تبليغاتX
هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان

شنبه . سه شنبه و پنجشنبه هر هفته منتظر ما باشید

هفته نامه مشکان 44

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

44

 

سال اول ـ شماره 44 ـ شنبه 30 اردیبهشت 1385

 

حرف اول:

 

و این نشان دادگری اوست. نام های او پاک و بی نقص است و نعمت هایش بر همه آشکار. « از آنچه می کند، بازخواست نشود، حال آنکه دیگران بازخواست شوند.»

 

گزارش ویژه هفته

 

سرگيجه هاي بي اساس


مهدي محمدي
نامه رئيس جمهور به همتاي آمريكايي خود بسياري را در داخل و خارج ايران سردرگم كرده است. اين البته نخستين بار نيست كه عده اي در تحليل رفتاررئيس جمهور اصولگرا در مي مانند و اين درماندگي را كه عمدتاً ناشي از ضعف چارچوب هاي تحليلي، فقر مفهومي و افق ذهني محدود آنهاست، به فهم ناپذير بودن رفتارهاي احمدي نژاد حمل مي كنند. روشن است كه احمدي نژاد به نسبت آنچه مطلوب هاي تكنوكراسي محسوب مي شود انسان ويژه و متمايزي است و معيارهاي اهل اين فرقه را چندان به چيزي نمي گيرد. اين هم بي نياز از توضيح است كه رئيس جمهور اصولگرا از همان روز نخست بنا را بر اين گذاشته است كه بي اعتنا به سر و صداهايي كه پس از هر اقدام دولت به طور پروژه اي و به نحو انبوه توليد مي شود، كار خود را بكند و چندان در بند خوشايند و بدآيند كساني كه تكليفشان حتي با خودشان هم به درستي معلوم نيست نباشد. مشكل احمدي نژاد - يا درست تر بگويم، مشكل اين جماعت با احمدي نژاد- قبل از هر چيز پيش بيني ناپذيري اوست و اينكه رفتار و گفتار خود را مطابق با معيارهاي كهنه و غبار گرفته كساني كه فقط جهت وزيدن باد بايد معلوم باشد تا بتوان جهت چرخش آنها را هم معين كرد، تنظيم نمي كند. پس عجالتاً معلوم باشد كه ما مي فهميم حال آنهايي را كه اين روزها سخت از دست اين مرد ساختار شكن در محنتند و آشفتگي جان ،گاه در زبانشان هم نمودي مي يابد.
اما بعد، به راستي رئيس جمهور اصولگرا مگر چه كرده است؟ مي گويند او رئيس جمهور است و مردم هم بابت رتق و فتق امور زندگي روزمره شان به او رأي داده اند پس لزومي ندارد به كسوت پيامبران درآيد و ارزش هاي فراموش شده الهي و انساني را به اين و آن يادآوري كند. بعد هم براي اينكه حسابي شيرفهم شويم مقصودشان را روشن تر بيان مي كنند كه يعني كار رئيس جمهور عمل كردن است نه حرف زدن . بسيار خوب، همين مقدار كه آقايان بالاخره بعد از 9-8 سال فهميده اند پرگويان بي عمل جايشان برصدر قوه اجرايي كشور نيست، جاي صد شكر بي شكايت و حمد بي نهايت دارد. از اين پرسش هم كه پس تكليف اين همه سرمايه مادي و معنوي كه از اين ملك در دوره صدارت حرافان بي عمل هدر رفته چه مي شود، عجالتاً مي گذريم. اما اگر دقيقاً روي نقطه اصلي بحث متمركز شويم معلوم مي شود كه اساس آن بريك سوء تفاهم استوار است. احمدي نژاد به شهادت همين چند ماه كه رئيس الوزراست، عملگراترين رئيس جمهور ايران پس از انقلاب اسلامي است. حجم كار احمدي نژاد- يك تنه- از حيث كارهايي كه در داخل پايتخت و سپس استان ها چه در زمينه اصلاح ساختارها و كاركردهاي پيشين و چه از حيث تأسيس نهادهاي جديد انجام داده، با هيچ موردي در گذشته قابل قياس نيست. پس كسي نمي تواند احمدي نژاد را به سكون و بي عملي متهم كند. آنچه مي ماند اين است كه او در اين مدت حرف هم فراوان زده است. اما اجازه بدهيد؛ چه اشكالي دارد؟! مشكلي هم اگر باشد آنجاست كه كساني فقط حرف مي زدند و در قاموس آنها از عمل خبري نبود. و الا چه عيبي دارد كه كسي در عين حال كه در ميدان عمل و تحرك، گوي سبقت از همگنان ربوده و رشك اين و آن را به جان خريده، از گفتن آنچه مي انديشد هم مضايقه نداشته باشد. اين ادعا هم كه آنچه رئيس جمهور اصولگرا تا امروز گفته براي ملك و ملت هزينه هاي غير ضروري دربر داشته را چندان جدي نبايد گرفت، اگرچه فعلاً در مقام بحث از آن نيستيم.
علاوه بر اينها يك نكته را هم درباره تفاوت هاي حكومت داري ديني و سكولار به ياد بايد داشت كه در واقع بنياد نظري نامه نگاري احمدي نژاد به بوش را مي سازد. همه آن وظايفي را كه حكومت هاي سكولار در تدبير دنياي مردم برعهده دارند، حكومت هاي ديني هم عهده دارند اما يك وظيفه هست كه حاكمان سكولار خود را در مقابل آن فاقد مسئوليت مي دانند در حالي كه جزو مهم ترين مسئوليت هاي حكومت ديني است و آن مسئله توجه به مباني ديني است. حكومت هاي ديني همانقدر كه نسبت به دنياي مردم دغدغه دارند و بايد داشته باشند بايد دلمشغول ارزش هاي ديني آنها هم باشند و اين مقدور نيست الا اينكه به هنگام خطاكاري و كج روي -كه عموماً تشخيص آن چندان هم پيچيده و دشوار نيست- در امر تذكر و يادآوري كاهلي نكنند. نامه احمدي نژاد به بوش نمونه روشني از عمل به اين وظيفه اجتناب ناپذير است. احمدي نژاد حتي نخواسته است راه درست را به بوش نشان دهد. همه آنچه رئيس جمهور انجام داده اين است كه رئيس جمهورايالات متحده را با همان معيارهايي سنجيده كه او با آن معيارها ديگران را مي سنجد و درباره آنها داوري مي كند. حاصل اين سنجش هم اين بوده كه بوش صلاحيت كافي براي نمايندگي هيچ كدام از آن معيارها را ندارد چه رسد به اينكه خود را موظف به بسط آنها در سراسر جهان بداند.
رئيس جمهور اصولگرا واسطه غيب و حضور نيست؛ چنين ادعايي ندارد و نمي تواند داشته باشد. اما مردي متوكل و متوسل، است و از ياد نمي برد كه اين عالم را صاحبي است و به جز آنچه ما به چشم ظاهر مي بينيم و به عقل معاش درمي يابيم، موثرات ديگري هم در اين عالم هست. موثراتي كاملا واقعي كه خود به خود به تاثير مطلوب خويش مي انجامند به شرط اينكه آداب آنها درست به جاي آورده شده باشد: اگر خداوند را ياري كنيد، او شما راياري خواهد كرد؛ هر كس تقوا بورزد خداوند براي او راه برون رفت از سختي ها قرار مي دهد و روزي بي حساب به او عطا مي نمايد، ميان خود و خداوند را اصلاح كنيد تا او ميان شما و خلق را اصلاح كند و... اگر احمدي نژاد اين توفيق را دارد كه رفتار خود را بر مبناي چنين فرمول هايي تنظيم كند، در عين حال كه از تدبير و انديشه اين جهاني حداكثر بهره را مي برد، بايد او را به سبب اين توفيق ستود و آن را مهم ترين نقطه قوت او به حساب آورد. والا ما ديده ايم آنها را كه خود را بي نياز از امداد الهي مي دانستند و در همان حال ادعاي معجزه هم داشتند و به ياد داريم كه بهشت زميني كه آنها وعده مي دادند چه سان بدل به بيغوله اي خوفناك شده است. اين البته هيچ ربطي به اين ندارد كه دولت خود را مقدس يا مصون از خطا بداند. دولت تا آنجا كه مجموعه اي از سياست ها و عملكردهاست، امري كاملا عرفي است و آنكه مقدس است فقط اصل نظام جمهوري اسلامي است و سكاندار آن. به اين معنا انتقاد از دولت، در افتادن با مقدسات نيست و دولت را گاهي خطاكار انگاشتن هرگز نمي تواند ملاك اسلام و كفر كسي تلقي شود.
در نهايت يك مسئله ديگر را هم نبايد فراموش كرد. برخلاف آنچه اين روزها گاه از اين سو و آن سو شنيده مي شود، نامه احمدي نژاد هرگز نبايد يك اقدام نمادين صرف و بدون تاثير واقعي در صحنه روابط بين الملل دانسته شود. اين نامه تاثير خود را بر نقطه اي كه هدف خويش قرار داده بود گذارده و امروز هراس از مواجه شدن با آن به جايي رسيده كه بسياري از شبكه ها و خبرگزاري هاي معتبر جهاني از بيم سيل سؤالاتي كه ناگزير از جانب افكار عمومي با آن مواجه خواهند شد، ترجيح داده اند با عدم انتشار متن كامل نامه خاطر خود را علي الظاهر آسوده كنند. احمدي نژاد، بوش را با معامله اي مواجه ساخته كه ورود در هر دو سوي آن ضرر مطلق است. اگر به نامه پاسخ بدهد ناچار بايد بسياري از حقايقي را كه اين نامه در مورد زشت كاري هاي ايالات متحده به آنها مستند است بپذيرد و اگر پاسخي در كار نباشد، ننگ خاموشي و گنگي در مقابل سخن حق تا ابد بر پيشاني كساني كه ادعا مي كنند حامل شفابخش ترين نسخه ها براي جانكاه ترين دردهاي بشري اند، خواهد ماند.

 

خــبـــر

 

ريگي به كفش سلطنت طلبان


مجري يك راديوي متعلق به سلطنت طلبان طي يك «گفت وگوي اختصاصي» با عبدالمالك ريگي سركرده تروريست هاي جاده زاهدان وي را «مبارز راه رهايي و آزادي ايران و همه ايرانيان» خواند و در عين حال از او درخواست كرد گروگانگيري بكند، آدم هم بكشد اما به جاي سربريدن گروگان ها، آنها را تيرباران كنند! ريگي نيز در پاسخ وي گفت خود و دوستانش فعلا قصد دارند از روش تيرباران براي كشتن گروگان ها استفاده كنند. عبدالمالك ريگي كه به تازگي ارتباطاتي را با برخي «دوستان رسانه اي» خود برقرار كرده به فاصله حدود يك هفته پس از مصاحبه با سايت روزنت به اين راديوي سلطنت طلب گفت: با كساني مانند منوچهر محمدي و رامين جهانبگلو احساس نزديكي مي كند و به عقايدشان احترام مي گذارد.
ريگي در بخش ديگري از اين گفت وگو كه فايل صوتي آن از آدرس اينترنتي
http://WWW.tik.ir/downloud/01.WMV قابل دريافت است، هرگونه ارتباط خود را با عوامل فاجعه تروريستي دارزين انكار كرد اما گفت كه اگر گروه انجام دهنده اين حادثه حاضر به تبعيت از او باشند، حاضر است آنها را بپذيرد. ريگي همچنين درباره منابع مالي خود گفت كه از برخي كشورهاي خارجي كمك مالي دريافت مي كند.
در پايان اين گفت وگو مجري با گفتن جمله «خدا حفظت كند، خدا پشت و پناه تو و يارانت» با ريگي خداحافظي كرد.
لازم به يادآوري است كه ريگي هفته گذشته نيز با پايگاه اينترنتي روزنت كه مسعود بهنود از فعالان اصلي آن است به طور اختصاصي گفت وگو كرده بود. روزنت پس از مواجهه با افشاگري كيهان در اين باره در مقاله اي به قلم بهنود گفت وگو با يك تروريست را انجام يك «وظيفه حرفه اي» دانست. خبرنگار انجام دهنده مصاحبه هم در مقاله اي كه روزنت آن را منتشر كرد، اقدام خود را يك «مصاحبه عادي» خواند!
بهنود و خبرنگار مورد اشاره درباره لحن حمايت آميز خود از عبدالمالك ريگي سكوت كرده و توضيحي ندادند.
گفتني است كه مسعود بهنود در اسناد ساواك علاوه بر همكاري با اين سازمان، سابقه همكاري با «شبكه زيتون»، شاخه موساد در ايران رژيم پهلوي را نيز دارد.

 

در حاشيه سفر رئيس جمهوري


¤ عبدالمحمد خراساني از پيشكسوتان كشتي آزاد دليجان و بنيانگذار كشتي اين شهر به هنگام ديدار با رئيس جمهوري شخصاً مدال برنز مسابقات پيشكسوتان سال 2004 فنلاند خود را به گردن دكتر احمدي نژاد انداخت.
¤ در پي سفر رئيس جمهوري به استان مركزي عضو هيئت مديره كانون شوراهاي اسلامي كار استان در نامه اي به دكتر احمدي نژاد خواستار رفع مشكل صنفي كارگران اين استان شد.
¤ وزير آموزش و پرورش در بازديد از بيت امام خميني(ره) در شهر خمين گفت: آرزوي قلبي من بود تا در مكاني نماز بخوانم كه در همان مكان امام عزيز با خداي خود مناجات كرده است.
¤ ناظمي اردكاني وزير تعاون و هيئت همراه در سفر به استان مركزي با خانواده شهيد رحيم اوايي هزاوه در اراك ديدن و به خانواده آن شهيد لوح تقدير و هديه اهدا كرد.
¤ فرماندار تفرش در جريان سفر رئيس جمهوري به تفرش گفت: آقاي رئيس جمهوراگر مي خواهيد بشاگرد استان مركزي را ببينيد به تفرش بنگريد.
¤ جلسه پنج ساعته هيئت دولت موجب شد برخي از خبرنگاران كه منتظر مصاحبه با رئيس جمهور بودند در محل مصاحبه به خواب روند.
¤ زماني كه رئيس جمهور وارد سالن مصاحبه با خبرنگاران شد خطاب به خبرنگاران گفت: شما مگر كار و زندگي نداريد كه اين موقع شب اينجا هستيد و خبرنگاران هم خطاب به رئيس جمهور گفتند آقاي دكتر الان شب نيست يك بامداد است.
¤ هيئت دولت پس از مصاحبه رئيس جمهور با خبرنگاران در ساعت يك و 30 دقيقه بامداد، شام خود را صرف كردند.
¤ پس از پايان جلسه هيئت دولت و مصاحبه دكتر احمدي نژاد هنگام خروج آقاي احمدي نژاد از استانداري بسياري از مردم كه از ساعتها قبل در مقابل استانداري اجتماع كرده بودند با ديدن وي فرياد زدند دسته گل محمدي به شهر ما خوش آمدي.
¤ رئيس جمهور نيم ساعتي را در بين جمعيت مشتاقي كه منتظر وي بودند از داخل خودرو با آنان صحبت و حدود ساعت 2 بامداد محل استانداري را ترك كرد.
¤ در آشتيان رئيس جمهور متوجه شد كه دو دختر بچه مايل هستند به بالاي جايگاه بيايند وي آنها را پذيرفت و تا پايان مراسم در كنار خود جاي داد.
¤شهروندي از كرج به همراه خانواده و بچه 5/1ساله خود از كرج به زرنديه آمده بود تا از نزديك رئيس جمهور را ببيند.
¤پيرمردي ويلچر سوار كه به استقبال رئيس جمهوري در زرنديه آمده بود ، پس از ديدن رئيس جمهور اشك شوق بر ديدگانش جاري شد.
¤وزير آموزش و پرورش در اراك با معلمي كه بيماري صعب العلاج داشت ملاقات و از وي دلجويي كرد.
¤وقتي رئيس جمهور از تخصيص اعتبار به شهرستان ساوه در جمع مردم اين شهر سخن مي گفت: مردم يك صدا فرياد زدند بودجه به ما نمي رسد.
رئيس جمهور با خنده تكرار كرد: مي رسد، مي رسد.
¤دكتر محمد سليماني وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات براي افتتاح طرح هاي مخابراتي استان به وسيله تلفن با فرزند شهيد رحيم پاگلي تماس گرفتند و به وي گفتند كه ما هر چه داريم از خون شهيداني همچون پدر شما داريم و با اين گفت وگو طرح ها را افتتاح كردند.
¤مردم تا ساعت يك بامداد جمعه در پشت درهاي استانداري تجمع كرده بودند كه براي آخرين بار رئيس جمهور را پس از پايان جلسه هيئت دولت ببينند و ابراز احساسات كنند.

 

روانـشـنـاسـی

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی وپنجم

 

گفتگوهای غیرضروری باکسی که محرم ما نیست یکی از دام های شیطان است فکرورفتار ماراآلوده کند.اگرجدا بنای پاک بودن و پاک ماندن داریم باید تصمیم بگیریم این توطئه ی شیطان را خنثی کنیم.

درهرارتباطی وپیش از هر گفتگویی با جنس مخالف از خود بپرسیم آیا این صحبت ضروری است؟واگر نیست از آن پرهیز کنیم.

دامی دیگر از سوی شیطان

نکته ی دیگری که در این فراز داستان مشهود است خلوتی است که همسر عزیز مصر آن را تدارک می بیند.او به دنبال موقعیتی می گردد تا یوسف را در تنهایی به دام اندازد .همه ی درها می بنددومی خواهد به خود و یوسف اطمینان دهد که هیچ کس از این ماجرا خبردار نمی شود.

چه بسا بسیاری از ما در محیط های جمعی (به خصوص در جمعی که روبایستی داریم)از سرحیا و خجالت خطا نکنیم.وقتی بیم آن داریم که پدر و مادر همسر بستگان یا معلم و استادان ما را در لحظه ی انجام گناه نمی بیند و متوجه رفتار زشت ما نمی شود موجب لغزش مان می شود.

به عنوان مثالی ساده بسیاری از جوانانی که به سیگار یا مواد مخدر آلوده شده اند ابتدا از خلوتی آغاز کرده اند که هیچ کس آنان را نمی دیده یا اگر می دیده نمی شناخته است.

حال که خلوت با نا محرم زمینه ی جدی به دام افتادن شیطان را فراهم می کند باید به شدت از این خلوت ها اجتناب کنیم.

شیطان(ابلیس)قسم خورده است که من در سه موضع یا موقعیت حتما حضور پیدا می کنم که یکی از آن سه زمان و مکانی است که دختر و پسر یا زن و مرد نا محرم را در زندگی خود شناسایی کنیم.

گاهی والدین برای موقعیت و رشد فرزندشان برای او معلم خصوصی می گیرند تا به او علم و هنری بیاموزاند.اما گاهی از سر غفلت برای دختر جوان خویش آقایی را به عنوان مدرس گزینش می کنند.

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

مسئول: نجمه نجف زاده

وبلاگ: پرچین راز

 

رویا

 

نام او كه آسمان خيال و روياهايم را ساخت

كاش مي توانستم سواربر قاصدك نام آور بسوي آسمان پرواز كنم آنوقت ميان ابرهاي سپيد گردنبندبهار را به گردن آويزم.

كاش مي شد همراه پرستوهاي مهاجربه ديدن خدا روم و كاش مي شد آسمان كاخ رويايم بود.

وقتيكه به آسمان رسم از ابرها براي خود انساني مي سازم كه احساسم را درك كند وآنگاه  با دستان خود گل محبت را مي كارم و خانه عشق را راه مي اندازم و درخت ودايي را كه وجود دارد قطع خواهم كرد.

من سرود و غزل آخر را خواهم كشت وكنار هرپيچ رود ابري ازجنس بو دن وماندن خواهم گذاشت من در آنجا به انتظار غروب مي نشينم و در آن لحظه پر شكوه و رويايي پرنده هاي دلشكسته را آزاد خواهم كرد من نور را مي گيرم وزندگي مي كنم من عشق را از ابرها مي گيرم و با ضربان قلب طلوع احساسم را جان مي بخشم و با هر غروب صدايم را مي گشايم من درميان ابرها خانه اي مي سازم و با تنهايي خود بازي مي كنم

من در ميان ابرهاي ريز و درشت شعر خواهم خواند خواهم خوابيد و هر صبح با نوازش طلايي رنگ خورشيد بيدار خواهم شد من از تنهايي خود نمي رنجم من همزاد تنهايي , دوست غم و از جنس مرگم فقط فقط اي كاش ابرها احساسم را درك كنند درآسمان شكوفه هاي عشق مي كارم و به روي ابرها پرواز را تجربه مي كنم من به هر تكه اؤ ابرعشق مي دهم و غم آنها را مي گيرم و سعي مي كنم احساسشان را درك كنم و از اقاقي هاي آنها بدرستي مواظبت كنم قاصدك من خسته ازپرواز خيالم باز مي گردد و درگوشم نجوا مي كند رويا تمام شد

تا به خود مي آيم غروب است و من دلتنگتر از هميشه كاش اين ابرها در اين سفر مرا همراه خود مي بردند.

 

طــنــز

 

تعبیر و تعمیر خواب!

 

  انگشت

 

*اگردرخواب بیند که دو انگشت در دوگوش خود فرو کرده است؛ مسوولیتی یابد در خور!

*اگر غل بیند که به جای دست ؛ تنها بر انگشت دارد؛ دیري نپايد که یکی از انگشتانش به حلقه ی ازدواج مفتخر شود!

*اگریک انگشت اشاره ی خویش در هوا تکان تکان داد و خوش به حالش شد؛ سخنران شود پیش از دستور!

:اگر دو انگشت اشاره بر هوا بلند کرد و تکان تکان داد موزون گونه!؛ ازرسیدن به وام رییس جمهور مشعوف شده؛ از خود رقص برره ای(؟) در وکند(؟) (در متن دو کلمه مفهوم نیست!)

*اگر دید با چشمان چهار تا شده ؛ انگشت بر دهان دیری حیران بر جای ایستاد؛ فردایش شهریّه ی دانشگاه آزاد کاستی یابد!

*اگر دید که انگشت در دماغ کرد، معلوم می شود که تربیت خانوادگی ندارد به ضرس قاطع!!!

*اگر دید انگشت اشاره به حالت عمود بر لبها مماس کرد، در قوّه ی قضاییّه مسوول پرونده های مفسدان اقتصادی گردد!

*اگر دید همه انگشتان مشت کرد جز انگشت ابهام؛تعبیرش حوالت شانس و اقبال بلند است بر زندگی ولاغیر!!

*اگر دید که انگشت در سوراخ مار کرد؛ طنز نویس شود وقید انگشت را بزند!

*اگر دید کسی سد راهش شد و انگشت شست؛ توامان؛ به دو انگشت میانی وسبّابه مالید ؛گذارش به  اداره ای افتد و پول زور دهد!(پول چای سابق!)

*اگر دید انگشت در منقل سوزان کرد؛ این خواب را بنا به احوال خواب بیننده دو حالت متصور است:

1) اگر خواب بیننده چون معبّر بی سوات بود؛ انگشتش برشته شده؛ از حیّز انتفاع ساقط گردد!

2) اگر خواب بیننده با سوات بود؛ جان و انگشت به سلامت برَد؛ چون داند آن انگشت که در خواب دیده است با(کسر گاف) بوده است نه (با ضمّ گاف)!!!

 

بوالفضول الشعرا

 

دیــنــی

 

نمی خوام نماز بخوانم!!! مگه زوره؟!

 

ساعت زنگ میزنه، از خواب می پرم. چشمامو می مالم یه نگاهی به ساعت می کنم، " ای بابا ساعت که 3/5 نصفه شبه" پاک کلافه شدم. بلند شدم یک کم آب بخورم از جلوی اتاق بابا رد شدم همزمان با من، بابا از اتاق اومد بیرون آستیناشو بالا زده بود، رو به من کرد و گفت "لااقل امشب که پا شدی نمازتو بخون". سرمو انداختم پایین و هیچی نگفتم رفتم آشپزخونه سراغ یخچال یک لیوان آب خنک خوردم و سریع برگشتم به اتاق و خودمو پرت کردم روی تخت و خوابیدم. وای که خواب چه لذتی داره. به خدا گفتم:  خدایا !!!!! از دست بابام چیکار کنم می خواد من به زور نماز بخونم، دوست ندارم بخونم مگه زوره. من که می دونم اینا همش برای ریا کاریه می خواد بگه منم نماز می خونم ولی نمیگه من بیچاره  نمی تونم بخوابم. تو همین فکرها بودم که صدای بلند الله اکبر بابا بلند شد. مثل این که بابا نمیخواد بذاره من امشب بخوابم.

داستان بالا داستان بسیاری از جوانهای مسلمونه، راستی  فکر کردین چرا !!

فکر کردین چرا ما اینقدر نسبت به خدای خودمون بی تفاوت هستیم و از او غافل؟

فکر کردین چرا دیگه از خدا نمی ترسیم؟ از آتش جهنم و از عقوبتهایی که در انتظار ماست؟ آیا خیلی شجاع شدیم؟ یا... فکر کردین چرا اینقدر بی تفاوت نماز می خونیم، اینقدر تند، بدون تفکر و ...؟ فکر کردین چرا عشق فرزند به پدر و مادر  خیلی کمتر از عشق پدر و مادر به فرزنده؟

فکر کردین چرا !!

اقامة نماز از نخستين وظايف همه مؤمنان است. نماد عملي حاكميت ديني در به پا داشتن نماز ، ايتاء زكات،  ترويج معروف ها و پرهيز و جلوگيري از زشتي ها و پليدي ها است.

(( الذين اِن مكّناهم في الارض اقاموا الصلاة و آتوا الزكاة و اَمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عاقبۀ الامور))  [سورة حج / آية 41 ].

معنای اقامة نماز درآية فوق ، قرار دادن نماز در جايگاه والاي آن و محوري بودن نماز در همة كارها است. و اين با خواندن و انجام ظاهري نماز بدون داشتن روح حقيقي آن متفاوت است ، چه آنكه افراد بسیاري در طول تاريخ حتي از دشمنان اسلام و اهل بيت به خواندن آن اقدام مي نمودند.

همچنين اقامة نماز در آیه فوق، كه از صفات مؤمنين بر شمرده شده (نه تنها حاكمان و مسئولان حكومتي) بر به پا داشتن نماز در ميان جامعه و ساختن فرد و جامعه و نهایتاً برصلاح و فلاح همگانی ، دلالت دارد.

 

مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايد :

((اقامه نماز فقط اين نيست كه صالحان ، خود نماز بگذارند . اين چيزي نيست كه بر تشكيل حكومت الهي متوقف باشد ، بلكه بايد اين ستون دين در جامعه ، به پا داشته شود و همه كس با رازها و اشاره هاي آن آشنا و از بركات آن برخوردار گردد . درخشش معنويت و صفاي ذكر الهي همة آفاق جامعه را روشن و مصفا كند و تن ها و جان ها با هم به نماز بشتابند و در پناه آن طمأنينه و استحكام يابند . نماز ، ركن اصلي دين است و بايد اصلي ترين جايگاه را در زندگي مردم داشته باشد)).

 

 و به همين دليل است كه در قرآن کریم همواره تعبير از اقامه نماز شده است ، و تنها وقتي صحبت از خواندن نماز مي كند كه قصد مذمت آن را دارد : ((ولا یأتون الصلا ة الا و هم کسالی )) [سوره توبه / آیه 54 ] .همچنين در تمامي خطابات به ائمه اطهار، حتي اولياء الله آمده است: (( اشهد انك قد اقمت الصلوة و آتيت الزكاة و ...)) . در ضمن باید توجه داشت که اقامه و ادا شدن حق نماز دارای نشانهایی است که از آن جمله می توان به این  موارد اشاره کرد: (( همگانی شدن نماز در سطح جامعه؛ نیکو به جا آوردن نماز با توجه به معنی ومفهوم کلمات آن همراه با خشوع، خضوع وحضور قلب؛ آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت؛ مطرح شدن نماز در عرصة مطالعات وتحقیقات علمی)) [مقام معظم رهبری ].

به همین خاطر برتمامی مسلمانان است که اين موهبت بي بديل و سر چشمه فيض الهي را قدر دانسته و در راه اقامه آن مجاهدت نمایند .

 

ترفند رایانه ای:

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (5)

 

اكسل
كاربران اكسل به جز بستر مشترك XML ، مديريت حقوق و Wokspace براي به اشتراك گذاري از چند مورد ديگر نيز بهره مند مي شوند. مستندات هوشمند مانند قالب هاي Supercharched ( Supercharged templates ) كار مي كنند و مي توانند مثلا به عنوان گزارش و فاكتور هزينه هاي انجام شده در يك ماموريت اداري به كار روند. اين مستندات هوشمند خود فيلدهايي كه از آنها اطلاع دارند- مانند نام و بخش شما- را پر مي كنند و پس از اين كه شما ساير جزييات را پر كرديد، آن را به رئيس تان مي فرستد. كاركردهاي ليست ها بهبود يافته اند و با فضاي كاري ( Workspace ) به صورت مشترك كار مي كنند، برخي توابع آماري مانند CRITBINOM و HYPGEMDIST بهتر شده اند و همانند آنچه در ورد وجود دارد، مي توان مستنداتر را پهلو به پهلو ( side by side ) نمايش داد.

Powerpoint
بالاخره، پس از يك انتظار طولاني powerpoint به يك نمايش دهنده مستقل ارتقاء پيدا كرد كه روي ويندوز 98 و ويندوزهاي بعدي اجرا مي شود. يك CD وجود دارد كه به همراه Windows xp burner يا به كمك نرم فزار ديگري روي ويندوز 2000 كار مي كند. يك جعبه ابزار نمايش اسلايد جديد امكاناتي براي يادداشت كردن يا روشن كردن بخشي از متن و دكمه هايي براي جهت يابي در اختيار مي گذارد. و كاربران از همان مديريت حقوق اطلاعات و فضاي كاري مشترك كه در ورد اكسل وجود داشت در محيط Powerpoint نيز برخوردارند.

اكسس
اكسس از شماري بهبودي كوچك بهره مند شده است. از اين ميان مي توان به فعال سازي برچسب هاي هوشمند موجود در ورد و اكسل
XP اشاره كرد. مي توانيد اطلاعات مربوط به وابستگي اشياي بانك اطلاعاتي را به رو به بالا و رو به پايين ببينيد. يك سيستم كنترل خودكار خطا در فرم ها و گزارش ها موجود است. مورد ديگر رشد و گسترش خودكار خاصيت هاي فيلدهاست، يعني زماني كه خواص يك فيلد ارث برده را جرح و تعديل مي كنيد، كنترل هاي وابسته به آن فيلد بنا به وضعيت روزآمد مي شوند. همچنين يك ويژگي پشتيبان گيري جديد موجود است كه به شما امكان ذخيره كردن يك نسخه موضعي از بانك اطلاعاتي را پيش از اعمال تغييرات بزرگ مي دهد.

داسـتـانـک

 

مسئول: فرنوش

 

موی بلند

 

مادربزگش خدابیامرز همیشه می گفت : این قدر موهایت را کوتاه نکن . بختت بسته میشه ها . دختر وقتی سن شوهر کردنش می رسه باید موهاش بلند باشه وگرنه سیاه بخت می شه .

سنش که بیشتر شد و برایش خواستگار آمد با خودش گفت همه اش به خاطر موهای بلندم است .

شوهرش هم می گفت : عاشق موهای بلندش است .

اما امروز جلوی آینه ایستاده بود و موهایش را کوتاه می کرد . آخر امروز فهمیده بود که شوهرش عاشق موهای بلند دیگری شده است .

 

عکس و مکث

 

با مسئولیت : ساحل

 

http://usera.imagecave.com/moshkan/14.jpg

 

حرف آخر:

 

ستایش برای خدایی است که اگر در برابر آن همه نعمت پیاپی که بر بنداگانش فرستاد، ستایش خود را به ایشان نمی آموخت، از نعمت هایش بهره می جستند و او را سپاس نمی گفتند و از روزی اش گشایش می یافتند و شکرانه آن را به جا نمی آوردند. در این صورت، از مرزهای انسانی برون می افتادند و در وادی حیوانی پای می نهادند، و آن گونه می شدند که خدا در کتاب استوار خود فرمود:« آنان مانند چارپایانند، نه بیش تر، بلکه از چارپایان نیز گمراه تر.»

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

موفق و پیروز باشید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:14  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 43

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

43

 

سال اول ـ شماره 43 ـ شنبه 23 اردیبهشت 1385

 

حرف اول:

 

برای هر یک از آنان روزی ای معلوم و به اندازه قرار داده است؛ آنگونه که هیچ کس نتواند از آن کس که خدا فراوان به او داده، چیزی بکاهد، و به آن کس که اندک به او بخشیده، چیزی بیفزاید.

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

یک تحلیل از یک خبرگزاری آلمانی

ايران در هفته‌اى كه گذشت: انزواى كامل؟ جنگ يا سازش؟

 

كوندوليزا رايس: يا انزواى كامل، يا قطع غنى سازى اورانيوم و استفاده صلح آميز از انرژى هسته‌اى

 

همزمان با ادامه تلاش‌هاى ديپلماتيك براى حل مناقشه اتمى ايران، نزديكى نظامى آمريكا به چين، حمله پوتين به سياست آمريكا، تهديدات اسرائيل و انتصاب يك ژنرال هوائى به رياست سيا، نشانه‌هاى خطرى هستند كه می‌تواند ايران را تهديد كند.

محمود احمدى‌نژاد، پس از بى‌پاسخ ماندن نامه خود به جورج بوش، اين هفته در سفر به جاكارتا، يكبار ديگر با اتخاذ مواضع تند ضداسرائيلى، به تغذيه خطرى پرداخت كه ايران را تهديد می‌كند.

شوراى امنيت سازمان ملل متحد، هفته گذشته به اين دليل نتوانست قطعنامه‌ای عليه ايران صادر كند كه چين و روسيه با اتخاذ تصميمات تنبيهى عليه ايران مخالف بودند. ايران همواره روى اين برگ برنده حساب كرده است.  اما تحركات سياسى تازه نشان می‌دهد كه اشتراك موضع روسيه و چين می‌تواند پايان يابد. آمريكا و چين، از سال ۲۰۰۰ ميلادى، ديگر هيچ نوع همكارى نظامى با يكديگر نداشتند. اين هفته، پس از ديدار وزير دفاع چين و فرمانده ناوگان نظامى آمريكا در اقيانوس آرام، يك خبرگزارى چينى اعلام كرد كه همكارى‌هاى نظامى دو كشور در همه زمينه‌ها تقويت می‌شود.

در همين شرايط، ولاديمير پوتين آمريكا را متهم كرد كه هرجا منافعش ايجاب كند دموكراسى و حقوق بشر را زير پا می‌نهد. پوتين، حتى به طور غير مستقيم واشنگتن را از حمله نظامى به ايران برحذر داشت. موضع‌گيرى غيرمنتظره پوتين، از قضا همزمان بود با آغاز مذاكرات مربوط به تحويل سوخت اتمى براى راه اندازى نيروگاه هسته‌ای بوشهر. بنا به اظهار محمد سعيدى معاون سازمان انرژى اتمى ايران، موضوع اصلى اين مذاكرات تعيين زمانى براى بهره بردارى از نيروگاه بوشهر بود. اما خبرگزارى روسی ”ايتار تاس” گزارش داد كه توليد مشترك اورانيوم در خاك روسيه نيز، در دستور كار اين نشست قرار داشته است.

اگر اظهارات تهديدآميز اين هفته شيمون پرز معاون نخست وزير اسرائيل و انتصاب ژنرال هوائى مايكل‌ هايدن به سمت رياست سازمان اطلاعات و امنيت آمريكا را نيز بر تحولات ياد شده بيافزائيم، به اين نتيجه می‌رسيم كه جمهورى اسلامى ايران در صورت عدم همكارى با تروئيكاى اروپا، هر روز به خطر برخورد نظامى نزديك‌تر می‌شود.

در حالى كه مذاكرات شوراى امنيت به هفته آينده موكول شده است، آلمان، انگلستان و فرانسه سرگرم تهيه طرح تازه‌ای براى تشويق و هشدار ايران هستند. كوفى عنان رهبران تهران را به نرمش فرامی‌خواند، وزير خارجه آمريكا تهديد به تحريم‌هاى مالى گسترده می‌كند و حتى برخى از نمايندگان پارلمان اروپا می‌كوشند مانع شركت تيم ملى فوتبال ايران در جام جهانى شوند. در همين حال، گروهى از سياستمداران ميانه‌روى آمريكا،  می‌گويند كه نامه احمدى‌نژاد نشانه آمادگى تهران براى سازش بود و دولت بوش می‌بايست از آن استفاده می‌كرد. بسيارى از سياستمداران اروپائى نيز، تنها راه حل بحران

اتمى ايران را مذاكره مستقيم ميان واشنگتن و تهران می‌دانند. اما بايد ديد كه طرح تازه سه كشور اروپائى، چه ثمره‌ای به بار خواهد آورد؟

از اظهارات وزير خارجه آمريكا چنين بر می‌آيد كه در طرح اروپائى‌ها، پيشنهاد تعطيل برنامه غنى‌سازى اورانيوم، به شرط تضمين استفاده از تكنولوژى صلح آميز هسته‌اى، بار ديگر با ايران در ميان نهاده خواهد شد.

جواد طالعى

 

خــبـــر

 

زورگيري آقاي خوش شانس!


آقاي «الف» تقريباً در تمام مزايده هاي سازمان هاي دولتي- بنيادها و اداره تصفيه ورشكستگي- شركت مي كند و از قضا!! هميشه نيز برنده مي شود و بازهم از قضا!! اموالي كه به مزايده گذارده شده است را با قيمتي چند برابر كمتر از ارزش واقعي به چنگ مي آورد و البته در برخي از موارد هم اين آقاي خوش شانس!! بدون اين كه مزايده اي در كار باشد، صاحب اموال بادآورده مي شود و...
جديدترين «شاه»كار در اين زمينه كه بعيد است آخرين آنها باشد، تصاحب يك قطعه باغ مركبات 7/12هكتاري در شمال كشور است. اين قطعه زمين همراه 2 قطعه زمين ديگر متعلق به شركتي بنام «چكش» بود كه قبل از پيروزي انقلاب، طرف قرارداد يكي از سازمان هاي دولتي بود و بعد از پيروزي انقلاب، اعضاي مؤسس آن كه از وابستگان رژيم شاه بودند، به خارج از كشور گريختند و قرار شد سازمان مديريت، اين سه قطعه زمين را بابت بدهي شركت چكش به آن سازمان دولتي در اختيار سازمان دولتي مزبور قرار دهد و سازمان مورد اشاره نيز زمين 7/12 هكتاري را در اختيار گرفت، اما...
اما در سال 1376، اين باغ 7/12هكتاري ازسوي يكي از بنيادها بدون آن كه اين بنياد در ماجراي مذكور سمت قانوني داشته باشد به مبلغ 76 ميليون تومان به آقاي «الف» فروخته شد، بي آن كه اين معامله به سازمان دولتي ياد شده اطلاع داده شود... وقتي ماجراي اين معامله فاش گرديد، همين ملك در سال 1380 بدون ارزيابي مجدد و بي آن كه مزايده اي صورت پذيرد با افزايش حدود 30 ميليون تومان به همان شخص، يعني آقاي «الف» واگذار گرديد.
گفتني است در سال 1380، وزارت آموزش و پرورش كه از ماجرا و مالكين اصلي ملك ياد شده بي خبر بود، قصد داشت باغ 7/12 هكتاري را به مبلغ يك ميليارد و 270 ميليون تومان از آقاي «الف» بخرد ولي آقاي «الف» قبول نكرد و در همان حال ملك مزبور را كه در آن زمان بيش از 3 ميليارد تومان ارزش داشت، به مبلغ 110 ميليون تومان از اداره تصفيه ورشكستگي خريداري كرد.
هم اكنون قيمت اين باغ كه قانوناً متعلق به يك سازمان دولتي است و در تصرف آن سازمان نيز مي باشد، بيش از چند ميليارد تومان است ولي آقاي «الف» با پشت گرمي و حمايت بعضي ها در بعضي از مراكز ذي نفوذ، در حال ضبط و غصب كامل آن است و فرياد آن سازمان دولتي كه چرا بايد ملك متعلق به دولت اينگونه توسط سرمايه داران تاراج شود، تاكنون به جايي نرسيده است.
بديهي است كه كيهان در صورت ادامه اين ماجرا كه نامي جز «زورگيري» ندارد، اسامي كامل افراد و مراكز مربوطه را منتشر خواهد كرد.

 

روانـشـنـاسـی

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی وچهارم

 

دوست عزیز! به این واقعیت اعتراف کنیم که خداوند حکیم بین زن و مرد جاذبه ای قرار داده که در عین حال که یکی از عوامل زندگی مشترک است  درصورت عدم مراقبت  به شدت مورد طمع شیطان قرار می گیرد

همین گفتگو های غیر ضروری است که آرام آرام یکی از دو طرف یا هردو راازلحاظ  عاطفی وابسته می سازد و این دلبستگی ها که برخاسته از هیجانات جوانی است  به تدریج طوفانی را در ذهن و دل جوان بر پا می کند  طوفانی که خیلی زود آثار منفی اش بر فعالیت های اجتماعی (شغلی و تحصیلی)نمایان می شود

حال دو امکان وجود دارد : یا این دختر و پسر جوان می توانند  با هم ازدواج کنند   یا  نمی توانند .اگر به هر دلیلی این رابطه ی (هرروز گرم تر از دیروز )به ازدواج منجر نشود موجب وارد آمدن لطمه ی روحی وروانی   افسردگی  کندی و توقف فعالیت های مفید  پرخاشگری   انتقام جویی  و حتی در مواردی اعتیاد و خود کشی می شود

 

اگر هم به ازدواج منجر شود از آنجا که جاذبه های احساسی است ارتباط مانع شناخت صحیح و انتخاب و تصمیم عاقلانه بوده است    کمتر چنین ازدواجی با موفقیت توام می شود .روابط دوستانه ای که با سهل انگاری ها   چشم پوشی های نا به جا  رفتار های تصنعی و بی توجهی  به معیار های صحیح انتخاب همسر صورت می گیرد  علی رغم تصور اولیه هر گز نمی تواند به شناخت و انتخاب درست منجر شود

زن و مرد متاهلی که در محیط شغلیشان به گفتگو های غیر ضروری دامن می زنند  و حتی گاهی برای تنوع! و رفع خستگی های شغلی!! با هم شوخی می کنند و می خندند   صرفنظر از این که دامن به گناه و نا فرمانی خداوند آلوده اند بنیان های زندگی شان را با دست خود سست کرده اند

روابط گرم و درد دل های روزانه  می تواند به مقایسه های رفتاری و ظاهری بیانجامد .مقایسه هایی به تدریج فرد را نسبت به همسر خود دلسرد و کم اعتنا می سازد

بسیاری از گرفتاری ها و تلخی هایی از این دست اگر با تصمیم جدی پرهیزاز روابط غیر ضروری مواجه می شد هرگز چنین بد فرجام نمی شد.

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

مسئول: نجمه نجف زاده

وبلاگ: پرچین راز

 

لحظه دیدار...

 

بین چشمای من و تو

فاصله حرف نگفتس

همه لحظه های دوری

یه کتاب ننوشتس

بین حرفای من و تو

حرمت عشق ستارس

همه لحظه های بی تو

یه چراغ غم گرفتس

حتی آسمون عزیزم

رنگ مات غم و غصه س

حس عشق بی صدامون

مث افسانه و قصه س

قلب پاک هر دوتامون

خونه عشق ستارس

بین دستای من و تو

انتظار رسم زمونس

واسه ی بهم رسیدن

عاشقی فقط بهونس

واسه ی سکوت قلبم

چشم تو فقط بهانس

روز دیدنت عزیزم

لحظه هام پر از ترانس...

 

 

طــنــز

 

اندر حکایت پیدایش بعضی خواننده های پاپ!

 

شده چشمان زيباي هنر كور

از اين خوانندگان جور وا جور

 

صداهاي عجيب و آن چناني

نموده بنده را قدري رواني

 

چرا خواننده اندر اين زمانه

كند تقليد آن هم ناشيانه؟

 

چو گردد زندگي ، در كام او زهر

كند با مادر مظلوم خود قهر!

 

نمايد عكس خود را هركجا چاپ

گذارد نام خود « خواننده ي پاپ »

 

اگرچه صوت ناهنجار دارد

ولي در دست خود گيتار دارد!

 

و مي خواند شبي ده تا ترانه

دو تا عرفاني ، هشتا عاشقانه!

 

دلم خواهد كه من هم مثل آن ها

شوم خواننده و محبوب دل ها

 

ولي از بابتي هم شرمسارم

چرا؟ چون مادرم را دوست دارم!

 

نازک بین

 

دیــنــی

 

 « توقیعات امام زمان عج »

 

 پرسش : منظور از «توقیعات امام زمان (عج) » چیست؟ آیا حضرت آنها را بدست شریف خود می نوشت؟!

 

   پاسخ : در زمان غیبت صغری، چهارنفر بودند که سؤالهای مردم را خدمت امام مهدی(ع) برده و جواب کتبی آنها را بازمی گرداندند. این پاسخهای کتبی از ناحیه امام را اصطلاحاً «توقیع»1 می گویند.

 البته در زمان غیبت کبری نیز عده ای، توقیعاتی از امام زمان دریافت نموده اند، که بدانها اشاره خواهیم کرد.

 اما راجع به قسمت دوم سؤال، گفته شده که خود آن حضرت، نویسنده توقیعات بوده است، البته این سخن، شواهدی هم دارد که به چند نمونه بسنده می نماییم:

 محمد بن عثمان عمری گوید: «از ناحیه مقدسه امام توقیعاتی صادر شد که خطش را خوب می شناسم.»2

 اسخاق بن یعقوب می گوید:« توسط محمد بن عثمان مسائل مشکلی را به حضور مقدس امام فرستادم و جوابش را به دستخط مبارک حضرت امام زمان ارواحنا فداه دریافت نمودم.»3

شیخ صدوق (ره) می گفت:« توقیعی که به خط امام زمان عج برای پدرم صادر شده بود، اکنون نزد من موجود است.»4

 اما در بعضی اخبار آمده است :«توقیعات صاحب الامر بدست محمد بن عثمان صادر می شد، به همان خطی که در زمان پدرش، عثمان بن سعید، صادر می گشت.»5

 بنابراین ممکن است بعضی از توقیعات ب خط امام (ع) ، و بعضی به خط نواب خاص بوده باشد.

 از جمله توقیعات حضرت ولی عصر عج، توقیعی است که به شیخ مفید مرحمت فرموده اند:

 « به برادر استوار و درست کردار رشید و هدایت یافته، شیخ مفید، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان ـ که خدا عزت و احترامش را پایدار بداردـ از سوی آنکه خزانه عهد و پیمانی است که خداوند از بندگان گرفته است.

 سلام بر تو ای دوست با اخلاص در دین! که دراعتقاد به ما از دوی علم و یقین امتیاز داری. در منظر تو خداوندی را که جز او خدایی نیست، سپاس گزارده، و از او، درود و رحمت بر آقا و مولا و پیامبرمان، حضرت محمد(ص)، و نیز خاندان پاکش را خواستاریم.

 و تو را آگاه می کنیم که به ما اجازه داده شده، که تو را به شرافت و افتخار مکاتبه مفتخر سازیم، و موظف می کنیم تا آنچه به تو می نویسیم، به دوستان ما، که نزد تو می باشند برسانی؛ دوستانی که خداوند به اطاعت از خود گرامیشان بارد، و با حراست و عنایت خود امورشان را کفایت کند، و مشکلاتشان را برطرف سازد. پس تو به آنچه که یاد آور می شویم متوجه و آگاه باش و در رسانیدن آن به کسانی که اعتماد به آنها داری بر طبق آنچه که برای تو ـ اگر خدا بخواهد ـ ترسیم و تعیین می کنیم، عمل کن.

ما اگرچه هم اکنون در مکانی دور از جایگاه ستمگران سکونت گزیده ایم که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمانمان را تا زمانی که حکومت دنیا به دست تبهکاران می باشد، در این کار به ما ارائه فرموده است. با این حال بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست...

 ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده، و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، و اگر جز این بود، دشواریها و معصیتها بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند.

 پس تقوای الهی پیشه کنید، و ما را یاری دهید تا از فتنه ای که به شما رو می آورده، شما را نجات بخشیم؛ فتنه و آشوبی که هرکس مرگش فرا رسیده باشد، از آن هلاک می گردد، و آن کس که به آرزوی خویش رسیده باشد، از آن دور ماند و آن فتنه، نشانه نزدیک شده حرکت و حنبش ما و اگاه ساختن شما به امر و نهی خداست، و خداوند نور خود را تمام خواهد کرد، گرچه مشرکان را خوش نیاید...

 هریک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک کند، و از آنچه خوشایند ما نبود، و باعث کراهت و خشم ماست، دوری گزیند. زیرا امر ما ناگهان فرا می رسد، در هنگامی که توبه و بازگشت بر او سودی ندارد و پشیمانی او از گناه، از کیفر ما نجاتش نمی بخشد.

خداوند را رشد و هدایت را به شما نشان دهد و به رحمت خود وسایل توفیق را به آسانی برایتان فراهم سازد»6

 

 پی نوشت ها :

 1 ـ توقیع در لغت بمعنای امضا کردن و مهر کردن و یا حاشیه نویسی نامه و کتاب است.

 2 ـ بحارالانوار،علامه مجلسی، ج 51 ، ص 33.

 3ـ اثبات الهداة ، شیخ حر عاملی، ج7، ص460.

 4 ـ دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 133 .

 5 ـ بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج 51، ص 350 .

 6 ـ احتجاج طبرسی ، ج 2؛ ص 497.

 

ترفند رایانه ای:

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (4)

 

حقوق
محافظت از مستندات و صفحات گسترده به وسيله كلمه عبور چيزي است كه از مدت ها پيش در اختيار كاربران قرار داشته است ولي مايكروسافت اين روش را يك گام به جلوتر برده است و به ابزاري دست يافته كه مديريت حقوق اطلاعات ( Information Rights Management ) نام گرفته است. به وسيله اين ابزار كه تنها در ويرايش حرفه اي يا در برنامه هاي مستقل ( Standalone ) موجود است، نويسنده يا صاحب يك مستند مي تواند دسترسي را بنا به كاربر محدود كند. براي بهره مندي كامل از اين خدمت، سازمان شما مي بايد به يك سرويس دهنده مديريت حقوق مجهز شود، در غير اين صورت مي بايست با ثبت يك گذرگاه Net . رايگان در مايكروسافت به صورت آزمايشي از آن استفاده كنيد.

Word
علاوه بر نمايش ( view ) هاي معمولي ( Normal )،طرح چاپ ( Print Layout )، وب و طرح كلي ( Outline )، ورد به يك نمايش تكميلي ديگر نيز مجهز شده كه Reading view نام دارد. اين وضعيت نمايش كه در درجه اول براي كاربران لپ تاپ طراحي شده است آن قدر كه از نامش بر مي آيد مسخره نيست. اين نمايش همه جعبه ابزارهاي اضافي را پنهان مي كند و به صورت اختياري نقشه مستند يا تصاوير كوچك ( thumbnail ) صفحه جديد را نشان مي دهد، خط پوشاني ( Line-wrapping ) طرح را ناديده مي گيرد و مستند را روي سطحي كاغذ مانند نمايش مي دهد. در اين وضعيت هنوز هم مي توانيد متن را ويرايش كنيد، ابزارهاي نشانه گذاري را به كاربريد و تا حد دلخواه زوم كنيد. همان طور كه پيشتر ذكر شد مي توانيد مستندات را در فرمت XML ذخيره كنيد. اگر از ويرايش حرفه اي آفيس استفاده مي كنيد، مي توانيد يك طرح كلي XML به هر مستند از ديالوگ هاي قالب ها يا Add-ins الحاق كنيد. برخلاف تيم اكسل، توسعه دهندگان ورد هرگز نتوانسته اند به طور كامل بر چالش هاي قرار دادن دو مستند در يك پنجره و در كنار يكديگر غلبه كنند. آنها در آفيس 2000 به كلي از خير اين قابليت گذشتند، به طوري كه هر مستند در نمونه جداگانه اي از برنامه به نمايش در مي آمد. اين كار در آفيس XP ممكن است ولي نيازمند انبوهي از تغييرهاي دستي انداره ها است. ورد 2003 تا حدودي بهتر است و يك دستور “ Compare-side-by-side “ در آن پيش بيني شده است. نامناسب بودن رابط گرافيكي موضوع آزاردهنده ديگري است كه دستخوش بهبودي نشده است ، هنوز هم لازم است 10 بار كليك كنيد تا به پوشه اي كه مثلا در لايه سوم قرار دارد برسيد.

داسـتـانـک

 

مسئول: فرنوش

 

افتخار پدربزرگ

 

همیشه به دندانش افتخار می کرد . اولین سالگرد ازدواجشان گذاشته بودش . وقتی می خندید صورتش خیلی جذاب می شد . این را همیشه مادربزرگ می گفت .

اما امروز دیگر در دهانش نبود . پدربزرگ دندان طلایش را برای خرج دفن مادربزرگ فروخت .

 

عکس و مکث

 

با مسئولیت : ساحل

 

http://usera.imagecave.com/hra62302/13.jpg

 

حرف آخر:

 

سپس برای زندگی اش پایانی مشخص و زمانی معین گذاشت که با روزهای عمرش به سوی آن گام برمی دارد، و با سال های روزگار خویش بدان نزدیک می شود؛ تا چون واپسین گام ها را بردارد و عمرش به سرآید، جان او را بستاند و به سوی پاداش بسیار یا عذاب وحشتبار خود روان سازد، « تا آنان را که بد کرده اند، به سبب کردارشان، سزا دهد، و آنان را که نیکی کرده اند، جزا بخشد.»

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:31  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 42

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

 

42

 

سال اول ـ شماره 42 ـ شنبه 16 اردیبهشت 1385

 

حرف اول:

 

ستایش برای خداست؛ آن نخستین بی آغاز و آن واپسین بی انجام. او که دیده بینندگان از دیدگانش فروماند، و اندیشه وصف کنندگان ستودنش نتواند. (صحیفه سجادیه)

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

اسرار نيمه پنهان

پروفسور حميد مولانا
يكي از تأثيرات سياسي و رواني، توسعه فن آوري انرژي هسته اي ايران، توجه هرچه بيشتر به سياستگذاري تسليحات اتمي آمريكا و رابطه بين اين كشور با اسرائيل و به ويژه همكاري واشنگتن با تل آويو در مورد توسعه تسليحات كشتار جمعي و بمب اتمي بوده است. به عبارت ديگر، رويدادهاي يكسال اخير و انتخاب دكتر محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري نه تنها ايران را در كانون توجه قرار داده است بلكه همين موضوع باعث شده است كه بسياري از مسائل و روابط و اطلاعات مربوط به سياست خارجي آمريكا و اسرائيل كه تا امروز از نظر افكار عمومي مردم آمريكا و جهانيان دور نگاه داشته شده بود مورد توجه قرار گرفته و برملا شود. در نظامي كه ادعاي مردم سالاري دارد هيچ موضوع و رويدادي مثل تسليحات اتمي آمريكا و اسرائيل سري نگاه داشته نشده است ولي اكنون اين جعبه اسرار ترك برداشته است.
اسناد فاش شده اخير در واشنگتن و اطلاعات رسمي منتشر شده در مطبوعات در چند هفته گذشته نشان مي دهد كه سياستگذاران آمريكا از زمان رياست جمهوري ژنرال دوايت آيزنهاور و جان اف كندي در دهه هاي 1950 و 1960 تا امروز عمدا بيش از حد لزوم و بيش از آنچه امنيت ملي آمريكا احتياج داشته باشد اقدام به توليد تسليحات اتمي كرده است. اين اسناد همچنين براي اولين بار آشكار مي كند كه مقارن با عقد قرارداد عدم توليد و تكثير تسليحات هسته اي (ان.پي.تي) در اواخر دهه 1960، واشنگتن و تل آويو در مورد توسعه و توليد تسليحات هسته اي اسرائيل به تفاهم و همكاري كامل رسيده و سياست «چيزي (درباره بمب اتمي اسرائيل) نپرس و چيزي نگو» رسما در سال 1969 توسط رئيس جمهور وقت ريچارد نيكسون و مشاور امنيتي او هنري كيسينجر در كاخ سفيد رسمي گرديده است. افشاگري اين دو موضوع بر مبناي اسناد رسمي دولت آمريكاست كه قبلا سري بوده ولي اخيرا تجديد طبقه بندي شده و در مجله «دانشمندان اتمي» اين ماه (شماره مه و ژوئن 2006) براي اولين بار منتشر گرديده و خلاصه آن نيز هفته گذشته در واشنگتن پست (آوريل 30) در صفحه ويژه مقالات چاپ شده است.
موضوع سوم، خبري است كه طبق اظهارات رئيس «سازمان ملي هسته اي و امنيتي» آمريكا (ان.ان.اس.آ) در مورد «توليد نسل جديدي از تسليحات هسته اي در مقابله با تروريسم» از طرف روزنامه واشنگتن پست (15 آوريل 2006) منتشر شده است. طبق اين برنامه دولت آمريكا در هفته هاي آينده اولين قرارداد توليد اينگونه بمب اتمي ها را كه بالغ بر 3 ميليارد دلار مي شود با شركت هاي صنايع نظامي و هسته اي امضا خواهد كرد. مطابق قرارداد منع عدم تكثير و توليد تسليحات اتمي (ان.پي.تي) نه تنها توسعه جديد اينگونه سلاح ها ممنوع است بلكه طبق تبصره ويژه اي در همين قرارداد كشورهاي حائز تسليحات اتمي بايد در تقليل و انهدام آن كوشش كنند.
و اما موضوع چهارم كه خود مردم آمريكا را بيش از ديگران نگران كرده و كارنامه توسعه تسليحات هسته اي اين كشور را مورد توجه قرار داده است مشكل پيدا كردن جا و مكان مناسب در اين سرزمين براي دفن زباله هاي حاصل از توليد تسليحات اتمي است. ايالات متحده در 60 سالي كه از توليد تسليحات هسته اي مي گذرد اين زباله ها را در 120 مكان مشخص ولي موقت انبار كرده است. يكي از برنامه هاي دولت آمريكا اين بود كه مقدار زيادي از اين زباله هاي سمي و خطرناك را در كوه هاي يوكا در ايالت نوادا دفن كند ولي هر نقطه اي كه دولت فدرال براي اين عمل در نظر مي گيرد با مقاومت و اعتراض ساكنان آن ايالت مواجه مي شود.
از سال 1945 تا 1996 ميلادي مطابق آمار منتشر شده آمريكا 5 تريليون دلار براي تسليحات خود كه امروز 6000 عدد آن كلاهك هاي اتمي و هيدروژني آماده پرتاب دارند، خرج كرده است. جمع كل تسليحات آماده به پرتاب و ذخيره هسته اي آمريكا طبق گزارش وزارت دفاع آن كشور از 27 هزار تجاوز مي كند. طبق اسناد منتشره، چندي پس از بحران موشكي كوبا در اوائل دهه 1960 رئيس جمهور آنوقت آمريكا كندي در يك جلسه كاخ سفيد رو به مشاوران و وزير دفاع خود كرده مي گويد «چه مقدار (بمب اتمي) كافي است» و مي پرسد «آيا اين همه تسليحات اتمي ما شوروي را مهار خواهد كرد؟» رابرت مكنامارا وزير دفاع پاسخ مي دهد: «هر دو كار را مي كند. در اصل دشمن را مهار مي كند و علاوه بر آن به ما اعتماد به نفس مي دهد كه ما توانائي ترساندن آنها را داريم و به متحدين ما نيز قوت قلب مي دهد.»
مكنامارا سپس يادآوري مي كند كه قسمت هاي مختلف نيروي نظامي آمريكا از ارتش و نيروي هوائي و نيروي دريائي گرفته، همه مي خواهند مالك و دارنده تسليحات اتمي باشند. به خاطر داشته باشيم كه كندي كسي بود كه در مبارزه انتخاباتي خود با نيكسون مسئله شكاف موشكي يا عقب ماندن آمريكا از شوروي را علم كرد تا به اعتراف خود «انگيزه وطن دوستي» آمريكائي ها را برافروزد.
امروز آمريكا بيش از اهداف مورد نظر تسليحات و بمب اتمي دارد. يك حمله عظيم تسليحات نظامي طبق تخمين هائي كه به عمل آمده مي تواند در 24 ساعت اول بين 360 تا 450 ميليون مردم را به هلاكت برساند! ولي پرسش اين است كه حتي براي چنين اقدام مهمي احتياج به 27 هزار بمب اتمي و هيدروژني داريم. مگر نفوس يك كشور، يك منطقه و يك ناحيه را مي شود بيش از يكبار منهدم كرد. چند بار مي توان يك نفر را كشت؟ آيا طمع براي قدرت، انگيزه براي پول به جيب ريختن صنايع نظامي، نقشي در اين فجايع احتمالي و عيني انساني ندارد؟ رابطه بين عامل طمع و عامل ترس (هم ترسيدن و هم ترساندن) چيست؟ و تا چه حد جهالت كه ضلع سوم اين بحران را تشكيل مي دهد بر فضيلت و حكمت حكومت كرده و بر آن غلبه مي كند؟ «جروم واي زنر»، مشاور فن آوري و علوم كاخ سفيد در زمان كندي كه مدتي نيز رياست دانشگاه ام.آي.تي را در ايالت ماساچوست عهده دار بود، در جلسه اي كه رئيس جمهور و مشاورين امنيتي او حضور
داشتند گفت: «چيز اضافي كه مرا نگران مي كند اين است كه (علي رغم اين همه تسليحات اتمي) ما كنترل بازي را در دست نداريم.»
طمع زياده خواهي، خودپرستي مي آورد و آسيب هاي وارده از طمع به ترس و وحشت منجر مي شود و اين جريان افراد و نظام ها را كور كرده و بيش از پيش به گرداب جهالت مي كشاند. ژنرال آيزنهاور رئيس جمهور آمريكا در دهه 1950 در مورد برنامه تسليحات هسته اي آمريكا گفت: «ما اين تسليحات (اتمي) را رويهم مي چينيم براي اينكه ما نمي دانيم چه كار ديگري مي توانيم براي امنيت خود بكنيم.»
15 سال قبل ايگلبرگر قائم مقام وزارت خارجه آمريكا در رياست جمهوري جرج بوش ارشد (پدر رئيس جمهور كنوني) در آستانه فروپاشي شوروي به همكاران خود توصيه كرد كه زياده از حد براي سقوط شوروي دست و پا نشكنند زيرا ممكن است روزي برسد كه به جنگ سرد حسرت برند. امروز روسيه با تكيه به هزاران تسليحات هسته اي و بمب اتمي خود همان مسير سرمايه داري را انتخاب كرده كه آمريكا بدان افتخار مي كند منهاي دردسرهاي يك ابرقدرت و امپراتوري كه در اين صورت به آمريكا محول شده است. براي آمريكا وجود و توليد و تكثير تسليحات هسته اي گناه نيست، آنچه مهم است اينكه چه كساني و چه كشورهائي آن را كنترل كرده و درباره آن تصميم مي گيرند. آمريكا مي خواهد امتياز اهداي اين فن آوري را به سايرين داشته باشد ولي دنيا عوض شده است و هيچ كس زير بار زور نمي رود.
چند هفته قبل وقتي كه دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور ايران دستيابي ايران به چرخه كامل سوخت هسته اي را به جهانيان اعلام كرد، جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در عكس العمل به اين خبر گفت «دنيا متحد و نگران است» درباره ايران نه تنها درباره تسليحات اتمي بلكه درباره دانش فن آوري هسته اي. به عبارت ديگر، نه تنها كنترل تسليحات اتمي بلكه كنترل دانش نيز بايد در اختيار آمريكا باشد. در اينجا آمريكا نمي خواهد يا نمي تواند واقعيت را درك كند. در قرون وسطي نيز كليساي مسيحيت كاتوليك با ائتلاف با پادشاهان اروپا اصرار مي كرد كه دانش و روند آن بايد در اختيار آن سازمان باشد.

 

خــبـــر

 

اعتراض رئيس جمهور به مشاور هنري خود

در پي اظهارات آقاي جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهور پيرامون مسئله حجاب كه در همايش «انتقام ابابيل» مطرح شده و با اعتراض بسياري از صاحبنظران اصولگرا روبرو شده بود، گزارش هاي بعدي حاكيست كه آقاي احمدي نژاد از اظهارات مشاور هنري خود اعلام برائت نموده و با وي برخورد كرده است.
گفتني است در همايش «انتقام ابابيل» كه به منظور بررسي ابعاد واقعه طبس برپا شده بود خانم فروز رجايي فر، يكي از سخنرانان همايش نسبت به دستور اخير رئيس جمهور براي حضور بانوان به عنوان تماشاچي در مسابقات فوتبال اعتراض كرد و شمقدري كه سخنران بعدي و دبير همايش بود در دفاع از تصميم رئيس جمهور، مطالبي غير كارشناسي درباره حجاب مطرح كرد كه به علت مغايرت با آموزه هاي صريح اسلامي، در همان جلسه با اعتراض برخي از شركت كنندگان روبرو شد و پس از آن نيز اعتراض و انتقاد فراواني در ميان صاحبنظران و اصولگرايان را به دنبال داشت.
شمقدري در بخشي از اظهارات خود با اشاره به دستور سال 59 حضرت امام(ره) براي حفظ حجاب خانم ها در ادارات دولتي گفته بود؛ «... حتي در اين هم (دستور امام) ابهام وجود دارد كه امام زماني فرموده باشند كه در همه حوزه هاي شهري اين اتفاق بيفتد(!)، من ترديد دارم، البته پسند من اين است، برويد تحقيق كنيد»! در همين هنگام يكي از حضار با طعنه خطاب به شمقدري گفت: «پس انشاءالله ما اميدوار باشيم كه در دولت نهم، اجبار حجاب هم برداشته مي شود؟! پس مشاوراني كه چنين نظري را به رئيس جمهور مي دهند شما هستيد.» كه شمقدري در پاسخ گفته بود «من نظر خودم را گفتم ولي بنده به آقاي احمدي نژاد چنين مشاوره اي ندادم و اين تصميم در جاي ديگري گرفته شده است»!
شمقدري در بخش ديگري از اظهارات خود با اشاره تلويحي به اعتراض مراجع نسبت به تصميم اخير رئيس جمهور گفته بود «... مي دانيم كه شمشير امام زمان(عج) چقدر گردن علما را مي زند»!

ابطحي: خانم عبادي! چرا كمك نكردي؟

معاون پارلماني سيدمحمد خاتمي از شيرين عبادي خواست توضيح بدهد براي تحريم انتخابات رياست جمهوري در ايران چه استدلالي داشته است؟ محمدعلي ابطحي طي يادداشتي در پايگاه اينترنتي شخصي خود كه به بهانه اظهارات عبادي درباره ايستادگي تمام ايرانيان در مقابل هرگونه تهاجم نظامي به كشورشان نوشته شده، آورده است: من به خانم عبادي علاقمند هستم و همواره از مواضع شجاعانه ايشان دفاع كرده ام... اما اگر ايشان و تاثيرگذاران ديگر كمك مي كردند تا نتيجه انتخابات رياست جمهوري چيز ديگري باشد، امروز كشور با اين خطرات بيروني مواجه نبود.
ابطحي خطاب به عبادي گفته است ما بايد پاسخگو باشيم به خاطر فرصت سوزي و شما بايد پاسخگو باشيد به خاطر تحريم.
ابطحي به ميزان توان «خانم عبادي و ديگر تاثيرگذاران» براي تغيير نتيجه انتخابات اشاره اي نكرده است.

رفتارهاي پرشتاب يك نماينده

 رفتارهاي غيرمعمول يكي از نمايندگان دوم خردادي مجلس درباره عزل و نصب برخي مديران صنعتي واكنش هاي جدي يكي از نهادهاي امنيتي را برانگيخته است.
مسئولان اين نهاد امنيتي اخيرا ابراز نگراني كرده اند كه رفتارهاي پرشتاب اين نماينده در زمينه عزل و نصب برخي مديران صنعتي در شهري كه نمايندگي آن را برعهده دارد سؤال برانگيز بوده و احتمالا مشكلاتي را براي صنعت اين شهر ايجاد خواهد كرد.
چند روز پيش نيز يكي ديگر از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس با تهديد به استيضاح خواهان انتصاب افرادي شده بود كه گفته مي شود از رفقاي او بوده اند.

 

ادبــی

 

مسئول: نجمه نجف زاده

وبلاگ: پرچین راز

مسجد فيروزه اي

 

جمعه ها  وعده  ديدار  من  و  يار من است

جمعه ها چشم انتظاري اي خدا ؛ كار من است

جمعه ها كابوس دلگير هزار ويك شب است

جمعه ها شرح  غم افزاي   دل زار من است

جمعه ها دل قبله اش يك مسجد فيروزه اي است

مسجدي كه  مأمن  و مأنوس  دلدار من است

اي خدا ؛ دلگيرم  از اين جمعه هاي نا تمام

جمعه  كابوس  دل و قلب  گرفتار  من  است

امتداد  جمعه ام  تا  به  ثريا  مي رسد

پس  كدامين  جمعه روز رجعت يار من است

جمعه ها ؛ با  من  اگر  لختي  مدارا   بكنيد

مي رسد از ره سواري كه خريدار من است

او مرا با كوله باري از گناه و رو سياهي مي خرد

گفته بودم : اين هميشه  مهربان  يار من است

 

(ز ـ قرباني )

 

خدا منو دوست داره

 

دلم گرفته به اندازه هزار  هزار ستاره و اگر این امید نبود که:

خدا داره منو می بینه و به حرفام گوش میده و اینکه من هنوز بنده ای هستم از بندگان خدا حتما می ترکیدم.

نمیدونم چرا امشب دلم گرفته ولی خوب میدونم خدا باهام هست میدونم که داره از اون بالا منو میبینه و این برام بهترین تسکینه .

میدونی خدا من تو رو خیلی دوست دارم بعضی شبا خیلی ساده تو حیاط وقتی به آسمون چشم دوختم باهات حرف می زنم میدونم به پای تمام درد و دلام نشستی با  ناراحتی هام ناراحت شدی و با خنده هام خندیدی و وقتی اشکامو دیدی نسیم رو فرستادی تا اشکامو پاک کنه آره:

میدونم آلان هم داری گوش میدی و با گرمایی که به قلمم میدی داری اشکای چکیده شده روی کاغذم رو فراری میدی

نمیدونم اگه من تورو نمیشناختم یا فراموشت می کردم توی این دنیا که هزار جور دلتنگی داره چیکار باید می کردم؟

اما خوب خودت میدونستی کجا منو بیافری .

میدونی خدا من خیلی خوشحالم از اینکه تو منو دوست داری از اینکه منو یه جایی آفریدی که تو رو بشناسم میون آدمایی که همه تو رو میشناسند.

این برام یه افتخاره همیشه سرمو بالا میگیرم که آره: خدا وقتی می خواست منو مسافر این زمین بکنه به فکر این بوده که وقتی من از دوریش دارم زار زار گریه میکنم آقاجون الله اکبرو تو گوشم بخونه تا آروم بشم و این همون راهی بود که از اول این مسافرت برام باز کردی.

خدا جونم میدونی که واسه مهربونیات هیچی جز همین قلم و کاغذ ندارم و یه دل که وقتی دلتنگه میاد سراغت ولی اینو بدون که همیشه دوست دارم و به یاد مهربونیات هستم

بیاد این آرامشی که آلان بهم دادی ، شوری که به قلمم دادی ، عشقی که به قلبم دادی و هزار هزار ستاره امید که به چشمام دادی

دوست دارم و میدونم که دوستم داری...

یا حق

سوگند

 

طــنــز

 

اندر مصائب خواستگاري! ( با اجازه و حضور افتخاري استادنا و مولانا اخوان ثالث )

 

من اندر كوچه صغرا را نظر كردم

به ناگه مادرش از انتهاي كوچه پيدا شد

من احساس خطر كردم

به صد حسرت گذر كردم

***

هلا! اي مادر صغرا!

منم من

عاشقي احساس مند

اما نه از تهران

ز شهرستان

منم از نسل بابا طاهر عريان

نه از رومم نه از زنگم

يكي داماد بي رنگم

بيا بگشاي در ،  بگشاي دل تنگم !

من اين جا بس دلم تنگ است

و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است

و آن شويِ تو با اين عاشق آشفته در جنگ است

بيين مادر زنِ نازم

چه سان از عشق صغرا گشته ام ويران و آواره

چنان فرهاد و مجنون

آن دو تا دل داده ي بد بخت و بيچاره

نظر كن مادر صغرا

كه من در حسرت شيرين صغرا  هم چو فرهادم

من اكنون ساكن ويرانه هاي باقرآبادم

مريد مير دامادم

نمي دانم چرا در اين جهنم دره  افتادم

براي خواستگاري آمدستم ، هاي!

***

الا!  اي مادر صغراي!

در بگشاي!

پسرهاي تو ديشب

بنده را بر تير برق كوچه بربستند

به دور بنده بنشستند

و ده دندان زيباي مرا با مشت بشكستند

وزير ازدواجا!

من شدم از غصه و اندوه جزغاله

وزيرا ، بنده هستم نوحواني سي چهل ساله

بيا در ميزگرد هفته ات

يك دم نظر سوي جوان ها كن

بيا يك بار ، از بهر خدا

وز روي لطف ، يك آستيني  باز  بالا كن

قضايا را تو افشا كن

و يا اصل حقيقت را به بنده خوب حالي كن

مثال پيش از اين ها ماجرا را ماست مالي كن

هلا! اي شيشه بر ! برگو كجايي ، هاي!

بيا چون من كنون پيروز گشتم ، آي

گرفتم انتقام آن كتك ها را

بيا

آخر شكستم شيشه هاي خانه ي باباي صغرا را !

 

نازک بین

 

دیــنــی

 

نظرات علمي قرآن در مورد باد و باران:

 

گردش باد (جاثيه/5) و(فرقان/48)،وزن داشتن ابر يا هوا(اعراف/57) و(رعد/12)،مراحل متوالي بادهاي مهاجر(ذاريات/4-1)،بادها به عنوان مقدمه ي ابر و باران(نمل/63)،پيدايش ابر(روم/48)،بادها عامل تلقيح ابرها(حجر/22)، پديده ي تقطير در ابرها(نبأ/14)،جزئيات تشكيل ابر و بارش باران(روم/48) و (نور/43) و

 

نظرات علمي قرآن درمورد جهان جنين:

 

آفرينش جنين از عناصر خاك(مؤمنون/12)،(روم/20)و(حج/5)،تبديل موادخاكي به نطفه ورشد تدريجي جنين(مؤمنون/14-12)،اشاره به بافتهاي كامل و ناقص در جنين (حج/5)،تخمك وسلول تخم(انسان/2)، تشكيل توده ي سلولي(قيامت/38)،وجود پرده هاي سه گانه ي آمينوس،كوريون و آلانتوئيد و يا پرده ي شكمي،پرده ي رحمي و پرده ي آلانتوكوريون در اطراف جنين(زمر/6)،آب در ساختمان جنين(فرقان/54)،دوران شيرخوارگي (بقره/233)،نقش مرد در تعيين جنس جنين(نجم/46-45)، (قيامت /39-37) و(بقره/233) ،به كار افتادن حس شنوايي قبل از بينايي(نحل/78)، و.. .

 

ترفند رایانه ای:

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (3)

 

جست و جو
ويژگي بعدي پنجره Research است و زماني كه آفيس فعال شود به صورت مجموعه اي از منابع برخط ( Online ) و نابرخط ( Offline ) شكل مي گيرد. منظور از منابع نابرخط، thesaurus واژنامه و منظور از منابع برخط، Gale,Factiva,Elibrary,Microsoft Encarta و Commpany profiles است. هنگامي كه جست و جو انجام مي دهيد، پنجره Research با يافته هاي فشرده اي انباشته مي شود كه هر كدام در زير منبع خود گرد آمده اند و شامل يك لينك به مقاله اصلي هستند. با اينكه يك نمايش اين چنيني از قابليت كاري XML خيره كننده است،ولي انچه واقعا به دست مي آيد كمتر از چيزي است كه در برابر ديدگان شما قرار مي گيرد. ما بسياري از لينگ هايي به مقاله هاي Encarta اشاره داشتيد را امتحان كرديم. اين لينك ها در بيشتر مواقع به “‌ Pay to join ” منتهي مي شدند و اين در حالي بود كه يك جست و جوي مستقيم در Encarta ، مقاله را به صورت كامل و به رايگان در اختيار ما قرار مي داد. لينك هايlibrary E و Factiva نيز بدون پرداخت امكان دسترسي به مطلب را فراهم نمي كردند، گرچه بسياري از مطالب Factiva برگرفته از صفحات Observer,BBC و Times بودند كه به راحتي از سايت هاي خودشان قابل دسترسي هستند. با وجود اين كه مي توانيد خدمات جست و جو را مطابق نياز خود تنظيم كنيد ولي امكان افزودن سايت هاي دلخواهي همچون Wikiped و Google را نداريد. اين تا حدودي شرم آور است و ما را به اين نتيجه مي رساند كه اين ويژگي نه براي فني كردن دانش كاربر، بلكه براي غني كردن جيب شركاي مايكروسافت در نظر گرفته شده است. اعلام شده است كه قرار است يك قرار داد با آمازون ( http://www.amazon.com ) بسته شود تا كاربران بتوانند با انجام يك دان لود ( download ) رايگان، از امكان جست و جو در آمازون نيز بهره مند شوند. بدين ترتيب مي توان جزييات كتاب ها با جلد آنها را به صورت مستقيم به آفيس كپي كرد يا اينكه بدون ترك محيط آفيس كتاب خريد. نكته مثبتي كه مي توان به آن اشاره كرد، امكان ترجمه است كه توسط Worldlingo فراهم شده است. ما توانستيم يك مستند 3000 كلمه اي ورد را در عرض چند ثانيه از انگليسي به فرانسه ترجمه كنيم. متن ترجمه شده در يك پنجره IE پس داده شد. كيفيت ترجمه با توجه به اين كه توسط يك ماشين انجام شده بود، قابل قبول مي نمود. ولي بايد گفت كه هيچ كس انتظار ندارد ترجمه URL هايي كه به .co.uk منتهي مي شوند در زبان فرانسوي به صورت .co.r-u باشد! هنوز جا دارد زبان هاي بيشتري افزوده شوند- مانند يوناني، روسي و چيني. بخش ديگري از Task Pane كه مي توان از آن سخن گفت Shared Workspace است كه در Powerpoint, Excel, word موجود است كه براي ايجاد تبادل ميان اعضاي يك تيم در نظر گرفته شده است. اعضاي يك تيم مي توانند بدين وسيله مستندات خود را روزآمد كنند، وظايف را مشخص كنند و لينك هايي كه به منابع خارجي دارند به اشتراك بگذارند.

 

داسـتـانـک

 

مسئول: فرنوش

گل یاس

ـ بوی یاس میاد .

این را تو گفتی و گفتی دلت می خواهد من هم شب عروسی گل یاس به موهایم بزنم .

گل یاس هم زدم ولی تو نیامدی و من گل ها را روی چفیه ات ریختم .

 

 

عکس و مکث

 

با مسئولیت : ساحل

 

http://usera.imagecave.com/hra62302/12.jpg

 

حرف آخر:

 

آفریدگان را به قدرت خود آفرید، و به خوست خویش بر آنان جامه ی هستی پوشید آنگاه ایشان را به راهی که می خواست رهسپار کرد، و به جاده ی محبت خود روان گردانید. آفریدگان نتوانند از حدی که خدا برایشان مقرر ساخته است قدمی پیش و پس بگذارند.

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:36  توسط حمید رضا الوندی  | 

نسل سوم 23

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(22)

 

شماره  بیست و سه ـ سه شنبه 12 اردیبهشت 1385

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چیز سلام!

حالا بيا اينجا


صالح مهدي غفراني
زمان زيادي از انتخاب دكتر احمدي نژاد به سمت رياست جمهوري و شروع به كار دولت جديد نمي گذرد اما انگار همين زمان اندك، برنامه ها، وعده وعيدها و تلاش هاي اين دولت در مسئله هسته اي و به طور كلي سياست هاي خارجي اش سبب شده است كه به يكي از خبرسازترين و مورد توجه ترين كشورها در سطح دنيا مبدل بشويم و به واسطه همين طرح و برنامه ها، بارها نام ايران در زمره «ترين»ها برده بشود و بتوانيم تصويري متفاوت از ايران و ايراني و جوان هاي ايراني به نمايش بگذاريم.
سفرهاي استاني و تلاش هايي در صدد رفع تبعيض ها و نارسايي ها در تمام كشور و تلاش براي رفع كمبود در زندگي و كار افرادي كه شايد مدت ها، بودنشان كمرنگ شده بود هم، اگر چه به كام بعضي ها خوش نمي آيد اما كام ملت ما را شيرين نموده و طعم دل پذير خدمت گذاري را به دل همه نشانده و همه اينها شايد براي برانگيختن طمع عامه مردم در تمام دنيا كافي باشد، مردمي كه در حسرت عدالت و در آرزوي رسيدن به مدينه فاضله خود هستند و آن را در آينده جمهوري اسلامي ايران مي بينند و اين دولت نه تنها در داخل كه در بيرون از مرزها هم به عنوان دولتي جوان گرا و محبوب ريشه مي كند.
¤ ¤ ¤
همه اينها را گفتم كه اگر زماني شنيدي به تازگي در روسيه يا هر جاي دنيا براي تبليغ و براي فروش بيشتر بر روي مواد غذايي و شكلات ها عكس دكتر احمدي نژاد چاپ مي شود يا روي اجناس شان مارك
made in iran مي زنند، زياد تعجب نكني!

تیتر یک

 

بعضي ها پيمانه شان ترك دارد


وقتي زنگ زد و گفت كه چه بلائي سرش آمده، كپ كرديم. گفت اسناد و مدارك و عكس ها هم هست. كمي فكر كرديم كه واقعاً آيا صلاحيت ورود به اين محوطه صورتي را داريم يا نه! چندان مهم نبود. به اين انديشيديم كه هرجور شده بايد از حق آن خانم دفاع كرد. گرچه خودش هم مقصر بوده شكي نيست.
بايد مي دانست اين ها هم آدمند. اسير خواهش هاي زرد و نارنجي خويشند.
كمي به گلدان هاي باورمان در گذشته رسيديم. يادمان افتاد كه سال ها پيش از اين هم چنين «ابرسوتي» هائي از ملي پوشان ديده بوديم رسوائي هاي بنفش! جهاني را بگرد درپي يكي كه از موقعيت ها براي ارضاي غرايز شوم خود سود نجويد آسان يافت مي نشود.
از اين جهاني، آن جهاني وار زيستن ديدي بچسب و ول نكن.
مگر همين چند سال پيش وقتي مربي اصول گرا و ارزش مدار تيم ملي قبل از حركت كاروان تيم ملي با بچه ها پيمان بست كه بي خيال آبشخور شهوت شوند، يكي از بازيكنان همان شب اول دامن خود را به گناه نيا لود؟
اين كه چيزي نيست. اتفاقات ناجورتر از اين تا به حال اتفاق افتاده كه در رمان هاي علمي تخيلي ايزاك آسيموف هم هرچقدر گشتيم، پيدا نشد.
بي چاره آن سرپرست عاشقي كه براي اينكه مبادا فوتباليست ها شبانه از هتل بيرون بزنند، رخت خوابش را در لابي هتل پهن كرد و تا صبح آنقدر از سرما به خود لرزيد كه ستاره هاي غربت هم به حالش ترحم كردند.
صبح بلند شد. كوله باري از خميازه بر دهان داشت و عشق مي كرد كه عجب آدم موفقي است غافل از اينكه دو تا از شرترين بازيكن ها از راه پشت بام، كوچه باغي به خيابان خوش باش يافته اند و...
همين الان هم اگر 5 دقيقه موبايل بعضي از آنها را بردست بگيري، زنگ هاي مشكي مي خورد. بلبل جيبي، كلاغ روسياهي ست كه از آن سوي خط به جاي قار و قار آرام و گرم ندا مي دهد و هدايت مي كند تو را به آخرين طبقه جهنم!! كاري نمي شود كرد. حتي اين آخرين ها دكتري كه زماني دندان هاي بيماران را معاينه مي كرد،كوشيد دندان هاي شهوت و بي اعتباري و طمع را بكشد، نشد. بدجوري نااميدش كردند. بدبختي اين است كه نمي شود هم انتظار داشت مرحوم دهداري يك توك پا از آن دنيا تشريف بياورد، به اين دنيا و فرمول هاي غريزي و اكتسابي نجابت را ديكته كند. بايد ريشه ها و خاستگاه ها را يافت، بايد از خانواده و باشگاه شروع كرد، بايد به گذشته نگريست. به روزهايي كه از پس ما رفته اند و بايد صادقانه با خويشتن خلوت كرد و به دل گفت: عزيزم مگر ما چه كاشته ايم كه انتظار درو داريم؟ واقعاً بي انصافي است كه همه چيز را به گردن چند جوان بياندازيم. همه كه ظرفيت هايشان دريايي نيست. قطره چكان هم داريم، انگشتانه هم داريم. بعضي ها هم پيمانه شان ترك دارد. شما هم زياد به دنبال ظرفيت هاي دريايي نباشيد، آخر سال هاست كيمياست...

 

یادادشت

 

ضدحال مي زنيم

 

خيابانها هر روز جدول را بغل مي كنند و زل مي زنند به مردماني كه روي پيراهنشان - آسفالت- قدم برمي دارند. شهر، پرشده از صبوراني با پاهاي خسته، جامه اي پروصله، شكمي گرسنه و كفشهايي كه با كمي فشار، انگشتان را نمايان مي سازد. حقا كه تاريخ بر غيرت مستدام اينان احسنت خواهد فرستاد.
شهر... پر از خواب آلود هايي كه شب قبل تا صبح مسافركشي مي كردند، پر از جوان هايي كه عشقشان اين است: بروند سركوچه بنشينند بگويند و بخندند يا با تلفني در دست به قول خودشان مدام «فك» بزنند با همسن و سالان خويش. عصرها هم به فراخور حال خود، تيپ بزنند و بروند پاساژها و خيابان هاي شلوغ را متر كنند يا سوار ماشين شده ويراژهاي وحشتناك بدهند. باكي نيست اگر اين نمايش ها به قيمت نفرين و ناسزاي ناظران تمام شود!
ببين چه روزگاري شده، 40 درصد مردم ما بايد از صبح تا شب يا بالعكس بكوشند بلكه حداقل هايشان تأمين شود و بجنگند و بدوند تا سيري «سلولي» نصيبشان شود و هيچ اميدي به بهبود يا جهشي نحيف در اوضاع معيشتي خود نداشته باشند.
هنرمندترين آنها كساني هستند كه مدام دست و پا بزنند و فرجي شود و در مرداب فقر و فساد غرق نشوند. اما حكايت جوانان روايت ديگري است. فريادشان بر سر نسل گذشته و موسپيدان امروز اين است كه چرا براي ما دنياي بهتري نساختيد؟ مي گويند چرا قفل هايي ساختيد كه براي بازشدن زماني درازتر از عمر ما را مي طلبد؟ گرچه آنها در روزگار گلوله و باروت نبوده اند يا نديده اند كه بر ايرانيان چه گذشته، گرچه نمي دانند حاصل هرچه هست دسترنج مؤمنانه اي است كه اگر عده اي به آن ناخنك نمي زدند، قابل بود و مي شد با كم و زيادش ساخت ولي خيلي وقتها هم درست مي گويند. «هشدارهايشان» از روي «هوشياري» است.
حقيقتي است كه آنها از «دو» سوي ناراضي اند. يكي از سمت پدران موسپيدي كه تاب هيچ شكوائيه اي را ندارند و با اندك عصيان جوان بر سرش خراب مي شوند و ديگري فرصت طلباني كه اينجور وقتها كه جوان رانده از عاطفه پدري ا ست با لبخندي بر لب و سطل رنگي در دست آماده پذيرايي اند و جوان تا وقتي عزيز و ماماني است كه از سمتش بوي كباب بيايد.
با حضور اين قوم دوم، جوان تباه مي شود، مي سوزد، گم مي كند خودش را در ناكجاآباد تاريخ. حيف است آنها بچه هاي ايران هستند. از لوس آنجلس و لندن و آن سوي مرزها كه نيامده اند از اينكه مي بينند كسي صدايشان را نمي شنود، دركشان نمي كند و اگر هم داعيه اين كار را دارد فقط به نيت سركيسه كردن است، شاكي اند، عاصي اند.
جوانان ما، نازنينان پرعاطفه اي هستند كه با كمترين ناملايمتي سرشان سوت مي كشد، عرق مي كنند، رگ هايشان برجسته مي شود فشار خونشان بالا و پايين مي رود، قلبشان خارج از نوبت تپش مي كند. آنها براي اينكه بگويند به بزرگترها، «حالا كه ما را تحويل نمي گيرند شر به پا مي كنيم، ضد حال مي زنيم» هنجارشكني مي كنند خود خواسته و ناخواسته بازيچه مي شوند. خودشان بهتر از هر كسي مي دانند پدر هرچه باشد پدر است، اگر سيلي بزند، اگر خشمگين شود بهتر از نامردمان است. من يقين دارم جوان مي خواهد با لب خاموش فرياد نارضايتي سردهد راه را نمي داند، چنين مي كند.
اين سرزمين مقدس و محبوب كه من بر سر صداقت و صبر مردمانش سوگند مي خورم، روزگاري نه چندان دور جهاني را به «وجد» آورده قدرش را بدانيم و از دردش بكاهيم...

 

یادادشت

 

اصلا مهم نيست


فقط مي خواستن يكي به دنيا بياد دختر باشه يا پسر اصلا مهم نيست.
بچه بايد بزرگ شه، واكسن بزنه، تميز باشه، نزد همه كس عزيز باشه، چطوري بزرگ بشه اصلا مهم نيست. بچه منم، بايد مدرسه برم، شاگرد اول بايد باشم. ناظم و مدير و معلم همه از دستم راضي باشند، كدوم مدرسه برم يا چطوري شاگرد اول بشم، اصلا مهم نيست!
درس را مي فهمم يا حفظ مي كنم، براي نمره درس مي خوانم، نقاشي ام بهتر از رياضي است، اين اصلا مهم نيست.
بايد پروفسور بشوم چون پدرم به پروفسورها علاقه دارد اينكه من اين را دوست دارم يا نه اصلا مهم نيست. بايد پروفسور پدر در دانشگاه درس خوانده باشد، فقط برود تو، اينكه خود پدر دانشگاه نرفته اصلا مهم نيست. بايد بروم دانشگاه، چه رشته اي اصلا مهم نيست!
فوق ديپلم آمار علي آباد كتول قبول شدم، اينهمه راه را چطور بروم. ارزش دارد بروم، براي پدر اين اصلا مهم نيست.
فوق ديپلم كه آمد كنار ديپلم كار بايد پيدا كنم، چه كاري و كجا، رختشويي باشد يا منشيگري اين اصلا مهم نيست!
يكنفر آمده خواستگاري، پدر و مادر پسنديده اند. ازدواج كار پسنديده اي است. با كه و كي اصلا مهم نيست!
اينكه اصغر دوستم دارد يا من او را دوست دارم اصلا مهم....
فقط ميخواهم يكي به دنيا بياد دختر باشه يا پسر...
اين مطلبو بخونيم يا نه اصلا مهم نيست!

 

یادادشت

 

واكنش اسماعيل ططري به گپ وگفت اش در نسل سوم

كروبي گفت عجب سخنان كوبنده اي بيان كردي!


«اگر من رقصيده ام خداوند فرزندانم را بكشد، اگر من رقصيده ام خداوند پدر و مادرم را لعنت كند، وقتي كه اين خبر را در كيهان و به نقل از ططري خواندم انگار خبر مرگ برادرانم را به من دادند. اي كاش چهار برادرم مي مردند و اين خبر را نمي شنيدم؛ من كي و كجا رقصيده ام؟...» اين پاسخ صدراعظم آلمان به ططري است كه با گويش كردي در چند سايت خبري و وبلاگ هاي شخصي غرب كشور با حالتي طنزآميز بيان شده است.
مصاحبه «اسماعيل ططري» مشاور عالي حجت الاسلام كروبي با نسل سوم بازتاب وسيعي در سايت هاي خبري داخل و خارج از كشور داشت و اظهارات صريح و بي پرده اش درباره صدراعظم آلمان و حزب اعتماد ملي و مسائل ديگر بسيار مورد توجه محافل سياسي و غيرسياسي قرار گرفت.
چند روز پس از چاپ اين مصاحبه، ططري در تماس باكيهان به نكات مهمي اشاره كرد كه ذكر آنها خالي از لطف نيست.
عين سخنان آقاي ططري چنين است: «شما اين سخنان مرا درباره مركل طوري بيان كرده ايد كه گويا منظور من با تمام زن ها بوده است و حتي چند نفر از خانم هاي فاميل هم از من گلايه داشتند كه چرا به خانم ها توهين كرده ام و خلاصه زن ها عليه من عصباني شده اند درحالي كه روي سخن من با اين مركل گيس بريده رقاص بوده است و معتقدم هر ايراني كه با اين سخنان مخالفت كند و حامي مركل! باشد ايراني نيست و از شاهنامه هم چيزي نمي فهمد! اصلا اين زن چگونه به خودش اجازه داده به امپراطوري ايران اهانت كند؛ بايد طوري پاسخ اين زن را بدهيم كه جرأت نفس كشيدن در برابر ايراني ها را نداشته باشد، چرا كه ايران مركز تمدن جهان بوده است.»
ططري با اشاره به اين نكته كه نبايد در برابر دشمن كوتاه آمد، مي گويد: «حيف نباشد مردم آلمان صدراعظم پيشين خود كه يك جوان رشيد، رعنا و خوش قامتي بود را رها كرده و امور مملكت خود را به دست اين زن نادان داده اند؛ امپراطوري ايران چه درگذشته و چه درحال حاضر دنيا را تكان مي دهد و اين زن اگر فهميده بود بايد مي دانست كه نژاد آريايي به ژرمني بسيار نزديك است و اين سخن نسنجيده را نمي زد و موضع ما در برابر اين اظهارات هم يك موضع ملي و ايراني است.»
ططري به كروبي اشاره مي كند و مي گويد: «آقاي كروبي هم مصاحبه مرا ديده و بسيار خوشش آمد و كاملا تائيد كرد و گفت: عجب مصاحبه جالبي، چقدر سخنان سنجيده و كوبنده اي بيان كرده اي!»
برخي از نشريات و سايت هاي غرب كشور به نقل از آقاي ططري اعلام كردند كه ايشان مصاحبه با كيهان را تكذيب كرده و گفته كه هيچگونه مصاحبه اي با كيهان انجام نداده ام! و برخي ديگر از اعتراض ططري به كيهان درباره سانسور اظهاراتش خبر دادند.
حاج آقا ططري درهمين رابطه مي گويد: «از روزنامه شجاع و با درايت كيهان كه سخنان مرا بدون سانسور چاپ كرد تشكر مي كنم؛ سلسله «كيانيان» از دلاوران ايراني در زمان پادشاهي كيقباد در شاهنامه بوده اند و هميشه با دشمنان مستبد مي جنگيدند و سرتعظيم در برابر زورگويان فرود نمي آوردند، اميدوارم كه شما كيهانيان هم يادآور آن كيانيان باشيد.»
مصاحبه ططري در نشريات استان هاي شمالي، جنوبي و غربي كشور و برخي از سايت هاي خبري عيناً منعكس شده و نقد و تحليل هاي متفاوت و فراواني دراين باره بيان گرديده است.
اما دراين ميان برخي از چهره هاي فرهنگي، ادبي و سياسي استان كرمانشاه در تماس هاي تلفني و ديدارهاي خود با نگارنده از درج اين مصاحبه اظهار گله مندي نمودند كه بايد گفت ديدگاه ما نسبت به كرمانشاه و كرمانشاهي همان ديدگاه است كه مي گويد:

به ستواري و سختي رشك پولاد

به راه عشق سرها داده بر باد

قرين بيستون، همسنگ فرهاد

ز كرمانشاهيان ياد اينچنين باد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:27  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 41

 بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

 

41

 

سال اول ـ شماره 41 ـ شنبه 9 اردیبهشت 1385

 

 

حرف اول:

 

الهی! گرگ و پلنگ را رام توان کرد؛ با نفس سرکش چه باید کرد؟

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

سنجيده نبود

 

روز دوشنبه آقاي دكتر احمدي نژاد با ارسال نامه اي خطاب به رئيس سازمان ورزش به ايشان دستور داد «بخشي از مرغوب ترين مكان هاي تماشاگران در مسابقات فوتبال ملي و مهم به طور ويژه به بانوان و خانواده ها اختصاص داده شود.»
اين تصميم بلافاصله با واكنش هاي فراوان و البته متفاوت روبرو شد و به سرعت از مرزها عبور كرد و بسياري از خبرگزاري ها و شبكه هاي راديو تلويزيوني خارجي، ضمن مخابره اين خبر، به تفسير و تحليل آن پرداختند. نقطه اشتراك رسانه هاي خارجي در بازتاب اين خبر، ابراز تعجب آنان بود و تصميم اخير رئيس جمهور را با بينش و منش اصولگرايانه وي ناهمخوان ارزيابي مي كردند.
در داخل كشور نيز، روزنامه هاي وابسته به طيف مدعيان اصلاحات، با اختصاص عكس، تيترهاي درشت و درج سرمقاله، يادداشت و گزارش به استقبال از تصميم رئيس جمهور رفته و آن را ستودند. اين طيف از مطبوعات ضمن تقدير از اقدام اخير آقاي احمدي نژاد، يادآور شدند نمي توان اين تصميم را از جمله «ابتكار»ها و «افتخار»هاي آقاي احمدي نژاد دانست، بلكه افتخار اين ابتكار متعلق به آقاي سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق است كه سمبل اصلاح طلبي و آزادي خواهي بود و خيلي جلوتر از آقاي احمدي نژاد تصميم گرفته بود درهاي استاديوم هاي ورزشي را به روي بانوان بگشايد و با مخالفت اصولگرايان روبرو شد ولي اكنون آقاي احمدي نژاد با استفاده از محبوبيت خود در ميان اصولگرايان، اجراي تصميم ناتمام و بر زمين مانده آقاي خاتمي را پي گرفته است.
برخي از روزنامه هاي مدعي اصلاحات نيز در پاسخ به اين سؤال كه چرا رئيس جمهور زمان و شرايط كنوني را براي اعلام تصميم خود انتخاب كرده است، به اعتراض هاي اخير عليه مفاسد اجتماعي و بدحجابي اشاره كرده و نوشتند، اين اعتراض ها به محبوبيت رئيس جمهور لطمه زده بود و احمدي نژاد براي حفظ محبوبيت خود، دست به اين اقدام زده است و پرسيدند؛ «آيا طرح تازه به نوعي در تعارض با شعارهاي دولتي كه به اصولگرايي مشهور است، نيست؟»
و اما، علي رغم استقبال طيف مدعي اصلاحات از تصميم اخير رئيس جمهور، اقدام وي در ميان اصولگرايان و مردم مؤمن و انقلابي كه انتخاب كنندگان اصلي ايشان بوده و بر حمايت خود اصرار داشته و دارند، نه فقط با استقبال روبرو نشد، بلكه اعتراض همراه با تعجب و ناباوري آنان را هم به دنبال داشت.
اصولگرايان -تا آنجا كه طي دو روز گذشته در مجامع و محافل خود مطرح كرده و در تماس هاي پي در پي با كيهان ابراز داشته اند- حضور خانم ها در استاديوم هاي ورزشي براي تماشاي فوتبال را، در صورتي كه شئونات لازم و ضروري رعايت شود، با ارزش هاي اصولگرايانه در تعارض نمي دانند و البته برخلاف آنچه ابراز شده، حضور آنان را يك «نياز مبرم»! و «خواسته حياتي»! و بر زمين مانده نيز تلقي نمي كنند كه دستورالعمل اخير را، گامي بلند! در احقاق حقوق خانم ها بدانند. در اظهارنظرهاي اين طيف، نوعي دلشوره و نگراني از بي هنگام بودن اين تصميم ديده مي شود و بيم آن دارند، حريم قابل احترام خانم ها اولاً به علت فراهم نبودن زمينه ها و شرايط لازم براي اجراي اين تصميم شكسته شود و ثانياً؛ حضور خانم ها در جايگاه تماشاچيان فوتبال را در مقايسه با ارزش هاي گرانقدر زنان و نيازهاي بعضاً بر زمين مانده ديگر آنان در عرصه هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي و... كم اهميت تر از آن مي دانند كه تصميم اخير را به ديده يك ابتكار! از سوي دولت و يا يك افتخار! براي بانوان بنگرند.
در اين باره اشاره به چند نكته ضروري است.
1- فقط نيم نگاهي به فضاي حاكم بر استاديوم هاي ورزشي در جريان برگزاري مسابقات فوتبال، به وضوح نشان مي دهد كه اين فضا نه تنها نامناسب و غيراخلاقي است بلكه در پاره اي از موارد، مشمئزكننده نيز هست و اگرچه مسئولان مربوطه تاكنون تلاش فراواني براي سالم سازي محيط و جلوگيري از حركت هاي زشت و غيراخلاقي برخي از تماشاگران- كه تعدادشان چندان هم كم نيست- به كار بسته اند ولي با كمال تأسف بايد اذعان كرد كه اين فضا همچنان آلوده و غيراخلاقي است.
رد و بدل فحش هاي ركيك، چه به هنگام برگزاري مسابقه و چه بعد از پايان آن، شكستن شيشه اتوبوس ها و مغازه ها، ايجاد مزاحمت براي رهگذران، تعرض به نواميس مردم و... ماجراي تلخ و تأسف آوري است كه تاكنون، تقريباً در تمامي مسابقات فوتبال اتفاق افتاده و كماكان جريان دارد.
آيا رياست محترم جمهوري از اين فضا باخبر نيست؟ به يقين پاسخ ايشان مثبت است. بنابراين، سؤال بعدي اين است كه چگونه با وجود اين فضاي ناسالم و به شدت آلوده و غيراخلاقي، حضور بانوان در اينگونه مسابقات را ضروري دانسته اند؟
البته آقاي احمدي نژاد در نامه خود خطاب به آقاي علي آبادي، رياست محترم سازمان ورزش تأكيد كرده اند: «ضرورت دارد با همكاري وزارت كشور و با برنامه ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان محترم، بخشي از مرغوب ترين مكان هاي تماشاگران... به بانوان و خانواده ها اختصاص يابد.» ولي بايد گفت؛ مگر تاكنون سالم سازي اين فضا وظيفه مسئولان ورزشي كشور و از جمله وزارت كشور و نيروي انتظامي نبوده است؟ و اگر بوده است- كه بوده است- آيا در انجام اين مأموريت موفقيتي داشته اند و يا اين كه اگر آلودگي اين فضا بيشتر نشده باشد، كمتر نيز نشده است.
2- علاوه بر رسانه هاي خارجي كه وانمود كرده اند حضور بانوان به عنوان تماشاچي در استاديوم هاي ورزشي با مباني ديني مخالفت دارد، برخي از مطبوعات وابسته به طيف مدعيان اصلاحات نيز در يادداشت ها و گزارش هاي خود به اين نكته اشاره كرده اند تا آنجا كه يكي از همين روزنامه ها در بخش پاياني سرمقاله خود بعد از تقدير فراوان از تصميم اخير آقاي احمدي نژاد، آورده است؛ «آيا طرح تازه، به نوعي در تعارض با شعارهاي دولتي كه به اصولگرايي مشهور است، نيست؟»
در اين باره گفتني است كه هيچ فقيهي، حضور بانوان با حفظ شئونات اسلامي در استاديوم هاي ورزشي و براي تماشاي مسابقات فوتبال را ممنوع اعلام نكرده است، بلكه شرايط كنوني و فضاي حاكم بر مسابقات فوتبال به اندازه اي ناسالم و آلوده است كه حضور بانوان در اين فضاي آلوده و مسموم، بي احترامي به مقام والا و گرانقدر زنان را در پي دارد، هرچند حضور در اين فضا، مادام كه پاك و سالم سازي نشده باشد، براي مردان نيز، پسنديده نيست، كه اين فقره، خود حديث مفصل ديگري است. بنابراين اگر اعتراض و انتقادي هست- كه هست- در حمايت از جايگاه زنان و پاسداشت حرمت آنان است و صد البته، كساني كه با ذوق زدگي از اين تصميم رياست محترم جمهوري استقبال كرده اند، صرفنظر از نگاه آنان به باورهاي ديني بايد به اين سؤال پاسخ دهند كه آيا براي حفظ حرمت و جايگاه ارزشمند زنان نگراني و دلشوره اي ندارند؟!
3- و بالاخره، انتظار مي رفت رياست محترم جمهوري در اتخاذ اين تصميم شتاب به خرج نمي دادند. بديهي است كه اصولگرايي، شجاعت، پاكباختگي و مردم دوستي ايشان بر هيچ كس پوشيده نيست و بسيارند كساني كه در جريان انتخابات در پي توهم پراكني هاي دروغين و بعضاً ناجوانمردانه عليه احمدي نژاد، به ايشان رأي ندادند ولي در فاصله اي كوتاه بعد از انتخاب ايشان، نه فقط بر رأي نداده خويش افسوس خوردند، بلكه از ژرفاي دل به حضور ايشان در رأس قوه مجريه كشورشان افتخار كرده و مي كنند و از اين روي يك تصميم شتاب زده و احياناً حساب نشده از جانب ايشان اگرچه كمترين گردي بر چهره محبوب وي نمي نشاند، ولي انتظار آن است كه جناب احمدي نژاد، در تصميم اخير تجديدنظر كنند تا اين دستور احياناً، زمينه اي براي سوء استفاده كساني نباشد كه حرمت زنان شريف اين مرز و بوم را پاس نمي دارند.

حسين شريعتمداري

 

 

خــبـــر

 

رابطه انفجار در مصر با هشدارهای قبلی رژیم صهیونیستی به اتباع اسرائیلی

سازمانهاي مصر نقش رژيم صهيونيستي را در انفجارهاي شهرك توريستي الدهب بررسي مي كنند .

به گزارش واحد مركزي خبر ، منابع مطبوعاتي درلبنان گفتند: سازمان هاي امنيتي مصر در حال بررسي اطلاع اسرائيل از انفجارهاي دو روز پيش در شهرك توريستي الدهب صحراي سينا هستند كه 18 كشته و دهها زخمي بر جاي گذاشت.

اين منابع افزودند: سازمان هاي امنيتي مصر به دقت ابعاد هشدار پيش از انفجار كابينه اسرائيل را بررسي مي كنند كه از صهيونيست ها خواست از سفر به صحراي سينا خودداري كنند.

به گفته منابع مطبوعاتي لبنان‌, ممكن است مصر به طور رسمي خواستار توضيح از اسرائيل درباره علت اين هشدار شود .

 

یارانه بنزین یک پاترول ماهانه بیش از 10 برابر حداکثر مستمری ماهانه کميته امداد برای خانواده های 4 نفره است

 

معاون برنامه ریزی و امور مجلس کمیته امداد امام خمینی گفت: حداکثر مستمری که این نهاد به خانواده های تحت پوشش پرداخت می کند ، ماهانه 50 هزار تومان است.

حسینی فشمی در گفتگو با مهر ، افزود: با توجه به رشد اعتبارات کمیته امداد در بخشهای مختلف ، بودجه مربوط به مستمری مددجویان و خانواده های تحت پوشش نیز افزایش یافته است. به طوری که حداکثر میزان مستمری پرداختی به خانواده های 5 نفره و بالاتر در نظر گرفته شده است.

وی خاطر نشان کرد: در سال جاری به خانواده های یک نفره 25 هزار تومان ، 2 نفره 30 هزار تومان ، 3 نفره 35 هزار تومان و4 نفره نیز 40 هزار تومان مستمری پرداخت می شود.

معاون برنامه ریزی و امور مجلس کمیته امداد تاکید کرد: البته افزایش مستمری های اختصاص یافته باز هم مشکلات معیشتی و رفاهی مددجویان را برطرف نمی کند و امیدواریم با افزایش متمم بودجه ، بتوانیم در جهت رفع مشکلات خانواده های تحت پوشش اقدامات موثری انجام دهیم.

ملاحظات: در حالی مستمری یک خانواده 4 نفره ماهانه 40 هزار تومان است که یارانه بنزین یک ماشین پاترول اگر فقط هفته ای دو بار باک خود را پر کند ماهانه بیش از 10 برابر این رقم یعنی ماهانه بیش از 400 هزار تومان است. پیدا کنید عدالت را!

 

روانـشـنـاسـی

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی وسوم

 

در این میان چشم زلیخا به بتی افتاد که در آن اتاق بود و معبود زلیخا به شمار می رفت . او که خوب می دانست در تدارک چه گناه عظیمی است  و بنای آن دارد تا به همسرش خیانت کند احساس کرد بتی که هر روز آن را می پرستید خیره خیره به او نگا ه می کند . شتابان پارچه ای بر صورت بت انداخت تا در ارتکاب آن خطای بزرگ آسوده تر باشد !

اما بخوانید از یوسف این قهرمان پاکی و تقوا در یکی از سخت ترین آزمون های الهی قرار دارد . جوانی که در اوج تمایلات  و هیجانات است .با صحنه ای بس وسوسه انگیز و فریبنده مواجه شده . اما او که سرشار از معرفت و پاکدامنی است بجای آن که تن به خواهش های نفسانی بسپارد و اسیر وسوسه های این زن شود خدای مهربان پروردگار بینا و الطاف فراوان او را به خود یادآور می شود و بانگ بر می آورد که: پناه بر خدا.  تو از این بت بی جان که نه می بیند و نه می شنود شرم می کنی  من از خدای بینای خود نترسم ؟

همان خدایی که اینهمه به من لطف کرده و مرا در تاریکی آن چاه آرام ساخت و دعایم را اجابت کرد و نجاتم داد و مرا گرامی داشت. هرگز! هرگز تن به گناه آلوده نمی سازم . و به عزیز مصر که به من محبت داشته خیانت و ظلم نمی کنم که ظالمان هرگز رستگار نمی شوند .

 

*********************

 

این فراز از داستان حضرت یوسف علیه السلام  حاوی نکات  درس ها و پیام های فراوانی است که می تواند چراغ هدایتی برای ما به شمار آید .

 

گفتگو های غیر ضروری دامگه شیطان

 

اولین نکته این که همسر عزیز مصر برای آنکه یوسف را به دام معصیت بکشاند سخن را با گفتگو های نرم وملایم و البته سرشار از احساس و محبت اغاز کرد . اگرچه زلیخا از ابتدا قصد گناه داشت به نظر می رسد اساسا گفتگو با جنس مخالف ( آن که محرم ما نیست) یکی از اولین گام های شیطان و لغزش گاه های جدی انسان است .

اگر در گفتگو با جنس مخالف براستی ضرورتی جدی باشد منعی ندارد .اما عمده وسوسه های شیطان در گفتگوی روابط غیر ضروری صورت می گیرد .

صحبتی که خودمان می دانیم ضرورتی نداشته و ناشی از تمایلات نفسانی است که البته با توجیه های ریز و درشت توام است .

دختر و پسر دانشجویی که هردو قصد و نیتی پاک دارند ابتدا به صحبت های ضروری بسنده می کنند (اگر ضرورتی در کار باشد) اما به تدریج همین گفتگو ها غیر ضروری می شود و با عادی شدن روابط روند آن گرم تر و صمیمانه تر می شود . و به شوخی و تفریح می انجامد.

گفتگوهای غیر ضروری با کسی که محرم ما نیست اولین حلقه ی نفوذ شیطان است. و اگر در همین بدو امر کسی به ما تذکر و توجه داد تا ما را از آن باز دارد با غیافه ای حق به جانب بانک بر می آوریم که:

مگه به خودمون شک داریم؟ ما که منظوری نداریم. تو چقدر فکرت خرابه .  مگه چه اشکالی داره؟ یه کم باز فکر کن  چقدر بسته فکر می کنی!

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

مسئول: نجمه نجف زاده

وبلاگ: پرچین راز

 

امید

 

هنوز کودکم میان پرچین ها

سکوت شب نه سرود سحر کشیده ام اینجا

هنوز خنده های دلم زیباست

مترسک امید من بی خیال این شبهاست

به روی تک تک شبهای خیس تنهایی

نوشته ام امید من فراتر از اینهاست

(نوشته ام غروب میمیرد

تمام قصه های شب غبار میگیرد)

دلم هنوز پی بازی هاست

پی ستاره دنباله دار رویاهاست

دلم پر عطر گل اقاقی هاست

پی شکفتن امید یک رویاست

دلم بی خیال این شبهاست

سکوت و باران شب ترانه اینجاست

هنوز خسته از آسمان شبها نیست

دلم هنوز امید شبهای بی رویاست

 

 

طــنــز

 

به یاد  گل آقا ...

 (به مناسبت ۱۱ اردیبهشت، سالروز آسمانی شدن گل آقای ملّت ایران)

 

          تو دل پاییزیمون مثــــــل بهــــــــاری گل آقا!

          واسمون شکوفه ی شـــــادی میاری گل اقا!

         هنـوزم باغبـــــــــون شــــــــادی این جماعتی

         رولباشون گـل لبخنــــــــــــــد میکاری گل آقا!

         واسه ایرونی جماعت هنــوزم کــه هنـــــوزه

         داداش و قــارداش و کاکـــو و براری گل آقا!

          تو دل ملّتی  که عمـــــری گل آقاشــون بودی

          می دونم کــــه تـــا همیشه موندگاری گل آقا!

         شاغلام،غضنفـر و ممصادق وعیال ،همه ش -

         کارشون بی تــــــو شده گریه وزاری گل آقا!

         هیشکی نیس که دود بده سبیلای شاغلامــــو

         طفلکی دپرسه و تـــــوی خمــــــاری گل آقا!

         چی بگم آخـــه به این چن تا عوام بی سوات

         می بینم وقتی کــه اشکاشونو جاری گل آقا!

         الکی میگن: تو مُردی!ولی من خوب میدونم

         تــــو بهشت زنده ای و مشغول کاری گل آقا!

        عین اینجا که بودی؛ با دوکلوم حرف حساب –

         بازم اونجــــا هفته نامـــــه در میاری گل آقا!

        شنیدم اونجــــــا " عبید" اومده ســـــر دبیرته

        میگیـــــره کلّی ازت اضافــــــــه کاری گل آقا!

        واسه اینکــه "سوزنی" دسته گلی به آب نده

        اونــــــــــو کردی مسوول بخش اداری گل آقا!

        "اشرف الدین" تو روابط عمـــومی مشغــوله

        "دخــــو" هم تــــــو قسمت حسابداری گل آقا!

        شنیدم فرشته هـــــــــا هی میذارن سربه سرت

        هی میرن میان میگن : سوفاف نداری گل اقا!؟

        می دونم توی بهشت ســـــوژه فت وفراوونــه

        باز قلم دستته دنبـــــــال شکـــــــــاری گل آقا!

         رفقـــــــــا به پیشوازت اومدن بهت میگــــــن:

         می دونستیم مــــــارو تنهــــا نمیذاری گل آقا!

        "فینگیلی" "زالاس" "فلانی" همه یارای قدیم

         تو بغـــــــــل گرفتنت به رسم یـــــاری گل آقا!

        اینطرف "بلبل گویـــــــا" داره چهچه می زنه

        اونطرف بـــال می زنه "خروس لاری" گل آقا!

         توی قـــــاب دل مردم می مونه تـــــا به ابــــد

        یــــاد تـــــــــــو مثل یه عکـس یادگاری گل آقا!

        غیر دوری شمــــــــــــا تو دلمون ملالی نیس

        که اونم با یادتــــــــــون میشه فراری گل آقا!

        به تموم رفقـــــا سلام مـــــــــــــارو برســـــون

        یه سلام پر از وفـــــــــــا ودوستداری گل آقا!

        دستتم که خوب شده دیگــــــــــه بهونه نداری

        پس فراموشت نشه نامه نگـــــــــاری گل آقا!

        بیش از ایـــــن  مصـدّع وقت شریفت نمی شم

        قافیــــــــــــه برام آورده "بدبیــــاری" گل آقا!!

        باس ببخشی که نشد لایق تــــــــو شعری بگم

       "بوالفضول" موند و یه دنیا شرمساری گل آقا!

             

.............................................................

اسامی مستعار طنز پزدازان:

فینگیلی : زنده یاد مرتضی فرجیان

زالاس : شادروان سیّد محمّد(ناصر) اجتهادی

فلانی:  مرحوم استاد ابوتراب جلی

بلبل گویا: مرحوم مهندس محمد علی گویا

خروس لاری: مرحوم استاد ابوالقاسم حالت

 

همه ی این زنده یادان  توفیقی بودند و بعد گل آقایی شدند!( جز مرحوم" ناصر اجتهادی" که در اوایل دهه ی شصت به دیار باقی شتافت و عمرش کفاف نداد تااز دیشلمه ی گل آقایی نصیب برد!)

 

.........................................................................................................

 

عبید و سوزنی : بی نیاز از معرفی!

اشرف الدین : مرحوم سیّد اشرف الدین حسینی معروف به نسیم شمال

دخو: علّامه ی فقید مرحوم دهخدا

بوالفضول الشعرا

 

دیــنــی

 

خويش گمشده من

 

اين تذهبون ؟

يک بار شنيديم بزرگي مي گفت وقتي به امام سلام مي دهيم حتما جواب مي دهد چون جواب سلام واجب است وامام واجب را ترک نمي کند اين ترافيکهاست ( ترافيک دنيا ) که نمي گذارد ما جواب را بشنويم ! چقدر متاثر کننده است !

ولي ما به اين حال ديگه عادت کرديم خداوند مي فرمايد بعد از مرگ خواهد فهميد .

اباعبدالله حديث بسيار زيبايي دارند :

دين لق لقه دهان مردم است

واقعا ما هم اين طور هستيم کي مي خواهيم بفهميم ؟ واقعا دير شده است بايد قدر لحظات را دانست.

.يا حي الذي يحي الموتي جانم را زنده کن وببخش مرا با نعمتهايت گناه کردم چه افسوسي بدتر از اين خدايا حسرت را در اين دنيا نصيب فرما ! تا به خودم بيايم ! مي گويند قيامت روز تغابن است خوب وبد هر دو به اين حال مبتلا هستند

خدايا ببخش بر پاهايي که مي رود اما نه بسوي تو ، بدني که فرسوده مي شود اما نه براي تو !نه براي تو! يعني نه براي صاحبش ! ببخش بي آبرويي دلهايمان را به ياد همه است به غير از آقايش

يا مهدي تا نظرت نباش چطورمن درست شوم ؟ به حر آقايش نظر کرد وتوفيق يافت که در پشت آقايش نماز بخوابد واولين کس بود که در رکاب اباعبدآلله به شهادت برسد . اقا جان يک نظر شما کافي است

به اميد کسب لياقت براي جلب عنايت مولا صاحب الامر

منبع

 

ترفند رایانه ای:

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (2)

 

ظاهر تازه

گرچه منوها و نوار ابزارها تغيير شديد و چشم گيري نكرده اند ولي به گونه اي متفاوت به نظر مي رسند. ظاهر تخت و بي پيرايه آفيس XP و 2000 دستخوش تغيير شده است: جعبه ابزارها و نوارهاي حاشيه اي منوها با يك انحناي استوانه اي برجسته و قابل لمس شده اند. دكمه ها و سرمنوها زماني كه نشانگر ماوس روي آنها قرار مي گيرد نارنجي كم رنگ مي شوند و اگر آنها را بفشاريد رنگ نارنجي آنها پر رنگ مي شود. اينها گذشته از جذاب كردن محيط كار، به رويت پذيري اجزاي محيط كار مي افزايند، مثلا به راحتي متوجه مي شويد كه آيا حالت پر رنگ انتخاب شده است يا نه. گذشته از جنبه هاي ظاهري اين ويرايش مي توان گفت كه آنچه Office 2003 را بيش از همه خواستني مي كند در سه حرف خلاصه مي شود – XML . اين نيز همانند HTML يك mark-up language است و از برچسب ها تشكيل مي شود. اما در حالي كه HTML در درجه اول متوجه ظواهري مانند ‹ Font › است،برچسب هاي XML مي توانند به محتوا آدرس دهي كنند و با توجه به طرح كلي ( Schema ) تعريف شوند. بنابراين، به عنوان نمونه گروهي از توليد كنندگان پنير مي توانند يك برچسب ‹ Bordeaux › تعريف كنند كه نشان مي دهد داده اي با اين برچسب دربردارنده اطلاعاتي از پنير توليد بردو است. علاوه بر اين، مستنداتي كه با فرمت XML ذخيره شده اند را مي توان با موتورهاي ديگر پردازش داده بر پايه نوع داده شان مورد جست و جو قرار داد، نه فقط بر پايه كلمه هاي ساده. برتري اين روش روشن است- مانند اين است كه براي پيدا كردن اطلاعات يك پرواز به خصوص از يك موتور جست و جو مناسب مانند Expedia استفاده كنيد، نه اين كه عبارت “ flight+tehran+rome+Tuesday ” در Google تايپ كنيد. XML را همچنين مي توان توسط سرويس هاي وب براي انجام كارهايي چون فعال كردن يك نرم افزار ثبت سفارش در جهت كار با يك برنامه كنترل سهام در يك سازمان يا سازمان هاي مختلف به كار گرفت

 

داسـتـانـک

 

مسئول: فرنوش

 

بابا آب داد .

 

دختر روی زمین دراز کشیده بود و می نوشت بابا آب داد .

پدر پارچ آب را روری سفره کوبید و داد زد . کار همیشه اش بود . مادر گریه کرد و بلند شد.

 چادرش را سر کرد . کار همیشه اش نبود .

دختر در کتابش به دنبال جمله ی مادر رفت گشت .

 

عکس و مکث

 

با مسئولیت : ساحل

 

http://usera.imagecave.com/hra62302/11.jpg

 

حرف آخر:

 

الهی! وقتی بیدار شوم، که هنگام خوابیدن است!

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:43  توسط حمید رضا الوندی  | 

مطالب قدیمی‌تر