هفته نامه مشکان5
بنام خدای منتظران
هفته نامه مشکان
5
سال اول ـ شماره پنجم ـ شنبه بیست و نهم مرداد ماه 1384
زیر نظر هیئت تحریریه
سخنی با شما
دوستان گرامی سلام!
حالتان چطوره؟
امروز یه نامه بخونید از خواهر گرامی آزیتا خانم :
azita jonam" azita_ir8284@yahoo.com
مطلب ایشون رو بخونید:
salam aghaye alvandi
mishe bishtar tozih bedid ke che faaliyatahe ro mipasandid
aslan be ghole yeki az bache haye grih behtare khate mashye grih ro taeen konid ta hame taklif khodeshono bedonan ke che matlabi befrstan che matlabi na
man to groh haye ziyadi ozv hastam vali miyon in ha faghat shoma hastid ke be tegarat elctronic ke hala kheyli ham ja oftade in ghadr hasasiyat neshon midid
shoma bishata matlabaton mazhabiye( in bad nist) vali behtare be hamye aza groh ham
hala man yek matlabi ro send mikonam ke marbot be tegaratenist
mazahabi ham nist
khondam va kheyli narah shodam !!!!! baramtasof angiz bod hala baraton mifrestam (omidvaram ba in matlab groh moshkel nashte bashe!)
در جواب باید گفت که به زودی خط مشی گروه را برای اعضای آن ارسال خواهیم کرد. پس منتظر باشید.
و اما خواهر گرامی mitra zxcv نیز در قسمتی از میلشان در مورد قلیان و جریان آزادی آن نوشته اند:
sall ha salgarde tahrime tanbakoo ro gerami midarand!!!!!!!
va az eftekharate ma boode.
hala be onvane sonnate irani azash yad mikonand?
ta hala ke sonnate irani isar , javanmardi , pahlavani , ,. inha bood? nabood?
والا چه عرض کنیم؟ ای کاش همه مانند شما فکر می کردند! خواهر گرامی مطلبی را در مورد قلیان فرستادیم اما متأسفانه فرصت این که توسط اعضای تحریریه مطلبی نوشته شود پیدا نکردیم اما به زودی مطلبی را نیز در این خصوص برای دوستان ارسال خواهیم نمود.
امیدواریم که همیشه موفق و موید باشید ـ هیئت تحریریه مشکان
تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر
دعا
خدايا!
خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا ميدانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.
خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.
خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانهاي است.
خدايا! ارشادم كن كه بيانصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.
دکتر چمران مصطفی
خبر جالب
باهوش ترين زن جهان بيكار است
جام جم آنلاين: باهوش ترين زن جهان بيكار است. دانيلا سيميچيوا با هوش ترين زن بلغارستان و جهان كه نام او در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت رسيده است هم اكنون نزديك به دوسال تمام است كه در جستجوي كار است. به گزارش آنانوا ، اين زن بلغاري با ارسال نامه اي به يك شركت انگليسي از آنها خواسته است تا برا ياو كاري پيدا كنند.مادر سه فرزند ، داراي پنج مدرك فوق ليسانس است و امتياز تست آي كيو او 200 مي باشد.
نام او در ليست قابل ترين و مستعد ترين زنان بلغاري ثبت شده است اما در سالهاي گذشته به همه صد تقاضاي او براي استغال به كار جواب «نه!» داده شده است.كارشناسان ضريب هوشي دانيلا سيميچيوا را با ضريب هوشي ماري كوري دانشمند بزرگ زن جهان كه براي اولين بار موفق شد دو بار جايزه نوبل را دريافت كند يكي مي دانند اما با اين تفاوت كه او هنوز بيكار است و حتي جايي او را به عنوان مستخدم هم قبول نمي كنند.دانيلا مي گويد:«من عاشق يادگيري هستم اما حقيقت اين است كه با يادگيري نمي توان امورات زندگي را چرخاند و من احتياج به كار دارم».
وي در رشته هاي اقتصاد ، جامعه شناسي ، تعليم و تربيت و مهندسي صنايع از دانشگاه هاي روماني مدرك فوق ليسانس گرفته است و نيز متخصص زبان انگليسي نيز هست.وي حتي در امتحان پذيرش معلم نيز قبول شد اما جايي براي كار پيدا نكرد.وي مي گويد:«مشكل من اين است كه كارفرمايان روماني از كارمندان باهوش و درس خوانده مي ترسند و ترجيح مي دهند آدم هاي معمولي و كم سواد را به خدمت بگيرند».
ادبی
برای همیشه آرام
نامت بیمناک و شورانگیز
و شنیدن قدم هایت جانگداز
فکر تو
خنده را بر لبم خشک می کند
و شادی گمشده دل
زیرا که سرودت تیرگی است
هر چند
خورشید پرتو افشانی می کند
نسیم وزیدن می گیرد
گلها هوا را خوشبو
پرندگان نغمه سرایی
و آسما لبخند می زند
ولی تو
بی اعتنا
با داس کهنه خود
درو می کنی
خرمن زندگانی
آرام آرام
و کلبه ات پناهگاه درد و رنج
و شراب شرنگ آگینت
هوا را نیست
و من را در خواب دلچسب مستی، خواب
نمی دانم چرا تو درخشان را
تاریک می گویند
ای سروش شادمانی هایم
بگو:
بگو که می نگری به یک چشم همه را
و یکسان می کنی
سرنوشت های بی فرجام را
تو چو مادری مهربان
به آغوشم می کشی
پس از یک روز، طوفان
و من خواب می شوم
برای همیشه آرام.
رسول کولیوند
طنز
علت ديوانگي
پزشك قانوني به تيمارستان دولتي سركشي ميكرد. مردي را ميان ديوانگان ديد كه به نظر خيلي باهوش ميآمد. او را پيش خواند و با كمال مهرباني پرسيد كه: شما را به چه علت به تيمارستان آوردهاند؟
مرد در جواب گفت: آقاي دكتر! بنده زني گرفتهام كه دختر هجدهسالهاي داشت. يك روز پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادرزن پدر شوهرش شد. چندي بعد دختر زن بنده كه زن پدرم بود پسري زاييد. اين پسر، برادر من شد زيرا پسر پدرم بود
اما در همان حال نوه زنم و از اينقرار نوه بنده هم ميشد و من پدر بزرگ برادر ناتني خود شده بودم. چندي بعد زن بنده هم زاييد و از آن روز زن پدرم خواهر ناتني پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد. در صورتي كه پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمنا نوه او بود
از طرفي چون مادر فعلي من، يعني دختر زنم، خواهر پسرم ميشود، بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شدهام. ضمنا من پدر و مادر و پدربزرگ خود هستم، پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه من است
آقاي دكتر! اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار ميشديد، قطعا كارتان به تيمارستان ميكشيد
دینی
هاليوود و مهدويت
قسمت سوم
فيلمسازان آمريكايي مهدويت را نشانه گرفتهاند!
گفت و گو با دكتر حسن بلخاري
با توجه به مطرح بودن بحث آيندة جهان در صحبتهاي انديشمندان مختلف غربي نظير هانتينگتون و فوكوياما و... و مسأله آرماگدون (Armageddon) يا نبرد آخرالزمان، ديدگاه غرب نسبت به مسألة آخرالزمان چيست و چطور ميتوان اين نظريهپردازي را در صحنة عمل سياسي و نظامي و فرهنگي و سينمايي ديد؟
به نكته مهمي اشاره كرديد. اگر شما به تاريخ سينما مراجعه كنيد از تقريباً 1964، 1965 (غير از مسأله اسرائيل كه مربوط به دهة 50 است و به فيلم بنهور يازده اسكار دادند) سينما وارد مرحلة جديدي ميشود كه اين مرحله توجيهكننده افزايش قدرت تسليحاتي شرق و غرب است، يعني از آن موقع فيلمها ميروند سراغ بشقابپرندهها و موجودات فضايي مثل فيلمهاي جنگ ستارگان (Jour locus) كه از همان موقع شروع شد، بعد كشف شد كه شرق و غرب كه اين فيلمها را ميسازند تعمّد دارند. اگر انسان نسبت به يك قدرت فضايي بسيار قدرتمند ترسانده ميشد تلاش در جهت افزايش قدرت تسليحاتي شرق وغرب توجيه ميشد و توجيه هم شد.
يك دروغ اگر به حد تواتر برسد ميشود حقيقت. وقتي دهنفر هي بيايند يك دروغ را تكرار كنند، انسان از لحاظ رواني تكان ميخورد. فيلمهاي مختلف وقتي بينندگان را ميترساندند توصيه ميكردند كه ما بايد اين فضا را رشد بدهيم. پس اينكه ذهن طراح غرب درجهت شيوع مطلوبهاي خودش و جا انداختن آن در سطح جهان با تصوير مسأله كاملاً روشني است؛ چرا كه نيازي به ايجاد رابطه ندارد. تاريخ سينما و همچنين گذر زمان و پرده برداشتن اهداف پشت پرده غرب اين را روشن ميكند. امّا اين موضوع چه ارتباطي با بحثهاي آخرالزماني (فيوچريسم) كه مثل تافلر و فوكوياما، هانيتنگتون و برژينسيكي و... مطرح ميكنند، دارد؟
واقعيت قضيه اين است كه بحث آيندهگرايي در غرب خيلي جدّي است و بهعبارتي جديتر از فضاي ما و علتش هم اين است كه ما با مسأله انتظار در بعد مذهبي و ديني خودمان روبرو ميشويم، حضرت امام زمان، عليهالسلام، در قلمرو ديني ما حضور دارد. من البته حالا يك بحثي را خدمتتان ارائه ميدهم كه اين مطلب در تمامي ابعاد سياسي و اجتماعي و فرهنگي شيعة ناب حضور دارد ولي در ذهن عامه وقتي بعد مذهبي مطرح است امام زمان، عليهالسلام، مطرح است، در بعد سياسي و اجتماعي و علمي ديگر مطرح نيست. امّا در غرب بحث آيندهنگري در تمامي ابعاد فوقالعاده جدّي است بههمين دليل متفكران بخش مهمي از افكارشان را صرف اين ميكنند، چرا؟ چون قلمرو Scientific (علمي) غرب بالاست. شما در علوم تجربي وقتي به دوتا فرمول برسيد ميتوانيد پيشبيني كنيد. يعني با چهار مورد استقراء وقتي آزمايش كرديد و به يك نتيجه رسيديد قانون ميسازيد كه پس در اين شرايط اگر چنين بشود، چنان ميشود. اين «ميشود» امري آيندهاي است، امر زماني فراحال و فراگذشته است. در ذات تمدنهاي بشدت علمگرا متأثر از آيندهنگري و پيشبيني علم فينفسه روانشناسي وجامعهشناسي و سياست و... آن جامعه هم آيندهنگر ميشود و دنبال سيستمهايي ميگردد كه به آينده نفوذ كند. فيلمي دارند آمريكائيها كه بسيار هم قوي هست به اسم Goast (روح) كه ترجمه دقيقش در فارسي ميشود «شبح». اين فيلم چند اسكار گرفت و خيلي مطرح شد و در ميان دبيرستانيهاي خود ما هم خيلي سر و صدا كرد، چون خيليها از آنها ميگفتند ما كلام معلم را وقتي سر كلاس راجع به روح حرف ميزد متوجه نشديم، اين را ديديم و فهميديم نبايد گناه بكنيم. اينقدر اين فيلم تأثير داشت. شما اگر كتاب «سياحت غرب» آقا نجفي قوچاني را خوانده باشيد و اين فيلم را ببينيد، ميبينيد كه يكي هستند. اين فيلم در ابتدايش يك تصوير وجود دارد (نمادشناسي در سينما) كه سهچهار نفر دارند ديواري را تخريب ميكنند. ديوار تاريخ است و پشت ديوار رمز و راز زياد است فضاهاي مهآلود و مبهم زياد داريم. ميگويد انسان معاصر شيداي شكستن اين ديوار و ادراك اتفاقات آن طرف ديوار است. در عالم روح، ميخواهم بگويم عين اين ادراك را نسبت به آينده دارند. غرب خيلي جالب است كه ميخواهد به آينده نفوذ كند و بهيك عبارت چون قدرت علمي دارد ميخواهد آينده را خودش بسازد. اينكه ميبينيد اينها گرايش به آينده دارند بخشي از آن تأثير ذاتي علم تجربي است و بخش ديگر آن توجه به اهداف سياسي است. يعني اگر بتوانيد آينده را پيشبيني كنيد ميتوانيد خودتان هم آن را بسازيد، چيزي كه در «نوسترآداموس» آن را ترويج ميكنند. ميگويند يك چنين چيزي محقق خواهد شد، امّا ما ميتوانيم تغييرش بدهيم. لذا يكي برميگردد به ذات علم كه من خيلي مختصر عرض كردم و درجاي خودش واقعاً بحث بلندي دارد، بخش دوم اينكه آيندهنگري در ذهنيت انديشمندان غربي جدّي است، مسألة مذهب است. شما به كاركرد افرادي مثل «جري فالول» در غرب نگاه كنيد. مؤسسه كلوپ اخلاقي. گرچه در موردخود فالول بحث هست كه خودم ديدهام بهنحوي دارد صهيونيسم را توجيه ميكند. ولي آمارگيريهايي كه اينها ميكنند مثلاً در كتاب «ارادة خداوند» بخشي از اين آمارگيريها آمده است بهنحوي دارد بهطور غيرمستقيم براي ما كه ميخواهيم از غرب اطلاعاتي داشته باشيم پردهبرميدارد، از افكار عمومي غرب. مثلاً من طي بررسيهايي كه كردهام (سالهاي پايان هر هزاره در اكثر تمدنها اتفاق براين است كه يكسري تحولاتي رخ ميدهد) 61 فرقه منتظر ظهور عيسي مسيح در سال 2000 بودند، يهوديها آمده بودند در دروازة شرقي بيتالمقدس دوربين گذاشته بودند كه حضرت مسيح اگر نزول اجلال كردند از آنجا فيلمش را بگيرند. پس اين خيلي برايشان ملموس است. يعني يكي از بعد مذهبي، يكي از بعد علمي مسأله آينده و انتظار و اتفاقاتي كه در آينده ميافتد براي اينها خيلي مهم است. يك نكته ديگر را هم خدمتتان عرض كنم: ما دو جور تمدن در جهان داريم. ميخواهم آيندهنگري غرب را كه در حقيقت هويت فكري غرب را تشكيل تبيين كنم و بعد ارتباطش بدهم با همان رسانهها و حلقههايي كه شما فرموديد. يكجور تمدن ما در جهان داريم كه گذشته خودش را نقد كرده و سعي ميكند امروزش را بفهمد و بهاستقبال فردا ميرود اين در اهداف خودش موفق است. غرب در اين چارچوب دارد اينگونه عمل ميكند.
وقتي «كانت» ميآيد عقل نقاد را پيش ميكشد، همه چيز را در بوتة نقد قرار ميدهد و شما وقتي نقد بكنيد ميتوانيد سره را از ناسره تشخيص بدهيد. البته جهت مهم است، هدف خيلي مهم است، چون نقد اگر در بستر عريان بخواهد بررسي شود، نتيجهاي ندارد ولي در فضاي خودش خيلي مؤثر است. از تلويزيون ايران يك فيلم ديدم كه در شهر كوچكي زن و شوهر مهندسي شوراي شهر را ميخواستند مجاب بكنند كه ما بايد در فرودگاه خودمان سيستم امنيتي پيشگيري ايجاد بكنيم تا اگر هواپيمايي سقوط كرد، تلفات را ما مثلاً از 100 به 20 برسانيم و شوراي شهر نميفهميد و ميگفت آقا حالا تا كي چنين اتفاقي بيفتد (ميخواهم از اين بحث نتيجه مهمي بگيرم)، امّا اينها قبولاندند. اين سيستم تعبيه شد، اتفاقاً هواپيما سقوط كرد و 100 رسيد به 20. ميخواهم اين نكته را عرض كنم كه تمدن امروز اين مشكل را حل كرده، البته در بعد تكنولوژي، وگرنه در بعد اخلاقي كه فاجعه است و دارد وارد آينده ميشود. نفوذ در آينده نهتنها گرايش فطري آنها كه گرايش ما هم هست.
مجموعة اين قضايا يك پيوند ايجاد ميكند بين نظريهپردازان، سياستبازان و تصويربرداران غرب. مثلاً آقاي گاسپار وان برگر (وزير دفاع سابق امريكا) كتاب
Next war )جنگ بعدي) خودش را مينويسد، بخشي از آن را به سال 99 و 2000 و بخشي از آن را به ظهور محمد منتظري در ايران اختصاص ميدهد و چيزهايي را كه نوسترآداموس گفته بوده مجدداً زنده ميكند.
مطالب ارسالی اعضاء
( دعا )
خدايا ياريم كن تا تب آرمانهاي جوانيم را نسوزاند.
خدايا مرا از شر ذربين ها برهان تا هر چيز و هر كس را همانقدر كه هست باور كنم
به من خودداري عطا كن تا آتش خشمم گلستان بخشش باشد و سينه ام قبرستان خواهش
خدايا كمكم كن آيينه ي تو باشم نه دگران…
دستم را بگير تا هيچگاه آرزوي برگشتن از راه رفته را نكنم
پايم را ببند كه به بيراه ي خود خواهي و جهل نروم
زبانم را بدوز تا حماقت نكنم
چشمم را بگير كه جز تو نبينم
خدايا اگر نردباني شده ام تا ستاره هاي كوچك را به آسمان برسانم
ياريم كن تا آسمان قد بكشم نه تا نيمه ي راه ...
و اگر در دستان من قدرت رساندن نيست... مرا از توهم توانستن بيدار كن.
http://DataBus.persianblog.com
لینک های مشکانی (برای دیدن کلیک کنید)
1ـ وبلاگ مشکان
2ـ آرشیو هفته نامه مشکان
3ـ عضویت در گروه مشکان
تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر
دست حق به همراهتان
