هفته نامه نسل 3 ـ سه شنبه 17 آبان 84
هفته نامه
نـسـل سـوم
(1)
سه شنبه 17 آبان 1384
اشاره:
دوستان خوبم سلام!
حالتون چطوره؟ خوش که می گذره؟
تعجب کردین نه! خب یه کم توضیح می دم بعدش همتون متوجه می شین که اوضاع از چه قراره.
دوستان خوبی که روزنامه کیهان رو می خونند می دانند که این روزنامه صفحه ای دارد با نام نسل سوم که روزهای سه شنبه منتشر می شود. از آنجایی که به نظر این حقیر مطالب این صفحه مطالب جالب و زیبایی بود تصمیم بر این شد که این مطالب برای شما دوستان عزیز نیز ارسال شود البته با یک هفته تاخیر!
اما چرا یک هفته تاخیر؟! دوستان می دانند که این مطالب به کمی طراحی نیاز دارد که ما این یک هفته وقت را به این خاطر نیاز داریم. نه که طراحی آن یک هفته وقت نیاز داشته باشد ها نه! اما خب فکر کنم کمی هم به ما وقت بدهید بد نباشد.
دوستانی هم که طاقت ندارند می توانند هر سه شنبه این مطالب را داغ داغ از سایت نسل 3 به آدرس nasle3.com مطالعه فرمایند. امیدوارم که بعدا بتوانیم در زمان زودتری و با فاصله زمانی کمتر این مطالب را برای شما خوانندگان گرامی ارسال نمائیم.
با تشکر ـ حمید
گپ و گفت غيرحضوري و خواندني نسل سوم با بهترين سيد دنيا؛
مصاحبه منتشرنشده با رهبر معظم انقلاب
اشاره: راستش اين مطلب قرار بود هفته گذشته در صفحه چاپ شود كه به خاطر تقارن با روز شهادت مولا و تعطيلي روزنامه، چاپ نشد. البته اين مسئله چيزي از جذابيت اين مطلب ابتكاري و صددرصد باحال، كم نمي كند.
اضافه بر اينكه 2-3 روز ديگر، تو دل برو ترين ماه خدا هم به پايان مي رسد و بايد با حال و هواي خودماني ماه رمضان يك خداحافظي يك ساله كرد. با تشكر از بروبچ اكتيو وبلاگ «مغز سالم» براي تهيه اين مطلب!
نكته پاستوريزه: اگرچه مصاحبه با دوست داشتني ترين سيد دنيا يكي از آرزوهاي دور و دراز ماست، ولي خب مصاحبه غيرحضوري و بال بال زدن اينجوري هم براي خودش كلي است. به قول سهراب:
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ، كار ما شايد اين باشد، كه در افسون گل سرخ شناور باشيم...
سؤال: به نظر شما كجاي زندگي حضرت علي(ع) فراموش شدني نيست؟
جواب: «آنچه درباره آن بزرگوار هرگز فراموش نشدني است، عبارت است از برجستگيهاي عملي و رفتاري كه در حكومت كوتاه اميرالمؤمنين در آن قلمرو وسيع اسلامي ظاهر شد و درتاريخ ماند. مقامات معنوي و خصوصيات رفتاري شخصي بي نظير آن بزرگوار به جاي خود- كه اگر به كتابها مراجعه كنيد، فصول زيادي را در بيان برجستگيهاي اميرالمؤمنين خواهيد ديد؛ علم او، تقواي او، شجاعت او، سبقت او به اسلام، زهد او و امثال اينها، كه واقعا از حد شمارش معمولي بالاتر است و همه اينها هم عظيم وشگفت آور است و هركدام مثل خورشيد تابناكي مي درخشد- اما به گمان من آنچه از همه بالاتر است، سيره آن بزرگوار در حكومت است.»
سؤال: در همين سيره حكومتي علي(ع) كدام مورد بايد الگو قرار گيرد؟
جواب: «در زمينه اقامه عدل، حمايت از مظلوم، مواجهه با ظالم و طرفداري ازحق درهمه شرايط، الگويي است كه بايد از آن تبعيت شود. اين كهنگي بردار هم نيست و در همه شرايط گوناگون علمي و اجتماعي دنيا، مي تواند براي خوشبختي و سعادت انسانها الگو باشد.»
سؤال: درهمين زمينه هايي كه فرموديد لطفا يك مصداق عيني هم بيان كنيد.
جواب: «در اوايل حكومت اميرالمؤمنين بين همه آحاد مردم در اعطاي بيت المال تساوي برقرار كرد؛ چون قبل از اميرالمؤمنين تقريبا 20 سالي بود كه در اسلام رسم شده بود بعضي اشخاص را به خاطر سبقت در اسلام و مهاجر و انصار بودن و... بر بعضي ديگر ترجيح دهند. پولي را كه در بيت المال جمع مي شد- كه از غنايم جنگها و يا شايد از زكات بود- وقتي تقسيم مي كردند، به صورت سرانه به اشخاص مي دادند. رسم مالي آن روزگار اين گونه بود؛ مثل رسوم ادارات دولتي جهان امروز نبود. در آن زمان رسم شده بود كه به بعضي بيشتر بدهند. اميرالمؤمنين آمد و گفت نه؛ هر كس متدين تر و مؤمن تر است، اجرش با خداست. هر كس توانايي بيشتري دارد، در زندگي تلاش مي كند و اگر دنبال مال است، مال كسب مي كند؛ اما من بيت المال را بالسويه تقسيم مي كنم. بعضي اشخاص آمدند نصيحت كردند و گفتند يا اميرالمؤمنين! اين كار، شما را شكست مي دهد و عده اي را وادار مي كند در مقابل شما بايستند. حضرت چنين فرمود: «اتأمروني ان اطلب النصر بالجور فيمن وليت عليه من اهل الاسلام والله لااطور به ما سمر سمير و ما ام نجم»؛ شما از من مي خواهيد كه در حوزه حكومت خود، پيروزي را با ظلم به دست آورم؟ آري؛ من پيروز خواهم شد و عده اي مخالفت نمي كنند؛ ولي من اين پيروزي را نمي خواهم. اگر بناست به خاطر ظلم و جور از اميرالمؤمنين طرفداري شود، اميرالمؤمنين آن را نمي خواهد. فرمود: «والله ما اطور به ما سمر سمير»؛ من هرگز چنين كاري را نخواهم كرد.
در جاي ديگر، در آن نامه معروف به عثمان بن حنيف مي فرمايد: «الا و ان لكل مأموم اماما، يقتدي به ويستضيء بنور علمه»؛ هر مأمومي امامي دارد كه بايد از دانش او استفاده و از نور او استضائه كند و به او اقتدا و از او پيروي نمايد. بعد فرمود: «الا وان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه». اميرالمؤمنين خوراك و لباس خود را كه شبيه فقيرترين مردم آن روزگار بود، مطرح فرمود و گفت: من كه امام شما هستم، اين گونه زندگي مي كنم. به عثمان بن حنيف فرمود: شما نمي توانيد مثل من زندگي كنيد؛ يعني اين توقع هم وجود ندارد؛ «ولكن اعينوني بورع و اجتهاد»؛ اما از گناه پرهيز كنيد و در راه رسيدن به اين جا تلاش نماييد. اين همان مطلبي است كه امروز اميرالمؤمنين به ما هم مي گويد. از آنچه خلاف و گناه و نامشروع است، بپرهيزيد و تلاش هم بورزيد خود را نزديك كنيد؛ هر چه رسيديد و هر چه توانستيد.»
سؤال: اگر فرض كنيم روش حكومت امام علي براي سال هاي متمادي ادامه پيدا مي كرد، آن وقت چه اتفاقي مي افتاد؟
جواب: «اگر اين روش در سالهاي متمادي ادامه پيدا مي كرد، شايد مسير تاريخ عالم عوض مي شد. اگر اين اسوه ادامه پيدا مي كرد و چند سالي در اختيار مردم قرار مي گرفت، شايد سرنوشت بشريت عوض مي شد و اين قدرتهاي متكي بر فساد و پول و شهوت و زورگويي و بي انصافي- كه در طول تاريخ در دنيا مشاهده شده و سرنوشت بشر را به تاريكي و سياهي رقم زده اند- به وجود نمي آمدند.»
سؤال: امروز براي ادامه راه امام علي وظيفه ما چيست؟
جواب: «ما امروز وظيفه داريم رفتار اميرالمؤمنين را دنبال كنيم. امروز اگر شعار مبارزه با فساد مالي و اقتصادي داده مي شود، هر كس پيرو اميرالمؤمنين است، بايد از اين شعار پيروي كند. هر كس به معناي واقعي كلمه، دنبال صلاح و اصلاح است، بايد دنبال اين كار، حركت كند. دستگاههاي مسئول، اعم از قوه قضاييه يا قوه مجريه يا قوه مقننه- خود را موظف بدانند اين شعار را تحقق بخشند و نگذارند در حد يك شعار توخالي و يك لفاظي، باقي بماند.مبارزه با فساد، يكي از پايه هاي اصلي حكومت و نظام اسلامي است. اين روش اميرالمؤمنين است. اميرالمؤمنين از مردم ملاحظه نكرد؛ حتي از كساني كه از او توقع داشتند، ملاحظه نكرد. آن جايي كه ديد فساد وجود دارد، با آن مبارزه كرد. ما نمي توانيم مثل اميرالمؤمنين عمل كنيم؛ ادعايش را هم نداريم. ما قابل اين نيستم- بنده خودم را عرض مي كنم- كه بخواهيم پشت سر اميرالمؤمنين حركت كنيم، ليكن بايد تلاشمان را بكنيم. اين را همه بايد وظيفه خود بدانند؛ نه اين كه اگر دستگاهي با فاسد و مفسدي مقابله كرد، باز همان اهرمهاي فشار به حركت درآيند و جنجال و هياهو كنند و دست و پاي كساني را كه در اين راه حركت مي كنند، بلرزانند. البته نبايد دست و پاي كسي بلرزد. بايد قاطع در اين راه حركت كنند؛ خدا هم كمك مي كند و مردم هم پشتيباني مي كنند.»
آخرين سؤال: نحوه ضربت خوردن حضرت علي را افراد مختلفي گفتند و در كتاب هاي مختلفي نوشته شده، مي خواهيم از زبان شما بشنويم.
جواب: «آن هنگام كه در محراب عبادت، بر فرق مبارك اميرالمؤمنين شمشير فرود آمد، جمله اي كه از آن حضرت شنيده شد- آن طور كه در كتابها نقل شده است- اين بود: «بسم الله و بالله و علي مله رسول الله فزت و رب الكعبه »؛ به نام خدا، براي خدا، در راه خدا؛ و به پروردگار كعبه، من پيروز و فائز و موفق شدم. آن شب عظيم كه براي همه مردم مسلمان عزا و مصيبت شد، براي اميرالمؤمنين، شب پيروزي و شادي و موفقيت شد. خود حضرت هم در انتظار بود. علي الظاهر آن شب، شب جمعه بوده است. البته در بعضي از روايتها اين است كه شب نوزدهم، شب جمعه بوده است؛ اما در بعضي ديگر از روايتها اين است كه شب بيست ويكم، شب جمعه بوده است. آن شب در خانه ام كلثوم، آن بزرگوار افطار را به همان كيفيتي كه شنيده ايد، صرف كرد. افطار با نان و نمك- يعني در واقع نان خالي- شير را از سر سفره برداشت و با نان خالي، آن شب افطار كرد. شب را تا صبح به عبادت گذرانيد. قبل از اذان صبح وارد مسجد شد و مردم را كه در گوشه و كنار مسجد متفرقاً خوابيده بودند، بيدار كرد: اذان گفت و وارد محراب عبادت شد. در وسط نماز، ناگهان فرياد منادي بلند شد: «تهدمت والله اركان الهدي»؛ پايه هاي هدايت ويران شد. حتماً مردم آن وقت مي فهميدند كه ويران شدن پايه هاي هدايت يعني چه؛ اما آن گونه كه نقل شده است، منادي پشت سر مفهوم آن جمله را روشن كرد؛ ندا سر داد و صيحه بلند شد كه: قتل علي المرتضي.»
¤جملات داخل گيومه، از ميان بيانات مقام معظم رهبري در نماز جمعه 21رمضان 16آذرماه 1380 مي باشد.
تصور كن
صادق مهدي غفراني
يك خرده قديم ترها، وقتي يك چندم اين قد و هيكل را صاحب بوديم، توي مدرسه يا خانه يك كتاب هايي داشتيم به نام «كتاب نقاشي».
اين كتابها، تنها كتابهاي دنيا بودند كه ما رسماً مجوز خط خطي كردن توي آنها را از طرف بزرگترها داشتيم! اگر يادت باشد، وقتي لاي اين كتابها را باز مي كردي، يك طرف كتاب تصوير كامل و رنگ شده اي از يك حيوان، منظره يا... بود و در طرف مقابل هم كروكي همان تصوير روبرويي منتها تو خالي و بدون رنگ وجود داشت و هنر ما اين بود كه بايد مداد رنگي به دست مي گرفتيم و تصوير ناقص را از روي مدل روبرويي اش كامل مي كرديم.
زماني كار ما تحسين برانگيزتر مي شد كه بعد از اتمام رنگ آميزي مان، رنگها كمتر از خطوط طرح كتاب بيرون زده باشند و نوك مدادهايمان را توانسته بوديم در مرز اين خطوط كنترل كنيم و مراقب باشيم مغز مداد زردمان از گردالي خورشيد توي آسمان طرح، بيرون نزده باشد.
يعني اساساً نكته مهم اين مشق نقاشي همين بود وگرنه ناشر كتاب، خودش تصوير خوش رنگ تر و فيكس شده را در صفحه مقابل چاپ كرده بود!
مهم اين بود كه وقتي رنگ آميزي مان تمام مي شد، خودمان با مقايسه تصاوير متوجه مي شديم كه خورشيد نقاشي ما هرچقدر گردالي تر باشد، خورشيدتر است! هرچقدر خط و خطوط نقاش را بيشتر رعايت كنيم، آخر ماجرا دست پخت مان تودل بروتر و رئال تر مي شود.
آن روزها ما -اگر چه حالي مان نبود- با اين كار حفظ «حريم»ها را مشق مي كرديم و دست و ذهن و نگاه مان را با «قاعده »ها تمرين مي داديم تا دو زاري ذهن مان بيفتد كه يك ذهن زيبا چون در صفحه هاي مختلف كتاب، الگوهاي متفاوت مي بيند پس هيچ وقت به دنبال شكار الگو نمي رود بلكه حفظ جهت ها و معيارها را داغ ترين دغدغه خاطر خودش مي داند.
¤ ¤ ¤
حالا امروز هم كه لاي اين خفن بازار روزگار را نگاه كني، مي بيني هنوز انگار هنر من و تو همان مشق دوران فسقليت است. با اين تفاوت كه توي اين كتاب اگر نوك مدادت جنبيدن بگيرد و گردالي را تبديل به مربع بكند، شايد آن وقت صفحه بعدي اي براي از نو مشق نوشتن در كار نباشد و اگر هم باشد، آن وقت تو يك صفحه را باخته اي.
بپا از خط نزني بيرون!
به فكر رنگ سبز پس فردا...
تنگ است ما را خانه تنگ است اي برادر!
قرار گذاشتيم براي روز جمعه. آخر اين جمعه غير از مزه انتظار، يك مزه ديگر هم داشت. اما بنده خدا مريض احوال شد و نتوانست بيايد.
با خودم گفتم حالا بايد تنها بروم. وقتي رسيدم ديدم اي بابا! اي والله به همه! اين جا هيچ كس و هيچ دلي تنها نيست!
در آن شلوغي و سروصدا و جمعيت و دوربين، خيلي چيزها به آدم چشمك مي زد:رئيس جمهوري كه لابه لاي همين مردم و روي ردپاي همين مردم، بدون ماشين شخصي قدم برداشت و مردم هم او را شرمنده محبت شان مي كردند. خدا را شكر كه او فراموش نكرده بود كه محبوب دل هاي همين مردم است! ديگر مسئو لان هم با پاي پياده ميان مردم بودند .بچه هايي كه با كشيدن نقاشي و گرفتن پوستر با دست هاي كوچكشان فرياد مرگ بر اسرائيل را به ما نشان مي دادند.وروجك هايي كه جلوي دوربين صدا و سيما مي رفتند و وول مي خوردند و حرف مي زدند.
گدايي كه فرصت را خيلي غنيمت شمرده بود و به گمانم آن روز، خداتومان گدايي كرد. دانش آموزاني كه آمده بودند معني دو خط شعر «بايد به مژگان رفت گرد از طور سينين/ بايد به سينه رفت زين جا تا فلسطين» را به تو هديه كنند.
و چند جفت كفشي كه بعد از رد شدن رئيس جمهور از بين جمعيت، روي زمين ماند تا شايد نشان بدهد كه سيندرلا فقط توي قصه ها نبوده است!
آمديم كه بگوييم «تنگ است ما را خانه تنگ است اي برادر/ برجاي ما بيگانه ننگ است اي برادر»آمديم كه بگوييم در كتاب هاي ادبيات ما فقط قصه ليلي و مجنون و شعرهاي حافظ نبوده است. ما ادبيات پايداري را با دل هايمان حفظ كرده ايم.
يادمان بود كه خوانده بوديم: «آيا از سرزمين تو بود كه فرشتگان سروده هاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند؟»
فريا رئيسي نژاد (به بهانه روز جهانی قدس)
چيزي شبيه به دل
دف
پسرك وارد اتوبوس شد. 2دقيقه اي دف زد بعد دفش را به سمت مسافران گرفت. پيرزن 50تومان از كيفش درآورد و داخل دف انداخت. پسربچه 50 توماني را به روي پاي پيرزن پرت كرد و گفت: گدا!بعد از اتوبوس پايين پريد.
پيرزن با شرم به كناري اش گفت: اگر دلم مي آمد 100تومان بدهم كه خودم با تاكسي ميرفتم و با اين پاي عليلم 20دقيقه منتظر اتوبوس نميشدم.
مريم آزموده فر
comment دوني
ما هم معمولي هستيم!
سلام!
اينجا از اين به بعد يك ستون جديد سبز شده. اين ستون مخصوص نظرهاي خوانندگان مطالب نسل 3 است كه نظرات خودشان را در بخش نظرخواهي سايت نسل 3 مي نويسند.
گلدكوئيستي ها هميشه از قانون يك قدم جلوترند (سه شنبه 26 مهر)
احسان مطهري نوشته بود كه گلدكوئيستي ها و امثالهم هميشه يك قدم از قانون و تدابير مسئولين و دولت جلوترند. نوشته بود با مطرح شدن هر معضل و مشكلي از طرف آنها و حساس شدن مسئولين بلافاصله شركتهاي فروش زنجيره اي شيوه و شگرد كارشان را عوض مي كنند تا به چنگ قانون نيفتند. نوشته بود كه رفتارهاي مسئولين ذيربط در مقابل اين معضل هميشه نوشداروي بعد از مرگ سهراب است...
بد نيست چند نظر در اين رابطه بخوانيد:
ماني: من واقعاً متوجه دليل تناقض نميشم. وقتي دولت با آنها به توافق رسيد البته با گرفتن ماليات بيشتر شماها چرا كاسه داغتر از آش ميشيد!؟ اصلا به شما ربطي نداره. اگر خيلي عرضه داريد راجع به اين همه]...[ مسئولان مطلب بنويسيد. واقعاً گلدكوئيست بدتره يا اينكه خواهر و مادر ما تنهايي نميتونن بروند بيرون چون امنيت ندارند؟ يا اينكه 1 جوون 16 الي 17 ساله معتاد و گدا باشه و شبها تو سرما كنار جوب بخوابه؟ اگر واقعاً دركش رو داري جواب اينها رو بده.
سارا: .غيرت داري به جاي ول گشتن پاشو با مامانت و خواهرت برو بيرون تنها نباشند!
مارشال از آلمان: دوست عزيز برو خدارو شكر كن كه تو ايران زندگي مي كني و امنيت داري و پليس ابهت داره و... اينجا (آلمان) خانمها جرأت ندارند برن تو خيابون چون از پليسش وحشت دارند. البته نه اينكه جرأت ندارند ولي خب پاي لرزشم ميشينن!! آب در كوزه و ما گرد جهان مي گرديم...
نيما: ماني جون! قربونت برم حرف مفت زدي ها!! همه اينايي كه گفتي بر فرض كه درست، خب چه ربطي به گلدكوئيست داره؟؟
سـه شـنـبـه بــازار
مدال «بهروز پيرپكاجكي» بلورين
ما اگر اين خبرچين را اخراج كنيم، اوضاع تيم مان درست مي شود.
اين جمله بخشي از صحبتهاي يكي از بازيكنان تيم پيروزي تهران است. بهروز رهبري فرد در خصوص وضعيت فعلي اين تيم گفته: پرسپوليس فعلاً مشكلي ندارد! با اين تمريناتي كه انجام مي دهيم فكر مي كنم تيم به آمادگي كامل برسد اما مشكل ما در حال حاضر خبرچين تيم پرسپوليس است كه خبرهاي رختكن ما را به بيرون انتقال مي دهد. ما اگر اين خبرچين را اخراج كنيم، اوضاع تيم مان درست مي شود.
رهبري فرد در مورد حرفهايي كه در مورد استيلي زده، گفته: براي استيلي توضيح دادم كه اين حرفها را من نزده ام، ضمن اينكه من عادت دارم اگر حرفي دارم جلوي روي طرف بزنم نه اينكه پشت سرش بدگويي كنم.
سه شنبه بازار هم ضمن رد هرگونه استقلالي بودن (به سبب چاپ اين خبر) در ادامه اضافه مي كند كه: البته آقا بهروز توضيح نداده كه اگر اين مسئله صحت نداشته است چطور هنوز دنبال خبرچين پرسپوليس است كه اين خبر را به بيرون انتقال داده و باعث ناراحتي آنها شده است!
كارشناسان دامپزشكي دنيا نسبت به شيوع ويروس آنفولانزاي سگي در امريكا هشدار دادند! بالاخره هربيماري و مرضي با توجه به جو محيط، شكل و رنگ عوض مي كند ديگر. درحاليكه الان بعضي كشورهاي دنيا با آنفولانزاي مرغي دست وپنجه نرم مي كنند، امريكاييها دغدغه آنفولانزاي سگي دارند.
به گزارش BBC، تاكنون 100 قلاده سگ مشكوك به اين بيماري، درآمريكا شناسايي و جمع آوري شده اند، بنابراين گزارش محققان نتوانسته اند تاكنون واكسني براي اين بيماري توليدكنند. حدوداً 5 درصد مبتلايان به اين بيماري از بين مي روند. برخي مطالعات جديد نشان داده كه اين ويروس از اسب ها به سگ ها انتقال پيدا كرده است!حالا براي اينكه متوجه بشويد اين ويروس اساساً ازكجا به اسب ها منتقل شده، توجه كنيد به ادامه گزارش و علايم بروز اين بيماري درسگها و ببينيد اين علائم، شما را ياد كسي درآمريكا نمي اندازد: علايم اين بيماري تب، پارس شديد، گازگرفتن هاي بي دليل، گيجي، گرفتگي صدا و ضعف است.
تنديس «وطن فروش» بلورين
ماجراي رفتن شادمهر عقيلي (خواننده) از ايران و پناهندگي اش به كانادا و آواره شدنش در دوبي و شهرهاي كانادا را حتماً خواندي و شنيدي.
و احتمالاً هم خبر داري كه شادمهر بعد از خروجش از ايران كاستي تحت عنوان «آدم فروش» منتشر كرد، كه اسم آهنگ اصلي كاست هم همان آدم فروش بود.اما حالا بشنويد كه 3-2 سال بعد از انتشار اين كاست، جناب آقاي «عرشيا» يكي از رفقاي فابريك شادمهر عقيلي آهنگي را در پاسخ به آدم فروش خوانده با عنوان «وطن فروش»! و حسابي توپيده به حيثيت اين بابا.عرشيا، اولين كاست خودش را در سال 76 با آهنگ سازي شادمهرعقيلي روانه بازار كرد و در سال 80 هم با اين ادعا كه من سابقه حضور در جبهه دارم، كانديد رياست جمهوري ايران شده بود!
بخشي از متن آهنگ وطن فروش:
وطن فروش تو همون بودي كه عاشقاي اين شهرو فروختي،
توي اين بازي تو قبلا همه سوختي همه سوختي.
صدهزار تا راه بلد بودي براي آدم فروشي،
اينه كه اون ور دنيا حالا يه خونه به دوشي!
نشان «شيرتقي» بلورين
ما مردم ايران انسان هاي بي رحمي هستيم و در عين حال آدم هاي بسيار احساساتي هستيم و در خانه ها پدركش و مادركش هستيم!
جمله مشعشع بالا بخشي از افاضات تقي آزاد ارمكي است كه در سمينار تحليل جامعه شناسي انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شده بود، بيان شده اند.در اين سمينار كه حميدرضا جلايي پور، عباس عبدي، رحيم زاده اسكويي و سعيد مدني نيز در آن سخنان عجق وجق فراواني را از خود در بكردند، ارمكي گفته: «وقتي انقلاب شد عده اي گفتند توطئه است، جنگ هم كه شد عده اي گفتند توطئه است. دولت اصلاحات كه روي كار آمد گفتند توطئه است و اگر قرار باشد نتايج انتخابات اخير را هم توطئه بدانيم، اين سؤال ايجاد مي شود كه مگر ما چقدر مهم هستيم كه اين قدر توطئه عليه ما صورت بگيرد؟ من فكر نمي كنم ما اصلا مهم باشيم»!البته اين بنده خدا 2 تا نكته را مشخص نكرده:
1- چه كسي گفته نتيجه انتخابات اخير توطئه بوده است؟
و...
2- چه كسي ادعا كرده شما مهم هستيد؟!
عنوان «خروس» بلورين
جكي چان نامزد دريافت جايزه خروس طلايي شد.
جكي چان به عنوان يكي از 5 نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر از بيست و پنجمين دوره برگزاري مراسم خروس طلايي در چين انتخاب شد.به گزارش مهر، فهرست نهايي نامزدان دريافت جوايز 16 رشته مختلف از مراسم خروس طلايي در پكن از سوي انجمن فيلم چين اعلام شد و براي نخستين بار ستارگاني از هنگ كنگ، ماكائو و تايوان براي گرفتن جايزه بهترين بازيگر مرد با هم رقابت مي كنند.
نام برندگان نهايي هم همزمان با برگزاري چهاردهمين دوره جشنواره فيلم خروس طلايي و 100 گل اعلام مي شود. قرار است اين جشنواره سينمايي از 9 تا 12 نوامبر در شهر ساحلي ساينا در استان جنوبي هايتان برگزار شود. امسال براي اولين بار جايزه خروس طلايي به فيلم هاي چيني ساخته شده در خارج از اين كشور هم تعلق مي گيرد.
البته مشخص نيست كه چيني ها چرا بين اين همه جك و جانور، خروس را براي نماد هنر و فرهنگ در مملكت شان برگزيده اند؟ لابد به خاطر اينكه تخم نمي گذارد و به جمعيت آسيبي نمي رساند!
تماس با مدیر گروه مشکان و بیان دیدگاه ها و نظرات