هفته نامه نسل 3 ـ سه شنبه 1 آذر 84
هفته نامه
نـسـل سـوم
(3)
سه شنبه 1 آذر 1384
منبع:
تـیـتـر یــک
يك فنجان چاي داغ در كنار طرح مبارزه با مفاسد اجتماعي نيروي انتظامي
اراذل و اوباش پنهان
تابستان سال 1381 براساس اجراي طرحي در نيروي انتظامي موسوم به برخورد با اراذل و اوباش و فسادهاي اجتماعي، نيروهايي ويژه در قالب اكيپ هاي مجهز در خيابان هاي تهران و برخي شهرهاي ديگر به گشت زني مي پرداختند و با مظاهر فسادهاي اجتماعي برخورد مي كردند.
آن روزها، اين اكيپ ها به «لندرورهاي مشكي» معروف شده بودند و حضورشان عكس العمل هاي متفاوتي از سوي مردم و رسانه ها را برانگيخت. بعضي از روزنامه ها سعي مي كردند با تهيه گزارش هايي از شديد بودن و ضابطه مند نبودن برخورد اين ماموران با جوانان بگويند و اين اقدام نيروي انتظامي را يك حركت افراطي در سطح جامعه نشان دهند.
از سوي ديگر برخي نشريات نيز با قدرداني از اين حركت، آن را داراي نكات و نقاط مثبت ارزيابي مي كردند و آن را در جهت ايجاد و تقويت امنيت شهري مفيد مي دانستند.
فرمانده نيروي انتظامي (فرمانده اسبق) نيز در گفت وگو با خبرنگاران اعلام كرد كه اين طرح براي برخورد با بدحجابي يا نوع پوشش جوانان و مسائلي از اين قبيل نيست و صرفا به جرم هايي نظير قاچاق مواد مخدر، زورگيري، سرقت و... اختصاص دارد.
اما اين طرح نيز با همه نكات قوت و ضعفش، مانند اكثر طرح هاي نيروي انتظامي در چند سال اخير به طور ضربتي اجرا شد و بعد از 3ماه، به كلي به فراموشي سپرده شد و ديگر در خيابان هاي شهر نه اثري از لندرورهاي مشكي ديده شد و نه نيروي ويژه و نه...
3 سال بعد از آن يعني تابستان امسال، طرحي از سوي دادسراي تهران به نيروي انتظامي و نهادهاي مسئول تامين امنيت ارائه شد مبني بر مبارزه قاطع با اراذل و اوباش و اخلال گران امنيت اجتماعي!
اين طرح نيز بلافاصله پس از ابلاغ به اجرا گذاشته شد و طبق اطلاعيه دادستاني، ماموران در دستور كار خود مبارزه با مواردي همچون: «زورگيري، قدرت نمايي با چاقو و قمه، ارعاب، تهديد و سلب آسايش و نظم عمومي، خريد و فروش سلاح غيرمجاز، آدم ربايي، ايجاد مزاحمت براي بانوان در معابر، تجاوز به عنف، خريد و فروش داروهاي روان گردان و...» را قرار دادند.
اگرچه بناي اين طرح نيز بر موقتي بودن ريخته شده و از سوي دادستان كل كشور پايان زمان اجراي آن تا آخر ماه مبارك رمضان اعلام شده بود، اما سردار طلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ، هفته گذشته اعلام كرد كه اين طرح از روزهاي آينده با شكل جديدتري در سراسر كشور به اجرا درخواهد آمد و زمان اجراي آن تمديد خواهدشد. شايد حالا كه به گفته سردار طلايي، اين طرح مرحله جديد خود را آغاز خواهد كرد، ذكر چند مورد در خصوص ماجراي برخورد با مفاسد اجتماعي در كشور ما خالي از لطف نباشد:
1-ماهيت ضربتي بودن برخورد ماموران انتظامي در مسائل مختلفي از قبيل تخلفات راهنمايي و رانندگي مثل كنترل كمربندهاي ايمني يا تك مسافر بودن صندلي جلوي تاكسي ها يا تخلفات اجتماعي، مسئله قابل بحثي است كه نتيجه آن ايجاد امنيت موقت و غيردائم در سطح اجتماع است.
تاكنون در بسياري از خبرهاي حوادث، مردم و خبرنگاران از تاخير حضور ماموران كلانتري ها در صحنه ارتكاب جرم و يا حتي عدم برخورد ماموران با ناقضان قوانين عرفي و اجتماعي گله كرده اند و لذا به نظر مي رسد در كنار اجراي چنين طرح هاي كوتاه مدتي، تقويت ساختار و ريشه عملكردي اين قوا بايستي مدنظر مسئولان امنيتي قرار بگيرد.
2- هميشه در ابتداي اجراي طرح هاي برخورد با مفاسد، مسئولان امر به عدم ارتباط اين طرح ها با معضلاتي همچون پوشش نامتعارف، بدحجابي و مواردي از اين قبيل اشاره دارند كه با توجه به اينكه در سال هاي اخير اين مسئله به يكي از دغدغه هاي مهم بسياري از خانواده ها تبديل شده و يكي از بارزترين و موثرترين موارد فساد اجتماعي است، جاي اين سؤال همواره مطرح است كه چرا در ليست وظايف مجريان اين طرح ها، اين گونه موارد در حاشيه امن قرار دارند. البته بي شك اين مسئله متوجه مسئولان قانون گذار و مسئولان فرهنگي كشور نيز مي باشد!
3- اما اين مورد كه شايد بيشتر مورد توجه نگارنده است، موضوع وجود اراذل و اوباش پنهان و غيرخياباني است! برخلاف سال هاي گذشته و همان طور كه در فيلم هاي مستندي كه در زمينه مسائل فساد جنسي و اخلاقي اشاره شده، اين روزها گروه هاي مفسد با استفاده از امكاناتي همچون موبايل و اينترنت مشتريان خود را به جاي شكار در خيابان، از طريق قول و قرارهاي پنهان و كاملا زيرزميني پيدا مي كنند و با توجه به گسترش آپارتمان ها و خانه هاي كوچك و پرتعداد، عملا فساد را به درون چارديواري هاي مجاور با محل سكونت خانواده ها مي برند و خطر جدي تري را براي اجتماع مي آفرينند.
اگرچه تلاش ماموران نيروي انتظامي و خصوصا نيروهاي بسيج و سپاه، در اين زمينه نيز تا به حال بسياري از اين لانه ها را از هم پاشانده، اما آمار و ارقام اين گونه مراكز فساد، حاكي از لزوم يك توجه خاص و ويژه دارد.
و نكته آخر اينكه لازمه موفقيت آميز بودن هر حركت و تلاشي، حفظ موضع تعادل و پرهيز از افراط و تفريط است كه در اين مورد مسلما با آموزش ماموران مجري اين گونه طرح ها و انتقال مهارت هاي لازم به آنان براي جلوگيري از بروز هرگونه تنش و دافعه منفي در جامعه، اين كارشدني تر مي شود.
قبل از هر چيز سلام!
صادق مهدي غفراني
دوران دبيرستان كه بوديم، مدرسه مان يك تيم فوتبال داشت كه در منطقه 16 تهران براي خودش اسم و رسمي دركرده بود. عضويت در اين تيم كار خيلي سختي نبود و هر چند وقت يكبار هم توسط مربي ها، اعضاي تيم عوض مي شدند.
يكي از بازيكنان اين تيم، از بچه هاي سال اولي بود. براي خودش سوژه اي بود. بچه ها اسمش را گذاشته بودند «استاد اسدي»! و با همين اسم صدايش مي زدند. البته اسم و فاميل واقعي بنده خدا «عماد ميراعلايي» بود ولي خب هيچ كس اين اسم را به رسميت نمي شناخت.
يادش به خير، تو بازي هاي انتخابي استان، سه تا گل به دروازه خودمان زد! ويژگي خاص اين بابا اين بود كه اگر يك وقت طرفداران تيم رقيب تشويقش مي كردند و سوت و كف برايش مي زدند و «عمادساق طلايي» را سر مي دادند، اين طفلك فر مي خورد و چنان انرژي مي گرفت كه نمي دانست چطور بايد خرجش كند و دروازه ها را قاطي مي كرد.
فوتبالش واقعا بد نبود ولي به قول مربي تيم مان ايرادش اين بود كه هميشه سرپائيني بازي مي كرد و جوگير مي شد، نگاهش از سطح زمين كنده نمي شد و فقط به «گل» فكر مي كرد، بي خيال خودي و غيرخودي!
جالب اينجا بود كه در بازي فينال منطقه هم كه با نتيجه 2-1 به نفع تيم ما (تيم رشد) تمام شد، دو تا گل زد، يك گل به خودمان و يك گل هم به حريف!
¤ ¤ ¤
اين همكلاسي ما بعدها فوتبال را در يكي از باشگاه هاي تهران ادامه داد و الآن هم در يكي از كالج هاي دولتي لندن در انگلستان مشغول گذراندن دوره هاي تحصيلات تكميلي است!
حالا خدا كند آنجا «استاد اسدي» بازي از خودش درنياورد و دروازه ها را قاطي نكند.
به فكر رنگ سبز پس فردا...
اگه خدا قبول كنه!
او بايد سقط جنين كند!
ببينيد اول به اين 2 سؤال پاسخ خودتان را بدهيد، سپس پاسخ هايتان را با پاسخ نامه من تطابق دهيد و حال كنيد. اميد آن كه خدا قبول كنه از همه مان!
پرسش اول:
اگر زني را بشناسيد كه حامله است و از قبل 8 تا بچه دارد كه سه تا از آنها كر، دو تا از آنها كور، و يكي از آنها عقب مانده ذهني هستند، آيا به او توصيه مي كنيد كه سقط جنين كند؟
«قبل از اين كه پاسخ اين پرسش را در پائين همين صفحه ببينيد پرسش بعدي را جواب دهيد»
پرسش دوم:
فرض كنيد مي خواهند رئيس جمهوري را براي كشوري كه ادعاي حكومت بر جهان را دارد انتخاب كنند و شما هم بايد در اين انتخابات رأي بدهيد. در زير واقعيت هايي در مورد سه نفري كه كانديدا هستند آورده شده است:
¤ كانديد اول
با سياستمداران نادرست و متقلب ارتباط دارد و با ستاره شناسان مشورت مي كند. دو معشوقه داشته و به شدت سيگاري است و 8 تا 10 ليوان مشروب در روز مي خورد.
¤ كانديد دوم
تاكنون دوبار از اداره اخراج شده است، تا ظهر مي خوابد، در دوران دانشكده ترياك مصرف مي كرده و هر روز عصر يك چهارم بطري ويسكي مي خورد.
¤ كانديد سوم
او قهرمان قلابي جنگ است. خام خوار است. سيگار نمي كشد، فقط آبجو مي خورد و روابط عاشقانه خارج از محدوده ازدواج هم داشته است و چندين بار به كودك آزاري متهم شده است.
به كداميك از اين كانديداها رأي مي دهيد؟
آهاي كلك ها، اول تصميم بگيريد و بعد براي ديدن پاسخ به قسمت پائين اين صفحه مراجعه كنيد!
پاسخ نامه:
كانديداي اول فرانكلين روزولت است.
كانديداي دوم وينستون چرچيل است
كانديداي سوم آدولف هيتلر است.
ضمناً اگر پاسخ شما به پرسش مربوط به سقط جنين مثبت بوده است بدانيد كه «بتهوون»، موسيقي دان مشهور جهان را كشته ايد!
دست نوشتههاي دل
گروه
شاگردان كلاس را به پنج گروه تقسيم كردم و گفتم: بچه ها براي گروه هايتان اسم بگذاريد و به من بگوييد.
بچه ها اسم گروه هايشان را اعلام كردند:
1- شگفت انگيزان
2- نمو
3- سيندرلا
4- شرك
5- پو
در دلم به دوران دبستان خودم خنديدم كه سر انتخاب اسم «شهيد فهميده» دو روز با آن يكي گروه قهر بوديم!
ســه شـنـبـه بـــازار
اين روزها هشدار به كاربران تلفن همراه در داخل كشور، به دليل شيوع روش هايي براي سوءاستفاده مالي از شماره موبايل افراد، در تيتر موضوعات smsها قرار دارد.
به گزارش خبرنگار نسل سوم، اخيراً برخي مارمولك هاي تهراني راه و روش هايي را پيدا كرده اند كه ازطريق آن مي توانند مدت ها با موبايل خود صحبت كنند اما كاري كنند كه هزينه مكالمه به حساب فرد ديگري واريز شود!اين افراد در ابتدا مجبورند با تلفن فردي كه مي خواهند از شماره او سوءاستفاده كنند، تماس بگيرند و سپس با وارد كردن يك كد در دستگاه خود، باهزينه فرد موردنظر به هركجا كه مي خواهند تماس بگيرند.
اين افراد معمولاً در تماس هاي خود، خود را مأمور مخابرات معرفي مي كنند. اين روزها در smsهاي هشداري كه افراد براي هم مي فرستند، نوشته شده كه با چنين تماس هاي مشكوكي اگر روبرو شديد، بلافاصله كد 90 را وارد كنيد.گفتني است راه و روش اين مارمولك بازي ها، اين روزها در سايت هاي اينترنتي به وفور يافت مي شود و هنوز كه عكس العملي از سوي مخابرات يافت نشده است!
5تن از بانوان داور ايراني به دليل حفظ حجاب اسلامي اجازه ورود به كلاس آموزش داور كاراته در قبرس را نيافتند!
كلاس آموزش و ارتقاء درجه داوري كاراته از روز دوشنبه در شهر ليماسوي كشور قبرس آغاز شد كه 5 داور بانوي ايراني كه براي حضور در اين كلاس ها به قبرس سفر كرده اند، اجازه حضور در اين كلاس ها را پيدا نكردند.
مسئولين فدراسيون جهاني و در رأس آنها «تومي مدريس» رئيس كميته داوران فدراسيون جهاني كاراته به دليل آنكه داوران زن ايراني حجاب اسلامي خود را رعايت كرده و حاضر نشدند براي حضور در اين كلاس دست از حجاب خود بردارند به آنها اجازه حضور در اين كلاس را ندادند.
هرچند كه اين كار شيرزنان ايراني ايول بلورين دارد و در قابل تقدير بودن آن شكي نيست اما مسئولان ورزشي كشور به خصوص مهندس علي آبادي (نماينده رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني) نبايد نسبت به چنين شيطنت هايي سكوت اختيار كنند و با يك كار حساب شده حال اين قبرسي ها و مهمانان كج و كنجول شان را بگيرند!
عنوان «اوشين» بلورين
مدير تلويزيون ژاپن خودش را جريمه كرد.
مديرعامل تلويزيون سراسري ژاپن يا همانN.H.K خودش را جريمه كرد. به نوشته روزنامه آساهي ژاپن، «گن ايچي هاشيموتو» به علت اشتباه شخصي يكي از كارمندانش خود را جريمه مالي كرده و قرار است سه ماه بخشي از دستمزد ماهانه اش را دريافت نكند.
جالب اينجاست كه علاوه بر جناب هاشيموتو، سه مقام ارشد ديگر تلويزيون سراسري ژاپن هم در اين رابطه خود را جريمه مالي كرده اند. مديرعاملN.H.K در نشستي خبري به علت اشتباه كارمندش ازمردم پوزش خواست.
اولاً قابل توجه برخي مسئولان مملكت كه وقتي از يكي خطا و قصوري سرمي زند، پاسخ و عذرخواهي كه نمي كنند هيچ، به طرف درجه و نشان هم مي دهند. و ثانياً قابل توجه مسئولان رسانه خودمان يعني كيهان، كه به جاي اينكه اينقدر گوش ما را بپيچانند، عبرت بگيرند و از خودشان مايه بگذارند و كسري حقوق براي خودشان رديف كنند و ما را بي خيال شوند.
مرگ يك روزنامه نگار در ناآرامي هاي برره ايران!
«بر طبق آخرين گزارش هاي رسيده، يك روزنامه نگار ناراضي به نام كيانوش استقرارزاده در روستاي برره توسط عوامل ناشناس به قتل رسيده است»! اين خبري بود كه يكشنبه شب در شبكه تلويزيوني رنگارنگ لس آنجلس عنوان شد و مجري اين شبكه را هم به تأثر واداشت.
ماجرا از اين قرار بوده كه يك بيننده تلويزيوني با اين شبكه ماهواره اي تماس گرفته و از خبر مهمي پرده برداشته! بيننده زبل كه ديده مجري شبكه بدجوري سركار گذاشته شده، در ادامه صحبتهايش گفته: ضمنا در تهران نيز طبق آخرين اخبار دونفر به نام هاي حبيب و صمد يك كارخانه دار معروف به نام «آق قندي» را به گروگان گرفته اند و تلاش ماموران براي دستگيري گروگان گيران بي نتيجه بوده است.
مجري بدبخت برنامه هم كه از سريال هاي تلويزيون جمهوري اسلامي بي خبر بوده، كلي با اين خبرها حال كرده و ذوق زدگي در بكرده از خودش. گفتني است شبكه ماهواره اي رنگارنگ، سال گذشته پديده محيرالعقولي به نام «هخا» را به جامعه طنز جهاني معرفي كرده بود!
در طي اين سال ها قدم هاي مثبتي كه آمريكا به سوي ما برداشته را نتوانسته ايم حس كنيم.عضو شوراي مركزي حزب مشاركت و نماينده مجلس ششم با بيان اين مطلب در مناظره با عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت، گفته: اگر آمريكا يك قدم مثبت به سوي ما برداشته، شاخك هاي سياسي ما نتوانسته آن را حس كند و در تمامي موارد با يك گفتمان برخورد كرده ايم.
احمد شيرزاد با اشاره به اينكه سياست نه شرقي و نه غربي، تنها گاهي اوقات از اصول انقلاب شمرده مي شده، گفته: به دليل نوع بدبيني كه وجود دارد، لااقل در ضلع «نه شرقي» بايد تغيير نگاه داشته باشيم.
نماينده اي كه در صحن مجلس ششم مدعي شده بود مسئولان 19سال در مورد انرژي هسته اي به مردم دروغ گفته اند، در ادامه سخنانش گفته: ممكن است ما در جايي ژستي عليه اسراييل بگيريم ولي اگر نتوانيم در عمل تشخيص دهيم كه ژست ما واقعا منافع اسراييل را تأمين مي كند يا به او لطمه مي زند، نشان مي دهد كه ما تنها يك گفتمان تكراري را دنبال مي كنيم!