نسل سوم 21
هفته نامه
(21)
شماره بیست و یک ـ سه شنبه 29 فروردین 1385
قبل از هر چیز سلام!
تعطيلات با سس آرامش
بعد از پايان تعطيلات نوروز و آغاز سال كاري جديد حرف و حديث هاي فراواني درخصوص كيفيت گذشتن اين سيزده روز دوست داشتني گفته شده و نوشته شده است.
اما يكي از نكاتي كه شايد در جايي به آن اشاره نشده باشد، اين است كه خانواده هاي ايراني بعد از چند سال سرانجام يك تعطيلات نوروز را بدون دغدغه سياسي پشت سر گذاشتند!
اگر تقويم سياسي سال هاي اخير را يك ورق ساده بزنيم مي بينيم كه خدا را شكر هيچكدام از آنها خالي از يك چالش، حادثه، واقعه و يا جنجال سياسي كه دامنگير كل كشور شود، نبوده اند. از ترور سعيد حجاريان و فضاسازي هاي مسموم اصلاح طلبان بعد از آن و تشكيل دادگاه تخلفات غلامحسين كرباسچي گرفته تا حمله آمريكا به عراق و متشنج شدن منطقه و غيره و غيره.
آنچه كه در اين سال ها تقريبا مي رفت كه به يك آرزوي دور و دراز و دست نيافتني تبديل شود، رسيدن ايام نوروز و گذراندن تعطيلات نوروزي در سايه يك آرامش و بي دغدغگي كاذب بود، اتفاقي كه سرانجام امسال تا حد زيادي حاصل شد و به تعطيلات نوروز طعم دلنشيني بخشيد.
بركت نام پيغمبر اسلام بر ثانيه به ثانيه سال جديد و سياست مهرورزي دولتمردان دولت نهم و همه و همه را شايد بتوان دلايل وجود و ظهور اين امنيت ذهني و رواني در تعطيلات امسال دانست، امنيتي كه از نشانه هاي آن مي توان به افزايش نزديك به 40درصدي آمار سفرهاي برون شهري ايرانيان در اين ايام و كاهش 20درصدي جرم و جنايت در آن اشاره كرد.
به هر حال تعطيلات با رنگ ريلكسي و نفس آرام كشيدن به همه چسبيد، فقط دعا كن اين رنگ ماندني باشد و با هر باران تندي از آسمان ما نپرد!
تیتر یک
از حزب اعتماد ملي تا وزارت نفت در گپ و گفت با اسماعيل ططري
حزب تشكيل داديم تا به ما حمله نشود!
در سال 1372 هنگامي كه انتخابات چهارمين دوره مجلس شوراي اسلامي در كرمانشاه برگزار شد شخصيتي در ميان نامزدها حضور يافت كه توجه عامه مردم را به خود جلب كرد كه شايد چهره خاص و سخنراني هاي صريحش باعث اين موضوع بود.
در همان ايام در هر خانه و محله اي در كرمانشاه صحبت از ططري و سخنان و حكايت هايش بود، كه اغلب به طنز تعبير مي شد.
حاج اسماعيل ططري با رأي نزديك به صد هزار نفر در ميان كانديداهاي متعدد به عنوان نماينده اول كرمانشاه به مجلس شوراي اسلامي راه يافت، اما حكايت هاي او در ميان مردم همچنان باقي بود.
در دوره پنجم مجلس، رأي لازم را كسب نكرد اما در سال 1379 مجددا با رأي هشتاد هزار نفري به عنوان نفر اول كرمانشاه به مجلس ششم راه يافت، اما در انتخابات مجلس هفتم ناكام ماند.
ططري در طول اين سال ها هميشه يكي از سوژه هاي مدنظر خبرنگاران بوده و مصاحبه هاي متعددي از او در نشريات جناح هاي مختلف به چاپ رسيده است، و شايد دليل اين امر هم صداقت در گفتار و صراحت كلام او باشد. چرا كه تمام واقعيت ها را بدون كمترين غل و غشي بيان مي كند و در دوران نمايندگي اش يكي از معدود نمايندگاني بود كه هميشه و در همه حال پاسخگوي مردم بود و در عين صداقت و درستي با موكلينش رفتار مي كرد.
ططري به ادعاي خود چه در دوران نمايندگي و چه بعد از آن در زير پرچم هيچ جناحي نبوده بلكه از هر دو جناح بعضي اوقات حمايت و يا انتقاد كرده، و به كارهاي حزبي هم هيچ اعتقادي ندارد!
وي در ادبيات نيز دستي دارد و كتاب «گلزار بهشت» مجموعه اشعار اوست كه چند سال پيش منتشر شد.
ططري از زمان دولت سابق تاكنون مشاور وزير نفت و مشاور عالي حجت الاسلام مهدي كروبي است. با او گفتگويي انجام داده ايم كه ديدگاه هاي صريح و بي پرده اش، از مسائل جوانان گرفته تا عملكرد دولت قبلي و فعلي و تا حزب اعتماد ملي و رابطه اش با مهدي كروبي بسيار جالب و خواندني و صدالبته قابل تأمل است.
نكته پاستوريزه: پاسخ پرسش ها عينا جملات آقاي ططري مي باشد!
- تازگي ها كم پيدا شديد!
¤ ديگر انگيزه اي ندارم، و به اين مطبوعات اطمينان ندارم، هر چند رسالتشان را خوب انجام داده اند ولي بعضا مي گويم سلام آنها مي نويسند عليك سلام!
- چطور با كيهان حاضر به مصاحبه شديد؟
¤ البته من از كيهان هم گله مندم، چند سال پيش با من مصاحبه كرد و حرفهايم را عوضي نوشت، اما حالا شما چون قول داديد و گفتيد حرف هايم را عوض نمي كني ، ديگر گفتم عيب ندارد.
-من عين جملات شما را خواهم نوشت!
¤ اگر صلاح دانستي جاهايي را اصلاح كن، اما مواظب باش سرم را به باد ندهي!
-دلتان براي نمايندگي در مجلس تنگ نشده؟
¤ نخير، چون كار سختي است و بايد به مردم خدمت بكنيد، نمي شود كه آراي مردم را بگيريد و بي تفاوت باشيد.
-در حال حاضر به چه كاري مشغوليد؟
¤ فعلا كه مي بينيد در وزارت نفت هستم.
-در چه سمتي؟
¤ فعلا جزو مجمع حوزه وزارتي هستيم كه در زمان آقاي خاتمي و به دستور ايشان و با حكم آقاي زنگنه تشكيل شد.
-چقدر با جوان ها در ارتباطيد؟
¤من جوان ها را دوست دارم، چون اينها نسل ما هستند.
-وضعيت جوان ها را چگونه مي بينيد.
¤ حيف است اين جوان ها بدون هويت باشند، بدون اينكه بدانند كجائيند، و نسل و نياكان خود را بشناسند.
-وضعيت دانشگاه ها را چگونه مي بينيد؟
¤ وضعيت دانشگاه ها از نظر ادبيات زياد جالب نيست، چون هويت ايراني دارد از بين مي رود و تقاضا دارم از اساتيد مجرب دانشگاه كه كتاب شاهنامه فردوسي را در دانشگاه ها تدريس كنند!
-يعني مشكل دانشگاه ها در همين خلاصه مي شود؟!
بله، شايد بعضي ها فكر كنند چون اسم شاه دارد نبايد آنرا مطالعه كرد اما هيچ كس به اندازه فردوسي با پادشاهان مبارزه نكرد.
-تلويزيون مي بينيد؟
¤ بله اما برنامه هايش زياد جالب نيست.
-يعني تمام شبكه ها!؟
¤ حالا تازگي ها آقاي ضرغامي دستي به سروگوش شبكه ها كشيده ولي برنامه اي كه هويت ايراني داشته باشد، ندارند.
-موسيقي چطور؟
¤ بله، موسيقي سنتي ايران را گوش مي كنم مثلا صداي آقاي شجريان، شهرام ناظري، سيدخليل عالي نژاد، مرحوم درويش اميرحياتي، ايرج، بنان سيدعلي اصغر كردستاني.
-زنگ موبايل تان هم از همين آهنگ هاي سنتي است؟
¤ بله، آهنگ علي گويم، علي جويم، از مرحوم درويش اميرحياتي
-درآينده اي نزديك شما را در چه جايگاهي خواهيم ديد؟
¤ من عاشق هيچ جايگاهي نيستم، عاشق اينم كه عدالت در اين كشور پياده شود.
-چه تعريفي از عدالت داريد؟
¤ يعني هركس بايد سرجاي خودش باشد، اين ارزش دارد و افراد فرومايه را به كارهاي بزرگ نگذارند.
-خود شما براساس چه توانمندي به وزارت نفت آمديد؟
¤ من در مجلس ششم عضو كميسيون انرژي بودم و در اين رابطه به كشورهاي مختلفي سفر كردم و از قبل هم اطلاعاتي درباره نفت داشتم.
-عملكرد دولت احمدي نژاد را چگونه مي بينيد؟
¤ فعلا كه در اين چند ماهه چيزي نديديم و فعلا قضاوت در اين زمينه زود است فقط چيزي كه من مي بينم اين است كه افراد خبره را كنار مي گذارند.
- يك نمونه از اين افراد خبره را نام مي بريد؟!
¤ مثلا مهندس زنگنه در وزارت نفت...
-عملكرد دولت خاتمي را چه طور ارزيابي مي كنيد؟
¤ دولت نسبتا موفقي بود، البته در حد خودش.
-يكي از موفقيت ها را بگوئيد.
¤ مثلا آزادي مطبوعات.
-دامنه آزادي بي حد و حصر مطبوعات در زمان آقاي خاتمي هرج و مرج هايي را به وجود آورد، اينطور نيست؟
¤ اين ديگر مقصر مردم بودند نه آقاي خاتمي، و نيروي انتظامي نبايد بگذارد!
-به نيروي انتظامي چه ربطي دارد؟
¤ ما بايد تحمل داشته باشيم چون از خدا بالاتر نمي شود فكر كرد و خدا شب و روز و تضاد را خلق كرد تا تكامل به وجود بيايد.
- اگر جاي احمدي نژاد بوديد چكار مي كرديد.
¤ حالا كه نيستيم، و اصلا ما را تأييد نمي كنند. من شيعه هستم آنهم شيعه تندي هستم، هشت سال هم با صدام درگيري داشتم و دو دوره هم نماينده مجلس بودم، چرا بايد مرا تأييد نكنند؟!
- هشت سال نماينده كرمانشاه بوديد، براي مردم چكار كرديد؟
¤ كارخانه پتروشيمي به كرمانشاه بردم، راه آهن غرب كشور، فرودگاه بين المللي، برق كشي به روستاها، 120 هزار نامه مردم كرمانشاه را پاسخ دادم.
- اخيراً مي خواهند جشنواره اي به نام انتخاب دختر نمونه برگزار كنند، شما چه نظري داريد؟
¤ من نمي دانم چون اطلاع ندارم، كجا مي خواهند اين كار را بكنند؟
- در ايران، مثلا يك نفر را به عنوان دختر نمونه انتخاب كنند.
¤ مثل زمان شاه كه دختر شايسته بود... اين سؤال مربوط به زنان است بعد شما اين را از من مي پرسيد؟ مي خواهيد يك چيزي از زبان من عليه زن ها بيرون بيايد و بعد برايم دشمن درست كني!
- شما كه يكي از نزديكان آقاي كروبي هستيد، چه تعريفي از ايشان داريد؟
¤ آقاي كروبي يك مرد بزرگ، يك چهره با شخصيت و يك مجتهد با سواد هستند.
- به نظر شما چرا در انتخابات رأي نياورد؟
¤ البته اين سؤال را من بايد از شما بپرسم. آقاي كروبي تا 5 صبح نفر اول بود اما روزنامه كيهان ساعت 12 شب يعني درست 5 ساعت قبل اعلام كرد كه خبرها را ببنديد و كاسه كوزه ها را جمع كنيد و به خانه هايتان برويد. رئيس جمهور مشخص شد! حالا يك دفعه چطور ورق برگشت و اين چه معجزه اي بود من نمي دانم!
- خب اين يك شگرد ژورناليستي حرفه اي بود براي پيش بيني يك مسئله سياسي!
¤ والله نمي دانم.
- برويم سراغ اعتماد ملي و نقش حضرتعالي در آن!
¤ بنده مشاور عالي آقاي كروبي در تمام غرب ايران و تمام زمينه ها هستم. اما خودم را درگير حزب نمي كنم چون نسبت به هيچ حزبي خوش بين نيستم، ولي به آقاي كروبي خوش بينم.
- چه معياري براي انتخاب افراد سرپرست حزب اعتماد ملي در مناطق غرب كشور داريد؟
¤ اولا بايد از نظر تقوا و دين و ديانت پاك باشد، آدمي نباشد كه برود دنبال دلالي و كاسبي و تجارت و كارتي نشان دهد كه من عضو حزب فلاني هستم و سوءاستفاده نكند...
- استان هاي غربي از استان هاي توسعه نيافته كشور هستند. اين حزب اعتماد ملي در اين استان ها چه كمكي به مردم خواهد كرد؟
¤ بايد عرض كنم كه حزب اعتماد ملي نه هيئت دولت است و نه مجلس شوراي اسلامي است...
- يعني در اين زمينه ها كاري نمي خواهد بكند؟
¤ اين يك حزب مردمي است و هيچگونه بودجه اي را در دست ندارد و نمي تواند كار بيافريند، مگر اداره كار يا تأمين اجتماعي است!
- منظور من اين است كه حزب اعتماد ملي براي مردمي كه در فقر معيشتي به سر مي برند مي خواهد چه كار مثبتي انجام دهد؟
¤ خب، حزب هاي ديگر چه كار كردند و چه معجزه اي انجام داده اند، اين هم يكي از آنهاست! شما معجزات آنها را بگوئيد تا من هم از معجزات اين برايتان بگويم. يك تعدادي جمعيت دور هم جمع شده اند به عنوان حزب، مي گويند دور و برهم جمع شويم و به هم تكيه بزنيم تا به ما حمله نشود...!
- خب، همين حزب اعتماد ملي با تعريف جالبي كه از آن ارائه نموديد آيا براي استان هاي محروم غربي كشور لازم است؟
¤ براي هر جايي لازم است مثل شناسنامه مي ماند، شناسنامه كه نمي شود نان و آب، فقط براي انتخابات خوب است.
- مي گويند حزب اعتماد ملي شاخه كرمانشاه دفترش در تهران است!
¤ نخير، آخر مگر مي شود چنين چيزي! كرمانشاه به عنوان محوريت غرب كشور براي اين حزب در نظر گرفته شده...
- چه كاري در حزب اعتماد ملي انجام مي شود؟
- خيلي كارها مي شود كرد.
¤ مهم ترين اين خيلي كارها؟
- مثلا حفاظت از آراء مردم تا آراء از بين نرود!
¤ مگر حزب اعتماد ملي قدرت اجرايي دارد و مي تواند در فرمانداري ها و بخشداري ها حضور داشته باشد؟!
¤ قدرت اجرايي ندارد، همين كه مردم در صحنه باشند و خانه نشين نشوند. مثلا اگر يك نفر حرفي بزند فردا او را مي گيرند، ولي اگر در حزب باشد مورد حمايت قرار مي گيرد! حزب روزنامه دارد و اگر يكي از افرادش را بگيرند فردا سروصداي راديوهاي خارجي بلند مي شود! خصوصاً اين حزب آقاي كروبي، چون آقاي كروبي بچه عشاير است.
- با اين اوصاف، چگونه شما عضو حزب اعتماد ملي نيستيد؟
¤ من سعي مي كنم كه اين آزادي ام را حفظ كنم و در چارچوب حزب محدود نشوم و اختيارم دست خودم باشد، چون اگر عضو اين حزب بودم بايد اول از حزب براي مصاحبه اجازه مي گرفتم.
- يعني اعضاي حزب اعتماد ملي براي مصاحبه بايد اجازه بگيرند؟
¤ خب در آن صورت نبايد با روزنامه كيهان! مصاحبه مي كردم.
- عملكرد حزب اعتماد ملي را چگونه مي بينيد؟
¤ فعلا كه شق القمري نديده ايم كه از معجزاتش بگوئيم! فقط آقاي كروبي را كه مي بينم موي بدنم راست مي شود، واقعا آقاي كروبي يكي از يادگاران آثار باستاني و ديني و ملي ماست!
- يكي از خصوصيات بارز آقاي كروبي را بگوئيد.
¤ تمام فكر و ذهن و دغدغه اش درباره مملكت، ملت ايران است و دلش براي مردم زياد مي سوزد و با مردم زياد ارتباط دارد.
- شما درباره اظهارات صدراعظم آلمان كه گفته است؛ ايراني ها لياقت استفاده از انرژي هسته اي را ندارند، چه نظري داريد؟
¤ دشمن كه از ما تعريف نمي كند و نبايد توقع تعريف از آلماني ها و اروپايي ها داشته باشيم، ضمنا آلماني ها اگر بشر بودند يك زني رئيسشان نمي شده! و اگر شعور داشتند به دنبال اين زن رقاص! كه معلوم نيست چه زني است راه نمي افتادند و واقعا اين زن براي آلماني ها يك ننگ بزرگي است و نبايد اين بلا را سر خودشان مي آوردند...
- با توجه به اين موضع شما، چرا آقاي كروبي در ديدار اخيرشان با سفير آلمان هيچگونه اعتراضي به سفير آلمان نكردند؟
¤ خب ايشان چرا اعتراض كند، بايد دولت اعتراض كند.
- اگر آقاي كروبي واقعا دغدغه مردم را دارد بايد اعتراض مي كرد.
¤ نخير، آقاي كروبي و حزبش آزاد و مستقل هستند!
- مستقل از چه، از مردم؟
¤ نخير، آقاي كروبي نمي تواند ميهمان خود را برنجاند و چيزي بگويد كه او ناراحت شود.
- چه مصلحتي بالاتر از منافع مردم و كشور!
¤ خب آلماني ها نبايد اين طوري مي كردند!
- درباره شبكه اختصاصي ماهواره اي چه نظري داريد؟
¤ كار خوبي است و بايد باشد چون صدا و سيما جوابگو نيست. الان غرب ايران از صدا و سيما نااميد است، نه آهنگ كردي، نه لري و...
-شهرهاي غرب كشور شبكه مستقل دارند. مثلا كرمانشاه شبكه زاگرس دارد؟
¤اما تنها چيزي كه تويش نيست زاگرس است، موسيقي غرب ايران ريشه موسيقي كل ايران است.
- يعني اگر شبكه ماهواره اي آقاي كروبي افتتاح مي شد صرفاً آهنگ كردي و لري پخش مي كرد!؟
¤ در تمام زمينه ها كار مي كرد.
- آيا اين حركت آقاي كروبي تقابل با جمهوري اسلامي و همسو شدن با دشمنان كشور نيست؟
¤ نخير، وقتي آدم ناچار باشد و از صدا و سيما نااميد باشد...
- مگر شما چه خواسته اي از صدا و سيما داريد كه برآورده نشده است؟
¤ من هشت سال در جنگ با صدام رئيس بسيج عشايري غرب كشور بودم، يكبار صدا و سيما نيامد از من در اين رابطه بپرسد، مگر ما آدم نبوديم!
- آقاي كروبي گفتند كه خانم ها بايد وارد مجلس خبرگان شوند، شما چه نظري داريد؟
¤ چه عيبي دارد بفرمايند و وارد شوند!
- يعني شما موافقيد؟
¤ تا جايي كه به حيثيت زن ها لطمه نخورد چه اشكالي دارد، اما نه هر زني...! چون شايد يك وقتي مرد و مجتهد نبود، پس مملكت بدون سرپرست باشد!
- يعني اگر نسل مردها منقرض شود؟
¤ نخير، در جهان سوم و هيچ كجاي دنيا حتي آمريكا اين چنين چيزي جا نمي افتد كه زن همه كاره باشد، چون نمي تواند آن قدرت مرد را داشته باشد.
- ببينيد، سؤال من اين است كه شما به عنوان مشاور عالي آقاي كروبي آيا موافق حضور زن در مجلس خبرگان رهبري هستيد يا نه؟
¤ بله موافقم.
- يعني يك زن مي تواند رهبر يك ملت را انتخاب كند؟
¤باب اجتهاد در تشيع باز است!
- پس طبق نظر شما، يك خانم مي تواند يك آيت الله را به عنوان مرجع تقليد و رهبر ساير شيعيان جهان انتخاب و معرفي كند.
¤ نخير نمي تواند!
- پس چطور مي تواند عضو مجلس خبرگان رهبري باشد؟
¤ خب زني كه در حوزه علميه هست مي تواند براي كشورداري نظر بدهد... براي رضاي خدا سر من را به باد نده!
یادادشت
تنديس هولوكاست را در همدان نصب كنيد
تاكنون انديشمندان و مورخاني در اروپا و سراسر جهان موضوع هولوكاست را مورد بررسي قرار داده اند و مكتوباتي نيز در اين زمينه به چاپ رسيده است. اما از چند ماه گذشته و مشخصاً از زماني كه رئيس جمهور ايران (محمود احمدي نژاد) به عنوان اولين مقام دولتي، در اظهارات خود هولوكاست يا به اصطلاح نسل كشي يهوديان در اردوگاه هاي كار اجباري نازي ها را با چالش مواجه ساخت، هولوكاست به عنوان يك واژه سياسي وارد فرهنگ گفتمان رسانه اي شده و تبديل به موضوع قابل توجهي در نزد جهانيان گرديده است.
پيش از هرچيز به جاي آن كه توجه شما را به موضوع واقعيت يا انكار هولوكاست جلب كنم، از يكي از ابعاد هميشه پنهان صنعت هولوكاست، يعني مخفي كردن كشتار انسان هاي بي گناه ديگر به دست صهيونيست هاي يهودي سخن به ميان مي آورم.
تاريخ دو قتل عام بزرگ را به نام يهوديان صهيونيسم ثبت كرده است:
يكي سوزاندن مردم يمن به دست ذونواس پادشاه يهودي يمن به جرم گرويدن به دين مسيحيت در گودال هاي آتشين وديگري قتل عام 75هزار ايراني به فرمان استر ملكه خشايارشا.
ماجراي واقعه هولناك قتل عام مردم يمن در سوره مباركه بروج اين گونه آمده است: «والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان كه دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهي دهنده و آن چه به آن گواهي دهند، كه «اصحاب اخدود» به هلاكت رسيدند. آنان كه آتشي از هيزم ها افروخته و درحالي كه بر كناره آتش نشسته بودند، بر آن چه بر سر مؤمنان مي آوردند، نظاره مي كردند، (اصحاب اخدود) تنها به اين علت از مؤمنان انتقام گرفتند كه آنان به خداي عزيز و حميد ايمان آورده بودند.»
بدون شك، اين واقعه هولناك و جنايت شرم آور يهوديان سنگدل، يكي از سندهاي مكتوب زنده سوزي دسته جمعي انسان هاست.
همچنين قتل ايرانيان نيز از زبان يهوديان در تورات بدين شرح آمده است: «استر ] به خشايارشا[ گفت اگر پادشاه را پسند آيد به يهودياني كه در شوش (منظور شهر شوش است) مي باشند اجازت داده شود كه فردا نيز مثل فرمان امروز عمل نمايند و ده پسر هامان (وزير خشايارشا) را بردار بياويزند و پادشاه فرمود كه چنين بشود و حكم در شوش نافذ گرديد و ده پسر هامان را (كه يهوديان، آنها را يك روز پيشتر از آن كشته بودند) به دار آويختند و يهودياني كه در شوش بودند در روز چهاردهم ماه ادار نيز جمع شده سي صدنفر را در شوش كشتند. ليكن دست خود را به تاراج نگشادند و ساير يهودياني كه در ولايت هاي پادشاه بودند جمع شده براي جان هاي خود مقاومت نموده و چون هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان خويش را كشته بودند از دشمنان خود آرا مي يافتند. (تورات، دفتر استر، باب نهم، آيات 13 تا 17)
اكنون مقبره استرو مردخاي آن دونفري كه باعث كشته شدن ده ها هزار ايراني شدند در همدان واقع است و باعث شرمساري مردم همدان است .
¤¤¤
جناب آقاي احمدي نژاد!
اكنون كه شما سردمدار افشاگري دروغ هاي صهيونيست ها و آشكار ساختن حقايق شده ايد شايسته است در سفري كه در ماه هاي آتي به همدان خواهيد داشت جهت گراميداشت ياد و خاطره كشته شدن ده ها هزار از نياكان ايراني در چنين ايامي (اوايل فروردين ماه) و افشاي دروغپردازي هاي صهيونيست ها تنديسي در برابر مقبره استرو مردخاي نصب كنيد. باشد كه در ذهن و خاطره ها ياد جنايت هاي بي شمار صهيونيست ها بيشتر باقي بماند.
احسان مطهري زاده
سهشنبه بازار
ممنوعيت شبيه سازي در آمريكا شكست، بالاخره
چند وقت پيش در خبرها آمده بود كه اولين گوسفند همانندسازي شده در آزمايشگاه به دنيا آمد! حالا با توجه به اين تصوير ظاهراً دانشمندان و محققان موفق شده اند اين تحقيق را بر روي ساير گونه هاي جانوري هم پياده كنند و به نمايش عموم بگذارند.
البته ناگفته نماند كه در نمونه هاي آزمايشگاهي، تاكنون نمونه هاي شبيه سازي شده تنها چندساعت و يا چند روز قادر به ادامه حيات بوده اند. ضمناً محققان موسسه اي كه انجام عمل شبيه سازي اين جانور را به عهده داشته اند اعلام كرده اند كه اين آزمايش هيچ گونه منافاتي با طرح «ممنوعيت شبيه سازي انسان» از طرف كليسا ندارد، چرا كه اساساً نژاد اين موجود هيچ گاه خصوصيات انساني از خود بروز نداده است!

حرفهاي ژنريك
دخترها:
۱- توي ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و كمي نمك روي تخم مرغها مي پاشن
۴- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها:
۱- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
۴- توي ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا قرولند زير لب ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
۱۲- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا بد و بيراه به خودشون ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا حرف ديگه زير لب مي زنن
۲0- دنبال كيسه نمك ميگردن و بالاخره پيداش ميكنن
۲1- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲2- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
۲3- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
۲4- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
۲5- چند تا بد وبيراه ديگه و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
۲6- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲7- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمه مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيمانده تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا بد و بيراه ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- يه داد بلند مي زنن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچه تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و...
فينگليش
SHENA
ALBARADEHI tu estakhr zire abi mire, vaghti miyad bala mige: kashikare ajab nafasi dashte!
