تبليغاتX
هفته نامه مشکان

هفته نامه مشکان

شنبه . سه شنبه و پنجشنبه هر هفته منتظر ما باشید

هفته نامه مشکان5

بنام خدای منتظران

 

 

هفته نامه مشکان

5

 

سال اول ـ شماره پنجم ـ شنبه بیست و نهم مرداد ماه 1384

زیر نظر هیئت تحریریه

 

سخنی با شما

 

دوستان گرامی سلام!

حالتان چطوره؟

امروز یه نامه بخونید از خواهر گرامی آزیتا خانم :

azita jonam" azita_ir8284@yahoo.com

مطلب ایشون رو بخونید:

salam aghaye alvandi

mishe bishtar tozih bedid ke che faaliyatahe ro mipasandid

aslan be ghole yeki az bache haye grih behtare khate mashye grih ro taeen konid ta hame taklif khodeshono bedonan ke che matlabi befrstan che matlabi na

 man to groh haye ziyadi ozv hastam vali miyon in ha faghat shoma hastid ke be tegarat elctronic ke hala kheyli ham ja oftade in ghadr hasasiyat neshon midid

shoma bishata matlabaton mazhabiye( in bad nist) vali behtare be hamye aza groh ham elam konid ke to in zamine matlab befrstan(age in toriye)

 hala man yek matlabi ro send mikonam ke  marbot be tegaratenist

mazahabi ham nist

 

khondam va kheyli narah shodam !!!!! baramtasof angiz bod hala baraton mifrestam  (omidvaram ba in matlab groh moshkel nashte bashe!)

 

در جواب باید گفت که به زودی خط مشی گروه را برای اعضای آن ارسال خواهیم کرد. پس منتظر باشید.

و اما خواهر گرامی mitra zxcv نیز در قسمتی از میلشان  در مورد قلیان و جریان آزادی آن نوشته اند:

 

sall ha salgarde tahrime tanbakoo ro gerami midarand!!!!!!!

 va az eftekharate ma boode.

  hala be onvane sonnate irani azash yad mikonand?

 ta hala ke sonnate irani isar , javanmardi , pahlavani ,   ,. inha bood?  nabood?

 

والا چه عرض کنیم؟ ای کاش همه مانند شما فکر می کردند! خواهر گرامی مطلبی را در مورد قلیان فرستادیم اما متأسفانه فرصت این که توسط اعضای تحریریه مطلبی نوشته شود پیدا نکردیم اما به زودی مطلبی را نیز در این خصوص برای دوستان ارسال خواهیم نمود.

امیدواریم که همیشه موفق و موید باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر

hra62302@yahoo.com

 

 

دعا

خدايا!

خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.

خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‏اي است.

خدايا! ارشادم كن كه بي‏انصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.

 

دکتر چمران مصطفی

 

 

خبر جالب

 

باهوش ترين زن جهان بيكار است

 

جام جم آنلاين: باهوش ترين زن جهان بيكار است. دانيلا سيميچيوا با هوش ترين زن بلغارستان و جهان كه نام او در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت رسيده است هم اكنون نزديك به دوسال تمام است كه در جستجوي كار است. به گزارش آنانوا ، اين زن بلغاري با ارسال نامه اي به يك شركت انگليسي از آنها خواسته است تا برا ياو كاري پيدا كنند.مادر سه فرزند ، داراي پنج مدرك فوق ليسانس است و امتياز تست آي كيو او 200 مي باشد.

نام او در ليست قابل ترين و مستعد ترين زنان بلغاري ثبت شده است اما در سالهاي گذشته به همه صد تقاضاي او براي استغال به كار جواب «نه!» داده شده است.كارشناسان ضريب هوشي دانيلا سيميچيوا را با ضريب هوشي ماري كوري دانشمند بزرگ زن جهان كه براي اولين بار موفق شد دو بار جايزه نوبل را دريافت كند يكي مي دانند اما با اين تفاوت كه او هنوز بيكار است و حتي جايي او را به عنوان مستخدم هم قبول نمي كنند.دانيلا مي گويد:«من عاشق يادگيري هستم اما حقيقت اين است كه با يادگيري نمي توان امورات زندگي را چرخاند و من احتياج به كار دارم».

وي در رشته هاي اقتصاد ، جامعه شناسي ، تعليم و تربيت و مهندسي صنايع از دانشگاه هاي روماني مدرك فوق ليسانس گرفته است و نيز متخصص زبان انگليسي نيز هست.وي حتي در امتحان پذيرش معلم نيز قبول شد اما جايي براي كار پيدا نكرد.وي مي گويد:«مشكل من اين است كه كارفرمايان روماني از كارمندان باهوش و درس خوانده مي ترسند و ترجيح مي دهند آدم هاي معمولي و كم سواد را به خدمت بگيرند».

 

 

 

ادبی

 

برای همیشه آرام

 

نامت بیمناک و شورانگیز

و شنیدن قدم هایت جانگداز

فکر تو

خنده را بر لبم خشک می کند

و شادی گمشده دل

زیرا که سرودت تیرگی است

هر چند

خورشید پرتو افشانی می کند

نسیم وزیدن می گیرد

گلها هوا را خوشبو

پرندگان نغمه سرایی

و آسما لبخند می زند

ولی تو

بی اعتنا

با داس کهنه  خود

درو می کنی

خرمن زندگانی

آرام آرام

و کلبه ات پناهگاه درد و رنج

و شراب شرنگ آگینت

هوا را نیست

و من را در خواب دلچسب مستی، خواب

نمی دانم چرا تو درخشان را

تاریک می گویند

ای سروش شادمانی هایم

بگو:

بگو که می نگری به یک چشم همه را

و یکسان می کنی

سرنوشت های بی فرجام را

تو چو مادری مهربان

به آغوشم می کشی

پس از یک روز، طوفان

و من خواب می شوم

برای همیشه آرام.

رسول کولیوند

 

 

 

طنز

 

علت ديوانگي

 

پزشك قانوني به تيمارستان دولتي سركشي مي‌كرد. مردي را ميان ديوانگان ديد كه به نظر خيلي باهوش مي‌آمد. او را پيش خواند و با كمال مهرباني پرسيد كه: شما را به چه علت به تيمارستان آورده‌اند؟

مرد در جواب گفت: آقاي دكتر! بنده زني گرفته‌ام كه دختر هجده‌ساله‌اي داشت. يك روز پدرم از اين دختر خوشش آمد و او را گرفت و از آن روز، زن من مادرزن پدر شوهرش شد. چندي بعد دختر زن بنده كه زن پدرم بود پسري زاييد. اين پسر، برادر من شد زيرا پسر پدرم بود

اما در همان حال نوه زنم و از اينقرار نوه بنده هم مي‌شد و من پدر بزرگ برادر ناتني خود شده بودم. چندي بعد زن بنده هم زاييد و از آن روز زن پدرم خواهر ناتني پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد. در صورتي كه پسرم برادر مادربزرگ خود و ضمنا نوه او بود

از طرفي چون مادر فعلي من، يعني دختر زنم، خواهر پسرم مي‌شود، بنده ظاهرا خواهرزاده پسرم شده‌ام. ضمنا من پدر و مادر و پدربزرگ خود هستم، پسر پدرم نيز هم برادر و هم نوه من است

آقاي دكتر!‌ اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار مي‌شديد،‌ قطعا كارتان به تيمارستان مي‌كشيد

 

 

دینی

 

هاليوود و مهدويت

 

قسمت سوم

 

فيلمسازان‌ آمريكايي‌ مهدويت‌ را نشانه‌ گرفته‌اند!

 

گفت‌ و گو با دكتر حسن‌ بلخاري‌

 

    با توجه‌ به‌ مطرح‌ بودن‌ بحث‌ آيندة‌ جهان‌ در صحبتهاي‌ انديشمندان‌ مختلف‌ غربي‌ نظير هانتينگتون‌ و فوكوياما و... و مسأله‌ آرماگدون‌ (Armageddon)  يا نبرد آخرالزمان‌، ديدگاه‌ غرب‌ نسبت‌ به‌ مسألة‌ آخرالزمان‌ چيست‌ و چطور مي‌توان‌ اين‌ نظريه‌پردازي‌ را در صحنة‌ عمل‌ سياسي‌ و نظامي‌ و فرهنگي‌ و سينمايي‌ ديد؟

 

به‌ نكته‌ مهمي‌ اشاره‌ كرديد. اگر شما به‌ تاريخ‌ سينما مراجعه‌ كنيد از تقريباً 1964، 1965 (غير از مسأله‌ اسرائيل‌ كه‌ مربوط‌ به‌ دهة‌ 50 است‌ و به‌ فيلم‌ بن‌هور يازده‌ اسكار دادند) سينما وارد مرحلة‌ جديدي‌ مي‌شود كه‌ اين‌ مرحله‌ توجيه‌كننده‌ افزايش‌ قدرت‌ تسليحاتي‌ شرق‌ و غرب‌ است‌، يعني‌ از آن‌ موقع‌ فيلمها مي‌روند سراغ‌ بشقاب‌پرنده‌ها و موجودات‌ فضايي‌ مثل‌ فيلمهاي‌ جنگ‌ ستارگان‌ (Jour locus)   كه‌ از همان‌ موقع‌ شروع‌ شد، بعد كشف‌ شد كه‌ شرق‌ و غرب‌ كه‌ اين‌ فيلمها را مي‌سازند تعمّد دارند. اگر انسان‌ نسبت‌ به‌ يك‌ قدرت‌ فضايي‌ بسيار قدرتمند ترسانده‌ مي‌شد تلاش‌ در جهت‌ افزايش‌ قدرت‌ تسليحاتي‌ شرق‌ وغرب‌ توجيه‌ مي‌شد و توجيه‌ هم‌ شد.

 يك‌ دروغ‌ اگر به‌ حد تواتر برسد مي‌شود حقيقت‌. وقتي‌ ده‌نفر هي‌ بيايند يك‌ دروغ‌ را تكرار كنند، انسان‌ از لحاظ‌ رواني‌ تكان‌ مي‌خورد. فيلمهاي‌ مختلف‌ وقتي‌ بينندگان‌ را مي‌ترساندند توصيه‌ مي‌كردند كه‌ ما بايد اين‌ فضا را رشد بدهيم‌. پس‌ اينكه‌ ذهن‌ طراح‌ غرب‌ درجهت‌ شيوع‌ مطلوبهاي‌ خودش‌ و جا انداختن‌ آن‌ در سطح‌ جهان‌ با تصوير مسأله‌ كاملاً روشني‌ است‌؛ چرا كه‌ نيازي‌ به‌ ايجاد رابطه‌ ندارد. تاريخ‌ سينما و همچنين‌ گذر زمان‌ و پرده‌ برداشتن‌ اهداف‌ پشت‌ پرده‌ غرب‌ اين‌ را روشن‌ مي‌كند. امّا اين‌ موضوع‌ چه‌ ارتباطي‌ با بحثهاي‌ آخرالزماني‌ (فيوچريسم‌) كه‌ مثل‌ تافلر و فوكوياما، هانيتنگتون‌ و برژينسيكي‌ و... مطرح‌ مي‌كنند، دارد؟

 واقعيت‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ بحث‌ آينده‌گرايي‌ در غرب‌ خيلي‌ جدّي‌ است‌ و به‌عبارتي‌ جدي‌تر از فضاي‌ ما و علتش‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ ما با مسأله‌ انتظار در بعد مذهبي‌ و ديني‌ خودمان‌ روبرو مي‌شويم‌، حضرت‌ امام‌ زمان‌، عليه‌السلام‌، در قلمرو ديني‌ ما حضور دارد. من‌ البته‌ حالا يك‌ بحثي‌ را خدمتتان‌ ارائه‌ مي‌دهم‌ كه‌ اين‌ مطلب‌ در تمامي‌ ابعاد سياسي‌ و اجتماعي‌ و فرهنگي‌ شيعة‌ ناب‌ حضور دارد ولي‌ در ذهن‌ عامه‌ وقتي‌ بعد مذهبي‌ مطرح‌ است‌ امام‌ زمان‌، عليه‌السلام‌، مطرح‌ است‌، در بعد سياسي‌ و اجتماعي‌ و علمي‌ ديگر مطرح‌ نيست‌. امّا در غرب‌ بحث‌ آينده‌نگري‌ در تمامي‌ ابعاد فوق‌العاده‌ جدّي‌ است‌ به‌همين‌ دليل‌ متفكران‌ بخش‌ مهمي‌ از افكارشان‌ را صرف‌ اين‌ مي‌كنند، چرا؟ چون‌ قلمرو Scientific   (علمي‌) غرب‌ بالاست‌. شما در علوم‌ تجربي‌ وقتي‌ به‌ دوتا فرمول‌ برسيد مي‌توانيد پيش‌بيني‌ كنيد. يعني‌ با چهار مورد استقراء وقتي‌ آزمايش‌ كرديد و به‌ يك‌ نتيجه‌ رسيديد قانون‌ مي‌سازيد كه‌ پس‌ در اين‌ شرايط‌ اگر چنين‌ بشود، چنان‌ مي‌شود. اين‌ «مي‌شود» امري‌ آينده‌اي‌ است‌، امر زماني‌ فراحال‌ و فراگذشته‌ است‌. در ذات‌ تمدنهاي‌ بشدت‌ علم‌گرا متأثر از آينده‌نگري‌ و پيش‌بيني‌ علم‌ في‌نفسه‌ روانشناسي‌ وجامعه‌شناسي‌ و سياست‌ و... آن‌ جامعه‌ هم‌ آينده‌نگر مي‌شود و دنبال‌ سيستمهايي‌ مي‌گردد كه‌ به‌ آينده‌ نفوذ كند. فيلمي‌ دارند آمريكائيها كه‌ بسيار هم‌ قوي‌ هست‌ به‌ اسم‌  Goast (روح‌) كه‌ ترجمه‌ دقيقش‌ در فارسي‌ مي‌شود «شبح‌». اين‌ فيلم‌ چند اسكار گرفت‌ و خيلي‌ مطرح‌ شد و در ميان‌ دبيرستانيهاي‌ خود ما هم‌ خيلي‌ سر و صدا كرد، چون‌ خيلي‌ها از آنها مي‌گفتند ما كلام‌ معلم‌ را وقتي‌ سر كلاس‌ راجع‌ به‌ روح‌ حرف‌ مي‌زد متوجه‌ نشديم‌، اين‌ را ديديم‌ و فهميديم‌ نبايد گناه‌ بكنيم‌. اينقدر اين‌ فيلم‌ تأثير داشت‌. شما اگر كتاب‌ «سياحت‌ غرب‌» آقا نجفي‌ قوچاني‌ را خوانده‌ باشيد و اين‌ فيلم‌ را ببينيد، مي‌بينيد كه‌ يكي‌ هستند. اين‌ فيلم‌ در ابتدايش‌ يك‌ تصوير وجود دارد (نمادشناسي‌ در سينما) كه‌ سه‌چهار نفر دارند ديواري‌ را تخريب‌ مي‌كنند. ديوار تاريخ‌ است‌ و پشت‌ ديوار رمز و راز زياد است‌ فضاهاي‌ مه‌آلود و مبهم‌ زياد داريم‌. مي‌گويد انسان‌ معاصر شيداي‌ شكستن‌ اين‌ ديوار و ادراك‌ اتفاقات‌ آن‌ طرف‌ ديوار است‌. در عالم‌ روح‌، مي‌خواهم‌ بگويم‌ عين‌ اين‌ ادراك‌ را نسبت‌ به‌ آينده‌ دارند. غرب‌ خيلي‌ جالب‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد به‌ آينده‌ نفوذ كند و به‌يك‌ عبارت‌ چون‌ قدرت‌ علمي‌ دارد مي‌خواهد آينده‌ را خودش‌ بسازد. اينكه‌ مي‌بينيد اينها گرايش‌ به‌ آينده‌ دارند بخشي‌ از آن‌ تأثير ذاتي‌ علم‌ تجربي‌ است‌ و بخش‌ ديگر آن‌ توجه‌ به‌ اهداف‌ سياسي‌ است‌. يعني‌ اگر بتوانيد آينده‌ را پيش‌بيني‌ كنيد مي‌توانيد خودتان‌ هم‌ آن‌ را بسازيد، چيزي‌ كه‌ در «نوسترآداموس‌» آن‌ را ترويج‌ مي‌كنند. مي‌گويند يك‌ چنين‌ چيزي‌ محقق‌ خواهد شد، امّا ما مي‌توانيم‌ تغييرش‌ بدهيم‌. لذا يكي‌ برمي‌گردد به‌ ذات‌ علم‌ كه‌ من‌ خيلي‌ مختصر عرض‌ كردم‌ و درجاي‌ خودش‌ واقعاً بحث‌ بلندي‌ دارد، بخش‌ دوم‌ اينكه‌ آينده‌نگري‌ در ذهنيت‌ انديشمندان‌ غربي‌ جدّي‌ است‌، مسألة‌ مذهب‌ است‌. شما به‌ كاركرد افرادي‌ مثل‌ «جري‌ فالول‌» در غرب‌ نگاه‌ كنيد. مؤسسه‌ كلوپ‌ اخلاقي‌. گرچه‌ در موردخود فالول‌ بحث‌ هست‌ كه‌ خودم‌ ديده‌ام‌ به‌نحوي‌ دارد صهيونيسم‌ را توجيه‌ مي‌كند. ولي‌ آمارگيري‌هايي‌ كه‌ اينها مي‌كنند مثلاً در كتاب‌ «ارادة‌ خداوند» بخشي‌ از اين‌ آمارگيري‌ها آمده‌ است‌ به‌نحوي‌ دارد به‌طور غيرمستقيم‌ براي‌ ما كه‌ مي‌خواهيم‌ از غرب‌ اطلاعاتي‌ داشته‌ باشيم‌ پرده‌برمي‌دارد، از افكار عمومي‌ غرب‌. مثلاً من‌ طي‌ بررسيهايي‌ كه‌ كرده‌ام‌ (سالهاي‌ پايان‌ هر هزاره‌ در اكثر تمدنها اتفاق‌ براين‌ است‌ كه‌ يكسري‌ تحولاتي‌ رخ‌ مي‌دهد) 61 فرقه‌ منتظر ظهور عيسي‌ مسيح‌ در سال‌ 2000 بودند، يهوديها آمده‌ بودند در دروازة‌ شرقي‌ بيت‌المقدس‌ دوربين‌ گذاشته‌ بودند كه‌ حضرت‌ مسيح‌ اگر نزول‌ اجلال‌ كردند از آنجا فيلمش‌ را بگيرند. پس‌ اين‌ خيلي‌ برايشان‌ ملموس‌ است‌. يعني‌ يكي‌ از بعد مذهبي‌، يكي‌ از بعد علمي‌ مسأله‌ آينده‌ و انتظار و اتفاقاتي‌ كه‌ در آينده‌ مي‌افتد براي‌ اينها خيلي‌ مهم‌ است‌. يك‌ نكته‌ ديگر را هم‌ خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌: ما دو جور تمدن‌ در جهان‌ داريم‌. مي‌خواهم‌ آينده‌نگري‌ غرب‌ را كه‌ در حقيقت‌ هويت‌ فكري‌ غرب‌ را تشكيل‌  تبيين‌ كنم‌ و بعد ارتباطش‌ بدهم‌ با همان‌ رسانه‌ها و حلقه‌هايي‌ كه‌ شما فرموديد. يك‌جور تمدن‌ ما در جهان‌ داريم‌ كه‌ گذشته‌ خودش‌ را نقد كرده‌ و سعي‌ مي‌كند امروزش‌ را بفهمد و به‌استقبال‌ فردا مي‌رود اين‌ در اهداف‌ خودش‌ موفق‌ است‌. غرب‌ در اين‌ چارچوب‌ دارد اينگونه‌ عمل‌ مي‌كند.

 وقتي‌ «كانت‌» مي‌آيد عقل‌ نقاد را پيش‌ مي‌كشد، همه‌ چيز را در بوتة‌ نقد قرار مي‌دهد و شما وقتي‌ نقد بكنيد مي‌توانيد سره‌ را از ناسره‌ تشخيص‌ بدهيد. البته‌ جهت‌ مهم‌ است‌، هدف‌ خيلي‌ مهم‌ است‌، چون‌ نقد اگر در بستر عريان‌ بخواهد بررسي‌ شود، نتيجه‌اي‌ ندارد ولي‌ در فضاي‌ خودش‌ خيلي‌ مؤثر است‌. از تلويزيون‌ ايران‌ يك‌ فيلم‌ ديدم‌ كه‌ در شهر كوچكي‌ زن‌ و شوهر مهندسي‌ شوراي‌ شهر را مي‌خواستند مجاب‌ بكنند كه‌ ما بايد در فرودگاه‌ خودمان‌ سيستم‌ امنيتي‌ پيشگيري‌ ايجاد بكنيم‌ تا اگر هواپيمايي‌ سقوط‌ كرد، تلفات‌ را ما مثلاً از 100 به‌ 20 برسانيم‌ و شوراي‌ شهر نمي‌فهميد و مي‌گفت‌ آقا حالا تا كي‌ چنين‌ اتفاقي‌ بيفتد (مي‌خواهم‌ از اين‌ بحث‌ نتيجه‌ مهمي‌ بگيرم‌)، امّا اينها قبولاندند. اين‌ سيستم‌ تعبيه‌ شد، اتفاقاً هواپيما سقوط‌ كرد و 100 رسيد به‌ 20. مي‌خواهم‌ اين‌ نكته‌ را عرض‌ كنم‌ كه‌ تمدن‌ امروز اين‌ مشكل‌ را حل‌ كرده‌، البته‌ در بعد تكنولوژي‌، وگرنه‌ در بعد اخلاقي‌ كه‌ فاجعه‌ است‌ و دارد وارد آينده‌ مي‌شود. نفوذ در آينده‌ نه‌تنها گرايش‌ فطري‌ آنها كه‌ گرايش‌ ما هم‌ هست‌.
 
مجموعة‌ اين‌ قضايا يك‌ پيوند ايجاد مي‌كند بين‌ نظريه‌پردازان‌، سياست‌بازان‌ و تصويربرداران‌ غرب‌. مثلاً آقاي‌ گاسپار وان‌ برگر (وزير دفاع‌ سابق‌ امريكا) كتاب‌
 Next war   )
جنگ‌ بعدي‌) خودش‌ را مي‌نويسد، بخشي‌ از آن‌ را به‌ سال‌ 99 و 2000 و بخشي‌ از آن‌ را به‌ ظهور محمد منتظري‌ در ايران‌ اختصاص‌ مي‌دهد و چيزهايي‌ را كه‌ نوسترآداموس‌ گفته‌ بوده‌ مجدداً زنده‌ مي‌كند.

 

 

 

مطالب ارسالی اعضاء

( دعا )

 

خدايا ياريم كن تا تب آرمانهاي جوانيم را نسوزاند.

خدايا مرا از شر ذربين ها برهان تا هر چيز و هر كس را همانقدر كه هست باور كنم

به من خودداري عطا كن تا آتش خشمم گلستان بخشش باشد و سينه ام قبرستان خواهش

خدايا كمكم كن آيينه ي تو باشم نه دگران

دستم را بگير تا هيچگاه آرزوي برگشتن از راه رفته را نكنم

پايم را ببند كه به بيراه ي خود خواهي و جهل نروم

زبانم را بدوز تا حماقت نكنم

چشمم را بگير كه جز تو نبينم

خدايا اگر نردباني شده ام تا ستاره هاي كوچك را به آسمان برسانم

ياريم كن تا آسمان قد بكشم نه تا نيمه ي راه ...

و اگر در دستان من قدرت رساندن نيست... مرا از توهم توانستن بيدار كن.

 http://DataBus.persianblog.com

 

 

 

لینک های مشکانی (برای دیدن کلیک کنید)

 

1ـ وبلاگ مشکان

2ـ آرشیو هفته نامه مشکان

3ـ عضویت در گروه مشکان

 

تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر

hra62302@yahoo.com

 

دست حق به همراهتان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 20:50  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان4

بنام خدای منتظران

 

 

هفته نامه مشکان

4

 

سال اول ـ شماره سوم ـ شنبه بیست و یکم مرداد ماه 1384

زیر نظر هیئت تحریریه

 

سخنی با شما

 

دوستان گرامی سلام!

همانطور که همه می دانید جمعه آینده سیزدهم رجب، سالروز ولادت با سعادت اولین امام شیعیان جهان حضرت علی (ع) و روز پدر است. به همین مناسبت تصمیم گرفتیم ویژه نامه ای را با همکاری شما اعضای گرامی به همین مناسبت تهیه کنیم.

لذا از همه شما دوستان محب اهل بیت عصمت و طهارت و همه کسانی که پدر دارند و کسانی پدر ندارند دعوت می کنیم مطالب خود را درباره سیره حضرت علی، سخنان زیبای حضرت علی ، حکایات و روایات زیبا از حضرت علی و همسر گرامیشان و هم چنین مطالبی درباره پدر و روز پدر ( در قالب شعر، متن ادبی ، داستان کوتاه و ... ) برایمان ارسال کنید تا از کل مطالب شما ان شاء ا... ویژه نامه پر بار و مفید فایده داشته باشیم و برای اعضای دیگر و گروه های دیگر ارسال نمائیم.

ضمنا مطالب ارسالی اعضا گرامی ضمن اینکه همراه با نامشان در ویژه نامه درج خواهد شد در وبلاگ مشکان نیز قرار خواهد گرفت.

پیشاپیش این میلاد فرخنده را خدمت همه شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم که مارا در انجام این کار تنها نگذارید.

امیدواریم که همیشه موفق و موید باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر

hra62302@yahoo.com

 

 

 

خبر جالب

 

مدل موي هر كس با شغل وي تناسب دارد

 

جام جم آنلاين: محققين مي گويند آرايش موي هر كس با شغل وي رابطه دارد. براساس يافته هاي يك تحقيق كه توسط روانشناسان انگليسي بعمل آمده است هر كس براساس شغلي كه دارد آرايش موي خود را انتخاب مي كند و آن را به آرايشگر خود سفارش مي دهد.

به عنوان مثال شغل عمده افرادي كه پشت مو مي گذارند به نوعي است كه ارتباط كمي با مردم دارند و كمتر در ملاعام ظاهر مي شوند.

درست برعكس اين موضوع درباره كارمندان بانك يا معلم و افرادي است كه بيشتر از سايرين با مردم و جامعه سر و كار دارند. آنها همگي تقريبا از يك يا چند مدل موي خاص استفاده مي كنند.

محققان نتيجه گرفته اند كه شغل افراد دقيقا در نحوه آرايش موي آنها تاثيرگذار است و عوامل عاطفي ، رواني ، اجتماعي ، محيط كار ، قوانين و خانواده تاثير زيادي روي انتخاب مدل مو دارند.

در اين يافته ها مشخص شده است كه ستارگان سينما يا هنرمندان نوع شاخصي از مدل مو ندارند و بسيار شخصي و سليقه اي عمل مي كنند.

 

 

ادبی

 

بغض خون

 

دیگر به احترام دلم، قلب جنون نمی زند

عشق هم دگر سری به بیستون نمی زند

چنان در این غروب ها اسیر بوی غربتم

که دست عاشقم به جز طرح فسون نمی زند

خسته تر از همیشه ام، شکسته تر ز شیشه ام

برای سقف بی کسی، کسی ستون نمی زند

به پاس زخم های من که تا همیشه زنده اند

بلوغ گریه هم سری به بغض خون نمی زند

بیا و شیشه مرا به احترام دفن کن

که سالهاست در غمت به بیستون نمی زند

 

 

طنز

 

ای نامه...

 

ای نامـه که می روی به سویش

صد سال دگـــر رسی به کویش!

کز طا لــــــع نا مبــــارک تست

افکنده شدی به باجـــه ی پست!

صد ســـــال دگر عزیز جانــــم!

 البته " اگر" عزیز جانـــــــم!

بر دست مبارکش رسیـــــــــدی

یک شمّه بگـــــو از آنچه دیـدی

تـــــــــا وا کــردنـــــد پاکتت را

بگشـــــــــــای زبان ساکتت را

یک شمّه ز دوره ی کهن گــو!

 از دور وزمان ما سخن گــــــو!

از شرکت پست وپیشتــــازش

یـــا از وزرای ســـــر فرازش!

گو از خدمــــات رنگ رنگش

از ســــــود و درآمـــد قشنگش!

یادی بنمــــــا ز نرخهــــایش

از تعرفــــه های پر بهـــــــایش!

بـــر دبدبه اش عنایتی کـــن!

از کبکبه اش روایتی کــــــــــن!

این نکتــه به یار ساز معلوم:

البتـــه اگـــر نگشته مرحـــوم!

محدود بوَد چو بنده را زیست

امّید به پاسخش مرا نیست

 "نشریه ی دانشجویی آلقیش ـ مهر ماه ۷۶"

برگرفته از وبلاگ بوالفضول الشعرا

 

دینی

 

هاليوود و مهدويت

 

قسمت دوم

 

فيلمسازان‌ آمريكايي‌ مهدويت‌ را نشانه‌ گرفته‌اند!

 

گفت‌ و گو با دكتر حسن‌ بلخاري‌

 

با توجه‌ به‌ اهميت‌ مسأله‌ فرهنگ‌سازي‌ كه‌ فرموديد، نكته‌اي‌ كه‌ معمولاً در فرهنگها مطرح‌ است‌ مقوله‌اي‌ به‌نام‌ «مدينة‌ فاضله‌» و يا «آرمانشهر» است‌ و قطعاً غرب‌ هم‌ به‌دنبال‌ ترويج‌ چيزي‌ با اين‌ عنوان‌ است‌. براي‌ عرضه‌ الگوي‌ مطلوب‌ غرب‌ دراين‌ زمينه‌ سينما و رسانه‌هاي‌ تصويري‌ چه‌ نقشي‌ را ايفا مي‌كنند؟

 

ما در دهة‌ 90 دو اتفاق‌ جدّي‌ داشتيم‌ در چارچوب‌ همين‌ آرمانشهري‌ كه‌ غربيها تعقيب‌ مي‌كنند: يكي‌ كاربرد اصطلاح‌ نظم‌ نوين‌ جهاني‌  (New World Order) توسط‌ بوش‌ و گفتند ما داريم‌ اين‌ را تعقيب‌ مي‌كنيم‌ و يكي‌ هم‌ نظريه‌ پايان‌ تاريخ‌ فوكوياما. در نظريه‌ پايان‌ تاريخ‌ فوكوياما مي‌گويد: دموكراسي‌ ليبرال‌ آرزوي‌ نهايي‌ است‌ كه‌ با فروپاشي‌ رقيب‌ سرسخت‌ ليبرالها كه‌ كمونيسم‌ بود، ما داريم‌ وارد اين‌ فضا مي‌شويم‌ و تاريخ‌ دارد عملاً پروسة‌ تكاملي‌ خودش‌ را درحد نهايي‌اش‌ طي‌ مي‌كند. اين‌ دو مسأله‌ به‌نحوي‌ از نيت‌ سياسي‌ غرب‌ در  Globalization (جهاني‌ شدن‌) و در ايجاد يك‌ فرهنگ‌ جهاني‌ و تحميل‌ آن‌ بر جهان‌ پرده‌ برداشت‌. مي‌خواهم‌ اين‌ نكته‌ را خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ رسانه‌ها مهمترين‌ و اصلي‌ترين‌ ابزار تسلط‌ فرهنگي‌ غرب‌ محسوب‌ مي‌شوند چون‌ اولاً تصوير يك‌ زبان‌ بين‌المللي‌ است‌. ما در زبان‌ مشكل‌ داريم‌. مثلاً يك‌ آفريقايي‌ اگر زبان‌ انگليسي‌ نداند نمي‌تواند با فرهنگ‌ غرب‌ ارتباط‌ برقرار كند. ولي‌ ازطريق‌ تصوير چرا. اخيراً در يكي‌ از روزنامه‌ها گزارشي‌ خواندم‌ با عنوان‌ مسجد و ماهواره‌ كه‌ بررسي‌ كرده‌ بود تأثير ماهواره‌ را در فرهنگ‌ مراكش‌ به‌عنوان‌ يك‌ كشور مسلمان‌، نتايجي‌ كه‌ گرفته‌ بود وحشتناك‌ بود، نسبت‌ به‌ آن‌ مباني‌ ارزشي‌ كه‌ ما داريم‌.

 مي‌خواهم‌ اين‌ نكته‌ را خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ غرب‌ مدينة‌ فاضله‌اي‌ در ذهن‌ خودش‌ ساخته‌، گرچه‌ در خود غرب‌ هم‌ اين‌ مدينة‌ فاضله‌ منتقدان‌ جدّي‌ خودش‌ را دارد مثل‌ «آلن‌ دومينو»، «برژينسكي‌» و «روژه‌ گارودي‌» هم‌ به‌عنوان‌ يك‌ مسلمان‌. ولي‌ واقعيت‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌ كساني‌ كه‌ دارند برنامه‌ريزي‌ مي‌كنند در اين‌ قلمرو اينها دنبال‌ اهداف‌ و منافع‌ خاص‌ خودشان‌ هستند و سعي‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ مدينة‌ فاضله‌ را فقط‌ و فقط‌ ازطريق‌ تصوير به‌وجود بياورند. الان‌ مقاله‌ و سخنراني‌ جواب‌ نمي‌دهد. سمينارهاي‌ تخصصي‌ شايد روشنفكران‌ جهان‌ سومي‌ را مجاب‌ كند امّا غرب‌ يكي‌ از اهداف‌ اصلي‌اش‌ جلب‌ افكار عمومي‌ است‌. در فضايي‌ كه‌ دموكراسي‌ اصل‌ مي‌شود رأي‌ عمومي‌ قدرت‌ساز است‌ به‌همين‌ دليل‌ شما بايد روي‌ رأي‌ عمومي‌ كار بكنيد، روي‌ جلب‌ آراء عمومي‌ بايد كار كنيد، لذا او هدف‌ جدّي‌اش‌ را جلب‌ ا فكار عمومي‌ قرار داده‌ و فيلمها دارند در اين‌ قلمرو آن‌كار را مي‌كنند، شما اگر به‌ مجموعة‌ فيلمهايي‌ كه‌ در اين‌ دو دهه‌ بويژه‌ پس‌ از طرح‌ نظم‌ نوين‌ ساخته‌ شده‌ نگاه‌ كنيد اين‌ مسأله‌ كاملاً ملموس‌ است‌. اجازه‌ بدهيد من‌ يك‌ مثال‌ مصداقي‌ مشخص‌ بزنم‌. آمريكايي‌ها فيلمي‌ ساخته‌اند به‌  نام روز استقلال‌  (Independence day) . اين‌ فيلم‌ از لحاظ‌ جلوه‌هاي‌ ويژه‌ (Special effect)   بسيار بالاست‌ و خيلي‌ هم‌ در آمريكا مطرح‌ شد و در جهان‌ هم‌ روي‌ آن‌ خيلي‌ تبليغ‌ شد. چهارم‌ ژوئيه‌ در تقويم‌ آمريكايي‌ روز استقلال‌ آنها محسوب‌ مي‌شود. در اين‌ فيلم‌ يك‌ گروه‌ فضايي‌ به‌ كره‌ زمين‌ حمله‌ مي‌كنند و امريكايي‌ها دفاع‌ مي‌كنند، درنهايت‌ در روز استقلال‌ اينها دشمنان‌ را دفع‌ مي‌كنند.

خيلي‌ها اين‌ فيلم‌ را به‌عنوان‌  action   و با جلوه‌هاي‌ ويژة‌ برتر گرفتند امّا به‌ پيامي‌ كه‌ اين‌ فيلم‌ داشت‌ اصلاً توجه‌ نشد.

 پيام‌ اين‌ بود كه‌ آمريكا و نظام‌ فرهنگي‌ حاكم‌ بر غرب‌ تنها سيستمي‌ است‌ كه‌ جهان‌ را از خطراتي‌ كه‌ وجود دارد حفظ‌ مي‌كند و اين‌ پيام‌ را در اكثر فيلمها ترويج‌ و تبليغ‌ مي‌كند، حتي‌ در فيلمي‌  كه‌ اخيراً تلويزيون‌ ما (احتمالاً در ايّام‌ نوروز 79(   نشان‌ داده‌ شد كه‌ باز هم‌ آدم‌ فضايي‌ها حمله‌ مي‌كنند، آمريكايي‌ مردم‌ را نجات‌ مي‌دهند. در فيلم‌ پيشگوئيهاي‌ نوستر آداموس‌ كه‌ حتماً بحثمان‌ به‌ آن‌ خواهد رسيد اين‌ امريكاست‌ كه‌ مقابل‌ مسلمانها مي‌ايستد يا مثلاً بازي‌ كامپيوتري‌ خيلي‌ مشهور «يا مهدي‌» كه‌ اسم‌ اصلي‌اش‌  ûPersian Gulf inferno  (جهنم‌ خليج‌ فارس‌) است‌. خليج‌ فارس‌ را مركز حركتهاي‌ تروريستي‌ جهان‌ جلوه‌ مي‌دهد. ما در بعد روانشناسي‌ مي‌گوئيم‌ اين‌ بازي‌ افراد را نسبت‌ به‌ امام‌ زمان‌ و لفظ‌ «يا مهدي‌» شرطي‌ مي‌كند ولي‌ وقتي‌ باطن‌ قضيه‌ را نگاه‌ مي‌كنيد مي‌بينيد پيام‌ ديگري‌ هم‌ دارد و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ وقتي‌ خليج‌ فارس‌ مركز حركتهاي‌ تروريستي‌ جهان‌ مي‌شود حضور نظامي‌ امريكا در خليج‌ فارس‌ توجيه‌ مي‌شود.

غرب‌ يكي‌ از كارهايش‌ اين‌ است‌ كه‌ قبل‌ از اينكه‌ به‌ عمليات‌ گسترده‌ دست‌ بزند ازطريق‌ رسانه‌ها كار خودش‌ را توجيه‌ مي‌كند. شما جريان‌ خليج‌ فارس‌ را ببينيد، ما يك‌ بحث‌ بسيار مهمي‌ را درباره‌ بحران‌ خليج‌ فارس‌ داشتيم‌ كه‌ گفتند جنگ‌ رسانه‌هاست‌، نه‌ جنگ‌ تسليحات‌. سي‌. ان‌. ان‌  (CNN)  نقش‌ بسيار جدّي‌ داشت‌، وقتي‌ كه‌ فضا دارد وارد چنين‌ قلمرويي‌ مي‌شود، رسانه‌ها در پياده‌كردن‌ اهداف‌ غرب‌ نقش‌ جدّي‌ دارند. مثال‌ ملموس‌ ديگري‌ را خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌. ما الان‌ جنگي‌ را در نظام‌ جنگهاي‌ مدرن‌ داريم‌:

جنگ‌ اينترنت‌ و الكترونيك‌، به‌عنوان‌ مثال‌ يكي‌ دوماه‌ پيش‌ بود كه‌ اسرائيليها سايت‌ حزب‌الله را شكسته‌ بودند و پرچم‌ اسرائيل‌ را در سايت‌ آنها گذاشته‌ بودند و كاري‌ كه‌ حزب‌اللهي‌ها كرده‌ بودند خيلي‌ جالب‌ بود، آنها آمده‌ بودند ساعتها كنگره‌ «كِنِست‌» اسرائيل‌ و مراكز حساس‌ اسرائيل‌ را اشغال‌ كرده‌ بودند، يعني‌ بلافاصله‌ جواب‌ داده‌ بودند و پاتك‌ كرده‌ بودند.

لذا مي‌بينيد اصلاً فضاي‌ جنگها، برخوردها و تأثيرگذاري‌ در جهان‌ دارد عوض‌ مي‌شود و من‌ در قلمروهاي‌ مختلف‌ كه‌ بررسي‌ كرده‌ام‌ ديده‌ام‌ كه‌ در اكثريت‌ اين‌ قلمروها تصوير است‌ كه‌ حرف‌ اول‌ را مي‌زند، همه‌ مي‌خواهند مخاطب‌ را جلب‌ كنند آن‌ هم‌ به‌ بهترين‌ و جذابترين‌ شكل‌ كه‌ تصوير است‌. يك‌ جمله‌ خدمتتان‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ عصارة‌ بحثم‌ و جواب‌ كلي‌ سؤال‌ شما باشد كه‌ غربيها اولاً قطعاً مدينة‌ فاضله‌ دارند، اين‌ مدينة‌ فاضله‌ را دارند ذكر مي‌كنند كه‌ همان‌ دموكراسي‌ ليبرال‌ است‌.

 وقتي‌ تافلر در كتاب‌ «جابجايي‌ قدرت‌» خودش‌ مي‌گويد: «بسياري‌ از فرهنگها و مردم‌ جهان‌ تشنة‌ اقتباس‌ از زندگي‌، مُد و فرهنگ‌ غربي‌ هستند» (كه‌ من‌ روي‌ اين‌ اصطلاح‌ تكيه‌ مي‌كنم‌) دارد به‌نحوي‌ تبليغ‌ مي‌كند گرچه‌ برخوردش‌ نقادانه‌ است‌ ولي‌ بطن‌ اين‌ نقادي‌ از لحاظ‌ روانشناسي‌ متهم‌ است‌ و در اصل‌ تبليغ‌ است‌.

 ثانياً، بستر اين‌ جهاني‌ سازي‌ و اين‌ معنا كه‌ جهان‌ را تحت‌ اين‌ مدينة‌ فاضله‌ تسخير كنند رسانه‌ها هستند. من‌ در همين‌ فضا يك‌ نكته‌ مهم‌ ديگر را عرض‌ كنم‌ كه‌ باز مصداقي‌ است‌. ما در سال‌ 2000 فيلم‌ ديگري‌ داشتيم‌ در هاليوود با عنوان‌ ماتريكس‌ (Matrix) . اين‌ فيلم‌ فروش‌ و استقبال‌ غيرمنتظره‌اي‌ داشت‌.

 چهار جايزه‌ اسكار گرفت‌ ،به‌دليل‌ اينكه‌ جلوه‌هاي‌ ويژه‌ و بهترين‌ تدوين‌ صدا و مواردي‌ از اين‌ قبيل‌ داشت‌. من‌ در دانشگاههاي‌ كشور بحثي‌ تحت‌ عنوان‌ «هويت‌ انسان‌ فردا» داشتم‌ و بعد از آن‌ نقد و نمايش‌ ماتريكس‌ و اخيراً اين‌ برنامه‌ را در دانشگاه‌ تهران‌ داشتيم‌. نكته‌ مهمي‌ كه‌ در چارچوب‌ بحث‌ ما از اين‌ فيلم‌ وجود دارد اين‌ است‌ كه‌ در اين‌ فيلم‌ هويت‌ انسان‌ آينده‌ كه‌ به‌ ماشين‌ تبديل‌ شده‌ زير سؤال‌ مي‌رود. امّا نجاتي‌ كه‌ براي‌ فرار از اين‌ بحران‌ ذكر مي‌شود شهري‌ است‌ به‌اسم‌  Zion   (صهيون‌) يعني‌ شما در اين‌ فيلم‌ پنج‌، شش‌ بار كلمه‌ صهيون‌ را مي‌شنويد با اصطلاح‌ لاتين‌ آن‌ و با چهرة‌ شهر منجي‌. يعني‌ تصويري‌ كه‌ ارائه‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ فقط‌ يكجاست‌ كه‌ در آنجا مي‌توانيد نجات‌ پيدا كنيد، چه‌ در قلمرو ماده‌ و چه‌ معنا و آن‌  Zion است‌.

 مي‌خواهم‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ وقتي‌ شما مي‌بينيد كه‌ ماتريكس‌ ساخته‌ مي‌شود و در جهان‌ آن‌ را در بوق‌ و كَرنا مي‌كنند، جلوه‌هاي‌ ويژه‌ بسيار عظيمي‌ درآن‌ به‌كار مي‌رود كه‌ واقعاً حيرت‌انگيز و بسيار جالب‌ است‌، امّا برفراز اين‌ معاني‌ صهيون‌ قرار داده‌ مي‌شود يعني‌ اينكه‌ براي‌ غرب‌ جا انداختن‌ مسألة‌ مدينة‌ فاضله‌ مهم‌ است‌ و بسترش‌ را تصوير برگزيده‌ است‌. مگر در دهة‌ 50 ميليونها دلار در صحراها خرج‌ ساختن‌ فيلمهاي‌ پرخرجي‌ مثل‌ «بن‌هور» و «ده‌ فرمان‌ موسي‌» نشد؟ الان‌ اين‌ مسأله‌ براي‌ ما دارد كشف‌ مي‌شود كه‌ در آن‌ زمان‌ اسرائيل‌ مشكل‌ مشروعيت‌ را داشت‌ و مشكل‌ مشروعيت‌ را فقط‌ تصوير حل‌ مي‌كرد. سينماها هم‌ پر مي‌شد، خبري‌ خواندم‌ كه‌ وقتي‌ فيلم‌ بن‌هور وارد ايران‌ شد، (حالا چطور اسرائيل‌ با رژيم‌ تماس‌ گرفته‌ بود نمي‌دانم‌(  بسرعت‌ ترجمه‌ شد. يعني‌ در تاريخ‌ سينماي‌ ايران‌ فيلمي‌ كه‌ بسرعت‌ و در كمترين‌ زمان‌ ترجمه‌ و ديالوگهاي‌ آن‌ جهت‌ ارائه‌ آماده‌ شد، فيلم‌ بن‌هور بود و بعد هم‌ ده‌فرمان‌. اسرائيل‌ قدرت‌ تصوير را شناخت‌ و از سيستم‌ سينما استفاده‌ كرد و خود را جا انداخت‌. اين‌ مثالها بحث‌ را براي‌ خواننده‌ ملموس‌ مي‌كند.

من‌ يك‌ سخنراني‌ در دانشگاه‌ شيراز داشتم‌، سال‌ 77 كه‌ بحثم‌ مهدويت‌ و غرب‌ بود ـ بحثي‌ كه‌ در جاهاي‌ مختلف‌ دارم‌ ـ در آنجا از كنفرانس‌ سال‌ 1984 تل‌آويو   پرده‌ برداشتم‌ و سياستهايي‌ كه‌ اينها داشتند و بازي‌ كامپيوتري‌ «يا مهدي‌» را به‌ آنها نشان‌ دادم‌.

چند روز بعدش‌ بخشهاي‌ مهم‌ سخنراني‌ من‌ و تصاويري‌ از اين‌ بازي‌ در مجلة‌ دانشگاه‌ شيراز منتشر مي‌شود و پنج‌، شش‌ صفحه‌ را به‌خود اختصاص‌ مي‌دهد. اين‌ مجله‌ در اينترنت‌ سايت‌ داشت‌، حدود يكماه‌ بعد تدوين‌كنندگان‌ مجله‌ رفته‌ بودند كه‌ مجله‌ خودشان‌ را ورق‌ بزنند ديدند كه‌ مثلاً از صفحه‌ 4 يكدفعه‌ مي‌رود به‌ صفحه‌ 11، يعني‌ بررسيهايي‌ كه‌ كرده‌ بودند ديدند كه‌ سيستمي‌ (كه‌ آنها حدس‌ مي‌زدند اسرائيل‌ بوده‌) سايت‌ را شكسته‌ و وارد آن‌ شده‌ بود و اين‌ چند صفحه‌ را حذف‌ كرده‌ بود. چرا؟ چون‌ اينترنت‌ جهاني‌ است‌. يعني‌ اينقدر براي‌ آنها رسانه‌ها مهم‌ است‌.

 

دعا

خدايا!

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي‏احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.

خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل طوفان‏ها هستم، به من ديده‏اي عبرت‏بين ده، تا ناجيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.

 

دکتر مصطفی چمران

 

مطالب ارسالی اعضاء

به ما نگفتند وقتی تو بیایی

 

راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه راست را به ما نگفتند.

گفتند : تو که بیایی خون بپا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.

درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند .

ما از همان کودکی، تو را دوست  می داشتیم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.

عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.

اما...اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی .

همه، پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطمه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.

آری، برای اینکه گل ها و نهال ها رشد کنند، باید علف های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.

آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.

آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، هر چه سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد.

و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو برمی آید و تنها با دست تو محقق می شود.

اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی.

آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.

کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است، چگونه ساحلی است؟!

کسی به نگفت که وقتی تو بیایی :

پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.(1)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بندگی را از گردن خلایق برمی دارد.(2)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین، گیاهان خود را می رویاند... و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می­فرستد.(3)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش.

و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای رابیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.(4)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

رفاه و آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این، نیامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می کند.(5)

به مانگفتند که وقتی تو بیایی :

اموال را چون سیل، جاری می کنی، و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی.(6)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :

هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند. مال را به هرکه عرضه می کنند، می­گوید: بی نیازم.(7)

ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!

ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.

که عشق تو با سرشت­ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.

ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.

 

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

هر که اقرار بدین حسن خداد نکرد

سید مهدی شجاعی

پی نوشت ها :

1ـ پیامبر اکرم(ص) ینابیع الموده ج2 ص136.

2ـ پیامبر اکرم(ص) بخارالانوار ج51 ص 75.

3ـ پیامبر اکرم(ص) بحارالانوار ج51 ص 104.

4ـ پیامبر اکرم(ص) منتخب الاثر ص 478.

5 ـ پیامبر اکرم(ص) البیان ص 173.

6 ـ پیامبر اکرم(ص) صحیح مسلم ج8 ص185.

7ـ پیامبر اکرم(ص) مسند احمد ج2 ص530.

 

 

 

 

تماس با مدیر گروه مشکان تنها از طریق آدرس زیر

hra62302@yahoo.com

 

دست حق به همراهتان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 14:23  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان3

بنام خدای منتظران

 

 

هفته نامه مشکان

3

 

سال اول ـ شماره سوم ـ شنبه پانزدهم مرداد ماه 1384

زیر نظر هیئت تحریریه

 

 

 

سخنی با شما

 

دوستان گرامی سلام!

از لطفی که به ما دارید تشکر می کنیم. از دوستان زیر هم که برایمان میل زده اند سپاسگزاریم. و منتظر دریافت مطالب زیبایتان هستیم.

دوستانی که برای ما میل زده اند:

سرکار خانم roya riazi  : ضمن تشکر از شما ان شاء ا... بزودی از نظراتتان استفاده خواهیم نمود.

و سرکار خانم mitra zxcv   : از شما هم بسیار تشکر می کنیم.

امیدواریم که همیشه موفق و موید باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

مطالب و نظرات خود را به آدرس زیر بفرستید:

hra62302@yahoo.com

 

 

 

خبر جالب

 

پانزده مايل رانندگي بدون استفاده از دست!

 

جام جم آنلاين: يك مرد هندي به اميد اينكه نامش در كتب ركوردهاي گينس به ثبت برسد مسافتي بالغ بر 375 مايل را بدون استفاده از دست رانندگي كرد.

به گزارش آنانوا ، اين مسافرت بي دست نزديك به 15 ساعت طول كشيد و راننده هندي ، ار.اس سانتوش كمار از پاراسلا تا كاسارگاد را بدون استفاده از دست رانندگي كرد.

به نوشته روزنامه ويجي تايمز ، اين هندي كه مالك يك جواهر فروشي است ، براي هدايت ماشين از پاهاي خود استفاده مي كرد و در عين حال از آنها براي گرفتن ترمز و كلاج و گاز دادن نيز استفاده مي كرد.
كمار مي گويد براي انجام اين كار دشوار كه پانزده ساعت به طول انجاميده از پنج سال پيش برنامه ريزي و تمرين كرده است. او مي گويد عاشق اين است كه نامش در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت برسد.

اين شيرين كاري توسط مقامات دولتي به ثبت رسيده و قرار است در كتاب ركوردهاي هند كه «ليمكا» نام دارد و نسخه هندي كتاب ركوردهاي گينس است.

 

ادبی

 

((دلم تنگ است ))

 

دلم تنگ است

 از اين شبهاي ظلماني

از اين شبهاي بي مهتاب

نه نور هست نه اميدي به فردايي

دلم تنگ است

از اين ديوار هاي سنگي نيرنگ

از اين عشقي كه زندانيست

ميان قلب هاي ساكت خاموش

دلم تنگ است

از ترديد هاي بي سر انجام

از اين سر در گمي و بي پناهي

به دنبال كسي هستم

كه در پايان بخش غم ها ي دلم باشد

كسي منجي عشق است

ز چنگال دروغين صداقت ها

كسي مي زند آتش

بر خرمن هاي شيطاني

كسي از جنس عشق و مهر

كسي با روح انساني .

 

شعر از: م ـ نانکلی

 

 

طنز

 

خانم ها پاسخ می دهند:

 

مرد ها مثل چي هستند ؟

 

مردها مثل « مخلوط كن » هستند: در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند: حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

مردها مثل « كامپيوتر » هستند: كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

مردها مثل « سيمان » هستند: وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند: هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

مردها مثل « جاي پارك » هستند: خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند:  . بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

مردها مثل « باران بهاري » هستند: . هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند:   ارزان هستند و غير قابل اطمينان

مردها مثل « موز » هستند :. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

مردها مثل « نوزاد » هستند: در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد

 

دینی

 

هاليوود و مهدويت

 

قسمت اول

 

فيلمسازان‌ آمريكايي‌ مهدويت‌ را نشانه‌ گرفته‌اند!

 

گفت‌ و گو با دكتر حسن‌ بلخاري‌

 

اشاره‌:

دكتر حسن‌ بلخاري‌، فارغ‌التحصيل‌ رشته‌ اديان‌ و عرفان‌، از اساتيد دانشكده‌ هنر دانشگاه‌ تهران‌ و آشنا با علوم‌ ارتباطات‌ هستند. با توجه‌ به‌ اطلاعات‌ جامعي‌ كه‌ ايشان‌ در زمينه‌ فعاليتهاي‌ رسانه‌هاي‌ غربي‌ درخصوص‌ مقابله‌ انديشه‌ اسلامي‌ و بويژه‌ موضوع‌ مهدويت‌ دارند، مصاحبه با ایشان از نظرتان می گذرد..

با تشكر از اينكه‌ وقت‌ گراميتان‌ را دراختيار ما قرار داديد، به‌عنوان‌ اولين‌ سؤال‌ بفرمائيد كه‌ نقش‌ و جايگاه‌ سينما و رسانه‌هاي‌ صوتي‌، تصويري‌ در غرب‌ و خصوصاً آمريكا چيست‌؟

به‌ يك‌ عبارت‌ جهان‌ امروز جهان‌ تصوير است‌ و عمده‌ترين‌ مصداق‌ اين‌ تصوير سينماست‌. «پُستمن‌» در كتاب‌ «زندگي‌ در عيش‌، مردن‌ در خوشي‌» خود سه‌ دوره‌ را يا سه‌ سپهر را اصطلاحاً براي‌ انتقال‌ معلومات‌ ذكر مي‌كند. دورة‌ اول‌ دوره‌ انتقال‌ معلومات‌ به‌ وسيله‌ زبان‌ بود. پدر مي‌گفت‌ فرزند حفظ‌ مي‌كرد، دوره‌ دوم‌ دورة‌ مكتوب‌ بود و كتاب‌ حافظ‌ و حامل‌ معنا براي‌ نسل‌ بعدي‌ شد. ايشان‌ سومين‌ دوره‌ را دورة‌ تصوير مي‌داند كه‌ تصوير سينمايي‌ و تلويزيوني‌ جاي‌ دو موج‌ قبلي‌ نشسته‌ است‌. البته‌ تحليل‌ ايشان‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ تصويرها به‌صورت‌ خاص‌ دارد ساخته‌ مي‌شود و به‌ جهان‌ ارائه‌ مي‌شود، ما در قلمرو افزايش‌ دامنة‌ جهل‌ انسان‌ قرار داريم‌ تا علمش‌. تحليلي‌ كه‌ پستمن‌ ارائه‌ مي‌دهد تحليل‌ درستي‌ است‌ و اين‌ تقسيم‌بندي‌ نسبت‌ به‌ سه‌ دورة‌ انتقال‌ معلومات‌. واقعيت‌ قضيه‌ اين‌ است‌ كه‌ ما داريم‌ در عصر تصوير و عصر سينما زندگي‌ مي‌كنيم‌ و عنواني‌ كه‌ شما تحت‌ عنوان‌ دنياي‌  anformatic ، information   يا اطلاعات‌ و انفجار اطلاعات‌ داريد عصاره‌اش‌ تصوير است‌، يعني‌ از يك‌ طرف‌ ما الان‌ در عصر اطلاعات‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ اطلاعات‌ جذابترين‌، مؤثرترين‌، كارآمدترين‌ و ماندگارترين‌ شيوة‌ ابراز آن‌ تصوير است‌. البته‌ فقط‌ اين‌ نيست‌ كه‌ حالا قدرتها دارند از اين‌ عنصر بالاترين‌ استفاده‌ را مي‌كنند. ذهنيت‌ مخاطبها هم‌، چنين‌ قدرت‌ و جايگاه‌ پذيرشي‌ را دارد. ما در شبانه‌روز بين‌ 78 تا 79% اطلاعات‌ دريافتي‌ روزانه‌ را از چشممان‌ به‌دست‌ مي‌آوريم‌ و بقيه‌ حواس‌ درصد بعدي‌ را به‌خود اختصاص‌ مي‌دهند. درعين‌ حال‌ شما اگر به‌ سيستم‌ دريافتي‌ انسان‌ نگاه‌ كنيد مي‌بينيد كه‌ نيمكرة‌ راست‌ مغز مربوط‌ به‌ علوم‌ حضوري‌ و شهودي‌ به‌صورت‌ تصوير است‌. طبق‌ تحقيقاتي‌ كه‌ طي‌ 10، 15 سال‌ گذشته‌ صورت‌ گرفته‌، انسان‌ با نيمكره‌ راست‌ مغزش‌ با اطلاعات‌ برخورد شهودي‌ مي‌كند يعني‌ در آنجا ماندگار است‌ و بزرگترين‌ و عميق‌ترين‌ تأثيرات‌ را روي‌ شخصيت‌ انسان‌ مي‌گذارد. مجموعة‌ اين‌ قضايا كه‌ من‌ به‌صورت‌ مختصر خدمت‌ شما عزيزان‌ ذكر كردم‌ معنايي‌ را مي‌سازد كه‌ تصوير را كارآمدترين‌ عامل‌ نه‌تنها براي‌ انتقال‌ معلومات‌، بلكه‌ تأثيرگذاري‌ روي‌ شخصيت‌ و روان‌ افراد قرار مي‌دهد. اين‌ مقدمه‌ به‌نحوي‌ بيانگر جايگاه‌ تصوير و سينماست‌.

 ببينيد! غرب‌ در ذات‌ تكنولوژيكي‌ خودش‌ تفوق‌ طلب‌ است‌. يعني‌ ما بحثي‌ داريم‌ در فلسفه‌ علم‌ كه‌ علم‌ وقتي‌ مجتمع‌ شد في‌حد نفسه‌ قدرت‌ را به‌دنبال‌ مي‌آورد. برگرديم‌ به‌همان‌ كلامي‌ كه‌ «فرانسيس‌ بيكن‌» در ابتداي‌ رنسانس‌ گفته‌ كه‌ «هدف‌ نهايي‌ علم‌ قدرت‌ است‌». در چنين‌ فضايي‌ غرب‌ براي‌ اعمال‌ اين‌ قدرت‌ و كسب‌ مطامع‌ بيشتر از تصوير دارد بهترين‌ استفاده‌ را مي‌كند. هاليوود به‌عنوان‌ مركز فيلمسازي‌ آمريكا، كه‌ در سال‌ 700 فيلم‌ توليد مي‌كند و سالانه‌ 15، 16 ميليارد دلار سود خالص‌ دارد و نزديك‌ به‌ 78% سينماها و تلويزيونهاي‌ جهان‌ از آن‌ تغذيه‌ مي‌شوند. شما كلمات‌ را كه‌ كنار هم‌ قرار بدهيد به‌صورت‌ بسيار وسيعي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ ما با چه‌ قدرت‌ و تأثير و برنامه‌ريزي‌ عظيمي‌ از آن‌ طرف‌ روبه‌رو هستيم‌. واقعيت‌ مسأله‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ به‌ اهميت‌، قدرت‌ و تاكتيك‌ تصوير پي‌ برده‌ است‌ و از آن‌ در قالب‌ سينما دارد استفاده‌ مي‌كند. ما در غرب‌ فيلم‌ خنثي‌ نداريم‌، يعني‌ از اين‌ 600، 700 فيلمي‌ كه‌ در سال‌ توليد مي‌كند 30، 40 فيلم‌ است‌ كه‌ در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند، البته‌ آنها را هم‌ خودشان‌ مطرح‌ مي‌كنند با اسكارهايي‌ كه‌ مي‌دهند و بعضاً هم‌ به‌دليل‌ جذابيتهاي‌ عامه‌اي‌ كه‌ دارند در سطح‌ جهان‌ مطرح‌ مي‌شوند و واقعاً فرهنگسازي‌ مي‌كنند. مانند جرياني‌ كه‌ «تايتانيك‌» با دو ميليارد بيننده‌ در سطح‌ جهان‌ ايجاد كرد. اين‌ نكات‌ را به‌صورت‌ پراكنده‌ دارم‌ عرض‌ مي‌كنم‌ چون‌ درهر بُعدش‌ يك‌ معناي‌ عظيمي‌ وجود دارد، مي‌خواهم‌ با اين‌ دلايل‌ نشان‌ بدهم‌ كه‌ غرب‌ به‌قدرت‌ عظيم‌ سينما پي‌ برده‌ است‌. به‌همين‌ دليل‌ الان‌ مهمترين‌ كاري‌ كه‌ مي‌كند اين‌ است‌ كه‌ مباني‌ نظري‌ خودش‌ را كه‌ محصول‌ ايده‌ها و اهدافش‌ است‌ به‌ زبان‌ تصوير ترجمه‌ مي‌كند. يعني‌ من‌ بزرگترين‌ ويژگي‌ غرب‌ را ترجمة‌ معنا به‌ تصوير مي‌دانم‌. چون‌ روانشناسي‌ مدرن‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ تأثيري‌ كه‌ تصوير دارد هيچ‌ كلامي‌ ندارد و بحثي‌ در روانشناسي‌ داريم‌ كه‌ هر تصوير معادل‌ هزار كلمه‌ است‌.
 
كار ديگر تصوير و سينما توأماً درگير كردن‌ احساسات‌ و ادراك‌ است‌. سخنورها ادراك‌ را مخاطب‌ قرار مي‌دهند و فيلمهاي‌ بي‌محتوا احساس‌ را و فيلمهاي‌ هدفمند ادراك‌ و احساس‌ را با هم‌. در چنين‌ قلمرويي‌ احساس‌، جذابيت‌ را، ادراك‌ معناپذيري‌ را و جمع‌ آنها سينما را مي‌سازد. من‌ معتقدم‌ و در حقيقت‌ واقعيتهايي‌ جهاني‌ و هاليوود و فرهنگسازي‌ آن‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ دارد از سينما حداكثر استفاده‌ را مي‌برد، چون‌ برايش‌ استفاده‌ دارد لذا جايگاه‌ ويژه‌اي‌ هم‌ دارد

 

دعا

خدايا!

خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند مي‏دهم كه مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهي.

خدايا! مي‏خواهم فقيري بي‏‏نياز باشم، كه جاذبه‏هاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغاي كشمكش‏هاي پوچ مدفون نشوم.

دکتر مصطفی چمران

 

مطالب ارسالی اعضاء

؟؟؟؟

نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید

hra62302@yahoo.com

 

دست حق به همراهتان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 20:21  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان2

بنام خدای منتظران

 

 

هفته نامه مشکان

2

 

سال اول ـ شماره دوم ـ شنبه هشتم مرداد ماه 1384

زیر نظر هیئت تحریریه

 

 

 

سخنی با شما

 

دوستان گرامی سلام!

باز هم آمدیم! با دومین شماره از هفته نامه مشکان. امیدواریم تلاش ما مورد رضایت همه شما دوستان گرامی قرار گیرد. ما همچنان منتظر مطالب  زیبای شما هستیم. ضمنا از این پس سعی خواهیم کرد تا مطالب بیشتری را به صورت اختصاصی برای اعضای گروه ارسال نمائیم.

امیدواریم که همیشه موفق و موید باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

مطالب و نظرات خود را به آدرس زیر بفرستید:

hra62302@yahoo.com

 

 

 

خبر جالب

 

كوچكترين سگ دنيا

يك سگ كه تنها 20 سانتي متر قد و كمي بيش از نيم كيلو وزن دارد به عنوان كوچكترين سگ زنده دنيا شناخته شد
به گزارش سايت خبري آنانوا كه تصويري از اين سگ را در كنار يك قوطي كبريت منتشر كرده تا كوچكي ان را به نمايش بگذارد اين حيوان متعلق به يك مجموعه دار اسلواكي است و تنها يك سال دارد
صاحب اين سگ مي گويد دانكا از ابتداي تولد تا كنون رشد خود را كرده و به گفته دامپزشكان ديگر از اين بزرگتر نمي شود
وي به طور تصادفي در اوائل سال جاري با كتاب ركوردهاي گينس اشنا شد و فكر كرد مي تواند نام سگ خود را به عنوان كوچكترين آنها در اين كتاب به ثبت برساند
كتاب ركوردهاي گينس پس از رويت مدارك مستند مبني بر تمام شدن رشد اين حيوان و اينكه هيچ سگ ديگر تا كنون با اين اندازه وجود نداشته پذيرفت تا نام اين حيوان را در ركوردهاي خود به ثبت برساند

 

 

ادبی

 

دل آرام

 

در ميان امواج خروشان دريا

در ميان گردبادهاي صحرا

در كوير تشنه معشوق ها

در صداي بي سكوت لحظه ها

در ميان دشت هاي پر خروش

بر سر سجاده عاطفه ها

در ميان محراب شقايق ها

آه و افسوس

كه در ميان چشم ها دل گيرد آرام

 

زـ آقايان

 

 

طنز

 

آقايان پاسخ مي دهند

 

سئوال: برخي خانم ها مثل چي هستند ؟

 

خانم ها مثل راديو هستند هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند

خانم هامثل چسب دوقلو هستند  اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد

خانم ها مثل موتور گازي هستند  پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند  اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند  اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

خانم ها مثل موبايل هستند هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند

خانم ها مثل گچ هستند اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند

خانم ها مثل كنتو ر برق هستند هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود

خانم مثل فلزياب هستند  هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند

خانم ها خيلي زرنگ هستند آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند

ادامه دارد... ( خانم ها زیاد عصبانی نشوند هفته آینده نوبت آقایان است)

 

دینی

 

مصاحبه با امام علي (ع)

 

بخش دوم و پایانی

 

آنچه در پي مي آيد مقاله اي مصاحبه گونه از رياض نجيب الرئيس روزنامه نگار معروف عرب است كه در نقش مصاحبه گر با حضرت علي (ع) مصاحبه فرضي انجام داده است.

سوال: سرور و مولايم: وضع عبادت و پرستش خداوند در جهان امروز نابسامان و آشفته است. اصلاً آدمي نمي داند مردم چگونه عبادت مي كنند و به چه چيز باور و ايمان دارند؟

جواب: گروهي از مردم خدا را به اميد بخشش مي پرستند كه اين پرستش بازرگانان است و گروهي ديگر او را از روي ترس عبادت مي كنند، كه اين عبادت بردگان است و گروهي وي را براي سپس مي پرستند و اين پرستش آزادگان است.

سوال: جناب اميرالمومنين: در عصر ما، قرآن مهجور مانده و مسلمانان بدون توجه به محتوا و پيام اصلي آن كه سعادت انسان را تضمين مي كند به ظواهر و حفظ آداب ظاهري آن بسنده مي كنند.

جواب: بدانيد كه در قرآن علم آينده است و حديث گذشته، درد شما را درمان است و شيوه سامان دادن كارتان در آن است. و بدانيد كسي كه با قرآن است، نيازمند و محتاج نخواهد بود. قرآن شفاي بزرگترين بيماري ها يعني كفر و دورويي و به بيراهه شدن و گمراهي است. اخبار مربوط به پشينيان و آيندگان و آئين چگونه زيستن را در قرآن مي يابيد.

سوال: دروغگو چگونه است؟

جواب: او به سرابي مي ماند كه دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مي نمايد.

سوال: آيا قضاوت در مورد آنچه در باطن ديگران است دشوار نيست؟

جواب: هيچ كس چيزي را در دل نهان نمي كند مگر آنكه در سخنان بي انديشه اش آشكار شود و در صفحه ي رخسارش پديدار.

سوال: نظرتان در مورد حق و باطل چيست؟

جواب: هر كه در باطلي وارد شود دو گناه بر گُرده ي او باشد. گناه كردار و گناه خشنودي به آن كار. آنكه با حق درآويخت خون خود بريخت.

سوال: رفتار اجتماعي يك مسلمان چگونه بايد باشد؟

جواب: بترس از كاري كه در نهان انجام دهند و در عيان از آن خجلت برند و بپرهيز از كاري كه چون از كننده ي آن بپرسند آنرا انكار كند يا عذرخواهي نمايد.

سوال: در چنين شرايطي كه در آن به سر مي بريم چگونه با مشكلات برخورد كنيم؟

جواب: هيچ چيز نيست جز آنكه دارنده اش از آن سير شود و از داشتن آن ملول گردد. مگر زندگي كه هيچ چيز را بر آن ترجيح ندهد. چرا كه در مرگ آسايش و راحتي نمي بيند.

سوال: چگونه با روزگار برخورد كنيم؟

جواب: روزگار دو روز است! روزي به نفع تو و روزي به زيان تو، در روزي كه به نفع توست سركشي مكن و در روزي كه به زيان توست تن به شكيبايي ده.

سوال: سرور و مولايم: در پايان اگر صحبتي و يا پيامي داريد بفرماييد؟

جواب: ما اكثر العبر و اقل الاعتبار؟ پندها چه بسيار است و پند گرفتن چه اندك.

 

دعا

خدايا!

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

خسته ‏ام، پير شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس مي‏كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي‏كنم، و مي‏خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.

خدايا! به سوي تو مي‏آيم، از عالم و عالميان مي‏گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده.

دکتر مصطفی چمران

 

مطالب ارسالی اعضاء

؟؟؟؟

نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید

hra62302@yahoo.com

 

دست حق به همراهتان

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 20:6  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه 1

بنام خدای منتظران

 

 

هفته نامه مشکان

 

سال اول ـ شماره اول ـ شنبه یکم مرداد ماه 1384

زیر نظر هیئت تحریریه

 

عضویت در گروه مشکان 

دهمین شماره مشکان (تیرماه 84) به زودی منتشر خواهد شد

 

سخنی با شما

 

دوستان گرامی سلام!

بالاخره توانستیم به وعده خود عمل کنیم و اولین شماره از هفته نامه مشکان را برای ارسال آماده نمائیم. در این شماره مطالبی که به نظر هیئت تحریریه مشکان جالب می آمد انتخاب شد و ادامه این مطالب بستگی به نظر و سلیقه شما عزیزان دارد. برای ادامه انتشار این هفته نامه دست یاری به سوی همه شما گرامیان همراه دراز می کنیم و امیدواریم که شما مطالب زیبا ، دست نوشته های تنهایی خودتان و هر مطلبی را که به نظرتان جالب می آید را برای ما بفرستید تا با نام خودتان هم در هفته نامه و هم در وبلاگ مشکان درج گردد. در این قسمت بخش مطالب ارسالی اعضا خالی است اما امیدواریم که از هفته های بعدی این گونه نباشد ضمن اینکه مطالب شما تنها در آن بخش قرار نخواهد گرفت بلکه با ذکر نام در بخش مختلف و جدیدی که ان شاء ا... در آینده خواهیم داشت خواهد آمد.

منتظر شما هستیم ـ ما را تنها نگذارید!

امیدواریم که همیشه موفق و موید باشید ـ هیئت تحریریه مشکان

 

مطالب و نظرات خود را به آدرس زیر بفرستید:

hra62302@yahoo.com

 

 

 

خبر جالب

 

5000 بار خواستگارى ناموفق!

 

یك وكیل ثروتمند اهل «كرواسی»، براى پنج هزارمین بار، در ارائه پیشنهاد خواستگارى ناكام ماند.
وكیل ثروتمند «كروات»، به خاطر تعدد شكست در ازدواج، خود را زشت ترین مرد دنیا خواند. «امیل كاكیك» كه تمامى خاطرات تلخ خواستگارى خود را در كتاب كوچك سیاه رنگى جمع آورى كرده است بر این باور است كه پول هرگز نمى تواند باعث شود كه دیگران به شما عشق بورزند. بر اساس این گزارش، با وجود ارائه آگهى‌هاى متعددى در مطبوعات مبنى بر این كه «وكیل ثروتمندى درصدد یافتن زوجى زیبا براى خود است»، «امیل» هنوز موفق نشده است تا زوجى را براى خود اختیار كند.

 

 

 

ادبی

 

خلسه

شب سکوت کرده بود

و باغ هنگام لحظه روئیدن بود

و جای پای ساکت رؤیا به روی دوش زمین آب را صدا می زد

و دستهایم پر از نجابت باران بود

چه خوب بود ...

چه خوب بود که باغ کنار کوچه دلتنگ روز را فرا می خواند

و شهد خاطره تا ابد در مذاق دل می ماند

شازده کوچولو

 

 

طنز

 

عشق فيلسوف

 

خيلي تو خودش بود، آخرش دلم را زدم به دريا و گفتم: تو هيچ عاشق شدي؟

گفت: آره.

گفتم: چند بار؟

گفت: خيلي. گفتم: مگر سر مي بري؟

گفت: يكبار.

گفتم: چه حسي داشتي؟

گفت: عشق حس نيست، باوره، مكتبه، بودنه.

گفتم: اينا را كه گفتي يعني چي؟

گفت: تا حالا سوار قطار شدي؟ 

_ آره.

_ ديدي يكي ترمز قطار را بكشد؟

_ آره.

_ به اون ميگن عشق!

گفتم: يعني عشق ترمز قطاره؟ گفت: نه بابا! تو چقدر پرتي، يه جور گير كردنه.

گفتم: يعني آدم به هر چيزي گير بكند عاشق شده؟

گفت: ببين! اصلاً قطار و گير كردنو ول كن، ببين عشق يه لحظه واقعاً نابه، كه تو زندگي هر كسي در يك لحظه ي خاص پيش مي آيد مثلاً همين ازدواج، ديدي بعضي ها مي گويند: طرف را ديدم يك دل نه صد دل عاشقش شدم.

_ خب منظور؟

_ ببين وقتي آدم عاشق مي شه قلبش يا كند يا مي ايسته، صداش در نمياد، چشماش مي خواد از حدقه بيرون بزند و ...

گفتم: يعني وقتي آدم اينطوري بشه، عاشق شده؟

با بي حوصلگي گفت: آره.

آن شب سر ميز غذا وقتي غذا تو گلويم گير كرد و بسوي دستشويي دويدم، وقتي خودم را در آينه ديدم فهميدم عاشق شدم. به خودم گفتم: بعضي ها عجب بد سليقه اند، به چي ميگن عشق؟

محمد مهدی مومیوند

 

دینی

 

مصاحبه با امام علي (ع)

 

قسمت اول

 

آنچه در پي مي آيد مقاله اي مصاحبه گونه از رياض نجيب الرئيس روزنامه نگار معروف عرب است كه در نقش مصاحبه گر با حضرت علي (ع) مصاحبه فرضي انجام داده است.

سوال: سرور گرامي، اميرمومنان! در عصري به سر مي بريم كه  سركشي و طغيان انسانهاي متمدن  عليه پروردگارشان روز به روز افزايش يافته  و كبر و غرور و تفاخر و برتري جويي بر ساير همنوعان آنان را به كلي از ارزش هاي معنوي دور ساخته است. شما چه صحبتي با اين گونه افراد داريد؟

جواب: اين گونه انسانها مگر پيام قرآن را نشنيده اند كه مي گويد: " اي انسان چه باعث شد كه به خداي كريم بزرگوار مغرور گشتي؟" فرزند آدم را با تفاخر چكار؟ به آغازش نطفه اي بي ارزش بوده و پايانش مرداري گنديده، نه خود را روزي مي دهد و نه مي تواند مرگش را بازگرداند. بينوا فرزند آدم! مرگش پوشيده است و بيماريش پنهان و كردارش نگاشته شده است. پشه اي او را آزار مي دهد و جرعه اي گلوگير او را بكشد و بوي عرق، بدبويش سازد.

سوال: آيا حاكم مي تواند با زيردستان و مردم مشورت كند؟

جواب: هر كه خودراي باشد به هلاكت رسد  و هر كه با مردمان مشورت كند خود را در خرد آنان شريك سازد، كسي كه نظرات مختلف را بشنود درست از خطا بازشناسد.

سوال: امام عزيز! وطن واقعي كجاست؟ در حالي كه همه ي ما در غربتي سخت بسر مي بريم؟

جواب: براي تو هيچ شهري بهتر از شهر ديگر نيست، بهترين شهرها آن است كه در آن ، آسايش زندگيت فراهم باشد. توانگري در غربت ، چون در وطن ماندن است و درويش در وطن چون در غربت زيستن است.

سوال: چه رابطه اي ميان علم و ثروت وجود دارد و تفاوت آنها چيست؟

جواب: دانش بهتر از مال و ثروت است كه دانش تو را نگهبان باشد و ثروت را پاسبان، ثروت با هزينه ركدن كاهش مي يابد و دانش با نشر آن افزون شود. دانش فرمانگذار است و مال فرمانبردار.

سوال: تفاوت ميان عاقل و احمق چيست؟

جواب: زبان خردمند در پس دل اوست و دل نادان پس زبان او.

سوال: شخص احمق و نادان معمولا دنبال چيست؟

جواب: او خواهد كه تو را سود رساند ليكن دچار زيانت گرداند.

سوال: شخص خسيس و بخيل چگونه است؟

جواب: او آنچه را كه سخت بدان نيازمندي از تو دريغ دارد.

سوال: جناب اميرالمومنين: از نظر شما ويژگي هاي حاكمان و فرمانروايان  چيست؟

جواب: سزاوار نيست كه افراد خسيس، نادان، ستمكار، بي عدالت و رشوه ستان، رهبري و امامت مردم را عهده دار شوند كه خسيس در اموال آنان حريص گردد و نادان به ناداني خويش مسلمانان را به گمراهي برد و ستمكار با ستمگري، عطاي آنان را قطع مي كند و بي عدالت، در تقسيم اموال به عده اي ببخشد و عده اي را محروم سازد و آن كه در حكم كردن رشوه ستاند حقوق مردم را پايمال كند و آن را چنانچه بايد به حق داري نرساند.

ادامه دارد...

 

دعا

خدايا!

تو مرا اشك كردي كه همچون باران بر نمك‏زار انسان ببارم، تو مرا فرياد كردي كه همچون رعد، در ميان طوفان حوادث بغرم.

تو مرا درد و غم كردي، تا هم‏نشين محرومين و دل‏شكسته‏گان باشم، تو مرا عشق كردي تا در قلب‏هاي عشاق بسوزم.

تو مرا برق كردي تا در آسمان ظلمت‏زده بتازم، و سياهي اين شب ظلماني را بدرم.

تو مرا زهد كردي، كه هنگام درد و غم و شكست و فشار و ناراحتي، وجود داشته باشم، و هنگام پيروزي و جشن و تقسيم غنائم، دامن خود برگيرم و در كوير تنهايي با خداي خود تنها بمانم.

دکتر مصطفی چمران

 

مطالب ارسالی اعضاء

؟؟؟؟

برای دیدن وبلاگ مشکان اینجا را کلیک کنید 

برای عضویت در گروه مشکان اینجا را کلیک کنید 

نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید

hra62302@yahoo.com

 

دست حق به همراهتان

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 19:51  توسط حمید رضا الوندی  |