تبليغاتX
هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان

شنبه . سه شنبه و پنجشنبه هر هفته منتظر ما باشید

هفته نامه مشکان ـ شماره 27 ـ شنبه 1 بهمن ماه 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

27

سال اول ـ شماره 27 ـ شنبه 1 بهمن 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

اى غم، سلام آتشين من به تو، درود قلبى من به تو، جان من فداى تو.تو اى غم بيا و هم‏دم هميشگى من باش. بيا كه مصاحبت تو براى من كافى است.

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

كريستين امانپور، عكس و سرفه ده‌نمكي!

 

كريستين امانپور، خبرنگار آمريكايي، گفت‌وگويي هم با مسعود ده‌نمكي، مديرمسئول روزنامه «صبح دوكوهه» داشته كه محور اصلي اين گفت‌وگو هم «فقر و فحشا»ست!

در بخشي از اين گفت‌وگو آمده است:

كريستين امانپور: اين عكس شما در جبهه است؟

ده نمكي: بله.

كريستين امانپور: آن موقع چند سال داشتيد؟

ده نمكي: 16 سال.

كريستين امانپور: آخر چطور شماها را با اين سن مي‌فرستادند جبهه؟!

ده نمكي: ما را نمي‌فرستادند امثال من داوطلب مي‌شدند و كوچكتر از من هم درجبهه بودند.

كريستين امانپور: پس چرا اين قدر سرفه مي‌كنيد؟

ده نمكي:: اين هم سوغات آن موقع است.

كريستين امانپور: اوه شما هم شيميايي شديد؟

ده نمكي: در جنگ كمتر كسي بي‌نصيب از اين سوغات اهدايي شماها به صدام مانده!

كريستين امانپور: من متأسفم!

ده نمكي: قابلي ندارد.

كريستين امانپور: حتماً خوشحال هستيد كه الان آمريكايي‌ها دشمن اصلي شما، صدام را از بين برده‌اند؟

ده نمكي: البته خوشحال‌تر بودم به جاي عراقي‌ها از همان اول آمريكايي‌ها در خاكريز مقابل ما بودند، الان هم آمده‌اند تا كار نيمه‌تمام صدام را تمام كنند البته اگر بتوانند!

كريستين امانپور: من شنيده‌ام ولي باور نمي‌كنم آيا راست است كه بچه‌هاي بسيجي داوطلبانه روي مين مي‌رفتند؟ چرا؟!

ده نمكي: البته ما اين چرا وچگونه را هنوز به خوبي براي نسل بعد از خود هم نتوانستيم به خوبي بيان كنيم چه برسد به شما و كلاً دنيا. راستي شما مي‌دانيد. مدينه فاضله چيست؟

كريستين امانپور: بله. اتوپيا!

ده نمكي: بله همان او اتوپيا. ما در جبهه مدينه‌ فاضله خودمان را پيدا كرده بوديم. آنها رفتند تا ديگران بمانند. آمريكايي‌ها اگر همين يك نكته را بفهمند، اينطور با ايران برخورد نمي‌كنند.

 

 

خــبـــر

 

 

از اعليحضرت پادشاه اردن ياد بگيريد! (خبر ويژه)

 

«تعجب مي كنم كه اين مردم ايران انرژي هسته اي را براي چه مي خواهند؟ اگر عقل داشته باشند بايد دست از اصرار بر فن آوري هسته اي بردارند تا مورد تهديد آمريكا و اروپا قرار نگيرند و با خيال راحت و بدون دغدغه زندگي كنند.»

عليرضا نوري زاده، كه بارها به جاسوسي براي اسرائيل تحت عنوان «همكاري مفيد اطلاعاتي»! اعتراف كرده است با بيان مطلب فوق در مصاحبه با يك شبكه تلويزيوني فارسي زبان آمريكايي به مردم ايران توصيه كرد كه راه و رسم زندگي را از دولت پادشاهي اردن ياد بگيرند و افزود:اخيراً ملك عبدالله پادشاه اردن با مصونيت قضايي آمريكايي ها- كاپيتولاسيون- موافقت كرده و در عوض از مواهب دوستي با يك كشور قدرتمند و متمدن برخوردار شده است!

او در ادامه گفت: «محمدرضا پهلوي با همين انگيزه قصد داشت به آمريكايي ها در ايران مصونيت قضايي بدهد ولي [ امام] خميني، آن را اهانت به مردم دانست و عليه شاه الم شنگه به پا كرد كه نتيجه آن حكومت كنوني ايران است»!

گفتني است عليرضا نوري زاده در ميان ضدانقلابيون فراري مقيم آمريكا، به نوچه «منوشه امير»، مدير بخش فارسي راديو اسرائيل معروف است. نام اصلي «منوشه امير»- صهيونيست ايراني تبار- منوچهر ساچمه چي است و هم اكنون مديريت پشت صحنه چند شبكه تلويزيون فارسي زبان در آمريكا، از جمله NITV و تلويزيون آزادي را بر عهده دارد.

 

سرانجام گله باني گربه ها (خبر ويژه)

 

«امروزه بايد هركس خود را تعريف كند و آرمان و هدفش را به شكلي بدون ابهام بيان كند تا ديگران ببينند امكان همكاري با او را دارند يا نه...»

به نوشته روزنامه شرق، عليرضا علوي تبار از افراطيون جبهه دوم خرداد در نشست موسوم به «چه بايد كرد» با بيان مطلب فوق به نقد جبهه دوم خرداد پرداخته و گفت:

«تجربه مجلس ششم را بايد بازخواني كرد. تجربه اي كه در آن ديديم وقتي افرادي را كه با هم تمايز دارند، تحت يك عنوان كلي مانند اصلاح طلب به مجلس مي فرستيم، در مراحل حساس و بزنگاهي براي عمل واحد به مشكل برمي خورند.»

گفتني است علوي تبار، پيش از اين گفته بود هدايت تشكيلات روشنفكري شبيه گله باني گربه هاست و نيز از افاضات ايشان است كه، همفكران خود را به اسب هاي درشكه تشبيه كرده و گفته بود تعجبي ندارد كه اين اسب ها وقتي به سر بالايي مي رسند و توان حركت را از دست مي دهند، يكديگر را گاز بگيرند.

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت بیستم

 

ادامه ی داستان

سرانجام برادران یوسف پدر را قانع کردند که یوسف را با خود ببرند (البته شاید به ذهن این خطور کند که پدر بایست در نفرستادن یوسف پافشاری می کرد .این به خودی خود درست است اما شاید شرایط به گونه ای بوده که مخالفت بیشتر پدر آثار سوء بیشتری می داشت که ما از آن بی خبریم .)به هر حال یوسف را برای بازی با خود بردند و آمده است که برادر بزرگتر یوسف را روی دوش خود نشاند و به این ترتیب از پدر خداحافظی کردند شاید از آن جهت که به پدر بفهماند ما مراقب یوسفیم و به او علاقه مندیم و او روی سر و دوش ما جا دارد

اما همین که از چشم پدر دور شدند برادر بزرگتر یوسف را به زمین گذاشت و او را از خود راند . یوسف بسوی برادر دیگر رفت اما او هم به سینه ی او کوبید واو را به طرف دیگر راند .یوسف که از بر خورد ایندو تعجب کرده بود بسوی برادر دیگر رفت اما او هم برادر خردسالش را تنبیه و تحقیر کرد و از خود راند

و به این ترتیب این کودک ده ساله و بی خبر سراغ هر برادری رفت با سردی و تنبیه تحقیر او مواجه شد  و در یافت که همه ی اینها نقشه ی شومی بوده تا او را از پدر جدا کنند ودر غیاب پدر بلایی بر سرش آورند

اما اینجا اتفاقی بسیار زیبا افتاد

وقتی یوسف با این صحنه مواجه شد شروع به خندیدن کرد!  برادران تعجب کردند .گفتند ما تو را کتک می زنیم و بزودی تو را در چاهی در بیابان رها می کنیم آنوقت تو می خندی؟ دلیل خندیدنت چیست؟

یوسف گفت:من تا همین چند وقت پیش همیشه در دل می گفتم اگر مشکل وسختی و نا راحتی برای من پیش آید  با توجه به اینکه ده برادر قوی و نیرومند دارم چه غم دارم؟و همیشه دلم به زور و قوت و توانمندی و حمایت احتمالی شما گرم بود اما امروز که از شما  به شما پناه آورده ام   به من پناه نمی دهید و مرا از خود می رانید  و در چنگال شما گرفتار گشته ام .از آنجا که دلم به شما گرم بود و به بازوان شما تکیه داشتم خداوند مرا به شما وا گذاشت تا به من بیاموزاند که همیشه باید دل به خدا داشته باشم و به قدرت بی انتهای او تکیه کنم  و به غیر از او به هیچ جیز و هیچ  کس پشت گرم نباشم

خداوند سنتی عجیب بر این عالم حاکم نموده است . وقتی به او تکیه دهیم و به کسی جز خودش امید نداشته باشیم به یاریمان می آید  اما همین که دلمان گرم دیگری و امیدمان به چیز و کس دیگری شد ما را به همان وا می گذارد

مراقب باشیم که از امکانات و توانائی هایمان استفاده کنیم و وظیفه ی مان را انجام دهیم

اما دلمان گرم خدا باشد   و همه چیز را بدست توانای او ممکن بدانیم.

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

... چه زود گذشت

 

گذشت عهد وبه من گفت هر چه بود گذشت

به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید

 بهار رفت و تو رفتی وهر چه بود گذشت

شبی به عمر گرم خوش گذشت آن شب بود

 که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت

شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت

گشود بس گره آن شب ز کار بسته ما

صبا چو از بر آن زلف مشکسود گذشت

غمین مباش و میندیش از این سفر که تو را

 اگر چه بر دل نازک نمی فزود گذشت

 

 

طــنــز

 

مزه ي شوهر

 

دختري كرد سوال از مادر

كه چه طعم و مزه دارد شوهر

اين سخن تا بشنيد از دختر

اندكي كرد تامل مادر

گفت با خود كه بدين لعبت مست

گر بگويم مزه اش شيرين است

يا غم شوي روانش كاهد

يا بلافاصله شوهر خواهد

ور بگويم مزه اش تلخ است

تا ابد مي كشد از شوهر دست

لاجرم گفت به او اي زيبا

ترش باشد مزه شوهر

دخترك در تب و تاب افتاد

گفت: مادر دهنم آب افتاد

 

master_boy4444@yahoo.com

 

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(2)

بعد از پرداختن بـه مسئلـه مهدويت از ديدگاه اهل سنت ، که بـا توجه به فراواني احاديـث آنان در اين زمينه بــه همــان چنـــــد حديــث بســنده کردم . و در آخــر گفتــم که اختــلاف شيــــعه بـا اهــل سنــت در ايــن زميـــنه چيــســت . در ايـــنجا بــه سخــنانـي از ابــن ابــي الــحديــد کــه از علمــاي اهــل سنـــت اســت راجــع به هميــن اختــلاف اشــاره مي کــنـم .

ابــن ابــي الــحديــد در شــرح ايــن سخــن امام عــلـی (علــيه الســلام ) کـه فـرمودنـد : « پـدرم بـفداى پسر بهترين كنيزان» مي نويسد :  اما اماميه( شيعيان) ، پس به گمـان آنـها وى امـام دوازدهــم ايشـــان اسـت ؛ و  وى فرزنـــد كنيــزى بـه نـام نــرجـــس(ســلام الله عليــها) مى باشـد. اما اصحـاب ما ( اهـل تســنن )، پـس گمـان كرده اند ، او فـاطمى(سـلام الله عليــها) ، اســت كه در آينـــده از كنيزى متولد خواهد شد، و در حال حاضر ( عصر ابن ابى الحديد) موجود نيست .

 

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (6)

 

ـ  لینک‌دونی چیست و چگونه می‌توانم یک لینک‌دونی در وبلاگم داشته باشم؟

 

لینک‌دونی در واقع یک وبلاگ کوچک می‌باشد که در آن فقط لینک قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر نویسنده وبلاگ لینک‌های جالبی را که در طول روز پیدا می‌کند، در وبلاگ دیگری با نام لینک‌دونی (یا نام‌های مشابه) قرار می‌دهد، به‌طوری که این وبلاگ، در داخل وبلاگ اصلی به نمایش درخواهد آمد و جزئی از آن محسوب خواهد شد. اگر شما در وبلاگ‌تان یک لینک‌دونی داشته باشید، دیگر لازم نیست تا برای ارسال یک لینک به وبلاگ، یک پست در وبلاگ اصلی بزنید، کافی است به‌راحتی آن لینک را، به لینک‌دونی خود اضافه کنید تا در صفحه اصلی وبلاگ به نمایش در بیاید.

طریقه ساخت لینک‌دونی بسته به نوع سیستم مورد استفاده شما، متفاوت است. اگر شما از سیستم مدیریت محتوای موویبل‌تایپ استفاده می‌کنید، به‌راحتی و با ساختن یک وبلاگ جدید در ام‌تی و استفاده از یک پلاگین، می‌توانید این بخش را به وبلاگ خود اضافه کنید. همچنین اگر از سرویس‌های رایگان مانند پرشین‌بلاگ یا بلاگر استفاده می‌کنید، روش‌هایی برای ساخت لینک‌دونی وجود دارد. به عنوان مثال می‌توانید یک وبلاگ جدید در بلاگر بسازید و توسط جاوا اسکریپت، آن‌را در داخل وبلاگ اصلی نمایش دهید. با یک جستجوی ساده در گوگل، می‌توانید به راهنماهای کامل و دقیق برای ساخت لینک‌دونی دست یابید.

منبع: http://weblog.azemat.com

 

 

حرف آخر:

 

اكنون بيا كه مى‏خواهم تو را براى هميشه بر قلب خود بفشرم و در آغوشت فرو روم، بيا كه دوستى بهتر از تو سراغ ندارم، بيا كه تو مرا مى‏خواهى و من تو را مى‏طلبم،

 بيا كه كشتى مواج تو در درياى دل من جا دارد، بيا كه دل من همچون آسمان به ابديت و بى‏نهايت اتصال دارد و تو مى‏توانى به آزادى در آن پرواز كنى. 

 

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 22:14  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه نسل سوم ـ شماره 11 ـ سه شنبه 27 دی 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(11)

عید غدیر مبارک باد

 

شماره  یازدهم ـ سه شنبه 27 دی 1384

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

 

قبل از هر چيز سلام!

دوربين مخفي

 

صادق مهدي غفراني

 

يكي بود و يكي نبود.

در زمان هاي گذشته و توي سرزمين خيلي دور از اينجا كه افراد و شخصيت هايش اصلا هيچ ارتباطي با اشخاص حقيقي و حقوقي سرزمين ما نداشتند، يك دهكده زيبا بود.

يك روز كشاورزهاي آن دهكده در زمينه محصولاتشان به مشكلي برخورد كردند. بلافاصله كميته اي ويژه، مسئول پيگيري و رفع اين ماجرا شد. چند روز بعد معلم هاي آن دهكده سر حقوق و مزايايشان اعتراض كردند، كميته ديگري مسئوليت پيگيري اين موضوع را به عهده گرفت.

و روزهاي بعد و بعدتر همين طور هر مشكلي كه براي هر صنف پيش مي آمد، يك كميته چندنفره ويژه براي بررسي ابعاد و ارائه راه حل تشكيل مي شد.

كميته ها هم با توجه به اينكه نمي خواستند شتاب زده عمل كنند و خداي ناكرده تصميم اشتباهي بگيرند، هر كدام چندين جلسه با فاصله هاي زماني طولاني مدت برگزار مي كردند و ابعاد و عمق ماجرا را با وسواس، مورد حلاجي قرار مي دادند.

اما نكته اي كه اين وسط نبايد فراموش مي شد، جمعيت دهكده بود!

جمعيت دهكده آن قدر كم بود كه بعد از چند هفته و تشكيل كميته هاي ويژه، تقريبا تمام ساكنان دهكده عضو يكي از كميته ها شده بودند! يك روز مشكل جديدي در دهكده رخ داد و دانشجوهاي آنجا اعتراض كردند كه رئيس دانشگاه شان شهريه زيادي گرفته است. مسئولين تصميم گرفتند اين بار هم با تشكيل يك هيئت كاملا ويژه مسئله را حل و فصل كنند. اما آدمي نمانده بود كه عضو هيچ كدام از كميته ها نبوده باشد. پس مسئولين تصميم گرفتند بعضي ها اجازه داشته باشند به طور مشترك در چند كميته فعاليت كنند.

كميته تشكيل شد و اعضاي كميته كه از مسئولين سازمان حمل و نقل دهكده بودند، يقه رئيس دانشگاه را گرفتند. اما از قضا اين رئيس دانشگاه عضو كميته رسيدگي به سقوط يك ميني بوس فرسوده به ته دره بود كه متهمانش مسئولين سازمان حمل و نقل دهكده بودند و...

¤ ¤ ¤

اينكه بعدها چه بلايي سر اهالي اين دهكده آمد و سيستم رفع معضلات به چه صورتي درآمد و اينكه آيا اصلا مشكلي حل نشده باقي ماند ياخير، اطلاعات خاص و دقيقي موجود نيست و متأسفانه اسناد آن در اثر گذشت زمان پودر شده و رفته اند هوا!

به هر حال پيام اين قصه حاوي اين نكته است كه تشكيل «كميته هاي ويژه» هميشه يكي از راه حل هاي كاربردي در رفع مسائل بوده و سابقه اي تاريخي دارد و قدرت حل و فصل ريشه اي و عمقي مشكلات را دراختيار مسئولان قرار مي دهد.

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

تيتر يك

با تو حكايتي ديگر ؛

بر سازمان ملي جوانان چه گذشت !

 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تأكيد مسئولان نظام بر توجه به مسائل جوانان، شوراي عالي انقلاب فرهنگي درسال 1371 اساسنامه شورايي را تحت عنوان «شوراي عالي جوانان» تصويب كرد كه 16 عضو رسمي داشت. 5 سال بعد به دليل ناكارآمدبودن اين شورا، شوراي عالي انقلاب فرهنگي آن را به «مركز ملي جوانان» تبديل كرد تا بلكه در ابعاد وسيع تر و مستقل تر كارايي لازم را از خود نشان بدهد. سرانجام مسئولين وقت كه به جاي حل مسئله به تغيير صورت مسئله اعتقاد شديدي داشتند، براساس قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اين مركز ملي را به «سازمان ملي جوانان» تبديل كردند و سه هدف اصلي نيز براي آن تبيين نمودند:

1ـ حل مسائل جوانان 2- رشد نسل جوان و 3- استفاده از استعداد نسل جوان!

اما كارنامه عملي اين سازمان درطي اين چند سال حكايت از برآورده نشدن هيچ يك از اين سه هدف توسط اين سازمان دولتي و اساسا فاصله گرفتن و فاصله داشتن برنامه هاي كوتاه مدت و بلندمدت مديران آن با اين اهداف آرماني دارد.

 

به نام جوان، به كام...

سال 77 وقتي ازطرف روزنامه سراغ دكتر ميرباقري (رئيس اسبق سازمان) رفتيم، او با گله و شكايت از دولت، سازمان ملي جوانان را يك سازمان فلج و دست و پا بسته معرفي كرد و با انتقاد از نام بزرگ آن، سازمان را تنها يك مؤسسه تحقيقاتي و آماري برشمرد كه بر آن ظلم هاي بسيار رفته و كسي نيست به دادش برسد. ميرباقري ترجيح داد در مورد بودجه كلان سازمان و ساختمان هاي گران قيمت اين سازمان حرفي نزند و تا آخرين ثانيه هاي مصاحبه براين نكته اشاره كند كه سازمان به لحاظ قانوني اختياري ندارد و دولت ترجيح مي دهد اين فرزند دردسرساز خود را به فراموشي بسپرد.

اما بعد از دكتر ميرباقري و انتصاب رحيم عبادي به رياست سازمان ملي جوانان، اوضاع به گونه اي ديگر رقم خورد.

اولين اقدام عبادي برگزاري همايش تشكل هاي غيردولتي در دانشگاه ايران با بودجه اي نزديك به 800 ميليون تومان بود كه بعدها مشخص شد بودجه اين همايش به حساب NGO اي واريز شده كه يكي از نزديكان وي از اعضاي اصلي آن است، كه همين امر باعث انتقاد رسانه هاي مختلف از مسئولان اين سازمان شد.

سپس با قرارگرفتن فريدون عموزاده خليلي (عضو مركزي حزب مشاركت و مديرمسئول چلچراغ) درميان مديران عالي رتبه اين سازمان، سازمان ملي جوانان عملا به پاتوقي سياسي براي سران و اعضاي قديم و جديد حزب مشاركت تبديل شد و تمام حمايت هاي اين سازمان دولتي در جهت انتشار چند هفته نامه و تقويتNGO هاي سياسي خاص قرار گرفت .

مهرماه امسال نيز رئيس هيئت تحقيق و تفحص از سازمان ملي جوانان تخلفات صورت گرفته دراين سازمان ملي را تعجب برانگيز و بهت آور خواند و از پول هاي كلاني خبر داد كه دراين سازمان حيف و ميل شده است.

محمد هادي رباني شيرازي گفته بود: اين سازمان بيشتر سازمان سياسي بوده تا اينكه كاري فرهنگي انجام دهد و يا از فعاليتهاي نسل جوان حمايت كند.

 

دولت جديد

اما با روي كارآمدن دولت نهم و تأكيدات ويژه دكتر احمدي نژاد بر روي مسائل جوانان و ارتقاء برنامه هايي كه تحت عنوان «ارتقاي سطح نسل جوان» هرساله در كشور به اجرا درمي آيد، اين اميد و نگاه ايجاد شد كه تغيير و تحولات گسترده اي دراين خصوص و به ويژه در سازمان ملي جوانان كشور ايجاد شود به گونه اي كه اولا خاطرات ناخوش گذشته مردم از اين سازمان كم خاصيت ولي پرحاشيه، پاك شود وثانيا از پتانسيل عظيم نيروي بكر جامعه كه طبق آمار، درصد بالايي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند، بهره اي شايسته برده شود.

با انتصاب حجت الاسلام محمدجواد حاج علي اكبري به سمت رياست سازمان ملي جوانان بخشي از اين اميدها محقق شد چرا كه حاج علي اكبري شخصيتي بود كه سال ها در نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها، نمايندگي رهبري در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان و... فعاليت كرده بود و به عنوان يك روحاني دوست داشتني و تأثيرگذار دربين جوانان مطرح بود.

لذا اين تحليل به وجود آمد كه وي خواهد توانست اين فرزند فراموش شده دولت (سازمان ملي جوانان) را احيا كند و جان تازه اي به آن ببخشد و كاري كند كه نام سنگين «سازمان ملي» برازنده اين تشكيلات پرهزينه و كم بخار كشور شود.

 

تلويزيون بهتر است!

يكي از انتقاداتي كه توسط رسانه ها از رئيس جديد سازمان ملي جوانان مطرح شد، عدم گفت وگوي وي با خبرنگاران پس از 5 ماه از قبول اين مسئوليت بود.

حاج علي اكبري دراين مدت در باره برنامه هاي خود، وضعيت آينده سازمان، معضلات و گرفتاري فعلي، اصلاح ساختارهاي اين بخش دولتي و يا هر سوژه ديگري با رسانه ها صحبت كند.

هرچند اخلاق خوش و گرم و نرم وي در رد درخواست مصاحبه ها مانع از اين شده كه اين مسئله جايي منعكس شود اما اين وضعيت با توجه به عدم اعلام هرگونه برنامه اي از سوي اين سازمان براي جوانان، موجب نگراني هايي مي شود!

در عوض حاج علي اكبري، يكي از چهره هايي است كه تقريباً هر شب مي توان او را در يكي از برنامه هاي تلويزيوني و در حال صحبت در خصوص يك موضوع ديني و مذهبي يافت. صحبت هايي كه انصافاً تودل برو و دلنشين است،اما هر چه كه هست ارتباط كمتري باحوزه مديريت وي در اين سازمان دارد.

موبايل رئيس سازمان ملي جوانان تقريباً در تمام ساعات روز خاموش است و گهگاهي هم اگر روشن مي شود، در وضع number busy به سر مي برد و مجدداً خاموش مي شود.

حاج آقا سلام!

بالاخره تلاش خبرنگار نسل سوم براي تماس با حاج آقا حاج علي اكبري به نتيجه مي رسد و در يك فرصت خيلي كوتاه، وي را شكار مي كند.

حاج علي اكبري با همان لحن هميشگي اش به ابراز محبت مي پردازد . از او در مورد سازمان ملي جوانان مي پرسيم، مي گويد حالا وقتش نيست، بعداً مصاحبه خواهم كرد!

مي پرسيم 5 ماه از مسئوليت تان گذشته، 4 ماه پيش هم گفتيد بعداً، اين بعداً كي مي رسد؟ مي خندد و مي گويد خبرتان مي كنم.

از او در مورد گفت وگوهاي تلويزيوني اش مي پرسيم و مي گويم ظاهراً اكثر وقت تان را تلويزيون هستيد!، مي گويد نه بابا همه اين ها قديمي هستند و مال الان نيستند و... تلفن قطع مي شود و در تماس بعدي مان مي شنويم كه «دستگاه مشترك موردنظر خاموش است».

 

استعفا بي استعفا

در طي روزهايي كه از تشكيل دولت نهم گذشته، تنها اخباري كه از سازمان ملي جوانان به بيرون منتشر شده خبر برخي انتصاب هاي جديد در اين سازمان بوده و البته آخرين خبر هم خبر استعفاي حاج علي اكبري از سمت رياست اين سازمان بود!

و البته متعاقب آن مخالفت دكتر احمدي نژاد با اين درخواست و ارسال اين پيام از سوي رئيس جمهور كه استعفا بي استعفا!

شكي نيست كه با توجه به روند جديد و تحول گرايانه اي كه در سطح كشور توسط اصولگرايان اصلاح طلب ايجاد شده، سازمان ملي جوانان مي تواند نقش كليدي مقتدرانه اي را ايفا كند. شكي نيست كه با وجود نخبگان و مغزهاي منحصر به فرد در بين جوانان ايراني، سازمان ملي مي تواند به عنوان نخستين مرجع شناسايي، ساماندهي و به جريان در آوردن اين بخش خلاق مطرح شود. شكي نيست كه با توجه به نياز بخش هاي مختلف دولت و صنعت به ايده ها و نگاه هاي به روز و مدرن، سازمان ملي مي تواند به قوي ترين بال دولت و تزريق كننده استعدادهاي نوين تبديل شود...

 

یادداشت

 

از اين هيجده گذشتم

 

با توجه به اين كه اين روزها اخبار فوتبال حسابي داغ شده و قرعه كشي تيم هاي شركت كننده در جام جهاني 2006 آلمان و بازي هاي آسيايي و غيره و غيره مطرح شده و صد البته مسابقات دوستانه اي كه در روزهاي آينده قرار است تيم هاي پرسپوليس و استقلال با دو تيم معروف آلماني انجام دهند، ستون اين هفته را اختصاص داديم به يك شعر فسقلي در وصف فوتبال!

با تشكر از شاعر گمنام و «كوچه» خوان نسل سومي آن:

بي تو فينال شبي باز از اين هيجده گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

تو كمي باد هوا

ريختي در گردي جانت

من پا خسته دوانت

و چو من

بيست و دو كس دل نگرانت

نيمي از تو كه سفيده

مثل رنگه گچه ديوار

مثل رنگه صورت مربي هاي تيم باخته...

نيمه ديگرت سياهه

مثله بخت ما كه هيچ وقت

با دل سبزم نساخته...

بي تو فينال شبي باز از اين هيجده گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

جا عوض كردم و هي حركت ايذايي و اونوقت

خودم رو باز به فراسوي دفاع هاي خشن

-قلدراي تيم مقابل- كه رسوندم

بي تو اما به چه حالي من از آن هيجده گذشتم...

 

دست نوشته هاي دل ...

 

اسيرستان دريغ

 

غرور جاودان شطح

گام بر پلكان لبخندهاي دروغين

نگذاشت

و از سازمان رخوت

فاصله دوزخ التماس

تا برزخ رؤيا را

جواز عبور نخواست

و بوي درد را در كهكشان صدا

با ادكلن هاي معطر

نياميخت

در لحظه هاي خاكسترين

چهره تكيده بي پناه ترين واژه ها را

به استهزاء ننشست

و در وزارت التماس

شقيقه گلها را

خنجر نزد

و آنگاه شعر زلال استغناء

باغستانها را

بشارت رويش داد

و نيستان

نبضگاه انحطاط را

به اختلاس اموال اداره هوا

متهم كرد.

در اسيرستاني كه حرجي بر شانه هاي صبور زخمي نيست

چشم سپارانه

بر درگاه كدامين پوچي رنگين

از گناه ناكرده

استغفار بايد جست؟

تا عشق نيز

اندك مجالي بيابد

تا سخن آغازد

ازهزارها قرن دريغ...

 

سه‌شنبه بازار

 

لقب «از كجا بايدشروع كرد» بلورين

 

به خبري كه هم اكنون به دستم رسيد، توجه كنيد. در آخرين لحظات بستن صفحه بوديم كه خبر رسيد سايت يكي از رفقاي باحال و با مرام نسل سوم كه چندي پيش معلوم نيست به دليل همكاري وي با چه گروه و ... فيلتر شده بود و ما نيز در سه شنبه بازار به افتخار اين خبر، هورا كشيديم، از فيلتر بيرون آمده است .

حالا معلوم نيست او بعد از طي كردن چه مراحلي از پاچه خواري و عشقولانه دركردن براي بعضي ها، سايتش را از فيلتر بيرون آورده و دوباره مي تواند به سايت بازي خودش ادامه دهد، البته اگر دوباره فيلترش نكنند!

ما ضمن ابراز تأسف براي دوستداران سايت و اينترنت و مخابرات و كامپيوتر به سبب اين ضايعه عميق، يك پيام «از كجا بايد شروع كرد» را به ايشان تقديم مي كنيم.

 

عنوان «زندگي بهتر از اين نمي شه» بلورين

 

به سگ ها حسودي ام مي شود.

اين جمله مفتخرانه بخشي از سخنان كوريزومي نخست وزير ژاپن در گفت وگو با خبرنگاران است. نخست وزير ژاپن گفته وقتي مي بينم كه زاد و ولد سگ هاي ژاپني بيشتراز زاد و ولد خود مردم ژاپن است، به سگ ها حسودي ام مي شود و با خودم مي گويم كاش نخست وزير آنها بودم!

اظهارات سگي آقاي كوريزومي در حالي مطرح مي شود كه براساس آمار، زاد و ولد خانواده هاي ژاپني در 5 سال اخير به شدت كاهش يافته است.در همين زمينه يك شركت چيني هم اعلام كرده كه تنها از متولدين «سال سگ» استخدام به عمل خواهد آورد. اين شركت بزرگ چيني علت اين اقدام خود را پر كار بودن انسان هايي كه در سال سگ به دنيا آمده اند اعلام كرده و گفته كه متولدين اين سال مثل سگ كار مي كنند!

شعار اين مؤسسه كه بر سر در آن حك شده، اين است : بياييد مثل سگ كار كنيم و نتيجه بگيريم.

 

تنديس «بيگ بنگ» بلورين

 

بالاخره شكم قصاب، مغزش را از كار انداخت.

با كمال تاسف و تاثر در خبرها شنيديم كه آريل شارون، نخست وزير رژيم صهيونيستي كه به دليل سكته مجدد مغزي در بيمارستان بستري بود، هنوز نفس مي كشد و به طور صد در صد و complete وارد جهنم نشده است!

به گزارش خبرگزاري جهنم نيوز، كارمندان جهنم ضمن ابراز نگراني از احتمال نيامدن گوريل - نه ببخشيد- آريل شارون به اين مكان خواستار قطع لوله تنفسي اين بابا شدند. آنها اعلام كردند كه در مراسم ويژه اي از اين شخصيت برجسته! تاريخ استقبال خواهند كرد. آنها همچنين با در دست داشتن پلاكاردهايي كه روي آن نوشته شده بود «به خانه برگرد جيگر» و يا «آهن تفتيده حق مسلم توست» ، خواستار تسريع در ارسال اين شخصيت معروف جهنمي شدند.

 

مدال «خرناس» بلورين

 

داريوش كاردان بازيگر و كارگردان مجموعه طنز «سه و نيم» در سخنان شديداللحني «شب هاي برره» را به باد انتقاد گرفت.

كارگردان مجموعه طنز «سه و نيم» تصريح كرد: اولاً مردم و زمان بهترين غربال اند. همين آقاي مهران مديري، سال هاست كه برنامه دارند. با لطايف الحيل مردم را خنداندند. آدم، دور خودشان جمع كردند. ولي بالاخره توليد اين همه برنامه 90 قسمتي ، يك جايي كفگير را به ته ديگ مي رساند .

كاردان ضمن بيان اين مطلب كه «اين سريال را اصلا يك برنامه تلويزيوني به حساب نمي آورم» گفت: «شب هاي برره» مثل يك برنامه روحوضي براي عروسي است. داريوش كاردان افزود: آقا اگر اين حرف ها آزاد است، بگوييد تا ما هم بزنيم. اقلا اين حرف ها را مودبانه تر بگوييد. نكته هاي منفي زيادي در اين سريال وجود دارد. در سريال هاي ديگر، اجازه نمي دهند يكي به يكي ديگر بگويد دوستت دارم. در اين سريال، دختره به پسره زور مي كند كه بيا من را بگير.

 

نشان «آبجي كماندو» بلورين

 

25 محافظ دختر از رئيس جمهور حفاظت مي كنند.

البته اين خبر مربوط به كشور دوست و همسايه و برادر، افغانستان و جناب كرزاي خان مي باشد. به گزارش روزنامه «آرمان ملي»- چاپ افغانستان- محافظان حامد كرزاي كه توسط متخصصان شركت «دايناكور» آمريكا آموزش ديده اند، از تمام اقوام افغان تشكيل شده اند.

پس از آنكه اجراي طرح ترور كرزاي در هنگام سفر به شهر قندهار در سنبله سال 1381 ناكام ماند حدود 50 نيروي نظامي و امنيتي آمريكايي محافظت از رئيس جمهور افغانستان را برعهده گرفتند. در شهريور ماه سال جاري با پايان يافتن دوره آموزش محافظان افغان، رئيس جمهور اين كشور محافظان آمريكايي خود را بركنار كرد و ترجيح داد كه اين پست را به 25 دختر خانم بسپارد تا احتمالاً تروريست ها قبل از اينكه دست به ترور جناب رئيس جمهور بزنند، خودشان به طريق ديگري جان بدهند!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 15:41  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان ـ شماره 26 ـ شنبه 24 دیماه 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

26

سال اول ـ شماره 26 ـ شنبه 24 دی 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

اى غم، سلام آتشين من به تو، درود قلبى من به تو، جان من فداى تو.تو اى غم بيا و هم‏دم هميشگى من باش. بيا كه مصاحبت تو براى من كافى است.

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

بخش عمومی

 

گزارش ویژه هفته

 

روايتي ناگفته و به‌يادماندني از سردار جاودانه ايران

 

پس از تحركات گسترده گروه‌‌هاي تروريستي مورد حمايت صدام در سال 1374، احمد كاظمي به همراه دو هزار نفر از نيروهاي زبده‌اش، مسئوليت انجام عملياتي پيچيده و خطرناك را در عمق 160 كيلومتري خاك عراق بر عهده گرفت. او و نيروهايش، با گذشتن از مناطق صعب‌العبور كوه‌هاي شمال عراق، به شكل غيرمنتظره‌اي، مقر گروه‌هاي تروريستي متجاوز به خاك ايران را كه از سوي صدام حمايت مي‌شدند، محاصره كرد. وي در حالي كه مي‌توانست، اعضاي اين گروه‌ها را نابود كند، به آنان فرصت داد تا بين فعاليت سياسي عليه جمهوري اسلامي و اقدامات تروريستي، يك راه را انتخاب كنند.

درايت كم‌نظير شهيد كاظمي، باعث شد تا بدون شليك حتي يك گلوله، اين گروه‌هاي تروريستي متزلزل شدند؛ رسانه‌هاي بزرگ دنيا، از اين اقدام كاظمي به عنوان «عمليات شگفت‌آور سپاه پاسداران در عمق خاك عراق» ياد كردند.

اين اقدام، نظامي ـ سياسي احمد كاظمي در مرزهاي غربي كشور، در مورد نحوه برخورد با نيروهاي ضدانقلاب بود كه در كشور عراق رفته و از آنجا با كمين عليه نيروها و مردم ايران در مناطق مرزي، باعث كشتار آنان مي‌شدند.

بعدازظهر روز 26 جولاي سال 1996، دويست وسيله نقليه ايراني به همراه دو هزار نيروي مسلح به سلاح‌هاي سبك و سنگين، از مرز ايران و عراق در منطقه پنجوين گذشته و به سوي كوي سنجق در منطقه اربيل در شمال كردستان عراق ـ منطقه‌اي كه در كنترل نيروهاي اتحاديه ميهني كردستان عراق بود ـ حركت كردند. در سحرگاه روز 28 جولاي، آنان بر منطقه و كمپ‌هاي حزب دمكرات كردستان ايران و همچنين مراكز اداري و مركز كوي سنجق، مسلط شدند و آنجا را محاصره كردند و به اين ترتيب، بيش از سه هزار نفر از پناهندگان و پيشمرگ‌هاي كرد در محاصره نيروهاي احمد كاظمي، از قرارگاه حمزه سيدالشهدا، قرار گرفتند.

در اين زمان، احمد كاظمي با ارسال پيامي به اين قرارگاه ضدانقلاب، به آنان اعلام كرد: ما اينجا آمده‌ايم تا شما، اسلحه و مهمات خود را كنار گذاريد و اگر به مبارزه سياسي اعتقاد داريد، تنها در اين مسير گام برداريد و به مبارزه سياسي اقدام كنيد. اگر هم قصد جنگيدن داريد، ما اكنون آماده‌ايم كه با شما مردانه مبارزه كنيم.

گزارشگر بخش جهاني «بي.بي.سي» در 31 جولاي اعلام كرد: نيروهاي ايران، اردوگاه مخالفان دولت ايران در كوي سنجق را محاصره و پس از دو روز، بدون هيچ‌گونه درگيري، آنجا را ترك كردند و هيچ‌كس آسيب‌ نديد.

در 29 و 30 جولاي، خبرگزاري‌هاي فرانسه و «رويترز» نيز از اين واقعه نظامي گزارش‌هايي انعكاس داده و اعلام كردند، به رغم پيشروي 160 كيلومتري ايران در خاك عراق تا منطقه كوي سنجق و رويارويي مستقيم نيروهاي ايراني و پيشمرگ‌هاي كرد، هيچ‌گونه درگيري رخ نداده است.

در آن مقطع، احمد كاظمي، يك توافقنامه سياسي ـ نظامي با رهبران كردهاي اردوگاه كوي سنجق امضا كرد كه بنا بر آن، قرار شد كه آنان از آن پس، اسلحه را كنار گذاشته و ديگر عمليات نظامي انجام ندهند و تنها به فعاليت سياسي روي آورند. در مقابل، ايران نيز از اقدام مسلحانه عليه آنان خودداري كند.

هنگام بازگشت نيروهاي ايراني به داخل مرزهاي كشور، هواپيماهاي جنگنده آمريكايي تنها بر فراز منطقه مانور مي‌دادند و شاهد قدرت‌نمايي نيروهاي ايراني در شمال عراق بودند. نظاميان آمريكايي كه نمي‌توانستند در اين مقطع، حمله نظامي و اقدامي در خور انجام دهند، صرفا به مانورهاي نظامي بي‌ثمر بسنده كردند.

 

 

خــبـــر

 

 

صحن امامزاده را فروختند! ( خبر ويژه )

 

بخش هايي از صحن مباركه امام زاده زيد بازار تهران بطور غيرقانوني و براي ايجاد بازار تجاري فروخته شد.

به گزارش خبرنگار كيهان، بخش هايي از حرم متبرك امام زاده زيد به علاوه صحن اصلي حرم كه همگي موقوفه بوده است توسط وزارت آموزش و پرورش در سال 83 فروخته شده است.
گفته مي شود زمين هاي اطراف حرم به مبلغ 7 ميليارد تومان فروخته شده كه به نظر برخي از صاحبنظران اين رقم زير قيمت كارشناسي بوده است.فروش زمين هاي موقوفه توسط وزارت آموزش و پرورش وقت در حالي صورت گرفته است كه فرزندان و وارثان چندم وقف كنندگان نسبت به اين موضوع شكايت دارند.به گزارش خبرنگار ما اراضي امام زاده زيد بازار تهران و محل مدرسه حافظ كه در رژيم گذشته برخلاف اصول و موازين شرعي از وقف خارج شده بود به موجب قانوني در سال 1374 به اوقاف بازگشت داده شده بود. اما آموزش و پرورش با استناد به حكم قبلي اين اراضي را به يك تاجر مي فروشد. يك منبع آگاه به خبرنگار كيهان گفت كه اين فرد از سوي يك نماينده صاحب نفوذ حمايت مي شود.لازم به ذكر است بقعه متبرك امام زاده زيد ابن علي ابن حسين زين العابدين (ع) واقع در بازار تهران از زمانهاي گذشته مأمني براي عاشقان اهل بيت بوده است كه پس از حرم حضرت عبدالعظيم(ع)، اولين محلي بوده كه مؤمنين تهران خصوصاً كسبه متعهد در آن جمع مي شوند.

همچنين در صحن آستان مقدس امام زاده زيد كه فروخته شده مدرسه علميه ناصريه داير بوده كه در آن طلاب و روحانيون بزرگي پرورش يافتند.

 

حياط خلوت درس نخوان ها! ( خبر ويژه )

 

اعطاي غيرقانوني تسهيلات دولتي در اداره كل بورس وزارت علوم در روزهاي اخير و پس از انتشار گزارش هاي افشاگرانه كيهان و شنيده شدن زمزمه هايي مبني بر تغيير برخي از مديران ، سرعت بيشتري يافته است.

يك منبع آگاه در اداره بورس در گفت وگو با كيهان با اشاره به يكي از اين تخلفات، ازاعطاي غيرقانوني بورس دولتي به اقوام نزديك سرپرست وزارت علوم در يكي از كشورهاي اروپايي خبر داد.

فرد مزبور كه در دولت سابق يكي از مديران كل وزارت علوم بود در دوره مديريت خود تلاش فراواني براي بورس كردن افراد متعلق به يك گرايش خاص سياسي و جناحي انجام داده و از آن پس به عنوان سرپرست وزارت علوم در يكي از كشورهاي اروپايي مشغول به كار شده است.

فعاليت اين فرد به گونه اي بوده كه درحال حاضر اين كشور اروپايي به «حياط خلوت تندروهاي درس نخوان» ايراني شهرت يافته و فقط دريكي از موارد دانشجويي كه پس از 10سال موفق به كسب ليسانس خود در دانشگاه مشهد شده بلافاصله از طريق مساعدت اين فرد، بورس دولتي تحصيل در مقاطع بالاتر را دريافت كرده است.

گفتني است دانشجويان بورسيه علاوه بر تحصيل رايگان، پس از اتمام تحصيل قانوناً به عنوان استاد به عضويت هيئت علمي يك دانشگاه داخلي درمي آيند.

معاون سابق دانشجويي وزارت علوم در واكنش به گزارش هاي اخير كيهان در زمينه تخلفات مديران سابق اين وزارتخانه، طرح اين مسائل را باعث لطمه خوردن به نظام عنوان كرد!

وي بدون اشاره به اسناد و آمار منتشر شده در كيهان، گفته بود: عملكرد حوزه بورس در دولت هشتم كاري ملي، متكي بر قواعد، چارچوب هاي علمي و با توجه به منافع ملي! بوده و يكي از افتخارات اين دولت در عرصه آموزش عالي است.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت نوزدهم

 

والدین و مربیان محترم:   در تفویض مسئولیت به جوان، اعتمادتان به اندازه ی لیاقت و شایستگی او باشد

اعتماد و مسئولیت دهی تان تدریجی باشد و ابتدا امور خرد تر و سپس کار های بزرگ تر را به او بسپارید.واگر به هر دلیل فعلا به او اعتماد ندارید مستقیما نگویید:تو بچه ای! تو نمی فهمی! تو عقلت به کارت نمی رسد! تو بی عرضه ای! کلاه سرت می گذارند! تو گول می خوری، از تو بر نمی آید و من به تو اعتماد ندارم.

این ها همه تخریبی اند و همین بر خوردهای نا صحیح است که گاهی به این منجر می شود که جوان برای اثبات بزرگی و توانایی خود دست به کار های اشتباه بزند

تحقیقات نشان داده که بخش قابل توجهی از جوانان که به سیگار آلوده اند می خواهند به خود   دوستان   و اطرافیان بفهمانند که بزرگ شده اند و قابل اعتمادند.حتی یکی از دلایل مشورت نکردن بچه ها و راهنمایی نخواستن از والدین می تواند دلیلش همین باشد که:من بزرگ شده ام و خودم می توانم تصمیم بگیرم   انتخاب کنم و انجام دهم

 نکته ی دیگر این که متاسفانه اینجا یعقوب (با توجه به گرگ خیز بودن بیابان های اطراف) به پسرانش گفت:می ترسم یوسف را گرگ بخورد   و همین اشاره یک تلقین منفی بود

در حقیقت پسران تا چند لحظه پیش نمی دانستند بعد از اینکه یوسف را در چاه انداختند  در بازگشت به پدر چه بگویند  هما یعقوب نا خود اگاه بهانه ای به دست آنان داد  و در حقیقت آنان از پدر آموختند که به هنگام باز گشت    به پدر چه بگویند

این نشان می دهد تربیت چه موضوع ظریف و حساسی است و تا چه حد  به تفکر و توجه و مطالعه و مشاوره نیاز دارد

باید مراقب باشیم  امر و نهی  و توصیه و نصیحت ما به گونه ای باشدکه خود تلقین منفی   کنجکاوی منفی   و آموزش غلط در پی نداشته باشد

مثلا پدری به بچه اش بگوید :سراغ کامپیوتر نرو چرا که در اینترنت سایت هایی هست که پر تز عکس ها  تصاویر    و نوشته های مستهجن   و غیر اخلاقی است 

گاهی چنین بیانی حساسیت ایجاد می کند 

یا امروز متاسفانه مشاهده می گنیم مطالب کتاب هایی که ظاهرا در باره ی پاسخ به مسائل جنسی و زناشویی نوشته می شود به گونه ای است که موجب انحراف می شود

در ادامه ی همین داستان خواهید دید که خداوند برخورد یوسف و زلیخا را به چنان شیوه ای باز گو می کند که هم اصل مطلب به انسان منتقل می شود  وهم مطلقا هیچ تحریک و تهییج منفی به دنبال ندارد  واین همان شیوه ی تربیتی است که خداوند رب العالمین به ما آموزش می دهد

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

شمع طرب

 

بس که جفا زخار و گل دید دل رمیده ام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده ام

شمع طرب زبخت ما آتش خانه سوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام

حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو زمن بریده ای من زجهان بریده ام

تا به کنار من بودی ، بود به جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام

چون به بهار سرکند ، ناله زخاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده ام

تا تو مراد من دهی ، کشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسی ، من به خدا رسیده ام

 

 

طــنــز

 

اکران رباعیات سینمایی

با اضافات و سئانس اضافه(!)...

 ***

 هجر تو جفا سوی دلم send کند!

 چشمان مرا ز اشک چون "سند" کند!

 این فیلم عشق را سکانس وصلت

  ای کاش که ختم بر   Happy end کند!

 ***

 تو غرّه مشو که چهره ات Top  آمد!

 برجلد مجلّه لايق چاپ آمد!

 هر جلوه که داشتي ز Make up  آمد!

 یک خرده هم از لطف  Photoshop  آمد!!

 ***

 چشمت Hot و نگاه Hot  و لب Hot

 ای من به فدای هاتی ِ آن لبهات(!)

 وقتی به"نمای بسته" لب وا کردی

 گفتم:"که بده به من دوتا..." گفتی:"کات!"

 ***

 باچهر "فوتوژنیک" و هالیوودی!

 عمری "سوپراستار" دل من بودی!

 تو عامل فتنه بوده ای چون "جودی"!

 من باعث خنده بوده ام چون "وودی"! (۱)

 ***

  در صحنه ی دل ز عشق ماکت زده ام!

 حرف دل خــود صامت و ساکت زده ام!

 آغاز "پلان "بوسه را بی صحبت

 با این دو لب خویش "کلاکت" زده ام!!

 ***

 هرچندکه در حسرت یک "توشات" م!

 مفتون "کلوزآپ" رخ زیباتم!

 عمریست که با "ویزور" چشمم از دور

 در قامت تو محو "لوکیشن" هاتم!!

 ................................................................

 (۱): ذکرخیری از "جودی فاستر" و "وودی آلن"!

 

برگرفته از وبلاگ : بوالفضول الشعرا

 

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(1)

 

1- امام مهدی ( عجل الله تعالی فرجه ا لشريف ) در روايات اهل سنت

حذيفته از رسول خدا ( صل الله علیه و آله و سلم ) نقل می کند :

مهدى ( عليه السلام ) ، مى بيند كه حضرت عيسى بن مريم ازآسمان نازل مى شود ، گويى آب از موهاى سر او مى چكد . پس مهدى ( عليه السلام ) به او[ به حضرت عيسی ] مى فرمايد :  جلو بيا و با مردم نماز جماعت بخوان

 ( يعنى امام جماعت باش) .  پس حضرت عيسى  به او می گويد :آيا نماز براى تو برپا نشده است؟ پس اوبه امامت فرزندم مهدى نماز مى خوا ند . [ يعنی حضرت عيسی پشت سر امام به نماز خواهند ايستاد] .

عبدالله بن عباس از پيامبر ( صلوات الله عليه و آله ) نقل می کند :

جانشينان من و اوصياء من و حجت هاى خدا بر مخلوقات خدا بعد از من دوازده نفر مى باشند، اولين آنها برادرم و آخرين آنها فرزنـدم مى باشد . پرسيدنـد :  اى رسول خـدا برادرت كيـست؟ حضـرت فرمودند :  علـى بن ابى طالب ( سلام الله عليه) سئـوال شد فرزندت کيست ؟  فرمودند: مهــدى ( روحي و ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) اسـت . كه زميـن را از قسـط و عــدل پـر مى كند بعـد از آنكه از جور و ظلم پر شده باشد . قسم به خدايى كه مرا از روى حق و براى مژده دادن مردم برانگيخـت اگـر از عمر دنيا به جز يک روز نمانده باشـد ، خداوند آن يک روز را آنقدر طولا نـى مى كند تا اينكـه در آن فرزندم مهــدى ظهـور كنـد و سپس روح الله عيسى بن مريم پائين مى آيد و پس پشت سر او نماز مى خواند . و زمين به نور پروردگارش روشــن مى شــود و سلطنــت او مشرق و مغرب دنيا را فرا مى گيــرد .

در « سنن ابو داوود» از قول عبدالله بن عمر نقل می کند :

رسول الله ( صل الله عليه و آله ) فرمود ند :  قیام می کند در آخر الزمان مردی از فرزندانم او هم نام من است و کنيه ا ش  کنيه ی من است . و پر می کند زمين را از عدل وقتیکه پر شده است از ظلم و جور .

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (5)

 

ـ وبلاگ من خواننده ندارد، چه کنم؟

 

درباره جذب خواننده برای وبلاگ هم بحث مفصل است. یک عده از وبلاگ‌نویسانی که تازه، کار را شروع کرده‌اند، انتظار دارند که در همان ابتدای کار با سیل عظیم خوانندگان روبرو شوند! این طرز تفکر اشتباه است. شما ابتدا باید مدتی بنویسید تا شناخته شوید و پس از آن کم‌کم معروف بشوید! نه اینکه بخواهید همه‌ی راه‌ها را، یک‌شبه طی کنید. به هر حال چند مورد برای جذب خواننده خدمت‌تان عرض می‌شود:

ـ اکثر سرویس‌دهنده‌های وبلاگ، بخشی با عنوان لیست اعضا دارند و وبلاگ‌های اعضای خود را در شاخه‌ی مناسب، در آن ثبت می‌کنند. سعی کنید اگر سرویس‌دهنده وبلاگ‌تان دارای لیست اعضا می‌باشد، حتما در آن لیست، حضور داشته باشید.

ـ  یک سری از خوانندگان، شما را از طریق موتورهای جستجو پیدا خواهند کرد، سعی کنید این دسته از بازدیدکنندگان را از دست ندهید! هر کدام از این بازدیدکنندگان می‌توانند یک مشتری دائمی برای شما باشند.

ـ  سعی کنید از وبلاگ‌های معروف و پرخواننده لینک بگیرید، مثلا یک مطلب مفید و جالب بنویسید و از آن‌ها بخواهید که به این مطلب شما لینک بدهند.

در کل نگران نباشید، اگر پیوسته و مفید بنویسید، کم‌کم شناخته خواهید شد و بازدیدکنندگان به سمت شما خواهند آمد.

منبع: http://weblog.azemat.com

 

 

حرف آخر:

 

بيا كه مى‏سوزم، بيا كه بغض حلقومم را مى‏فشرد، بيا كه اشك تقديمت كنم، بيا كه قلب خود را در پايت مى‏افكنم.اى غم، بيا كه دلم گرفته، روحم پژمرده، قلبم شكسته و كاسه صبرم لبريز شده، بيا و گره‏هاى مرا بگشا، بيا و از جهان آزادم كن، بيا كه به وجودت سخت محتاجم.

 

 

توجه:

1ـ مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

2ـ دوستانی که مایل به تبادل لینک ( در وبلاگ هفته نامه) با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس هایی که ذیلا خواهد آمد میل بفرستند.

3ـ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره هفته نامه با ما در میان بگذارید

 

آدرس های میل مدیر گروه مشکان

hra62302@yahoo.com

info@moshkan.com

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 15:38  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه نسل سوم ـ شماره 10 ـ سه شنبه 20 دی 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(۱۰)

 

عید قربان مبارک باد

 

 

شماره  دهم ـ سه شنبه 20 دی 1384

 

 

منبع :

www.nasle3.com

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

قبل از هر چيز سلام!

 

سوغاتي بابا

 

صادق مهدي غفراني

 

تب و تاب دارند!

اين روزها كه گذشت و مي گذرد، خيلي خانه ها پر است از دغدغه و جنب و جوش و تب و تاب. يكي به رنگ ساك كاروانش حساس است و دنبال ساكي مي گردد كه همرنگ با بقيه باشد. آن يكي اما دغدغه فراموش كردن اعمال را دارد و مي گويد نكند آنجا كه رسيديم فراموش كنم همه را! يكي هم براي بقيه تعريف مي كند كه تا به حال شنيده بوديد كه اگر يكي از زن و شوهر، طواف نساء را درست انجام ندهد، تا ابد به همديگر نامحرم مي شوند؟!

يكي را هم همين چند روز پيش ديدم كه توي بازار دنبال دلار مي گشت و از ناجنسي دلال ها گله مي كرد و خلاصه خيلي از خانه هاي توي ايران اين روزها مسافري دارند كه قرار است برود تا آن طرف ابرها ، در خانه خدا را بزند و بگويد با لباس سفيد آمده ام تا تو باز در روحم نفسي بدمي و با نظر كيميايم كني!

هر سال و هر سال تكرار مي شود، اما تكراري نمي شود.

راستي، بازار التماس دعاها هم اين روزها خيلي داغ بود. قبول كن كه خيلي وسوسه انگيز است وقتي به تو بگويند هر حاجتي كه در نماز حاجي در «حجر اسماعيل كنار كعبه» گفته بشود، خدا برآورده مي كند. آن وقت تو حق داري كه آويزان بابا و مامان بشوي و بگويي: چو از اين كوير وحشت، به سلامتي گذشتي، به شكوفه ها به باران، برسان سلام ما را!

فرودگاه مهرآباد اين روزها وول جمعيت است، مسافر و بدرقه كننده!

بدرقه و صدالبته سفارش سوغاتي.

بگذريم از اينكه بعضي حاجي ها قبل از حج رفتن شان يك روز وقت مي گذاشتند و مي رفتند بازار و سوغاتي را پيش از سفر مي خريدند.

بالاخره حاجي دست خالي كه حاجي نيست!

توي فرودگاه يكي براي بابا بزرگش توضيح مي داد كه دلش از كدام موتورپليس ها مي خواهد، يكي هم مي گفت پارچه يادت نرود، حتماً از جده بخر. ديگري پيشاني مادر را مي بوسيد و مي گفت فقط سالم برگرد و دعا هم يادت نرود و... و يكي ديگر هم در جايي صدايش را شنيدم كه مي گفت:

... و تو اي كه در نقش ابراهيم ظاهرشده اي، در مقام ابراهيم ايستاده اي و برپاي ابراهيم بپا خواسته اي و به دست خداي ابراهيم دست بيعت داده اي!

ابراهيم وار زندگي كن ودر عصر خويش، معمار كعبه ايمان باش.

اي هم پيمان با خدا، اي كه از طواف مي آيي و كار حجت را با طواف نساء به پايان آورده اي و از فنا خويش در خلق طائف، در هيئت ابراهيم برون آمده اي و در جاي معمار كعبه، باني مدينه حرم، مسجدالحرام ايستاده اي و روي در روي هم پيمان خويش- خدا- داري،

سرزمين خويش را منطقه حرم كن

كه در منطقه حرمي،

عصر خويش را زمان حرام كن

كه در زمان حرامي،

و زمين را مسجدالحرام كن

كه در مسجدالحرامي،

كه: «زمين مسجد خداوند است»

و مي بيني كه: «نيست»!

 

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

تيتر يك

 

گزارش نسل سوم از بازار داغ خواننده هاي وطني قلابي

 

مكان: ميدان تجريش.

زمان: ساعت 7 صبح روز پنجشنبه .

 

اصل ماجرا: با بچه ها قرار گذاشتيم كه برويم توچال. چند تا از بچه ها دير كرده اند و هنوز نيامده اند. هوا كمي تا قسمتي بس ناجوانمردانه سرد است ولي اين تغييري در عشق و حال ما براي غلت خوردن بر روي برف هاي توچال ايجاد نمي كند. چند قدم آن طرف تر از جايي كه ما ايستاده ايم، يك مغازه فروش محصولات فرهنگي است! از همين ساعات صبح كارش را شروع كرده و يك كاست هم گذاشته پشت بلندگو و صدايش را هم بلند كرده است.

«... دنيا مثل تو ديگه نداره... نه داره، نه مي تونه بياره... دل ها ديگه بي قرار عشقن... اما عشقي كه ديگه فايده نداره...»

چند دقيقه بعد آهنگ تغيير مي كند؛

«ساعت، ديوار، آينه، نيمكت، گيتار، پائيز، دستام اما دستات هرگز... چشمات، آلبوم، نامه، گريه، عاشق، شونه، اما قلبت هرگز... نمي خواي؟ نمي ياي؟...»

توي اين فرصتي كه داريم، مي رويم پيش فروشنده مغازه و در مورد خواننده اين اشعار وزين! از او سؤال مي كنيم. مي گويد اين آهنگ را «بنيامين» خوانده است. مي گويد مجوز ارشاد ندارد اما لس آنجلسي هم نيست!

بعد بيشتر برايمان توضيح مي دهد و مي گويد اين روزها بازار پرشده از سي دي و آلبوم هاي خواننده هاي جوان و جديدي كه هركدام شان تو يك استوديوي خصوصي تهران براي خودشان يك كاست مي دهند بيرون.

بعد مي گويد روزبه روز هم دارند بيشتر مي شوند و معمولا هم كارهايشان را از طريق كلوپ ها و سايت هاي اينترنتي و يا سيستم هاي پخش زيرزميني توزيع مي كنند.

از او در مورد گيردادن مسئولين به اين جور آلبوم ها مي پرسيم، مي خندد و مي گويد اين روزها شما به راحتي آب خوردن مي توانيد مبتذل ترين فيلم ها و نوارهاي خارجي را از توي خيابان و دستفروشي ها و حتي بعضي از مغازه ها بخريد.

بعد مي گويد البته در مورد اين جوركاست ها كه در داخل توليد مي شوند اوايل ما آنها را نمي فروختيم، اما بعد كه ديديم بقيه فروشندگان اين كار را كردند و كسي هم به آنها گير نداد ما هم شروع به تكثير و توزيع آنها كرديم و در حال حاضر هم كه فروش خوبي دارند و جوان ترها اين ها را بيشتر از آلبوم هاي شركتي (مجوز دار) مي خرند.

سراغ حسن وارسته، يكي از آهنگ سازان جوان كشورمان مي رويم و در مورد آلبوم هاي موسيقي جديدي كه اين روزها در داخل كشور توليد مي شوند از او مي پرسيم.

وارسته مي گويد خيلي از اين آلبوم ها در استوديوهاي كوچك پراكنده در تهران و يا استان هايي مانند كردستان و كرمانشاه توليد مي شود و بعضي از آنها هم در استوديوهاي مجهز كشورهايي مثل امارات متحده و كشورهاي ارزان قيمت اطراف ايران كه در زمينه آلات و تجهيزات موسيقي سرمايه گذاري خوبي كرده اند، توليد مي شود.

حسن مي گويد اين روزها به لطف كامپيوتر و افكت ها صوتي ديجيتالي ديگر هيچ بد صدايي در دنيا وجود ندارد و هركسي مي تواند با چهار تا دوبس دوبس و وررفتن نرم افزاري يك آلبوم از خودش توليد كند. وارسته با انتقاد از ضعف عملكرد مسئولين فرهنگي در گذشته مي گويد:

متأسفانه عدم نظارت و حتي گاهي سياست گذاري هاي غلط و مغرضانه، باعث شد كه تعداد فراواني از استوديوهاي موسيقي مانند قارچ در شهرها به طور پراكنده ايجاد شوند و متأسفانه خروجي هاي غيرمجاز و مبتذل فراواني از آنها در سطح جامعه منتشر شد.

وي مي افزايد: اشتباه دوم مسئولين، بي تفاوتي و عدم برخورد با توليدكنندگان و توزيع كنندگان اين گونه محصولات در سطح كشور و آن هم به طور كاملا گسترده بود. مسئله اي كه تا همين امروز هم وجود دارد و ما شاهد هيچ گونه برخوردي از سوي مسئولين نبوده ايم.

وارسته با اشاره به وجود يك شبكه پرنفوذ در سطح كشور مي گويد: همه كساني كه دستي در موسيقي و هنر و بازار اينگونه محصولات دارند به خوبي مي دانند كه هر اثري با نداشتن يك شبكه گسترده نمي تواند به طور سراسري توزيع مناسب پيدا مي كند و لذا اين سطح از توزيع و فروش علامت وجود يك باند مافيايي كاملا سرمايه دار و پرنفوذ در سيستم معيوب فرهنگي كشور ماست.

¤ ¤ ¤

توليد آثار موسيقي غيرمجاز در داخل كشور به سال 78 و توليد كاستي با نام «فريبا» توسط شادمهر عقيلي بازمي گردد. اگرچه شادمهر همان روزها با تكذيب اين خبر، مدعي شد كه يك نفر صدايش را كپي كرده اما دو سال پيش و بعد از پناهنده شدن شادمهر به كانادا و فرار ناموفق وي به خارج از كشور، شادمهر عقيلي اعلام كرد كه اين آلبوم را خودش خوانده بوده!

اگرچه اين آلبوم به لحاظ موسيقي و آوازي، كار بسيار ضعيف و پيش پا افتاده اي بود اما سرآغازي شد براي بدعتي در سطح كشور. تابستان سال گذشته بازار موسيقي پر شد از كاست يك خواننده زن كاباره اي و مجلسي خوان كه با نام مستعار دي جي مريم اقدام به انتشار آن كرده بود.

همان روزها شايعه اي پخش شد كه اين خواننده در تهران زندگي مي كند و درحال حاضر هم توسط نيروي انتظامي دستگير شده و در زندان به سر مي برد.

اما چندي بعد، بخش فارسي سايتBBC با انتشار مصاحبه اي با اين خواننده، در تهران ضمن تكذيب خبر دستگيري وي، به تبليغ براي وي پرداخت. در روزهاي بعد هم نه تنها هيچ برخوردي با اين فرد صورت نگرفت بلكه نشريات زرد اقدام به مصاحبه هاي عجيب و غريب و فراوان با اين خواننده كردند و بارها وي را تيتريك نشريه خود كردند.

چندماه پس از آن بازار موسيقي پر شد از آلبوم هاي خواننده هاي جواني كه همگي با نام هاي مستعاري از قبيل چاووشي، حاكان، بنيامين، يگانه، حسين زاده، يگانه، الهه و... به تقليد از صداي خوانندگان لس آنجلسي آلبوم هاي فله اي منتشر مي كردند.

همگي اين افراد نيز خود را «دي جي» معرفي مي كنند، به اين معنا كه تمام كارهاي آهنگ ازقبيل شعر، آهنگسازي، تنظيم و... را خود به تنهايي انجام داده اند.

¤ ¤ ¤

خشايار اعتمادي، از خوانندگان پاپ كشور، يكي از كساني است كه معتقد است فعاليت اين شبكه مافيايي لطمات فراواني را به موسيقي كشور وارد خواهد كرد. اعتمادي مي گويد جدا از بحث تخريبي اين ماجرا، حق بسياري از فعالان اين عرصه ضايع شده است.

وي توضيح مي دهد: ما براي توليد يك كاست و گرفتن مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گاهي چند سال منتظر مي مانيم و مدام اصلاحي هاي مسئولان اين وزارت خانه را روي آهنگ ها پياده مي كنيم و كلي هزينه و زمان صرف مي كنيم تا يك كار به مرحله نهايي برسد و منتشر شود. اما اين دي جي هاي قلابي، به راحتي از استوديو كه بيرون آمدند كارشان را در بازار توزيع مي كنند.

خشايار با تأكيد بر اينكه مسئولان فرهنگي و قضايي كشور بايستي با اين مسئله برخورد مناسب انجام بدهند، مي افزايد: ما شاهد اين قضيه بوديم كه در ماه هاي اخير حتي برخي از خوانندگان مطرح كشور هم آلبوم هاي خود را بدون كسب مجوز وزارت فرهنگ منتشر كرده اند و اين يك زنگ خطر است براي جامعه ما!

وي مي افزايد: مسلماً هيچ خواننده اي از دردسر خوشش نمي آيد و وقتي ببيند كه از اين طريق دربسياري از هزينه ها و اتلاف وقت ها صرفه جويي مي شود و مخالفتي هم ازطرف دستگاه هاي قانوني نيست، خب به همين سمت رو مي آورد.

¤ ¤ ¤

اما نكته جالب توجه در اين معضل اجتماعي- گذشته از همه عواقب احتمالي آن و ضرورت رسيدگي سيستم دولتي به اين ماجرا- موضوع محتواي اشعار اين آلبوم هاي جديد و آپ توديت است.

هرچند محتواي ترانه هاي مجوز دار در سال هاي گذشته و موسيقي هاي آنها هم چندان خالي از اشكال و بي مورد نيستند اما اين ترانه ها عموماً ترانه هايي خشن، وحشيانه و تحريك آميزاند و دي جي هاي جديد به طور مشترك همگي اشعاري را از خود مي سرايند كه حتماً مضاميني از قبيل انتقام، فرجام، سزاي بي وفايي و مسائلي از اين قبيل در آن گنجانده شود. مضاميني كه اگر كمي به آنها توجه كنيم، متوجه مي شويم كه سوژه اكثر حوادث اجتماعي اين روزهاي كشور نيز همين مسائل است. حوادثي مانند قتل يك دختر دانشجو به دليل جواب رد دادن به يك خواستگار سمج، اسيد پاشي و ...

نام چند تا از اين ترانه ها را بد نيست با هم بخوانيم: نفرين، تف به مرامت عوضي، نامرد زمونه، خودت خواستي، خودكشي، هوس باز، قاتل، به درك كه رفتي، هنوز زاييده نشده، بي گناه، حقته و ...!

¤¤¤

مكان: ميدان تجريش

زمان: ساعت 7 و نيم صبح پنجشنبه

اصل ماجرا: مجبور شديم بدون چند تا از بچه ها برويم سمت توچال. ضبط ماشين مان هم براي خودش مي خواند: دنيا مثل تو ديگه نداره، نه داره نه مي تونه بياره...

 

اگه خدا قبول کنه

 

سال نو وسط زمستان فاز نمي دهد

 

فريا رئيسي نژاد

 

اولين ژانويه اي بود كه ارمنستان بودم. اگر امتحان بختكي فيزيك نبود عمراً در آن سرماي 40 درجه زير صفر و يخبندان، آن جا مي ماندم. هرچند بيشتر بچه ها امتحان را بي خيال شده بودند و برگشته بودند ايران. من هم نه به خاطر اينكه فكر كني عشق درس و شاگرد اول و... باشم ها، نه! به خاطر اينكه تعطيلات بيشتري داشته باشم ماندم ارمنستان. چون اينطوري بعد از دادن امتحان برمي گشتم و تعطيلاتم بيشتر بود.

خلاصه براي شب عيد از طرف چند تا از دوستان و خانواده هاي ايراني ارمني كه مقيم آن جا بودند، دعوت شدم . دوربين را برداشتم و تاكسي گرفتم و رفتم. بماند كه با چه مكافاتي ليزليز خوران خودم را به تاكسي رساندم و چند بار مهمان ناخوانده زمين يخ زده شدم. وقتي رسيدم خانه خانم سونيك، نمي دانستم اين جا خانه است يا آشپزخانه و بماند كه تعارف آمد و نيامد دارد.

پنج جور سالاد الويه، سوپ و آتش و رولت گوشت و چند جور دلمه و هفت جور شيريني و كيك درست كرديم آن شب. مي گفت ما رسم نداريم غذاي سال نو را قبل از تحويل سال، بخوريم، واي، روح خبيث كيوون بهم مي گفت آخه اين سال نوي ما كه نيست، با يك ناخنك كه چيزي نمي شه!

وجدان شيرفرهاد هم مي گفت: جلوي اين وسوسه و شكم را بگير! مگر چند ساعت ديگه به سال نو مانده است؟! بعد از تحويل سال و خوردن غذا، به ميدان اصلي شهر رفتيم. ميدان جالب و عجيب شهر ايروان! ميداني كه همه خيابان هاي اصلي شهر به آن ختم مي شود.بزرگترين درخت كريسمس را در آن ميدان گذاشته و تزيين كرده بودند، خيابان پر از كالسكه بود و بابانوئل! بابانوئل ها، نان هاي تپل و بامزه اي به مردم هديه مي دادند.

اما از همه اينها گذشته، عيد وسط سرما عيد نيست. اصلا مي گويند زمستان و سرما و خواب زمستاني و... هيچ چيز بهار و فصل بيداري و عيدنوروز و سفره هفت سين و ماهي كوچولوي توي تنگ و عيدي لاي قرآن و آينه و شمع و غيره خودمان نمي شود! هيچ چيز.

 

سه‌شنبه بازار

تنديس «آليس در سرزمين عجايب» بلورين

 

رسيدگي به برخي پرونده هاي قضايي جوري است كه آدم مي خواهد سرش را به ديوار بكوبد.

سخنان انتقادآميز يكي از مسئولان ارشد قوه قضائيه پيرامون برخي احكام قضائي، بازتاب گسترده اي در محافل سياسي و قضائي داشته است.

به نوشته روزنامه ايران اين مسئول ارشد اخيراً با اشاره به يك پرونده قضائي گفته بود، نحوه رسيدگي به برخي پرونده هاي قضائي به گونه اي است كه آدم مي خواهد سرش را به ديوار بكوبد.

وي گفته بود: در پرونده قاچاق دختران ايراني به كشورهاي عربي، رئيس اين باند به اتهام قاچاق ده ها دختر ايراني، در دادگاه بدوي به سه تا پنج ماه حبس محكوم مي شود و سپس در دادگاه تجديدنظر اين آدمي كه از فروش هر دختر حداقل 15 ميليون درآمد داشته به 300 هزار تومان جزاي نقدي محكوم مي شود. و فرد مزبور بلافاصله با پرداخت اين مبلغ از زندان آزاد مي شود.

 

عنوان «عصريخبندان» بلورين

 

نخست وزير ايتاليا بازهم گاف داد.

سيلويو برلوسكني نخست وزير ايتاليا روز جمعه 23 دسامبر بار ديگر مرتكب يكي از آن اشتباهات لپي مشهورش شد ! برلوسكني در كنفرانس مطبوعاتي آخر سال خود پوتين را يك «ضدكمونيست 2 آتشه» كه از «محاصره استالينگراد» جان سالم به دربرده است، توصيف كرد!

به گزارش خبرگزاري فرانسه، سيلويوبرلوسكني در مورد دوستي اش با ولاديمير پوتين گفت: «پوتين يك ضدكمونيست پرافتخار است».او افزود: «پوتين از محاصره استالينگراد جان سالم به در برد اما تمام اعضاي خانواده اش جان باختند!».اين درحالي است كه پوتين درسال 1952 سال ها پس از خاتمه جنگ جهاني دوم متولد شده است. البته پدر و مادرش در دفاع از يك شهر محاصره شده شوروي سابق توسط نيروهاي آلماني شركت داشتند اما اين شهر لنينگراد (سنت پترزبورگ امروزي) و نه استالينگراد بوده است.

جالب تر اينكه هر دو آنها از اين محاصره جان سالم به در بردند. وجود ولاديمير پوتين مدرك انكارناپذير زنده ماندن آنها است!

 

نشان «عاشق مشويد اگر توانيد» بلورين

 

دختري كه از دست نامزدش عصباني شد، تلفن همراه را بلعيد.

يك روش مناسب براي خاتمه دادن به مشاجره! يك دختر آمريكايي 24 ساله ساكن بلواسپرينگز ايالت ميسوري پس از مشاجره با نامزدش از شدت عصبانيت تلفن همراه خود را بلعيد!

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، ماموران بلواسپرينگز روز جمعه 23 دسامبر حوالي ساعت 5 بامداد به وقت محلي يك تماس تلفني را دريافت كردند كه در آن مردي توضيح مي داد نامزدش قادر به نفس كشيدن نيست. ماموران پليس به محل اقامت آنها رفتند و متوجه شدند يك گوشي تلفن همراه در گلوي دختر جوان گير كرده است!گروهبان استيو دكر مامور پليس بلواسپرينگز گفت: نامزد دختر تلفن همراهش را مي خواست اما دختر مايل نبود تلفن را به او بدهد.

گروهبان دكر گفته است، اولين بار است كه با بلعيدن گوشي تلفن همراه مواجه مي شوم! نمي دانم اين گوشي چه مدلي است آيا زنگ مي زند يا ويبره است!!

 

مدال «هم جنس باز» بلورين

 

ازدواج يك زن يهودي با يك دلفين!

يك زن ميليونر يهودي انگليسي به نام شرون تندلر Sharon Tendler به اسرائيل رفت و با محبوب خود كه يك ماهي دلفين است، ازدواج كرد.

عروس 41 ساله با تور صورتي و لباس سفيد در حضور ميهمانان در ساحل منتظر ورود شاه داماد 35 ساله شد.  داماد درون حوضچه اي بزرگ به محل آورده شد و در طول مراسم عروسي در كنار اسكله دائم از آب بيرون مي پريد و هنگامي كه عروس صورتش را به او نزديك كرد، صورت خود را به او مي ماليد.

خانم شرون كه تهيه كننده كنسرتهاي موسيقي راك است، گفت: 15 سال است در ديدارهاي خود از اسرائيل با اين دلفين خو گرفته است!

ما ضمن محكوم كردن هرگونه هم جنس بازي در هر جاي دنيا، براي اين زوج آرزوي پير شدن به پاي هم و محشور شدن با هم در هر دو دنيا مي نماييم و دعا مي كنيم كه خداوند هرگونه غده سرطاني را هرچه زودتر ريشه كن فرمايد .

 

لقب «اي پيراشكي من» بلورين

 

پاچه خواري بگوري و اهالي برره از رئيس صدا و سيما.

عزت الله ضرغامي از پشت صحنه و لوكيشن هاي مختلف «برره» ديدن كرد. ضرغامي در اين گفت و گوها مورد عنايت «جان نثار» و «بگوري» قرار گرفت و آنان از خود «پاچه خواري و شعر درووكردند».

جان نثار گفت:«ضرغامي به شهر برره خوش آمدي... ما همه از خود پاچه خواري درو كنيم.»بگوري هم ادامه داد:

«شب يلدا بشد عزت ويومد/ براي مفلسان رحمت ويومد

چنان پيچيده عطر پاچه خواري/ توگويي هيئت دولت ويومد

برم قربون جيب پرزپولش/ اگر هم پول هم وده لذت ويومد»

و در آخر خطاب به ضرغامي گفت: خوب بيد؟!

رئيس سازمان صدا و سيما اين سريال را حاوي پيام هاي اخلاقي، اجتماعي و سياسي دانست و به آسيب شناسي اين مجموعه از سوي كارشناسان اشاره كرد و گفت: در مجموع 100 نكته از اين سريال تهيه شده كه 50 نكته آن نقاط مثبت و 50 نكته ديگر آن نقاط منفي بوده است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 15:0  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان ـ شماره 25 ـ شنبه 17 دی 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

 

هفته نامه مشکان را هر هفته در این آدرس بخوانید

www.hra62302.blogfa.com

 

۲۵

 

سال اول ـ شماره 25 ـ شنبه 17 دی 1384

 

وبسایت مشکان

www.moshkan.com

 

 

یک پیشنهاد:

با توجه به طولانی بودن هفته نامه، پیشنهاد می کنیم این مطلب را روی هارد رایانه (در برنامه مایکروسافت ورد ) ذخیره کنید و پس از قطع شدن از اینترنت و با خیال راحت آن را مطالعه نمائید.

 

حرف اول:

 

بعضي وقت ها انسان به جايي مي رسد که هيچ راهي ندارد و در آن وقت است که فقط مي گويد خدايا کمکم کن ولي چه زيبا تر است که در اول هر کاري اول و آخر از خدا کمک بخواهيم.                                            maysam_benapart@yahoo.com

 

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش تنها برای اعضای گروه مشکان و از طریق ایمیل ارسال خواهد شد.

بخش ویژه شامل مطالب:

کلیپ هفته ـ با شهدا ـ خواندنی ها ـ جوک ـ داستان دنباله دار ـ روزنوشت ها ـ دیدار یار مهربان و پاسخ به نامه ها

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

برای عضویت و پس از کلیک روی لینک بالا در صفحه باز شده حروف نوشته شده داخل عکس را داخل مربع کنار آن نوشته و روی دکمه Join کلیک کنید. حال شما عضو گروه مشکان شده اید و هفته نامه هر هفته برایتان ارسال خواهد شد.

 

 

 

گزارش ویژه هفته

 

آمريكا: اين احمدي‌نژاد مثلا لباس اسلام صلح‌طلب را به تن دارد؟!

 

آمريكا در ادامه حمايت‌هاي خود از رژيم صهيونيستي به اظهارات محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران درباره آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي و جلاد صبرا و شتيلا واكنش نشان داد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن، شون مك كورمك سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا، شب گذشته در كنفرانس مطبوعاتي گفت: «من فقط مي‌توان بگويم كه اين اظهارات نفرت انگيز و زشت است و به نظر من اين اظهارات يك بار ديگر ماهيت واقعي حكومت ايران را ثابت كرد.»

وي با گوشه و كنايه افزود: «اين مرد (احمدي نژاد) كسي است كه لباس اسلام صلح طلب را به تن دارد، حال ببينيد چه چيز‌هايي از زبان او مي شنويم.»

رئيس جمهوري ايران شب گذشته در مركز جهاني علوم اسلامي امام خميني "ره" قم در جمع طلاب و روحانيون اين شهر با اشاره به خبر احتمالي مرگ آريل شارون، نخست وزير رژيم صهيونيستي گفته بود: «ما خبري شنيده ايم كه ان شاءالله قطعي شود تا آن جنايتكار صبرا و شتيلا به اجدادش بپيوندد و انشاءالله بقيه همراهانش نيز به زودي به او خواهند پيوست.»

خبرگزاري فرانسه افزود:‌ «احمدي نژاد تاكنون چند بار با اظهارات خود مبني بر محو شدن اسرائيل از صفحه روزگار گروه‌هاي بين المللي را به خشم آورده است.»

شارون كه به دليل جناياتش عليه فلسطينيان به "قصاب"، "بولدوزر" و "جلاد صبرا و شتيلا" معروف است، در پي انتقال به بيمارستان در شب چهارشنبه و دو عمل پس از خون ريزي مغزي، وضعيت نااميد كننده‌اي دارد.

 

 

 

خــبـــر

 

 

روزنامه پاكستاني اكسپرس:

 شهامت رئيس جمهور ايران موجب سربلندي امت اسلامي است

 

يك روزنامه پاكستاني طي مقاله اي نوشت: آمريكا دشمن هميشگي اسلام و مسلمانان است و بشريت از شنيدن داستان زورگويي هاي آمريكا خجالت مي كشد.

در اين مقاله كه در روزنامه اكسپرس به چاپ رسيد، آمده است: آمريكا مي خواهد تمامي كشورهاي اسلامي كه از قدرتي بهره مند هستند، تضعيف شوند و اجراي اين سياست از افغانستان آغاز شد.

«اكسپرس» افزود: آمريكا تحت لواي يافتن ردپاي «بن لادن» و ريشه كن كردن القاعده، داستان ستمگري و زورگويي خود را به ثبت رساند كه ذكر اين وقايع روح انسان را مي آزارد.
دراين مقاله آمده است: آزمايش سلاح و موشكهاي مدرن و فناوري جديد صدها هزار انسان بي گناه را از صفحه روزگار محو كرد، به طوري كه بشريت از شنيدن داستان آن خجالت مي كشد.

«چودري» نويسنده مقاله در ادامه افزود: «بن لادن» و افغاني ها زماني كه با حمايت آمريكا عليه روسيه فعاليت مي كردند، مجاهد به شمار مي آمدند، ولي زماني كه شروع به مقابله با آمريكا كردند، تروريست قلمداد شدند. روزنامه اكسپرس در ادامه نوشت: همين امر در عراق نيز تكرار شد و آمريكا تحت پوشش جستجو براي يافتن سلاح شيميايي، ستمگري ها در آنجا به راه انداخت كه تمام جهانيان از آن آگاه هستند.

«در عراق نيز خون صدها هزار انسان بي گناه ريخته شد و آمريكا دست خود را به خون مردم رنگين كرد و داستان ستمگري و اقدامات بي رحمانه اين كشور هنوز ادامه دارد.» نويسنده اين يادداشت افزود: هدف اساسي آمريكا تصرف نفت عراق بود كه اكنون آن را به تصرف درآورده است.

وي اين پرسش را در مقاله خود مطرح كرد كه آيا ما نمي توانيم از آمريكا بپرسيم «آنچه از سوي اين كشور در افغانستان و عراق انجام شد، تروريسم نيست؟»

روزنامه اكسپرس در ادامه نوشت: آمريكا از مدتها پيش به بهانه هاي مختلف در تلاش بود تا حكام ايران را زير فشار قرار دهد. اين كشور علاقه مند است كه موفقيتي مشابه افغانستان و عراق را در ايران كسب كند و در همين جا است كه آمريكا مرتكب اشتباه بزرگي مي شود.

وي نوشت: به اعتقاد ايران، آمريكا تلاش مي كند با استثمار مسلمانان براي هميشه آنها را تحت سيطره خود قرار دهد و براي رسيدن به اين هدف، ستمگري بي سابقه اي عليه مسلمانان به راه انداخته است.

«محمود احمدي نژاد» رئيس جمهوري ايران گفت اين كشور در مخالفت با آمريكا تنها نيست و سراسر جهان عرب پس از اشغالگري در عراق، مخالف آمريكاشده اند. رئيس جمهور ايران خاطرنشان كرد كشورهايي كه مملكت صهيونيستي اسراييل را به رسميت مي شناسند، با اين عمل خود با كشورهاي اسلامي دشمني مي كنند.

نويسنده اين يادداشت نوشت: سلام ما به جسارت و شهامت عظيم رئيس جمهوري ايران و اميدواريم كه ايشان كماكان در موضع خود مقاومت نشان دهد و امت اسلامي را با افتخار سربلند نگه دارند.

 

آن 400 هزار دلاري كه پريد ( خبر ويژه )

 

محتواي يك سند مكتوب كه اخيراً در اختيار كيهان قرار گرفته حكايت از آن دارد كه اگرچه هزينه سنگين راه اندازي تلويزيون «صبا» از سوي آقاي كروبي تأمين مي شود ولي اين شبكه در اختيار كساني است كه چند سال قبل قرار بود در خارج از كشور يك شبكه تلويزيون ماهواره اي تأسيس كنند.

پروژه قبلي اين جريان با درخواست وام 400 هزار دلاري آقاي افخمي از آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت كليد خورد كه كيهان با دسترسي به اين سند و افشاي موافقت آقاي خاتمي با اين وام غيرقانوني، مانع از بر باد رفتن اين مبلغ كلان از بيت المال شد.

بعد از افشاي آن ماجراي پنهان، جريان ياد شده براي راه اندازي شبكه مورد نظر خود به سراغ آقاي كروبي رفت و متأسفانه آقاي كروبي علي رغم هوشياري كه از ايشان انتظار مي رفت، با اين پروژه كه به نام ايشان و به كام جريان مورد اشاره بود موافقت كرد!

گفتني است در پي يادداشت هفته گذشته كيهان با عنوان «آقاي كروبي، نام شما در اين ليست است» آقاي بهروز افخمي كه به دلايل متعدد دل پرخوني از كيهان دارد نامه اي سراسر ناسزا به روزنامه ارسال كرده است كه قبل از هر چيز نشان دهنده هدف گيري دقيق كيهان در افشاي ماجراي پشت صحنه شبكه «صبا» است.

آقاي افخمي در ابتداي اين نامه به غيرآمريكايي بودن شبكه «هات برد» اشاره كرده است كه كيهان قبلا اين اشتباه را اصلاح كرده بود و در ادامه چنانكه گويي سخنگوي آقاي كروبي است، از جانب ايشان به فحاشي عليه كيهان روي آورده است و البته به آقاي افخمي حق مي دهيم! زيرا ضربه افشاگرانه كيهان به اندازه اي براي ايشان و دوستانشان سنگين و شكننده بوده است كه نثار يك سلسله فحش و ناسزا، كمترين انتظاري است كه از جريان مزبور براي خنك كردن دل پرآشوب خويش انتظار مي رود و بايد گفت؛ در حالي كه كيهان از 15 سال گذشته تاكنون بيشترين ناسزاها را از جريانات ضدانقلاب و راديوهاي بيگانه دريافت كرده و مي كند، فحاشي افرادي نظير آقاي افخمي و دوستانش تنها افتخار ديگري است كه در پرونده عملكرد كيهان ثبت مي شود و اگر غير از اين بود بايد در صحت كار خود ترديد مي كرديم. در اين باره گفتني هاي مستند ديگري نيز هست كه در آينده به آگاهي خوانندگان گرامي خواهيم رساند.

 

 

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت هجدهم

 

این بخش داستان نکته ها و درس های مهمی دارد که هرکدام می تواند برای ما بسیار ارزنده و مفید باشد

نکته اول: برادران یوسف با اینکه قصد و نیتشان این بود که یوسف را به بهانه ی بازی به بیابان ببرند  و در چاه رها کنند به پدر گفتند  : پدر جان ما خیر خواه یوسف هستیم

 همیشه شیطان و انسان هایی که شیطان در قالبشان رفته خود را خیر خواه و دوستدار معرفی می کنند و نشان می دهند  چرا که اگر از اول نیت شوم و قصد بد خود را نشان دهند قطعا هیچ کس فریب آنان را نمی خورد

دوست بد برای این که ما را به انجام یک کار نا درست تشویق کند معمولا چنین وانمود می کند که سود و منفعت و لذت و پاداش ما را در نظر دارد :

بیا با ما حشیش بکش! آروم میشی  تمرکزت بیشتر میشه

بیا این معامله رو انجام بده !یک ساله بارتو می بندی وضعیتت توپ می شه

بیا بریم پارتی ! تا صبح میگیم  میخندیم و صفا می کنیم

باید توجه داشت : خیر و سود و منفعت آن است که مورد تایید عقل و رضای خدا وند باشد و اگر اینطور نباشد آنچه در ظاهر سود و لذت دارد در باطن در بر دارنده ی زیان و رنج است

نکته دوم:  شیوه ی بیان حضرت یعقوب جای تامل دارد .او نگفت من به شما اطمینان ندارم و شما بلایی سر یوسف می آورید  چرا که این شیوه ی بیان که حاکی از بی اعتمادی است ممکن است آثار سویی داشته باشد.

او اگر چه در خواب دیده بود که گرگ های گرسنه به یوسف عزیزش حمله کرده اند و تعبیر گرگ ها هم همین برادران بودند که به یوسف ظلم می کردند از خواب و تعبیر آن حرفی نمی زند و نمی گوید من به شما اعتماد ندارم .بلکه می گوید   : اگر یوسف را ببرید من دلتنگ می شوم و( گرگ او را می خورد  نه شما!) طبع جوان چنان است که میل دارد بیشتر به او اعتماد کنند و از این که دیگران او را بی کفایت  و نالایق  و بی عرضه بدانند به شدت آزرده می  شود . از طرفی حقیقت امر آن است که جوان به دلیل آگاهی اندک و بی تجربگی و غلبه ی هیجانات بر عقل و اندیشه اش نمی تواند صد در صد قابل اعتماد باشد .بنا بر این اگر صلاح نمی دانید کاری را به کسی واگذار کنید مستقیما نگویید که من به شما اعتماد ندارم بلکه دلائل واقعی دیگری را بیان کنید

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

ادبــی

 

 

... کیست؟!

 

هرگز شده زین خاک بجوئی که تن کیست

وین گرد غم الود غبار بدن کیست

از زیر قدومت شدی اگاه که ایا

ماوای که خواهد شد و یا که وطن کیست

بر خاطر تو هیچ گذشته است به بستان

کاین پنبه ی نو خاسته ایا کفن کیست

ان غنچه ی خندان که نمودست دهن باز

لبهای پر از خنده و شکر شکن کیست

ان خشت که سر بر سر هم هشته بهر کاخ

اعضای که می باشد و یا خاک تن کیست