هفته نامه مشکان 44
بنام خدای منتظران
44
سال اول ـ شماره 44 ـ شنبه 30 اردیبهشت 1385
حرف اول:
و این نشان دادگری اوست. نام های او پاک و بی نقص است و نعمت هایش بر همه آشکار. « از آنچه می کند، بازخواست نشود، حال آنکه دیگران بازخواست شوند.»
مهدي محمدي
نامه رئيس جمهور به همتاي آمريكايي خود بسياري را در داخل و خارج ايران سردرگم كرده است. اين البته نخستين بار نيست كه عده اي در تحليل رفتاررئيس جمهور اصولگرا در مي مانند و اين درماندگي را كه عمدتاً ناشي از ضعف چارچوب هاي تحليلي، فقر مفهومي و افق ذهني محدود آنهاست، به فهم ناپذير بودن رفتارهاي احمدي نژاد حمل مي كنند. روشن است كه احمدي نژاد به نسبت آنچه مطلوب هاي تكنوكراسي محسوب مي شود انسان ويژه و متمايزي است و معيارهاي اهل اين فرقه را چندان به چيزي نمي گيرد. اين هم بي نياز از توضيح است كه رئيس جمهور اصولگرا از همان روز نخست بنا را بر اين گذاشته است كه بي اعتنا به سر و صداهايي كه پس از هر اقدام دولت به طور پروژه اي و به نحو انبوه توليد مي شود، كار خود را بكند و چندان در بند خوشايند و بدآيند كساني كه تكليفشان حتي با خودشان هم به درستي معلوم نيست نباشد. مشكل احمدي نژاد - يا درست تر بگويم، مشكل اين جماعت با احمدي نژاد- قبل از هر چيز پيش بيني ناپذيري اوست و اينكه رفتار و گفتار خود را مطابق با معيارهاي كهنه و غبار گرفته كساني كه فقط جهت وزيدن باد بايد معلوم باشد تا بتوان جهت چرخش آنها را هم معين كرد، تنظيم نمي كند. پس عجالتاً معلوم باشد كه ما مي فهميم حال آنهايي را كه اين روزها سخت از دست اين مرد ساختار شكن در محنتند و آشفتگي جان ،گاه در زبانشان هم نمودي مي يابد.
اما بعد، به راستي رئيس جمهور اصولگرا مگر چه كرده است؟ مي گويند او رئيس جمهور است و مردم هم بابت رتق و فتق امور زندگي روزمره شان به او رأي داده اند پس لزومي ندارد به كسوت پيامبران درآيد و ارزش هاي فراموش شده الهي و انساني را به اين و آن يادآوري كند. بعد هم براي اينكه حسابي شيرفهم شويم مقصودشان را روشن تر بيان مي كنند كه يعني كار رئيس جمهور عمل كردن است نه حرف زدن . بسيار خوب، همين مقدار كه آقايان بالاخره بعد از 9-8 سال فهميده اند پرگويان بي عمل جايشان برصدر قوه اجرايي كشور نيست، جاي صد شكر بي شكايت و حمد بي نهايت دارد. از اين پرسش هم كه پس تكليف اين همه سرمايه مادي و معنوي كه از اين ملك در دوره صدارت حرافان بي عمل هدر رفته چه مي شود، عجالتاً مي گذريم. اما اگر دقيقاً روي نقطه اصلي بحث متمركز شويم معلوم مي شود كه اساس آن بريك سوء تفاهم استوار است. احمدي نژاد به شهادت همين چند ماه كه رئيس الوزراست، عملگراترين رئيس جمهور ايران پس از انقلاب اسلامي است. حجم كار احمدي نژاد- يك تنه- از حيث كارهايي كه در داخل پايتخت و سپس استان ها چه در زمينه اصلاح ساختارها و كاركردهاي پيشين و چه از حيث تأسيس نهادهاي جديد انجام داده، با هيچ موردي در گذشته قابل قياس نيست. پس كسي نمي تواند احمدي نژاد را به سكون و بي عملي متهم كند. آنچه مي ماند اين است كه او در اين مدت حرف هم فراوان زده است. اما اجازه بدهيد؛ چه اشكالي دارد؟! مشكلي هم اگر باشد آنجاست كه كساني فقط حرف مي زدند و در قاموس آنها از عمل خبري نبود. و الا چه عيبي دارد كه كسي در عين حال كه در ميدان عمل و تحرك، گوي سبقت از همگنان ربوده و رشك اين و آن را به جان خريده، از گفتن آنچه مي انديشد هم مضايقه نداشته باشد. اين ادعا هم كه آنچه رئيس جمهور اصولگرا تا امروز گفته براي ملك و ملت هزينه هاي غير ضروري دربر داشته را چندان جدي نبايد گرفت، اگرچه فعلاً در مقام بحث از آن نيستيم.
علاوه بر اينها يك نكته را هم درباره تفاوت هاي حكومت داري ديني و سكولار به ياد بايد داشت كه در واقع بنياد نظري نامه نگاري احمدي نژاد به بوش را مي سازد. همه آن وظايفي را كه حكومت هاي سكولار در تدبير دنياي مردم برعهده دارند، حكومت هاي ديني هم عهده دارند اما يك وظيفه هست كه حاكمان سكولار خود را در مقابل آن فاقد مسئوليت مي دانند در حالي كه جزو مهم ترين مسئوليت هاي حكومت ديني است و آن مسئله توجه به مباني ديني است. حكومت هاي ديني همانقدر كه نسبت به دنياي مردم دغدغه دارند و بايد داشته باشند بايد دلمشغول ارزش هاي ديني آنها هم باشند و اين مقدور نيست الا اينكه به هنگام خطاكاري و كج روي -كه عموماً تشخيص آن چندان هم پيچيده و دشوار نيست- در امر تذكر و يادآوري كاهلي نكنند. نامه احمدي نژاد به بوش نمونه روشني از عمل به اين وظيفه اجتناب ناپذير است. احمدي نژاد حتي نخواسته است راه درست را به بوش نشان دهد. همه آنچه رئيس جمهور انجام داده اين است كه رئيس جمهورايالات متحده را با همان معيارهايي سنجيده كه او با آن معيارها ديگران را مي سنجد و درباره آنها داوري مي كند. حاصل اين سنجش هم اين بوده كه بوش صلاحيت كافي براي نمايندگي هيچ كدام از آن معيارها را ندارد چه رسد به اينكه خود را موظف به بسط آنها در سراسر جهان بداند.
رئيس جمهور اصولگرا واسطه غيب و حضور نيست؛ چنين ادعايي ندارد و نمي تواند داشته باشد. اما مردي متوكل و متوسل، است و از ياد نمي برد كه اين عالم را صاحبي است و به جز آنچه ما به چشم ظاهر مي بينيم و به عقل معاش درمي يابيم، موثرات ديگري هم در اين عالم هست. موثراتي كاملا واقعي كه خود به خود به تاثير مطلوب خويش مي انجامند به شرط اينكه آداب آنها درست به جاي آورده شده باشد: اگر خداوند را ياري كنيد، او شما راياري خواهد كرد؛ هر كس تقوا بورزد خداوند براي او راه برون رفت از سختي ها قرار مي دهد و روزي بي حساب به او عطا مي نمايد، ميان خود و خداوند را اصلاح كنيد تا او ميان شما و خلق را اصلاح كند و... اگر احمدي نژاد اين توفيق را دارد كه رفتار خود را بر مبناي چنين فرمول هايي تنظيم كند، در عين حال كه از تدبير و انديشه اين جهاني حداكثر بهره را مي برد، بايد او را به سبب اين توفيق ستود و آن را مهم ترين نقطه قوت او به حساب آورد. والا ما ديده ايم آنها را كه خود را بي نياز از امداد الهي مي دانستند و در همان حال ادعاي معجزه هم داشتند و به ياد داريم كه بهشت زميني كه آنها وعده مي دادند چه سان بدل به بيغوله اي خوفناك شده است. اين البته هيچ ربطي به اين ندارد كه دولت خود را مقدس يا مصون از خطا بداند. دولت تا آنجا كه مجموعه اي از سياست ها و عملكردهاست، امري كاملا عرفي است و آنكه مقدس است فقط اصل نظام جمهوري اسلامي است و سكاندار آن. به اين معنا انتقاد از دولت، در افتادن با مقدسات نيست و دولت را گاهي خطاكار انگاشتن هرگز نمي تواند ملاك اسلام و كفر كسي تلقي شود.
در نهايت يك مسئله ديگر را هم نبايد فراموش كرد. برخلاف آنچه اين روزها گاه از اين سو و آن سو شنيده مي شود، نامه احمدي نژاد هرگز نبايد يك اقدام نمادين صرف و بدون تاثير واقعي در صحنه روابط بين الملل دانسته شود. اين نامه تاثير خود را بر نقطه اي كه هدف خويش قرار داده بود گذارده و امروز هراس از مواجه شدن با آن به جايي رسيده كه بسياري از شبكه ها و خبرگزاري هاي معتبر جهاني از بيم سيل سؤالاتي كه ناگزير از جانب افكار عمومي با آن مواجه خواهند شد، ترجيح داده اند با عدم انتشار متن كامل نامه خاطر خود را علي الظاهر آسوده كنند. احمدي نژاد، بوش را با معامله اي مواجه ساخته كه ورود در هر دو سوي آن ضرر مطلق است. اگر به نامه پاسخ بدهد ناچار بايد بسياري از حقايقي را كه اين نامه در مورد زشت كاري هاي ايالات متحده به آنها مستند است بپذيرد و اگر پاسخي در كار نباشد، ننگ خاموشي و گنگي در مقابل سخن حق تا ابد بر پيشاني كساني كه ادعا مي كنند حامل شفابخش ترين نسخه ها براي جانكاه ترين دردهاي بشري اند، خواهد ماند.
مجري يك راديوي متعلق به سلطنت طلبان طي يك «گفت وگوي اختصاصي» با عبدالمالك ريگي سركرده تروريست هاي جاده زاهدان وي را «مبارز راه رهايي و آزادي ايران و همه ايرانيان» خواند و در عين حال از او درخواست كرد گروگانگيري بكند، آدم هم بكشد اما به جاي سربريدن گروگان ها، آنها را تيرباران كنند! ريگي نيز در پاسخ وي گفت خود و دوستانش فعلا قصد دارند از روش تيرباران براي كشتن گروگان ها استفاده كنند. عبدالمالك ريگي كه به تازگي ارتباطاتي را با برخي «دوستان رسانه اي» خود برقرار كرده به فاصله حدود يك هفته پس از مصاحبه با سايت روزنت به اين راديوي سلطنت طلب گفت: با كساني مانند منوچهر محمدي و رامين جهانبگلو احساس نزديكي مي كند و به عقايدشان احترام مي گذارد.
ريگي در بخش ديگري از اين گفت وگو كه فايل صوتي آن از آدرس اينترنتي http://WWW.tik.ir/downloud/01.WMV قابل دريافت است، هرگونه ارتباط خود را با عوامل فاجعه تروريستي دارزين انكار كرد اما گفت كه اگر گروه انجام دهنده اين حادثه حاضر به تبعيت از او باشند، حاضر است آنها را بپذيرد. ريگي همچنين درباره منابع مالي خود گفت كه از برخي كشورهاي خارجي كمك مالي دريافت مي كند.
در پايان اين گفت وگو مجري با گفتن جمله «خدا حفظت كند، خدا پشت و پناه تو و يارانت» با ريگي خداحافظي كرد.
لازم به يادآوري است كه ريگي هفته گذشته نيز با پايگاه اينترنتي روزنت كه مسعود بهنود از فعالان اصلي آن است به طور اختصاصي گفت وگو كرده بود. روزنت پس از مواجهه با افشاگري كيهان در اين باره در مقاله اي به قلم بهنود گفت وگو با يك تروريست را انجام يك «وظيفه حرفه اي» دانست. خبرنگار انجام دهنده مصاحبه هم در مقاله اي كه روزنت آن را منتشر كرد، اقدام خود را يك «مصاحبه عادي» خواند!
بهنود و خبرنگار مورد اشاره درباره لحن حمايت آميز خود از عبدالمالك ريگي سكوت كرده و توضيحي ندادند.
گفتني است كه مسعود بهنود در اسناد ساواك علاوه بر همكاري با اين سازمان، سابقه همكاري با «شبكه زيتون»، شاخه موساد در ايران رژيم پهلوي را نيز دارد.
¤ عبدالمحمد خراساني از پيشكسوتان كشتي آزاد دليجان و بنيانگذار كشتي اين شهر به هنگام ديدار با رئيس جمهوري شخصاً مدال برنز مسابقات پيشكسوتان سال 2004 فنلاند خود را به گردن دكتر احمدي نژاد انداخت.
¤ در پي سفر رئيس جمهوري به استان مركزي عضو هيئت مديره كانون شوراهاي اسلامي كار استان در نامه اي به دكتر احمدي نژاد خواستار رفع مشكل صنفي كارگران اين استان شد.
¤ وزير آموزش و پرورش در بازديد از بيت امام خميني(ره) در شهر خمين گفت: آرزوي قلبي من بود تا در مكاني نماز بخوانم كه در همان مكان امام عزيز با خداي خود مناجات كرده است.
¤ ناظمي اردكاني وزير تعاون و هيئت همراه در سفر به استان مركزي با خانواده شهيد رحيم اوايي هزاوه در اراك ديدن و به خانواده آن شهيد لوح تقدير و هديه اهدا كرد.
¤ فرماندار تفرش در جريان سفر رئيس جمهوري به تفرش گفت: آقاي رئيس جمهوراگر مي خواهيد بشاگرد استان مركزي را ببينيد به تفرش بنگريد.
¤ جلسه پنج ساعته هيئت دولت موجب شد برخي از خبرنگاران كه منتظر مصاحبه با رئيس جمهور بودند در محل مصاحبه به خواب روند.
¤ زماني كه رئيس جمهور وارد سالن مصاحبه با خبرنگاران شد خطاب به خبرنگاران گفت: شما مگر كار و زندگي نداريد كه اين موقع شب اينجا هستيد و خبرنگاران هم خطاب به رئيس جمهور گفتند آقاي دكتر الان شب نيست يك بامداد است.
¤ هيئت دولت پس از مصاحبه رئيس جمهور با خبرنگاران در ساعت يك و 30 دقيقه بامداد، شام خود را صرف كردند.
¤ پس از پايان جلسه هيئت دولت و مصاحبه دكتر احمدي نژاد هنگام خروج آقاي احمدي نژاد از استانداري بسياري از مردم كه از ساعتها قبل در مقابل استانداري اجتماع كرده بودند با ديدن وي فرياد زدند دسته گل محمدي به شهر ما خوش آمدي.
¤ رئيس جمهور نيم ساعتي را در بين جمعيت مشتاقي كه منتظر وي بودند از داخل خودرو با آنان صحبت و حدود ساعت 2 بامداد محل استانداري را ترك كرد.
¤ در آشتيان رئيس جمهور متوجه شد كه دو دختر بچه مايل هستند به بالاي جايگاه بيايند وي آنها را پذيرفت و تا پايان مراسم در كنار خود جاي داد.
¤شهروندي از كرج به همراه خانواده و بچه 5/1ساله خود از كرج به زرنديه آمده بود تا از نزديك رئيس جمهور را ببيند.
¤پيرمردي ويلچر سوار كه به استقبال رئيس جمهوري در زرنديه آمده بود ، پس از ديدن رئيس جمهور اشك شوق بر ديدگانش جاري شد.
¤وزير آموزش و پرورش در اراك با معلمي كه بيماري صعب العلاج داشت ملاقات و از وي دلجويي كرد.
¤وقتي رئيس جمهور از تخصيص اعتبار به شهرستان ساوه در جمع مردم اين شهر سخن مي گفت: مردم يك صدا فرياد زدند بودجه به ما نمي رسد.
رئيس جمهور با خنده تكرار كرد: مي رسد، مي رسد.
¤دكتر محمد سليماني وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات براي افتتاح طرح هاي مخابراتي استان به وسيله تلفن با فرزند شهيد رحيم پاگلي تماس گرفتند و به وي گفتند كه ما هر چه داريم از خون شهيداني همچون پدر شما داريم و با اين گفت وگو طرح ها را افتتاح كردند.
¤مردم تا ساعت يك بامداد جمعه در پشت درهاي استانداري تجمع كرده بودند كه براي آخرين بار رئيس جمهور را پس از پايان جلسه هيئت دولت ببينند و ابراز احساسات كنند.
مسئول: Mitr@ (میترا)
یوسف قهرمان خوبی ها
قسمت سی وپنجم
گفتگوهای غیرضروری باکسی که محرم ما نیست یکی از دام های شیطان است فکرورفتار ماراآلوده کند.اگرجدا بنای پاک بودن و پاک ماندن داریم باید تصمیم بگیریم این توطئه ی شیطان را خنثی کنیم.
درهرارتباطی وپیش از هر گفتگویی با جنس مخالف از خود بپرسیم آیا این صحبت ضروری است؟واگر نیست از آن پرهیز کنیم.
دامی دیگر از سوی شیطان
نکته ی دیگری که در این فراز داستان مشهود است خلوتی است که همسر عزیز مصر آن را تدارک می بیند.او به دنبال موقعیتی می گردد تا یوسف را در تنهایی به دام اندازد .همه ی درها می بنددومی خواهد به خود و یوسف اطمینان دهد که هیچ کس از این ماجرا خبردار نمی شود.
چه بسا بسیاری از ما در محیط های جمعی (به خصوص در جمعی که روبایستی داریم)از سرحیا و خجالت خطا نکنیم.وقتی بیم آن داریم که پدر و مادر همسر بستگان یا معلم و استادان ما را در لحظه ی انجام گناه نمی بیند و متوجه رفتار زشت ما نمی شود موجب لغزش مان می شود.
به عنوان مثالی ساده بسیاری از جوانانی که به سیگار یا مواد مخدر آلوده شده اند ابتدا از خلوتی آغاز کرده اند که هیچ کس آنان را نمی دیده یا اگر می دیده نمی شناخته است.
حال که خلوت با نا محرم زمینه ی جدی به دام افتادن شیطان را فراهم می کند باید به شدت از این خلوت ها اجتناب کنیم.
شیطان(ابلیس)قسم خورده است که من در سه موضع یا موقعیت حتما حضور پیدا می کنم که یکی از آن سه زمان و مکانی است که دختر و پسر یا زن و مرد نا محرم را در زندگی خود شناسایی کنیم.
گاهی والدین برای موقعیت و رشد فرزندشان برای او معلم خصوصی می گیرند تا به او علم و هنری بیاموزاند.اما گاهی از سر غفلت برای دختر جوان خویش آقایی را به عنوان مدرس گزینش می کنند.
التماس دعا ـ میترا
ادامه دارد...
نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود
مسئول: نجمه نجف زاده
رویا
نام او كه آسمان خيال و روياهايم را ساخت
كاش مي توانستم سواربر قاصدك نام آور بسوي آسمان پرواز كنم آنوقت ميان ابرهاي سپيد گردنبندبهار را به گردن آويزم.
كاش مي شد همراه پرستوهاي مهاجربه ديدن خدا روم و كاش مي شد آسمان كاخ رويايم بود.
وقتيكه به آسمان رسم از ابرها براي خود انساني مي سازم كه احساسم را درك كند وآنگاه با دستان خود گل محبت را مي كارم و خانه عشق را راه مي اندازم و درخت ودايي را كه وجود دارد قطع خواهم كرد.
من سرود و غزل آخر را خواهم كشت وكنار هرپيچ رود ابري ازجنس بو دن وماندن خواهم گذاشت من در آنجا به انتظار غروب مي نشينم و در آن لحظه پر شكوه و رويايي پرنده هاي دلشكسته را آزاد خواهم كرد من نور را مي گيرم وزندگي مي كنم من عشق را از ابرها مي گيرم و با ضربان قلب طلوع احساسم را جان مي بخشم و با هر غروب صدايم را مي گشايم من درميان ابرها خانه اي مي سازم و با تنهايي خود بازي مي كنم
من در ميان ابرهاي ريز و درشت شعر خواهم خواند خواهم خوابيد و هر صبح با نوازش طلايي رنگ خورشيد بيدار خواهم شد من از تنهايي خود نمي رنجم من همزاد تنهايي , دوست غم و از جنس مرگم فقط فقط اي كاش ابرها احساسم را درك كنند درآسمان شكوفه هاي عشق مي كارم و به روي ابرها پرواز را تجربه مي كنم من به هر تكه اؤ ابرعشق مي دهم و غم آنها را مي گيرم و سعي مي كنم احساسشان را درك كنم و از اقاقي هاي آنها بدرستي مواظبت كنم قاصدك من خسته ازپرواز خيالم باز مي گردد و درگوشم نجوا مي كند رويا تمام شد
تا به خود مي آيم غروب است و من دلتنگتر از هميشه كاش اين ابرها در اين سفر مرا همراه خود مي بردند.
تعبیر و تعمیر خواب!
انگشت
*اگردرخواب بیند که دو انگشت در دوگوش خود فرو کرده است؛ مسوولیتی یابد در خور!
*اگر غل بیند که به جای دست ؛ تنها بر انگشت دارد؛ دیري نپايد که یکی از انگشتانش به حلقه ی ازدواج مفتخر شود!
*اگریک انگشت اشاره ی خویش در هوا تکان تکان داد و خوش به حالش شد؛ سخنران شود پیش از دستور!
:اگر دو انگشت اشاره بر هوا بلند کرد و تکان تکان داد موزون گونه!؛ ازرسیدن به وام رییس جمهور مشعوف شده؛ از خود رقص برره ای(؟) در وکند(؟) (در متن دو کلمه مفهوم نیست!)
*اگر دید با چشمان چهار تا شده ؛ انگشت بر دهان دیری حیران بر جای ایستاد؛ فردایش شهریّه ی دانشگاه آزاد کاستی یابد!
*اگر دید که انگشت در دماغ کرد، معلوم می شود که تربیت خانوادگی ندارد به ضرس قاطع!!!
*اگر دید انگشت اشاره به حالت عمود بر لبها مماس کرد، در قوّه ی قضاییّه مسوول پرونده های مفسدان اقتصادی گردد!
*اگر دید همه انگشتان مشت کرد جز انگشت ابهام؛تعبیرش حوالت شانس و اقبال بلند است بر زندگی ولاغیر!!
*اگر دید که انگشت در سوراخ مار کرد؛ طنز نویس شود وقید انگشت را بزند!
*اگر دید کسی سد راهش شد و انگشت شست؛ توامان؛ به دو انگشت میانی وسبّابه مالید ؛گذارش به اداره ای افتد و پول زور دهد!(پول چای سابق!)
*اگر دید انگشت در منقل سوزان کرد؛ این خواب را بنا به احوال خواب بیننده دو حالت متصور است:
1) اگر خواب بیننده چون معبّر بی سوات بود؛ انگشتش برشته شده؛ از حیّز انتفاع ساقط گردد!
2) اگر خواب بیننده با سوات بود؛ جان و انگشت به سلامت برَد؛ چون داند آن انگشت که در خواب دیده است با(کسر گاف) بوده است نه (با ضمّ گاف)!!!
بوالفضول الشعرا
نمی خوام نماز بخوانم!!! مگه زوره؟!
ساعت زنگ میزنه، از خواب می پرم. چشمامو می مالم یه نگاهی به ساعت می کنم، " ای بابا ساعت که 3/5 نصفه شبه" پاک کلافه شدم. بلند شدم یک کم آب بخورم از جلوی اتاق بابا رد شدم همزمان با من، بابا از اتاق اومد بیرون آستیناشو بالا زده بود، رو به من کرد و گفت "لااقل امشب که پا شدی نمازتو بخون". سرمو انداختم پایین و هیچی نگفتم رفتم آشپزخونه سراغ یخچال یک لیوان آب خنک خوردم و سریع برگشتم به اتاق و خودمو پرت کردم روی تخت و خوابیدم. وای که خواب چه لذتی داره. به خدا گفتم: خدایا !!!!! از دست بابام چیکار کنم می خواد من به زور نماز بخونم، دوست ندارم بخونم مگه زوره. من که می دونم اینا همش برای ریا کاریه می خواد بگه منم نماز می خونم ولی نمیگه من بیچاره نمی تونم بخوابم. تو همین فکرها بودم که صدای بلند الله اکبر بابا بلند شد. مثل این که بابا نمیخواد بذاره من امشب بخوابم.
داستان بالا داستان بسیاری از جوانهای مسلمونه، راستی فکر کردین چرا !!
فکر کردین چرا ما اینقدر نسبت به خدای خودمون بی تفاوت هستیم و از او غافل؟
فکر کردین چرا دیگه از خدا نمی ترسیم؟ از آتش جهنم و از عقوبتهایی که در انتظار ماست؟ آیا خیلی شجاع شدیم؟ یا... فکر کردین چرا اینقدر بی تفاوت نماز می خونیم، اینقدر تند، بدون تفکر و ...؟ فکر کردین چرا عشق فرزند به پدر و مادر خیلی کمتر از عشق پدر و مادر به فرزنده؟
فکر کردین چرا !!
اقامة نماز از نخستين وظايف همه مؤمنان است. نماد عملي حاكميت ديني در به پا داشتن نماز ، ايتاء زكات، ترويج معروف ها و پرهيز و جلوگيري از زشتي ها و پليدي ها است.
(( الذين اِن مكّناهم في الارض اقاموا الصلاة و آتوا الزكاة و اَمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عاقبۀ الامور)) [سورة حج / آية 41 ].
معنای اقامة نماز درآية فوق ، قرار دادن نماز در جايگاه والاي آن و محوري بودن نماز در همة كارها است. و اين با خواندن و انجام ظاهري نماز بدون داشتن روح حقيقي آن متفاوت است ، چه آنكه افراد بسیاري در طول تاريخ حتي از دشمنان اسلام و اهل بيت به خواندن آن اقدام مي نمودند.
همچنين اقامة نماز در آیه فوق، كه از صفات مؤمنين بر شمرده شده (نه تنها حاكمان و مسئولان حكومتي) بر به پا داشتن نماز در ميان جامعه و ساختن فرد و جامعه و نهایتاً برصلاح و فلاح همگانی ، دلالت دارد.
مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايد :
((اقامه نماز فقط اين نيست كه صالحان ، خود نماز بگذارند . اين چيزي نيست كه بر تشكيل حكومت الهي متوقف باشد ، بلكه بايد اين ستون دين در جامعه ، به پا داشته شود و همه كس با رازها و اشاره هاي آن آشنا و از بركات آن برخوردار گردد . درخشش معنويت و صفاي ذكر الهي همة آفاق جامعه را روشن و مصفا كند و تن ها و جان ها با هم به نماز بشتابند و در پناه آن طمأنينه و استحكام يابند . نماز ، ركن اصلي دين است و بايد اصلي ترين جايگاه را در زندگي مردم داشته باشد)).
و به همين دليل است كه در قرآن کریم همواره تعبير از اقامه نماز شده است ، و تنها وقتي صحبت از خواندن نماز مي كند كه قصد مذمت آن را دارد : ((ولا یأتون الصلا ة الا و هم کسالی )) [سوره توبه / آیه 54 ] .همچنين در تمامي خطابات به ائمه اطهار، حتي اولياء الله آمده است: (( اشهد انك قد اقمت الصلوة و آتيت الزكاة و ...)) . در ضمن باید توجه داشت که اقامه و ادا شدن حق نماز دارای نشانهایی است که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: (( همگانی شدن نماز در سطح جامعه؛ نیکو به جا آوردن نماز با توجه به معنی ومفهوم کلمات آن همراه با خشوع، خضوع وحضور قلب؛ آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت؛ مطرح شدن نماز در عرصة مطالعات وتحقیقات علمی)) [مقام معظم رهبری ].
به همین خاطر برتمامی مسلمانان است که اين موهبت بي بديل و سر چشمه فيض الهي را قدر دانسته و در راه اقامه آن مجاهدت نمایند .
آشنایی با Microsoft Office 2003 (5)
اكسل
كاربران اكسل به جز بستر مشترك XML ، مديريت حقوق و Wokspace براي به اشتراك گذاري از چند مورد ديگر نيز بهره مند مي شوند. مستندات هوشمند مانند قالب هاي Supercharched ( Supercharged templates ) كار مي كنند و مي توانند مثلا به عنوان گزارش و فاكتور هزينه هاي انجام شده در يك ماموريت اداري به كار روند. اين مستندات هوشمند خود فيلدهايي كه از آنها اطلاع دارند- مانند نام و بخش شما- را پر مي كنند و پس از اين كه شما ساير جزييات را پر كرديد، آن را به رئيس تان مي فرستد. كاركردهاي ليست ها بهبود يافته اند و با فضاي كاري ( Workspace ) به صورت مشترك كار مي كنند، برخي توابع آماري مانند CRITBINOM و HYPGEMDIST بهتر شده اند و همانند آنچه در ورد وجود دارد، مي توان مستنداتر را پهلو به پهلو ( side by side ) نمايش داد.
Powerpoint
بالاخره، پس از يك انتظار طولاني powerpoint به يك نمايش دهنده مستقل ارتقاء پيدا كرد كه روي ويندوز 98 و ويندوزهاي بعدي اجرا مي شود. يك CD وجود دارد كه به همراه Windows xp burner يا به كمك نرم فزار ديگري روي ويندوز 2000 كار مي كند. يك جعبه ابزار نمايش اسلايد جديد امكاناتي براي يادداشت كردن يا روشن كردن بخشي از متن و دكمه هايي براي جهت يابي در اختيار مي گذارد. و كاربران از همان مديريت حقوق اطلاعات و فضاي كاري مشترك كه در ورد اكسل وجود داشت در محيط Powerpoint نيز برخوردارند.
اكسس
اكسس از شماري بهبودي كوچك بهره مند شده است. از اين ميان مي توان به فعال سازي برچسب هاي هوشمند موجود در ورد و اكسل XP اشاره كرد. مي توانيد اطلاعات مربوط به وابستگي اشياي بانك اطلاعاتي را به رو به بالا و رو به پايين ببينيد. يك سيستم كنترل خودكار خطا در فرم ها و گزارش ها موجود است. مورد ديگر رشد و گسترش خودكار خاصيت هاي فيلدهاست، يعني زماني كه خواص يك فيلد ارث برده را جرح و تعديل مي كنيد، كنترل هاي وابسته به آن فيلد بنا به وضعيت روزآمد مي شوند. همچنين يك ويژگي پشتيبان گيري جديد موجود است كه به شما امكان ذخيره كردن يك نسخه موضعي از بانك اطلاعاتي را پيش از اعمال تغييرات بزرگ مي دهد.
داسـتـانـک
مسئول: فرنوش
موی بلند
مادربزگش خدابیامرز همیشه می گفت : این قدر موهایت را کوتاه نکن . بختت بسته میشه ها . دختر وقتی سن شوهر کردنش می رسه باید موهاش بلند باشه وگرنه سیاه بخت می شه .
سنش که بیشتر شد و برایش خواستگار آمد با خودش گفت همه اش به خاطر موهای بلندم است .
شوهرش هم می گفت : عاشق موهای بلندش است .
اما امروز جلوی آینه ایستاده بود و موهایش را کوتاه می کرد . آخر امروز فهمیده بود که شوهرش عاشق موهای بلند دیگری شده است .
با مسئولیت : ساحل
http://usera.imagecave.com/moshkan/14.jpg
حرف آخر:
ستایش برای خدایی است که اگر در برابر آن همه نعمت پیاپی که بر بنداگانش فرستاد، ستایش خود را به ایشان نمی آموخت، از نعمت هایش بهره می جستند و او را سپاس نمی گفتند و از روزی اش گشایش می یافتند و شکرانه آن را به جا نمی آوردند. در این صورت، از مرزهای انسانی برون می افتادند و در وادی حیوانی پای می نهادند، و آن گونه می شدند که خدا در کتاب استوار خود فرمود:« آنان مانند چارپایانند، نه بیش تر، بلکه از چارپایان نیز گمراه تر.»
آدرس های میل مدیر گروه مشکان
موفق و پیروز باشید
