تبليغاتX
هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان

شنبه . سه شنبه و پنجشنبه هر هفته منتظر ما باشید

هفته نامه مشکان 31 ـ شنبه 29 بهمن 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

 

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

 

۳۱

 

سال اول ـ شماره 31 ـ شنبه 29 بهمن 1384

 

وبسایت مشکان

 

 

حرف اول:

 

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه تو مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و «خواستني»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بي‏مقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم. دردها، تهمت‏ها، ظلم‏ها، فشارها، و شكنجه ‏ها را با سهولت تحمل كنم.

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

سخنی با شما

خدمت همه شما دوستان گرامی سلام عرض می کنم!

امیدوارم که حال همه تان خوب باشد و دماغتونم چاق!

یه چند وقتی می شد که باهاتون حرف نزده بودم اما چند تا موضوع باعث شد که مزاحمتون بشم و نکاتی رو خدمتتون عرض کنم ...

1ـ همانطوری که دیدید از شماره گذشته هم یه بخش جدید به هفته نامه اضافه شده و هم یکی از بخش ها دارای مسئول شده ... اما بعد از بخش روانشناسی که مسئولش میترا خانمه که از زحماتش تشکر می کنم (واقعا تایپ کار سختیه!) از هفته گذشته زحمت بخش ادبی رو انداختیم گردن خانم نجمه نجف زاده که مطلب عاشورای ایشان رو هفته قبل خوندید و این هفته هم شعری دارند با عنوان «بیا» و اما بخش جدیدی که به هفته نامه اضافه شده «عکس و مکث» هست که زحمت این بخش رو هم خواهر خوبمان ساحل دوستی می کشند .

2ـ به یاری خداوند متعال قرار است که دوستان دیگری مسئولیت بخش های دیگر هفته نامه را بر عهده بگیرند که با این دوستان مشغول رایزنی هستیم و امیدوارم که روزی فرا برسد که همه بخش های هفته نامه دارای مسئول باشند و من فقط مطالب را دسته بندی و برای شما دوستان ارسال نمایم.

3ـ با دوستانمون توی هیئت تحریریه که صحبت می کردیم کم کم این بحث پیش اومد که از وقتی که تعداد اعضای گروهمون به 500 نفر برسه (الان 270 نفره) هفته نامه و همه مطالب تنها برای اعضای گروه ارسال بشه. و تنها اطلاعیه انتشار هفته نامه به استحضار دیگر گروه ها برسد. ضمن اینکه همانطور که الان هم می بینید هفته نامه دارای دو بخش است که یکی از بخش ها مخصوص اعضای گروه است.

4ـ می خواستیم که بخش های دیگری رو به هفته نامه اضافه کنیم از جمله بخش علمی و بخش دانلود و همچنین سلسله مقالاتی از دکتر رحیم پور ازغدی که برای اینکه مطالب هفته نامه زیاد نشود و حوصله تان سر نرود منصرف شدیم و فقط مقالات دکتر ازغدی به زودی و در ایمیل های جداگانه ای برای شما عزیزان ارسال خواهد شد.

خب! خیلی طولانی شد ... ببخشید ... خیلی وقت بود اینطوری ننوشته بودم.

راستی تا یادم نرفته یه مطلب را هم در مورد این ایمیل های ویروسی بگم که به اسم من منتشر میشه. حواستان جمع باشد که مطالب من با نام Hamid Reza Alvandy   برای شما عزیزان ارسال می گردد و نه با hra62302  پس هر گاه ایمیل هایی با حجم 179  تا 184 کیلوبایت برایتان ارسال شد آنها را بازنکنید و فقط پاک کنید.

برادر کوچکتان ـ حمید

 

بخش عمومی

 

 

تصـویـر روز

 

برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

 

گزارش ویژه هفته

 

آزادي بيان، خيلي مقدس است

 

دوربرگردان «م ـ ف»

 

چند روز پيش، نخست‌وزير كانادا، تلفن زد به صدراعظم آلمان.

آنجلا مركل: من الان چند تا كار مهم دارم. بعدا سر فرصت بهت زنگ مي‌زنم.

استفان هارپر: ولي كار مهمي دارم.

آنجلا مركل: ديگه كارت از جريان هسته‌اي ايران يا مسئله كاريكاتورهاي پيامبر اسلام و لطمه‌اي كه مسلمانان دارند به آزادي بيان و انديشه مي‌زنند كه مهم‌تر نيست. اتفاقا من همين الان بايد برم به يه كنفرانس در مورد آزادي بيان و در اونجا به شدت اعمال و افكار مسلمون‌ها كه در تضاد با آزادي بيان هست رو محكوم كنم. بعدش هم با جورج بوش قرار ويدئوكنفرانس دارم. قراره برجك ايراني‌ها رو بزنيم. آي حالي مي‌ده!

استفان هارپر: ديگه چرا قرار ويدئوكنفرانس؟

آنجلا مركل: آخه جورج مي‌گه يه جورايي... چطوري بگم... زشته!

استفان هارپر: حالا من يه دقيقه حرفم رو بزنم؟

آنجلا مركل: به جون استفان ديرم شده... اگه مي‌خواي قرار بذاري واسه چاپ كاريكاتورها توي نشريات كانادا، شايد بتونم يه چند دقيقه ديرتر برم. كارت اينه؟

استفان هارپر: نه ولي...

آنجلا مركل: ولي بي ولي... آزادي بيان در خطره استفان جون، مي‌فهمي؟ دير بجنبيم يه وقت ديدي اين مسلمونا حتي حق توهين به عيسي را هم بخوان از ما بگيرن. يادت باشه، آزادي بيان يعني مدرنيته، يعني تمدن، يعني اروپا و آمريكا، يعني انساني، يعني كانت، يعني نيچه، يعني مجسمه آزادي و من در اينجا اعلام مي‌كنم، ما هيچ‌گونه محدوديتي را براي آزادي و انديشه نمي‌پذيريم و هيچ امر مقدس و غيرقابل ‌نقد و استهزايي را به رسميت نمي‌شناسيم... .

اوا (1) مرگم بده، نمي‌دونم چرا دارم متن سخنراني‌مو اينجا مي‌گم. ديرم شد. باي... .

استفان هارپر: اما من راجع به...

آنجلا مركل: گفتم باي [و مي‌خواهد گوشي را بگذارد كه صداي ضعيف هارپر را مي‌شنود كه مي‌گويد «هولوكاست»].

خانم مركل ناگهان رنگش مي‌پرد و مي‌افتد روي صندلي و با صداي لرزاني مي‌گويد: چي... چي گفتي؟

استفان هارپر: مسئله راجع به هولوكاسته.

آنجلا مركل: اي واي... (2) مرگم بده... چي شده... تو رو (3) بگو هارپر... من فشار خون دارم... زودتر بگو چي شده؟

استفان هارپر: حالا مي‌خواي بعدا زنگ بزنم، اگه ديرت شده؟

آنجلا مركل: خفه شو، بي‌مزه... از اين فيلم‌هايي كه ما واسه اين جهان‌سومي‌ها در مي‌ياريم، براي من در نيار... واسه من ناز مي‌‌كنه!

استفان هارپر: مطمئني تحمل شنيدنش رو داري؟ باردار كه نيستي؟ قرص‌هاي زيرزبوني‌ت همراهته؟

آنجلا مركل: بگو ديگه... جونت بالا بياد.

استفان هارپر: يه نفر به اسم «ارنست زوندل» يه كتابي نوشته به اسم «آيا 6 ميليون يهودي كشته شدند؟» و در هولوكاست شك كرده...

[جيغ بلند و ممتد آنجلا... بعد سكوت] الو... الو... آنجلا چي شد؟ غش كردي؟

آنجلا مركل: [با صداي ضعيف] كثافت... نژادپرست... نامرد..ما..!

استفان هارپز: با مني؟ فحش نده، فحش بلدم...!

آنجلا مركل: با اون مرتيكه [...] هستم. كي با تو بود... حالا گرفتينش يا نه؟

استفان هارپز: معلومه كه گرفتيمش... الان هم توي انفراديه... داريم به صلابه‌ش مي‌كشيم.

آنجلا مركل: نه... نه... بفرستش آلمان... همين الان تا با اين انگشتاي خودم تخم چشاش رو دربيارم... نه‌نه‌شو به عزاش مي‌شونم... كاري كنم كه شكنجه‌گراي انگيزاسيون، انگشت به دهن بمونن. همين الان بفرستش... منم مي‌رم فرودگاه منتظرش مي‌شم... .

استفان هارپر: كنفرانست دير نشه!

آنجلا مركل: خفه شو... باي!

پانويس: موارد (1)، (2) و (3) همگي بايد كلمه «خدا» مي‌بودند اما از آنجايي كه مطابق قواعد ممالك لائيك، به كار بردن اين كلمات، بار ايدئولوژيكي دارد، خانم مركل هم از اصطلاح معروف «اوا خدا مرگم بده» و نظاير آن، كلمه «خدا» را حذف كرده.
توضيح مترجم: متأسفانه به رغم جهد بليغ ما در ترجمه مؤدبانه و فصيح از اين گفت‌وگو، همچنان اين گفت‌وگو «هتاكانه» به نظر مي‌رسد. باور كنيد تقصير من نيست كه رؤساي دول غربي خيلي سعي مي‌كنند آزادي بيان را در گفت‌وگوهايشان رعايت كنند. اين است كه خيلي فحش و استهزا به كار مي‌برند!

 

منبع: بازتاب

 

 

خــبـــر

 

اصرار بی بی سی بر اندك نمایی ( خبر ویژه کیهان )

 

شبكه تلویزيوني بي بي سي بر تحريف واقعيت بزرگ راهپيمايي دهها ميليون ايراني در سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي اصرار دارد.

پس از انتقادات گسترده به نحوه اطلاع رساني اين شبكه تلويزيوني از حركت عظيم ملت ايران در پاسداشت خاطره پيروزي بر طاغوت، تأييد سياست هاي هسته اي جمهوري اسلامي و محكوميت اهانت زنجيره اي مطبوعات غرب به پيامبر گرامي اسلام، سردبير اين رسانه انگليسي با انتشار توضيحي تأكيد كرد: در گزارش هاي شبكه بي بي سي عنوان شد كه تعداد مردم در راهپيمايي، بيش از صد هزار نفر بود!

اصرار تلويزيون مذكور بر اندك نمايي شمار راهپيمايان ايراني در حالي است كه فقط در تهران حدود سه ميليون نفر در راهپيمايي 22 بهمن شركت كرده بودند.

 

حيله دانمارك براي فرار از تحريم خريد كالاهاي ساخت اين کشور در كشورهاي اسلامي

 

در پي تحريم محصولات دانمارکي در كشورهاي اسلامي و ضرر ميليوني شركت‌هاي دانمارکي، مقامات اين کشور به دنبال جايگزيني علامت‌هاي تجاري با عبارت «ساخت اروپا» به جاي «ساخت دانمارك» هستند.
گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از پايگاه خبري المحيط حاكي است: در پي توهين روزنامه «يولندو پستن» دانمارك به رسول گرامي اسلام (ص)، مسلمانان جهان در حركتي گسترده خريد كالاهاي ساخت اين كشور را تحريم كردند که اين امر موجب وارد آمدن خسارات چند ميليون دلاري به شركت‌هاي دانماركي شده است.
به همين خاطر مقامات اين كشور در حال بررسي طرحي هستند كه به موجب آن به جاي درج عبارت ساخت دانمارك (
Mode in Denmark) بر روي كالاهاي دانماركي، عبارت ساخت اروپا (Mode in Europe) نقش مي‌بندد.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت بیست و چهارم

 

ادامه داستان

 

یک درس مهم داستان یوسف همین است که انسان تا در دل و رفتار خود مرضی مشاهده کرد  در اصلاح خود بکوشد و اگر انسان به این بیماری های روحی(حسد کبر   غرور     بخل و حرص و.......)بی اعتنا باشد  کم کم ریشه می دواند و او را به گناهان بزرگ می کشاند

بسیارند کسانی که ابتدا دروغی گفته اند و سپس برای بر ملا نشدن آن دروغ های بزرگ تر و بزرگ تر گفته اند و خطا های عظیم تر مرتکب گشته اند

اساسا گناه  گناه می آفریند و هر گناهی می تواند مولد و زمینه ساز گناهی دیگر باشد عقل حکم می کند که همان ابتدا جلوی خود را بگیریم و نفس خود را پاک و اصلاح کنیم .اگر در مقابل هر بیماری بی اعتنا و سهل انگار باشیم و به اصطلاح گمان کنیم   این که چیزی نیست  به زودی شدت می یابد  و تمام زندگی و وجودمان را متاثر می سازد

اما نکته دیگر همین است که این پسران خطا کار   ظاهری کاملا موجه داشتند و حتی با اشک و گریه ی ظاهری نزد پدر آمدند. اساسا گریه و ظاهر فریبکارانه نمی تواند دلیل بر صحت و درستی سخن افراد باشد و حتی مانع برخورد صحیح ما شود

گاهی شنیده یا دیده ایم دختر و پسری که از سر غفلت با جنس مخالف خود طرح دوستی ریخته اند  و به این ارتباط  با نامحرم که به شدت نهی شده رنگ زیبایی از عشق زده و پس از مدتی که از کار زشت خود  و معصیت و نافرمانی خدایش آگاه شده   تصمیم به قطع این رابطه گرفته است

اما وقتی به مخاطبش اعلام کرده که به ده ها دلیل و از همه مهم تر به دلیل این که خدا این رابطه را نمی پسندد تصمیم گرفته ام به رابطه ام با تو پایان دهم  طرف مقابل شروع به گریه کرده که :من بی تو میمیرم !!اگر تو مرا رها کنی من می میرم یا خودم را می کشم

اینجاست که فرد دلش می سوزد و وقتی چهره ی اشک آلود را می بیند  و احتمال مردن او را می دهد از تصمیم خود برای ترک گناه و قطع رابطه منصرف می شود

باید بگوییم که:شما دختر خوب    شما پسر خوب هرگز فریب این اشک و تضرع و آه و ناله را نخورید .اصلا گیریم که همه ی این ها حقیقت است و او بواسطه ی وابستگی عاطفی  حاضر به قطع این رابطه نیست   اما باید بپرسیم  فرمانبری و اطاعت خداوند مهم تر است یا دلسوزی برای کسی که با گریه اصرار به خطا دارد ؟

به شما اطمینان می دهم که او نمی میرد .ضمن این که اگر هم از لحاظ روحی به شدت لطمه ببیند باز شما مسئول نیستید لطفا سوپر من نباشید همین الان و همین لحظه رابطه را قطع کنید و از خدا بخواهید که هر دوی شما را کمک کند و مطمئن باشید وقتی برای رضای خدا از آنچه خدا نمی پسندد دست می کشید خدا هم کمک تان می کند و پس از مدتی آرام می گیرید .باز هم می گویم پس از قطع رابطه حتی اگر طرف خودش را کشت شما مسئول نیستید و هرگزاحساس  گناه نکنید

احساس گناه شما باید بابت رابطه ی نا صوابی باشد که در قطع کردنش تردید و تاخیر می کنید

روان شناسی دروغ

 

از آنجا که در داستان یوسف به دروغ های متعدد برادران یوسف بر خورد می کنیم جا دارد در اینجا به روان شناسی دروغ    انگیزه های دروغ  و راه های درمان آن بپردازیم   این که اساسا چرا ما دروغ می گوییم ؟و چه کنیم اگر زبانمان خدای نا کرده به این رفتار بسیار زشت عادت کرده دیگر هرگز دروغ نگوییم ؟

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

وبلاگ: پرچین راز

 

بـیــا

 

من پر از خستگی دقیقه هام

و پر از دل تنگی ثانیه ها

بی قرار نرسیدن به امید

شب نشین راه خورشیدی هام

واسه یه لحظه بیدار شدن

توی خواب تک تک ستاره هام

توی تاریکی شبهای سیاهم

تو بیا کمک بکن

تو بیا شب سیاه دلمو

مهمون دیار خورشید بکن

 

طــنــز

کـابـــوس

 

نيمه شبِ پريشب گشتم دچار كابوس

ديدم به خواب حافظ توى صف اتوبوس

گفتم : سلام حافظ

گفتا عليك جانم

گفتم كجا روى تو گفتا خودم ندانم

گفتم بگير فالى گفتا نمانده حالى

گفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خيالى

گفتم كه تازه تازه شعروغزل چه داري؟

گفتا كه مى سرايم شعر سپيد بارى

گفتم زدولت عشق،گفتا كه كودتا شد

گفتم رقيب گفتا ، او نيز كله پا شد

گفتم كجاست ليلي؟مشغول دلربايي؟

گفتا شده ستاره در فيلم سينمايى

گفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروز

گفتا عمل نموده ، ديروز يا پريروز

گفتم بگو ز مويش،گفتا كه مِش نموده

گفتم بگو ز يارش ، گفتا ولش نموده

گفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنون

گفتا شديد گشته معتاد گرد و افيون

گفتم كجاست جمشيد؟جام جهان نمايش

گفتا : خريد قسطى تلوزيون به جايش

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه كاره؟

گفتا : شدست منشى در دفتر اداره
گفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزل

گفتا كه دست خود را بر دار از سر دل

گفتم ز ساربان گو با كاروان غم ها

گفتا آژانس دارد با تور دور دنيا

گفتم بگو ز محمل يا از كجاوه يا دى

گفتا پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوك مدادى

گفتم كه قاصدك كوآن باد صبح شرقى

گفتا كه جاى خود را داده به فاكس برقى

گفتم بيا ز هد هد جوييم راه چاره

گفتابه جاى هد هد،ديش است وماهواره

گفتم سلام ما را باد صبا كجا برد ؟

گفتا به پست داده آورد يا نياورد‌؟

گفتم بگو ز مشكِ آهوى دشت زنگى

گفتا كه ادكلن شد در شيشه هاى رنگى

گفتم سراغ دارى ميخانه اى حسابى

گفت آنچه بود از دم ، گشته چلوكبابى

گفتم : بيا دوتايى لب تر كنيم پنهان

گفتا نمى هراسى از چوب پاسبانان

گفتم بلند بوده موى تو آن زمان ها

گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها

گفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتي؟

گفتا نديده بودم هالو به اين خرفتى !!!

 

felfel57@yahoo.com

 

 

 

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(5)

 

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه ا لشريف) در روايات شيعه :

 

امام صادق ( سلام الله عليه) :  هر كس به همه ى امامان اهل بيت (عليهم ا لسلام)  ايمان آورد و مهدى آنان را نپذيرد بسان كسى است كه به همه ى پيامبران خدا ايمان آورد اما رسالت آخرين آنان محمد (صلى اللّه عليه وآ له)  را انكار كرده باشد. از آن حضرت سؤال شد: اى فرزند رسول خدا! مهدى ( عليه ا لسلام)  كيست ؟ آيا از فرزندان شماست؟ فرمودند : پنجمين امام از نسل پسرم « موسى» است او از نظرها غايب مى گردد و آوردن صريح نام مقدسش براى شما روا نيست .

امام صادق (عليه ا لسلام) :  هر كه دوست دارد از ياران قائم باشد بايد انتظار كشد و از گناه پرهيز كند و بر اخلاقى نيكو باشد در حالى كه منتظر است. پس اگر چنين كسى پيش از قيام قائم درگذرد، او را پاداشى باشد مثل پاداش كسى كه قائم را درک كرده باشد. پس كوشش كنيد و انتظار كشيده كه گوارايتان باد  اى گروه مورد رحمت .

امام صادق ( صلوات الله عليه) :  اگر مهدى (عليه ا لسلام) را درک مى كردم، تمامى روزهاى عمرم را به خدمت او می پرداختم .

امام صادق (سلام الله عليه) :  در زمان قائم ، شخص مومن در حالی که در مشرق بسر می برد ، برادر خود را ، که در مغرب است ، می بيند و نيز آنکه در مغرب است ، برادر خود را در مشرق خواهد ديد . ( اين حديث اشاره به پيشـرفت علم بشر در زمان ظهور حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشريف» می بـاشد .)

امام صـادق ( علیه ا لسلام ) :  مهزم به امام صادق عرضه می دارد : این مساله که چشم انتظارش هستیم کی خواهد آمد ؟

حضرت می فرمایند :  ای مهزم! آنها که وقت تعیین کنند دروغ می گویند ، آنها که عجله کنند هلاک می شـوند  و آنها که تسلیم [ امر خداوند] باشند نجات می یابند و بسوی ما باز می گردند .

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (10)

 

ـ آیا استفاده از اسکریپت‌های گوناگون را در وبلاگ، توصیه می‌کنید؟

 

به هیچ وجه! شما کمتر وبلاگر حرفه‌ایی را پیدا خواهید کرد که در وبلاگش، از اسکریپت‌های گوناگون استفاده کرده باشد. بلکه وبلاگ‌هایی که انباشته از اسکریپت‌های مختلف هستند، اکثرا وبلاگ‌هایی می‌باشند که تازه شروع به کار کرده‌اند و نویسندگان آن‌ها، گمان می‌کنند استفاده از این اسکریپت‌ها، باعث جذاب‌تر شدن وبلاگشان می‌شود. درصورتی که کاملا برعکس است. اصولا استفاده بیش از حد و نادرست از اسکریپت‌ها در وبلاگ، اعصاب بازدیدکننده را خُرد می‌کند! به طوری که ممکن است از خیر دیدن وبلاگ شما بگذرد. بنابراین سعی کنید تا جای ممکن، از هیچ نوع اسکریپت نمایشی و تزئینی در وبلاگ خود استفاده نکنید. وبلاگی شکیل‌تر و مورد‌پسندتر است که تا جای ممکن ساده باشد و اصول حرفه‌ای بودن را، به درستی رعایت کرده باشد! در یک کلام روی اعصاب بازدیدکننده راه نرود!

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل دوستی

saheledoosti@yahoo.com

 

 

برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

حرف آخر:

 

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه لذت عبادت را بر روحم ارزاني داشتي، تا گاه‏گاهي از دنياي ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبينم و جز «بقاء»ي تو چيزي نخواهم، و بازگشت از «ملكوت اعلي» براي من شكنجه‏اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 22:55  توسط حمید رضا الوندی  | 

نسل سوم 15

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(15)

 

شماره  پانزدهم ـ سه شنبه 25 بهمن 1384

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

 

نکته مهم:

 

با توجه به اینکه نسل سوم هفته گذشته در روزنامه کیهان چاپ نشد ، تصمیم گرفتیم که خودمان یک هفته نامه را تهیه کنیم که مسئولان نسل سوم فکر نکنند ما نمی توانیم و به قول رئیس جمهور محبوبمان می شود و می توانیم. اکثر مطالبی که در این شماره می بینید نمونه ای از نوشته های دوستانمان در تحریریه مشکان است؛ بخوانید و ببینید چطور است.                برادر کوچکتان ـ حمید

 

قبل از هر چیز سلام!

 

ای آشنای غربت غمها

 

م ـ نانکلی (تحریریه مشکان)

 

حسين اي آشناي غربت غمها ، تو تنها تفسير استقامت بر بلند اي كوه صبر و ايثار . تو تنها واژه اي آرام بخشي هستي كه بر دل هاي پر غوغاي زمانه مي نشيني و قلب هر انسان بي وجودي را وجود مي بخشي

تو الگوي زنده شهدايي . تو آفتاب درخشاني هستي كه محرم با تو طلوع و با تو به كمال نشست .

تو اميد صداقتي ، پاكي و نجابتي راستي و قداستي ، مهر فضيلتي ، تو منير سعادتي و تو آتشي بر خرمن زيستن و نيك زيستن .

تو را چه بسرايم كه زمين زمينيان تنها به عشق تو خلق شده اند و با خون تو جاري اند : آنان كه ديوانه ي كوي تواند تو را فرياد مي زنند كه  تو از صبر علي هستي و از قلب فاطمه.

آري : امروز اگر امتت هستند و ديروز اگر چه نبودند تنها به عشق توست كه زنده اند و مانده اند كه بگويند : ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند .

اي عطيه كوثر ! تو كيستي كه اين چنين دلها را تسخير كرده اي بر مسند قلب ها نشسته اي .

ما عاجزان با  رگه معرفتت ، خلوص هيبتت را زانو مي زنيم . عظمتت را ، شكوه عزتت را ، غرور و فداكاريت را و سر بر آستانت پاكت فرود مي آوريم اي حسين عزيز .

 

 

تیتر یک

 از حسین (ع) تا حوسین !!!

 

سلام .راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم تا ننویسم.ولی احساس کردم که باید نوشت تا همه بدانند و فکر  کنند و تصمیم بگیرند.آنچه میخوانید فرقهایی است که بنده پس از مدتها تامل و مشورت بین "حسین "  و " حوسین"  پیدا کردم.حال آنها را میشمارم تا خدای ناکرده "حوسین" را به جای "حسین(ع)" مظلوم و معصوم ننگریم .چرا که آنوقت " این ره که تو میروی به ترکستان است ". 

1-اول اینکه "حسین(ع)" یکی بیشتر نیست اما "حوسین" متعدد است یعنی هر مدّاحی برای خودش یک جور "حوسین" دارد تا آنجا که گفته می شود "حوسین" این مدّاح از "حوسین" آن مدّاح  بهتر است.

2-" حسین " نماز را ولو در بحبوحه جنگ در اول وقت به پا میدارد ولی "حوسین" نماز صبح را فدای  شب بیداری حوسینی خود میکند.

 3-" حسین " انسان سازی  میکند و آدم میخواهد ولو یارانش خود را مصداق "وکلبهم باسط ذراعیه  بالوصید" میدانند اما "حوسین" به یارانش ذکر " من کلب حوسینم" را القا نموده و بیش از این هیچ!!!!  یعنی اینکه کلب میخواهد و سگ پرورش میدهد.

 4-درد " حسین " حفظ دین و شرافت  انسانی است اما تمام مصائب "حوسین" خلاصه میشود در عطش و   سیراب کردن بستگانش.

 5-" حسین " را باید از مطهری ها و شیخ جعفر شوشتری ها شناخت ولی "حوسین" را میشود لابلای  آواز و اشعار نا عالمان و نا عارفان جست و ای بسا اهل دین و معرفت شخصیتی مثل "حوسین" را قبول  نداشته باشند   یا موهوم و ساخته خیال کج فهمان بپندارند. 

6-" حسین " همیشگی است و برای هر لحظه زندگی الگویی کامل است اما "حوسین" فقط ده روز از سال  خودنمایی میکند و بقیه سال بهانه ایست برای دور هم آیی دوستان قدیمی. 

7-یاران " حسین " او را بنده خدا میدانند ولی حوسینیان نعره " حوسین الهی " سر میدهند.

 8-" حسین " هرگز خود را جای کسی جا نزد اما "حوسین" خود را جای " حسین " جا زده است.

 9-" حسین " تاثیر " یا حسین " را منوط به پاکی قلب و خلوص و اطاعت از خدا میداند اما "حوسین"

 میگوید :  هر چه میخواهد دل تنگت بکن  ولی " یا حوسین "فراموش نشود.

 10- دوستان " حسین " ناخودآگاه خون گریه میکنند اما دوستان " حوسین " خودآگاه خودزنی و مجلس  گرمی می نمایند و خلاصه اعلی درجات قرب را کثرت کبودیهای سر و سینه میدانند و بس.

 11-" حسین " را میشود در همه قلبها جست  ولی " حوسین " مختص گروههای معدودی است که غیر  از خود را فاقد حب اهل بیت می دانند و به طور ادواری دور هم جمع شده و با حرکاتی عجیب و نامأنوس  وقت گذرانی میکنند. 

12-با معیار " حسین " در هر زمانی میشود کربلایی و کوفی را شناخت ولی " حوسین " حامل چند اسم و واقعه است و بس .آنهم در ظاهر. 

13-" حسین " سحرگاهان با ناله های آسمانی خود بر روی سجاده عشق حلقه اتصال شب روز میشود ولی   "حوسین " سحرها......

(سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی        تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی)!!!!!!

 توضیح :ذکر آخر مجلس بعضی از مجالس حوسینی 

14 – " حسین "مشعل دار عقلانیت الهی و عبودیت است اما " حوسین " بسیاری از کارهای خود را به  نام "عشق حوسین " توجیه میکند و همه مبانی عقلی و شرعی را کنار می نهد و تکلیف را از دوش  حوسینیان بر می دارد . 

15-در ظهر عاشورای حسینی فقط صدای " الله اکبر ...حی علی الصلوه "شنیده می شود اما در عاشورای حوسینی نعره های " حوسین حوسین " به جنگ اذان می آیند. 

16-عاصیان به مجالس " حسین " برای توبه و شفاعت میروند اما در مجالس حوسینی گنه کاران برای  مجلس داری به نحو دلخواه قدم میگذارند .

 17-اگر از فقهای دین از مجالس حسینی بپرسیم بدن هیچ شرطی میگویند: " احسن الاعمال " ..اما اگر از  مجالس حوسینی بپرسیم میگویند : " اگر وهن دین نباشد!!!! "

 18-حرارتی که از " حسین " در قلبهاست « لن تبرد ابدا » می باشد اما حرارت حوسینی پس از یک  شور حوسینی فروكش کرده و مبدل به شب خاطره و تعریف جک و قهقهه می شود.

 19-همت مجالس حسینی کسب معرفت و شعور است ولی تلاش حوسینیان تنظیم بهتر صفها و همسانی  ضربات و بالا و پائین پریدن ها و شدت بیشتر شور.

 20-برای سوزاندن حسینیان موسیقی و آهنگ لازم نیست اما حوسینیها تا سبک نوحه معلوم نشود که  " پاپ "  است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند.

 21-در مجلس حسینی اشک حرف اول را میزند اما در مجلس حوسینی نعره و فریاد.

 22-" حسین " حسینیت خود را حفظ نمود حتی زیر گام اسبها و خنجر کین دشمنان اما " حوسین " زیر  ذره بین  معرفت و امام شناسی  خود را می بازد .

 23-" حسین " همیشه  " حسین " است اما " حوسین " گاهی اوقات " حیسین  " می شود و چه بسا  " سین " باضافه یک سکسکه  بعدش!!!!!!!!.

 24-" حسین " برای شنوانیدن حرفهایش به چیزی نیاز ندارد اما " حوسین " برای جلب توجه بیشتر به  بوق و کرنا و  طبل و علم و کتل دست می یازد .

 25-" حسین " شخصیتی است جهانی و همه آزادگان او را مقتدای خود میدانند اما " حوسین " فقط  موضوعی است برای بعضی از مجالس که نه تنها عمومی نیست بلکه مشروعیت آنها محل اشکال بسیاری  از بزرگان است.

 26-در مجالس حسینی غریبه تازه وارد با آشنای قدیمی هیچ فرقی ندارد و در یک سطحند اما در مجالس  حوسینی تازه وارد ها مشکوکند و عجیبند و نباید در جایگاه قدیمی ترها  بایستند.

 27-" حسین " برای حفظ دین جدّش با فریاد رسای « یا سیوف خذینی » به سوی شهادت شتافت اما  " حوسین "دین را به زیر ضربه های کج فهمان می فرستد تا خود بماند.

 28-عاشقان " حسین " خودشان را برای " حسین " می خواهند ولی مریدان درویش مسلک " حوسین" او را بهانه ای کرده اند برای خود خواهی ها و هوسهایشان .

 29-آنکه در عاشورای محرم سال 61هجری در کربلا بود " حسین " بود نه " حوسین ".

 30-.................؟؟!

 

از وبلاگ:

tavoos.mihanblog.com

 

 

پيكچر ماندگار

 

این عکس نشان از حضور مردان و زنان دلیر و عزیز ملت شریف ایران در راهپیمایی 22 بهمن ماه 84 دارد، روزی که به عنوان یک حماسه ملی در تاریخ ایران و البته جهان ثبت و ضبط گردید.

عکسی که امروز می بینید از راهپیمایی پر شکوه مردم شهر ما در 22 بهمن است. با دیدن این تصویر ناخودآگاه اشک در چشمانمان حلقه می زند و احساس غرور می کنیم.

آفرین بر شما ...................... آفرین بر شما ................. آفرین بر شما

 

برای دیدن عکس در فتوبلاگ مشکان کلیک کنید

 

برای دیدن این عکس به صورت بزرگ کلیک کنید

 

 

 

 

اگه خدا قبول کنه!

 

ل ـ عبدالملكي (تحریریه مشکان)

 

هميشه و در همه جا جاي تو خالي است

ميان لحظه هاي ديروز و امروز و فردا و فردا هاي ديگر جاي تو خالي است

ميان هياهوي ناله هاي من ، ميان غربت و تنهاييم ، در قلب كوچك  و زخمي و ذهن درهم بر هم من ميان اضطراب و التهاب كلماتم ،ميان جمله هاي بيمار و نوشته هاي آشفته ام ،در ميان سكوت شبانه ام  حتي در ميان بستگان آسمان جاي تو خالي است .

تپشهاي اين قلب منتظر فقط از جاي خالي تو حرف ميزنند و اشكهاي بي طاقت براي  جاي خالي تو جاري مي شوند اين دل بي تاب هم براي خالي  بودن جاي تو بهانه مي گيرد ،دل آسمان بخاطر جاي خالي تو با صداي بلند مي شكند و اشك مي ريزد .تو بگو، بگو چه كسي را در اين جاي خالي بگذارم تا كسي ديگر از جاي خالي تو شكايت نكند . آخر مگر مي شود جاي خالي كسي را پر كرد كه مثل هيچ كس نيست و كسي مثل هيچ كس نيست و كسي مثل او نيست ... تو بگو مي شود ؟

غروب فرا رسيده و خورشيد قهرمان روز در واپسين لحظات زندگي گيسوان پريشانش را در پي نسيم به رقص در آورده است . سكوت تلخي بر همه جا حكفرما شده است و تنها گاهي صداي پرنده اي كه نغمه هاي غمگين مي سرود اين سكوت كوهستان را  بر هم مي زند چرا كه در اين ديار همه چيز مفهوم خود را از دست داده است و هيچ كس نمي تواند گذشته هاي خود را به ياد آورد

دهكده هميشه بهار ما امروز به حكم شرق و غرب  لباس خزان بر تن كرده است چشمه ساران زلال كه هر روز بچه هاي ده از آب آن براي جارو كردن كوچه خاكي استفاده مي كردند امروز به مردابي پير تبديل شده كه ديگر قادر به در هم شكستن ضعفش نيست .

 

 

دست نوشته های دل

 

«انتــظار »

 

«پشت اين پنجره ها چشم هايم منتظر است و دل در تمناي دستي كه شايد اين پنجره را بگشايد و من را به ميهماني گلها ببريد روبروي پنجره مي ايستم و غروب خورشيد را به تماشا مي نشينيم . دل در حصار لحظه ها زنداني ست و چشم هايم در طلب دستهايي كه شايد لحظه دستهاي مهربان خورشيد را به مهماني اين خانه بياورد و سكوت سرد اين خانه را صداي پر هياهوي باد بشكند .

عطر گلهاي بهاري شوري در جان به پا مي كند و دل را به جمع اين هياهو دعوت مي كند .كاش توان اين را داشتم كه دست هاي پر مهر بهار را با تمام وجود لمس مي كردم.

كاش بودي و سردي لحظه هايم را به دست گرماي خورشيد مي سپردي و غروب غم انگيز لحظه هايم را به دست گرمايي وجودت شادي مي بخشيدي. نازنين 1 دل در طلب قدمهايت ثانيه ها را قرباني مي كند و اشك صحن چشم هايم را براي رسيدن به تو شستشو مي دهد دست هايم را به اميد آمدنت به سوي پنجره ها دراز مي كنم و خورشيد را به اين مهماني فرا مي خوانم تا گرمي بخش اين جشن پر شكوه باشد جشني پر شكوه باشد . جشني كه به عين آمدن گلبوته ي ولايت بر پا خواهد شد »

 

التماس دعا و با آرزوی توفیق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 21:28  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 30 ـ شنبه 22 بهمن 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

 

۳۰

 

سال اول ـ شماره 30 ـ شنبه 22 بهمن 1384

 

وبسایت مشکان

 

 

حرف اول:

 

انسان گاه‏گاهي خود را فراموش مي‏كند، فراموش مي‏كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان، كه در مقابل عالم و زمان، كوچك و ناچيز و آسيب‏پذير است، فراموش مي‏كند كه هميشگي نيست، و چند صباحي بيشتر نمي‏پايد، فراموش مي‏كند كه جسم مادي او نمي‏تواند با روح او هم‏پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت مي‏كند

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

بخش عمومی

 

 

تصـویـر روز

برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

گزارش ویژه هفته

 

 

ایران اتمی و آشفتگی آمریکایی

 

شورای امور جهانی آمریکا، پنجشنبه شب نشستی تحت عنوان «سیاست خارجی آمریکا: نبرد عقاید» در واشنگتن برگزار کرد.

در این جلسه، ریچارد‌ها‌س، رییس شورای روابط خارجی آمریکا، آن ماری اسلاتر، رییس دانشکده سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه پرینستون، و ریچارد پرل، رییس سابق کمیته سیاست‌گذاری پنتاگون و عضو موسسه راستگرای آمریکن انترپرایز، شرکت داشتند.

راهکارهای آمریکا در برخورد با برنامه‌ها‌ی اتمی ایران یکی از موضوعاتی یود که در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت.

به گزارش بی.بی.سی، ریچارد‌ها‌س که که در دوره نخست ریاست جمهوری جرج بوش، ریاست بخش برنامه‌ریزی وزارت امور خارجه آمریکا را بر عهده داشته، در این نشست گفت: آمریکا چهار گزینه پیش روی دارد: تغییر حکومت، ادامه دیپلماسی، پذیرش برنامه‌ها‌ی اتمی ایران و حمله نظامی.

به گفته هاس، تغییر حکومت ایران ممکن نیست، راه‌های دیپلماتیک نیز بعید است به نتیجه برسند و دو راه حل آخر، یعنی پذیرش برنامه‌های اتمی و حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران نیز گزینه‌های جذابی نیستند.

هاس گفت: واقعیت این است که در شرایط فعلی جلوگیری از برنامه‌های اتمی ایران بعید است. وی افزود با توجه به بهای بالای نفت، حکومت ایران اعتقاد دارد که می‏تواند به فشارهای جهانی توجهی نکند. به گفته هاس، نوع برخورد آمریکا با عراق و کره شمالی این درس را به حکومت ایران آموخت که آمریکا تنها به کشورهای غیر اتمی حمله می‌کند.

خانم اسلاتر نیز در ابتدا گفت که احتمال جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای 50 درصد است، اما او اندکی بعد این رقم را به 30 درصد کاهش داد.

اما اسلاتر تاکید کرد که ایران اتمی، فاجعه بزرگی خواهد بود؛ نه به خاطر آنکه این کشور ممکن است از سلاح اتمی استفاده کند، بلکه به این علت که شرایط حاکم بر منطقه خاورمیانه و جهان را تغییر می‌دهد.

وی گفت باید موافقت روسیه و چین را برای اعمال تحریم علیه ایران جلب کرد و به این ترتیب، سرعت برنامه‌های اتمی ایران را کاهش داد.

ریچارد پرل که از نومحافظه کاران مشهور آمریکا و از حامیان اصلی جنگ عراق بود نیز در این نشست گفت: تحریم و دیپلماسی راه‌حل‌های موثری نیستند.

وی افزود: اگر با اقدام نظامی می‌توان مانع از دستیابی ایران به سلاح اتمی شد، باید دست به حمله نظامی زد.

هاس گفت: باید در نظر داشت چنین عملیاتی تا چه حد برنامه‌های اتمی ایران را متوقف می‌کند و هزینه‌ای که در مقابل آن آمریکا در عراق و افغانستان می‌دهد، چقدر است.

هم اکنون موسسات تحقیقاتی مختلف آمریکا همراه با دولت و کنگره این کشور مشغول بررسی و پیگیری همه گزینه‌ها‌ی موجود در برخورد با ایران هستند.

 

 

خــبـــر

 

حال شارون وخيم است

 

سخنگوي بيمارستان هداسا امروز از وخامت وضعيت جسماني آريل شارون نخست وزير اسراییل خبر داد.

به گزارش «فارس» به نقل از خبرگزاري فرانسه ، "ران كرومر" سخنگوي بيمارستان هداسا در بيت المقدس كه آريل شارون در آن بستري است اعلام كرد، پس از معاينه شارون مشخص شد دستگاه گوارش وي دچار بحران خطرناكي شده است و بايد تحت عمل جراحي قرار گيرد.

آريل شارون نخست وزير اسراییل بر اثر سكته مغزي از چهارم ژانويه در حالت كما در بيمارستان بستري است و تلاش پزشكان معالج براي بيرون آوردن وي از كما تاكنون ناكام مانده است.

 

سانسور سخنان احمدی نژاد در "سی ان ان" و "بی بی سی"

 

شبکه های خبری تلویزیونی "بی بی سی" و "سی ان ان" که سخنرانی دکتر احمدی نژاد در میدان آزادی تهران ، را به طور مستقیم پخش می کرد، بخش مربوط به سخنان وی درباره هولو کاست را حذف کردند .

به گزارش "مهر"، شبکه های سی ان ان و بی بی سی ضمن نشادن دادن تصاویر راهپیمایی امروز مردم ایران در دفعات مختلف، سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران را به طور زنده و مستقیم پخش کردند اما همزمان با آغاز اظهارات دکتر احمدی نژاد در خصوص هولوکاست و رژیم صهیونیستی ، پخش مستقیم را قطع کردند .

احمدی نژاد در این مراسم با اشاره به پیشنهاد خود به کشورهای غربی مبنی بر بررسی اسناد موضوع هولوکاست و اعلام نتایج تحقیق در خصوص هولوکاست به ملت های جهان ، اظهار داشت : غربی ها حتی جلوی دانشمندان خود را گرفتند و گفتند که دانشمندان حق دارند راجع به همه چیز تحقیق کنند غیر از هولوکاست .

احمدی نژاد این برخورد غرب را با روشهای دوران قرون وسطی یکسان دانست و گفت : در قرون وسطی نیز عده ای از حاکمان دور هم می نشستند و حتی درباره مسائل علمی نیز حکم می کردند و مثلا اعلام می داشتند که همه باید قبول بکنند که زمین ساکن است و هیچ کس حق ندارد جز این بگوید و یا بیندیشد و اگر کسی با منطق و علم این نکته را اثبات می کرد که زمین در حال حرکت است مجازات او مرگ بود

رییس جمهور خاطر نشان کرد :امروز نیز عده ای تصویب کرده اند که هولکاست واقع شده است و دیگران نیز باید همین طور بیندیشدند که این همان تفکر قرون وسطی است.

وی اعلام کرد : شاید به لحاظ ظاهری اوضاع تغییر کرده است اما تفکر همان نوع تفکر قرون وسطی است. رییس جمهور هولوکاست واقعی را در فلسطین دانست و گفت : رژیم اشغالگر قدس هر روز ملت بی دفاع فلسطین را به خاک و خون می کشد.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت بیست و سوم

 

ادامه داستان

فرشتگان صدای یوسف را شنیدند و عرض کرد ند :

پروردگارا ما صدایی و دعایی می شنویم . آواز آواز کودک است  اما دعا دعای پیامبری است .

پس به فرمان خداوند جبرئیل نزد یوسف در ته چاه آمد و گفت : کودک اینجا چه می کنی؟ او در جواب گفت: برادرانم مرا به چاه انداختند    جبرئیل گفت: آیا دوست داری که از چاه بیرون آیی؟  پاسخ داد : با خداست که اگر بخواهد مرا بیرون آورد

جبرئیل گفت: خدای تو دستور داده این دعا را بخوانی تا بیرون آیی

گفت کدام دعا؟

گفت: بگو: پروردگارا از تو می خواهم   ای کسی که حمد و ستایش برای توست و معبودی جز تو نیست تویی که بر بندگان نعمت می بخشی   آفریننده ی آسمان ها و زمینی    صاحب جلال و اکرامی    از تو در خواست می کنم  که بر محمد و خاندانش درود فرستی  و از آنچه در آ ن هستم گشایش و نجاتی برایم قرار دهی

یوسف همچنان در تاریکی وحشتناک چاه که با تنهایی کشنده یی همراه بود  ساعات تلخی را گذراند اما ایمان به خدا  و آرامش حاصل از ایمان لحظه به لحظه نور امید را  در دلش بیشتر می کرد و به او تاب و توان می داد که این تنهایی را تحمل کند و از این آزمون الهی سر افراز بدر آید . جز خدا چه کس میداند چند روز از این ماجرا گذشت اما بعضی گفته اند : سه شبانه روز وضع چنین بود  و یوسف همچنان مشغول راز و نیاز با خدای مهربانش بود

اما بشنویم از برادران:

برادران یوسف (جز بنیامین خردسال که نزد پدر بود) از مرتع و بیابان به خانه باز گشتند و در حالی که گریه می کردند (!) به سراغ پدر رفتند و گفتند: ای پدر ما    ما رفتیم و مشغول مسابقه با خود شدیم و یوسف را نزد اثاث خود گذاشتیم  اما تا به خود آمدیم  دیدیم یوسف را گرگ خورده

سپس پیراهن خون آلود یوسف را مقابل دیدگان پدر گرفتند و با قیافه ای حق به جانب گفتند: البته ما میدانیم که هر چند راستگو باشیم تو سخن ما را تصدیق نمی کنی  و حرف ما باورت نمی شود

نکته ی جالب این بود که : از آنجا که دروغگو کم حافظه است  برادران یوسف فراموش کرده بودند دست کم پیراهن را که به خون آغشته بودند  کمی هم پاره کنند تا حمله ی گرگ واقعی جلوه کند . آنان پیراهن را صاف و سالم از تن او در آ وردند و خون آلود کردند و نزد پدر آ وردند . او پیراهن را گرفت وشت و رو کرد و پرسید: پس چرا جای دندان و چنگال گرگ روی آن نیست ؟

 پس پیراهن را روی صورت انداخت و فریاد کشید و اشک ریخت و گفت: این چه گرگ مهربانی بوده که فرزندم را خورده  ولی به پیراهنش کمترین آسیبی نرسانده ؟

نکته ی مهم:

اگر تا اینجای داستان را مرور کنیم متوجه میشویم  اگر حسادت در دل انسان درمان نشود  زمینه ساز چه خطا ها و گناهان بزرگی است:

الف:برادران یوسف به پدر تهمت زدند که :تو در گمراهی آشکاری هستی (در حالی که خوب می دانستند او از پیامبران الهی است و از هر گناهی مبراست)

ب:به یوسف ظلم های فراوان کردند . او را کتک زدند   مسخره اش کردند و در چاه انداختند 

ج:دل پدر را شکستند و قلب او را سالها آ زردند

د:دروغ بزرگی گفتند و سالها بر دروغ خود اصرار داشتند .

در حالی که اگر برای درمان حسد خود اقدام می کردند و آن را از ریشه می خشکاندند   به این همه خطا و آلودگی مبتلا نمی گشتند

یک درس مهم داستان یوسف همین است که: انسان تا در دل و رفتار خود مرضی مشاهده کرد در اصلاح آن بکوشد و اگر انسان به این بیماری های روحی (حسد   کبر   و غرور و حرص و...)بی اعتنا با شد کم کم ریشه می دواند و او را به گناهان بزرگ می کشاند

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

مسئول: نجمه نجف زاده

najmeh_2005@yahoo.com

 

عاشورا

 

عاشورا

دیشب چه غریب صدای نوحه می آمد...

نمیدانم شاید غربت محرم به عشق حسین (ع) است که اینگونه غریب انسان ها را در آغوش می کشد،  حسین(ع)  عاشورا را سبز ساخت...

عاشورا:

عاشورا یعنی هجرت دقیقه ها و لحظه های سبز به خورشید و درست پشت سر آن هجوم لحظه های سیاهپوش به کربلا...

عاشورا شاید اولین حادثه عشق نبود اما بی شک با عظمت ترین حادثه بود و عظمت عاشورا آنقدر بود که بعد از آن هر کودکی که بدنیا آمد یا حسین(ع) گفت انگار خدا از اول عشق حسین(ع) را به قلبش امانت داده بود.

و از آن به بعد خانه قلب هر کودک تازه بدنیا آمده کربلایی شد به عشق حسین (ع).

لحظه های سیاهپوش از عاشورا تا به حال در حال گذرند راستی چند بهار از عاشورا گذشته؟....نمیدانم....

اما میدانم که هر سال محرم کوچه ها سیاهپوش میشوند و شب آسمان بی ستاره و غروب آسمان هرچه سرختر غمگین تر...

چند بهار از عاشورا را گذشته نمیدانم...اما خوب میدانم که هنوز کودکانمان زنجیر به دوش می زنند هنوز مادرانمان از داغ حسین (ع)می گریند ،پدرانمان و پدرانمان به عشق حسین (ع)زندگی می کنند ،راه می روند و آب می نوشند.

و ما سالهاست که کربلای قلبمان را فراموش کرده ایم ،سالها ، به اندازه ای که فرات کربلایمان جا پای خورشید گرم و سوزان شد آنقدر زیاد که در انتظار آسمان قلبمان ستاره ها خاموش شدند و در غروب خورشید هر عاشورا صحرای نینوا آنقدر چشم انتظار ما بود که ذره ذره سوخت و خاکستر شد.

هر سال محرم می آید و پشت سر آن عاشورا هر سال ما برای حسین (ع)می گرییم و در آرزوی کربلایش می سوزیم و هیچ کسی نیست فریاد بزند: آی کسانیکه به عشق کربلا می نالید از کربلای دلتان چه خبر؟ لحظه ای نگاه کن و ببین جای چه کسی خالیست؟ ببین در قلبت که را فراموش کرده ای که اینگونه هوای کربلا می کنی؟

بیا و ببین اگر در قلبت دری از حسین (ع)را بگشایی چگونه هجومی روشن و سبز تو را در آغوش می کشد...بیا و برای لحظه ای با خودت آشتی کن...بیا و ببین حسین (ع) چه می گوید...                                                   التماس دعا (سوگند)

                                                                  یا حق

                                                                           یا حسین (ع)

 

از: وبلاگ : پرچین راز

 

 

طــنــز

 

این هفته این بخش تعطیل است!

 

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(4)

روايات ائمه ( سلام الله عليهم)

امام حسن ( سلام الله عليه) : مردم! آيا نمى دانستيد كه هر كدام از ما خاندان وحى و رسالت مجبور به بيعت با حكمران طغيانگر زمان خود مى شويم مگر قائم ( ارواحنا فداه) كه حضرت عيسى بن مريم روح اللّه به او اقتدا مى كند و نماز مى خواند چرا كه خداوند ولادت او را مخفى و شخص او را نهان مى دارد تا هنگامى كه به دستور او ظهور كند .  بيعت هيچ قدرتمدارى را به گردن نداشته باشد او نهمين امام معصوم از نسل برادرم حسين ( عليه السلام ) است و فرزند بهترين كنيزان .

خداوند در غيبت او عمر او را طولانى مى كند و سپس به قدرت خويش او را در چهره ى جوانى كمتر از چهل سال ظاهر مى سازدتا همگان بدانند كه خداوند بر هر كارى تواناست.

امام سجاد ( سلام الله عليه) : بعد از شهادت سيدالشهداء ( سلام الله عليه) در شام حضرت سجاد ( عليه السلام )  در روز جمعه اى كه يكى از سردمداران يزيد خطبه ى شوم خود را مى خواند، امام سجاد ( عليه ا لسلام ) در آنجا بپا خواست و او را با تندى خطاب كرد و بعد مطالبى ايراد نمود; از آن جمله فرمود :

هان اى مردم! خدا به ما شش ويژگى عطا فرموده و با شش امتياز ما را بر همگان فضيلت و برترى بخشيده است خدا به ما نعمت گران بهاى دانش، بردبارى، سخاوت، فصاحت و شجاعت عنايت فرمود; و بذر مهر و محبت ما را بر دلها و قلبهاى باايمان افشانده است. و نيز ما را به هفت ويژگى برترى و فضيلت بخشيده است پيامبر برگزيده ى خدا از ماست  و صديق امت امير مؤمنان و جعفر طيار و حمزه شير خدا و  دو نواده ى گرانمايه ى پيامبر، حسن و حسين (عليهم السلام ) و مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشريف ) اين امت از ماست .

امام سجاد (عليه ا لسلام) :  قائم( عجل الله تعالی فرجه ا لشريف) كه از ماست ولادت او بر مردم مخفى مى ماند به گونه اى كه مردم مى گويند: او هنوز بدنيا نيامده است تا بدينگونه ظهور كند و به هنگامه ى ظهور، بيعت هيچ كس را بر عهده نداشته باشد .

امام باقر ( سلام الله عليه) :  چون قائم ما قيام كند ، خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارده و عقل هايشان را جمع می كند ، در نتيجه خردشان(عقل آنها) كامل می شود .  

امام باقر(عليه السلام) :  صبر كنيد برگزاردن احكام شرع و شكيبائى ورزيد در برابر دشمنان و آماده باشيد براى امامتان كه در انتظار او هستيد .

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

سفر عشق

ویژه نامه گروه اینترنتی مشکان به مناسبت ماه محرم

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (9)

 

ـ چگونه می‌توان یک خبرنامه برای وبلاگ درست کرد؟

 

درخصوص ایجاد یک خبرنامه برای وبلاگ نیز، در هفته‌های گذشته و در همین ستون سایتی را معرفی کرده بودیم. چنانچه شما از سرویس‌های رایگان ارائه دهنده وبلاگ استفاده می‌کنید، یکی از روش‌های موجود برای داشتن خبرنامه، استفاده از امکانات سایت BlogLet می‌باشد. این سایت در آدرس http://www.bloglet.com قابل دسترسی می‌باشد. شما پس از ثبت‌نام در این سایت، باید کدهایی را که این سرویس‌دهنده در اختیار شما می‌گذارد، در قالب وبلاگ خود قرار دهید. سپس بازدیدکنندگان با وارد کردن ایمیل خود در باکس مربوطه، به عضویت خبرنامه شما درخواهند آمد و درصورتی که تنظیمات مربوطه را به درستی انجام داده باشید، بلاگ‌لت به طور خودکار، اعضای خبرنامه را از به‌روز شدن وبلاگ شما، باخبر می‌سازد. شما می‌توانید مشخص کنید در ایمیلی که از طرف بلاگ‌لت ارسال می‌شود، فقط به‌روز شدن وبلاگ به اعضا خبر داده شود یا این‌که علاوه بر این، قسمتی یا تمام مطلب جدید نیز، برای اعضای خبرنامه ارسال شود.

اگر شما از برنامه مدیریت محتوای موویبل‌تایپ برای انتشار وبلاگ خود استفاده کنید، علاوه بر این روش، می‌توانید از امکانات خود برنامه نیز استفاده کنید. به این صورت که در برنامه موویبل‌تایپ ایمیل افراد را در بخش Notifications وارد کنید (یا می‌توانید کدهایی خاص را در قالب وبلاگ خود قرار دهید که بازدیدکنندگان، خودشان بتوانند در خبرنامه شما عضو شوند) و پس از انتشار مطلب جدید در وبلاگ، با استفاده از بخش موجود، قسمتی از آن مطلب و یا کل مطلب و یا لینک آن را، برای اعضای خبرنامه خود ارسال کنید. برای این بخش یک پلاگین نیز نوشته شده است که شما با جستجوی عبارت MT Notification Plugin در گوگل، به سادگی می‌توانید آن را پیدا کنید.

 

مشکان: البته ما هم برای ایجاد شمارنده و خبرنامه و همچنین نظرسنجی، سایت وبگذر  www.webgozar.com   را توصیه می نمائیم.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل دوستی

saheledoosti@yahoo.com

 

 

برای دیدن این بخش کلیک کنید

 

حرف آخر:

 

درد، دل آدمي را بيدار مي‏كند، روح را صفا مي‏دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‏كند، نخوت و فراموشي را از بين مي‏برد، انسان را متوجه وجود خود مي‏كند.

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 19:33  توسط حمید رضا الوندی  | 

نسل سوم 14

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(14)

 

شماره  چهاردهم ـ سه شنبه 18 بهمن 1384

 

السلام علیک یا اباعبدالله

 

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را خدمت همه شما دوستان گرامی تسلیت عرض می نمائیم.             مشکان

 

سفر عشق

ویژه نامه گروه اینترنتی مشکان به مناسبت ماه محرم

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چیز سلام!

 

با بچه هاي كوچه مون...

 

&محمود كريمي

 

وقتي كه چشمام روي هم بسته مي شه

وقتي دلم از زمونه خسته مي شه

چشمامو دريا مي كنم

عقده ها مو وا مي كنم

ياد قديما مي كنم، يادش به خير
با بچه هاي كوچه مون

با چادراي مادرامون

گوشه يك پياده رو

ياد محرم كرده بوديم

خيمه علم كرده بوديم

همه پيرن مشكي به تن

سينه و زنجير مي زدن

يه قلب كوچيك تو سينه

مست و خريدار حسين(ع)

نوشته بود رو پرچما

عباس علمدار حسين(ع)

دلي كه...

رفيق جان،

كسي كه مي خواهد ابا الفضلي(ع) باشد بايد كاشف كرب از چهره امام زمان(عج) خويش گردد و بهترين راه اين است كه از سنين كودكي، نوجواني و جواني اين نيت را عملي كنيم تا ان شاءالله از سربازان واقعي آن حضرت باشيم. تا سلاح چه باشد؟

شمشير يا قلم و يا...

 

تیتر یک

 

ممد دماغ رفت!

 

ساكن

كوي انقلاب

ذره بوديم و آفتاب شديم

قطره بوديم و درناب شديم

تا كه قلب سياه شب بدريم

تيغ برنده شهاب شديم

گام در راه عشق بنهاديم

با جنون، يار و هم ركاب شديم

كوچ كرديم از محله شاه

ساكن كوي انقلاب شديم

كوچه ها رنگ و بوي لاله گرفت

هم نشين گل و گلاب شديم

بس كه گلهايمان ستاره شدند

با خدا صاف و بي حساب شديم

سال ها مشق عاشقي كرديم

صبر كرديم و انتخاب شديم

 

بهروز ساقي

 

نسل سوم خاطرات همسر رضاشاه را ورق مي زند:

مرده شور اين سلطنت رو ببرن !

 

¤خدمت شما عرض كنم كه رضاشاه روزانه يك بار صبح موقع رفتن به كاخ شهري چند بست ترياك استعمال مي كرد. دكترها به او گفته بودند ترياك قند خون را مي سوزاند. رضا عادت داشت بعد از ناهار و شام يك گيلاس كنياك بنوشد.

¤ به جهنم كه مردم سلطنت ما را نخواستند. قابل نبودند. يك روزي خودشان پشيمان مي شوند و چراغ برمي دارند و دنبال ما مي گردند!

¤ بيچاره محمدرضا به اتفاق هويدا رفته بود بالاي سر تظاهركنندگان ميدان شهياد (آزادي كنوني) و آنجا آنقدر صدا زياد بودكه داخل هليكوپتر شنيده بود مردم مي گويند مرگ بر شاه!

¤ محمدرضا از بچه گي ضعيف بود. دكتر ايادي هميشه به من اطمينان مي داد كه جاي نگراني نيست و موضوع مريضي محمدرضا به خاطر شيطنت هاي زياد او و ضعف قوه باء است! خدا لعنت كند اسداله علم را كه بساط شيطنت براي محمدرضا درست مي كرد و باعث تحليل رفتن قوه پسرم مي شد. به هرحال پسرم شاه بود و اگر شاه از شاه بودنش لذت نبرد و شاهي نكند چه بكند؟!

¤ آمريكا براي دادن كمك هاي اقتصادي شرط مي گذاشت كه بايد فلان شخص بشود رئيس سازمان برنامه و بودجه. اصلاً خدمت شما عرض كنم كه اين سازمان برنامه و بودجه در ايران وجود نداشت و آمريكايي ها آن را درست كردند.

¤ همين آقاي ارتشبد قره باغي آمد بيمارستان دست مرا بوسيد و درخواست بخشش كرد. خوب است اين آقاي قره باغي خاطراتش را بنويسد و بگويد چرا به ولينعمت خود خيانت كرد و ارتش را تسليم متجاسرين كرد. ارتش را چه كسي تسليم كرد. همين عباس قره باغي كه ما به او عباس پشگل مي گفتيم. مدتها مأمور اداره اسب سواران گارد بود و ما رفتيم در مانژ فرح آباد كه متعلق به گارد جاودان بود، آنجا اسب سواري مي كرديم و اين عباس قره باغي هميشه بوي پهن و پشگل و سرگين اسب واستر مي داد. در بين افسران هم جزو بي سوادها بود.

¤ يك روز محمدرضا كه خيلي ناراحت بود به من گفت: مادرجان! مرده شور اين سلطنت را ببرد كه من شاه و فرمانده كل قوا هستم و بدون اطلاع من هواپيماهاي ما را برده اند ويتنام.

¤ همين آقاي ارتشبد نعمت اله نصيري كه ما به او مي گفتيم نعمت خرگردن او يك گردن كلفتي مثل خر داشت! مي آمد خدمت محمدرضا، و گاهي من هم در اين ملاقات ها بودم، مي گفت آمريكايي ها فلان پرونده و فلان اطلاعات را خواسته اند! محمدرضا مي گفت بدهيد!

 

بيـا با هـم بپـريم

 

كامران نجف زاده

 

به جان تو، هر سال تكرار مي شود. بهمن را مي گويم، ماه پيروزي.

انگار همين ديروز بود كه پدر و مادرهايمان در خيابانها مبارزه مي كردند. چقدر زود گذشت. كاش ظرف زمان دست ما بود تا مي توانستيم در لحظه هاي ناب، مي شكستيمش!

ما كه با هم تعارف نداريم. راستش مشكل «ما» اين است كه مثلاً «باد» را تنها وقتي مي بينيم كه بادبادك احساسمان لاي سيم هاي برق گيربيفتد.

يا «بهمن» را وقتي به ياد مي آوريم كه روز شمار بر طبق عادت هر ساله به ما بگويد، رسيد!

ما تنها زماني متوجه گذر زمان مي شويم كه برايمان تولد بگيرند و شمع هاي روي كيك را با بادي خاموش كنيم. كاش مي شد امسال، از همين بهار انقلاب جور ديگر نگاه كنيم.

كاش اگر تا به حال بيشتر «باران» را از پشت شيشه مي ديديم، دست در دست بهار انقلاب بگذاريم و زير باران برويم و بگذاريم دختر باران بر «ما» ببارد. آنوقت ببينيم چه «هست»هايي كه نيست و چه «نيست»هايي كه هست.

ما جوانيم، از نگاه زنده و پرطراوت ما، زندگي مي تواند جور زيباتري «زندگي» شود، بيا با هم شاعر شويم! لحظه هاي شيرين عصر را «سپيد» بسرائيم قبل از آنكه «سفيد» شود موهاي ما...

راستش من، الان؛ بزرگترين آرزويم اين است كه:جور ديگر نگاه كنم تا اسير «عادت»ها و «تكرار»ها نشوم، خوب مي دانم كه اگر «تكراري» نگاه كنم، باد را، بهار انقلاب را، بهمن را، عافيت و «گذشته» شيرين را فراموش خواهم كرد:و «فراموش» خواهم شد...

 

 

 

گپ و گفت نسل سوم با محمد اصفهاني

مادرم به تظاهراتي ها كمك مي كرد

 

وقتي امام وارد فرودگاه شد، يك مراسم نقلي و كوچولو موچولو داخل فرودگاه برايش برگزار كردند كه در آن مراسم يك پسربچه كچل نوجوان براي ورود امام قرآن خواند و امام هم كلي آن پسربچه را تحويل گرفت و پيش خودمان باشد، بعدا او را مؤذن حسينيه جماران كرد. حالا آن پسربچه كچل نوجوان براي خودش كلي قد كشيده و ديگر نه كچل است و نه نوجوان، بلكه مهر نظام پزشكي توي جيب دارد و خواننده و آهنگساز هم كه هست. «محمد اصفهاني» را مي گويم، اين كه چرا اسم او را گذاشته اند اصفهاني، شايد بعدا از قول خودش نوشتيم. جالب بود، وقتي از پشت تلفن خاطره خودش را از انقلاب تعريف مي كرد، انگار مسافر زمان شديم و رفتيم به سال 57، به همين راحتي! و راستش كلي هيجان زده شديم وقتي گفت كه گارديهاي شاه...

همكلاسي، باقي را خودت بخوان:

اصفهاني: سال 57 من دوازده ساله بودم. منزل ما در خيابان هفده شهريور بود. يادم مي آيد روز جمعه 17 شهريور، ساعت هفت صبح به همراه مرحوم پدرم به انجمن پزشكان رفتيم. هنگامي كه به سمت منزل بازمي گشتيم، شاهد حضور تانكها و نيروهاي نظامي ارتش بوديم كه در ميدان جمع شده بودند. به نزديكي منزل كه رسيديم با ممانعت نيروهاي گارد مواجه شديم كه به ما اجازه ورود به محوطه را نمي دادند، پدرم براي آنها توضيح داد كه منزل شخصي ما اينجاست و خلاصه به هر وضعي كه بود از سد گارديها عبور كرديم و به خانه رسيديم.

در خانه ما باز بود و مادرم با شيلنگ آب، توي كوچه ايستاده بود و به مردمي كه در اثر گاز اشك آور مشكل پيدا كرده بودند آب مي داد تا سر و صورتشان را بشويند و دوباره به تظاهرات برگردند.

بعد از گذشت چند ساعتي اعلام شد كه تيراندازي شده و عده زيادي مجروح شده اند، مطب پدرم در طبقه پاييني منزل مان بود و ايشان سفارش كردند كه زخمي ها را به خانه بياورند تا پانسمان شان كنيم. تا عصر آن روز حدود ششصد يا هفتصد نفر را به خانه ما منتقل كردند كه متأسفانه تعدادي از آنها هم شهيد شدند.

نزديكي هاي ظهر بود كه گارديها به كوچه ما مشكوك شدند، چون هركس مجروح مي شد به اين كوچه مي آوردند! مأمورين وارد كوچه شدند و به منزل ما رسيدند، در آن لحظه تصورش را بكن حدود هفتصد نفر در خانه بودند. در خانه ما شيشه اي بود و ما سايه گارديها را هم مي ديديم. پدرم به همه توصيه كردند كه سكوت كنند.

و هيچ صدايي از كسي بلند نشود. درست به خاطرم هست كه حتي صداي نفس كشيدن هم نمي آمد، گارديها ليوانها و پارچي كه دم در بود را با لگد شكستند و بعد از كمي مردد بودن و اين طرف و آن طرف رفتن، چيزي گيرشان نيامد و رفتند.

واقعا لطف خدا بود وگرنه يك لحظه فكرش را بكنيد كه اگر يكي از آنها وارد ساختمان مي شد و اين جمعيت را به چشم مي ديد، كار همه ساخته بود.

 

سه‌شنبه بازار

 

مدال «سر خور» بلورين

جوان 19 ساله نيويوركي كه سر مارمولكي را بريده و آن را خورده بود، توسط پليس بازداشت شد.

فورد در مهماني دوستان خود بعد از بريدن سر مارمولك آن را خورد و بلافاصله راهي بيمارستان شد.مأموران پليس، فورد را به جرم رفتار ظالمانه با حيوانات بازداشت نموده و تحويل دادگاه دادند!بنازم به اين دستگاه قضايي و عدالت گستر كه به سرعت نسبت به چنين فجايع و جناياتي عكس العمل نشان مي دهد، البته بي خيال موضوعات كوچكي مثل كشت و كشتار مردم عراق و افغانستان و چند صد تا كشور ديگر!

 

نشان «هوشنگ كارلوس» بلورين

 

مدافع ايراني تيم فوتبال مسينا ايتاليا خبر خبرگزاري رسمي كشور ايتاليا مبني بر اين كه او درپي گرفتن تابعيت ايتاليايي است را تائيد كرد.

رحمان رضايي در گفتگو با ايپنا؛ در اين خصوص اظهار داشت: در پي گرفتن تابعيت ايتاليايي هستم و خبر خبرگزاري آنسا را تأئيد مي كنم. فكر نمي كنم گرفتن تابعيت ايتاليايي كار عجيب و غريبي باشد.در اين حال ناصر نوآموز، نايب رئيس فدراسيون فوتبال كشورمان گفت: مطمئن هستم كه رضايي اين كار را نخواهد كرد، اگر قرار باشد رحمان به نحوي تبعه ايتاليا شود قانون فيفا مي گويد، ديگر حق حضور در تيم ملي ايران را ندارد.

 

لقب «مزرعه دزديدني نيست» بلورين

 

هرچند پس از 11 سپتامبر، گرو ه هاي تندرو تلاش كردند وجهه اسلام و مسلمانان را در آمريكا تخريب كنند، اما عملكرد عاقلانه و ايثارگرانه مسلمانان و افزايش بي سابقه آنان، ورق را برگردانده و اكنون كار به جايي رسيده كه در بسياري از اماكن عمومي، نمازخانه وجود دارد و روسري زنان مسلمان، مورد استقبال زنان غيرمسلمان آمريكايي قرار گرفته است.

سايت آمريكايي «پست كرونيكل» نوشت:روسري زنان مسلمان هم حتي براي زنان غيرمسلمان آمريكا به صورت «مد» درخواهد آمد، همانگونه كه هم اكنون در بعضي تبليغات اينترنتي استفاده مي شود.

 

عنوان «جوجه اردك زشت» بلورين

 

اسناد نظامي نشان مي دهد ارتش آمريكا در عراق تا به حال چندين بار همسران افراد مسلح مظنون را به اميد دستگيري شوهرانشان دستگير و زنداني كرده است.

به گزارش آسوشيتدپرس، يك افسر امنيتي آمريكا گزارش داد در يك مورد يك واحد مخفي، مادر جوان يك كودك شيرخواره را دستگير كرد. در مورد دوم، يك سرهنگ آمريكايي به هم قطار خود پيشنهاد داد همسر فرد بازداشت شده را با نصب يادداشتي در روي در خانه دستگير كنند كه روي آن نوشته شده است: «بيا و همسرت را تحويل بگير».

 

تنديس «سيمرغ» بلورين

 

هواپيماي امام به تهران منتقل مي شود.

به نوشته روزنامه ايران با رايزني هاي صورت گرفته ميان ايران و فرانسه، قرار است هواپيماي ايرفرانسي كه در 12 بهمن 1357، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را از پاريس به تهران آورد، به عنوان نمادي از آن روزهاي باشكوه خريداري شود.

البته عمر پروازي اين هواپيما به پايان رسيده اما مسلماً عمر خاطراتي آن براي مردم ايران و اهالي سرزمين اسلام، جاودانه خواهد ماند. تا 12 بهمن هاي امسال و سال بعد و سال هاي بعدتر و بعدترترش.

 

گوله هاي برف

 

ديشب به يكباره برف باريد

و صبح انفجار كلاغ ها از شاخه هاي سفيد

زمستان در دشت است تا دور دست نگاه

دنيايي بي انتها

عشق من

فصل ديگري رسيده است

و زير برف

مغرورانه و سختكوش

زندگي

ادامه دارد

ناظم حكمت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 13:59  توسط حمید رضا الوندی  | 

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

 

 

۲۹

 

 

سال اول ـ شماره 29 ـ شنبه 15 بهمن 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فريب زرق و  برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

 

فراواني باران به بركت قدم رئيس جمهوري

 

سيدعباس عليجاني

جريان عظيم و بزرگي از مبارزه با انديشه هاي ارتجاعي به راه افتاده و بسياري از افرادي كه طي سال هاي قبل، با مرتجع ترين جريانات ورشكسته هم پيمان بودند، به بهانه مبارزه با ارتجاع، عليه رئيس جمهوري جناب آقاي محمود احمدي نژاد، داد سخن مي دهند و همان جرياني كه در دوران انتخابات با ادعاي اين كه اگر احمدي نژاد بيايد بين خيابان ها ديوار خواهد كشيد به هر بهانه اي با ساختن افسانه ها و سخنان سخيف و نسبت دادن آن به رئيس جمهور و هواداران وي، داد و فرياد به راه مي اندازند كه مردم چه نشسته ايد، ارتجاع مملكت را گرفته و خرافه بافي ها رواج يافته است!!

¤¤¤

فرض كنيد يك نفر در يك روستاي دورافتاده كه اين روزها از نزول بركت الهي و برف و باران شادمان است و اتفاقا از هواداران رئيس جمهوري محترم ماست بگويد «من اين برف و باران را از بركت قدمهاي رئيس جمهوري مي دانم» و حسب اتفاق يك اصلاح طلب بزرگ كه به خاطر شكار كبك راهش به آن روستا افتاده و از ترس سرما به كلبه آن روستايي پناه برده و حسابي گرم شده، اين جمله را بشنود چه اتفاقي خواهد افتاد؟!!

¤¤¤

خيلي ساده... تيتر اول فلان خبرگزاري داخلي گسترش ارتجاع و ساده لوحي و خرج مقدسات براي افراد خواهد شد و آن شخصيت اصلاح طلب مصاحبه خواهد كرد كه كسي برايش سوگند خورده كه خودش با دو گوش خودش اين جمله را شنيده و صد البته از جريان اصولگرايي مي خواهند كه با تمام توان عليه ارتجاع بايستند!! و روزنامه ها و رسانه هاي اصلاح طلبان چه مرثيه ها كه در رثاي از دست رفتن مقدسات نخواهند خواند!!

¤¤¤

اما با كمال تاسف!! همه سوابق مكتوب وجود دارد و نيازي به سوگند نيست، كه اصلاح طلبان خود بيش از همه و پيش از همه، مقدسات را خرج بازيهاي سياسي كردند و با كشيدن هاله اي از نور دور سر جناب آقاي سيدمحمد خاتمي و پخش شجره نامه ايشان در كشور، براي اولين بار، از ارزش سيد دوستي مردم به صورت رسمي و علني استفاده كردند و صد البته كسي سخني نگفت كه اگر هر كس ديگر اين كار را كرده بود چه ها كه نمي گفتند!!

جالب آن كه در سال 1376 روزنامه همشهري (كه در دستان گردانندگان امروز روزنامه شرق بود، همان روزنامه اي كه اين روزها بشدت عليه ارتجاع موضع مي گيرد) باران فراوان را از بركت قدم خاتمي خوانده بود.

¤¤¤

روزنامه همشهري، در مطلبي با عنوان «او گره خواهد زد چشمان را با خورشيد، دلها را با عشق، سايه ها را با آب» به قلم يكي از خوانندگان ضمن فحاشي و اهانت به روزنامه هاي منتقد و ورق پاره خواندن آنها نوشت: «مردم در خاتمي به يك نوع نگاه تازه و حس تازه اي از زندگي رسيده اند، اگر به صدايشان گوش كني، پيروزي ها را از بركت خاتمي مي دانند، اگر ورزشكارهايمان مي برند، اگر اجلاس تهران موفق مي شود، اگر اروپا تسليم مي شود حتي اگر باران رحمت امسال فراوان و مداوم است همه و همه را از بركت قدم خاتمي مي دانند.»

روزنامه همشهري 25/10/1376 صفحه ادب و هنر

¤¤¤

و صد البته، نه كسي اين را شنيد و نه براي اثبات آن سوگند مي خورد و نه ارتجاعي وجود داشت!!

از: کیهان

 

خــبـــر

 

نگروپونته: ایران بسیار خطرناك است

 

جان نگروپونته، رئیس اطلاعات ملی آمریکا، گفت: ایران می‌تواند به منافع آمریکا در هر نقطه از جهان که بخواهد، ضربات سنگینی وارد کند.

به گزارش شریف نیوز به نقل از خبرگزاری فرانسه، وی که در جلسه کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا سخن می‌گفت، ضمن ابراز نگرانی نسبت به نفوذ فراوان ایران در عراق، نسبت به اقدام ایران در عراق به سیاستمداران آمریکایی هشدار داده و گفت: ایرانیان تاکنون در عراق دست به اقدام نزده‌اند، زیرا در مجموع از تحولات عراق خرسند هستند و به دلیل داشتن مرزهای طولانی با عراق، ثبات در این كشور را نیز به سود خود می‌دانند.

رئیس اطلاعات ملی آمریکا همچنین نسبت به روابط ایران با گروه‌هایی نظیر حزب‌الله، حماس و جهاد اسلامی ابراز نگرانی كرده و گفت: ایران