تبليغاتX
هفته نامه مشکان - هفته نامه نسل 3 ـ سه شنبه 24 آبان 84

هفته نامه مشکان

شنبه . سه شنبه و پنجشنبه هر هفته منتظر ما باشید

هفته نامه نسل 3 ـ سه شنبه 24 آبان 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(2)

سه شنبه 24 آبان 1384

 

منبع:

www.nasle3.com

 

تـیـتـر یــک

 

طرح پذيرش دانشجوي پولي و باقي قضايا!

مدرك PHD بر فراز ديوار

 

سال پيش وقتي برنامه توسعه چهارم راهي مجلس شد، آنقدر موارد قلمبه و سلمبه در خود داشت كه نمايندگان را به خود مشغول كند و دغدغه آنها را اصلاح همين نكته هاي ناجور برنامه كند. در اين ميان برخي از موارد و بندهاي برنامه كه در ظاهر امر خيلي تابلو به نظر نمي رسيدند اما از زير نگاه نماينده هاي مجلس هفتم در رفت!

يكي از اين بندها و طرح ها، بند ب ماده 50 قانون توسعه چهارم و يا طرح پذيرش دانشجوي پولي براي تحصيل در دوره هاي مشترك دانشگاه هاي داخلي و خارجي بود. طرحي كه بعدها مشخص شد پيش از ارائه به مجلس و تصويب قانوني در برخي دانشگاه هاي معتبردولتي در حال اجرا بوده و شبيه به ماجراي «فروش دوره خدمت سربازي»، پشت پرده اي رانت گونه داشته و به سبب مدرك دار شدن برخي مسئول زاده هاي نابغه! در طرح توسعه گنجانده شده است.

مخبر كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هم بعدها اعلام كرد كه اصل تصويب اين طرح، مربوط به حضور برخي عناصر سودجو و فرصت طلب صاحب نفوذ در دولت پيشين بوده است.

براساس طرح دانشجوي مشترك، داوطلبان با پرداخت ساليانه 60-70 ميليون تومان، بدون نياز به شركت در آزمون سراسري قادر بودند در دانشگاه معتبري مانند اميركبير براي ليسانس و فوق ليسانس و دكترا تحصيل كنند و در سال پاياني تحصيل خود، با مراجعه به دانشگاهي در خارج از كشور، مانند بيرمنگام انگلستان يا اف ها آخن آلمان يا... مدرك تحصيلي خود را از آنجا دريافت كنند.

پس از روي كارآمدن دولت جديد و ايجاد تغييرات اساسي در نگرش دولت به مباحث آموزش عالي و حذف رانت هاي ويژه اقشار مرفه از بدنه دولت، رئيس جمهور و ساير مسئولان عالي رتبه كشور تأكيد فراواني بر لزوم جلوگيري از پولي شدن دانشگاه هاي دولتي كردند. اما...

اما 2 هفته پيش گزارش مستندي در روزنامه كيهان به چاپ رسيد مبني بر اقدام غيرقانوني برخي دانشگاه هاي معتبر در ثبت نام مجدد از داوطلبان براي حضور در دوره هاي پولي. انتشار اين گزارش اگرچه واكنش هاي مثبتي را از سوي مسئولان و نمايندگان اصولگرا به دنبال داشت اما ماحصل نهايي آن در وزارت علوم، كه به «ممنوعيت پذيرش دانشجو براي مقطع ليسانس اين دوره ها» منجر شد، حكايت از كم اطلاعي برخي مسئولان فعلي و يا نيات نامشخص برخي از مسئولان آموزشي به جا مانده از دوره هاي گذشته دارد.

ذكر چند نكته شايد اين مسئله را روشن تر نمايد:

1-انتقاد از پذيرش دانشجوي پولي به سبب تبعيض قانوني كه در دل خود دارد است و نه به خاطر مقطع خاص تحصيلي آن.

2-داوطلبان حضور در اين دوره ها، با داشتن مدرك ديپلم قادر خواهند بود در مقطع فوق ليسانس ثبت نام نمايند و با پرداخت شهريه هنگفت اين دوره، علاوه بر مدرك ليسانس، مدرك فوق ليسانس و حتي دكتراي خود را بگيرند. لذا ممنوعيت شركت در مقطع ليسانس، نه تنها از هيچ تبعيضي جلوگيري به عمل نمي آورد بلكه آن را مضاعف نموده و قانون شكنان را وادار مي كند كه به جاي ليسانس، فوق ليسانس و دكتري بگيرند.

3-دانشگاه هاي مجري اين طرح ادعا مي كنند، آموزش اين گروه از دانشجويان در فضايي جدا از ساير دانشجويان صورت مي گيرد. اگرچه اين نكته، استفاده مشترك اين دانشجويان از اساتيد و امكانات تجهيزاتي دانشگاه هاي دولتي را نفي نمي كند اما سؤال اينجاست كه اگر فضا و مكان و پتانسيل جداگانه اي براي اين افراد هزينه مي شود، چرا به طور كلي مجريان اين طرح، آن را در نهاد يا مؤسسه اي مستقل و غيردولتي و خارج از وابستگي اسمي و رسمي به دانشگاه هاي معتبر به اجرا درنمي آورند؟

4-در شرائطي كه كشور ما از لحاظ سياسي در وضعيت خاصي به سر مي برد، انتخاب دانشگاه همكار در طرح دانشجوي مشترك كه درآمد فراواني در قبال اجراي آن دريافت مي نمايد، نكته بي اهميتي نيست و اين امتيازدهي بايد همسو با سياست هاي نظام باشد كه در آن صورت مسلماً دانشگاهي مانند دانشگاه دولتي بيرمنگام انگلستان، از اين حلقه خارج خواهد بود.

5-نكته اي كه هيچ گاه در بررسي اين موضوع مورد توجه قرارنگرفته، رقم و درصدي از درآمد اين طرح هاست كه مستقيماً براي دانشگاه خارجي، كه صرفاً مدرك تحصيلي صادر مي نمايد، ارسال مي شود. كه باتوجه به عدم فعاليت آموزشي اين دانشگاه ها براي دانشجويان ايراني اين دوره، منطقي بودن اين رقم نكته قابل توجهي است.

6- برگزاري دوره هاي خاص آموزشي در مقاطع عالي براي استفاده عموم طبقات اجتماع، افراد شاغل و يا به طور كل كساني كه مشتاق كسب علم و مهارت دانشگاهي اند فارغ از مراحل گزينشي و آزموني و بدون تعهد دانشگاه نسبت به صدور مدرك رسمي يكي از مسائل رايج دستگاه هاي آموزشي در اكثر كشورهاي پيشرفته دنياست كه نتيجه آن مي تواند در تخصصي كردن نيروي كار جامعه كمك شاياني كند. لكن طرح دانشجوي مشترك در ايران، اصولا فارغ از نگاه كيفي و متخصص پروري در كشور، تنها شيوه اي براي خريد و فروش و پولي شدن مدرك تحصيلي و رواج بازار مدرك گرايي در جامعه است و شباهتي با اين دوره هاي آموزش خاص نمي تواند داشته باشد.

7- بسياري از رؤساي دانشگاه ها و مجريان اين طرح، جلوگيري از خروج ارز و سرمايه را اصلي ترين ويژگي اجراي اين طرح برمي شمرند كه دغدغه به جايي است، اما اولا با تهيه يك گزارش ساده از عملكرد اين دوره ها به راحتي مي توان متوجه شد كه اكثر پذيرفته شدگان اين دوره ها، پس از اتمام آن به دانشگاه خارجي طرف قرارداد جذب شده و پس از اتمام دوره مشترك، به طور غيرمشترك در همان كشور خارجي ادامه تحصيل مي دهند كه اين يعني خروج مضاعف سرمايه ارزي و سرمايه انساني و ثانياً جلوگيري از خروج ارز راه هاي منطقي و علمي تري دارد كه برخلاف اين طرح، هيچ كدام از آنها به تضعيف دانشگاه هاي داخلي ختم نمي شود.

8- اكثر دانشجويان ايراني محصل در دانشگاه هاي خارجي، عمدتاً 2 دليل براي كار خود برمي شمرند؛ دشواري كنكور سراسري دانشگاه هاي داخل و سطح علمي برتر برخي دانشگاه هاي اروپايي. كه همين 2 دليل، راهكار مسئولان آموزش عالي براي كاهش شمار اين عده را يعني تسهيل در امر ورود و ترفيع كيفيت علمي دانشگاه هاي داخلي را به خوبي نمايان مي سازد.

9- برخي افراد- مانند رئيس محترم دانشگاه صنعتي شريف- شرط ورود داوطلبان به اين دوره ها را پذيرش در كنكور سراسري عنوان كرده اند كه اولا اين نكته جز در دانشگاه صنعتي شريف در ساير دانشگاه هاي مجري طرح رعايت نمي شود و ثانياً در دانشگاه شريف نيز افراد بايد رتبه اي زير 1000 كسب كنند. حال آنكه همه به خوبي مي دانند كه يكي از رؤياهاي داوطلبان كنكور كسب رتبه زير 100 براي ورود به اين دانشگاه دولتي است و همينجاست كه بحث اصلي اين ماجرا يعني رعايت اصل عدالت اجتماعي مطرح مي شود و البته هم بي پاسخ مي ماند!

10- برخي مسئولان آموزشي اين دوره ها را طرحي آزمايشي مي خوانند. با فرض پذيرش اين ادعا (كه البته مغاير با شواهد است) بايد هم اينك برگزاري اين دوره ها به حالت توقف دربيايد و مانند هر طرح آزمايشي ديگري، در عرصه آموزش عالي كميته اي متشكل از كارشناس هاي مجرب به كيفيت اين دوره ها، بازدهي آنها و تأثيرات مثبت و منفي شان بر آموزش عالي كشور تحقيق و پژوهش نمايند و گزارش جامعي در اختيار صاحب نظران امر قرار دهند.

 

 

زنـدگـي كـنـسـروي

 

صادق مهدي غفراني

 

قرار بود به همراه چند تا از رفقا برويم يك مسافرت كوچولو.

كارها كه تقسيم شد، خريد مريد افتاد روي دوش من. رفتم توي يكي از اين سوپرماركت هاي مجلل. آدم توي بعضي سوپرماركت ها (يا همان بقالي اسبق) كه مي رود، دوست دارد همينجوري قدم بزند و نگاه كند. حس هوسي بودن بهت دست مي دهد از بس همه چيز هست.

همه چيز در ابعاد فله اي و خانوادگي!

بگذريم، رفتم قسمت فروش كنسروها. خب بعضي هايش كه از قديم هم بوده اند: كنسرو ماهي و لوبيا و نخود و... يك خرده جلوتر كه رفتم ديدم توي طبقه جلويي، كنسرو همه غذاها هم توي بازار آمده: خورشت قرمه سبزي، قيمه، بادمجان، كنسرو ماكاروني، جوجه كباب ، برنج پخته، آش رشته، و... اما ته ماجرا وقتي بود كه توي طبقه آخر چشمم به كنسروهاي آپ توديت روشن شد: كنسرو كله و پاچه گاوي و كله و پاچه گوسفندي، كنسرو سيراب و شيردان، كنسرو زبان!

خانم فروشنده مي گفت الان ديگه لازم نيست كسي زحمت غذا پختن به خودش بدهد ضمن اينكه خيلي ها وقتش را هم ندارند. مي گفت خانم ها خسته شده اند از اينكه همه اش بوي پياز داغ بدهند و دغدغه ته گرفتن و سر رفتن قابلمه هاي روي گاز را داشته باشند!

يكي از همين بچه هايي كه قرار بود باهاشان برويم يك مسافرت كوچولو، دانشجوي وارونژ امريكاست. مي گفت آنجا اكثراً غذاهاي كنسروي مي خورد و هر چند هفته يك بار هم مي رود دكتر براي سرم و آمپول. مي گفت اكثر اين افزودني هاي مجازي كه در اين كنسروها مي ريزند، صرفاً تضمين مي كند كه تو را نكشند وگرنه دهان معده ات را آسفالت مي كنند.

بالاخره شيرجه زدن در دنياي مدرنيته، آداب و رسومي دارد كه يكي از آنها تن دادن به همين كنسروهاست. دنيايي ماشيني كه همه چيز را آماده به تو تحويل مي دهد، خوش رنگ تر و خوش طعم تر از چيزي كه تو خودت را هم اگر بكشي نمي تواني مانندش را بپزي!

كم كم و يواش يواش هم مي رسي به جايي كه مي بيني ناچار به مصرفي و اين دنيا، هنر و سليقه و مغز تو را طوري دوشيده كه حالا تو «ماشين» شده اي و مجبور به تبعيت از فكر غالب اين دنيا هستي كه حتي براي من و تو سليقه طراحي مي كند. درست مثل آن صحنه از فيلم ماتريكس كه وقتي گوشي موبايل از دست شخصيت اول فيلم كه در لبه يك برج بلند ايستاده بود، مي افتد و با تمام وجود حس مي كند كه بدون مظاهر اين تمدن، چقدر تو خالي است و ارتباطش با ديگران چقدر وابسته به همين ابزارهاست.

¤¤¤

آره، جاي همه خالي مسافرت كوچولويمان حسابي چسبيد. براي ناهار و شام و غذا هم حسابي ذوب شديم در اين زندگي كنسروي!

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

 

آپاچي ها به فولكس هم رحم نمي كنند!

 

هدي رجبي

 

سلام به اوري با حال بادي (اين تيكه رو هم اينگيليش اومدم حال كنين)

امروز يه جورهايي از اون روزهايي كه شاد و خوشحالم و دماغم چاق. واسه همون مي خوام يكي از اتفاقهاي مريخي مدرسه رو واستون بگم.

سال دوم يكي از اون آقا معلم هاي گوشت تلخ و باندي هاي درجه يك، اختر سرنوشتشون شروع به چشمك زدن كرد و گرومپ يهو قلفتي براي دبيري ما رتبه آوردن و به سلامتي شدن آقا معلم بداخلاق ما...

همون جوري كه گفتم ايشون به دليل تلخي گوشت و بسيار متشكر بودن از خودشون احدالناسي دوستشون نداشت و تحويلشون نمي گرفت. پس بازم آپاچي هاي نامبروان كلاس شروع به طراحي يه نقشه ولوله اي افتادن تا حسابي از خجالت آقا معلم دربيان- البته گفته باشم دوستان آپاچي تا كسي ول ول نكنه نمي پيچوننش آخه آزار كه ندارند بنده خداها!

آقاي اخلاق وقتي وارد كلاس مي شد كتش رو درمي آورد مي انداخت پشت صندلي كه مشرف به بچه ها بود و سويچ فولكسش- آخه اگر بدونين چقدر از اين ماشين براي ما تعريف مي كرد فكر كنم ماشين به جونش بند بود- هميشه تو جيب سمت چپش بود.

روز عملي كردن نقشه فرا رسيد و يكي از بچه ها كه به قول خودش 7 خط جرأت بود سويچ رو آروم از تو كت ايشون برداشت و به بهانه آب خوردن زد بيرون اين دوست super woman، ماشين رو از تو حياط مدرسه برده بود پشت كوچه مدرسه پارك كرده بود. بعد هم برگشت سركلاس و سويچ رو برگردوند سر جاش. حدود 2 ساعتي بعد كه زنگ مدرسه خورد و همه حمله ور شدن به طرف در خروجي مدرسه اين MR معلم ما مشاهده فرمودن كه ماشين بهتر از جونشون تو حياط مدرسه نيست! 2-3 دفعه چشماش رو باز و بسته كرد و اين ور اون ور رو نگاه كرد همين جوري حيرون مونده بود قيافش شبيه علامت تعجب شده بود! مثل اينكه جدي جدي از ماشين لوكس و آنتيكش خبري نبود.

سريع خودش رو به ناظم رسوند و موضوع رو با اوشون هم در ميون گذاشت، مارپل ها شدند 2تا... آخ چهرشون ديدني بود دوتايي مثل آدم هايي كه برق گرفتتشون ميخ كوب كرده بودند سريع رفتند در مدرسه رو بستن و اجازه خروج به بچه نمي دادن. نمي دونم با خودشون فكر كرده بودند ماشين اسباب بازي كه بچه ها كش رفته باشن يا مثلا تو جيب جا مي شه.

بر و بچ كلاس ما هم كه يه گوشه نشسته بودن زاغ سيا چوب مي زدن و طبق معمول هر و كر مي تركوندند خلاصه بعد از 2 ساعت زحمت بي نتيجه مارو مثل اسراي جنگي روانه خونه كردند كه تو راه بچه ها چشمشون به جمال فولكس قورباغه اي طرف افتاد و برگشتن فوراً گزارش دادند و...

 

گــردش

 

تو خيابان همديگر را ديديم.

همكلاسي ام بود.

گفتم كجا با اين عجله؟

گفت گردش!

گفتم من بيچاره كلاس دارم، خوش به حال تو.

جدا شديم.

نيم ساعت بعد به طور اتفاقي تو كلاس كنكور فوق ديدمش. رديف اول نشسته بود!

مريم آزموده فر

 

ســه شـنـبـه بـــازار

 

تنديس «زريبافان2» بلورين

 

يكي از وزراي دولت هم چنان عضو شوراي شهر استان خودش است. محمد مهدي زاهدي- وزير علوم، تحقيقات و فناوري- هم چنان عضو شوراي شهر كرمان است و عليرغم تصدي پست وزارت هنوز از سمت خود در اين شورا استعفا نداده است.

به گزارش فارس، يكي از اعضاي شوراي شهر كرمان در گفت وگو با اين خبرگزاري در اين زمينه گفته: زاهدي پس از استعفا دادن از سمت رياست شوراي شهر كرمان و عضويت در كميسيون هاي اين شورا هم چنان به عنوان عضو در شوراي شهر فعاليت دارد.

علي شمسي نيا گفته: زاهدي هر 2هفته يكبار نيز در جلسه شوراي عمومي كه هر هفته برگزارمي شود، شركت مي كند.

جالب اينجاست كه طبق تبصره2 از ماده26و 27قانون شوراي اسلامي شهر و روستا هر عضوي از شورا كه محل سكونت خود را از حوزه انتخابيه اش تغيير دهد، از عضويت در آن شورا سلب مي شود ولي ظاهراً آقاي وزير علوم فعلاً تمايلي به اين كار ندارد .

 

نشان «پهلوان» بلورين

 

حسين رضازاده در مسابقات جهاني سال 2005 كه هفته ديگر در دوحه برگزارمي شود، با پيراهن تيم ملي وزنه برداري آلمان وزنه خواهد زد!

جمله بالا بخشي از صحبت هاي رئيس فدراسيون وزنه برداري آلمان در گفت وگو با يكي از روزنامه هاي آلمان است. البته جواب پهلوان حسين ما شنيدني تر و خواني تر است. رضازاده گفته: «عشق من ايران و ولايت است و اين ها را با دنيايي عوض نخواهم كرد. من سرباز ايران هستم.»!

دم حسين رضازاده گرم و گرمش داغ و داغش جيليز كه پهلوان پهلوان هاست و به جاي اينكه هر روز از تو كنسرت فلان خواننده زن لس آنجلسي و مهماني هاي خارجي فلان و فلان سردربياورد، يا اباالفضل مي گويد و مي رود جلو.

پهلوان حسين گفته: آلمان ها خيلي وقت است دنبال من اند، پيشنهاد آنها به قدري وسوسه انگيز است كه مي تواند هر انساني را منحرف كند اما اين اولين پيشنهاد وسوسه انگيز به من نيست. تاكنون به عشق ايران، هم وطنانم و ولايتم وزنه زده ام و خواهم زد!

 

لقب «بخاري» بلورين

 

اين كه چرا جلسات سياسي سرد است بايد در NGOها مطرح شود و حل شود. عضو تازه از زندان درآمده سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در جلسه دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) دانشگاه شهيد بهشتي با بيان اين مطلب گفته: مشروعيت امروز كمتر با مباني الهي و كاريزماتيك تعريف مي شود بلكه در چنين شرايطي دانشمندان، دانشگاهيان، اهل قلم و روشنفكران مي توانند به دولت توان كشورگشايي بدهند.

حالا بشمريد كلمات كج و كنجول را در اين جمله هاشم آغاجري: وضعيت ما در شرايط كنوني به گونه اي است كه نهادهاي نيم بند اجتماعي براي حمايت از كنش هاي مستقل از دولت در جامعه مدني وجود ندارد.

هاشم آغاجري كه 2-3سال پيش به سبب سخنان توهين آميزش عليه اسلام، ابتدا به اعدام محكوم شده بود، اين روزها تبديل به سخنران در دسترس و زاپاس ميتينگ هاي سياسي شده و هر نشستي كه بي سخنران بماند، با يك تماس فوري از بيانات اين بنده خدا مستفيض مي گردد.

 

مدال «خفاش شب» بلورين

 

سايت اينترنتي «هزاره سوم» توسط شركت مخابرات همدان فيلتر شد.

به گزارش خبرنگار سه شنبه بازار، اين سايت متعلق به يكي از بروبچه هاي فابريك صفحه نسل سوم يعني احسان مطهري زاده است كه در همدان مشغول به كار بود. چندي پيش اين سايت فرهنگي- سياسي كه مواضعي اصولگرايانه و همراه با رئيس جمهور محبوب كشورمان دارد، يك بار ديگر نيز فيلتر شده بود. گفتني است فيلترينگ اين سايت پس از آن صورت گرفت كه اطلاعيه ديوان محاسبات كشور در زمينه تخلفات استانداري همدان در اين سايت منتشر شد و روزنامه هاي مختلف كشور آن را منعكس كردند.

احسان مطهري زاده در نامه گلايه آميزي كه در وبلاگ نسل سوم نوشته، به آزاد بودن بسياري از سايت هاي غيرفرهنگي و غيراخلاقي و سايت هاي معاند نظام اشاره كرده و نوشته: واقعا افرادي كه دست به فيلتر اين سايت زده اند، چه دليل و توجيهي جز خالي كردن عقده هاي سياسي و رفاقت بازي هاي پشت پرده اي، براي كار خودشان دارند؟!

 

عنوان «جيگر» بلورين

 

تأسف مي خورم كه بسياري از هم وطنان مان نمي دانند رفتار جنسي بهنجار يعني چه و افتخار مي كنم كه آموزگار مسايل جنسي ام!

جملات پرولتاژ بالا، بخشي از صحبت هاي يك استاد دانشگاه در همايش «سكس نرمال» در تالار اصلي بيمارستان ميلاد تهران است. ظاهرا اين روزها برخي ها بدجوري كمربند خودشان را سفت كرده اند كه قبح بيان جزئيات روابط جنسي را بشكنند!

آقاي دكتر م ، كه به لطف صدا و سيما از شهرت خاصي هم برخوردار شده، در اين همايش مختلط، با تشريح يك رابطه جنسي كامل، با آب و تاب سؤال برانگيزي به بيان جزئي ترين نكات عملي اين رابطه پرداخته كه به دليل حفظ شأن روزنامه از بيان آنها معذوريم.

وي گفته: سال 62 به پيشنهاد امام جماعت يكي از مساجد در خصوص آموزش مسايل جنسي در مسجد سخنراني كردم. اوايل همه خشمگين به من نگاه مي كردند اما اواخر احساس كردم همه نگاه ها صميمي تر شده است!! چند روز پيش يك روزنامه انگليسي نوشته بود ايران را بايد با فراهم كردن زمينه فسادهاي اخلاقي از عصر حجر خارج كنيم.

 

تماس با مدیر گروه مشکان و بیان دیدگاه ها و نظرات

hra62302@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 19:13  توسط حمید رضا الوندی  |