جز تلفن جواب دادن مشغول نباشد، به خودكشي اش مي ارزد!
مصاحبه ما يك روز پس از بازگشت حسين رضا زاده به ايران صورت گرفت، يعني شنبه! يعني روزي كه معمولاً در چنين روزهايي قهرمان ها، پيراهن قهرماني را آويزان چوب لباسي مي كنند و به كيف و حال و استراحت و اوپن سيتي خود مي پردازند. تازه، كيلومترها آن طرف تر از پايتخت و در شهر ترك زبانان اردبيلي!
به اقرار خود حاج حسين، زنگ موبايل اش وقتي به صدا درآمد كه قصد داشت تلفنش را خاموش كند و به اتفاق اهل بيت بنشيند پاي سفره ناهار!
حالا اينكه چرا قهرمان شماره يك دنيا تماس ما را به ناهار مشتي و مفصل خودش ترجيح داد و چراحاضر شد عليرغم گرسنگي شديدي كه خودش مي گفت دارم از صبح تحملش مي كنم و عليرغم صداي غرغر اطرافياني كه هرچند دقيقه يك بار توي گوش پهلوان سيخ مي كردند كه بيا و بخور، باز هم صداي كنجكاو پشت گوشي را سركار نگذاشت، همه و همه اينها بر مي گردد به همان مرام با حال اين مرد كه ما توي سرتاسر اين مصاحبه جستجويش كرديم!
ـ چطوري پهلوان؟
¤ اگر موبايلم الان خاموش بود بهتر بودم.
- يعني مزاحمم؟
¤ نه بابا، شوخي بود!
- حالا ناهار چي هست؟
¤ آبگوشت
- تو مثل اينكه رژيمت تغيير نمي كند؟
¤ آبگوشت مدرن ترين غذاي دنياست.
- خيلي ها منتظر بودند بشكند!
¤چي
- ركورد وزنه هاي دو ضربت؟
¤ خيلي ها به اضافه خودم.
- پس چرا نشكست؟
¤ باور كن هواي دوحه خيلي بد بود، نشد.
- گرم بود؟
¤ رطوبت وحشتناكش! حتي وزنه 263 كيلويي را هم بردم بالاي سينه، اما اگر بلندش مي كردم به جاي ركورد، كمرم مي شكست.
- ولي حسابي گل كاشتي!
¤ بنويس در مسابقات بعدي ركورد را هم خواهم شكاند.
- قضيه سرتكان دادنت وقتي وزنه آخر را بردي بالا، چي بود؟
¤ يك چيزي تو مايه هاي رو كم كني!
- روي كي؟!
¤ همان هايي كه فكر مي كردند مي توانند يا اباالفضل پيراهن من را بخرند.
- آلماني ها؟
¤ نه فقط آنها.
- دوحه كه بودي، باز هم به تو پيشنهاد مي دادن؟
¤ تا دلت بخواهد.
- آلماني ها خيلي مطمئن اعلام كرده بودند كه تو براي آنها وزنه خواهي زد؟
¤ آره، خوانده بودم. رئيس فدراسيون شان گفته بود رضازاده در دوحه پيراهن ملي آلمان را به تن خواهد كرد.
- چه جوابي به آنها دادي؟
¤ بي ادبانه اش مي شود : شتر در خواب بيند پنبه دانه!
- مبلغ پيشنهادشان چقدر بود؟
¤ اينقدري بود كه مي توانستم يك جزيره براي خودم بخرم و تا آخر عمرم بخوابم و بخورم.
- البته خارجي ها به تو پول نمي دادند كه بخوري و بخوابي؟
¤ باوركن حاضرند به من پول بدهند كه فقط پيراهن تيم ملي ايران را نپوشم.
- جز آلمان و تركيه، كشور ديگري هم پيشنهاد داده؟
¤ آره، خب چيز عجيبي نيست. همه دنيا دوست دارد مدال طلاي فوق سنگين را داشته باشند اما اين مدال مال ايران است!
- پس يعني هيچ رقمه حاضر به همكاري با آنها نيستي؟
¤ من عشق به ايران و ولايت را با دنيا عوض نمي كنم و به عنوان يك سرباز ايراني با همين عشق وزنه خواهم زد، تا روزي كه توان دارم.
- عكس رهبر را موقع مدال گرفتن، مسئولين تيم بهت دادند يا خودت خواسته بودي؟
¤ از تهران به همه گفته بودم كه من روي سكو عكس آقا را بالاي سر خواهم برد تا همه بفهمند حسين رضازاده سرباز سيدعلي است!
- شنيدي كه تلويزيون قطر چه طوري آن عكس را نشان داد؟
¤ آره، فيلم را ديدم. انگار به فيلمبردارشان سپرده بودند هيكل به اين گنده گي را نشان بده اما از دست هايش بالاتر نرو تا قاب عكس ديده نشود!
- عمدي بود؟
¤ بالاخره به قول خودت برجك عرب ها با خاك يكسان شده بود! حتي من شنيدم براي تماشاي بازي، جا براي ايراني هاي مقيم آنجا هم نگه نداشته بودند.
- اما ايراني توي سالن زياد بود؟
¤ مردم از 3-4 ساعت قبل از شروع رقابت من، آمده بودند و جا گرفته بودند!
- عكس آن تمثال رهبري را هم خودت انتخاب كرده بودي؟
¤ آره، آن عكس كلي ماجرا دارد.
- چه ماجرايي؟
¤ شيرين ترين روز عمر من بود. از نوجواني دوست داشتم كه ايشان را زيارت كنم كه خدا را شكر انجام شد.
- كدام جمله رهبر بيشتر به دلت چسبيد؟
¤ اگر بگويم مي گويي رضازاده چقدر مغرور است!
- قول مي دهم توي دلم بگويم، بگو!
¤ همان لحظه اي كه رهبر گفتند اينكه اين آقا پيشنهاد يك كشور خارجي را نپذيرفته براي ما خيلي ارزش دارد! آن لحظه كل موهاي بدنم سيخ شده بود.
- وزنه بعدي ات چند كيلويي خواهد بود؟
¤ ان شاءالله در پكن ركورد جديد ثبت خواهم كرد و روزي هم 500 را خواهم زد.
- قشنگ ترين شعري كه تا حالا شنيدي؟
¤ بين همه عشقاي دنيا، عشق است اباالفضل!
- مي گن ماتيز خريدي؟!
¤ آخه خوش انصاف، من توي ماتيز جا مي شوم؟!
- چي سوار مي شوي؟
¤ از همين ژيان جديدها سوار مي شوم، ولي باور كن سؤال قبلي تو يكجور فحش به ماتيز است!
- پهلوان پهلوانان و قوي ترين مرد جهان بودن چه مزه اي است؟
¤ قوي ترين مرد جهان بودن مزه اش مزه تمام خوشي هاي دنياست اما پهلوان بودن مزه حقير بودن مي دهد در برابر نام و مرامي مثل اباالفضل!
- حالا روي هم رفته چه مي شود؟
¤ وقتي همه دنيا به تو نگاه كردند و شدي بحث داغ دنيا و وسوسه هاي جورواجور به سمتت آمد، آن وقت وفادار ماندن به چيزهايي كه با آن عشق مي كني، هم شيرين است و هم سخت!
- جوك هايي كه در موردت مي سازند را شنيدي؟
¤ هر چند وقت يك بار با بچه ها دور هم جمع مي شويم و يا اقوام همسرم مي آيند و هرچي جوك شنيده اند برايم مي گويند.
- به تو برهم مي خورد؟
¤ آره، اينقدر برمي خورد كه از خنده مي تركم!
- چيزي هست كه حسين رضازاده از آن بترسد؟
¤ چند سالي هست كه پيدا شده!
- چند سال؟
¤ 2-3 سال مي شود!
- يعني دقيقا از وقتي كه ازدواج كردي؟!
¤ آفرين، زدي به هدف!!
- ساكن تهراني يا اردبيل؟
¤ دوزيستم
- آخرين فيلمي كه در سينما ديدي؟
¤ زياد سينما نمي روم.
- چرا؟
¤ مردم نمي توانند در آن صورت درست و حسابي فيلم شان را ببينند. چون دائما از من عكس و امضا مي خواهند.
- سينما كه موقع پخش فيلم تاريك مي شود؟
¤ تاريكي سينما در برابر تابلو بودن هيكلم سوسك است.
- به وزنه برداري ايران بعد از حسين رضازاده هم فكر كردي؟!
¤ آره، البته آن روز نزديك نيست ان شاءالله!
- آن روز دور، وزنه برداري ما مي خوابد؟
¤ نه به هيچ وجه. همين الآن در همين اردبيل نيروهاي جوان و تازه نفسي را مي بينم كه شك ندارم روزي بهتر از من خواهند درخشيد.
- يك انتقاد از يك نفر؟
¤ گله مي كنم از بنده خدايي كه فيلم يكي از اردوهاي ما را در بازار پخش كرد. فيلم چيز خاصي نداشت اما شخصي بود و بچه ها كه راضي نبودند!
- نسل سوم را مي بيني؟
¤ هرازگاهي، ولي آن صفحه اي كه با من مصاحبه كرده بودي و تيترش را هم زده بودي «در نقش رستم بازي مي كنم» را چسبانده ام روي درب كمدم!
- حرف آخر؟
¤ از رهبر و همه مردم عزيز ايران بابت دعاهاي خيرشان تشكر مي كنم و از همه شان التماس دعا دارم.
- چه خبر از آبگوشت؟!
¤ يخ زد!
ZOOM
عكس رهبر را موقع مدال گرفتن، مسئولين تيم بهت دادند يا خودت خواسته بودي؟
از تهران به همه گفته بودم كه من روي سكو عكس آقا را بالاي سر خواهم برد تا همه بفهمند حسين رضازاده سرباز سيدعلي است!
وزنه بعدي ات چند كيلويي خواهد بود؟
ان شاءالله در پكن ركورد جديد ثبت خواهم كرد و روزي هم 500 را خواهم زد.
تو مثل اينكه رژيمت تغيير نمي كند؟
آبگوشت مدرن ترين غذاي دنياست.
ســه شـنـبـه بـــازار
تنديس «جفتك» بلورين
تيم ملي تركيه با شكست از تيم سوئيس در خاك استانبول، از راه يافتن به جام جهاني 2006 آلمان بازماند.
اما نكته جالب ماجرا، لگدپراني بازيكنان و كادر فني تيم ترك به بازيكنان پيروز سوئيس بود! پس از شكست سنگين تركيه و به صدا درآمدن سوت داور، بازيكنان سوئيسي به جاي اينكه به جشن و شادماني بپردازند، دوتا پا از خدا قرض كردند تا زودتر بتوانند از زمين فراركنند!
به گزارش تلويزيون فرانسه و همانطور كه صدا و سيما هم تصاوير اين بازي را پخش كرد، بازيكن هاي تيم ميزبان بعد از اينكه در زمين خود متحمل شكست شدند، به هنگام خروج از زمين به سروكول سوئيسي هاي بدبخت مي پريدند و هويجوري لگد پرت مي كردند و با مشت و كله، شيريني پيروزي مهمان ها را دوچندان مي كردند!
فدراسيون جهاني فوتبال هم اعلام كرده احتمالاً مجازات سنگيني براي مهمان نوازي تركيه اي ها درنظر خواهد گرفت.
نشان «واتو واتو» بلورين
واحد آكسفورد انگلستان دانشگاه آزاد اسلامي ايران تأسيس شد!
بعد از تأسيس واحدهاي دانشگاه آزاد در تمام شهرها و روستاها و سوراخ و سمبه هاي ايران، حالا نوبت كشورهاي خارجي است كه از بركات واحدهاي اين دانشگاه بهره مند شوند.
به گزارش خبرنگار نسل سوم، اين دانشگاه در هر سه مقطع ليسانس، فوق ليسانس و دكتري دانشجو مي پذيرد و اكثر رشته هاي رياضي و تجربي و انساني هم در آن تدريس مي شود.
همچنين رئيس اين دانشگاه اعلام كرده كه دانشگاه آزاد قصد دارد به زودي واحدهاي خود را در آفريقا و برخي كشورهاي ديگر اروپايي نيز تأسيس كند! اگر چه توسعه دانشگاه هاي اسلامي و ايراني- كه استانداردهاي علمي روز را دارا هستند- در همه جاي دنيا كار خوشگل و باحالي است اما انجام اين كار توسط دانشگاهي كه اين روزها دائماً از كمبود بودجه و اعتبار مي نالد و دليل گراني شهريه را مشكلات مالي دانشگاه اعلام مي كند، يك خرده ژوگولو ببولو مي باشد.
مدال «بروبچ» بلورين
سفير سابق انگلستان در آمريكا با چاپ كتاب خاطرات خود موجب حيرت مقامات انگليسي شده است.
سركريستوفر ماير در كتاب خود كه سه سال پس از پايان خدمت دولتي وي به رشته تحرير درآمده، نوشته است: جف هون، وزير دفاع انگليس و دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا مانند دو پاندايي هستند كه مي خواهند جفت گيري كنند و يا در مورد معاون نخست وزير انگلستان به اشتباه، اظهارات وي را به جاي اظهارات يك سناتور آمريكايي مي گذارد يا از جنگ «فال كند» به جنگ «فاك لند» يا از كوزوو به كوسوا نام مي برد.
وي بلر را متهم كرده كه شيفته زرق و برق قدرت آمريكا است و چشم بسته بدون اينكه در مورد موضع انگلستان معامله اي انجام دهد راهي اين جنگ گرديده است. سفير سابق انگليس نوشته: «بلر مانند توله سگ دنبال رو بوش است»! خاطرات اين سفير سابق موجي در ميان سياست مداران انگليس ايجاد كرده است!
عنوان «دلار موجود» بلورين
برنامه 90شبكه سه، هفته گذشته به خاطر حمايت عجيب و غريب مجري آن از برانكوايوانكوويچ 190دقيقه طول كشيد.
عليرغم شكست هاي اخير تيم ملي فوتبال ايران در برابر تيم هاي دسته چندمي دنيا در ديدارهاي اخيري كه در خاك كشور خودمان و با حضور تمامي ستاره ها و سوپر ستاره هاي تيم مان برگزار شده، برنامه ورزشي شبكه سوم سيما با دعوت از سرمربي تيم ملي به حمايت از وي پرداخت.
اين حمايت در حالي صورت مي گيرد كه بسياري از كارشناسان ضعف سرمربي تيم ملي را علت اصلي اين باخت ها مي دانند. عادل فردوسي پور (مجري90) كه به طور معمول در برنامه اش وقت كم مي آورد، در اين برنامه كه بيش از 3ساعت به طول انجاميد به طرز تعجب آور و قابل تأملي از برانكو تعريف و حمايت كرد، تا جائيكه برخي از روزنامه ها لقب «يار دوازدهم برانكو» را به وي اعطا كردند.
عادل فردوسي پور در پاسخ به انتقاد روزنامه ها گفته: فعلاً ترجيح مي دهم سكوت كنم!
لقب «جيگر مراد نيازف» بلورين
پزشكان از اين پس قبل از آغاز حرفه پزشكي بايد به جاي سوگند بقراط، سوگند وفاداري به رئيس جمهور و كتاب او را ياد كنند.
البته اين اتفاق دموكراسانه در جمهوري تركمنستان افتاده است. به نوشته روزنامه نوترالني تركمنستان، از اين پس پزشكان تركمن پس از فارغ التحصيل شدن و قبل از آغاز حرفه پزشكي بايد به جاي سوگند بقراط، به اين جمله سوگند بخورند: «با كسب مهارت عالي پزشكي و در اجراي فعاليت حرفه اي، من خاضعانه زانو مي زنم و سوگند وفاداري به صفر مرادكبير تركمن باشي و آرمان هاي بزرگ رخ نما مقدس ياد مي كنم.»
«رخ نما» اسم كتابي است كه مراد نيازف خان چند سال پيش نوشته و يك راهنماي اجباري معنوي براي ملت تركمن است كه تدريس آن در تمام مدارس و ادارات اين كشور اجباري است.
گفتني است نيازف اول امسال دستور تعطيلي تمام بيمارستان هاي شهرستانهاي تركمنستان را صادر كرد، زيرا به نظر او درمان مردم در بيمارستان هاي پايتخت كافي است!
