تبليغاتX
هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان

شنبه . سه شنبه و پنجشنبه هر هفته منتظر ما باشید

هفته نامه مشکان 18 ـ شنبه 28 آبان 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

hra62302.blogfa.com

هفته نامه مشکان را هر هفته در آدرس بالا بخوانید

18

 

سال اول ـ شماره هجدهم ـ شنبه بیست وهشتم آبانماه 1384

 

توجه: مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

 

 

حرف اول:

 

خدايا! ما را به آن دسته از بندگانت پيوند ده که با سرعت به سوی تو می شتابند و پيوسته در خانه ی تو را می کوبند، در شب و روز تنها تو را می پرستند و از هيبتت بيمناکند. آنان که برايشان، خواسته ها را برآوردی و به آرزوهاشان رساندی؛ وجودشان را سرشار از محبت خود نمودی و از صافی چشمه ات، سيراب ساختی؛ پس به حلاوت مناجاتت رسيدند و دورترين مقصودهای خود را به دست آوردند.

 

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس ذیل میل بفرستند

hra62302@yahoo.com

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

بــخــش ویــژه

اعضای گروه مشکان

 

این بخش را تنها اعضای گروه مشکان از طریق ایمیل دریافت خواهند کرد.

 

بــخــش اول:

از دهـمـیـن شـمـاره مـشـکـان (5)

 

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-60.aspx

 

پسرونه: آیا من یک جوانم؟

 

(بخش اول)

 

*امروز داشتم با خودم فكر مي كردم كه آيا من هم جوانم ؟ آيا من هم خود را جوان مي پندارم ؟! يا فقط در سن جواني هستم !

سعي مي كنم جوانهاي دور و اطرافم را نگاه كنم تا پاسخ سؤالم را بيابم . دیشب چند تا جوان سوار يك ماشين عهد ناصرالدین شاه نشسته بودند و نيم تنه شان از پنجره ماشين خارج كرده بودند و در حال عربده كشيدن بودند عربده كشي آن هم ساعت 5/12 شب .

با خودم فكر مي كنم حتماً اين جواني است ديگر اما هر چه فكر مي كنم كه آيا من هم مي توانم اين كار را انجام دهم ديدم نمي توانم.

*جواناني ديگر را مي بينم كه سوار موتورند ، سرعت مي روند آنهم چه سرعتي با سرعت باد؛ انگار پرواز مي كنند! جالب است كه تك چرخ هم مي زنند آنهم در يكي از تقاطع شلوغ شهر ؟! همين سه چهار روز پيش بود كه دو نفر موتور سوار رفتند زير كاميون و...خدا رحمتشان كند !

*جواناني ديگر را مي بينم با موهاي افشان و ژل زده و با شلواري كه انگار كه پنجاه سال است کار کرده ! بعضي هايشان هم موهايشان را از پشت بسته اند بعضي ديگر مويشان تا روي شانه شان و بعضي ديگر تا روي چشمهایشان است و هر از گاهي براي كلاس دستي در آن فرو مي برند . خودم را با موي بلند و ژل زده و دم اسبي تصور مي كنم ! نه! نه! من جوان نيستم جالب است كه بعضي اين مو گذاشتن را نشانه دانشجو بودن و فرهنگ بالا مي دانند .

*گروهي ديگر را مي بينم كه كنار خيابان و دور ميدان و توي پارك و ايستاده اند تا دختري ، زني ، پير زني! رد شود و اينها متلكي به سويش پرتاب كنند تا شايد ... نمي دانم بالاخره يا به مراد دلشان مي رسند يا مشتي فحش و بد بيراه نصيبشان مي شود . اين جوانها معمولاً يه جاي ديگر هم هستند اون هم پاي كيوسك هاي تلفن ! خوب البته با كلاس هايشان خودشان موبايل دارند.
با خودم فكر كردم كه اگر من جوانم پس چرا اين كار را انجام ندهم ! به قول داداش هوتن : «عشق است و صفا...» اما...

نه ! اين افكار هر گز به مخيله من هم خطور نمي كند چه برسد به اينكه بخواهم آن را انجام هم بدهم .

در فرهنگ ما ! بعضي ها ! به اين كارهايي كه خوانديد مي گويند جواني و البته كارهاي ديگر هم هست اما من هر چه با خودم فكر مي كنم كه من اصلاً جوان نيستم . اگر جوان بودم كه ...اين نبودم.

ادامه دارد ...

نویسنده: حمید رضا الوندی

 

 

بــخــش دوم:

خــبـــر

مسئول: ؟

 

تلاش براي سرپوش گذاشتن اختاپوس فساد در آموزشگاه‌هاي كنكور

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-61.aspx

 

بازتاب: به رغم گذشت بيش از دو سال از كشف شبكه بزرگ فساد و خريد و فروش سؤالات كنكور در آموزشگاه‌هاي مشهور تهران، تعدادي از چهره‌هاي متنفذ، سعي در مختومه كردن اين پرونده دارند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در اين شبكه، تعداد قابل‌توجهي از آموزشگاه‌هاي مشهور كنكور تهران، به ويژه آموزشگاه‌هاي «ا ـ خ»، «ت ـ خ» با اقداماتي چون خريد و فروش سؤالات كنكور، نسبت به كسب درآمدهاي هنگفت اقدام كرده‌اند.

همچنين افراد اين شبكه با اغفال صدها دختر دانش‌آموز، سعي در فاسد كردن اين افراد داشته‌اند، به گونه‌اي كه يكي از دبيران مشهور كلاس‌هاي كنكور تهران و عضو اصلي اين شبكه، حدود سيصد دختر دانش‌آموز تهراني را آلوده كرده است. همچنين افراد اين شبكه با برقراري ارتباطات ناسالم با برخي ضابطان و عوامل قضائي، به سوءاستفاده‌هاي ديگري نيز مي‌پرداختند.

مغز متفكر شبكه يادشده، فردي به نام دكتر «و» است كه «بازتاب» در آينده، گزارش‌هاي تكان‌دهنده‌اي درباره تخلفات وي، منتشر خواهد كرد.

كسی حق انتقاد ندارد! ( خبر ویژه )

کیهان: رئيس دانشگاه آزاد يكي از شهرهاي مازندران با گشودن در تابلو واحد فرهنگي اين مركز، تمامي مطالب انتقادي را جمع آوري و پاره كرد. وي كه نماينده دانشگاه هاوايي در مازندران نيز هست در جريان بازديد از بخشهاي مختلف دانشگاه آزاد و هنگامي كه با مطالب انتقادي پيرامون ضعف فرهنگي و اخلاقي در اين دانشگاه مواجه شد، دست به اين اقدام غيرمنتظره زد. او در تماس خبرنگار كيهان با وي، اقدام خويش را تاييد و علت آن را «مشخص نبودن نام روزنامه مربوطه» عنوان كرد!

 

 

بــخــش ســوم:

روانـشـنـاسـی  (نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

<mitra_z2005@yahoo.com>

 

یوسف قهرمان خوبی ها

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-64.aspx

 

قسمت یازدهم

دنباله بحث   حسد ایمان را می خورد چنان که آتش هیزم را

 

د) از خود بپرسیم مگر نعمتی که اکنون در اختیار شخص مورد حسادت ماست. از جانب کسی غیر از خدای مهربان به او عطا شده؟  بهتر نیست به جای این که بنشینم و روحم را با آتش حسد خاکستر کنم، همان نعمت ها و موهبت ها را از خدای یگانه طلب کنم  حتی بیشتر و مبارک ترش را؟

اگر در یک مهمانی  دست یکی از مهمانان شکلاتی دیدم  روشن است که این عطای میزبان بوده و عقل حکم می کند   اگر خواستار شکلات هستیم   برویم و از میزبان تقاضا کنیم! نشستن و به دست دیگری نگریستن و حسادت کردن هیچ نفعی به حال ما ندارد .

ه)  نگته آخر این که انسان باید بیندیشد  که حسادت گاهی کار را به جایی می رساند که سبب می شود به خدا تهمت زنیم و حکمتش را زیر سوال ببریم ، شخص حسود که از دیدن نعمت در دست دیگری می رنجد به تدریج از خود می پرسد

خدا چرا این را به او داده؟

خدا چرا آن را به من نداده؟

یعنی خدا کاری کرده که نباید می کرده!و کاری را که نباید انجام داده!و این همان

سوء ظن و گمان بد به خدا بردن است

 

 

التماس دعا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

 

 

بــخــش چــهــارم:

ادبــی

مسئول:؟

لینک این مطلب:

http://hra1.blogfa.com/post-11.aspx

چمن کیست؟

 

هرگز شده زین خاک بجوئی که تن کیست

وین گرد غم آلود غبار بدن کیست

از زیر قدومت شدی اگاه که آیا

ماوای که خواهد شد و یا که وطن کیست

بر خاطر تو هیچ گذشته است به بستان

کاین پنبه ی نو خاسته آیا کفن کیست

آن غنچه ی خندان که نمودست دهن باز

لبهای پر از خنده و شکر شکن کیست

آن خشت که سر بر سر هم هشته بهر کاخ

اعضای که می باشد و یا خاک تن کیست

آن رخنه ی دیوار که بر دیده هویداست

چاک دل سوزان که؟خندان دهن کیست

امروز که خاک دگران شد چمن ما

تا روز دگر خاک من و تو چمن کیست

dost_asman@yahoo.com

 

 

بــخــش پــنــجــم:

طــنــز

مسئول: ؟

لینک این مطلب:

http://hra3.blogfa.com/post-12.aspx

 

کاریکلماتور

 

قطره باران سوار بر آسانسور فوتون شد و خود را به ابر رساند.

کلمات تولیدی ذهنم، روی سرسره دستم سر می خورند تا به کاغذ برسند.

فراموش نکن برای واریز محبتت در بانک دلم، حتما چک رمزدار بگیری.

انتظار نگاهت، نگاهم را شرمنده کرد.

نمی دانم چرا وقتی قدم به ذهنم می گذاری، به عبارت رعایت حجاب اسلامی در این مکان الزامی است، در سردر ورودی، توجه نمی کنی!

از گاهنامه چکش بر میخ

mikh_83@yahoo.com

 

بــخــش شــشــم:

دیــنــی

مسئول:؟

 

حجــــت آخريــــن در کـلام امام اوليــن (5)

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-62.aspx

 

آثار و نتايج غيبت امام زمان( عليه السلام) از نظر امام علی ( عليه السلام)

ب :  مشكل شدن ديندارى :  پايبندى به احكام و مقررات دينى ،  فضا و بستر مناسبى لازم دارد.  بـه دلالت روايتهاى فراوان ،  يكى از گرفتاريهاى دوران غيبت آن است كه پايبندى به ارزشهاى دينى بسيار كم خواهد شد و اين مسئله ناشى از عواملى است كه كم و بيش به آنها هم در لابلاى سخنان معصومين(عليهم السلام) اشاره شـده است .

على(عليه السلام) در روايـتى مى‏فرمايند :  سوگند به خدايى كه حضرت محمد( صل الله عليه و آله و سلم) را به حق براى پيامبرى برگزيده و او را به همه مخلوقات فضيلت و برترى داده است مسئله ظهور امام‏عصر(عجل الله تعالی فرجه الشريف) واقع نخواهد شد مگر پس از يک دوران سخت حيرانى و سرگردانى كه در آن شرايط كسى جز افراد خالص و پاكيزه كه يقين را با تمام وجود خود لمس كرده باشند ، در پايبندى به دين استوار و پابرجا نخواهند ماند .  پروردگار عالم از چنين كسانى كه با وجود آن همه نابسامانيها در دين ثابت قدم‏اند براى ولايت ما پيمان گرفته و در دلهاى آنها ايمان را تثبيت كرده است وبا عنايات خاصى كه به آنها دارد مـورد تأئيد شان قرار داده است . 

در روايت ديگر آن حضرت با تشبيه محسوسى  ، سختــى دينــدارى را در دوران غيـبــت بـه تصـويــر كشيــده ، مى‏فرماينــد :  بـراى صـاحــب‏الامـــر(ارواحنا الفداه) دوره غيبتــى هســت كـه در آن زمـان هـر كسـی كـه بـه ديـن خـود چنـگ بـزنـد و در آن استــوار باشــد هماننــد كسـى اســت كه با دســت خـود بخواهــد بوته‏هاى خار را بكند .  به راستــى چـه كسـى مى‏تـوانـد بـا دســت خود بوتــه‏هاى خـار را لمـس كنــد ؟  در يكى از روايتــها، امـام علــــى‏بـن‏ابى‏طالـب(عليه السلام) ،  پــس از اشـاره به سختيـهاى دوره غيــبت از نظر پايـبنــدى به احكام دينـى در ضمـن تصريـح مى‏كننــد كـه همـه ايــن پيـشامـدها به منظـور امتـحان و آزمـايـش انسـانـهاسـت تا ميـزان تقــوى و ايـمان آنـها معــلوم گــردد ؛  چــرا كـه به يک تعبيــر هـدف از خلـقت جـهان ، امتــحان انســان اســت .  آن حضــرت مى‏فـرمايـنــد :  بــراى صـاحــب ايـن امــر دوره غـيبتــى هســت كـه بايــد انسانــها (افـراد) در چنـان شرايـطى تقـواى ا لـهى را در پيــش گيـرنــد و به ديــن و احـكام و مقــررات آن پايبـنــد باشنــد .  امـام علـــى( سلام الله عليه) ،  آ نـگاه آيــه زيـر را تــلاوت كــرده و بد ينـوسيــله تــذكر دادنـد كه سنــت دائـمى خـداونـــد ؛  يعنـى امتــحان بشـر در همــه زمانــها جريــان دارد و تمــام پيشــامـدهــاى دوران غيبــت نيــز در ايــن راستـا ســت :  « آيـا گمـان كرديــد بـى‏آنــكه حـوا دث و وقــايــعى كه بــراى گـذشتـگان پيــش آمـــد بــراى شما پيـــش آيـــد ،  داخـــل بـهشــــت مى‏شــويـــد ؟!  همــان گـذ شتــگانى كــه آ نــچنـان دچـــار گــرفتــاريــها و مشـــكلات شـــد نــد كــه حتـــى پيــامبــر و ا فــرادى كــه بــه او ايــمان آورده بـود نـــد بـا خــود مـى‏گفـتنـــد :  پــس نصـــرت و يـارى خــداونــد چـه زمـانى فــرا خــواهــد رسيــد ؟  آنــگاه بــه آنــها گفتــه شــد يــارى خــداونــد نـزديــک اســـت . »

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

http://entezar-e-yar.persianblog.com/

 

 

بــخــش هــفــتــم:

یک ترفند رایانه ای:

مسئول:؟

 

افزايش سرعت اينترنت در ويندوز XP

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-63.aspx

 

افزايش سرعت اينترنت در ويندوز XP Pro در ويندوز XP درحالت  پيش فرض Packet Scheduler سيستم را به 20 درصد از پهناي باند يك اتصال به اينترنت محدود مي كند. يعني اگر  شما اين تنظيمات را تغيير ندهيد قادريد از 20 درصد پهناي باند اتصال تان به اينترنت بهره ببريد. براي اين كه بتوانيد از 100 درصد پهناي باندتان استفاده كنيد مراحل زير را  انجام دهيد:

  1.Run را از منوي Start اجرا كنيد.

 2.در Run عبارت gpedit.msc را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.

 3.منتظر بمانيد تا Group Policy اجرا شود.

 4.در بخش Local Comuter Policy و در زير Computer  Configuration گزينه Administrative Templates را  گسترش دهيد. (اين كار با كليك بر روي علامت+ كار آن انجام دهيد)

 5.در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهيد

 6.حال در اين ليست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنيد

 7.به گزينه هايي كه در سمت راست ظاهر مي شوند دقت كنيد

 8.بر روي Limit reseivable bandwidth كليك راست كرده و  Properties را كليك كنيد

 9.پس از اينكه پنجره ي Limit reservable bandwidth  Properties باز شد در برگه Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب كنيد

 10.مشاهده مي كنيد كه با انتخاب آن در روبروي Bandwidth Limit مقدار پيش فرض آن يعني 20 درصد به نمايش  در مي آيد

11.به جاي عدد 20 مقدار 0 را تايپ كرده و OK را كليك كنيد

12.حال به Connection ي كه به وسيله ي آن به اينترنت وصل  مي شويد رفته و بر روي دكمه ي Properties كليك كنيد  13.به برگه Networking برويد و دقت كنيد كه  Packet Scheduler فعال باشد (تيك كنار آن مشاهده شود).

 14.اين پنجره را OK كنيد

 15.كامپيوتر خود را Restart كنيد

 

حرف آخر:

خدايا چطور بر من خشم نمي گيري؟ صبر تو کاسه صبر مرا لبريز کرد!

 

تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر

hra62302@yahoo.com

 

خداوند یار و نگهدار همه شما

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 16:5  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه نسل 3 ـ سه شنبه 24 آبان 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

 

نـسـل سـوم

(2)

سه شنبه 24 آبان 1384

 

منبع:

www.nasle3.com

 

تـیـتـر یــک

 

طرح پذيرش دانشجوي پولي و باقي قضايا!

مدرك PHD بر فراز ديوار

 

سال پيش وقتي برنامه توسعه چهارم راهي مجلس شد، آنقدر موارد قلمبه و سلمبه در خود داشت كه نمايندگان را به خود مشغول كند و دغدغه آنها را اصلاح همين نكته هاي ناجور برنامه كند. در اين ميان برخي از موارد و بندهاي برنامه كه در ظاهر امر خيلي تابلو به نظر نمي رسيدند اما از زير نگاه نماينده هاي مجلس هفتم در رفت!

يكي از اين بندها و طرح ها، بند ب ماده 50 قانون توسعه چهارم و يا طرح پذيرش دانشجوي پولي براي تحصيل در دوره هاي مشترك دانشگاه هاي داخلي و خارجي بود. طرحي كه بعدها مشخص شد پيش از ارائه به مجلس و تصويب قانوني در برخي دانشگاه هاي معتبردولتي در حال اجرا بوده و شبيه به ماجراي «فروش دوره خدمت سربازي»، پشت پرده اي رانت گونه داشته و به سبب مدرك دار شدن برخي مسئول زاده هاي نابغه! در طرح توسعه گنجانده شده است.

مخبر كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هم بعدها اعلام كرد كه اصل تصويب اين طرح، مربوط به حضور برخي عناصر سودجو و فرصت طلب صاحب نفوذ در دولت پيشين بوده است.

براساس طرح دانشجوي مشترك، داوطلبان با پرداخت ساليانه 60-70 ميليون تومان، بدون نياز به شركت در آزمون سراسري قادر بودند در دانشگاه معتبري مانند اميركبير براي ليسانس و فوق ليسانس و دكترا تحصيل كنند و در سال پاياني تحصيل خود، با مراجعه به دانشگاهي در خارج از كشور، مانند بيرمنگام انگلستان يا اف ها آخن آلمان يا... مدرك تحصيلي خود را از آنجا دريافت كنند.

پس از روي كارآمدن دولت جديد و ايجاد تغييرات اساسي در نگرش دولت به مباحث آموزش عالي و حذف رانت هاي ويژه اقشار مرفه از بدنه دولت، رئيس جمهور و ساير مسئولان عالي رتبه كشور تأكيد فراواني بر لزوم جلوگيري از پولي شدن دانشگاه هاي دولتي كردند. اما...

اما 2 هفته پيش گزارش مستندي در روزنامه كيهان به چاپ رسيد مبني بر اقدام غيرقانوني برخي دانشگاه هاي معتبر در ثبت نام مجدد از داوطلبان براي حضور در دوره هاي پولي. انتشار اين گزارش اگرچه واكنش هاي مثبتي را از سوي مسئولان و نمايندگان اصولگرا به دنبال داشت اما ماحصل نهايي آن در وزارت علوم، كه به «ممنوعيت پذيرش دانشجو براي مقطع ليسانس اين دوره ها» منجر شد، حكايت از كم اطلاعي برخي مسئولان فعلي و يا نيات نامشخص برخي از مسئولان آموزشي به جا مانده از دوره هاي گذشته دارد.

ذكر چند نكته شايد اين مسئله را روشن تر نمايد:

1-انتقاد از پذيرش دانشجوي پولي به سبب تبعيض قانوني كه در دل خود دارد است و نه به خاطر مقطع خاص تحصيلي آن.

2-داوطلبان حضور در اين دوره ها، با داشتن مدرك ديپلم قادر خواهند بود در مقطع فوق ليسانس ثبت نام نمايند و با پرداخت شهريه هنگفت اين دوره، علاوه بر مدرك ليسانس، مدرك فوق ليسانس و حتي دكتراي خود را بگيرند. لذا ممنوعيت شركت در مقطع ليسانس، نه تنها از هيچ تبعيضي جلوگيري به عمل نمي آورد بلكه آن را مضاعف نموده و قانون شكنان را وادار مي كند كه به جاي ليسانس، فوق ليسانس و دكتري بگيرند.

3-دانشگاه هاي مجري اين طرح ادعا مي كنند، آموزش اين گروه از دانشجويان در فضايي جدا از ساير دانشجويان صورت مي گيرد. اگرچه اين نكته، استفاده مشترك اين دانشجويان از اساتيد و امكانات تجهيزاتي دانشگاه هاي دولتي را نفي نمي كند اما سؤال اينجاست كه اگر فضا و مكان و پتانسيل جداگانه اي براي اين افراد هزينه مي شود، چرا به طور كلي مجريان اين طرح، آن را در نهاد يا مؤسسه اي مستقل و غيردولتي و خارج از وابستگي اسمي و رسمي به دانشگاه هاي معتبر به اجرا درنمي آورند؟

4-در شرائطي كه كشور ما از لحاظ سياسي در وضعيت خاصي به سر مي برد، انتخاب دانشگاه همكار در طرح دانشجوي مشترك كه درآمد فراواني در قبال اجراي آن دريافت مي نمايد، نكته بي اهميتي نيست و اين امتيازدهي بايد همسو با سياست هاي نظام باشد كه در آن صورت مسلماً دانشگاهي مانند دانشگاه دولتي بيرمنگام انگلستان، از اين حلقه خارج خواهد بود.

5-نكته اي كه هيچ گاه در بررسي اين موضوع مورد توجه قرارنگرفته، رقم و درصدي از درآمد اين طرح هاست كه مستقيماً براي دانشگاه خارجي، كه صرفاً مدرك تحصيلي صادر مي نمايد، ارسال مي شود. كه باتوجه به عدم فعاليت آموزشي اين دانشگاه ها براي دانشجويان ايراني اين دوره، منطقي بودن اين رقم نكته قابل توجهي است.

6- برگزاري دوره هاي خاص آموزشي در مقاطع عالي براي استفاده عموم طبقات اجتماع، افراد شاغل و يا به طور كل كساني كه مشتاق كسب علم و مهارت دانشگاهي اند فارغ از مراحل گزينشي و آزموني و بدون تعهد دانشگاه نسبت به صدور مدرك رسمي يكي از مسائل رايج دستگاه هاي آموزشي در اكثر كشورهاي پيشرفته دنياست كه نتيجه آن مي تواند در تخصصي كردن نيروي كار جامعه كمك شاياني كند. لكن طرح دانشجوي مشترك در ايران، اصولا فارغ از نگاه كيفي و متخصص پروري در كشور، تنها شيوه اي براي خريد و فروش و پولي شدن مدرك تحصيلي و رواج بازار مدرك گرايي در جامعه است و شباهتي با اين دوره هاي آموزش خاص نمي تواند داشته باشد.

7- بسياري از رؤساي دانشگاه ها و مجريان اين طرح، جلوگيري از خروج ارز و سرمايه را اصلي ترين ويژگي اجراي اين طرح برمي شمرند كه دغدغه به جايي است، اما اولا با تهيه يك گزارش ساده از عملكرد اين دوره ها به راحتي مي توان متوجه شد كه اكثر پذيرفته شدگان اين دوره ها، پس از اتمام آن به دانشگاه خارجي طرف قرارداد جذب شده و پس از اتمام دوره مشترك، به طور غيرمشترك در همان كشور خارجي ادامه تحصيل مي دهند كه اين يعني خروج مضاعف سرمايه ارزي و سرمايه انساني و ثانياً جلوگيري از خروج ارز راه هاي منطقي و علمي تري دارد كه برخلاف اين طرح، هيچ كدام از آنها به تضعيف دانشگاه هاي داخلي ختم نمي شود.

8- اكثر دانشجويان ايراني محصل در دانشگاه هاي خارجي، عمدتاً 2 دليل براي كار خود برمي شمرند؛ دشواري كنكور سراسري دانشگاه هاي داخل و سطح علمي برتر برخي دانشگاه هاي اروپايي. كه همين 2 دليل، راهكار مسئولان آموزش عالي براي كاهش شمار اين عده را يعني تسهيل در امر ورود و ترفيع كيفيت علمي دانشگاه هاي داخلي را به خوبي نمايان مي سازد.

9- برخي افراد- مانند رئيس محترم دانشگاه صنعتي شريف- شرط ورود داوطلبان به اين دوره ها را پذيرش در كنكور سراسري عنوان كرده اند كه اولا اين نكته جز در دانشگاه صنعتي شريف در ساير دانشگاه هاي مجري طرح رعايت نمي شود و ثانياً در دانشگاه شريف نيز افراد بايد رتبه اي زير 1000 كسب كنند. حال آنكه همه به خوبي مي دانند كه يكي از رؤياهاي داوطلبان كنكور كسب رتبه زير 100 براي ورود به اين دانشگاه دولتي است و همينجاست كه بحث اصلي اين ماجرا يعني رعايت اصل عدالت اجتماعي مطرح مي شود و البته هم بي پاسخ مي ماند!

10- برخي مسئولان آموزشي اين دوره ها را طرحي آزمايشي مي خوانند. با فرض پذيرش اين ادعا (كه البته مغاير با شواهد است) بايد هم اينك برگزاري اين دوره ها به حالت توقف دربيايد و مانند هر طرح آزمايشي ديگري، در عرصه آموزش عالي كميته اي متشكل از كارشناس هاي مجرب به كيفيت اين دوره ها، بازدهي آنها و تأثيرات مثبت و منفي شان بر آموزش عالي كشور تحقيق و پژوهش نمايند و گزارش جامعي در اختيار صاحب نظران امر قرار دهند.

 

 

زنـدگـي كـنـسـروي

 

صادق مهدي غفراني

 

قرار بود به همراه چند تا از رفقا برويم يك مسافرت كوچولو.

كارها كه تقسيم شد، خريد مريد افتاد روي دوش من. رفتم توي يكي از اين سوپرماركت هاي مجلل. آدم توي بعضي سوپرماركت ها (يا همان بقالي اسبق) كه مي رود، دوست دارد همينجوري قدم بزند و نگاه كند. حس هوسي بودن بهت دست مي دهد از بس همه چيز هست.

همه چيز در ابعاد فله اي و خانوادگي!

بگذريم، رفتم قسمت فروش كنسروها. خب بعضي هايش كه از قديم هم بوده اند: كنسرو ماهي و لوبيا و نخود و... يك خرده جلوتر كه رفتم ديدم توي طبقه جلويي، كنسرو همه غذاها هم توي بازار آمده: خورشت قرمه سبزي، قيمه، بادمجان، كنسرو ماكاروني، جوجه كباب ، برنج پخته، آش رشته، و... اما ته ماجرا وقتي بود كه توي طبقه آخر چشمم به كنسروهاي آپ توديت روشن شد: كنسرو كله و پاچه گاوي و كله و پاچه گوسفندي، كنسرو سيراب و شيردان، كنسرو زبان!

خانم فروشنده مي گفت الان ديگه لازم نيست كسي زحمت غذا پختن به خودش بدهد ضمن اينكه خيلي ها وقتش را هم ندارند. مي گفت خانم ها خسته شده اند از اينكه همه اش بوي پياز داغ بدهند و دغدغه ته گرفتن و سر رفتن قابلمه هاي روي گاز را داشته باشند!

يكي از همين بچه هايي كه قرار بود باهاشان برويم يك مسافرت كوچولو، دانشجوي وارونژ امريكاست. مي گفت آنجا اكثراً غذاهاي كنسروي مي خورد و هر چند هفته يك بار هم مي رود دكتر براي سرم و آمپول. مي گفت اكثر اين افزودني هاي مجازي كه در اين كنسروها مي ريزند، صرفاً تضمين مي كند كه تو را نكشند وگرنه دهان معده ات را آسفالت مي كنند.

بالاخره شيرجه زدن در دنياي مدرنيته، آداب و رسومي دارد كه يكي از آنها تن دادن به همين كنسروهاست. دنيايي ماشيني كه همه چيز را آماده به تو تحويل مي دهد، خوش رنگ تر و خوش طعم تر از چيزي كه تو خودت را هم اگر بكشي نمي تواني مانندش را بپزي!

كم كم و يواش يواش هم مي رسي به جايي كه مي بيني ناچار به مصرفي و اين دنيا، هنر و سليقه و مغز تو را طوري دوشيده كه حالا تو «ماشين» شده اي و مجبور به تبعيت از فكر غالب اين دنيا هستي كه حتي براي من و تو سليقه طراحي مي كند. درست مثل آن صحنه از فيلم ماتريكس كه وقتي گوشي موبايل از دست شخصيت اول فيلم كه در لبه يك برج بلند ايستاده بود، مي افتد و با تمام وجود حس مي كند كه بدون مظاهر اين تمدن، چقدر تو خالي است و ارتباطش با ديگران چقدر وابسته به همين ابزارهاست.

¤¤¤

آره، جاي همه خالي مسافرت كوچولويمان حسابي چسبيد. براي ناهار و شام و غذا هم حسابي ذوب شديم در اين زندگي كنسروي!

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

 

آپاچي ها به فولكس هم رحم نمي كنند!

 

هدي رجبي

 

سلام به اوري با حال بادي (اين تيكه رو هم اينگيليش اومدم حال كنين)

امروز يه جورهايي از اون روزهايي كه شاد و خوشحالم و دماغم چاق. واسه همون مي خوام يكي از اتفاقهاي مريخي مدرسه رو واستون بگم.

سال دوم يكي از اون آقا معلم هاي گوشت تلخ و باندي هاي درجه يك، اختر سرنوشتشون شروع به چشمك زدن كرد و گرومپ يهو قلفتي براي دبيري ما رتبه آوردن و به سلامتي شدن آقا معلم بداخلاق ما...

همون جوري كه گفتم ايشون به دليل تلخي گوشت و بسيار متشكر بودن از خودشون احدالناسي دوستشون نداشت و تحويلشون نمي گرفت. پس بازم آپاچي هاي نامبروان كلاس شروع به طراحي يه نقشه ولوله اي افتادن تا حسابي از خجالت آقا معلم دربيان- البته گفته باشم دوستان آپاچي تا كسي ول ول نكنه نمي پيچوننش آخه آزار كه ندارند بنده خداها!

آقاي اخلاق وقتي وارد كلاس مي شد كتش رو درمي آورد مي انداخت پشت صندلي كه مشرف به بچه ها بود و سويچ فولكسش- آخه اگر بدونين چقدر از اين ماشين براي ما تعريف مي كرد فكر كنم ماشين به جونش بند بود- هميشه تو جيب سمت چپش بود.

روز عملي كردن نقشه فرا رسيد و يكي از بچه ها كه به قول خودش 7 خط جرأت بود سويچ رو آروم از تو كت ايشون برداشت و به بهانه آب خوردن زد بيرون اين دوست super woman، ماشين رو از تو حياط مدرسه برده بود پشت كوچه مدرسه پارك كرده بود. بعد هم برگشت سركلاس و سويچ رو برگردوند سر جاش. حدود 2 ساعتي بعد كه زنگ مدرسه خورد و همه حمله ور شدن به طرف در خروجي مدرسه اين MR معلم ما مشاهده فرمودن كه ماشين بهتر از جونشون تو حياط مدرسه نيست! 2-3 دفعه چشماش رو باز و بسته كرد و اين ور اون ور رو نگاه كرد همين جوري حيرون مونده بود قيافش شبيه علامت تعجب شده بود! مثل اينكه جدي جدي از ماشين لوكس و آنتيكش خبري نبود.

سريع خودش رو به ناظم رسوند و موضوع رو با اوشون هم در ميون گذاشت، مارپل ها شدند 2تا... آخ چهرشون ديدني بود دوتايي مثل آدم هايي كه برق گرفتتشون ميخ كوب كرده بودند سريع رفتند در مدرسه رو بستن و اجازه خروج به بچه نمي دادن. نمي دونم با خودشون فكر كرده بودند ماشين اسباب بازي كه بچه ها كش رفته باشن يا مثلا تو جيب جا مي شه.

بر و بچ كلاس ما هم كه يه گوشه نشسته بودن زاغ سيا چوب مي زدن و طبق معمول هر و كر مي تركوندند خلاصه بعد از 2 ساعت زحمت بي نتيجه مارو مثل اسراي جنگي روانه خونه كردند كه تو راه بچه ها چشمشون به جمال فولكس قورباغه اي طرف افتاد و برگشتن فوراً گزارش دادند و...

 

گــردش

 

تو خيابان همديگر را ديديم.

همكلاسي ام بود.

گفتم كجا با اين عجله؟

گفت گردش!

گفتم من بيچاره كلاس دارم، خوش به حال تو.

جدا شديم.

نيم ساعت بعد به طور اتفاقي تو كلاس كنكور فوق ديدمش. رديف اول نشسته بود!

مريم آزموده فر

 

ســه شـنـبـه بـــازار

 

تنديس «زريبافان2» بلورين

 

يكي از وزراي دولت هم چنان عضو شوراي شهر استان خودش است. محمد مهدي زاهدي- وزير علوم، تحقيقات و فناوري- هم چنان عضو شوراي شهر كرمان است و عليرغم تصدي پست وزارت هنوز از سمت خود در اين شورا استعفا نداده است.

به گزارش فارس، يكي از اعضاي شوراي شهر كرمان در گفت وگو با اين خبرگزاري در اين زمينه گفته: زاهدي پس از استعفا دادن از سمت رياست شوراي شهر كرمان و عضويت در كميسيون هاي اين شورا هم چنان به عنوان عضو در شوراي شهر فعاليت دارد.

علي شمسي نيا گفته: زاهدي هر 2هفته يكبار نيز در جلسه شوراي عمومي كه هر هفته برگزارمي شود، شركت مي كند.

جالب اينجاست كه طبق تبصره2 از ماده26و 27قانون شوراي اسلامي شهر و روستا هر عضوي از شورا كه محل سكونت خود را از حوزه انتخابيه اش تغيير دهد، از عضويت در آن شورا سلب مي شود ولي ظاهراً آقاي وزير علوم فعلاً تمايلي به اين كار ندارد .

 

نشان «پهلوان» بلورين

 

حسين رضازاده در مسابقات جهاني سال 2005 كه هفته ديگر در دوحه برگزارمي شود، با پيراهن تيم ملي وزنه برداري آلمان وزنه خواهد زد!

جمله بالا بخشي از صحبت هاي رئيس فدراسيون وزنه برداري آلمان در گفت وگو با يكي از روزنامه هاي آلمان است. البته جواب پهلوان حسين ما شنيدني تر و خواني تر است. رضازاده گفته: «عشق من ايران و ولايت است و اين ها را با دنيايي عوض نخواهم كرد. من سرباز ايران هستم.»!

دم حسين رضازاده گرم و گرمش داغ و داغش جيليز كه پهلوان پهلوان هاست و به جاي اينكه هر روز از تو كنسرت فلان خواننده زن لس آنجلسي و مهماني هاي خارجي فلان و فلان سردربياورد، يا اباالفضل مي گويد و مي رود جلو.

پهلوان حسين گفته: آلمان ها خيلي وقت است دنبال من اند، پيشنهاد آنها به قدري وسوسه انگيز است كه مي تواند هر انساني را منحرف كند اما اين اولين پيشنهاد وسوسه انگيز به من نيست. تاكنون به عشق ايران، هم وطنانم و ولايتم وزنه زده ام و خواهم زد!

 

لقب «بخاري» بلورين

 

اين كه چرا جلسات سياسي سرد است بايد در NGOها مطرح شود و حل شود. عضو تازه از زندان درآمده سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در جلسه دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) دانشگاه شهيد بهشتي با بيان اين مطلب گفته: مشروعيت امروز كمتر با مباني الهي و كاريزماتيك تعريف مي شود بلكه در چنين شرايطي دانشمندان، دانشگاهيان، اهل قلم و روشنفكران مي توانند به دولت توان كشورگشايي بدهند.

حالا بشمريد كلمات كج و كنجول را در اين جمله هاشم آغاجري: وضعيت ما در شرايط كنوني به گونه اي است كه نهادهاي نيم بند اجتماعي براي حمايت از كنش هاي مستقل از دولت در جامعه مدني وجود ندارد.

هاشم آغاجري كه 2-3سال پيش به سبب سخنان توهين آميزش عليه اسلام، ابتدا به اعدام محكوم شده بود، اين روزها تبديل به سخنران در دسترس و زاپاس ميتينگ هاي سياسي شده و هر نشستي كه بي سخنران بماند، با يك تماس فوري از بيانات اين بنده خدا مستفيض مي گردد.

 

مدال «خفاش شب» بلورين

 

سايت اينترنتي «هزاره سوم» توسط شركت مخابرات همدان فيلتر شد.

به گزارش خبرنگار سه شنبه بازار، اين سايت متعلق به يكي از بروبچه هاي فابريك صفحه نسل سوم يعني احسان مطهري زاده است كه در همدان مشغول به كار بود. چندي پيش اين سايت فرهنگي- سياسي كه مواضعي اصولگرايانه و همراه با رئيس جمهور محبوب كشورمان دارد، يك بار ديگر نيز فيلتر شده بود. گفتني است فيلترينگ اين سايت پس از آن صورت گرفت كه اطلاعيه ديوان محاسبات كشور در زمينه تخلفات استانداري همدان در اين سايت منتشر شد و روزنامه هاي مختلف كشور آن را منعكس كردند.

احسان مطهري زاده در نامه گلايه آميزي كه در وبلاگ نسل سوم نوشته، به آزاد بودن بسياري از سايت هاي غيرفرهنگي و غيراخلاقي و سايت هاي معاند نظام اشاره كرده و نوشته: واقعا افرادي كه دست به فيلتر اين سايت زده اند، چه دليل و توجيهي جز خالي كردن عقده هاي سياسي و رفاقت بازي هاي پشت پرده اي، براي كار خودشان دارند؟!

 

عنوان «جيگر» بلورين

 

تأسف مي خورم كه بسياري از هم وطنان مان نمي دانند رفتار جنسي بهنجار يعني چه و افتخار مي كنم كه آموزگار مسايل جنسي ام!

جملات پرولتاژ بالا، بخشي از صحبت هاي يك استاد دانشگاه در همايش «سكس نرمال» در تالار اصلي بيمارستان ميلاد تهران است. ظاهرا اين روزها برخي ها بدجوري كمربند خودشان را سفت كرده اند كه قبح بيان جزئيات روابط جنسي را بشكنند!

آقاي دكتر م ، كه به لطف صدا و سيما از شهرت خاصي هم برخوردار شده، در اين همايش مختلط، با تشريح يك رابطه جنسي كامل، با آب و تاب سؤال برانگيزي به بيان جزئي ترين نكات عملي اين رابطه پرداخته كه به دليل حفظ شأن روزنامه از بيان آنها معذوريم.

وي گفته: سال 62 به پيشنهاد امام جماعت يكي از مساجد در خصوص آموزش مسايل جنسي در مسجد سخنراني كردم. اوايل همه خشمگين به من نگاه مي كردند اما اواخر احساس كردم همه نگاه ها صميمي تر شده است!! چند روز پيش يك روزنامه انگليسي نوشته بود ايران را بايد با فراهم كردن زمينه فسادهاي اخلاقي از عصر حجر خارج كنيم.

 

تماس با مدیر گروه مشکان و بیان دیدگاه ها و نظرات

hra62302@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 19:13  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 17 ـ شنبه 21 آبان 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه مشکان

hra62302.blogfa.com

هفته نامه مشکان را هر هفته در آدرس بالا بخوانید

17

 

سال اول ـ شماره هفدهم ـ شنبه بیست و یکم آبانماه 1384

 

توجه: مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای تحریریه مشکان نیست

 

 

 

حرف اول:

 

اي گوشوار عرش الهي! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و يقين، بر دوش مي کشيم و به ترنم آواي ظهور سرخوشيم، هر بامداد ، ياد طلوع تو را در سينه مي پرورانيم و پرتو چهره تو را در ديده نقش مي زنيم.

 

 

سخنی با شما

 

دوستان خوبم سلام!

حال و احوالتان چطوره؟ خوبین؟!

یه نکته رو بگم و تمام: از این هفته سعی خواهد شد میل هایی که برای اعضای خوب گروه مشکان ارسال می شود با میل هایی که برای دیگر گروه ها فرستاده می شود تغییراتی داشته باشد، هفته نامه مشکان هم از این قاعده مستثنی نیست و علاوه بر هفته بخش دائمی سه بخش ویژه نیز برای اعضای خوب گروه مشکان اضافه کرده ایم که این مطالب حتی در وبلاگ هفته نامه هم قرار داده نخواهد شد.

عضویت در گروه مشکان

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس ذیل میل بفرستند

hra62302@yahoo.com

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

بــخــش اول:

از دهـمـیـن شـمـاره مـشـکـان (5)

 

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-53.aspx

 

رابطه دختر و پسر؛ آری یا نه؟!

 

(قسمت دوم و آخر)

 

فقدان معنويت

 

به نظر مي رسد يكي از دلايلي كه باعث به وجود آمدن اين گونه دوستي هاي كاذب و خطرناك مي شود كمبود محبت باشد .مثلاً در خانواده اي كه هم پدر و هم مادر شاغل هستند مطمئناً نخواهد توانست خلأ محبت فرزندان را به طور كامل پر كنند در اين امر باعث مي شود تا فرزندان اين محبت را در جاي ديگري و از سوي كسان ديگري جستجو كنند .

از ديگر دلايل مي توان به فقدان معنويت در زندگي شخصي افراد اشاره كرد كه آنها را دچار افسردگي و تنهايي مي كند و شخص با تن در دادن به اين نوع دوستي ها سعي در جبران كمبود ها و خلأ هاي موجود در زندگي مادي و معنوي خود دارد

 

چه كسي بيشترين ضربه را مي خورد

 

به نظر مي رسد در اين روابط دختران بيشترين ضربه را متحمل  شوند چرا كه داراي احساسات قويتر و لطيف تري هستند و متأسفانه جامعه هم درصدد سركوب اين احساسات است و همواره دختران را متهم مي كند

اگر چه پسران كمتر از دختران عاشق و دلباخته اما زماني كه به قول خودشان عاشق مي شوند به هر طريق ممكن سعي در بدست آوردن طرف مقابلشان را دارند اما وقتي به آرزويشان مي رسند و با فرد مورد نظر ازدواج مي كنند بعد از مدتي از آن سرد و دلخسته مي شوند اما اگر در اين راه شكست بخورند و ناكام بمانند اين شكست و ناكامي براي آنان به نسبت دختران تلخ تر  به نظر مي آيد و مقابله با آنان برايشان مشكل تر است .

 

آفتاب ، مهتاب نديده !

 

روانشناسان معتقدند دختران بيش از پسران به محبت ديدن و محبت كردن احتياج دارند و به همين دليل زودتر عكس العمل نشان مي دهند و اگر بتوانند از جاي ديگر اين كم محبتي را جبران نمايند راحت تر پسران با شكست و  ناكامي كنار مي آيند . هر چند ممكن است آنرا فراموش نكنند و صدمات روحي بيشتري ببينند

نكته جالبي كه در مورد اين گونه دوستي ها قابل توجه است اين كه بيشتر پسران كه با دختران مختلف ارتباط بر قرار     مي كنند هر زمان كه صحبت از ازدواج به ميان مي آيد شخصي را براي زندگي در نظر دارند متين يا نجيب ! و به قول خودشان آفتاب مهتاب نديده! باشد  چون فكر مي كنند دختراني كه به راحتي با آنان رابطه برقرار كرده اند ممكن است بعد از ازدواج نيز به همين راحتي با ديگران نيز ارتباط  بر قرار كنند.

 

پسران براي تفريح؛ دختران براي ازدواج

 

به نظر مي رسد كه معمولاً پسران اين نوع دوستي ها را براي تفريح و گذران وقت و يا پز دادن و دختران براي ازدواج   مي دانند و البته تعداد بسيار كمي از اين روابط به ازدواج می انجامد كه از اين موضوع دختران بيشتر متضرر مي شوند و آثار سوء آن تا مدتها زندگيشان را تحت تأثير قرار می دهد.

با اقداماتي ساده و به موقع و با فرهنگ سازي مي توان چنين روابطي را به رابطه هاي معقول و منطقي و مطابق با شرع و عرف جامعه اسلامي ايراني تبديل كرد تا جواناني شاداب و با طراوت و با آينده اي روشن داشته باشيم.

هر انساني آينده روشني دارد كه مي تواند با دستان خود آن را بسازد و يا آن را تباه كند مي توان عمري در آسايش زندگي كند و يا عمري در پشيماني و حسرت به سر برد . امام علي (ع) مي فرمايند : « فرصت ها به مانند ابر بهاري مي مانند» بياييد اين فرصت ها را به راحتي از دست ندهيم و آينده خود و ديگران را براي لذتي كه دوام چنداني ندارد تباه نكنيم .

م ـ نانکلی (عضو تحریریه مشکان)

 

 

بــخــش دوم:

خــبـــر

مسئول: ؟

 

يك ايراني، دولت اسرائيل را به سقوط مي‌كشاند!

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-54.aspx

 

بازتاب (20/8/84): «امير پرتز» كه نام اصلي‌اش «امير پرويز» بوده، توانسته است «شيمون پرز»، را شكست دهد. اين در حالي است كه دو هفته پيش و در پي اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي‌نژاد، رسانه‌هاي خارجي، ايران را به تلاش براي حمله اتمي به اسرائيل و محو آن از دنيا متهم كردند.

پيروزي آقاي «امير پرتز»، يك ايراني‌الاصل اسرائيلي در حزب كارگر اين كشور، باعث تحولاتي شده است كه احتمال مي‌رود، دولت اسرائيل را به سقوط بكشاند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «امير پرتز» كه نام اصلي‌اش «امير پرويز» بوده، توانسته است در انتخابات داخلي حزب كارگر، «شيمون پرز»، سياستمدار كهنه‌كار اسرائيلي، را شكست دهد.

در ماه‌هاي اخير كه شارون به دليل سياست‌هايش در خروج از نوار غزه و تخليه شهرك‌هاي يهودي، به شدت در حزب ليكود مورد انتقاد قرار گرفته و منجر به چالش عميقي در اين حزب شده بود، اين پرز بود كه به كمك او آمد تا با تشكيل ائتلاف با وي، دولت اسرائيل را سر پا نگه دارد.

با اين حال، «امير پرتز» آمده تا به همراه ديگر اعضاي مخالف آريل شارون، كه شمار آنان در حزب ليكود زياد است، از ائتلاف با حزب حاكم خارج شود. اين گزارش مي‌افزايد: او قصد دارد، پيش از انتخابات نوامبر 2006 كه پايان دوره دولت است، از ائتلاف خارج شود.

پدر و مادر ايراني امير پرويز او را در مراكش به دنيا آورده‌ و سپس به ايران بازگشته‌اند، وي تا هفت سالگي در ايران بوده و پس از آن به فلسطين اشغالي مهاجرت كرده است. او هم‌اكنون رهبر اتحاديه‌هاي بازرگاني است.

اين در حالي است كه دو هفته پيش و در پي اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران، رسانه‌هاي خارجي، ايران را به تلاش براي حمله اتمي به اسرائيل و محو آن از دنيا متهم كردند.

اطلاعات و انديشه‌هاي امير پرويز از سياست و مسائل سياسي اندك است و همين مسائل، باعث شده كه در انتخابات داخلي حزب كارگر اسرائيل، او را به تقلب متهم كنند.

عدم ائتلاف حزب كارگر با بخشي از حزب ليكود كه هم‌اكنون به رهبري آريل شارون، زمام امور را در اختيار دارد، باعث مي‌شود كه اوضاع سياسي دولت اسرائيل با بن‌بست روبه‌رو شده و وضعيت سياسي اين دولت، دچار نوسانات چشمگيري شود كه طبيعتا در سياست‌هاي اسرائيل در امور خاورميانه و همچنين نگاه به صلح و وضعيت فلسطينيان، تأثيرات عميقي بر جاي خواهد گذارد.
«موشه كاتساو» (موسي قصاب)، رئيس‌جمهور رژيم اسرائيل، هم كه متولد يزد در ايران است، ايراني‌الاصل مي‌باشد. وي در مراسم خاكسپاري پاپ ژان پل دوم در حالي كه پشت سر آقاي خاتمي نشسته بود، تلاش زيادي به خرج داد كه با او مذاكره و گفت‌وگو داشته باشد.

 

 

بــخــش ســوم:

روانـشـنـاسـی  (نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

<mitra_z2005@yahoo.com>

 

یوسف قهرمان خوبی ها

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-59.aspx

 

قسمت دهم

درمان حسد

 

حسد هم مانند هر بیماری روحی و روانی دیگر روش های در مانی فکری و عملی دارد

 

راه حل های فکری و نظری درمان حسد

 

الف)  انسان بیاندیشد در این مدتی که به دیگری حسادت کردم دست آوردم چه بوده است؟

آیا بواسطه ی حسادت من نعمت از او سلب شد؟  و به سمت من آمد؟

آیا بر اثر این که من به موفقیت های مالی و تحصیلی دوستم حسادت می کنم از سرمایه و دانش او کم شده  و  به داشته های من افزوده گشته؟

آیا حسادت من به محبوبیت دیگری از عزت و محبوبیت او کم کرده؟ و به محبوبیت من افزوده؟

 هرگز چنین نیست و حسد هیچ دست آوردی نداشته و نخواهد داشت

 ب)  انسان محاسبه کند بابت این حسادت چه چیز هایی را از دست داده است ؟

اول این که بیندیشد حسادت آرامش و آسودگی خاطر و خواب راحت را از من گرفته است همان آرامشی که بستر انجام کار های خوب و مفید است.

دوم اینکه اوقات زیادی از دقایق ارزشمند زندگی را با حسادت از دست داده ام و به جای آنکه در پی رشد و موفقیت خود باشم  نشسته ام وبه این  و آن حسد می ورزم .

 سوم آنکه  حسد تمرکز انسان را برای دستیابی به موفقیت های خود کاهش می دهد و تمام توجه انسان  معطوف هدف خودش نیست

چهارم اینکه  در حدیث داریم

 

حسد ایمان را می خورد چنان که آتش هیزم را

 

ایمانی که انسان با ترک گناه و نافرمانی خدا و اطاعت اوامر الهی آرام آرام در قلبش تدارک می بیند با آتش حسد می سوزد و از بین می رود

پنجم  اینکه هر بیماری روحی  اثار سوئی بر جسم و تن ما وارد می سازد و در میان تمام بیماری های روحی روانی شاید هیچ کدام  به اندازه حسد به سلامت جسمی ما لطمه نزند

ج)  انسان تامل گند که حسد  برای او زمینه ساز چه چه گناهانی بوده است ؟

حسادت اگر درمان نشود اغلب به غیبت، تهمت و حتی ظلم منجر می شود که همه انسان را از رشد و کمال باز می دارد و موجب سقوط او می شود.

 

 

التماس دعا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

 

 

بــخــش چــهــارم:

ادبــی

مسئول:؟

لینک این مطلب:

http://hra1.blogfa.com/post-10.aspx

 

گمانم فصل باران بود

 

گمانم فصل باران بود

مداد و دفتر و چايي و قرص نان و نور شمع و عكس بال پروانه

نفس خاموش و چشمم پر ز اشك و دست من چون بيد لرزان و خدايم سخت حيران بود

هزارن واژه با اندوه، با افسوس، با حسي ميان واژه غربت

تمام هستيم را سخت مي سابيد

دو چشمم را كه مي بستم، زمين دور سرم چون چرخ مي چرخيد و گاهي سخت مي كوبيد

نگاه خسته ام را بر نگاهي دور

نفس حبس و قفس پر بود از انفاس حيوانی

دلم تنگ و سرم پر بود از افعال انسانی

به ناگاه از خيال من

صداي شحنه اي آمد:

چه كس اينجاست؟ بگشا اين در بسته

صدايش سخت لرزان بود

صدايش سخت لرزان بود و مي زد بر در خانه به مشت آهنين ضربه

و تكرار صداي قبل (( بگشا اين در بسته )) صدايش كمتر و كمتر (( بگشا اين در بسته ))

و من محو صداي هرزه اش بودم

خيالم سخت گريان بود

صداي باخ مي آمد

هياهوي درونم شحنه را چون موم در دستش به رقص آورد و من در شادي رستن

تمام قدرت خود را به روي دفتر شعرم پراكندم

نمي دانم كدامين حس تمام واژه هايم را به اندوه هزاران سال رنگين كرد و من

ديگر نبودم شاعري كز روي طبعش شعر مي گويد

***

زمين سرد و گمانم فصل باران بود

مي و معشوق در بستر همآغوش خدا بودند

خدا خوابيده بود و مي لب معشوق را آهسته مي بوسيد

 كمي نزديك بيداري كه مي در خواب ديشب بود

خدا معشوق را مي ديد و از كارش پشيمان بود و مي را سرزنش مي كرد و من

در انتظار صبح بي معشوق

 هم خدا را سر كشيدم، هم لب معشوق

ناگهان حسی خیالم را به یغما برد و من در خواب و بیداری خدایم را صدا کردم

می و معشوق از ذهنم جدا گشتند و من در خواب و بیداری خدایم را فدا کردم

خدا هم پر کشید و رفت از چنگال بی رحمم

و من در اوج تنهایی خیالم را صدا کردم

خیالم بر من بیچاره غرید و نگاهم را به روی دفتر شعرم کشاند و من ...

تمام شعرهایم را به یک جرعه، به استمداد یک خواهش، به اوج بردگی بردم

هوا بس ناجوانمردانه بود و هیچ کس سر بر نیاورد از سر ظلمت

و مردی از سر غربت تمام هستیش را بر لب یک گور می کوبید

گمانم فصل باران بود

برگرفته از وبلاگ:

http://godboygod.persianblog.com/

 

 

بــخــش پــنــجــم:

طــنــز

مسئول: ؟

لینک این مطلب:

http://hra3.blogfa.com/post-11.aspx

 

شعر مجازی!

 

عمريست در اينترنت و دنياي مجازي!

گرديم پي يار دلاراي مجازي!

هر اسل که  اِف داشت دگر تیکه ی اصل است!

مارا بکند واله وشیدای مجازی!

پی ام بفرستیم و نویسیــم که: یارا

مارا بنگر غرق تمنای مجازی!

بس بوس مجازی که ستانیم گه چت

از صورتک بوسه به لبهای مجازی!

از چشم و دماغ ودهن خویش بگوییم

................................................!

وقتی که میان من و یارم شکرآب است

ناگه شود از خشم هیولای مجازی!

گردد هکر و حک بکند مُهر هکش را

بر آی. دی بنده، به دعوای مجازی!

یا سیستمم را بکنــد طعمه ی ویــــروس

ویروس نه... اردنگی وتیپای مجازی!

***

شد خرج نت و قبض تلیفـون سر هر ماه

از بنده درآرنده ی بابای مجازی!

ساقیّ مجازی! به در میکده ی نت

در فولدر من ریز ز صهبای مجازی!

ای داد از این چت که همه شعبده بازیست

کلثوم حقیقی شده ویدای مجازی!!

اکبیری محض است ولی محض دل یار

یک چند شده دلبر زیبای مجازی!

این شعبده بنگر که چهل ساله غضنفر

گردیده  دو ده ساله مریلای مجازی!!

"دیوید کاپرفیلد" در این عرصه شده سوسک

دپرس شده از اینهمه همتای مجازی!

آن عشق مجازی که بگویند همین است

احسنت بر این اسم ومسمای مجازی!

**

از یار مجازی چقدر روده درازی؟
بس کن دگر ای شاعر رسوای مجازی!

 

بعدالتحریر: یک بیت هم بود که یکی گفت بزن اون یکی گفت  نزن، ما هم به شیوه ی بالا به حرف هردوتاشون گوش کردیم!

 

 

برگرفته از وبلاگ: بوالفضول الشعرا

http://www.bolfozool.blogfa.com/ 

 

 

 

بــخــش شــشــم:

دیــنــی

مسئول:؟

 

حجــــت آخريــــن در کـلام امام اوليــن (4)

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-58.aspx

 

آثار و نتايج غيبت امام زمان( عليه السلام) از نظر امام علی ( عليه السلام)

الف :  سرگردان شدن مردم : امام على بن ابى‏طالب(عليه السلام) در چندين روايت به اين گرفتارى اشاره دارند . در يک مورد مى‏فرمايند :  براى قائم ما دوره غيبتى هست كه مدت زمان زيادى طول خواهد كشيد .  گويى شيعيان را هم‏اكنون با چشم خود مى‏بينم كه در آن دوره همانند گله‏اى بى‏سرپرست در دشت و صحرا پراكنده شده‏اند و دنبال سرپناه و محل امن و راحتى مى‏گردند اما آن را پيدا نمى‏كنند .  اى مردم !  آگاه باشيد در چنان شرايطى اگر كسى در دين خود ثابت قدم باشد و در نتيجه طولانى شدن دوره غيبت ،  قلب او قساوت پيدا نكند در روز قيامت با من خواهد بود . 

يا در سخن ديگر مى‏فرمايند :  در غيبت امام زمان(سلام الله عليه)، مردم آن چنان دچار حيرت و سرگردانى مى‏شوند كه عده زيادى از آنان گمراه مى‏گردند .  تنها كسانى كه به دامن عترت پيامبر اكرم( صلوات الله عليه و آله) چنگ بزنند نجات پيدا مى‏كنند و در مسير هدايت باقى مى‏مانند . در جاى ديگر على( سلام الله عليه)، ضمن ارائه تصويرى از دوره غيبت امام مهدى(عليه السلام)، مى‏فرمايند :  فتنه‏ها و مشكلات گوناگونى در اين دوره به وجود خواهد آمد . به عنوان مثال دشمنان شيعيان از آنها بد گويى كرده ، افراد فاسق و شرور به شرارت و گمراه سازى مردم از مسير صحيح خواهند پرداخت و اوضاع به اندازه‏اى آشفته و پريشان خواهد شد كه بعضى مردم دچار حيرت و سرگردانى خواهند شد .  به عبارت ديگر مردم از تشخيص راه درست عاجز خواهند بود .  بديهى است كه وقتى امكان تشخيص راه صحيح مشكل بشود اغلب مردم خود به خود يا در اثر تبليغات گوناگون دشمنان و بد خواهان به مسيرهاى انحرافى سوق داده مى‏شوند .

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

http://entezar-e-yar.persianblog.com/

 

 

بــخــش هــفــتــم:

یک ترفند رایانه ای:

مسئول:؟

 

خاموشی موقت کامپیوتر

لینک این مطلب:

http://moshkan2.blogfa.com/post-57.aspx

 

با این آموزش دیگه احتیاج نیست ساعت ها ؛ کامپیوترتون رو در حالت Stand by قرار بدید و اضطراب برای از بین رفتن فایل ها ذخیره نشده داشته باشید

با این آموزش همه ی این مشکلات حل میشه!!!!

خوب برای این کار ؛ مراحل زیر رو دنبال کنید:

ابتدا بر روی start زده و در قسمت Control Panel به دنبال گذینه Power Options بگردید ؛ بعد از پیدا کردن و باز کردن اون قسمت ؛ در برگه Hibernate گزینه Enable Hibernation را در صورت غیر فعال بودن ؛ فعال کنید و بر روی OK بزنید.

حالا بر روی Start و بعد بر روی Turn Off Computer کلیک کنید؛ پنجره ای ضاهر میشود که همه با آن آشنایی کامل را دارید ؛ دگمه Shift کیبورد رو پایین نگه دارید؛ در همان لحظه خواهید دید که قسمت Stand By تغییر نام داده به Hibernate ؛ بر روی Hibernate کلیک کنید و بعد از انجام مراحل بارگذاری ؛ کامپیوتر خاموش خواهد شد!

حالا دوباره کامپیوتر را روشن کنید ؛ خواهید دید که بعد از چند ثانیه ویندوز و برنامه هایی که اجرا بودند بالا می آیند!!

نکته: در صورتی که برنامه ها و فایل های باز تعداد زیادی باشند ؛ احتیاج به RAM بالا میباشد.

 

 

 

حرف آخر:

خدای من! آنی و کمتر از آنی مرا و ما را به خود وامگذار!

 

تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر

hra62302@yahoo.com

 

خداوند یار و نگهدار همه شما

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 19:27  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه نسل 3 ـ سه شنبه 17 آبان 84

بنام خدای منتظران

 

هفته نامه

نـسـل سـوم

(1)

سه شنبه 17 آبان 1384

 

اشاره:

دوستان خوبم سلام!

حالتون چطوره؟ خوش که می گذره؟

تعجب کردین نه! خب یه کم توضیح می دم بعدش همتون متوجه می شین که اوضاع از چه قراره.

دوستان خوبی که روزنامه کیهان رو می خونند می دانند که این روزنامه صفحه ای دارد با نام نسل سوم که روزهای سه شنبه منتشر می شود. از آنجایی که به نظر این حقیر مطالب این صفحه مطالب جالب و زیبایی بود تصمیم بر این شد که این مطالب برای شما دوستان عزیز نیز ارسال شود البته با یک هفته تاخیر!

اما چرا یک هفته تاخیر؟! دوستان می دانند که این مطالب به کمی طراحی نیاز دارد که ما این یک هفته وقت را به این خاطر نیاز داریم. نه که طراحی آن یک هفته وقت نیاز داشته باشد ها نه! اما خب فکر کنم کمی هم به ما وقت بدهید بد نباشد.

دوستانی هم که طاقت ندارند می توانند هر سه شنبه این مطالب را داغ داغ از سایت نسل 3  به آدرس nasle3.com مطالعه فرمایند. امیدوارم که بعدا بتوانیم در زمان زودتری و با فاصله زمانی کمتر این مطالب را برای شما خوانندگان گرامی ارسال نمائیم.

با تشکر ـ حمید

 

گپ و گفت غيرحضوري و خواندني نسل سوم با بهترين سيد دنيا؛

مصاحبه منتشرنشده با رهبر معظم انقلاب

 

اشاره: راستش اين مطلب قرار بود هفته گذشته در صفحه چاپ شود كه به خاطر تقارن با روز شهادت مولا و تعطيلي روزنامه، چاپ نشد. البته اين مسئله چيزي از جذابيت اين مطلب ابتكاري و صددرصد باحال، كم نمي كند.

اضافه بر اينكه 2-3 روز ديگر، تو دل برو ترين ماه خدا هم به پايان مي رسد و بايد با حال و هواي خودماني ماه رمضان يك خداحافظي يك ساله كرد. با تشكر از بروبچ اكتيو وبلاگ «مغز سالم» براي تهيه اين مطلب!

نكته پاستوريزه: اگرچه مصاحبه با دوست داشتني ترين سيد دنيا يكي از آرزوهاي دور و دراز ماست، ولي خب مصاحبه غيرحضوري و بال بال زدن اينجوري هم براي خودش كلي است. به قول سهراب:

كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ، كار ما شايد اين باشد، كه در افسون گل سرخ شناور باشيم...

سؤال: به نظر شما كجاي زندگي حضرت علي(ع) فراموش شدني نيست؟

جواب: «آنچه درباره آن بزرگوار هرگز فراموش نشدني است، عبارت است از برجستگيهاي عملي و رفتاري كه در حكومت كوتاه اميرالمؤمنين در آن قلمرو وسيع اسلامي ظاهر شد و درتاريخ ماند. مقامات معنوي و خصوصيات رفتاري شخصي بي نظير آن بزرگوار به جاي خود- كه اگر به كتابها مراجعه كنيد، فصول زيادي را در بيان برجستگيهاي اميرالمؤمنين خواهيد ديد؛ علم او، تقواي او، شجاعت او، سبقت او به اسلام، زهد او و امثال اينها، كه واقعا از حد شمارش معمولي بالاتر است و همه اينها هم عظيم وشگفت آور است و هركدام مثل خورشيد تابناكي مي درخشد- اما به گمان من آنچه از همه بالاتر است، سيره آن بزرگوار در حكومت است.»

سؤال: در همين سيره حكومتي علي(ع) كدام مورد بايد الگو قرار گيرد؟

جواب: «در زمينه اقامه عدل، حمايت از مظلوم، مواجهه با ظالم و طرفداري ازحق درهمه شرايط، الگويي است كه بايد از آن تبعيت شود. اين كهنگي بردار هم نيست و در همه شرايط گوناگون علمي و اجتماعي دنيا، مي تواند براي خوشبختي و سعادت انسانها الگو باشد.»

سؤال: درهمين زمينه هايي كه فرموديد لطفا يك مصداق عيني هم بيان كنيد.

جواب: «در اوايل حكومت اميرالمؤمنين بين همه آحاد مردم در اعطاي بيت المال تساوي برقرار كرد؛ چون قبل از اميرالمؤمنين تقريبا 20 سالي بود كه در اسلام رسم شده بود بعضي اشخاص را به خاطر سبقت در اسلام و مهاجر و انصار بودن و... بر بعضي ديگر ترجيح دهند. پولي را كه در بيت المال جمع مي شد- كه از غنايم جنگها و يا شايد از زكات بود- وقتي تقسيم مي كردند، به صورت سرانه به اشخاص مي دادند. رسم مالي آن روزگار اين گونه بود؛ مثل رسوم ادارات دولتي جهان امروز نبود. در آن زمان رسم شده بود كه به بعضي بيشتر بدهند. اميرالمؤمنين آمد و گفت نه؛ هر كس متدين تر و مؤمن تر است، اجرش با خداست. هر كس توانايي بيشتري دارد، در زندگي تلاش مي كند و اگر دنبال مال است، مال كسب مي كند؛ اما من بيت المال را بالسويه تقسيم مي كنم. بعضي اشخاص آمدند نصيحت كردند و گفتند يا اميرالمؤمنين! اين كار، شما را شكست مي دهد و عده اي را وادار مي كند در مقابل شما بايستند. حضرت چنين فرمود: «اتأمروني ان اطلب النصر بالجور فيمن وليت عليه من اهل الاسلام والله لااطور به ما سمر سمير و ما ام نجم»؛ شما از من مي خواهيد كه در حوزه حكومت خود، پيروزي را با ظلم به دست آورم؟ آري؛ من پيروز خواهم شد و عده اي مخالفت نمي كنند؛ ولي من اين پيروزي را نمي خواهم. اگر بناست به خاطر ظلم و جور از اميرالمؤمنين طرفداري شود، اميرالمؤمنين آن را نمي خواهد. فرمود: «والله ما اطور به ما سمر سمير»؛ من هرگز چنين كاري را نخواهم كرد.

در جاي ديگر، در آن نامه معروف به عثمان بن حنيف مي فرمايد: «الا و ان لكل مأموم اماما، يقتدي به ويستضيء بنور علمه»؛ هر مأمومي امامي دارد كه بايد از دانش او استفاده و از نور او استضائه كند و به او اقتدا و از او پيروي نمايد. بعد فرمود: «الا وان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه». اميرالمؤمنين خوراك و لباس خود را كه شبيه فقيرترين مردم آن روزگار بود، مطرح فرمود و گفت: من كه امام شما هستم، اين گونه زندگي مي كنم. به عثمان بن حنيف فرمود: شما نمي توانيد مثل من زندگي كنيد؛ يعني اين توقع هم وجود ندارد؛ «ولكن اعينوني بورع و اجتهاد»؛ اما از گناه پرهيز كنيد و در راه رسيدن به اين جا تلاش نماييد. اين همان مطلبي است كه امروز اميرالمؤمنين به ما هم مي گويد. از آنچه خلاف و گناه و نامشروع است، بپرهيزيد و تلاش هم بورزيد خود را نزديك كنيد؛ هر چه رسيديد و هر چه توانستيد.»

سؤال: اگر فرض كنيم روش حكومت امام علي براي سال هاي متمادي ادامه پيدا مي كرد، آن وقت چه اتفاقي مي افتاد؟

جواب: «اگر اين روش در سالهاي متمادي ادامه پيدا مي كرد، شايد مسير تاريخ عالم عوض مي شد. اگر اين اسوه ادامه پيدا مي كرد و چند سالي در اختيار مردم قرار مي گرفت، شايد سرنوشت بشريت عوض مي شد و اين قدرتهاي متكي بر فساد و پول و شهوت و زورگويي و بي انصافي- كه در طول تاريخ در دنيا مشاهده شده و سرنوشت بشر را به تاريكي و سياهي رقم زده اند- به وجود نمي آمدند.»

سؤال: امروز براي ادامه راه امام علي وظيفه ما چيست؟

جواب: «ما امروز وظيفه داريم رفتار اميرالمؤمنين را دنبال كنيم. امروز اگر شعار مبارزه با فساد مالي و اقتصادي داده مي شود، هر كس پيرو اميرالمؤمنين است، بايد از اين شعار پيروي كند. هر كس به معناي واقعي كلمه، دنبال صلاح و اصلاح است، بايد دنبال اين كار، حركت كند. دستگاههاي مسئول، اعم از قوه قضاييه يا قوه مجريه يا قوه مقننه- خود را موظف بدانند اين شعار را تحقق بخشند و نگذارند در حد يك شعار توخالي و يك لفاظي، باقي بماند.مبارزه با فساد، يكي از پايه هاي اصلي حكومت و نظام اسلامي است. اين روش اميرالمؤمنين است. اميرالمؤمنين از مردم ملاحظه نكرد؛ حتي از كساني كه از او توقع داشتند، ملاحظه نكرد. آن جايي كه ديد فساد وجود دارد، با آن مبارزه كرد. ما نمي توانيم مثل اميرالمؤمنين عمل كنيم؛ ادعايش را هم نداريم. ما قابل اين نيستم- بنده خودم را عرض مي كنم- كه بخواهيم پشت سر اميرالمؤمنين حركت كنيم، ليكن بايد تلاشمان را بكنيم. اين را همه بايد وظيفه خود بدانند؛ نه اين كه اگر دستگاهي با فاسد و مفسدي مقابله كرد، باز همان اهرمهاي فشار به حركت درآيند و جنجال و هياهو كنند و دست و پاي كساني را كه در اين راه حركت مي كنند، بلرزانند. البته نبايد دست و پاي كسي بلرزد. بايد قاطع در اين راه حركت كنند؛ خدا هم كمك مي كند و مردم هم پشتيباني مي كنند.»

آخرين سؤال: نحوه ضربت خوردن حضرت علي را افراد مختلفي گفتند و در كتاب هاي مختلفي نوشته شده، مي خواهيم از زبان شما بشنويم.

جواب: «آن هنگام كه در محراب عبادت، بر فرق مبارك اميرالمؤمنين شمشير فرود آمد، جمله اي كه از آن حضرت شنيده شد- آن طور كه در كتابها نقل شده است- اين بود: «بسم الله و بالله و علي مله رسول الله فزت و رب الكعبه »؛ به نام خدا، براي خدا، در راه خدا؛ و به پروردگار كعبه، من پيروز و فائز و موفق شدم. آن شب عظيم كه براي همه مردم مسلمان عزا و مصيبت شد، براي اميرالمؤمنين، شب پيروزي و شادي و موفقيت شد. خود حضرت هم در انتظار بود. علي الظاهر آن شب، شب جمعه بوده است. البته در بعضي از روايتها اين است كه شب نوزدهم، شب جمعه بوده است؛ اما در بعضي ديگر از روايتها اين است كه شب بيست ويكم، شب جمعه بوده است. آن شب در خانه ام كلثوم، آن بزرگوار افطار را به همان كيفيتي كه شنيده ايد، صرف كرد. افطار با نان و نمك- يعني در واقع نان خالي- شير را از سر سفره برداشت و با نان خالي، آن شب افطار كرد. شب را تا صبح به عبادت گذرانيد. قبل از اذان صبح وارد مسجد شد و مردم را كه در گوشه و كنار مسجد متفرقاً خوابيده بودند، بيدار كرد: اذان گفت و وارد محراب عبادت شد. در وسط نماز، ناگهان فرياد منادي بلند شد: «تهدمت والله اركان الهدي»؛ پايه هاي هدايت ويران شد. حتماً مردم آن وقت مي فهميدند كه ويران شدن پايه هاي هدايت يعني چه؛ اما آن گونه كه نقل شده است، منادي پشت سر مفهوم آن جمله را روشن كرد؛ ندا سر داد و صيحه بلند شد كه: قتل علي المرتضي.»

¤جملات داخل گيومه، از ميان بيانات مقام معظم رهبري در نماز جمعه 21رمضان 16آذرماه 1380 مي باشد.

 

 

تصور كن

 

صادق مهدي غفراني

 

يك خرده قديم ترها، وقتي يك چندم اين قد و هيكل را صاحب بوديم، توي مدرسه يا خانه يك كتاب هايي داشتيم به نام «كتاب نقاشي».

اين كتابها، تنها كتابهاي دنيا بودند كه ما رسماً مجوز خط خطي كردن توي آنها را از طرف بزرگترها داشتيم! اگر يادت باشد، وقتي لاي اين كتابها را باز مي كردي، يك طرف كتاب تصوير كامل و رنگ شده اي از يك حيوان، منظره يا... بود و در طرف مقابل هم كروكي همان تصوير روبرويي منتها تو خالي و بدون رنگ وجود داشت و هنر ما اين بود كه بايد مداد رنگي به دست مي گرفتيم و تصوير ناقص را از روي مدل روبرويي اش كامل مي كرديم.

زماني كار ما تحسين برانگيزتر مي شد كه بعد از اتمام رنگ آميزي مان، رنگها كمتر از خطوط طرح كتاب بيرون زده باشند و نوك مدادهايمان را توانسته بوديم در مرز اين خطوط كنترل كنيم و مراقب باشيم مغز مداد زردمان از گردالي خورشيد توي آسمان طرح، بيرون نزده باشد.

يعني اساساً نكته مهم اين مشق نقاشي همين بود وگرنه ناشر كتاب، خودش تصوير خوش رنگ تر و فيكس شده را در صفحه مقابل چاپ كرده بود!

مهم اين بود كه وقتي رنگ آميزي مان تمام مي شد، خودمان با مقايسه تصاوير متوجه مي شديم كه خورشيد نقاشي ما هرچقدر گردالي تر باشد، خورشيدتر است! هرچقدر خط و خطوط نقاش را بيشتر رعايت كنيم، آخر ماجرا دست پخت مان تودل بروتر و رئال تر مي شود.

آن روزها ما -اگر چه حالي مان نبود- با اين كار حفظ «حريم»ها را مشق مي كرديم و دست و ذهن و نگاه مان را با «قاعده »ها تمرين مي داديم تا دو زاري ذهن مان بيفتد كه يك ذهن زيبا چون در صفحه هاي مختلف كتاب، الگوهاي متفاوت مي بيند پس هيچ وقت به دنبال شكار الگو نمي رود بلكه حفظ جهت ها و معيارها را داغ ترين دغدغه خاطر خودش مي داند.

¤ ¤ ¤

حالا امروز هم كه لاي اين خفن بازار روزگار را نگاه كني، مي بيني هنوز انگار هنر من و تو همان مشق دوران فسقليت است. با اين تفاوت كه توي اين كتاب اگر نوك مدادت جنبيدن بگيرد و گردالي را تبديل به مربع بكند، شايد آن وقت صفحه بعدي اي براي از نو مشق نوشتن در كار نباشد و اگر هم باشد، آن وقت تو يك صفحه را باخته اي.

بپا از خط نزني بيرون!

به فكر رنگ سبز پس فردا...

 

تنگ است ما را خانه تنگ است اي برادر!

 

قرار گذاشتيم براي روز جمعه. آخر اين جمعه غير از مزه انتظار، يك مزه ديگر هم داشت. اما بنده خدا مريض احوال شد و نتوانست بيايد.

با خودم گفتم حالا بايد تنها بروم. وقتي رسيدم ديدم اي بابا! اي والله به همه! اين جا هيچ كس و هيچ دلي تنها نيست!

در آن شلوغي و سروصدا و جمعيت و دوربين، خيلي چيزها به آدم چشمك مي زد:رئيس جمهوري كه لابه لاي همين مردم و روي ردپاي همين مردم، بدون ماشين شخصي قدم برداشت و مردم هم او را شرمنده محبت شان مي كردند. خدا را شكر كه او فراموش نكرده بود كه محبوب دل هاي همين مردم است! ديگر مسئو لان هم با پاي پياده ميان مردم بودند .بچه هايي كه با كشيدن نقاشي و گرفتن پوستر با دست هاي كوچكشان فرياد مرگ بر اسرائيل را به ما نشان مي دادند.وروجك هايي كه جلوي دوربين صدا و سيما مي رفتند و وول مي خوردند و حرف مي زدند.

گدايي كه فرصت را خيلي غنيمت شمرده بود و به گمانم آن روز، خداتومان گدايي كرد. دانش آموزاني كه آمده بودند معني دو خط شعر «بايد به مژگان رفت گرد از طور سينين/ بايد به سينه رفت زين جا تا فلسطين» را به تو هديه كنند.

و چند جفت كفشي كه بعد از رد شدن رئيس جمهور از بين جمعيت، روي زمين ماند تا شايد نشان بدهد كه سيندرلا فقط توي قصه ها نبوده است!

آمديم كه بگوييم «تنگ است ما را خانه تنگ است اي برادر/ برجاي ما بيگانه ننگ است اي برادر»آمديم كه بگوييم در كتاب هاي ادبيات ما فقط قصه ليلي و مجنون و شعرهاي حافظ نبوده است. ما ادبيات پايداري را با دل هايمان حفظ كرده ايم.

يادمان بود كه خوانده بوديم: «آيا از سرزمين تو بود كه فرشتگان سروده هاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند؟»

فريا رئيسي نژاد (به بهانه روز جهانی قدس)

 

 

چيزي شبيه به دل

دف

پسرك وارد اتوبوس شد. 2دقيقه اي دف زد بعد دفش را به سمت مسافران گرفت. پيرزن 50تومان از كيفش درآورد و داخل دف انداخت. پسربچه 50 توماني را به روي پاي پيرزن پرت كرد و گفت: گدا!بعد از اتوبوس پايين پريد.
پيرزن با شرم به كناري اش گفت: اگر دلم مي آمد 100تومان بدهم كه خودم با تاكسي ميرفتم و با اين پاي عليلم 20دقيقه منتظر اتوبوس نميشدم.
مريم آزموده فر

 

comment دوني

ما هم معمولي هستيم!

 

سلام!

اينجا از اين به بعد يك ستون جديد سبز شده. اين ستون مخصوص نظرهاي خوانندگان مطالب نسل 3 است كه نظرات خودشان را در بخش نظرخواهي سايت نسل 3 مي نويسند.

گلدكوئيستي ها هميشه از قانون يك قدم جلوترند (سه شنبه 26 مهر)

احسان مطهري نوشته بود كه گلدكوئيستي ها و امثالهم هميشه يك قدم از قانون و تدابير مسئولين و دولت جلوترند. نوشته بود با مطرح شدن هر معضل و مشكلي از طرف آنها و حساس شدن مسئولين بلافاصله شركتهاي فروش زنجيره اي شيوه و شگرد كارشان را عوض مي كنند تا به چنگ قانون نيفتند. نوشته بود كه رفتارهاي مسئولين ذيربط در مقابل اين معضل هميشه نوشداروي بعد از مرگ سهراب است...

بد نيست چند نظر در اين رابطه بخوانيد:

ماني: من واقعاً متوجه دليل تناقض نميشم. وقتي دولت با آنها به توافق رسيد البته با گرفتن ماليات بيشتر شماها چرا كاسه داغتر از آش ميشيد!؟ اصلا به شما ربطي نداره. اگر خيلي عرضه داريد راجع به اين همه]...[ مسئولان مطلب بنويسيد. واقعاً گلدكوئيست بدتره يا اينكه خواهر و مادر ما تنهايي نميتونن بروند بيرون چون امنيت ندارند؟ يا اينكه 1 جوون 16 الي 17 ساله معتاد و گدا باشه و شبها تو سرما كنار جوب بخوابه؟ اگر واقعاً دركش رو داري جواب اينها رو بده.

سارا: .غيرت داري به جاي ول گشتن پاشو با مامانت و خواهرت برو بيرون تنها نباشند!

مارشال از آلمان: دوست عزيز برو خدارو شكر كن كه تو ايران زندگي مي كني و امنيت داري و پليس ابهت داره و... اينجا (آلمان) خانمها جرأت ندارند برن تو خيابون چون از پليسش وحشت دارند. البته نه اينكه جرأت ندارند ولي خب پاي لرزشم ميشينن!! آب در كوزه و ما گرد جهان مي گرديم...

نيما: ماني جون! قربونت برم حرف مفت زدي ها!! همه اينايي كه گفتي بر فرض كه درست، خب چه ربطي به گلدكوئيست داره؟؟

 

سـه شـنـبـه بــازار

 

مدال «بهروز پيرپكاجكي» بلورين

ما اگر اين خبرچين را اخراج كنيم، اوضاع تيم مان درست مي شود.

اين جمله بخشي از صحبتهاي يكي از بازيكنان تيم پيروزي تهران است. بهروز رهبري فرد در خصوص وضعيت فعلي اين تيم گفته: پرسپوليس فعلاً مشكلي ندارد! با اين تمريناتي كه انجام مي دهيم فكر مي كنم تيم به آمادگي كامل برسد اما مشكل ما در حال حاضر خبرچين تيم پرسپوليس است كه خبرهاي رختكن ما را به بيرون انتقال مي دهد. ما اگر اين خبرچين را اخراج كنيم، اوضاع تيم مان درست مي شود.

رهبري فرد در مورد حرفهايي كه در مورد استيلي زده، گفته: براي استيلي توضيح دادم كه اين حرفها را من نزده ام، ضمن اينكه من عادت دارم اگر حرفي دارم جلوي روي طرف بزنم نه اينكه پشت سرش بدگويي كنم.

سه شنبه بازار هم ضمن رد هرگونه استقلالي بودن (به سبب چاپ اين خبر) در ادامه اضافه مي كند كه: البته آقا بهروز توضيح نداده كه اگر اين مسئله صحت نداشته است چطور هنوز دنبال خبرچين پرسپوليس است كه اين خبر را به بيرون انتقال داده و باعث ناراحتي آنها شده است!

 

لقب «عشق سگي» بلورين

كارشناسان دامپزشكي دنيا نسبت به شيوع ويروس آنفولانزاي سگي در امريكا هشدار دادند! بالاخره هربيماري و مرضي با توجه به جو محيط، شكل و رنگ عوض مي كند ديگر. درحاليكه الان بعضي كشورهاي دنيا با آنفولانزاي مرغي دست وپنجه نرم مي كنند، امريكاييها دغدغه آنفولانزاي سگي دارند.

به گزارش BBC، تاكنون 100 قلاده سگ مشكوك به اين بيماري، درآمريكا شناسايي و جمع آوري شده اند، بنابراين گزارش محققان نتوانسته اند تاكنون واكسني براي اين بيماري توليدكنند. حدوداً 5 درصد مبتلايان به اين بيماري از بين مي روند. برخي مطالعات جديد نشان داده كه اين ويروس از اسب ها به سگ ها انتقال پيدا كرده است!حالا براي اينكه متوجه بشويد اين ويروس اساساً ازكجا به اسب ها منتقل شده، توجه كنيد به ادامه گزارش و علايم بروز اين بيماري درسگها و ببينيد اين علائم، شما را ياد كسي درآمريكا نمي اندازد: علايم اين بيماري تب، پارس شديد، گازگرفتن هاي بي دليل، گيجي، گرفتگي صدا و ضعف است.

 

تنديس «وطن فروش» بلورين

ماجراي رفتن شادمهر عقيلي (خواننده) از ايران و پناهندگي اش به كانادا و آواره شدنش در دوبي و شهرهاي كانادا را حتماً خواندي و شنيدي.

و احتمالاً هم خبر داري كه شادمهر بعد از خروجش از ايران كاستي تحت عنوان «آدم فروش» منتشر كرد، كه اسم آهنگ اصلي كاست هم همان آدم فروش بود.اما حالا بشنويد كه 3-2 سال بعد از انتشار اين كاست، جناب آقاي «عرشيا» يكي از رفقاي فابريك شادمهر عقيلي آهنگي را در پاسخ به آدم فروش خوانده با عنوان «وطن فروش»! و حسابي توپيده به حيثيت اين بابا.عرشيا، اولين كاست خودش را در سال 76 با آهنگ سازي شادمهرعقيلي روانه بازار كرد و در سال 80 هم با اين ادعا كه من سابقه حضور در جبهه دارم، كانديد رياست جمهوري ايران شده بود!

بخشي از متن آهنگ وطن فروش:

وطن فروش تو همون بودي كه عاشقاي اين شهرو فروختي،

توي اين بازي تو قبلا همه سوختي همه سوختي.

صدهزار تا راه بلد بودي براي آدم فروشي،

اينه كه اون ور دنيا حالا يه خونه به دوشي!

 

نشان «شيرتقي» بلورين

ما مردم ايران انسان هاي بي رحمي هستيم و در عين حال آدم هاي بسيار احساساتي هستيم و در خانه ها پدركش و مادركش هستيم!

جمله مشعشع بالا بخشي از افاضات تقي آزاد ارمكي است كه در سمينار تحليل جامعه شناسي انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شده بود، بيان شده اند.در اين سمينار كه حميدرضا جلايي پور، عباس عبدي، رحيم زاده اسكويي و سعيد مدني نيز در آن سخنان عجق وجق فراواني را از خود در بكردند، ارمكي گفته: «وقتي انقلاب شد عده اي گفتند توطئه است، جنگ هم كه شد عده اي گفتند توطئه است. دولت اصلاحات كه روي كار آمد گفتند توطئه است و اگر قرار باشد نتايج انتخابات اخير را هم توطئه بدانيم، اين سؤال ايجاد مي شود كه مگر ما چقدر مهم هستيم كه اين قدر توطئه عليه ما صورت بگيرد؟ من فكر نمي كنم ما اصلا مهم باشيم»!البته اين بنده خدا 2 تا نكته را مشخص نكرده:

 1- چه كسي گفته نتيجه انتخابات اخير توطئه بوده است؟

و...

2- چه كسي ادعا كرده شما مهم هستيد؟!

 

عنوان «خروس» بلورين

جكي چان نامزد دريافت جايزه خروس طلايي شد.

جكي چان به عنوان يكي از 5 نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر از بيست و پنجمين دوره برگزاري مراسم خروس طلايي در چين انتخاب شد.به گزارش مهر، فهرست نهايي نامزدان دريافت جوايز 16 رشته مختلف از مراسم خروس طلايي در پكن از سوي انجمن فيلم چين اعلام شد و براي نخستين بار ستارگاني از هنگ كنگ، ماكائو و تايوان براي گرفتن جايزه بهترين بازيگر مرد با هم رقابت مي كنند.

نام برندگان نهايي هم همزمان با برگزاري چهاردهمين دوره جشنواره فيلم خروس طلايي و 100 گل اعلام مي شود. قرار است اين جشنواره سينمايي از 9 تا 12 نوامبر در شهر ساحلي ساينا در استان جنوبي هايتان برگزار شود. امسال براي اولين بار جايزه خروس طلايي به فيلم هاي چيني ساخته شده در خارج از اين كشور هم تعلق مي گيرد.

البته مشخص نيست كه چيني ها چرا بين اين همه جك و جانور، خروس را براي نماد هنر و فرهنگ در مملكت شان برگزيده اند؟ لابد به خاطر اينكه تخم نمي گذارد و به جمعيت آسيبي نمي رساند!

 

تماس با مدیر گروه مشکان و بیان دیدگاه ها و نظرات

hra62302@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 18:58  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 16 ـ شنبه 14 آبان 84

بنام خدای منتظران

 

 

 

عید سعید فطر را بر همه روزه داران گرامی تبریک و تهینت عرض می نمائیم

 

 

تحریریه مشکان

 

 

 

 

 

هفته نامه مشکان

 

 

 

 

 

hra62302.blogfa.com

 

 

هفته نامه مشکان را هر هفته در آدرس بالا بخوانید

 

 

 

 

16

 

 

 

سال اول ـ شماره شانزدهم ـ شنبه چهاردهم آبانماه 1384

 

 

 

 

 

توجه: مطالب درج شده در این هفته نامه الزاماً دیدگاه اعضای

 

 

 

تحریریه مشکان نیست

 

 

 

 

 

 

حرف اول:

 

 

 

الهی! به لطفت دنیا را از من گرفته ای، به کَرَمَت آخرت را هم از من بگیر!

 

 

 

 

 

سخنی با شما

 

 

 

 

دوستان خوبم سلام!

حال و احوالتان چطوره؟ خوبین؟!

فرا رسیدن عید سعید فطر را به همه شما روزه داران محترم و دوستان گرامی تبریک عرض می کنم و امیدوارم که طاعات و عبادات همه شما مورد قبول درگاه حضرت دوست قرار گرفته باشد.

با اجازه شما یه تغییرات کوچولویی توی هفته نامه دادیم که خدمتتون عرض می کنم:

1ـ مطالب هفته نامه به هفت بخش تقسیم شده و بخش های دیگه از هفته نامه حذف شده اند یعنی در هر هفته فقط هفت موضوع اصلی خواهیم داشت.

2ـ به جای بخش خدایا دو بخش حرف اول و حرف آخر رو اضافه کردیم.

3ـ سخنی با شما جزو مطالب فرعی است و همیشه آن را نخواهیم داشت.

به هر حال امیدوارم که این تغییرات به بهتر شدن این هفته نامه بینجامد. ما را از نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود محروم نکنید.

 

 

عضویت در گروه مشکان

 

 

 

http://groups.yahoo.com/group/moshkan/join

 

 

دوستانی که مایل به تبادل لینک با ما هستند و یا مایلند با ما همکاری کنند و

 

 

مسئولیت قسمتی از هفته نامه را بپذیرند به آدرس ذیل میل بفرستند

 

 

hra62302@yahoo.com

 

 

 

 

موفق و پیروز باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

 

 

بــخــش اول:

 

 

 

از دهـمـیـن شـمـاره مـشـکـان (4)

 

 

 

 

 

رابطه دختر و پسر؛ آری یا نه؟! 

 

 

 

(قسمت اول)

 

تا به حال به رابطه ي دختر و پسر فكر كرده ايد ؟ اساس اين دوستي ها را چه مي دانيد ؟ اصلاً چقدر به اين رابطه ها اعتقاد داريد ؟ آيا به فوايد و ضررهاي آن فكر كرده ايد ؟

 

 

 

بــخــش دوم:

 

 

خــبـــر

 

 

مسئول: ؟

 

 

اي عتيقه دزدها ! چرا به ما كمك نمي كنيد؟  

 

 

 

بــخــش ســوم:

 

 

 

روانـشـنـاسـی  (نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

 

 

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

 

mitra_z2005@yahoo.com

 

 

 

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

 

قسمت نهم

 

 

 

از کجا بفهمم حسودم یا نه؟

 

 

 

بــخــش چــهــارم:

 

 

 

ادبــی

 

 

 

مسئول:؟